رویترز: جمهوری اسلامی پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک تنگه هرمز را رد کرد
رویترز به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد که تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک منطقهای تنگه هرمز را رد کرده و این پیشنهاد را «فاقد هرگونه شانس موفقیت» میداند.
این مقام جمهوری اسلامی به رویترز گفت: «طرح کنترل مشترک ۵۰-۵۰ با عمان در راستای منافع ایران نیست، هرچند تهران عمان را همسایهای ارزشمند میداند.»
او افزود که مسیرهای جنوبی تنگه هرمز میتواند برای کشتیها خطرناک باشد و میزان کنترل عمان بر تنگه باید متناسب با سهم این کشور از آبراه باشد.
این مقام ارشد جمهوری اسلامی همچنین به رویترز اعلام کرد که آمریکا و عربستان سعودی در تلاش هستند عمان را برای پیشبرد طرحهای خود درباره تنگه هرمز تحت فشار قرار دهند.
اعتراضها همیشه با سرکوب پایان نمییابند. گاهی آنچه مسیر یک بحران سیاسی را تغییر میدهد، نه تصمیم یک حکومت، بلکه رویدادی است که در ظاهر ارتباط مستقیمی با سیاست ندارد؛ یک همهگیری، یک جنگ یا بزرگترین رویداد ورزشی جهان.
در ایران نیز طی سالهای اخیر، بارها چنین همزمانیهایی رخ داده است. این رویدادها نارضایتی را از میان نبردهاند، اما پرسشی مهم را پیش روی تحلیلگران گذاشتهاند: در عصر اقتصاد توجه، تغییر اولویت افکار عمومی تا چه اندازه میتواند بر مسیر بحرانهای سیاسی اثر بگذارد؟
وقتی دستور کار جامعه عوض میشود
در تحلیل تحولات سیاسی ایران، معمولا سه عامل بیش از همه مورد توجه قرار میگیرد؛ سرکوب، انسجام نهادهای امنیتی و ضعف سازماندهی مخالفان.
این عوامل بیتردید نقش مهمی در بقای جمهوری اسلامی داشتهاند، اما تصویر را بهتنهایی کامل نمیکنند.
هر جنبش اجتماعی، علاوه بر نارضایتی، به ظرفیت بسیج، استمرار کنش جمعی و حفظ توجه افکار عمومی نیاز دارد. اگر یکی از این عناصر تضعیف شود، توان یک جنبش نیز کاهش مییابد؛ حتی اگر علت آن، رویدادی خارج از عرصه سیاست باشد.
در جهان امروز، رسانهها، شبکههای اجتماعی و تولیدکنندگان محتوا بیش از هر زمان دیگری برای تصاحب زمان و تمرکز مخاطبان رقابت میکنند.
به همین دلیل، کاهش توجه عمومی الزاما به معنای کاهش اهمیت یک بحران نیست؛ بلکه گاهی فقط نشان میدهد موضوع دیگری، سهم بیشتری از گفتوگوی عمومی را به خود اختصاص داده است.
پژوهشگران ارتباطات این پدیده را با مفاهیمی مانند «اقتصاد توجه» و «چرخه توجه» به مسائل توضیح میدهند؛ فرایندی که در آن، حتی مهمترین بحرانهای سیاسی نیز دیر یا زود با موضوعات و رویدادهای تازه برای جلب توجه افکار عمومی رقابت میکنند.
اعتراضات خونین آبان ۱۳۹۸ نمونهای روشن از این وضعیت بود. چند ماه بعد، همهگیری کرونا معادلات را تغییر داد.
قرنطینه، ممنوعیت تجمع، تعطیلی دانشگاهها و تمرکز جامعه بر بحران سلامت، امکان استمرار بسیاری از اشکال کنش خیابانی را محدود کرد.
نارضایتی از میان نرفت، اما اولویت افکار عمومی تغییر کرد. از منظر جامعهشناسی سیاسی، کرونا را میتوان وقفهای ناخواسته در چرخه بسیج اجتماعی دانست؛ وقفهای که مسیر اعتراضات را دگرگون کرد، بیآنکه علتهای شکلگیری آنها را از میان ببرد.
سالها بعد، جامعه ایران بار دیگر با دورهای از بحرانهای پیدرپی روبهرو شد. وقایع خونین دیماه و سپس جنگ، حجم سنگینی از اضطراب، نااطمینانی و فشار روانی را بر جامعه تحمیل کرد.
روانشناسان این وضعیت را با مفاهیمی مانند آسیب جمعی، فرسودگی ناشی از بحران و اضافهبار شناختی توضیح میدهند؛ شرایطی که در آن، جامعه همچنان نسبت به مسائل سیاسی حساس است، اما توان دنبال کردن مداوم اخبار تلخ را بهتدریج از دست میدهد.
در چنین فضایی، آغاز جام جهانی فقط شروع یک رقابت ورزشی نبود. همزمان، فضای رسانهای فارسیزبان با موجی از ویژهبرنامههای فوتبالی، برنامههای طنز، گفتوگوهای زنده، پادکستها، واکنش به مسابقات و محتوای سرگرمکننده در یوتیوب، شبکههای اجتماعی، رسانههای ورزشی و پلتفرمهای نمایش خانگی روبهرو شد.
برای چند هفته، فوتبال به یکی از مهمترین موضوعات گفتوگوی عمومی تبدیل شد.
بسیاری از این برنامهها با اشارهای کوتاه به روزهای سخت یا شرایط کشور آغاز میشدند، اما محور اصلی آنها فوتبال، شوخی، رقابت و سرگرمی بود.
از دل این همزمانی، یک پرسش تحلیلی شکل میگیرد: هنگامی که میلیونها نفر بخش قابل توجهی از زمان و توجه خود را صرف یک رویداد جهانی میکنند، چه سهمی برای موضوعاتی باقی میماند که تنها چند هفته پیش در مرکز توجه افکار عمومی قرار داشتند؟
طنز نیز در چنین شرایطی صرفا وسیلهای برای خندیدن نیست. در روانشناسی اجتماعی، طنز یکی از شناختهشدهترین راههای کاهش فشار روانی و کنار آمدن با اضطراب جمعی است.
از این منظر، استقبال گسترده از برنامههای طنز و سرگرمی پس از دورههای طولانی بحران، میتواند واکنشی طبیعی به فرسودگی روانی جامعه باشد.
مدیریت افکار عمومی؛ میان سیاست و سرگرمی
جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته بارها از رسانه، محصولات فرهنگی و سرگرمی برای اثرگذاری بر افکار عمومی استفاده کرده است؛ از مجموعههای تلویزیونی و مستندهای سفارشی گرفته تا تولیدات مناسبتی و کارزارهای تبلیغاتی.
همین سابقه باعث شده است که هرگاه موجی از محتوای سرگرمی با یک بحران سیاسی همزمان میشود، این پرسش نیز مطرح شود که چه میزان از این تغییر در دستور کار عمومی، حاصل روند طبیعی بازار رسانه و چه میزان نتیجه سیاستگذاری آگاهانه است.
پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی هر مصداق بر پایه شواهد است و نمیتوان همه تولیدات رسانهای را در یک دسته قرار داد.
با این حال، یک واقعیت کمتر محل تردید است: موجهای بزرگ رسانهای، صرفنظر از منشا آنها، بر توزیع توجه افکار عمومی اثر میگذارند.
اگر چنین موجی همزمان با راهبردهای رسانهای حکومت حرکت کند، میتواند سهم بحرانهای سیاسی را در گفتوگوی عمومی کاهش دهد؛ حتی اگر همه تولیدکنندگان محتوا هدف یا انگیزه مشترکی نداشته باشند.
در عصر اقتصاد توجه، رقابت سیاسی دیگر تنها بر سر قدرت یا روایت نیست؛ رقابتی است بر سر زمان، تمرکز و ذهن مخاطب.
هر رویدادی که بتواند حتی برای مدتی کوتاه، سهم بیشتری از توجه افکار عمومی را به خود اختصاص دهد، ناگزیر بر اولویتهای جامعه نیز اثر میگذارد.
این به معنای تغییر باورها یا از میان رفتن مطالبات نیست، بلکه نشان میدهد جابهجایی توجه میتواند بر نحوه تجربه، پیگیری و تداوم بحرانهای سیاسی اثر بگذارد.
شاید به همین دلیل، پرسش اصلی امروز دیگر این نباشد که مردم به چه چیزی میاندیشند؛ بلکه این باشد که چه چیزی فرصت اندیشیدن را از موضوعات دیگر میگیرد.
در عصر رقابت بیوقفه روایتها، آنچه افکار عمومی را شکل میدهد، تنها محتوای یک پیام نیست؛ بلکه موضوعی است که بیشترین سهم را از زمان، ذهن و گفتوگوی جامعه به خود اختصاص میدهد.
شاید پاسخ به همین پرسش، یکی از مهمترین کلیدهای فهم سیاست در ایران امروز باشد.
سپاه پاسداران ساعاتی پس از حمله موشکی به نیروهای آمریکایی در اردن در بامداد چهارشنبه هفتم مرداد، اعلام کرد سه نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران ساعاتی پس از حمله موشکی به نیروهای آمریکایی در اردن در بامداد چهارشنبه هفتم مرداد، اعلام کرد سه نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داده است.
فرماندهی نیروی دریایی سپاه بامداد چهارشنبه هفت مرداد در بیانیهای اعلام کرد: «ساعاتی پیش، سه نفتکش متخلف که بیتوجه به اخطارهای ما به حرکت در مسیر ناامن و غیرقانونی ادامه میدادند، مورد اصابت قرار گرفته و متوقف شدند.»
سپاه با تاکید بر ادامه «مدیریت کامل» تنگه هرمز افزود: «مداخلات و امر و نهیهای» ارتش آمریکا به شناورها در منطقه بیپاسخ نخواهد ماند.
در این بیانیه، جزییاتی درباره نام، پرچم و مالکیت نفتکشها، محل دقیق حمله، میزان خسارت یا تلفات احتمالی منتشر نشد.
حمله موشکی به پایگاه آمریکا در اردن
پیش از انتشار این بیانیه از سوی سپاه، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، اعلام کرد سپاه در ساعت یک و ربع بامداد چهارشنبه هفتم مرداد به وقت تهران، در تلاش برای انجام یک حمله غافلگیرانه، چند موشک بالستیک را از خاک ایران بهسوی نیروهای آمریکایی در خاورمیانه شلیک کرد.
سنتکام افزود: «تمام موشکهای شلیکشده از خاک ایران با موفقیت رهگیری و منهدم شدند. نیروهای آمریکایی همچنان هوشیارند و در بالاترین سطح آمادگی رزمی قرار دارند.»
سنتکام محل هدف حمله و شمار دقیق موشکها را اعلام نکرد، اما یک مقام آمریکایی به اورشلیمپست گفت سپاه دستکم چهار موشک بهسوی یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن شلیک کرد.
این نخستین حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکایی در منطقه از زمان توقف حملات آمریکا به ایران بود. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، جمعه سوم مرداد عملیات نظامی علیه اهدافی در ایران را متوقف کرد تا فرصت دیگری به دیپلماسی بدهد.
حمله موشکی جمهوری اسلامی به یکی از پایگاههای آمریکا در منطقه که ۲۶ تیر انجام شد، به کشته شدن سه نیروی نظامی آمریکایی انجامید و تشدید حملات آمریکا را در پی داشت.
وبسایت اکسیوس نوشت حمله جدید میتواند وقفه شکننده در درگیریها را از بین ببرد و ترامپ را ناچار کند درباره ازسرگیری عملیات نظامی تصمیم بگیرد.
ترامپ دوشنبه پنجم مرداد به اکسیوس گفته بود آمریکا در حال انجام «مذاکراتی بسیار جدی» با ایران است، اما هشدار داده بود در صورت شکست دیپلماسی، بار دیگر به «اقدام نظامی بسیار شدید» روی خواهد آورد.
او درباره مهلت مذاکرات گفت: «زمان زیادی وجود ندارد. یا خیلی سریع پیش میرود یا اصلا پیش نخواهد رفت.»
حملات موشکی و دریایی سپاه تنها چند ساعت پس از دیدار ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در کاخ سفید صورت گرفت؛ دیداری که ایران موضوع اصلی آن بود.
حمله جدید موشکی جمهوری اسلامی در میانه توقف حملات و تنها چند ساعت پس از آن انجام شد که ترامپ در کاخ سفید با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کرد. تمرکز اصلی این دیدار مساله ایران بود.
کاخ سفید و نخستوزیر اسرائیل این نشست را «مثبت و سازنده» توصیف کردند.
در تحولی دیگر که نشاندهنده رویکرد سرسختانه جمهوری اسلامی است، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت تهران بازگشت این آبراه به وضعیت پیش از جنگ را نمیپذیرد.
غریبآبادی سهشنبه ششم مرداد در یک مصاحبه تلویزیونی گفت طرح پیشنهادی عمان بر این تمرکز داشت که ۵۰ درصد مسیرهای تردد دریایی در اختیار جمهوری اسلامی و ۵۰ درصد دیگر در اختیار عمان قرار گیرد.
بهگفته او، این طرح به وضعیتی پایان میدهد که در آن همه مسیرهای عبور از آبهای سرزمینی عمان میگذشت.
غریبآبادی تاکید کرد پیشنهاد عمان نگرانیهای امنیت ملی جمهوری اسلامی را برطرف نمیکند و تهران حتی در صورت برقراری صلح نیز حاضر نیست به ساز و کار پیش از جنگ، شامل تفکیک ترافیک دریایی و کریدور میانی، بازگردد.
غریبآبادی افزود تهران با ارائه یک طرح جایگزین، پیشنهاد کرده است تمام مسیر ورود کشتیها و بخشی از مسیر خروج آنها از آبهای سرزمینی ایران بگذرد.
بهگفته او، این طرح به جمهوری اسلامی امکان میدهد بر تردد شناورها نظارت موثر داشته باشد و از پایداری صلح و نبود تهدید امنیتی از مسیر تنگه هرمز اطمینان یابد.
حمله آمریکا و عربستان به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، و نیروهای مسلح عربستان سعودی شامگاه سهشنبه ششم مرداد در بیانیه دیگری از انجام حملاتی دقیق در عراق خبر دادند و اعلام کردند که گروههای تروریستی وابسته به جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
در این بیانیه گفته شده که سپاه پاسداران این گروهها را برای حمله به نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی عربستان سعودی هدایت کرده بود.
جنگندههای آمریکایی و سعودی چندین مرکز لجستیکی و انبارهای تسلیحاتی این گروهها را در مناطق مختلف شرق عراق بمباران کردند.
این حملات در واکنش به بیش از ۳۰ حمله پهپادی انجام شد که طبق این بیانیه، سپاه پاسداران طی ۷۲ ساعت گذشته هدایت کرده بود.
در این بیانیه آمده است که این حملات «غیرقابل توجیه» علیه نیروهای آمریکایی موفقیتی در پی نداشت.
در ادامه بیانیه یادآوری شده است که در فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، بیش از ۶۰۰ تلاش برای حمله علیه شهروندان و تاسیسات آمریکایی در عراق از سوی گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی انجام شده است.
سنتکام در پایان بیانیه خود تاکید کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای نیابتی آن باید این حملات را متوقف کنند تا از اقدامات نظامی بیشتر آمریکا جلوگیری شود.
عربستان سعودی نیز با انتشار بیانیهای حملات به گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق را تایید کرد.
پیشتر صدا و سیمای جمهوری اسلامی به نقل از یک منبع نظامی که نامش را اعلام نکرد، گزارش داده بود که حکومت ایران هرگونه ارتباط با پرتابههایی را که از کشورهای دیگر به سمت اهدافی در عربستان سعودی شلیک شدهاند، رد میکند.
نمایش موشک بالستیک ذوالفقار در میدان آزادی تهران، ۲ مرداد ۱۴۰۵
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که در ساعت یک و ربع بامداد چهارشنبه هفت مرداد به وقت تهران، نیروهای سپاه پاسداران در قالب یک تلاش برای حمله غافلگیرانه، چند موشک بالستیک از خاک ایران به سمت نیروهای آمریکایی در خاورمیانه شلیک کردند.
سنتکام در بیانیه خود افزود: «تمام موشکهای شلیکشده از خاک ایران با موفقیت رهگیری و منهدم شدند. نیروهای آمریکایی همچنان هوشیارند و در بالاترین سطح آمادگی رزمی قرار دارند.»
یک مقام آمریکایی به اورشلیمپست گفت که سپاه دستکم چهار موشک به سمت یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن شلیک کرد.
حملات موشکی جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکا در هفته گذشته به کشته شدن سه نیروی نظامی آمریکایی منجر شد و در نتیجه به تشدید حملات آمریکا انجامید.
این نخستین حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکایی در منطقه از زمانی است که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز جمعه حملات علیه اهدافی در خاک ایران را متوقف کرد تا فرصت دیگری به دیپلماسی بدهد.
وبسایت اکسیوس در گزارشی نوشت این حمله میتواند وقفه شکننده در درگیریها را از بین ببرد و ترامپ را ناچار کند تصمیم بگیرد که آیا عملیات نظامی را از سر بگیرد یا خیر.
ترامپ دوشنبه پنجم مرداد به اکسیوس گفته بود که آمریکا در حال انجام «مذاکراتی بسیار جدی» با ایران است، اما هشدار داد که اگر دیپلماسی شکست بخورد، بار دیگر به «اقدام نظامی بسیار شدید» روی خواهد آورد.
او در پاسخ به این پرسش که چه مدت حاضر است به مذاکرات فرصت بدهد، گفت: «زمان زیادی وجود ندارد. یا خیلی سریع پیش میرود یا اصلا پیش نخواهد رفت.»
حمله جدید موشکی جمهوری اسلامی در میانه توقف حملات و تنها چند ساعت پس از آن انجام شد که ترامپ در کاخ سفید با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کرد؛ دیداری که تمرکز اصلی آن بر ایران بود.
کاخ سفید و نخستوزیر اسرائیل این نشست را «مثبت و سازنده» توصیف کردهاند.
حمله آمریکا و عربستان به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، و نیروهای مسلح عربستان سعودی شامگاه سهشنبه ششم مرداد در بیانیه دیگری از انجام حملاتی دقیق در عراق خبر دادند و اعلام کردند که گروههای تروریستی وابسته به جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
در این بیانیه گفته شده که سپاه پاسداران این گروهها را برای حمله به نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی عربستان سعودی هدایت کرده بود.
جنگندههای آمریکایی و سعودی چندین مرکز لجستیکی و انبارهای تسلیحاتی این گروهها را در مناطق مختلف شرق عراق بمباران کردند.
این حملات در واکنش به بیش از ۳۰ حمله پهپادی انجام شد که طبق این بیانیه، سپاه پاسداران طی ۷۲ ساعت گذشته هدایت کرده بود.
در این بیانیه آمده است که این حملات «غیرقابل توجیه» علیه نیروهای آمریکایی موفقیتی در پی نداشت.
در ادامه بیانیه یادآوری شده است که در فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، بیش از ۶۰۰ تلاش برای حمله علیه شهروندان و تاسیسات آمریکایی در عراق از سوی گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی انجام شده است.
سنتکام در پایان بیانیه خود تاکید کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای نیابتی آن باید این حملات را متوقف کنند تا از اقدامات نظامی بیشتر آمریکا جلوگیری شود.
پس از آنکه ارتش آمریکا حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را تایید کرد، قیمت قراردادهای آتی نفت خام آمریکا بیش از چهار درصد افزایش یافت و از ۸۲ دلار در هر بشکه فراتر رفت.
قیمت نفت پیشتر در روز سهشنبه، پس از توقف ناگهانی حملات هوایی آمریکا علیه ایران در روز شنبه، کاهش یافته بود.
در پی تازهترین حمله ایران به نیروهای آمریکایی، قیمت قراردادهای آتی نفت خام برنت نیز افزایش یافت و اکنون به بیش از ۸۸ دلار در هر بشکه رسیده است.
رد پیشنهاد عمان؛ تهران سهم بیشتری از تنگه هرمز را میخواهد
در تحولی دیگر که نشاندهنده رویکرد سرسختانه جمهوری اسلامی است، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت تهران بازگشت این آبراه به وضعیت پیش از جنگ را نمیپذیرد.
غریبآبادی سهشنبه ششم مرداد در یک مصاحبه تلویزیونی گفت طرح پیشنهادی عمان بر این تمرکز داشت که ۵۰ درصد مسیرهای تردد دریایی در اختیار جمهوری اسلامی و ۵۰ درصد دیگر در اختیار عمان قرار گیرد.
بهگفته او، این طرح به وضعیتی پایان میدهد که در آن همه مسیرهای عبور از آبهای سرزمینی عمان میگذشت.
غریبآبادی تاکید کرد پیشنهاد عمان نگرانیهای امنیت ملی جمهوری اسلامی را برطرف نمیکند و تهران حتی در صورت برقراری صلح نیز حاضر نیست به ساز و کار پیش از جنگ، شامل تفکیک ترافیک دریایی و کریدور میانی، بازگردد.
غریبآبادی افزود تهران با ارائه یک طرح جایگزین، پیشنهاد کرده است تمام مسیر ورود کشتیها و بخشی از مسیر خروج آنها از آبهای سرزمینی ایران بگذرد.
بهگفته او، این طرح به جمهوری اسلامی امکان میدهد بر تردد شناورها نظارت موثر داشته باشد و از پایداری صلح و نبود تهدید امنیتی از مسیر تنگه هرمز اطمینان یابد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفت روز سهشنبه در کاخ سفید دیداری «عالی» با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، داشته است؛ نخستین دیدار آنها از زمان آغاز جنگ مشترک علیه جمهوری اسلامی که فرصتی برای نتانیاهو فراهم کرد تا تنشهای ایجادشده در روابط دو طرف را کاهش دهد.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت این دیدار پشت درهای بسته نزدیک به یک ساعت و نیم طول کشید و «مثبت و سازنده» بود.
کاخ سفید هنوز جزئیات بیشتری از این دیدار و گفتوگوهای ترامپ و نتانیاهو منتشر نکرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت این دیدار در شرایطی انجام شد که هر دو رهبر با فشارهای فزاینده داخلی روبهرو هستند. نتانیاهو در آستانه انتخابات قرار دارد و بخشی از مشکلات سیاسی او به وخامت روابطش با ترامپ مربوط میشود. ترامپ نیز برای پایان دادن به جنگی نامحبوب تحت فشار است؛ جنگی که خسارتهای اقتصادی گستردهای به بار آورده و پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر موجب افزایش قیمتها شده است.
با وجود نشانههای تنش میان دو طرف پیش از دیدار، نتانیاهو پس از آن در پستی در اینستاگرام با شور و حرارت از ملاقات سخن گفت و تاکید کرد که «تمام تیم ارشد» ترامپ نیز در جلسه حضور داشتند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، که پیشتر از اسرائیل انتقاد کرده و در ماه ژوئن به مقامهای اسرائیلی هشدار داده بود ترامپ تنها دوست آنها در میان رهبران جهان است، نیز در این جلسه حضور داشت.
نتانیاهو به زبان عبری گفت: «وقتی میگویم عالی، منظورم تعریف سطحی نیست. این گفتوگویی در چارچوب شراکت کامل، حمایت متقابل و درک هدف مشترک برای اطمینان از آن بود که ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند؛ در کنار اهداف دیگر. این یکی از بهترین گفتوگوهایی بود که با رییسجمهوری ایالات متحده، دوستمان دونالد ترامپ، داشتهام.»
نتانیاهو بعدتر در مراسم خاکسپاری سناتور لیندسی گراهام به ونس و ترامپ پیوست. در این مراسم، نخستوزیر اسرائیل در حال گفتوگو با ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، دیده شد؛ زلنسکی نیز پیشتر در همان روز با ترامپ دیدار کرده بود.
ترامپ پیش از دیدار از نتانیاهو ابراز نارضایتی کرد
ترامپ پیش از ملاقات، بخشی از تنش موجود با نتانیاهو را آشکار کرد و از گزارشهایی گلایه کرد که میگفتند رهبر اسرائیل قصد دارد درباره فعالیتهای ایران در کوه کلنگ گزلا، سایتی بالقوه هستهای که رییسجمهوری آمریکا بارها تهدید به بمباران آن کرده است، اطلاعاتی ارائه کند.
ترامپ در گفتوگو با برنامه «فاکس اند فرندز» (Fox & Friends) گفت: «من دقیقا میدانم در کوه کلنگ گزلا چه میگذرد.»
او اصرار کرد هر کاری که جمهوری اسلامی در آنجا انجام میدهد «مشکل بزرگی نیست» و افزود: «بیبی این را به من میگوید چون میخواهد من همچنان درگیر بمانم.»
ترامپ با آشکار کردن نارضایتی خود از متحدش افزود: «چرا باید این موضوع را به تمام جهان اعلام کنید؟»
بهنوشته آسوشیتدپرس، روابط ترامپ و نتانیاهو در طول سالها فراز و فرود داشته است، اما پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال گذشته، ائتلاف آنها قویتر از همیشه به نظر میرسید.
زمانی که این دو در ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ مشترک با جمهوری اسلامی راآغاز کردند، موضعی متحد داشتند و میگفتند ارتشهای دو کشور بهطور کاملا هماهنگ برای از میان بردن رهبری جمهوری اسلامی و فراهم کردن زمینه روی کار آمدن حکومتی نزدیکتر به غرب عمل میکنند.
بهنوشته آسوشیتدپرس اما جمهوری اسلامی با فرستادن پهپادها و موشکها به سوی پایگاههای آمریکا و کشورهای خلیج فارس و بستن تنگه هرمز ترامپ را در داخل آمریکا و از سوی متحدان منطقهای تحت فشار شدید قرار داد تا به درگیری پایان دهد.
از آن زمان، نتانیاهو که خواهان ادامه جنگ ایران و علیه متحد آن، حزبالله لبنان، بود، به حاشیه رانده شد؛ در حالی که ترامپ برای دستیابی به توافق با تهران تلاش میکرد، اختلافات میان نتانیاهو و ترامپ و همچنین ونس بر سر جنگ ایران و موضوعات دیگر آشکارتر شد.
آمیت سگال، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی اسرائیلی، دوشنبه در روزنامه «اسرائیل هیوم» نوشت: «آمریکاییها برای اسرائیلیها روشن کردهاند که آنها هستند که جنگ را اداره میکنند. برای همه روشن است که اسرائیل روی صندلی عقب نشانده شده است.»
یک منبع مطلع به آسوشیتدپرس گفت نخستوزیر اسرائیل قصد داشت اطلاعات اسرائیل درباره برنامه هستهای تهران را در اختیار ترامپ قرار دهد.
این خبرگزاری همچنین بهنقل از یک مقام کاخ سفید افزود قرار بود دو رهبر درباره توافق چارچوبی امضاشده میان آمریکا و اسرائیل با لبنان در ارتباط با جنگ اسرائیل و حزبالله و همچنین گسترش پیمانهای ابراهیم گفتوگو کنند.
مساله جنوب ایران، بیش از هر چیز، مساله رابطه حکومت با شهروندان است: آیا مردم این مناطق شهروندانی برابرند که حق دارند درباره کشور، منابع و آینده خود تصمیم بگیرند یا جمعیتیاند که باید منابع و سرزمینشان را در اختیار مرکز بگذارند و هزینه امنیت و توسعه آن را بپردازند؟
حملات نظامی اخیر به جنوب ایران بار دیگر استانهایی را بهطور مستقیم در معرض جنگ قرار داد که دهههاست هزینه امنیت، انرژی و توسعه مرکز را میپردازند، بیآنکه سهمی متناسب از ثروت و قدرت داشته باشند. خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستانوبلوچستان نقشی حیاتی در ساختار اقتصادی و ژئوپولیتیک ایران دارند، اما مردم این مناطق همچنان با فقر، بیکاری، بیآبی، ضعف زیرساخت، تبعیض و سرکوب سیاسی روبهرو هستند.
جنگ این نابرابری تاریخی را آشکارتر کرده است. تاسیسات نفت و گاز، بندرها، راههای دریایی و پایگاههای نظامی جنوب برای جمهوری اسلامی اهمیت راهبردی دارند. با این حال، ساکنان شهری که در محاسبات حکومت یک نقطه حساس امنیتی محسوب میشود، از آب سالم، برق پایدار، بیمارستان مجهز و فرصتهای شغلی کافی بیبهرهاند.
ساختار قدرت، جنوب ایران را سرزمین منابع و مرزها میبیند اما مردم این مناطق اغلب تنها زمانی دیده میشوند که قرار است از خاک، پالایشگاه، بندر یا تنگهای دفاع کنند. خواستههای همین مردم برای برخورداری از آب، اشتغال، آموزش، مشارکت سیاسی و حق زندگی برابر، بارها با بیاعتنایی یا پاسخ امنیتی روبهرو شده است.
بخش بزرگی از نفت و گاز ایران در خوزستان، بوشهر و آبهای جنوبی کشور تولید میشود. بندرهای هرمزگان شریانهای اصلی تجارت خارجی کشورند و تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است. با وجود این جایگاه، شاخصهای زندگی در بسیاری از مناطق جنوبی تصویری از توسعه نامتوازن ارائه میکنند.
خوزستان سالهاست با بحران آب، آلودگی هوا، نابودی تالابها، فرسودگی شبکه فاضلاب و بیکاری دستوپنجه نرم میکند. مردمی که در کنار رودخانهها و تاسیسات عظیم نفتی زندگی میکنند، بارها برای دسترسی به آب آشامیدنی سالم اعتراض کردهاند. در برخی شهرها، ثروت حاصل از نفت از کنار محلههایی میگذرد که ابتداییترین خدمات شهری را ندارند.
در سیستانوبلوچستان، محرومیت با تبعیض اتنیکی و مذهبی درهم آمیخته است. ضعف راهها، کمبود مراکز درمانی، نرخ بالای ترک تحصیل و محدودیت فرصتهای شغلی، پیامد چند دهه سیاستگذاری متمرکز و امنیتی است. حکومت به جای سرمایهگذاری اجتماعی، این استان را عمدتا از زاویه کنترل مرز، قاچاق و تهدید امنیتی دیده است.
در هرمزگان و سواحل مکران نیز پروژههای بزرگ اقتصادی الزاما زندگی جوامع محلی را بهبود نبخشیده است. بنادر، صنایع پتروشیمی و طرحهای توسعه ساحلی گسترش یافتهاند، اما بسیاری از ساکنان منطقه هنوز با کمبود آب، مسکن نامناسب، اشتغال ناپایدار و تخریب محیط زیست مواجهاند.
این وضعیت نه تصادفی است، نه حاصل ضعف چند مدیر محلی. این الگوی ساختاری، منابع را از مناطق پیرامونی به مرکز منتقل میکند و هزینههای زیستمحیطی، اجتماعی و امنیتی را بر دوش مردم همان مناطق میگذارد.
استخراج منابع بدون توزیع قدرت
رابطه جمهوری اسلامی با جنوب را میتوان رابطهای مبتنی بر «استخراج و کنترل» توصیف کرد. حکومتْ از زمین، آب، نفت، گاز، بندر و موقعیت جغرافیایی این مناطق بهره میبرد، اما مردم را در تصمیمگیری درباره منابع و آینده محل زندگیشان مشارکت نمیدهد.
بودجه و برنامههای توسعه در تهران تعیین میشوند و مدیران کلیدی اغلب بدون پاسخگویی واقعی به جوامع محلی منصوب میشوند. اعتراضهای محیط زیستی و معیشتی نیز بهسرعت رنگ امنیتی میگیرند. در چنین ساختاری، ساکنان منطقه از مالکیت سیاسی بر منابع خود برخوردار نیستند، بلكه به نیروی کار، جمعیت مرزنشین یا ساکنان پیرامون تاسیسات راهبردی تقلیل داده میشوند.
تبعیض در جنوب ابعاد مختلفی دارد. بخشی از آن اقتصادی است: درآمد حاصل از منابع منطقه در همان منطقه سرمایهگذاری نمیشود؛ بخشی دیگر سیاسی است: گروههای اتنیکی و مذهبی سهم محدودی از قدرت و مدیریت دارند؛ و وجه فرهنگی آن نیز در محدودیت زبان، آموزش و بازنمایی عمومی قابل مشاهده است.
در دورههای بحران، همین مردمی که از ساختار تصمیمگیری کنار گذاشته شدهاند، به نام «امنیت ملی» فراخوانده میشوند تا هزینه سیاستهایی را بپردازند که در تدوین آنها نقشی نداشتهاند.
حملات نظامی به جنوب در بستری رخ میدهد که زیرساختهای عمومی از پیش فرسودهاند. تخریب یک پل، جاده، نیروگاه یا تاسیسات آبی در چنین منطقهای آثار گستردهتری بر جای میگذارد. شبکهای که پیش از جنگ نیز ظرفیت کافی نداشته، ممکن است با کوچکترین اختلال از کار بیفتد.
در ادبیات نظامی، پلها، بندرها و شبکههای ارتباطی اهداف راهبردی به شمار میروند. برای مردم محلی، همین زیرساختها مسیر دسترسی به بیمارستان، محل کار، مدرسه و بازارند. تخریب آنها فاصله میان یک حمله نظامی و بحران انسانی را بسیار کوتاه میکند.
این وضعیت نشان میدهد تعریف حکومت از امنیت با امنیت مردم یکسان نیست. جمهوری اسلامی امنیت را در حفظ تاسیسات، کنترل مرزها و بقای ساختار سیاسی خود تعریف میکند، اما مردم آن را در دسترسی به آب، برق، شغل، درمان، مسکن و مصونیت از خشونت میبینند.
مردم جنوب در دو سوی یک سیاست
مردم جنوب از دو جهت زير فشار قرار دارند؛ سیاستهای جمهوری اسلامی منابعشان را مصرف، محیط زیستشان را تخریب و مطالباتشان را امنیتی کرده است، جنگ هم همان جغرافیا را به هدفی نظامی تبدیل کرده است و زندگی روزمره مردم را بیشتر در معرض خطر قرار میدهد.
مخالفت این مردمان با حمله خارجی را نمیتوان نشانه رضایت از جمهوری اسلامی دانست. ساکنان یک منطقه ممکن است با حکومت مخالف باشند و همزمان نخواهند خانه، شهر و زیرساختهایشان ویران شود. دفاع از محل زندگی، خانواده و جامعه محلی با دفاع از نظام سیاسی متفاوت است.
اما جمهوری اسلامی تلاش میکند این مرز را از میان ببرد. حکومت واکنش مردم به حملات خارجی را حمایت از خود تعبیر میکند و از فضای جنگ برای پوشاندن تاریخ تبعیض و محرومیت بهره میبرد.
در روایت رسمی، خوزستان، بلوچستان، بوشهر و هرمزگان ناگهان به نمادهای وحدت ملی تبدیل میشوند؛ همان مناطقی که مطالبات مردمشان در زمان صلح با سرکوب و اتهام تجزیهطلبی پاسخ گرفته است.
این بهرهبرداری سیاسی نیز بخشی از همان رابطه نابرابر است. حکومت در زمان بحران به هویت ملی و وفاداری مردم مناطق پیرامونی نیاز دارد، اما هنگام توزیع منابع و قدرت، تفاوتها و حقوق آنان را نادیده میگیرد.
امنیتی که از عدالت جدا شده است
وضعیت در جنوب ایران نشان میدهد امنیت بدون عدالت پایدار نمیماند. ساخت پالایشگاه، پایگاه نظامی و بندر، جای شبکه آب سالم، بیمارستان مجهز، مدرسه مناسب و مشارکت سیاسی را نمیگیرد.
امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم یک منطقه احساس کنند منابعشان برای بهبود زندگی خودشان به کار میرود، در تصمیمگیری حضور دارند و هویت و حقوقشان به رسمیت شناخته میشود.
جمهوری اسلامی اما مسیر دیگری را پیموده است: تمرکز قدرت در مرکز، استخراج منابع از پیرامون و پاسخ امنیتی به نارضایتی.
جنگ ممکن است ابعاد این بحران را تغییر دهد، اما ریشه آن بسیار قدیمیتر است.
پیش از جنگ ۱۲روزه نیز مردم با پیامدهای سیاستهایی زندگی میکردند که منطقه جنوب را برای حکومت حیاتی و ساکنانش را حاشیهای میدانست. تا زمانی که ثروت از جنوب خارج شود و محرومیت در آن باقی بماند، هر ادعای حکومت درباره امنیت ملی ناقص خواهد بود.
امنیت کشوری که مردم مناطق ثروتمندش از آب، برق، کار و قدرت سیاسی محرومند، امنیتی شکننده و ناعادلانه است.