کمپین فعالین بلوچ: نقض حقوق شهروندان بلوچ در ایران بهصورت گسترده و سیستماتیک ادامه دارد
کمپین فعالین بلوچ در گزارشی درباره وضعیت نقض حقوق بشر در مناطق بلوچنشین در ایران نوشت که بر اساس آمار سه ماه نخست سال ۲۰۲۵، نقض حقوق شهروندان بلوچ بهصورت گسترده و سیستماتیک ادامه یافت. طبق این گزارش، جمهوری اسلامی در سه ماه گذشته ۲۴ نفر از شهروندان بلوچ را اعدام کرده است.
بر اساس گزارش کمپین فعالین بلوچ که سهشنبه ۱۲ فروردین منتشر شد، در سه ماه گذشته، نقض حقوق شهروندان بلوچ در ابعاد مختلفی رخ داده است.
کشتار شهروندان به دست نیروهای نظامی، سرکوب سوختبران، بازداشتهای گسترده، اعدام زندانیان و نقض حقوق زنان، برخی از مواردی هستند که در این گزارش به آنها اشاره شده است.
اعدام
کمپین فعالین بلوچ که اخبار استان سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، در گزارش خود از اعدام به عنوان ابزار وحشت و سرکوب نام برد و نوشت در سه ماه نخست سال ۲۰۲۵، دستکم ۲۴ زندانی از مناطق بلوچنشین ایران در زندانهای جمهوری اسلامی اعدام شدند.
طبق این گزارش، ۲۳ نفر از این افراد تحت «جرایم مرتبط با مواد مخدر» و یک نفر به اتهام «قتل» به دار آوریخته شد.
طی این بازه زمانی حکم اعدام سه زندانی بلوچ نیز صادر شده که یکی از آنها با اتهامات سیاسی مواجه است.
دستکم ۱۰ زندانی بلوچ نیز از اعدام نجات یافتهاند.
سایت حقوق بشری هرانا ۲۹ اسفند در گزارشی درباره نقض حقوق بشر در ایران نوشت جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۳ دستکم هزار و ۵۰ شهروند، از جمله ۲۹ زن و پنج کودک-مجرم را اعدام کرد.
طبق این گزارش، در سال گذشته ۱۸۹ تن دیگر به اعدام محکوم شدند و احکام اعدام بدوی ۵۵ نفر هم به تایید دیوان عالی کشور رسید.
تیراندازی و انفجار مین
تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به سمت شهروندان بلوچ، در سه ماه نخست سال ۲۰۲۵ دستکم ۳۰ کشته و ۵۶ زخمی بر جای گذاشته است. در این میان چهار زن زخمی، دو کودک کشته و یک کودک زخمی شدند.
طبق گزارش کمپین فعالین بلوچ، در اثر انفجار مینهای کار گذاشته شده به دست سپاه پاسداران در مناطق مرزی بلوچستان، دو شهروند بلوچ کشته و چهار نفر زخمی شدند.
همچنین هفت تبعه خارجی در مرزهای بلوچستان کشته و هفت نفر دیگر زخمی شدند.
در این مدت ماموران امنیتی در ۱۶ مورد به منازل و اماکن شهروندان یورش بردهاند.
تیراندازی افراد و سارقان مسلح و درگیری و اختلافات طایفهای نیز در این بازه زمانی منجر به کشته شدن ۵۸ شهروند بلوچ و زخمی شدن ۴۱ تن دیگر شده است.
در سه ماه گذشته دستکم ۳۴ سوختبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی، تصادفات جادهای یا تعقیب و گریز کشته و ۴۱ سوختبر دیگر زخمی شدهاند. ۱۳ سوختبر نیز به دست نیروهای نظامی بازداشت شدند.
کمپین فعالین بلوچ پیشتر و در پنجم اسفند ۱۴۰۳ اعلام کرد در هفت سال اخیر، نیروهای نظامی بیش از هزار سوختبر بلوچ را کشته یا زخمی کردهاند.
خشونت علیه زنان، خودکشی و قصور پزشکی
کمپین فعالین بلوچ با استناد به گزارشهای دریافتی نوشت که طی سه ماه گذشته دستکم سه زن بلوچ بر اثر خشونت خانگی به دست اعضای خانواده خود کشته شده و سه زن دیگر خودکشی کردهاند.
این سایت حقوق بشری در ادامه نوشت در این مدت یک زن مبتلا به بیماری اعصاب و روان مورد تجاوز قرار گرفته و دو مادر باردار بلوچ به دلیل قصور پزشکی جان خود را از دست دادند.
یک زن بلوچ بر اثر شوک عصبی پس از یورش نیروهای نظامی کشته شد و دو زن بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی زخمی شدند. یک زن نیز به دلیل آتشسوزی جان خود را از دست داد.
نقض آزادیهای فردی
طبق گزارش کمپین فعالین بلوچ، در سه ماه نخست سال ۲۰۲۵، دستکم ۲۱۸ شهروند بلوچ به دست نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بازداشت شدهاند. پنج نفر از بازداشتشدگان افراد زیر ۱۸ سال بودهاند.
همچنین در چهار مورد، نیروهای امنیتی به بهانه فقدان مدارک هویتی، به منازل مسکونی شهروندان بلوچ یورش برده و اقدام به بازداشت دستهجمعی شهروندان کردند.
کمپین فعالین بلوچ این آمار را «گواه روشنی بر نقض گسترده و سیستماتیک حقوق شهروندان بلوچ در ایران» دانست و نوشت: «این موارد نشان میدهد جمهوری اسلامی نه تنها در بهبود وضعیت معیشتی شهروندان بلوچ اقدامی نکرده بلکه با افزایش سرکوب، امنیت و جان آنها را به خطر انداخته است.»
این سازمان حقوق بشری در پایان از نهادهای بینالمللی حقوق بشری و سازمانهای مدافع حقوق زنان و کودکان درخواست کرد به این وضعیت توجه بیشتری داشته باشند و برای توقف این روند، فشار بیشتری بر جمهوری اسلامی وارد کنند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ در نخستین گزارش خود به شورای حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرد تبعیض علیه اقلیتهای قومی همچون شهروندان تُرک، کُرد، عرب و بلوچ همچنان در ایران ادامه دارد.
او در این خصوص گفت همچنان گزارشهای بازداشتهای خودسرانه، محاکمههای غیرمنصفانه و در مواردی مجازات اعدام را برای این گروه از شهروندان دریافت میکند.
با وجود تلاش جمهوری اسلامی برای از بین بردن جشنهای باستانی و مناسبتهای شادی همچون چهارشنبهسوری، نوروز و سیزده بهدر، ایرانیان به سنت هر سال در طبیعت، پارکها و تفرجگاههای شهرهای مختلف کشور حضور یافتند و آیین آخرین روز تعطیلات نوروزی را گرامی داشتند.
۱۳ فروردین معروف به «سیزده بهدر» آخرین روز از تعطیلات نوروز است که مردم با رفتن به پارکها، جنگلها و تفرجگاهها به شادی میپردازند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال، رقص و شادی زنان و مردان را در بجنورد در چهارشنبه ۱۳ فروردین نشان میدهد.
یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال گفت که برای سیزده بهدر، کنار ساحل گناوه رفته اما تمام ساحل پر از زباله است.
شهروند دیگری با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال گفت: «سیزده را بهدر میکنیم به امید به در کردن نحسی جمهوری اسلامی، آزادی ایران و نابودی علی خامنهای.»
یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال، درختان محوطه تخت جمشید را در ۱۳ فروردین نشان داد و گفت که پوست این درختان را کندهاند.
ویدیوی ارسالی دیگری نشان میدهد شمار زیادی از شهروندان در اصفهان برای سیزده بهدر کنار پل خواجو و بستر خشک زایندهرود رفته و ترانهای با مضمون حسرت برای پرآبی این رود را پخش کردند.
یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال گفت تمام ورودیهای پارک چیتگر تهران را در روز ۱۳ فروردین بستهاند تا مردم نتوانند برای سیزده بهدر وارد آن شوند.
سفارت آلمان در ایران با انتشار ویدیوهایی در صفحه اینستاگرام خود نشان داد که مارکوس پوتسل، سفیر این کشور، چهارشنبه ۱۳ فروردین برای سیزده بهدر به ارتفاعات توچال در تهران رفته است.
از سوی دیگر، خانوادههای دادخواه قربانیان جمهوری اسلامی همزمان با ۱۳ فروردین، تصاویری از حضور خود را بر مزار عزیزانشان منتشر کردند.
محمد کریمبیگی، پدر دادخواه مصطفی کریمبیگی، از کشتهشدگان اعتراضات سال ۱۳۸۸، تصویری از حضور خود بر مزار فرزندش را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد.
این پدر دادخواه همراه با این تصویر نوشت: «پسر قهرمان و مبارزم، شانزدهمین سیزده بهدر است که تو را در میان خودمان نداریم. دیر یا زود دیکتاتور تاوان خواهد داد. باور دارم سرانجام خیر بر شر و نور بر ظلمت پیروز میشود.»
پیش از سیزده بهدر
ویدیوها و تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال در ۱۲ فروردین نیز از ادامه برگزاری جشنهای نوروزی حکایت داشتند و نشان دادند که شهروندان در آستانه سیزده بهدر، با رقص و پایکوبی در شهرهای مختلف ایران به استقبال برگزاری آیین آخرین روز تعطیلات رفتند.
یکی از ویدیوهای رسیده آوازخوانی و شادی مردم را در تعطیلات نوروزی در کنار ارگ کریمخان شیراز نشان داد.
در اصفهان نیز مردم زیر پل خواجو به آوازخوانی و شادی پرداختند.
برخی ویدیوها، رقص و شادی مردم را در تعطیلات نوروزی و در خیابانهای شیراز نشان دادند.
در ویدیوهایی دیگر، مردم در بسیاری از استانهای ایران از جمله لرستان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، یزد و تهران در شامگاه ۱۲ فروردین و شب سیزده به در، مشغول رقص و شادمانی نشان داده شدند.
تهدیدها و بازداشتها
مجید فیض جعفری، رییس پلیس امنیت عمومی فراجا، ۱۲ فروردین در گفتوگو با خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، با اشاره به شعارهای ضدحکومتی در مراسم تحویل سال نو در برخی اماکن تاریخی گفت که «لیدرها و محرکین اصلی» این رخداد دستگیر شدند.
با توجه به سابقه نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، به نظر میرسد صحبتهای این مقام امنیتی در راستای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و جلوگیری از برگزاری آیین باستانی سیزدهبهدر و سر دادن شعارهای ضدحکومتی در این روز بوده است.
طی سه هفته گذشته، نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف کشور از جمله چندین شهر کردنشین ایران کوشیدند از برگزاری مراسم نوروزی جلوگیری کنند.
ایراناینترنشنال پنجم فروردین در گزارشی با اشاره به اینکه فشارهای جمهوری اسلامی بر شهروندان برای برپا نکردن رسوم نوروزی افزایش یافته است، نوشت که شهروندان با وجود محدودیتهای حکومت، رسوم نوروزی را بهجا میآورند.
با وجود گذشت بیش از شش ماه از وعده احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت مسعود پزشکیان برای افزایش حقوق کارگران معادن در ایران، این وعده هنوز محقق نشده است. کارگران معدن در ایران با وجود سختی کار و خطرات جانی زیاد، دستمزدهای بسیار پایینی دریافت میکنند.
خبرگزاری ایلنا چهارشنبه ۱۳ فروردین در گزارشی به نقل از کارگران معادن نوشت وعده وزیر کار برای افزایش حقوق کارگران معدن مانند سایر وعدههایی که در بزنگاههای حوادث تلخ برای «تلطیف افکار عمومی و فروکش کردن بحران» میدهند، «توخالی و بدون ضمانت اجرایی» از کار درآمد.
ایلنا با بیان اینکه کارگران معدن هیچ زمان مشمول تبدیل وضعیت و افزایش حقوق نشدند، نوشت: «با گذشت ماهها، خبری از بهبود وضعیت کارگران معدن نشد و همچنان پیمانکاری باقی ماندند و مناسبات مزدیشان تغییری نکرد.»
این خبرگزاری با اشاره به اینکه انفجار معدن معدنجوی طبس در ۳۱ شهریور ۱۴۰۳ به جان باختن ۵۳ نفر و مصدوم شدن شماری دیگر از کارگران انجامید، یادآوری کرد که این حادثه برای مدتی کوتاه کارگران معادن و وضع اسفناک شغلی آنها را به سرخط رسانهها بدل کرد.
پس از آن و در چهارم مهر ماه، احمد میدری، وزیر کار دولت مسعود پزشکیان، با بیان اینکه معدن نماد سختی کار است اما حقوق کارگران آن کافی نیست، گفت: «نباید حقوق کارگرانی که در معادن به صورت حجمی مشغول کار هستند و با بیثباتی شغلی مواجه هستند، کمتر از نیروهای رسمی باشد.»
میدری همان زمان وعده داد پیشنهاد افزایش حقوق کارگران معادن را خواهد داد و این مساله را در شورای عالی کار بررسی و تعیین خواهد کرد.
این موضوع در دستور کار نشست ۲۲ آبان ۱۴۰۳ شورای عالی کار که شورایی حکومتی است قرار گرفت.
محسن باقری، نماینده کارگران در این شورا «ارتقای نظام جبران خدمت کارگران معادن» را منوط به اصلاح طرح طبقهبندی در کارگاههای معدنی کشور دانست و گفت که نظام ارزشیابی مشاغل در کارگاههای معدنی «رضایتبخش نیست» و باید اصلاح شود.
باقری از «برقراری حق تونل و مزایای مزدی مانند حق پاداش تولید و کاهش ساعات کار»، به عنوان راهکارهای افزایش حقوق کارگران معادن نام برد و گفت: «اولین گام باید حذف پیمانکاران و انعقاد قرارداد مستقیم با کارگران معادن باشد و اگر ارادهای باشد، راهکارهایی برای افزایش حقوق کارگران معدن وجود دارد.»
با گذشت ۲۰۰ روز از وعده وزیر کار و ۱۴۰ روز از برگزاری نشست شورای عالی کار با هدف بهبود وضعیت کارگران معادن، وعدههای داده شده هنوز محقق نشدهاند و به نوشته ایلنا، این موضوع همان آبان ماه «بایگانی» شد.
بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۰ تعداد معادن در حال بهرهبرداری کشور شش هزار و ۲۵ معدن بوده که نسبت به سال قبل از آن، ۴/۲ درصد (۲۴۳ معدن) افزایش داشته است.
همچنین در سال ۱۴۰۰ تعداد افراد شاغل در معادن در حال بهرهبرداری، ۱۳۰ هزار و ۳۵۸ نفر بوده است که نسبت به سال ۱۳۹۹، برابر با ۸/۳ درصد (معادل ۱۰ هزار و ۳۱ نفر) افزایش یافته است.
بهرام شکوری، رییس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران ۱۴ بهمن ۱۴۰۳ گفت در حال حاضر ۶۵ درصد معادن کشور تعطیل هستند.
او اضافه کرد: «عوارض سنگین وارداتی و ممانعت از واردات ماشینهای معدنی و عدم تامین مواد اولیه، عواملی هستند که به تعطیلی معادن میانجامند.»
نشریه فارین افرز با اشاره به آسیبپذیری کنونی جمهوری اسلامی، نوشت که آمریکا باید رهبری دوره گذار در خاورمیانه را بر عهده بگیرد، سرمایهگذاریهای بلندمدتی در امنیت منطقه انجام دهد و علاوه بر اقدام نظامی، از سایر روشهای سیاستورزی نیز برای تضعیف موقعیت منطقهای تهران غافل نشود.
فارین افرز در مقالهای تاکید کرد که جمهوری اسلامی اکنون در موقعیتی ضعیف قرار گرفته است چرا که هم از لحاظ داخلی آسیبپذیرتر از همیشه شده و هم در عرصه بینالمللی بیشتر از هر زمان دیگری پس از انقلاب ۵۷ در معرض فشار است.
تضعیف موقعیت ایران در منطقه با حملات نظامی اسرائیل
این رسانه یادآوری کرد که تحلیلگران سیاستهای ایران در واشینگتن بر سر این موضوع اختلاف نظر داشتند که چه ترکیبی از ابزارها میتواند ایران را بهطور موثر بازدارد اما بهطور کلی توافق داشتند که اگر تهران تحت فشار زیادی قرار بگیرد، گزینههای تلافیجویانهای برای راه انداختن جنگی تمامعیار در اختیار دارد.
بر همین اساس، چهار رییسجمهوری اخیر آمریکا یعنی جورج بوش، باراک اوباما، دونالد ترامپ در دوره اول و جو بایدن، همگی در نهایت بر استفاده از دیپلماسی و تحریمها برای بازدارندگی تاکید داشتند و هرگز مجوز حمله نظامی به داخل خاک ایران را صادر نکردند.
فارین افرز اکنون یادآور شد که موفقیتهای عملیاتی اسرائیل این تصورات را تغییر داده و فرصتی را برای از بین بردن شبکه تهدیدات منطقهای جمهوری اسلامی و ایجاد خاورمیانهای امنتر و باثباتتر فراهم کرده است.
اکنون رهبران کلیدی در محور موسوم به «مقاومت» کشته و دهها هزار جنگجوی وابسته به جمهوری اسلامی از میدان نبرد خارج شدهاند. زرادخانههای این گروهها بهشدت آسیب دیده و اسرائیل توانسته است مجتمع نظامی-صنعتی ایران را که تامینکننده این تسلیحات بوده، تضعیف کند.
سرنگونی بشار اسد، رییس حکومت سوریه و متحد کلیدی جمهوری اسلامی نیز ضربهای سنگین به تهران بود چرا که اسد در تبدیل سوریه به یک مسیر ترانزیت برای ارسال سلاح، منابع مالی و نیرو به گروههای نیابتی جمهوری اسلامی دست و نقش داشت.
جلوگیری از بازسازی قدرت ایران نباید تنها به اسرائیل واگذار شود
فارین افرز تاکید کرد جلوگیری از بازسازی «قدرت تخریبگر ایران در خاورمیانه» نباید تنها به اسرائیل واگذار شود، چرا که این کشور از نظر منابع، ساختار و تجربه دههها پس از جنگ، برای تامین نظم جدید و صلحآمیزتر در منطقه، فاقد توانمندی بوده است.
به گفته نویسنده این مقاله، استفاده از نیروی نظامی صرف نمیتواند مانع بازگشت ایران به قدرت شود و تنها یک فرایند سیاسی است که میتواند این هدف را محقق کند و آمریکا بهترین موقعیت را برای هدایت این مسیر دارد.
این رسانه هشدار داد رویکرد ترامپ در تکیه صرف بر عملیات نظامی به عنوان ابزار سیاست خارجی علیه تهران، به آمریکا امکان بهرهداری از ایران ضعیف شده کنونی را نمیدهد. در عوض، ترامپ باید تدابیر سختگیرانه را با دیپلماسی خلاقانه ترکیب کند که فراتر از تماس با سران دولتها و تلاش برای توافقهای پر سر و صدا باشد.
با توجه به رویدادهای یک سال اخیر مانند ضربات وارد شده به حوثیها، حزبالله و حماس، این برآورد ایجاد شده که حملات متعارف جمهوری اسلامی قابل شکست است و کشورهای همسایه میتوانند ترغیب شوند تا در دفاع هماهنگشدهای علیه تهاجم ایران مشارکت کنند.
آمریکا باید رهبری اقداماتی همهجانبه علیه ایران را بر عهده بگیرد
آمریکا، اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی اکنون هدف مشترکی دارند: آزادی خاورمیانه از نفوذ ایران؛ که یک اجماع نادر است اما واشینگتن باید این ذینفعان را گرد هم آورد تا یک نقشه راه واقعبینانه برای حکمرانی، امنیت و بازسازی غزه تدوین کنند.
آمریکا همچنین باید بهوضوح بیان کند که چه سرمایهگذاریهای بلندمدتی در امنیت خاورمیانه انجام خواهد داد.
فارین افرز یادآور شد بدون استراتژی اینچنینی، منطقه قادر نخواهد بود دستاوردهای نظامی چشمگیر اسرائیل را در برابر ایران تثبیت کند چرا که رهبران جمهوری اسلامی با اقداماتی مانند تشدید خشونتهای فرقهای در سوریه، در تلاش برای بازپسگیری قدرت از دست رفته خود هستند.
بر اساس این تحلیل، اکنون امکانی واقعی برای هدایت خاورمیانه در مسیری متفاوت ایجاد شده اما اگر آمریکا شانس خود را برای رهبری آن هدر دهد، این فرصت ممکن است برای نسلها دیگر پیش نیاید.
به نظر میرسد استراتژی کنونی واشینگتن در قبال تهران بر اساس این باور استوار باشد که یک استراتژی فشار که تنها با اسرائیل هماهنگ شده باشد، میتواند جمهوری اسلامی را مجبور به توقف فعالیتهایی کند که این حکومت برای بقای خود ضروری میداند.
آمریکا برای هدف خود به همکاری چین، بزرگترین واردکننده نفت ایران و کشورهای خاورمیانه نیاز دارد که پایگاهها و نیروهای ایالات متحده را میزبانی میکنند. همچنین، نیازمند حمایت کشورهای اروپایی در شورای امنیت سازمان ملل است.
بدون هماهنگی بینالمللی گستردهتر در یافتن موثرترین راه برای منزوی کردن جمهوری اسلامی، تهران از روابط خود با پکن و مسکو به منظور مقاومت در برابر هرگونه تلاش آمریکا در جهت بهدست آوردن امتیازهای معنادار استفاده خواهد کرد.
از سوی دیگر فارین افرز بر ضرورت حمایت آمریکا از رهبران جدید سوریه تاکید کرد و نوشت که واشینگتن در کنار آن باید به حفظ حضور نظامی خود در دوره گذار خاورمیانه و ظهور ترتیبات امنیتی جدید در منطقه اهمیت دهد.
به گفته این رسانه، آمریکا همچنین باید کمکها و حمایتهای فنی را به جوامع آسیبپذیر افزایش دهد و به گرد هم آوردن شرکای محلی و بینالمللی بپردازد تا: «یک چشمانداز ملموس و واقعبینانه برای یک نظم منطقهای بدون تسلط ایران ترسیم کند.»
تلاشهای گذشته تهران برای بیثباتسازی دولتهای منطقه، سرکوب مردم آنها، به چالش کشیدن منافع ایالات متحده و گسترش ترور در خارج از مرزهای خود، تنها به این دلیل موفقیتآمیز بوده است که دولتهای ضعیف، فاسد و تحت کنترل اندکی را هدف قرار داده.
فارین افرز نوشت هدف اصلی استراتژی تثبیت باید حمایت از ظهور دولتهای پاسخگو، شفاف و قوی باشد که انحصار استفاده از زور و ظرفیت ایجاد رفاه برای مردم خود را در اختیار داشته و آماده مقابله با نفوذ ایران باشند.
برخلاف تفکر رایج چند دهه گذشته، اکنون مشخص شده است که یک کمپین نظامی استثنایی میتواند موقعیت منطقهای ایران را به طور قابل توجهی تضعیف کند. حالا آمریکا باید نقش خود را ایفا و یک تلاش مدنی به همان اندازه استثنایی، برای دائمی ساختن این تغییر آغاز کند.
سایت اکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پاسخ جمهوری اسلامی به نامه خود را دریافت کرده است.
اکسیوس چهارشنبه ۱۳ فروردین به نقل از منابع آمریکایی نوشت که کاخ سفید همزمان با تقویت چشمگیر حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، بهطور جدی در حال بررسی پیشنهاد تهران برای مذاکرات غیرمستقیم است.
این رسانه نوشت در نامه ترامپ، پیشنهاد مذاکرات مستقیم هستهای مطرح شده اما جمهوری اسلامی فقط با «مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری عمان» موافقت کرده است.
به گزارش اکسیوس، در کاخ سفید بحث داخلی شدیدی بین مقاماتی که معتقدند رسیدن به توافق با ایران هنوز ممکن است و کسانی که مذاکرات را بیفایده میدانند و از حمله به تاسیسات هستهای حمایت میکنند، در جریان است.
یک مقام آمریکایی به این سایت اعلام کرد که ترامپ، خواهان جنگ با ایران نیست اما باور دارد که باید با تقویت توان نظامی در منطقه، قدرت بازدارندگی ایجاد کند تا مذاکرات از موضع قدرت انجام شود.
پلیس راهور فراجا گزارش داد در طول ۱۸ روز طرح نوروزی در ایران ۷۴۷ نفر در تصادفهای رانندگی در جادههای کشور جان خود را از دست دادهاند و بیش از ۱۶ هزار و ۹۰۰ شهروند مصدوم شدهاند.
طرح ترافیکی پلیس راه برای سفرهای نوروزی ۱۴۰۴، از ۲۵ اسفند سال گذشته آغاز شد.
تیمور حسینی، رییس پلیس راهور فراجا، چهارشنبه ۱۳ فروردین اعلام کرد در طول ۱۸ روز طرح نوروزی در ایران، ۶۱۵ فقره تصادف فوتی در جادههای کشور به وقوع پیوست و ۷۴۷ نفر جان باختند.
حسینی از وقوع بیش از ۱۳ هزار و ۵۶۳ تصادف منجر به مجروح شدن شهروندان در این مدت خبر داد و گفت در این تصادفها بیش از ۱۶ هزار و ۹۰۵ شهروند مصدوم شدند.
او با بیان اینکه در مجموع، طی این مدت ۸۸ هزار و ۴۸۹ فقره تصادف رانندگی در کشور رخ داده است، این آمار را نشاندهنده «شدت و گستردگی» حوادث رانندگی در ایام نوروز دانست.
در نوبت قبل، طرح نوروزی پلیس ایران از ۲۴ اسفند ۱۴۰۲ آغاز و در یک بازه زمانی ۱۸ روزه تا ۱۲ فروردین ۱۴۰۳، مرگ ۶۹۸ نفر بر اثر حوادث رانندگی ثبت شد.
این آمار نشان میدهد که شمار جانباختگان تصادفهای رانندگی در ۱۸ روز گذشته نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۴۹ تن بیشتر شده است.
هر سال با آغاز سفرهای نوروزی، آمار تصادفات جادهای و کشتههای ناشی از آن بهطور چشمگیری در ایران افزایش مییابد.
حسینی در بخش دیگری از صحبتهای خود گزارش داد که بیشترین آمار مرگ و میر در تصادفهای نوروزی امسال تاکنون، به ترتیب مربوط به استانهای کرمان، فارس، خراسان رضوی، خوزستان و سیستان و بلوچستان بوده است.
او همچنین «نبود توجه به جلو»،، «ناتوانی در کنترل وسیله نقلیه»، «تغییر مسیر ناگهانی» و «انحراف به چپ» را از مهمترین عوامل وقوع تصادفهای منجر به مرگ در این بازه زمانی ۱۸ روزه دانست.
در حوادث رانندگی ۱۰ ماه نخست سال ۱۴۰۳، حدود ۱۶ هزار نفر و در سوانح سال ۱۴۰۲ بیش از ۲۰ هزار نفر کشته شدند.