همزمان با تشدید بحران اقتصادی، سپاه و بسیج رزمایش نظامی و امنیتی در تهران برگزار کردند


همزمان با تشدید بحران اقتصادی جمهوری اسلامی و افزایش نارضایتی مردم از حکومت، سپاه پاسداران و بسیج، از صبح جمعه ۲۷ شهریور در حال برگزاری رزمایشی نظامی و امنیتی با نام همایش «جانفدایان ایران» در تهران هستند.
حسن حسنزاده، فرمانده سپاه تهران، دلیل برگزاری این رزمایش را «مقابله با اقدامات تبلیغاتی و رسانهای دشمنان جمهوری اسلامی» عنوان کرده است.
علاوه بر نیروهای شبهنظامی بسیج و افرادی که سپاه پاسداران برای این مراسم سازماندهی کرده است، شماری از نیروهای نیابتی سپاه قدس، از جمله حوثیها نیز در این رزمایش امنیتی و نظامی شرکت کردهاند.
حسین طائب، رییس سازمان بسیج، شرکتکنندگان در این رزمایش امنیتی و نظامی را گردانهای مقاومت و آماده مقابله با دشمنان جمهوری اسلامی توصیف کرده است.
طائب از برگزاری دورههای آموزش نظامی مختلف برای حامیان حکومت گزارش داده و همچنین گفته است: «آمریکا بهزودی با شکست مواجه و از منطقه خارج خواهد شد.»
مسعود پزشکیان، رییس دولت و شورای عالی امنیت ملی هم صبح ۲۷ شهریور در این رزمایش نظامی و امنیتی شرکت کرد.
پزشکیان رزمایش سپاه پاسداران و بسیج را «جلوهای باشکوه از همبستگی، انسجام و وفاداری ملی» توصیف کرد.
براساس تصاویر منتشرشده از این مراسم، در رزمایش امنیتی و نظامی سپاه پاسداران، علاوه بر نیروهای شبهنظامی و حامیان حکومت، کودکان و نوجوانانی که بسیج آنها را سازماندهی کرده است نیز شرکت دارند.






منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند مهدی نصرتی بیلداشی، تکواندوکار ۲۰ ساله زخمیشده در اعتراضات دیماه در پاکدشت، بر اثر عوارض جراحات جان باخت. همزمان دستکم پنج بازداشتشده اعتراضات در لردگان، با خطر اجرای حکم اعدام مواجه هستند.
نصرتی بیلداشی شامگاه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی ماموران حکومتی از ناحیه لوزالمعده و روده بهشدت زخمی شد. او ابتدا در بیمارستان پاکدشت و سپس در یکی از بیمارستانهای تهران حدود ۳۰ بار تحت عمل جراحی قرار گرفت.
منابع آگاه گفتند نصرتی بیلداشی در پی جراحات و مشکلات تغذیهای ناشی از آن، بیش از ۳۰ کیلوگرم وزن کم کرد و سرانجام ۲۱ شهریور بر اثر عوارض آسیبهای جسمی و عفونت ریه، جان باخت.
خانواده نصرتی بیلداشی با مشکلات مالی مواجهاند و یکی دیگر از فرزندان این خانواده مبتلا به اوتیسم است.
به گزارش شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند اعتراضات کشته شدند. نهادهای حقوق بشری نیز شمار بازداشتشدگان را بیش از ۶۰ هزار نفر برآورد کردهاند و برخی منابع مستقل از احضار یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر خبر دادهاند.
ایراناینترنشنال در ماههای گذشته گزارشهای متعددی دریافت کرده که نشان میدهند بسیاری از معترضان مجروح پس از گذشت ماهها، همچنان با مشکلات حاد در درمان و تامین هزینههای آن روبهرو هستند.
بسیاری از مجروحان نیز به دلیل ترس از بازداشت و ناپدیدسازی قهری، از مراجعه به بیمارستان خودداری کردهاند و در خانه یا مراکز غیررسمی، تحت درمان قرار گرفتهاند؛ شرایطی که سلامت و جان شماری از آنان را به خطر انداخته است.
هیات حقیقتیاب سازمان ملل ۲۶ شهریور گزارش داد نیروهای امنیتی در جریان سرکوب اعتراضات به مراکز درمانی یورش بردند و مجروحان و شماری از کادر درمان را بازداشت کردند.
به گفته این نهاد، این اقدامات مانع مراجعه برخی مجروحان برای دریافت مراقبتهای حیاتی شده است.
احکام اعدام بازداشتشدگان اعتراضات لردگان
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند حکم اعدام احسان امیری، مهران بابامیر، فرید خالدی و سعید نوروزی، چهار تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در لردگان، به اتهام «محاربه» تایید شده است.
ایراناینترنشنال ۲۴ شهریور نیز گزارش داد حکم اعدام علی رحیمی ریگی، ۳۲ ساله، با اتهامهایی از جمله «محاربه»، «افساد فیالارض»، «اخلال در نظام»، «تحریک علیه نظام»، «حمل سلاح»، «تمرد از مامور دولت» و «تخریب اموال عمومی و دولتی»، تایید شده است.
در پرونده رحیمی ریگی، وکیل معرفی شده از سوی خانواده اجازه ورود به پرونده را پیدا نکرد و او نیز وکیل تسخیری را نپذیرفت و شخصا از خود دفاع کرد.
به گفته منابع آگاه، لوایح دفاعی ارائه شده از سوی رحیمی ریگی و خانوادهاش نیز مورد بررسی قرار نگرفتند.
صدور این احکام در ادامه موج صدور و تایید احکام اعدام با اتهامهای سیاسی در هفتههای اخیر صورت میگیرد که بخش قابل توجهی از آنها به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مربوط است.
در یکی از موارد اخیر، سایت هرانا ۲۲ شهریور گزارش داد حسین رسولینسب، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در زندان وکیلآباد مشهد از سوی دادگاه انقلاب این شهر با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است.
سودا ابراهیمی شمسآبادی، علی زارعی دوزدرهسی و علیاصغر (علیرضا) پیغمبری نیز از جمله زندانیان سیاسیاند که در هفتههای اخیر به اعدام محکوم شدهاند یا احکام اعدامشان در دیوان عالی کشور تایید شده است.
جمهوری اسلامی در ماههای اخیر و همزمان با ادامه تنشها با آمریکا بر شدت سرکوب افزوده و از ابتدای سال جاری حدود ۶۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در حالی برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک حاضر میشود که جنگ با جمهوری اسلامی وارد هفتمین ماه شده، بیثباتی منطقهای افزایش یافته و بسیاری از متحدان واشینگتن درخواست او را برای کمک در این جنگ نپذیرفتهاند.
خبرگزاری رویترز جمعه ۲۷ شهریور در گزارشی تحلیلی نوشت ترامپ سهشنبه ۳۱ شهریور در برابر رهبران جهانی قرار میگیرد که نسبت به عملکرد و اظهارات او تردید بیشتری دارند.
ترامپ مهر ۱۴۰۴ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت حملات آمریکا ظرفیت غنیسازی اورانیوم جمهوری اسلامی را «نابود» کرده است. او همچنین خود را برقرارکننده صلح معرفی کرد و پایان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل را از جمله دستاوردهای خود برشمرد.
یک سال بعد، شرایط منطقه با آن تصویر تفاوت دارد. جمهوری اسلامی با وجود آسیبهای سنگین نظامی و اقتصادی همچنان به مقابله ادامه میدهد و انتقال نفت از تنگه هرمز را مختل کرده است.
همزمان، پیشروی حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در یمن و افزایش کنترل آنها بر گذرگاه بابالمندب، فشار بر کشتیرانی و عرضه جهانی نفت را افزایش داده است.
در همین حال، دادههای شرکت کپلر نشان میدهد پنجشنبه تنها چهار کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند، در حالی که میانگین ۱۰ روزه حدود ۱۶ کشتی بود.
گسترش جنگ به یمن و عربستان سعودی و به خطر افتادن مسیر دریای سرخ نیز نگرانیهای تازهای درباره عرضه نفت ایجاد کرده است.
جنگی که قرار بود چند هفته طول بکشد
ترامپ احتمالا در سخنرانی امسال خود نیز کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی را یک پیروزی معرفی خواهد کرد. او وعده داده بود جنگ ظرف چند هفته پایان یابد، اما این درگیری به بنبستی ناپایدار رسیده است.
آرون دیوید میلر، مشاور پیشین سیاست خاورمیانه در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات آمریکا، گفت تحولات کنونی نشان میدهد وقتی یک رییسجمهوری بدون پیشبینی پیامدهای ناخواسته، به انتخاب خود وارد جنگ میشود، چه اتفاقی میافتد.
بسیاری از متحدان اروپایی و آسیایی آمریکا درخواست ترامپ را برای کمک در جنگ نپذیرفتهاند. او بدون مشورت با آنها وارد جنگ شد و این درگیری پیامدهای اقتصادی زیانباری نیز برای این کشورها داشته است.
رویترز تاکید کرد که جنگ اهداف متغیر ترامپ را برآورده نکرده و ذخایر موشکی پنتاگون را کاهش داده است.
تردیدها درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی
طبق ارزیابی کارشناسان، حملات آمریکا تنها برنامه هستهای تهران را بهشدت عقب انداخت.
ترامپ ۹ اسفند ۱۴۰۴ با استناد به آنچه تهدید قریبالوقوع هستهای علیه آمریکا خواند، به حملات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پیوست.
کارشناسان ارزیابی او را مبنی بر اینکه تهران به ساخت سلاح هستهای نزدیک شده بود، زیر سوال بردهاند و جمهوری اسلامی نیز بهطور رسمی، همواره تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای را رد کرده است.
در مقابل حملات هوایی و کشته شدن شماری از مقامهای ارشد حکومت ایران، تهران به کشورهای همسایه در خلیج فارس و پایگاههای آمریکا در آنها حمله کرده است.
همزمان، جمهوری اسلامی ذخیرهای از اورانیوم با غنای بالا و نزدیک به سطح مورد نیاز برای تولید سلاح هستهای را حفظ کرده که گمان میرود در پی حملات آمریکا در خرداد ۱۴۰۴ مدفون شده باشد.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت ترامپ به همه اهداف خود دست یافته و تشدید تحریمها و محاصره دریایی آمریکا، اقتصاد جمهوری اسلامی را فلج کرده است.
بازگشت حوثیها و چالش دومین گذرگاه دریایی
پیشروی سریع حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در یمن، چالش تازهای برای ترامپ ایجاد کرده است. نیروهای حوثی با عقب راندن نیروهای دولتی یمن، مورد حمایت عربستان سعودی، در امتداد ساحل دریای سرخ پیشروی کرده و جزایری را در دهانه تنگه بابالمندب تصرف کردهاند.
این تحول به جمهوری اسلامی امکان داده است تهدید علیه عرضه جهانی نفت را از مسیر یکی دیگر از گذرگاههای مهم کشتیرانی افزایش دهد.
ترامپ تاکنون درخواستهای عربستان سعودی برای مداخله مستقیم نظامی آمریکا علیه حوثیها را نپذیرفته است. حوثیها اردیبهشت ۱۴۰۴ با آمریکا بر سر آتشبس توافق کرده بودند.
به گفته تحلیلگران، این رویکرد اعتماد کشورهای خلیج فارس به تضمینهای امنیتی آمریکا را نیز تضعیف کرده است.
مقامهای آمریکایی ۲۲ شهریور در عمان با حوثیها دیدار کردند. پنج منبع آگاه به رویترز گفتند حوثیها در این مذاکرات اعلام کردند اگرچه کشتیرانی عربستان سعودی را هدف قرار میدهند، قصد حمله به شناورهای آمریکایی را ندارند.
این وضعیت ترامپ را با چالشی تازه روبهرو کرده است: آمریکا نمیتواند بهراحتی اجازه دهد حوثیها دومین مسیر مهم کشتیرانی را ببندند، اما ترامپ نیز تمایلی به آغاز ماموریت نظامی تازه و خطرناکی ندارد، آن هم در شرایطی که ارتش آمریکا درگیر جنگ با جمهوری اسلامی است.
با ورود جنگ به هفتمین ماه، آمریکا درگیر نبردی فرسایشی شده و ترامپ همزمان در تلاش است فشار اقتصادی بر تهران را افزایش دهد.
فشار جنگ بر ترامپ در داخل آمریکا
در داخل آمریکا نیز بالا بودن قیمت بنزین و پایین بودن میزان رضایت از عملکرد ترامپ بر فشارها افزوده است.
رویترز نوشت ترامپ ممکن است در انتخابات میاندورهای هزینه سیاسی این شرایط را بپردازد؛ انتخاباتی که کنترل جمهوریخواهان بر کنگره در آن در معرض خطر است.
ترامپ پنجشنبه ۲۶ شهریور به وبسایت اکسیوس گفت جنگ با جمهوری اسلامی به مرحلهای حساس نزدیک میشود و او باید درباره ازسرگیری حملات گسترده و نابودی حکومت ایران تصمیم بگیرد.
او ۲۵ شهریور گفت امیدوار است جنگ به پایان خود نزدیک شده باشد، اما تحلیلگران هشدار دادهاند این درگیری احتمالا تا مدتها پس از انتخابات میاندورهای ادامه خواهد یافت.
رییسجمهوری آمریکا ۳۱ شهریور به همان تریبونی بازمیگردد که یک سال پیش در آن از موفقیتهای خود در برابر جمهوری اسلامی سخن گفت؛ این بار در شرایطی که مسیر پایان جنگ همچنان روشن نیست.
کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای غرب آسیا، اسکوا، برآورد کرد جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی تنها در نخستین ماه نزدیک به ۱۵۰ میلیارد دلار، معادل چهار درصد تولید ناخالص داخلی منطقه، به اقتصاد کشورهای عربی زیان زده است.
رانیا المشاط، معاون دبیرکل سازمان ملل و دبیر اجرایی اسکوا، پنجشنبه ۲۶ شهریور این آمار را در یک نشست غیررسمی شورای امنیت ارائه کرد. این نشست با عنوان «دریاهای امن، امنیت مشترک؛ حفاظت از آزادی کشتیرانی در محیط امنیتی در حال تغییر» به میزبانی بحرین برگزار شد.
المشاط گفت تهدید مسیرهای دریایی خلیج فارس و دریای سرخ تنها یک مساله امنیتی نیست و دستاوردهای توسعهای، تامین کالاهای ضروری، ثبات اقتصادی و فعالیت کسبوکارهای منطقه را نیز به خطر میاندازد.
او افزود از خلیج فارس و تنگه هرمز تا دریای سرخ و بابالمندب، دریاها، تنگهها و بنادر شبکهای بههمپیوسته برای انتقال انرژی، مواد غذایی و کالاهای تجاری به سراسر جهان تشکیل میدهند و اختلال در هر بخش میتواند کل این زنجیره را متاثر کند.
به گفته المشاط، پیامدهای چنین اختلالی به کشتیرانی محدود نمیماند و به بنادر، انبارها، بازارها و خانوارها منتقل میشود؛ بر بودجه عمومی، قیمت انرژی و مواد غذایی، اشتغال و زنجیرههای تولید فرامرزی اثر میگذارد و توسعه اقتصادی و اجتماعی را با مشکل روبهرو میکند.
انتقال هزینهها به مصرفکنندگان
تا پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت جهان و ۱۹ درصد تجارت گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکرد.
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز بین ۲۰ تا ۴۰ درصد صادرات جهانی برخی کالاها، از جمله آمونیاک، کود، گوگرد و آلومینیوم را در اختیار داشتهاند.
المشاط هشدار داد زیان اقتصادی پیش از بسته شدن رسمی یک مسیر دریایی آغاز میشود؛ هنگامی که شرکتهای کشتیرانی و بیمه، عبور از یک مسیر را بیش از اندازه پرخطر بدانند، رفتوآمد کشتیها کاهش مییابد و هزینههای اضافی از شرکت حملونقل به واردکننده و سرانجام به مصرفکننده منتقل میشود.
او گفت مسیرهای جایگزین نیز لزوما مشکل را حل نمیکنند و ممکن است فقط گلوگاه را از یک تنگه به بندر یا خط لوله منتقل کنند: «تعدد مسیرها به تنهایی تداوم تامین را تضمین نمیکند و آنچه اهمیت دارد، پیوند و هماهنگی میان این مسیرهاست.»
به گفته المشاط، بنگاههای کوچک و متوسط از آسیبپذیرترین بخشهای اقتصادی هستند. این بنگاهها بخش عمده کسبوکارهای جهان عرب را تشکیل میدهند، اما توان کمتری برای تغییر تامینکنندگان، یافتن بازارهای تازه یا دسترسی به منابع مالی دارند.
افزایش هزینه انرژی و حملونقل، حاشیه سود آنها را کاهش میدهد و به افت تولید و از میان رفتن فرصتهای شغلی میانجامد.
هشدار درباره کشورهای درگیر بحران
المشاط گفت پیش از آغاز جنگ نیز ۹ کشور از ۲۲ کشور عربی درگیر مناقشه بودند یا دوران پس از جنگ را میگذراندند: «زیرساختهای آسیبدیده، فضای مالی محدود، نهادهای ضعیف و وابستگی به واردات غذا و سوخت، توان این کشورها را برای مقابله با افزایش قیمت انرژی، کود و حملونقل محدودتر کرده است.»
همزمان، حملات به تاسیسات نفتی و مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ، فشار بر عربستان سعودی را افزایش داده و دو مسیر اصلی صادرات انرژی منطقه در تنگه هرمز و بابالمندب را با تهدید روبهرو کرده است.
المشاط از تشکیل کارگروه منطقهای اسکوا در زمینه حملونقل، لجستیک و زنجیرههای تامین خبر داد.
این کارگروه بر ایجاد سازوکارهای هشدار زودهنگام، اتاقهای عملیات بحران و هماهنگی منطقهای برای حفظ جریان کالاها و خدمات ضروری متمرکز است.
او خواستار حفاظت از کشتیهای تجاری بر اساس حقوق بینالملل، جلوگیری از گسترش جنگ و افزایش سرمایهگذاری در بنادر و ارتباطات زمینی، ریلی و دریایی شد و گفت: «آنچه در منطقه ما رخ میدهد، به منطقه محدود نمیماند و حفاظت از ثبات منطقه، حفاظت از اقتصاد جهانی است.»
چهار سال از خیزش «زن، زندگی، آزادی» میگذرد. در این مدت، ایران شاهد تحولاتی پرشتاب و تکاندهنده بوده است؛ از جمله وقوع دو جنگ، اعتراضات دیماه و کشتار بیسابقه مردم. در میانه این تحولات، دانشگاه اکنون کجا ایستاده است و چه چشماندازی میتوان برای آینده آن متصور بود؟
تحلیل فضای دانشگاه، همچون بررسی وضعیت کلی جامعه، آسان نیست. سرعت تحولات در ایران چنان بالاست که هر لحظه ممکن است حادثهای بزرگ، معادلات موجود را تغییر دهد.
با وجود این بیثباتی و پیشبینیناپذیری، میتوان با اطمینان گفت خیزش مهسا نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. این خیزش هیمنه جمهوری اسلامی را که بخش مهمی از آن بر کنترل بدن زنان و تحمیل حجاب اجباری استوار بوده است، در هم شکست.
پس از خیزش مهسا، فضای دانشگاهها بهشدت امنیتی شد. حکومت دیگر ابایی از علنی کردن پروژه «خالصسازی» نداشت و آشکارا به اخراج، تعلیق و تصفیه استادان و دانشجویان روی آورد.
تحولات مربوط به جنگ ۱۲ روزه ضربه دیگری به اقتدار جمهوری اسلامی وارد کرد. حکومتی که رهبر آن، علی خامنهای، حتی یک گام عقبنشینی در برابر مطالبات مردم را مجاز نمیدانست، زیر فشار تحولات نظامی و تداوم مقاومت روزمره شهروندان، بهویژه زنان شجاع ایران، ناچار شد در برخی حوزههای اجتماعی عقب بنشیند.
یکی از استادان دانشگاه در همین رابطه گفت: «دیدن نوع پوشش دانشجویان امروز گاهی مرا به وجد میآورد. با خودم میگویم تا چند سال پیش حتی نمیتوانستم تصور کنم شجاعت مردم چنین فضایی از آزادی را برای ما به ارمغان بیاورد.»
او افزود برخلاف کسانی که میکوشند حرکتهای اعتراضی شهروندان، از خیزش مهسا تا اعتراضات دیماه، را بیحاصل جلوه دهند، این جنبشها تغییراتی واقعی و ملموس پدید آوردهاند.
یکی دیگر از اعضای هیات علمی نیز گفت در گذشته دانشجو هنگام ورود به دانشگاه ناچار بود زندگی شخصی و سبک پوشش خود را پشت در بگذارد و با هویتی از پیش تعیینشده وارد محیط آموزشی شود.
به گفته او، تحولات چهار سال گذشته ورق را برگردانده است و اکنون شمار بیشتری از دانشجویان با «خود واقعیشان» وارد دانشگاه میشوند.
این تغییر هرچند به معنای پایان فشارهای امنیتی نیست، نشان میدهد حکومت دیگر مانند گذشته توان تحمیل کامل الگوهای مطلوب خود را ندارد.
کنشگری در دانشگاههای نیمهتعطیل
دانشگاهها در یک سال گذشته، بهدلیل بحران انرژی، آلودگی هوا، اعتراضات دیماه و در نهایت جنگ، بخش چشمگیری از سال تحصیلی را تعطیل یا نیمهتعطیل بودند.
در چنین شرایطی، انجمنها و تشکلهای صنفی دانشجویی تا حد زیادی از چرخه اثرگذاری رسمی کنار رفتهاند.
وزارت علوم که تجربه همهگیری کرونا را پشت سر گذاشته است، در مقاطع مختلف این چهار سال برگزاری کلاسهای مجازی را ابزاری برای کاهش حضور جمعی دانشجویان و «مهار» خشم و میل آزادیخواهی آنان دیده است.
وقتی شیوه آموزش در یک نظام دانشگاهی تابع سیاست سرکوب و امنیتیسازی باشد، نمیتوان انتظار داشت کیفیت آموزش آسیب نبیند.
با این همه، تلاش برای کنترل دانشجویان از طریق کاهش حضور آنان در محیط دانشگاه همیشه به نتیجه مطلوب حکومت منجر نشده و حتی در مواردی نتیجه معکوس داشته است.
ارتباط دانشجویان بیش از گذشته شبکهای، سیال، افقی و متکی بر فضای مجازی شده است.
این شیوه ارتباط امکان نظارت متمرکز را کاهش داده و آزادی عمل بیشتری در اختیار دانشجویان گذاشته است.
به بیان دیگر، شبکههای غیررسمی دانشجویی در بسیاری از موارد از تشکلهای رسمی و تجویزی نهادهای بالادستی قدرتمندتر شدهاند.
البته درباره ماندگاری این نوع کنشگری و توان آن برای سازماندهی اعتراضات گسترده همچنان تردیدهایی وجود دارد.
تعطیلیهای پیدرپی، پراکندگی دانشجویان و نبود ساختارهای پایدار میتواند تداوم فعالیتهای جمعی را دشوار کند.
با این حال، جمهوری اسلامی دیگر یکهتاز مطلق فضای دانشگاه نیست و ناچار شده بخشی از میدان را به روابط و شبکههایی واگذار کند که کنترل کامل آنها برایش ممکن نیست.
دانشگاه زیر سایه پوچی و بیانگیزگی
در کنار تغییر سبک زندگی و شکلهای تازه کنشگری، دانشگاه با چالشی عمیقتر دستوپنجه نرم میکند؛ بحران امید و معنا.
یکی از استادان دانشگاه هشدار داد بیانگیزگی در میان استادان و دانشجویان به «بالاترین حد» رسیده است.
او اضافه کرد: «وقتی به دانشجویان تکلیفی میدهم، چه سخت باشد و چه آسان، گاهی حس پوچی به سراغم میآید. از خودم میپرسم با وضعیتی که بر جامعه حاکم است، این روند قرار است به کجا برسد؟»
به گفته این استاد، او تلاش میکند چنین احساسی را به دانشجویان منتقل نکند، اما نمیتواند این پرسش را نادیده بگیرد که آموختن بسیاری از مطالب دانشگاهی در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کنونی چه معنایی دارد؛ شرایطی که امید به آینده را در دل بخش بزرگی از نسل جوان از میان برده است.
این بیانگیزگی البته به دانشگاه محدود نیست و نشانههای آن را میتوان در زندگی روزمره مردم نیز مشاهده کرد.
اهمیت وضعیت دانشگاه از آن روست که این نهاد محل حضور جمع بزرگی از جوانان است و قاعدتا باید کانون نشاط، امید به آینده، برنامهریزی و پویایی فکری باشد.
اکنون اما خمودگی، خشم و سرخوردگی بر بخش بزرگی از فضای آن سایه انداخته است.
دانشجوی امروز تنها با فشار سیاسی روبهرو نیست. بحران اقتصادی، نبود چشمانداز شغلی، کاهش اعتبار مدرک دانشگاهی و احتمال مهاجرت نیز بر تصمیمها و نگرش او اثر میگذارد.
به همین دلیل، دانشگاه همزمان محل شکلگیری مقاومت و بازتابدهنده فرسودگی عمیقی است که سراسر جامعه را در بر گرفته است.
«ریزش پنهان» استادان و فرسایش آینده دانشگاه
یکی از اعضای هیات علمی شرایط مالی دانشگاهها را «وحشتناک» توصیف کرد و هشدار داد با خزانه خالی کشور نمیتوان در کوتاهمدت به بهبود وضعیت دانشگاهها، چه از نظر زیرساختها و چه از نظر کیفیت آموزش، امید چندانی داشت.
به گفته او، دانشگاههای ایران اکنون علاوه بر مهاجرت استادان با پدیده دیگری روبهرو هستند که میتوان آن را «ریزش پنهان» نامید؛ پدیدهای که شاید زیان آن برای دانشگاه حتی از مهاجرت نیز بیشتر باشد.
او گفت: «استاد در دانشگاه حضور دارد و تدریس میکند، اما عملا دیگر در دانشگاه نیست، زیرا مهمترین دغدغهاش معیشت است، نه آموزش و پژوهش.»
این عضو هیات علمی افزود بسیاری از استادان ناچار شدهاند به شغل دوم روی بیاورند، زیرا در ساختار حاکم، جایگاه و اعتبار پیشین خود را از دست دادهاند و حتی از امنیت شغلی کافی برخوردار نیستند.
پیامد این وضعیت تنها افت کیفیت کلاسها یا کاهش تولیدات پژوهشی نیست. استادی که بخش بزرگی از وقت و انرژی خود را صرف تامین هزینههای زندگی میکند، فرصت و انگیزه کمتری برای گفتوگو با دانشجویان، هدایت پژوهشها و مشارکت در حیات فکری دانشگاه خواهد داشت.
در نتیجه، رابطه آموزشی به فرایندی اداری و کمرمق فروکاسته میشود.
این استاد تاکید کرد حکومت، استادان و دانشجویان را نیروهایی کارآمد برای ساختن حال و آینده کشور نمیبیند، بلکه آنان را «سوژههایی بالقوه تهدیدآمیز» تلقی میکند که باید پیوسته زیر نظر باشند و هرگونه تغییر رفتارشان کنترل شود.
دانشگاه در ایران اکنون در موقعیتی متناقض قرار گرفته است. از یک سو، خیزش «زن، زندگی، آزادی» و تحولات پس از آن دیوارهای کنترل اجتماعی را تَرَک داده و به دانشجویان امکان داده است با «هویت واقعیتر» و آزادی بیشتری در فضای دانشگاه حضور یابند.
از سوی دیگر، سرکوب، تعطیلیهای مکرر، بحران اقتصادی و فرسایش نیروی انسانی، توان آموزش و کنشگری جمعی را بهشدت کاهش داده است.
با این همه، دانشگاه را نمیتوان فضایی کاملا خاموش و شکستخورده دانست. تغییرات چهار سال گذشته نشان داده است آنچه در ظاهر رفتارهای روزمره و فردی به نظر میرسد، میتواند بخشی از مقاومتی گستردهتر باشد.
پوشش، شیوه ارتباط، شبکههای غیررسمی و پافشاری بر حفظ هویت فردی، همگی نشانههایی از عقبنشینی حکومت در برابر جامعه هستند.
چشمانداز دانشگاه بیش از هر چیز به سرنوشت کلی جامعه ایران گره خورده است. دانشگاه امروز نه بیرون از بحران، بلکه در متن آن قرار دارد؛ زخمی، فرسوده و خشمگین، اما همچنان برخوردار از ظرفیتی که میتواند در بزنگاههای آینده بار دیگر به نیرویی اثرگذار در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شود.
دونالد ترامپ و شی جینپینگ دوم مهر در واشینگتن دیدار میکنند؛ نشستی که تمدید آتشبس تجاری، جنگ ایران و اختلاف بر سر تایوان از محورهای اصلی آن خواهد بود. دو طرف همچنین درباره فناوری و خطرات هوش مصنوعی گفتوگو خواهند کرد.
به گزارش رویترز، این دومین دیدار رهبران آمریکا و چین در سال جاری، پس از سفر ماه اردیبهشت ترامپ به پکن، و نخستین حضور شی در کاخ سفید در یک دهه گذشته خواهد بود.
ترامپ در حالی میزبان رهبر چین میشود که درگیر جنگ با حکومت ایران است و با رضایت عمومی پایین و نارضایتی از افزایش قیمتها روبهروست. او پیش از انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر، به دنبال دستاوردهای تجاری قابل عرضه به رایدهندگان آمریکایی است. در مقابل، اقتصاد چین در مسیر ثبت مازاد تجاری یک تریلیون دلاری برای دومین سال پیاپی قرار دارد.
یکی از موضوعات اصلی نشست، سرنوشت آتشبس تعرفهای دو کشور است که ۱۹ آبان منقضی میشود. این توافق پس از دیدار مهر ماه سال گذشته در کره جنوبی، جنگ تجاریای را متوقف کرد که طی آن تعرفههای متقابل از ۱۰۰ درصد فراتر رفت و زنجیرههای تامین جهانی را تهدید کرد.
جیمیسون گریر، نماینده تجاری آمریکا، گفته است دو طرف درباره کشاورزی و موانع غیرتعرفهای اعلامیههایی خواهند داشت. فعالان تجاری نیز در انتظار پیشرفت در اجرای توافق کاهش متقابل تعرفهها بر ۳۰ میلیارد دلار کالا هستند.
خرید هواپیماهای بوئینگ و محصولات کشاورزی آمریکا از دیگر محورهای مذاکرات است. به گفته منابع رویترز، شی با یک هیات تجاری بزرگ به واشینگتن میرود. چین پیشتر از خرید ۲۰۰ هواپیمای بوئینگ خبر داده بود، اما مذاکرات گستردهتر ممکن است شامل ۵۰۰ فروند ۷۳۷ مکس و دهها هواپیمای پهنپیکر شود.
در حوزه فناوری، پکن خواستار تعویق بیشتر مقررات محدودکننده دسترسی شرکتهای چینی به فناوری پیشرفته آمریکایی است. واشینگتن نیز میخواهد چین صادرات عناصر خاکی کمیاب و مواد معدنی حیاتی مورد نیاز صنایع پیشرفته و دفاعی را تسهیل کند.
احتمال امتیازدهی ترامپ برای دستیابی به توافقهای اقتصادی، نگرانی متحدان آسیایی آمریکا درباره تایوان را افزایش داده است. ترامپ پیشتر بسته تسلیحاتی در انتظار تصمیمگیری برای تایوان، به ارزش حداکثر ۱۴ میلیارد دلار، را «اهرم چانهزنی» خوانده بود.
منابع آگاه به رویترز گفتهاند چین همچنین میخواهد آمریکا بهجای موضع دیرینه «حمایت نکردن از استقلال تایوان»، صریحا «مخالفت با استقلال» این جزیره را اعلام کند. چنین تغییری میتواند با مخالفت کنگره روبهرو شود و درباره تعهد واشینگتن به دفاع از تایوان پرسشهایی ایجاد کند.
جنگ با حکومت ایران نیز در دستور کار دو رهبر قرار دارد. چین، بزرگترین خریدار نفت صادراتی ایران، روابط نزدیکی با تهران دارد و واشینگتن امیدوار است پکن از نفوذ خود برای فشار بر [حکومت] ایران استفاده کند؛ هرچند به نوشته رویترز، شی تاکنون تمایل چندانی به این کار نشان نداده است.
رویترز ماه گذشته از فروش میلیاردها دلار کالای چینی به ایران از طریق سازوکاری برای دور زدن تحریمها خبر داده بود؛ موضوعی که وزارت خارجه چین گفته از آن اطلاعی ندارد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، قرار است پیش از نشست رهبران با هه لیفنگ، معاون نخستوزیر چین، دیدار کند و گفتوگوها درباره روابط مالی پکن و تهران در نشست ترامپ و شی ادامه یابد.
خطرات هوش مصنوعی و مهار انتقال مواد شیمیایی پیشساز فنتانیل از چین نیز از دیگر موضوعات مذاکرات خواهد بود. تحلیلگران میگویند نگرانیهای مشترک درباره سوءاستفاده از هوش مصنوعی میتواند زمینه همکاری ایجاد کند، اما رقابت شدید دو کشور احتمال دستیابی به توافقهایی فراتر از اقدامات نمادین را محدود میکند.