تازهترین برآوردهای مبتنی بر دادههای ردیابی نفتکشها نشان میدهد که دستکم ۲۹ نفتکش حامل حدود ۳۶ میلیون و ۱۱۰ هزار بشکه نفت ایران، در انتظار عبور، انتقال یا یافتن خریدار در آبهای منطقه متوقف ماندهاند.
همزمان، میزان بارگیری نفت از پایانههای ایران در ماه اوت به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ رقمی که در مقایسه با سطح معمول صادرات نفت جمهوری اسلامی، از شدت اختلال در زنجیره صادرات حکایت دارد.
البته آمار تجارت نفت ایران بهدلیل خاموشکردن سامانههای شناسایی، تغییر مکرر پرچم و نام نفتکشها، انتقال کشتیبهکشتی و دستکاری اسناد محموله، همواره با میزانی از عدم قطعیت همراه است.
بااینحال، مجموعه دادههای موجود یک واقعیت روشن را نشان میدهد: بخشی از نفتی که در آمارهای صادراتی جمهوری اسلامی ثبت شده، هنوز به پالایشگاه نرسیده، پول آن وصول نشده و عملا به ذخیره شناور و پرهزینه تبدیل شده است.
نفتکش بارگیریشده، درآمد ارزی نیست
در آمار رسمی یا تبلیغات حکومتی، خروج یک نفتکش از پایانه ممکن است بهعنوان صادرات نفت ثبت شود؛ اما از نظر اقتصادی، بارگیری با فروش نهایی و دریافت پول یکسان نیست. تا زمانی که محموله به خریدار تحویل داده نشود، کیفیت و مقدار آن تایید نگردد و وجه معامله نیز در دسترس فروشنده قرار نگیرد، نفت بارگیریشده را نمیتوان درآمد تحققیافته دانست.
در شرایط کنونی، برخی نفتکشها پس از بارگیری قادر به عبور عادی از تنگه هرمز یا ادامه مسیر بهسوی شرق نیستند. گروه دیگری نیز باید برای مدتی طولانی در دریا منتظر بمانند تا نفتکش واسطه، محل مناسب برای انتقال کشتیبهکشتی و ترتیبات تازهای برای پنهانکردن منشاء محموله فراهم شود.
مسیر پرهزینه نفت ایران تا چین را میتوان بهصورت زیر خلاصه کرد:
اگر هر یک از این مراحل متوقف شود، نفتکش حامل محموله به یک مخزن شناور تبدیل خواهد شد؛ مخزنی که برخلاف انبار زمینی، هر روز هزینه عملیاتی، انسانی، فنی و امنیتی تولید میکند.
هزینههایی که در این مسیر ایجاد میشود
توقف نفت روی آب رایگان نیست. از لحظهای که نفتکش بارگیری میشود اما نمیتواند محموله خود را تحویل دهد، مجموعهای از هزینههای مستقیم و پنهان آغاز میشود:
کرایه نفتکش یا هزینه فرصت استفاده از آن؛
حقوق، اقامت و دیگر هزینههای پرسنلی خدمهای که هفتهها یا ماهها روی آب باقی میمانند؛
تامین غذا، آب، دارو و نیازهای روزمره خدمه؛
مصرف سوخت موتورهای کمکی، ژنراتورها و تجهیزات ایمنی نفتکش؛
تعمیر و نگهداری بدنه، موتورخانه، پمپها و سامانههای نگهداری و انتقال بار؛
بیمه دریایی و پوشش اضافی خطر جنگ، حمله، توقیف یا سانحه؛
تغییر یا جایگزینی خدمه و ارائه خدمات پزشکی و اضطراری؛
هزینه لنگرگاه، خدمات بندری، یدککش و پشتیبانی دریایی؛
هزینه انتقال کشتیبهکشتی، تجهیزات لازم، نیروی عملیاتی و تدابیر ایمنی؛
هزینه نفتکش واسطه و استفاده از ناوگان موسوم به شبکه سایه؛
هزینه واسطههای تجاری، شرکتهای پوششی و تغییر اسناد مربوط به منشاء محموله؛
هزینه نمونهبرداری، آزمایش، اندازهگیری و اختلاط نفت پس از انتقال؛
تخفیف اضافی برای جبران خطر تحریم و ریسک خریدار؛
خواب سرمایه و محرومشدن حکومت از دسترسی فوری به درآمد ارزی؛
خطر آلودگی محموله، نشت نفت، برخورد نفتکشها یا ایجاد خسارت زیستمحیطی؛
و هزینه نفتکش خالی که پس از تخلیه محموله نمیتواند بهسرعت به پایانههای ایران بازگردد.
نفتکشهای خالی؛ بخش فراموششده بحران
مشکل تنها نفتکشهای پر نیست. پس از آنکه نفت ایران از طریق انتقال کشتیبهکشتی تخلیه یا به نفتکش دیگری منتقل شد، کشتی خالی باید برای بارگیری مجدد به ایران بازگردد. اما اگر مسیر بازگشت ناامن، مسدود یا از نظر بیمهای پرخطر باشد، نفتکش ممکن است در آبهای آسیایی یا اطراف سریلانکا متوقف بماند.
در نتیجه، پایانههای ایران نهتنها با مشکل خروج نفتکشهای حامل نفت روبهرو میشوند، بلکه با کمبود نفتکش خالی برای بارگیری محمولههای تازه نیز مواجه خواهند شد. این وضعیت میتواند توضیح دهد که چرا حتی در صورت ادامه تولید نفت، میزان بارگیری از بنادر ایران بهشدت کاهش مییابد.
هنگامی که مخازن ساحلی پر شوند و نفتکش کافی برای انتقال نفت وجود نداشته باشد، حکومت ناچار خواهد شد تولید برخی میدانها را کاهش دهد. کاهش اجباری تولید نیز صرفا به معنای فروش کمتر نیست؛ زیرا توقف یا کاهش غیراصولی تولید در بعضی میدانهای قدیمی ایران میتواند به مخزن آسیب بزند، فشار آن را کاهش دهد و بازگرداندن تولید به سطح قبلی را پرهزینه و زمانبر کند.
بنابراین، محاصره یا محدودیت فیزیکی صادرات، تنها درآمد جاری را کاهش نمیدهد؛ بلکه ممکن است به ظرفیت تولید آینده صنعت نفت ایران نیز آسیب وارد کند.
فاصله میان صادرات روی کاغذ و درآمد واقعی
حتی اگر تمام نفت متوقفشده سرانجام به فروش برسد، مبلغ اسمی محموله با درآمد واقعی و قابلاستفاده جمهوری اسلامی برابر نخواهد بود. از ارزش نفت باید هزینه حمل، توقف، بیمه، واسطهها، عملیات انتقال کشتیبهکشتی، تغییر اسناد، تخفیف فروش و هزینه تبدیل یا جابهجایی پول را کم کرد.
از سوی دیگر، ممکن است پول حاصل از فروش نیز مستقیما در اختیار حکومت قرار نگیرد و در حسابهای محدود، شبکههای واسطهای یا سازوکارهای تهاتری باقی بماند. بنابراین، وجود میلیونها بشکه نفت روی آب الزاما به معنای برخورداری جمهوری اسلامی از یک ثروت آماده وصول نیست.
این نفت تا زمانی که فروخته، تحویل و پول آن قابلاستفاده نشده باشد، نهتنها ارز وارد اقتصاد ایران نمیکند، بلکه برای نگهداری و جابهجایی خود ارز مصرف میکند.
هرچه زمان توقف محموله طولانیتر شود، قدرت چانهزنی فروشنده ایرانی نیز کاهش مییابد. خریدار میداند که فروشنده با هزینههای روزافزون، محدودیت بازار و نیاز فوری به ارز روبهرو است؛ بنابراین میتواند برای دریافت تخفیف بیشتر، پذیرش شرایط پرداخت طولانیتر یا انتقال بخش بزرگتری از هزینه و ریسک به طرف ایرانی فشار وارد کند.
در چنین شرایطی، نفت ایران پیش از رسیدن به بازار، بخشی از ارزش اقتصادی خود را از دست میدهد.
نتیجهگیری
نفت روی آب را نباید ذخیرهای امن یا نشانه موفقیت صادرات دانست. نفتکش بارگیریشدهای که نمیتواند محموله خود را تحویل دهد، بهجای تولید درآمد، به یک انبار شناور پرهزینه تبدیل میشود. خدمه، سوخت، بیمه، نگهداری، انتقال کشتیبهکشتی، شبکه واسطهها و تخفیف اجباری، هر روز بخشی از ارزش محموله را از بین میبرند.
اگر نفتکشهای خالی نیز نتوانند به ایران بازگردند، چرخه بارگیری محمولههای تازه مختل میشود؛ مخازن ساحلی پر میشوند و در نهایت، کاهش اجباری تولید به میدانهای نفتی تحمیل خواهد شد.
بنابراین، پیامد اصلی بحران کنونی فقط کاهش تعداد بشکههای صادرشده نیست. جمهوری اسلامی همزمان با سه زیان روبهرو است: کاهش فروش، افزایش هزینه نگهداری و انتقال، و احتمال آسیب به ظرفیت تولید آینده.
نفتی که باید برای کشور ارز تولید کند، اکنون روی آب متوقف مانده و خود به عاملی برای مصرف منابع تبدیل شده است. هر روز تاخیر، ارزش واقعی این ثروت را کمتر و هزینه سیاستهای جمهوری اسلامی را برای مردم ایران بیشتر میکند.
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد تهران در پیامی به واشینگتن تهدید کرده است هرگونه حمله اسرائیل به محل استقرار نیروهای سپاه پاسداران و حزبالله در ارتفاعات علی الطاهر در جنوب لبنان، با واکنش شدید حکومت ایران روبهرو خواهد شد.
سه مقام منطقهای پنجشنبه ۱۲ شهریور به رویترز گفتند تهران اعلام کرده است در صورت آغاز عملیات گسترده اسرائیل در این ارتفاعات، با «حملهای وسیع» پاسخ خواهد داد.
این مقامها بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود.
رویترز نوشت این پیام که اواخر مردادماه با میانجیگری عمان به واشینگتن منتقل شد، از حضور مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی در نبردهای زمینی جنوب لبنان و آمادگی تهران برای تلافی حملات اسرائیل در این منطقه حکایت دارد.
به گفته منابع امنیتی لبنان، گمان میرود حزبالله در ارتفاعات علی الطاهر یک مرکز فرماندهی زیرزمینی و انبارهای تسلیحات احداث کرده باشد.
حزبالله از اظهارنظر درباره حضور نیروهای سپاه پاسداران در ارتفاعات علی الطاهر خودداری کرد. یک مقام کاخ سفید نیز در پاسخ به پرسش رویترز درباره این پیام و احتمال فشار آمریکا بر اسرائیل برای خودداری از حمله به این منطقه، گفت این اطلاعات «دقیق نیست».
ارتفاعات علی الطاهر بر جنوب شرقی لبنان اشراف دارد و به یکی از مهمترین مناطق مورد مناقشه در جنگ اسرائیل و حزبالله تبدیل شده است.
ارتش اسرائیل بخشهای گستردهای از مناطق جنوبی این ارتفاعات را تصرف کرده و آن را یکی از «محورهای اصلی عملیات» خود خوانده است.
در سوی دیگر، حزبالله میگوید کنترل ارتفاعات را در دست دارد و با هرگونه پیشروی نیروهای اسرائیلی مقابله خواهد کرد.
حضور نیروهای سپاه پاسداران در مجموعه زیرزمینی علی الطاهر
رویترز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد بیش از ۱۲ عضو سپاه پاسداران، از جمله دستکم دو افسر ارشد، همراه نیروهای حزبالله در منطقه علی الطاهر حضور دارند.
بر اساس این گزارش، اسرائیل در پی فشار ایالات متحده، حمله زمینی به این ارتفاعات را به تعویق انداخته است.
دفتر رسانهای حزبالله ارسال پیام از سوی حکومت ایران را تایید نکرد، اما گفت: «فشار اسرائیل برای محاصره علی الطاهر با هدف ایجاد وضعیتی در این تاسیسات است که ادامه حضور در آن را ناممکن کند. اتخاذ این رویکرد و خودداری از حملهای گسترده نشان میدهد ممکن است پیامی از طریق چند کشور منتقل شده باشد.»
این نهاد افزود جمهوری اسلامی هرگونه عملیات زمینی اسرائیل در جنوب لبنان، بهویژه گسترش مناطق تحت کنترل آن، را نقض جدی توافق اسلامآباد میداند.
با وجود اعلام آتشبس، ارتش اسرائیل حزبالله را به ادامه فعالیت در اطراف ارتفاعات علی الطاهر متهم کرده و گفته است این گروه طی یک هفته، دو بار پهپادهای انفجاری به سوی نیروهای اسرائیلی مستقر در نزدیکی منطقه پرتاب کرده است.
تهران و واشینگتن ۲۵ خرداد بر سر خاتمه جنگ به تفاهم دست یافتند، اما تنشهای منطقهای پس از آن ادامه یافت.
۱۷ تیر، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مقامهای جمهوری اسلامی را «متقلب»، «دروغگو» و «بیمار» خواند و با اشاره به حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، از پایان آتشبس با تهران خبر داد.
ابهام درباره هویت و سرنوشت نظامیان در علی الطاهر
ارتش اسرائیل ماه ژوئیه یکی از نیروهای حزبالله را در نزدیکی ورودی مجموعه زیرزمینی علی الطاهر هدف حمله هوایی قرار داد.
یک مقام ارتش اسرائیل نیز ماه ژوئن به رویترز گفت نیروهای حزبالله بدون آب و غذا در زیر زمین گرفتار شدهاند.
روزنامه معاریو به نقل از یک منبع نظامی نوشت بر اساس برآورد ارتش اسرائیل، هیچ نیرویی از سپاه پاسداران در علی الطاهر حضور ندارد و شماری از نیروهای حزبالله نیز بر اثر بیآبی و گرسنگی جان باختهاند.
با این حال، رویترز به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد ارتش اسرائیل میکوشد با ادامه محاصره، نیروهای سپاه پاسداران و حزبالله را از پناهگاههای زیرزمینی بیرون بکشد و پهپادهای حامل آب و غذا برای افراد مستقر در ارتفاعات را سرنگون میکند.
دو منبع لبنانی، از جمله یک مقام ارشد امنیتی، گفتند با وجود تهدید جمهوری اسلامی، همچنان احتمال دارد ارتش اسرائیل در هفتههای آینده عملیاتی را برای تصرف ارتفاعات علی الطاهر آغاز کند.
حزبالله هشدار داده است هرگونه حمله گسترده به این ارتفاعات به معنای ازسرگیری جنگی تمامعیار خواهد بود و ممکن است با شلیک موشک به مناطق مسکونی شمال اسرائیل پاسخ داده شود.
در روزهای اخیر، تشدید تنشها در تنگه هرمز و حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی، گمانهزنیها را درباره آغاز دوباره جنگی تمامعیار و گسترش دامنه آن به دیگر نقاط منطقه، افزایش داده است.
بنیامین نتانیاهو هشدار داد حمله احتمالی تهران به اسرائیل «یکی از آخرین تصمیمهای آنها» خواهد بود. اورشلیمپست همزمان گزارش داد ارتش اسرائیل برای ازسرگیری سریع حملات به ایران آماده است و برنامه هستهای تهران را هدف اصلی میداند.
به گزارش اورشلیمپست نتانیاهو چهارشنبه ۱۱ شهریور در جریان مراسمی در شهر سدروت گفت [حکومت] ایران به کشورهای مختلف حمله و آنها را تهدید میکند، اما به گفته او، از پیامدهای حمله به اسرائیل آگاه است.
نخستوزیر اسرائیل همچنین تاکید کرد این کشور واقعیت امنیتی منطقه را تغییر داده و تهدیدهای پیش روی خود را یکی پس از دیگری از میان میبرد. او در سخنانش به عملیات اسرائیل در غزه و کشته شدن شماری از رهبران حماس و دیگر چهرههای گروههای متحد جمهوری اسلامی اشاره کرد.
این اظهارات در حالی مطرح شد که به نوشته المانیتور نیروی هوایی اسرائیل همچنان در حالت آمادهباش کامل قرار دارد و میتواند در مدتی کوتاه حملات علیه حکومت ایران را از سر بگیرد.
یک منبع امنیتی اسرائیلی به المانیتور گفت: «ما میدانیم چگونه در مدتی کوتاه، بار دیگر مسیر رسیدن به قلب تهران را هموار کنیم.»
به نوشته این رسانه، مقامهای امنیتی اسرائیل برای خودداری حکومت ایران از حمله مستقیم به اسرائیل دو احتمال مطرح کردهاند: تهران ممکن است این گزینه را برای مرحلهای بعد حفظ کرده باشد یا از پیامدهای واکنش اسرائیل هراس داشته باشد.
مقامهای دفاعی اسرائیل درباره زمان وقوع احتمالی رویارویی تازه اختلاف نظر دارند. برخی احتمال ازسرگیری قریبالوقوع درگیریها را مطرح میکنند و برخی دیگر معتقدند چنین تقابلی ممکن است در آیندهای دورتر رخ دهد، اما ارتش میگوید برای هر دو سناریو آماده است.
سه منبع دیپلماتیک اسرائیلی به المانیتور گفتند در صورت حمله دوباره، بخشهای باقیمانده از برنامه هستهای ایران، از جمله ذخایر مدفون اورانیوم غنیشده در سطح تسلیحاتی، احتمالا در اولویت قرار خواهند گرفت. به گفته آنها، حمله به ساختار حکومت یا زیرساختهای گستردهتر اهداف ثانویه خواهد بود.
این منابع همچنین گفتند اسرائیل، برخلاف آمریکا، تمرکز کمتری بر تنگه هرمز دارد. واشینگتن حمله به سامانههای راداری، تواناییهای موشکی و مینهای دریایی ایران را برای حفاظت از نیروهای خود و کشتیرانی منطقهای دنبال میکند.
یک منبع نزدیک به نتانیاهو گفت ارزیابی اسرائیل این است که رییسجمهوری آمریکا تا انتخابات میاندورهای این کشور وارد عملیات نظامی بزرگی نخواهد شد و در عوض برای تثبیت دستاوردهای کنونی و ادامه فشار اقتصادی بر [حکومت] ایران تلاش خواهد کرد.
اکسیوس گزارش داد استیو ویتکاف، فرستاده کاخ سفید، با شیخ طحنون بن زاید، مشاور امنیت ملی امارات متحده عربی، درباره گامهای بعدی در قبال حکومت ایران گفتوگو کرده است؛ دیداری که همزمان با تشدید فشار اقتصادی واشینگتن بر تهران انجام شد.
اکسیوس به نقل از دو منبع آگاه نوشت این دیدار آخر هفته گذشته در جزیره ساردینیا در دریای مدیترانه برگزار شد، اما کاخ سفید آن را اعلام نکرد. کاخ سفید به درخواست این رسانه برای اظهارنظر نیز پاسخ نداده است.
شیخ طحنون بن زاید، برادر محمد بن زاید، رییس امارات متحده عربی، از قدرتمندترین مقامهای این کشور محسوب میشود. او علاوه بر مشاوره امنیت ملی و مقام نایب حاکم ابوظبی، بر منافع گسترده سرمایهگذاری و فناوری امارات نیز نظارت دارد.
براساس گزارش اکسیوس، ویتکاف و طحنون بن زاید درباره گامهای بعدی در بحران ایران و موضوعات دیگری گفتوگو کردند. امارات متحده عربی شریک اصلی عملیات تحت رهبری آمریکا برای هدایت نفتکشها از تنگه هرمز و یکی از بازیگران مهم کارزار فشار اقتصادی واشینگتن علیه تهران معرفی شده است.
این دیدار چند روز پس از آن انجام شد که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، طرحی موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» را اعلام کرد. واشینگتن میگوید در چارچوب این طرح، کشورها و نهادهای طرف معامله با جمهوری اسلامی را با تحریمهای سنگین روبهرو خواهد کرد.
اکسیوس به نقل از یک منبع نوشت بسنت پیش از اعلام این طرح با طحنون بن زاید گفتوگو کرده بود. همزمان با دیدار ویتکاف و این مقام اماراتی، وزارت خزانهداری آمریکا نیز برای قطع دسترسی شعب «بانک مصر» در امارات به نظام مالی آمریکا، به دلیل مراودات آنها با حکومت ایران، اقدام کرد.
بانک مرکزی امارات متحده عربی در واکنش اعلام کرد تراکنشهای شعب این بانک مصری با ایران را «فوری» بررسی میکند.
امارات متحده عربی مبادلات خود با ایران را متوقف کرد امارات چند روز پیش از اعلام تحریمهای جدید آمریکا تصمیم گرفت همه تجارت، مبادلات بازرگانی و تراکنشهای مالی خود با ایران را متوقف کند. این تصمیم با توجه به نقش دبی بهعنوان یکی از مراکز اصلی تجارت و صادرات مجدد کالا برای ایران، اقدامی مهم به شمار میرود.
حجم تجارت ایران و امارات در سال ۲۰۲۴ به ۲۸ میلیارد دلار رسیده بود. یک منبع آگاه به اکسیوس گفت مقامهای اماراتی به دولت ترامپ تاکید کردهاند کارزار فشار اقتصادی تنها زمانی موثر خواهد بود که همه شرکای تجاری اصلی ایران را دربرگیرد.
این رسانه گزارش داد هیاتی ایرانی ۲۰ مرداد برای گفتوگوهای دیپلماتیک با مقامهای اماراتی به ابوظبی سفر کرده و خواستار کاهش تنشها، بهبود روابط و کمک برای تامین مواد غذایی و دارو شده بود. نمایندگان حکومت ایران همچنین از امارات متحده عربی خواستند با تحریمهای آمریکا همکاری نکند؛ درخواستی که به گفته منابع اکسیوس رد شد.
به نوشته اکسیوس، پس از این مذاکرات، سپاه پاسداران حملات خود را به نفتکشهای شرکت ملی نفت امارات که قصد عبور از تنگه هرمز داشتند، افزایش داد. منابع این رسانه گفتند این حملات خشم مقامهای اماراتی و تصمیم آنها برای تعلیق همه مبادلات با ایران را در پی داشت.
آمریکا قطع تجارت جهانی با ایران را دنبال میکند مقامهای آمریکایی به اکسیوس گفتند مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به سفارتخانههای این کشور دستور داده است از دولتهای میزبان بخواهند روابط تجاری خود با ایران را «فوری و بهطور نظاممند» قطع کنند.
در پیام واشینگتن هشدار داده شده است کشورها، شرکتها و افرادی که به تجارت با ایران ادامه دهند، ممکن است تحریم یا از نظام دلاری کنار گذاشته شوند. نمایندگیهای آمریکا در ابوظبی، مسقط، هنگکنگ، دوحه، لندن، برلین و چند پایتخت آسیای مرکزی نیز مامور شدهاند تعطیلی شعب وابسته به بانکهای ملی و صادرات ایران را پیگیری کنند.
به گزارش اکسیوس، دولت ترامپ همچنین در حال تشکیل یک کارگروه بینسازمانی برای هماهنگی و اجرای کارزار فشار اقتصادی علیه حکومت ایران است.
تحقیقات ایراناینترنشنال در مورد شبکه بانکداری سایه ایران
تحقیقات ایراناینترنشنال نشان میدهد شبکه بانکداری سایه ایران بسیار عمیقتر و گستردهتر از شبکهای است که ماه گذشته هدف کارزار طرد اقتصادی برای فشار و تحریمهای بیشتر آمریکا قرار گرفت.
این تحقیقات نشان میدهد که تهران برای دسترسی به نظام مالی جهانی از ۱۵ بانک در چین و امارات متحده عربی استفاده کرده است.
ایراناینترنشنال همچنین دریافت که تحقیقات آمریکا درباره برخی بانکها سالها از فعالیتهای این شبکه عقب بوده است؛ شبکهای که فعالیت خود را در چندین کشور گسترش داده و با وجود تحریمها میلیاردها دلار برای جمهوری اسلامی جابهجا کرده است.
ارتش آمریکا در عملیاتی گسترده، ۴۰ کشتی تجاری حامل ۱۸ میلیون بشکه نفت را از تنگه هرمز عبور داد و همزمان دهها هدف نظامی جمهوری اسلامی را در اطراف این آبراه هدف قرار داد. مقامهای آمریکایی میگویند نیروهای این کشور در جریان عملیات، موجهایی از حملات پهپادی را نیز دفع کردند.
دو مقام آمریکایی آشنا با عملیات به سیانان گفتند عبور این حجم از نفت در روز سهشنبه دهم شهریور، بالاترین میزان ثبتشده از آغاز جنگ در بیش از شش ماه پیش بوده است. پیش از شروع جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد.
به گفته این مقامها، ارتش آمریکا در عملیات همزمان خود از تجهیزات هوایی، دریایی و فضایی استفاده کرد. نیروهای آمریکایی علاوه بر مقابله با پهپادها و موشکهای کروز ضدکشتی، نزدیک به ۶۰ هدف نظامی جمهوری اسلامی را در اطراف تنگه هدف قرار دادند.
مواضع پدافند هوایی، سامانههای راداری، تجهیزات دریایی، تواناییهای مینگذاری و مراکز ارتباطی حکومت ایران از جمله اهداف اعلامشده این حملات بودند.
این عملیات بخشی از راهبرد تازه دولت دونالد ترامپ برای تمرکز بر تنگه هرمز، اسکورت کشتیهای تجاری و ادامه محاصره دریایی بنادر ایران توصیف شده است. یک مقام آمریکایی گفت اولویتهای دیگر واشینگتن، از جمله عملیات با هدف از بین بردن بخشهایی از برنامه هستهای ایران، فعلا به حاشیه رانده شدهاند.
ترامپ چهارشنبه ۱۱ شهریور گفت حملات اخیر، توانایی [حکومت] ایران برای ردیابی کشتیها در تنگه هرمز را هدف قرار داده است. او تاکید کرد آمریکا کنترل تنگه را در اختیار دارد و میتواند هم مواضع [حکومت] ایران در امتداد ساحل را هدف قرار دهد و هم از کشتیهای عبوری دفاع کند.
با این حال، مقامهای صنعت کشتیرانی و تحلیلگران درباره ادعای «کنترل کامل» آمریکا تردید دارند. هزینه بالای بیمه، ادامه خطر حملات و افزایش شدید نرخ اجاره نفتکشها باعث شده است شرکتهای کشتیرانی برای هر سفر بهطور جداگانه تصمیم بگیرند. براساس برخی برآوردها، هزینه اجاره یک نفتکش برای عبور از تنگه به بیش از ۵۰۰ هزار دلار در روز رسیده است.
کشتیهای حامل گاز طبیعی مایعشده نیز به دلیل پیامدهای احتمالا فاجعهبار اصابت پهپاد، مین یا موشک، با احتیاط بیشتری عمل میکنند. بیشتر یا تمام کشتیهای اسکورتشده در روز سهشنبه نیز برای جلوگیری از شناسایی، فرستندههای موقعیتیاب خود را خاموش کرده بودند.
یک مقام آمریکایی گفت جمهوری اسلامی در وقفه اخیر درگیریها توانسته است بخشی از قابلیتهای نظامی خود در نزدیکی تنگه هرمز را بازسازی کند. از همین رو، ارتش آمریکا انتظار دارد حملات خود در این منطقه را ادامه دهد؛ راهبردی فرسایشی که مقامها هدف آن را کاهش مستمر توانایی [حکومت] ایران برای تهدید کشتیهای تجاری عنوان میکنند.
در کنار تحولات تنگه هرمز، رسانههای حکومتی در ایران گزارش دادهاند ساختمانی در کوهستک در جنوب ایران، هنگام برگزاری مراسم عروسی هدف حمله آمریکا قرار گرفته است. موضوعی که سنتکام در پاسخ به پیگیری ایراناینترنشنال اعلام کرد: «ما از گزارشهایی که نخستینبار در رسانههای حکومتی ایران منتشر شدهاند، آگاهیم و در حال بررسی آنها هستیم.» تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، افزود: «ارتش آمریکا، برخلاف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد.»
به نوشته سیانان با وجود موفقیت اعلامشده عملیات اسکورت، هنوز مشخص نیست فشار نظامی و اقتصادی آمریکا بتواند حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند. مقامهای آمریکایی نیز اذعان دارند که تامین امنیت پایدار تنگه و جلب اعتماد دوباره صنعت کشتیرانی به زمان و تداوم عملیات نیاز خواهد داشت.
پس از چند هفته کاهش حملات مستقیم، تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا بار دیگر شدت گرفته و حملات متقابل به ایران و چند کشور منطقه گسترش یافته است. همزمان، دونالد ترامپ از «قیام» مردم ایران سخن گفت و تاکید کرد حکومت روزبهروز ضعیفتر میشود و مردم آن را تحمل نخواهند کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه ۱۱ شهریور در پاسخ به خبرنگاری در کاخ سفید که از او درباره اظهاراتش در تروثسوشیال و پرسش از مردم ایران برای «قیام و مبارزه» علیه جمهوری اسلامی سوال کرد، گفت حکومت ایران «روزبهروز ضعیفتر میشود» و در مقطعی دیگر نخواهد توانست معترضان را بهسادگی سرکوب کند.
خبرنگار از ترامپ پرسید اگر خواهان قیام مردم ایران است، آیا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، را برای مسلح کردن ایرانیان خواهد فرستاد. ترامپ از پاسخ مستقیم خودداری کرد و گفت: «خیلی دوست دارم به شما بگویم، اما گفتنش مناسب نیست.»
ترامپ دلیل شکل نگرفتن قیامی گسترده علیه جمهوری اسلامی را سرکوب معترضان دانست و گفت: «وقتی آن سوال را مطرح میکنم، در حالی آن را میپرسم که جوابش را میدانم. تنها جواب این است که به آنها شلیک میشود.»
ترامپ افزود: «حکومت روزبهروز ضعیفتر میشود و در مقطعی دیگر نخواهد توانست به این راحتی شلیک کند.»
او همچنین درباره پرسش خود از مردم ایران گفت: «من آن سوال را مطرح کردم، چون وقتش بود.»
پاسخ مردم به پرسش ترامپ درباره قیام علیه جمهوری اسلامی
ترامپ بامداد چهارشنبه ۱۱ شهریور در تروث سوشال از مردم ایران پرسیده بود: «چه زمانی قرار است قیام کنند و بجنگند؟»
شماری از شهروندان در ایران در واکنش به پرسش ترامپ به ایراناینترنشنال گفتند پس از سالها اعتراض و پرداخت هزینه سنگین در برابر جمهوری اسلامی، این بار انتظار دارند آمریکا فشار بیشتری بر حکومت وارد کند.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال گفت: «این بار شما بجنگید، کمک مردم در راه است.»
شماری دیگر نیز با اشاره به سرکوب اعتراضات پیشین و هزینه حضور خیابانی گفتند بدون تضعیف بیشتر دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، انتظار آغاز موج دیگری از اعتراضات گسترده واقعبینانه نیست.
این اظهارات و واکنشها در شرایطی مطرح میشوند که همزمان، پس از چند هفته کاهش حملات مستقیم، درگیری نظامی جمهوری اسلامی و آمریکا بار دیگر شدت گرفته است.
کاهش حملات مستقیم در هفتههای گذشته به معنای پایان تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا نبود. در این مدت، محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت جمهوری اسلامی را بهشدت کاهش داده است و عدم دسترسی تهران به یکی از اصلیترین منابع درآمد ارزی در کنار تحریمهای مالی، فشار بر حکومت را افزایش داده است.
در همین دوره، تلاشها برای بازگرداندن دو طرف به یک چارچوب دیپلماتیک نیز به نتیجه نرسید. اختلاف بر سر تنگه هرمز، آزادی کشتیرانی و تلاش جمهوری اسلامی و آمریکا برای اعمال کنترل بر عبور کشتیها از این آبراه همچنان یکی از محورهای اصلی تنش باقی ماند.
نقطه آغاز دور تازه حملات مستقیم، یکشنبه هشتم شهریور بود؛ زمانی که آمریکا دو سکوی پرتاب متعلق به سپاه پاسداران در جزیره لارک، در نزدیکی تنگه هرمز، را هدف قرار داد.
یک مقام ارشد آمریکایی گفت نیروهای سپاه در حال آمادهسازی این سکوها برای شلیک موشکهای حامل مین دریایی به سوی تنگه هرمز بودند.
سپاه پاسداران روایت آمریکا را رد کرد، از کشته و زخمی شدن شماری از نیروهایش خبر داد و اعلام کرد به این حمله پاسخ خواهد داد.
چند ساعت بعد، جمهوری اسلامی موشکهایی به سوی مواضع آمریکا در اردن شلیک کرد و ارتش جمهوری اسلامی نیز از حملات پهپادی به نیروهای آمریکایی در پایگاه الظفره در امارات متحده عربی خبر داد.
ترامپ در واکنش هشدار داد اگر جمهوری اسلامی حملات خود را ادامه دهد، با پاسخ شدیدتری روبهرو خواهد شد.
تبادل آتش از لارک فراتر رفت
چرخه حمله و پاسخ شامگاه سهشنبه ۱۰ شهریور وارد مرحله گستردهتری شد.
آمریکا موج تازهای از حملات را علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد و به گفته مقامهای آمریکایی در گفتوگو با اکسیوس، حدود «۱۰۰ هدف» در ایران، از جمله سامانههای راداری و پدافندی، تجهیزات دریایی، قابلیتهای مینگذاری، پرتابگرهای موشک کروز ضدکشتی و پهپادهای تهاجمی هدف قرار گرفتند.
ایراناینترنشنال گزارش داد نقاطی در دستکم شش استان ایران در این عملیات هدف قرار گرفتند.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، نیز اعلام کرد این حملات در واکنش به اقدامات جمهوری اسلامی علیه کشتیرانی و نیروهای آمریکایی در اردن انجام شده است.
اکسیوس به نقل از چند مقام آمریکایی گزارش داد ایالات متحده همچنین دو نفتکش متعلق به جمهوری اسلامی را سهشنبه ۱۱شهریور هدف قرار داد. یک مقام آمریکایی در گفتوگو با اکسیوس این اقدام را بخشی از سیاست «نفتکش در برابر نفتکش» دولت ترامپ توصیف کرد؛ سیاستی که هدف آن بازداشتن جمهوری اسلامی از حمله به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عنوان شده است.
سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی نیز در واکنش به حملات آمریکا، از هدف قرار دادن پایگاهها و مواضع نیروهای آمریکایی در اردن، امارات متحده عربی، بحرین، عراق و کویت خبر دادند.
رویترز این دور از حملات را گستردهترین تبادل مستقیم آتش میان جمهوری اسلامی و آمریکا از اواخر تیرماه توصیف کرد.
تنگه هرمز حلقه مشترک بخش عمده تحولاتی است که به دور تازه حملات منجر شدهاند.
آمریکا حمله اولیه به لارک را به آمادهسازی تجهیزات مینگذاری مرتبط دانست و در موج بعدی حملات نیز قابلیتهای دریایی، تجهیزات مینگذاری و موشکهای ضدکشتی جمهوری اسلامی را در میان اهداف اصلی قرار داد.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی همچنان بر توانایی تهران برای اعمال کنترل بر تردد کشتیها در تنگه هرمز تاکید میکنند.
سپاه پاسداران چهارشنبه اعلام کرد دو نفتکش در تنگه هرمز با مینهای کارگذاشتهشده از سوی جمهوری اسلامی برخورد کردهاند. عربستان سعودی نیز از کشته شدن دو دریانورد نفتکش «سدر» در پی یک «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز خبر داد.
در سوی دیگر، آمریکا میگوید عملیات برای باز نگه داشتن مسیر کشتیرانی را ادامه خواهد داد. مقامهای آمریکایی گفتهاند تنها در روز سهشنبه حدود ۴۰ کشتی وارد تنگه هرمز شده یا از آن خارج شدند و میلیونها بشکه نفت از این مسیر عبور کرد.
آیا واشینگتن به دنبال مهار جنگ است؟
دور تازه حملات در شرایطی آغاز شده که گزارشها نشان میدهند شماری از مقامهای ارشد دولت ترامپ خواهان گسترش فوری جنگ نیستند.
رویترز چهارشنبه ۱۱ شهریور به نقل از چهار فرد مطلع گزارش داد مقامهای ارشد کاخ سفید در تلاشاند دستکم تا انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان، شدت جنگ با جمهوری اسلامی را مهار کنند.
بر اساس این گزارش، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از جمله مقامهایی هستند که از حفظ سطح پایینتر درگیری تا انتخابات حمایت میکنند.
بر اساس این گزارش، مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ، افزایش قیمت انرژی و فشار بر ذخایر برخی تسلیحات ارتش آمریکا از عواملی هستند که در این محاسبات نقش دارند.
با این حال، دولت ترامپ در دوره کاهش حملات مستقیم، فشار اقتصادی و دریایی بر جمهوری اسلامی را افزایش داده بود؛ راهبردی که خود مقامهای آمریکایی احتمال واکنش نظامی تهران به آن را مطرح کرده بودند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پیشتر گفته بود افزایش فشار اقتصادی ممکن است جمهوری اسلامی را به واکنش نظامی وادارد.
تحولات چند روز اخیر نشان داد این فشار چگونه میتواند دوباره با درگیری مستقیم پیوند بخورد؛ ادامه محاصره دریایی و فشار اقتصادی، حلنشدن اختلاف بر سر تنگه هرمز، حمله آمریکا به تجهیزات سپاه در لارک و پاسخ جمهوری اسلامی، در نهایت به گسترش حملات آمریکا و حملات متقابل جمهوری اسلامی به مواضع آمریکا در منطقه منجر شد.
اکنون ترامپ همزمان با ادامه این درگیریها، آشکارتر درباره تضعیف جمهوری اسلامی سخن میگوید و معتقد است حکومت در مقطعی دیگر قادر نخواهد بود اعتراضات را مانند گذشته سرکوب کند.