• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شکستگی جمجمه‌ها؛ شواهد تازه از قربانی شدن خدمتگزاران پادشاهان مصر باستان

۱۳ مهر ۱۴۰۵، ۰۶:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
تصویر آرشیوی
تصویر آرشیوی

بررسی تازه بقایای انسانی به‌دست‌آمده از گورستان سلطنتی «ام‌القعاب» در مصر شواهدی ارائه کرده است که می‌تواند یکی از نظریه‌های قدیمی درباره قربانی شدن خدمتگزاران پادشاهان نخستین این کشور را تقویت کند.

روزنامه گاردین دوشنبه ۱۳ مهر گزارش داد پژوهشگران در شماری از جمجمه‌های افرادی که در کنار فرمانروایان دودمان نخست مصر دفن شده بودند، شکستگی‌ها و آسیب‌هایی یافته‌اند که احتمالا نزدیک به زمان مرگ ایجاد شده‌اند.

بر اساس این پژوهش، مقام‌های دربار، صنعتگران و دیگر افرادی که در خدمت پادشاهان نخستین مصر بودند، ممکن است پس از مرگ فرمانروای خود کشته و در کنار او دفن شده باشند.

گورستان سلطنتی ام‌القعاب در نزدیکی شهر باستانی ابیدوس، آرامگاه‌ها و محوطه‌های تدفین فرمانروایان دودمان نخست مصر را در خود جای داده و قدمت بخش‌هایی از آن به حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد.

در این محل تنها اعضای خاندان سلطنتی دفن نشده‌اند. پیرامون آرامگاه‌های اصلی، صدها گور کوچک‌تر نیز قرار دارد که گمان می‌رود به افراد مرتبط با دربار، از جمله زنان درباری، مُهرداران، بازرسان و صنعتگران تعلق داشته باشند.

روزلین کمپبل، پژوهشگر دانشگاه پردو در آمریکا و نویسنده این تحقیق، در مقاله‌ای در نشریه «مرزهای باستان‌شناسی محیطی» نوشت آها، اولین فرمانروای دودمان نخست، تنها چند گور فرعی در اطراف آرامگاه خود داشت، اما جانشینان او صدها نفر را در گورهای پیرامونی دفن کردند.

100%
عکس آرشیوی

نظریه‌ای صدساله درباره قربانی کردن انسان

این گورها در دهه ۱۹۲۰ میلادی به دست فلیندرز پتری، مصرشناس انگلیسی، کاوش شدند. پتری معتقد بود افراد دفن‌شده در آنها قربانی شده‌اند تا پس از مرگ نیز در خدمت فرمانروای خود باقی بمانند.

با این حال، یک مشکل مهم در برابر این نظریه وجود داشت: پتری هیچ نشانه روشنی از جراحت در بقایای انسانی پیدا نکرده بود.

او احتمال می‌داد این افراد زنده‌به‌گور شده باشند، در حالی که شماری از پژوهشگران بعدی مطرح کردند شاید آنها به مرگ طبیعی مرده و پس از مرگ فرمانروا، بقایایشان برای خاکسپاری دوباره به ابیدوس منتقل شده باشد.

کمپبل برای بررسی دوباره این فرضیه، جمجمه‌های ۴۶ نفر را که از گورهای پیرامون محوطه‌های تدفین شاه جر، شاه جت و ملکه مرنیث به دست آمده بود، بررسی کرد.

این جمجمه‌ها اکنون در مجموعه‌های داک‌ورث دانشگاه کمبریج نگهداری می‌شوند.

او به گاردین گفت بحث درباره اینکه آیا قربانی کردن خدمتگزاران در مصر باستان انجام می‌شده، بیش از یک قرن ادامه داشته، اما این نخستین پژوهشی است که بقایای انسانی این گورها را بررسی می‌کند.

کمپبل در ۱۸ جمجمه نشانه‌هایی از آسیب‌های احتمالا مرگبار، از جمله شکستگی، پیدا کرد. در یک مورد هم اثری از ضربه‌ای شدید و برنده به ناحیه چشم دیده شد.

به گفته او، احتمالا پتری برخی از این شکستگی‌ها را مشاهده کرده بود، اما آنها را آسیب‌هایی ناشی از دوره پس از مرگ دانسته و متوجه نشده بود که ممکن است در زمان مرگ ایجاد شده باشند.

از انسان تا تندیس

کمپبل افزود بعید است این شکستگی‌ها بر اثر ضربه گرز ایجاد شده باشند؛ سلاحی که در هنر مصر باستان اغلب در دست پادشاهان پیروز و در حال ضربه زدن به دشمنان به تصویر کشیده شده است.

به گفته او، احتمال بیشتری دارد که این جراحات حاصل اصابت اشیایی پهن و مسطح از جنس چوب یا شاخ حیوانات بوده باشند.

او با این حال تاکید کرد نمی‌توان درباره همه افراد دفن‌شده به نتیجه‌ای یکسان رسید. به باور این پژوهشگر، درباره جمجمه‌هایی که نشانه‌ای از آسیب ندارند، نمی‌توان با اطمینان گفت صاحبان آنها قربانی شده‌اند و این احتمال وجود دارد که تنها برخی از خدمتگزاران قربانی شده باشند و برخی دیگر نه.

کمپبل همچنین یادآور شد شمار گورهای فرعی به‌سرعت کاهش یافت و ظاهرا با آغاز دودمان دوم مصر، این رسم از میان رفت.

سلیمه اکرام، استاد دانشگاه آمریکایی قاهره، گفت هرچند فرضیه قربانی شدن خدمتگزاران تازه نیست، اهمیت این پژوهش در استفاده از روش‌های دقیق و امروزی برای بررسی بقایا است.

او افزود این سنت عمر کوتاهی داشت و بعدها تندیس‌ها جای انسان‌ها را گرفتند. به گفته اکرام، ممکن است برخی از خدمتگزاران قربانی شدن را امتیازی برای ادامه خدمت به پادشاه خداگونه در زندگی پس از مرگ می‌دانستند، اما احتمال دارد عده‌ای نیز از چنین سرنوشتی وحشت داشته یا برای گریز از آن تلاش کرده باشند.

داون مک‌کورمک، مصرشناس دانشگاه سمفورد در آلاباما، نیز گفت نمونه‌های مشابه قربانی کردن انسان در فرهنگ‌ها و دوره‌های تاریخی مختلف دیده شده است و ممکن است همه افرادی که در این محوطه دفن شده‌اند، با چنین سرنوشتی موافق نبوده باشند.

او اضافه کرد می‌توان انتظار داشت که دست‌کم برخی از این افراد با خشونت کشته شده باشند.

Banner
Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا می‌گوید دو دیپلمات ایرانی را پس از نادیده گرفتن دستور خروج اخراج کرده است
۱

آمریکا می‌گوید دو دیپلمات ایرانی را پس از نادیده گرفتن دستور خروج اخراج کرده است

۲

نتانیاهو: جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد؛ محاصره ترامپ سپاه پاسداران را تضعیف کرده است

۳

دو ایرانی به اتهام برنامه‌ریزی برای حمله با بمب کلر به یهودیان منچستر در دادگاه حاضر شدند

۴

دلار به مرز ۲۷۰ هزار تومان رسید، یورو از ۳۰۰ هزار تومان گذشت

۵

سردبیر خبر اورشلیم‌پست: مردم ایران بدانند تنها نیستند

انتخاب سردبیر

  • از حقوق قسطی تا تهدید به اخراج؛ روایت کارکنان از بحران دستمزد در ایران
    روایت شما

    از حقوق قسطی تا تهدید به اخراج؛ روایت کارکنان از بحران دستمزد در ایران

  • با وجود ادامه حملات به نفتکش‌ها، صادرات نفت خاورمیانه از سطح پیش از جنگ گذشت

    با وجود ادامه حملات به نفتکش‌ها، صادرات نفت خاورمیانه از سطح پیش از جنگ گذشت

  • پزشکیان استعفای پاک‌نژاد را پذیرفت، حمید بورد سرپرست وزارت نفت شد

    پزشکیان استعفای پاک‌نژاد را پذیرفت، حمید بورد سرپرست وزارت نفت شد

  • منابع آگاه از فشار بر پسران دانش‌آموز برای شرکت در «رزمایش جانفدایان» خبر دادند

    منابع آگاه از فشار بر پسران دانش‌آموز برای شرکت در «رزمایش جانفدایان» خبر دادند

  • انتقال دوباره علیرضا سپاهی به انفرادی؛ خانواده برای آخرین دیدار فراخوانده شدند
    اختصاصی

    انتقال دوباره علیرضا سپاهی به انفرادی؛ خانواده برای آخرین دیدار فراخوانده شدند

  • چرا کشف «ایلیاد» هومر درون یک مومیایی در مصر باستان‌شناسان را شگفت‌زده کرده‌ است؟

    چرا کشف «ایلیاد» هومر درون یک مومیایی در مصر باستان‌شناسان را شگفت‌زده کرده‌ است؟

•
•
•

مطالب بیشتر

یک پژوهش: نوشیدنی‌های رژیمی در کاهش و کنترل وزن عملکردی مشابه آب دارند

۱۲ مهر ۱۴۰۵، ۰۶:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یک کارآزمایی دوساله با مشارکت ۴۹۳ فرد چاق یا دارای اضافه‌وزن نشان داد نوشیدنی‌های رژیمی حاوی شیرین‌کننده‌های غیرمغذی، در چارچوب یک برنامه کنترل وزن، از نظر کاهش و حفظ وزن نتیجه‌ای مشابه آب داشتند و شواهدی از افزایش اشتها یا آسیب متابولیک بلندمدت در مصرف‌کنندگان آنها دیده نشد.

به گزارش پایگاه خبری ساینس‌دیلی، پژوهشگران دانشگاه لیورپول در این مطالعه، اثر نوشیدنی‌های حاوی آسپارتام، آسه‌سولفام پتاسیم و سوکرالوز را با آب مقایسه کردند.

نتایج این پژوهش در مجله تغذیه بریتانیا منتشر شده است.

کاهش وزن مشابه در دو گروه

در این کارآزمایی، ۴۹۳ فرد دارای اضافه‌وزن یا چاقی در یک برنامه ساختاریافته رفتاری برای کنترل وزن شرکت کردند.

افراد به‌صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند و هر روز یا آب نوشیدند یا از نوشیدنی‌های رژیمی موجود در بازار استفاده کردند.

پس از ۱۰۴ هفته، میانگین کاهش وزن در گروه مصرف‌کننده نوشیدنی‌های حاوی شیرین‌کننده‌های غیرمغذی ۴.۸ کیلوگرم و در گروه آب ۳.۷ کیلوگرم بود.

به گفته پژوهشگران، این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود؛ یعنی نمی‌توان با اطمینان آن را ناشی از نوع نوشیدنی دانست.

100%

هر دو گروه توانستند کاهش وزن خود را در سراسر دوره دوساله حفظ کنند؛ از جمله در سال پایانی مطالعه که دیگر کمک و حمایت در چارچوب برنامه دریافت نمی‌کردند.

در هر دو گروه همچنین دور کمر و دور باسن کاهش یافت و ترکیب بدن و چند شاخص متابولیک بهبود پیدا کرد.

پژوهشگران می‌گویند در شاخص‌هایی مانند فشار خون و کلسترول نیز تفاوت بالینی مهمی میان مصرف‌کنندگان آسپارتام، آسه‌سولفام پتاسیم یا سوکرالوز و گروه آب مشاهده نشد.

مصرف قند در هر دو گروه کاهش یافت، هرچند این کاهش در گروه نوشیدنی‌های رژیمی اندکی بیشتر بود.

  • میراث تکامل؛ چرا مغز در برابر کاهش وزن مقاومت می‌کند؟

    میراث تکامل؛ چرا مغز در برابر کاهش وزن مقاومت می‌کند؟

نگرانی درباره اشتها و سوخت‌وساز تایید نشد

یکی از پرسش‌های اصلی این مطالعه آن بود که آیا جایگزین کردن نوشیدنی‌های شیرین‌شده با قند با نوشیدنی‌های حاوی شیرین‌کننده‌های غیرمغذی می‌تواند تنظیم اشتها را مختل کند یا در بلندمدت به سوخت‌وساز بدن آسیب برساند.

نتایج این کارآزمایی چنین نگرانی‌هایی را تایید نکرد.

جوآن هارولد، رییس دانشکده روان‌شناسی دانشگاه لیورپول، گفت یافته‌ها نشان می‌دهد نگرانی درباره برهم خوردن اشتها یا افزایش وزن بر اثر مصرف این شیرین‌کننده‌ها، دست‌کم در یک کارآزمایی تصادفی دقیق و بلندمدت تایید نشده است.

پژوهشگران در عین حال تاکید کردند میزان مصرف این شیرین‌کننده‌ها در شرکت‌کنندگان در محدوده ایمن تعیین‌شده از سوی سازمان ایمنی غذای اروپا قرار داشت.

  • آیا چاقی خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش می‌دهد؟

    آیا چاقی خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش می‌دهد؟

اهمیت یافته‌ها

سازمان جهانی بهداشت پیش از این به‌دلیل عدم قطعیت موجود در پژوهش‌های مشاهده‌ای، استفاده از شیرین‌کننده‌های بدون قند را برای کنترل وزن توصیه نکرده است.

پژوهشگران می‌گویند این کارآزمایی شواهد بلندمدت تازه‌ای درباره اثر این شیرین‌کننده‌ها ارائه می‌کند که می‌تواند در تدوین توصیه‌های آینده مورد استفاده قرار گیرد.

جیسون هالفورد، استاد روان‌شناسی زیستی و رفتارهای سلامت در دانشگاه لیدز، گفت برای افرادی که قصد کنترل وزن دارند، نوشیدنی‌های حاوی شیرین‌کننده‌های غیرمغذی می‌توانند جایگزین نوشیدنی‌های قندی شوند.

او یادآور شد این نوشیدنی‌ها در این مطالعه دوساله، از نظر کاهش و حفظ وزن عملکردی مشابه آب داشتند.

آیا یائسگی خطر زوال عقل را در زنان افزایش می‌دهد؟

۱۱ مهر ۱۴۰۵، ۲۰:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به زوال عقل قرار دارند و این تفاوت فقط به طول عمر بیشتر آنها مربوط نیست. پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد یائسگی نیز ممکن است یکی از عوامل موثر باشد.

یائسگی دوره‌ای در میانسالی است که با افت هورمون‌های جنسی و پایان قاعدگی همراه است و برخی پژوهشگران آن را نوعی «آزمون فشار» برای مغز می‌دانند.

به گزارش پایگاه خبری ساینس، رایلی بوو، متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه کالیفرنیا، سان‌فرانسیسکو، گفت یائسگی «قطعا» بر سلامت مغز اثر می‌گذارد.

پژوهشگران می‌کوشند مشخص کنند یائسگی چگونه مغز را آسیب‌پذیر می‌کند و چه راه‌هایی برای محافظت از آن در برابر پیامدهای این تغییرات وجود دارد.

  • روانشناسی دوران یائسگی؛ مسیر زن از سوگ تا خودآگاهی در میانه سنت، فرهنگ و روان

    روانشناسی دوران یائسگی؛ مسیر زن از سوگ تا خودآگاهی در میانه سنت، فرهنگ و روان

تغییرات هورمونی و آسیب‌پذیری مغز

یائسگی معمولا با کاهش و سپس توقف تولید استروژن و پروژسترون در تخمدان‌ها شناخته می‌شود، اما مغز هم در این گذار نقشی مهم دارد.

با افت هورمون‌های جنسی، سطح هورمون محرک فولیکول که در غده هیپوفیز تولید می‌شود، افزایش می‌یابد.

کاهش استروژن نیز بر نورون‌های هیپوتالاموس اثر می‌گذارد و می‌تواند به گشاد شدن رگ‌های خونی، گرگرفتگی و تعریق شبانه بینجامد.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند گرگرفتگی و تعریق شبانه شدید یا مکرر با ضایعاتی در ماده سفید مغز ارتباط دارند؛ آسیب‌هایی که خود با سکته مغزی و زوال عقل مرتبط شناخته شده‌اند.

میان این علائم و برخی نشانگرهای آلزایمر نیز ارتباط دیده شده است. اختلالات خواب، مشکلات حافظه و «مه مغزی» اغلب هم‌زمان با تشدید این علائم بدتر می‌شوند.

بر اساس یافته‌های مطالعات مختلف، یائسگی زودهنگام، چه به‌طور طبیعی رخ دهد و چه در پی جراحی برداشتن تخمدان‌ها، با خطر بیشتر ابتلا به آلزایمر ارتباط دارد.

با این حال، جدا کردن اثر یائسگی از افزایش سن دشوار است، زیرا سن خود مهم‌ترین عامل خطر زوال عقل به شمار می‌رود.

  • باورهای نادرست درباره دوره یائسگی زنان

    باورهای نادرست درباره دوره یائسگی زنان

سرنخ‌هایی در خون زنان یائسه

برای بررسی سازوکارهای زیستی پشت این افزایش خطر، گروهی به سرپرستی کیتلین کازالتو، عصب‌روان‌شناس دانشگاه کالیفرنیا، ۸۰ زن سالم را در مراحل پیش از یائسگی، گذار یائسگی و اوایل پس از یائسگی بررسی کردند.

هیچ‌یک از این زنان برای کنترل علائم یائسگی هورمون مصرف نمی‌کردند.

پژوهشگران یک «امضای مولکولی» شامل ۱۶ پروتئین مرتبط با مغز شناسایی کردند که سطح آنها در خون زنان پس از یائسگی، در مقایسه با زنان پیش از یائسگی، بالاتر بود.

دو مورد از این پروتئین‌ها با آلزایمر ارتباط دارند و چند مورد دیگر در سلامت نورون‌ها و سیناپس‌ها نقش دارند. سطح سیتوکین‌ها، پروتئین‌های پیام‌رسان التهابی، به‌ویژه در زنانی که تعریق شبانه داشتند، بالا بود.

مدلین وود الکساندر، نویسنده اول پژوهش، گفت ممکن است در دوره گذار یائسگی یک پاسخ التهابی پایدار فعال شود و برای مغز مشکل ایجاد کند.

میزان این پروتئین‌ها با تغییرات هورمونی نیز ارتباط داشت؛ به‌ویژه با افزایش هورمون محرک فولیکول و کاهش استرادیول.

نتایج پژوهش‌های انجام‌شده روی موش‌ها نشان داده است هورمون محرک فولیکول ممکن است فرایندهای مرتبط با آلزایمر را در نورون‌ها تشدید کند و مهار آن شاید بتواند به توقف این روند بینجامد.

  • «یائسگی مردانه» چیست و چه تفاوتی با تغییر هورمونی زنان دارد

    «یائسگی مردانه» چیست و چه تفاوتی با تغییر هورمونی زنان دارد

از سرنخ‌های اولیه تا پژوهش‌های بیشتر

همین گروه در ادامه، داده‌های سلامت حدود ۱۲ هزار زن در دهه شصت و سال‌های نخست دهه هفتاد زندگی را بررسی کرد و دریافت سطح بسیاری از همان پروتئین‌ها در زنانی که دچار افت شناختی یا زوال عقل شده بودند، بالاتر بود.

با این حال، ربکا ترستون، پژوهشگر سلامت زنان در دانشگاه پیتسبورگ که در این مطالعه مشارکت نداشت، هشدار داد شمار زنان در بخش اصلی پژوهش محدود بوده و سطح پروتئین‌های خون نیز می‌تواند نوسان داشته باشد. به گفته او، برای تایید این یافته‌ها به مطالعات بزرگ‌تر و طولانی‌مدت‌تر نیاز است.

چنین پژوهش‌هایی اکنون در حال برنامه‌ریزی است و قرار است صدها زن در دوره گذار یائسگی طی چند سال زیر نظر گرفته شوند تا ارتباط تغییرات مغزی و نشانگرهای خونی با مشکلات شناختی روشن‌تر شود.

وود الکساندر در عین حال تاکید کرد نباید یائسگی را صرفا دوره‌ای منفی دانست. به گفته او، همه زنانی که تخمدان‌هایشان برداشته نشده است، در میانسالی به‌طور طبیعی یائسه می‌شوند، اما بیشتر آنها به آلزایمر مبتلا نمی‌شوند.

هدف پژوهشگران این است که مشخص کنند چرا برخی زنان در این دوره در مسیر آسیب‌پذیرتری قرار می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر مقاومت بیشتری نشان می‌دهند.

پس از سه دهه تلاش دانشمندان، نخستین داروی بیماری الکساندر تایید شد

۱۰ مهر ۱۴۰۵، ۲۰:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سازمان غذا و داروی آمریکا (اف‌دی‌اِی) نخستین داروی بیماری الکساندر را که حاصل بیش از ۳۰ سال پژوهش دانشمندان است، تایید کرد. این دارو با هدف قرار دادن عامل اصلی بیماری می‌تواند از سرعت پیشرفت آن بکاهد.

پایگاه خبری سای‌تک دیلی جمعه ۱۰ مهر گزارش داد بیماران مبتلا به الکساندر تاکنون هیچ گزینه درمانی جز کنترل علائم بیماری نداشتند.

این اختلال عصبی پیشرونده کمتر از یک نفر در هر یک میلیون نفر را در سراسر جهان مبتلا می‌کند و بر توانایی‌های حرکتی، شناختی و عملکردهای غیرارادی بدن، از جمله تنفس و ضربان قلب، تاثیر می‌گذارد.

تشنج، اختلالات حرکتی، دشواری در غذا خوردن و صحبت کردن، افزایش فشار داخل جمجمه و از دست دادن مهارت‌های تکاملی از جمله علائم این اختلال نادر و اغلب کشنده هستند.

مهارت‌های تکاملی توانایی‌هایی هستند که انسان در مراحل مختلف رشد، به‌ویژه در دوران کودکی، به‌تدریج کسب می‌کند؛ از جمله نشستن، راه رفتن، صحبت کردن، یادگیری و برقراری ارتباط با دیگران.

داروی تاییدشده «زانواسترو» نام دارد و نخستین دارویی است که به‌طور مستقیم عامل اصلی بیماری الکساندر را هدف قرار می‌دهد.

نام بیماری الکساندر برگرفته از ویلیام استوارت الکساندر، آسیب‌شناس نیوزیلندی، است که در سال ۱۹۴۹ نخستین مورد شناخته‌شده این بیماری را گزارش کرد.

100%

بهبود توانایی حرکتی بیماران در آزمایش‌های بالینی

نتایج آزمایش‌های بالینی نشان داد سرعت راه رفتن بیمارانی که کمی بیش از یک سال زانواسترو دریافت کردند، در مقایسه با بیماران درمان‌نشده، بهبود چشمگیری داشت. همچنین عملکرد حرکتی آن‌ها تثبیت شد و در برخی موارد بهبود یافت.

به گزارش سای‌تک دیلی، این دارو هر سه ماه یک‌بار به دست کادر درمان آموزش‌دیده به کانال نخاعی بیمار تزریق می‌شود.

زانواسترو طی هفته‌های آینده در آمریکا عرضه خواهد شد. دسترسی به زانواسترو در سایر کشورها نیز بر اساس توافقی میان شرکت آمریکایی آیونیس، سازنده دارو، و شرکت داروسازی ایتالیایی رکورداتی فراهم خواهد شد.

آیونیس آزمایش بالینی این دارو را تابستان ۲۰۲۱ آغاز کرد. در این پژوهش، اثربخشی و ایمنی زانواسترو روی ۵۴ بیمار در ۱۳ مرکز درمانی و پژوهشی در سراسر جهان مورد بررسی قرار گرفت.

مجوز سازمان غذا و داروی آمریکا استفاده از این دارو را برای تمامی گروه‌های سنی، از نوزادان تا بزرگسالان، شامل می‌شود.

بیماری الکساندر ممکن است در هر سنی بروز کند و علائم آن بسته به زمان آغاز بیماری متفاوت است.

آلبی مسینگ، استاد بازنشسته دانشگاه ویسکانسین-مدیسون، تایید داروی جدید را رویدادی تاریخی برای بیماران توصیف کرد.

او گفت: «امروز برای جامعه بیماران مبتلا به الکساندر روزی فوق‌العاده است که مدت‌ها انتظارش را می‌کشیدند.»

100%

کشفی تصادفی که راه را برای درمان گشود

پژوهش‌هایی که سرانجام به ساخت زانواسترو انجامید، بیش از ۳۰ سال پیش در آزمایشگاه مسینگ در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون آغاز شد.

مسینگ با همکاری مایکل برنر، استاد بازنشسته دانشگاه آلاباما، موش‌هایی را از طریق مهندسی ژنتیک پرورش داد که ژن تولیدکننده پروتئین GFAP در آن‌ها بیش از حد معمول فعال بود.

پژوهشگران متوجه شدند توده‌هایی از این پروتئین در سراسر مغز موش‌ها، به‌ویژه در سلول‌هایی به نام آستروسیت، تجمع یافته‌اند. این سلول‌ها وظیفه پشتیبانی از سلول‌های عصبی را بر عهده دارند.

رسوبات پروتئینی مشاهده‌شده که «رشته‌های روزنتال» نام دارند، از ویژگی‌های شاخص بیماری الکساندر به شمار می‌روند.

به این ترتیب، پژوهشگران به‌طور غیرمنتظره مدلی حیوانی از این بیماری ایجاد کرده بودند.

مسینگ گفت: «ما عملا بدون آنکه چنین قصدی داشته باشیم، موشی ساخته بودیم که ضایعات مشخصه بیماری الکساندر را ایجاد می‌کرد.»

در اواخر دهه ۱۹۹۰، بررسی‌های ژنتیکی مسینگ و برنر نشان داد جهش در ژن GFAP عامل اصلی بیماری الکساندر است.

این کشف نه‌تنها تشخیص بیماری از طریق آزمایش خون را جایگزین نمونه‌برداری تهاجمی از مغز کرد، بلکه راه تازه‌ای برای ساخت دارویی با هدف کاهش تجمع پروتئین GFAP گشود.

100%

مهار تولید پروتئین؛ راهبردی تازه برای درمان

مسینگ و تریسی هاگمن، پژوهشگر مرکز وایزمن، برای بررسی این راهکار، مدل‌های حیوانی پیشرفته‌تری از بیماری الکساندر ایجاد کردند.

هدف آن‌ها یافتن روشی برای کاهش تولید پروتئین GFAP بود. این تلاش‌ها به همکاری با شرکت آیونیس و ساخت ترکیباتی موسوم به «الیگونوکلئوتیدهای آنتی‌سنس» انجامید.

این ترکیبات که از قطعات کوتاه دی‌ان‌ای تشکیل شده‌اند، می‌توانند تولید پروتئینی مشخص را مهار کنند.

زانواسترو با استفاده از همین سازوکار، تولید پروتئین GFAP را کاهش می‌دهد تا از تجمع زیان‌بار آن در سلول‌ها و آسیب بیشتر جلوگیری کند.

نتایج امیدوارکننده آزمایش این روش روی جوندگان، زمینه را برای آغاز آزمایش‌های انسانی فراهم کرد و سرانجام به تایید نخستین دارویی انجامید که می‌تواند سیر پیشرفت بیماری الکساندر را تغییر دهد.

چهار فضانورد با فضاپیمای اسپیس‌ایکس راهی ایستگاه فضایی بین‌المللی شدند

۹ مهر ۱۴۰۵، ۱۶:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%
لوک دلینی، جسیکا واتکینز، جاشوا کوتریک و سرگئی تتریاتنیکوف پیش از اعزام به ایستگاه فضایی بین‌المللی

یک موشک اسپیس‌ایکس پنج‌شنبه ۹ مهر از فلوریدا به فضا پرتاب شد و چهار فضانورد از آمریکا، کانادا و روسیه را برای انجام یک ماموریت علمی با تمرکز بر سلامت و عملکرد انسان در فضا، راهی ایستگاه فضایی بین‌المللی کرد.

موشک دو مرحله‌ای «فالکون ۹» که کپسول خودکار «کرو دراگون» حامل چهار سرنشین را حمل می‌کند، از پایگاه نیروی فضایی کیپ کاناورال در ساحل اقیانوس اطلس فلوریدا پرتاب شد.

تصاویر زنده پرتاب نشان داد این فضاپیما که ارتفاع آن به اندازه ساختمانی ۲۵ طبقه است، با روشن شدن ۹ موتور مرلین و در میان توده‌های درخشان بخار، سکوی پرتاب را ترک کرد.

طبق برنامه، مرحله نخست و قابل استفاده مجدد فالکون ۹ باید ظرف سه دقیقه پس از پرتاب از بخش بالایی موشک جدا شود و برای فرود به زمین بازگردد. هم‌زمان، مرحله دوم موشک کپسول کرو دراگون را به ارتفاع بالاتر منتقل می‌کند.

انتظار می‌رود کپسول حدود ۹ دقیقه پس از پرتاب وارد مدار شود و سفر هشت‌ساعته خود به سوی ایستگاه فضایی بین‌المللی را آغاز کند. اتصال آن به ایستگاه، در ارتفاع حدود ۴۲۰ کیلومتری زمین، برای حدود ساعت هفت عصر به وقت شرق آمریکا برنامه‌ریزی شده است.

این ماموریت که «کرو-۱۳» نام دارد، سیزدهمین گروه ماموریت بلندمدت ایستگاه فضایی است که ناسا با استفاده از فضاپیماهای اسپیس‌ایکس انجام می‌دهد.

  • تثبیت استارشیپ در مدار؛ آغاز تحول در ماموریت‌های فضایی و آینده تجاری اسپیس‌ایکس

    تثبیت استارشیپ در مدار؛ آغاز تحول در ماموریت‌های فضایی و آینده تجاری اسپیس‌ایکس

شرکت اسپیس‌ایکس که ایلان ماسک آن را در سال ۲۰۰۲ تاسیس کرد، از ماه مه ۲۰۲۰ انتقال فضانوردان آمریکایی به مدار زمین را آغاز کرده است. این شرکت در ماه ژوئیه نیز طی یک عرضه اولیه سهام رکوردشکن، وارد بازار بورس شد.

پرتاب کرو-۱۳ تنها چند روز پس از آن صورت گرفت که اسپیس‌ایکس نسل جدید فضاپیمای استارشیپ را برای نخستین بار به مدار فرستاد و نخستین ماهواره تجاری را با آن مستقر کرد. آن پرواز، چهاردهمین آزمایش بدون سرنشین استارشیپ از سال ۲۰۲۳ به این سو بود.

فرماندهی ماموریت کرو-۱۳ بر عهده جسیکا واتکینز، فضانورد ۳۸ ساله ناسا و زمین‌شناس پیشین است. این دومین سفر فضایی واتکینز است و او نخستین فضانورد ناسا محسوب می‌شود که برای دومین بار با کرو دراگون به فضا می‌رود.

لوک دلینی، فضانورد ۴۷ ساله ناسا و خلبان سابق، در صندلی خلبان در کنار واتکینز قرار دارد و نخستین ماموریت فضایی خود را تجربه می‌کند.

دو عضو دیگر این گروه نیز برای نخستین بار به فضا می‌روند: جاشوا کوتریک، فضانورد ۴۴ ساله کانادایی و خلبان سابق، و سرگئی تتریاتنیکوف، فضانورد ۳۷ ساله روس و مهندسی که در زمینه عملیات زیردریایی تخصص داشته است. این دو به عنوان متخصصان ماموریت فعالیت خواهند کرد.

100%
لحظه پرتاب موشک فالکون ۹ شرکت اسپیس ایکس، فلوریدا، پنج‌شنبه ۹ مهر ۱۴۰۵

پس از رسیدن به ایستگاه فضایی بین‌المللی، هفت فضانورد و کیهان‌نورد مستقر در ایستگاه از اعضای کرو-۱۳ استقبال خواهند کرد. چهار عضو ماموریت کرو-۱۲ نیز در میان آنها هستند که پس از بیش از هفت ماه حضور در فضا، به‌زودی به زمین بازخواهند گشت.

اعضای کرو-۱۳ قرار است بخش مهمی از ماموریت خود را به مجموعه‌ای از تحقیقات زیست‌پزشکی و بررسی عملکرد انسان اختصاص دهند. مطالعه تاثیر بی‌وزنی بر گردش خون و انعقاد خون و همچنین جمع‌آوری اطلاعات پزشکی برای کمک به برنامه‌ریزی ماموریت‌های فضایی آینده از جمله این تحقیقات است.

ایستگاه فضایی بین‌المللی که ابعادی تقریبا به اندازه طول یک زمین فوتبال دارد، بزرگ‌ترین سازه ساخته‌شده به دست بشر در فضا محسوب می‌شود. این ایستگاه به‌طور مداوم از سوی کنسرسیومی به رهبری آمریکا و روسیه و با مشارکت کانادا، ژاپن و ۱۱ کشور اروپایی اداره شده است.

نخستین تجهیزات ایستگاه فضایی بین‌المللی بیش از ۲۵ سال پیش به فضا پرتاب شد و ناسا اعلام کرده است که متعهد به ادامه فعالیت این ایستگاه تا سال ۲۰۳۰ است.

سالمندی در ایران؛ تجربه روانی و اجتماعی نسلی در میان بحران‌ها

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله
100%

اول اکتبر، روز جهانی سالمندان، فرصتی است برای اینکه سالمندی را نه فقط به‌عنوان یک مرحله از زندگی، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای انسانی و اجتماعی ببینیم؛ تجربه‌ای که کیفیت آن به شرایطی بستگی دارد که جامعه برای زندگی در سال‌های سالمندی فراهم می‌کند.

سالمندی هر فرد حاصل مجموعه‌ای از تجربه‌های زندگی، روابط، فقدان‌ها، فرصت‌ها و فشارهای اقتصادی و اجتماعی است که در طول سال‌ها پشت سر گذاشته است.

به همین دلیل، نمی‌توان سالمندی را فقط از زاویه تغییرات جسمی یا افزایش نیاز به مراقبت دید؛ سالمندی ادامه مسیری است که بخش مهمی از آن سال‌ها پیش آغاز شده است.

نسلی که اکنون به سال‌های سالمندی نزدیک یا وارد آن شده، بخش مهمی از جوانی و بزرگسالی خود را در دوره‌ای از تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی، و در مورد بسیاری از افراد، در سایه جنگ ایران و عراق گذرانده است.

این نسل در ادامه نیز با تغییرات متعدد اقتصادی و اجتماعی، تغییر ساختار خانواده، گسترش شهرنشینی، تحولات بازار کار و در سال‌های اخیر با فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مواجه بوده است.

اکنون بخشی از همین افراد در شرایطی وارد سالمندی می‌شوند که این مرحله از زندگی نیز با مسائل تازه‌ای همراه است؛ از بازنشستگی و بیماری‌های مزمن گرفته تا هزینه‌های درمان، کاهش استقلال، کوچک شدن شبکه حمایت خانوادگی و مهاجرت فرزندان.

  • نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

    نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

بنابراین، پرسش درباره سالمندی در ایران فقط این نیست که جمعیت سالمندان چقدر افزایش پیدا خواهد کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که این افراد با چه کیفیتی سالمند خواهند شد و جامعه چه شرایطی برای سالمندی آنها فراهم کرده است؟

تجربه سالمندی تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد؛ از وضعیت اقتصادی و سلامت جسمی گرفته تا روابط خانوادگی، حمایت اجتماعی، احساس استقلال، هویت، مشارکت اجتماعی و سلامت روان.

برای فردی که در طول زندگی خود با فقدان، بیماری، فشار اقتصادی یا بحران‌های متعدد روبه‌رو بوده، ورود به سالمندی می‌تواند هم‌زمان با تغییرات دیگری همراه شود؛ بازنشستگی، از دست دادن برخی نقش‌های اجتماعی، کاهش توان جسمی، وابستگی بیشتر به دیگران و گاهی دور شدن فرزندان.

در چنین شرایطی، مرز میان مسائل جسمی، روانی و اجتماعی سالمندی بسیار باریک می‌شود.

از سوی دیگر، ساختار حمایت از سالمندان نیز در حال تغییر است. خانواده‌های کوچک‌تر، افزایش مهاجرت فرزندان، افزایش طول عمر و بیشتر شدن نیاز به مراقبت‌های طولانی‌مدت، پرسش‌های تازه‌ای را پیش روی خانواده و جامعه قرار می‌دهد.

چه کسی از سالمندی که دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی از خود مراقبت کند، حمایت خواهد کرد؟ اگر فرزندان دور باشند، شبکه حمایت او چگونه شکل می‌گیرد؟ اگر خانواده توان مراقبت نداشته باشد، چه جایگزین‌هایی وجود دارد؟ و اگر فرد از نظر اقتصادی یا جسمی وابسته شود، چگونه می‌توان استقلال، هویت و کرامت او را حفظ کرد؟

در این میان، سلامت روان نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه سالمندی است. احساس تنهایی، اضطراب، سوگ، از دست دادن نقش‌های اجتماعی، کاهش احساس کنترل بر زندگی و نگرانی درباره آینده می‌توانند کیفیت زندگی سالمند را تحت تاثیر قرار دهند.

البته این به معنای آن نیست که سالمندی الزاما با بیماری روانی همراه است. مساله، شناخت عواملی است که می‌توانند یک دوره سالمندی سالم، فعال و معنادار را دشوار یا امکان‌پذیر کنند.

شاید به همین دلیل، وقتی از سالمندی در ایران حرف می‌زنیم، بهتر باشد فقط به تعداد سالمندان آینده نگاه نکنیم.

باید از خود بپرسیم: نسلی که بخشی از جوانی خود را در بحران گذرانده، امروز چگونه سالمندی می‌کند؟

و آیا جامعه‌ای که در حال پیر شدن است، تنها برای افزایش طول عمر آماده شده یا برای سال‌هایی که قرار است این زندگی با امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، سلامت روان و کرامت ادامه پیدا کند نیز برنامه‌ای دارد؟

سالمندی در امتداد سال‌های بحران و تغییر

برای نسلی که امروز وارد سالمندی شده یا به آن نزدیک می‌شود، بحران تجربه‌ای محدود به یک مقطع تاریخی نیست.

بخشی از این نسل، جوانی خود را در سال‌های جنگ ایران و عراق گذرانده و در دهه‌های بعد نیز با فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، ناامنی‌های شغلی و معیشتی و دیگر تحولات گسترده روبه‌رو بوده است.

بنابراین، برای فهم سالمندی این نسل، باید به انباشته‌ شدن تجربه‌های دشوار در طول زندگی توجه کرد.

پژوهش‌های مربوط به سالمندی و مسیر زندگی نشان می‌دهند تجربه‌های دشوار ممکن است پیامدهای خود را سال‌ها بعد نشان دهند.

بر اساس یک مرور پژوهشی جدید، ناملایماتی مانند خشونت، تبعیض، فقر و دیگر رویدادهای استرس‌زا می‌توانند با افسردگی، ضعف جسمی و مشکلات شناختی در سالمندی ارتباط داشته باشند.

به این معنا، وضعیت جسمی و روانی سالمند را نمی‌توان جدا از سابقه زندگی او بررسی کرد.

جنگ ایران و عراق یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این تجربه تاریخی است. البته همه اعضای این نسل تجربه جنگ یا تروما نداشته‌اند و شدت مواجهه افراد نیز متفاوت بوده است؛ از زندگی در مناطق جنگ‌زده و آوارگی تا از دست دادن نزدیکان یا زندگی طولانی‌مدت در شرایط ناامنی.

مطالعه‌ای روی افرادی که تجربه جنگ و جابه‌جایی ناشی از آن را داشتند، نشان داد تجربه جنگ با وضعیت روانی آنان ارتباط داشته و حمایت اجتماعی و شیوه‌های مقابله هم در این میان اهمیت داشته‌اند.

اما مساله فقط اثر یک بحران قدیمی نیست. ممکن است فرد در طول زندگی با چندین دوره فشار و بحران روبه‌رو شود و این تجربه‌ها در کنار یکدیگر، منابع جسمی، روانی و اجتماعی او را برای مواجهه با سالمندی تحت تاثیر قرار دهند.

همه‌گیری کووید-۱۹ نمونه‌ای جدیدتر بود که برای بسیاری از سالمندان با افزایش فشار روانی، اضطراب، افسردگی، کاهش استقلال و اختلال در ارتباطات اجتماعی همراه شد.

100%

در سال‌های اخیر نیز بحران‌های اقتصادی و اجتماعی به این تجربه اضافه شده‌اند. افزایش هزینه‌های زندگی و درمان، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند برای سالمندی که معمولا درآمد ثابت‌تر و امکان کمتری برای جبران کاهش درآمد دارد، معنای متفاوتی پیدا کند.

در چنین شرایطی، بحران می‌تواند مستقیما بر احساس امنیت، استقلال و کیفیت زندگی سالمند اثر بگذارد.

اما این تاریخچه بحران‌ها در نهایت چگونه خود را در زندگی امروز سالمند نشان می‌دهد؟

پاسخ را نمی‌توان فقط در وجود یا نبود بیماری جست‌وجو کرد. مساله، کیفیت زندگی است؛ اینکه فرد تا چه اندازه از سلامت، امنیت اقتصادی، استقلال، ارتباط اجتماعی و احساس کنترل بر زندگی برخوردار است.

مطالعات انجام‌شده درباره سالمندان نشان داده‌اند وضعیت اقتصادی با کیفیت زندگی و بهزیستی روانی ارتباط دارد و فقر را نیز نمی‌توان فقط با درآمد سنجید.

محرومیت در حوزه‌هایی مانند سلامت، مسکن و استاندارد زندگی می‌تواند استقلال و کیفیت زندگی را محدود کند.

به همین دلیل، دو سالمند هم‌سن ممکن است تجربه کاملا متفاوتی از سالمندی داشته باشند؛ زیرا با تاریخچه زندگی، وضعیت سلامت، منابع اقتصادی و شبکه‌های حمایتی متفاوتی وارد این مرحله شده‌اند.

سلامت جسمی و روانی نیز از یکدیگر جدا نیستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند در کنار بیماری‌های مزمن، عواملی مانند افسردگی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی سالمندان ارتباط دارند.

مطالعه‌ای درباره سالمندان حاکی از آن است که حمایت اجتماعی دریافت‌شده با سلامت روان بهتر ارتباط دارد.

بنابراین، برای سالمند فقط داشتن خانواده مهم نیست؛ مهم است که در زمان نیاز، کسی برای کمک، همراهی و ارتباط در دسترس باشد.

این مساله با تغییر ساختار خانواده و مهاجرت فرزندان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

سالمند ممکن است همچنان فرزند و خانواده داشته باشد، اما حضور و دسترسی آنها در زندگی روزمره کمتر شده باشد.

بر اساس پژوهشی کیفی درباره سالمندان، مهاجرت فرزندان می‌تواند با کاهش حمایت بین‌نسلی، احساس تنهایی، اضطراب و دشواری در دسترسی به مراقبت همراه شود.

تماس تلفنی و ارتباط مجازی می‌تواند بخشی از احساس ارتباط را حفظ کند، اما لزوما جای حضور و کمک فیزیکی را نمی‌گیرد.

100%

در چنین شرایطی، مراقبت طولانی‌مدت می‌تواند به مساله‌ای جدی برای خانواده تبدیل شود.

با افزایش بیماری‌های مزمن و نیاز به مراقبت، خانواده‌هایی که اعضای کمتری دارند یا فرزندانشان دور هستند، ممکن است با فشار بیشتری روبه‌رو شوند.

پژوهش‌ها درباره مراقبان غیررسمی نشان داده‌اند افزایش نیازهای مراقبتی در کنار تغییرات خانوادگی می‌تواند بار مراقبتی را بیشتر کند.

بنابراین، کیفیت زندگی سالمند فقط به وضعیت خود او وابسته نیست و به ظرفیت خانواده و حمایت‌های بیرون از خانواده نیز ارتباط دارد.

در مواردی که خانواده نمی‌تواند همه نیازهای مراقبتی را پوشش دهد، مراقبت نهادی مطرح می‌شود.

با این حال، ورود به خانه سالمندان به‌خودی‌خود به معنای حل مساله تنهایی یا افزایش کیفیت زندگی نیست.

مرورهای پژوهشی نشان داده‌اند سالمندان ساکن مراکز مراقبتی در برخی شاخص‌ها، از جمله کیفیت زندگی و تنهایی، وضعیت متفاوتی با سالمندان ساکن خانه دارند.

این تفاوت حاکی از آن است که کیفیت مراقبت، ارتباط اجتماعی و شرایط محیطی در کنار محل زندگی اهمیت دارند.

بازنشستگی یکی از نقاط مهم این دوره است. شغل بخشی از هویت، روابط اجتماعی، برنامه روزانه و احساس مفید بودن فرد را شکل می‌دهد.

از این رو، بازنشستگی می‌تواند مجموعه‌ای از نقش‌های اجتماعی را تغییر دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند سازگاری با این دوره به عواملی مانند وضعیت مالی، سلامت، ارتباطات اجتماعی و احساس معنا وابسته است.

برای برخی، بازنشستگی فرصتی برای بازتعریف نقش‌هاست و برای برخی دیگر می‌تواند با کاهش ارتباطات اجتماعی یا نگرانی درباره آینده همراه شود.

در نهایت، تجربه سالمندی حاصل رابطه میان سلامت، اقتصاد، خانواده، شبکه اجتماعی، مراقبت و نقش‌های اجتماعی است؛ مسیری که تجربه‌های دشوار می‌توانند در آن هم آسیب‌پذیری ایجاد کنند و هم، در صورت وجود منابع حمایتی و امکان سازگاری، به ظرفیت‌هایی برای تاب‌آوری تبدیل شوند.

از این‌جا پرسش دیگر فقط درباره این نیست که یک سالمند چگونه با این تغییرات کنار می‌آید.

پرسش بزرگ‌تر این است که جامعه‌ای که تعداد سالمندان آن رو به افزایش است، برای چنین زندگی‌‌ای چه امکاناتی فراهم کرده است؛ جامعه‌ای که قرار است در آن طول عمر افزایش یابد، اما هم‌زمان امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، کرامت و امکان داشتن یک زندگی معنادار نیز حفظ شود.

100%

سالمندی؛ تجربه‌ای فراتر از سال‌های زندگی

سالمندی این نسل را نمی‌توان فقط با افزایش سن یا تعداد سالمندان توضیح داد.

این افراد با مجموعه‌ای از تجربه‌ها، بحران‌ها، تغییرات اقتصادی و اجتماعی و دگرگونی‌های خانوادگی به این مرحله از زندگی رسیده‌اند و امروز بخشی از همان تجربه‌ها را در نگرانی درباره آینده، هزینه‌های زندگی و درمان، کاهش استقلال، دورشدن فرزندان و گاهی احساس تنهایی تجربه می‌کنند.

کوچک‌تر شدن خانواده‌ها، مهاجرت فرزندان، افزایش نیاز به مراقبت و تغییر نقش‌های اجتماعی پس از بازنشستگی، سالمندی را به مساله‌ای فراتر از فرد سالمند تبدیل کرده است.

سالمند فقط فردی نیازمند مراقبت نیست؛ باید بتواند تا حد امکان استقلال، ارتباط اجتماعی، هویت و کرامت خود را حفظ کند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند کیفیت زندگی در سالمندی حاصل ترکیب سلامت جسمی و روانی، وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و حمایت است.

بر این اساس، اگر قرار است طول عمر افزایش یابد، مساله فقط اضافه شدن سال‌ها به زندگی نیست؛ مهم این است که این سال‌ها با چه کیفیتی سپری شوند.

سالمندی در نهایت فقط آخرین مرحله چرخه زندگی نیست؛ آینه‌ای است از اینکه جامعه تا چه اندازه برای زندگی انسان در تمام مراحل آن ارزش قائل است.

جامعه‌ای که پیر می‌شود، بیش از آنکه فقط به افزایش طول عمر نیاز داشته باشد، باید بتواند امنیت، استقلال، ارتباط، کرامت و معنا را در سال‌های سالمندی حفظ کند.