رییس ستاد ارتش اسرائیل: ایران همچنان اولویت اصلی ما در آمادگیهای نظامی است


ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، همزمان با هزارمین روز از حملات ۷ اکتبر، اعلام کرد که [حکومت] ایران همچنان مهمترین محور تمرکز و آمادگیهای ارتش اسرائیل است.
زمیر روز پنجشنبه ۱۱ تیر در نشست ارزیابی وضعیت ستاد کل ارتش گفت: «امروز هزارمین روز از آغاز طولانیترین جنگ تاریخ ماست؛ جنگی که با یک شکست بزرگ و تلخترین فاجعه در تاریخ دولت اسرائیل آغاز شد.»
او با اشاره به وضعیت جبهههای مختلف درگیری افزود: «ایران همچنان اولویت اصلی آمادگیهای ماست. اکنون در همه جبهههای عملیاتی وارد یک دوره میانی شدهایم.»
رییس ستاد ارتش اسرائیل همچنین گفت همه جبهههای درگیری همچنان فعال هستند، هرچند شدت درگیریها در آنها متفاوت است، و هر یک از این جبههها در حال تجربه تحولاتی هستند که به گفته او، میتواند تعیینکننده باشد.






بازارهای سهام آسیا-اقیانوسیه روز جمعه در حالی آماده آغاز معاملات بودند که انتظار میرفت تحت تاثیر افت سهام فناوری در آمریکا، روند نزولی خود را ادامه دهند. سرمایهگذاران همچنان در حال خروج از سهام شرکتهای فناوری هستند؛ روندی که فشار آن پیشتر در بازارهای آمریکا دیده شد.
در ژاپن، شاخص نیکی ۲۲۵ بر اساس قراردادهای آتی شیکاگو در مسیر آغاز کاهشی قرار داشت. در استرالیا، قراردادهای آتی شاخص اساندپی/ایاسایکس ۲۰۰ از آغاز مثبت معاملات حکایت داشت و قراردادهای آتی شاخص هنگسنگ هنگکنگ نیز اندکی بالاتر از سطح پایانی روز گذشته قرار گرفت.
در آمریکا، شاخصها شب گذشته عملکردی متفاوت داشتند. داوجونز پس از انتشار گزارش اشتغال ماه ژوئن که ضعیفتر از انتظار بود و احتمال کاهش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو را تقویت کرد، با رشد ۱.۱۴ درصدی در سطح رکوردی ۵۲ هزار و ۹۰۰ واحد بسته شد. اساندپی ۵۰۰ تقریبا بدون تغییر ماند، اما نزدک تحت فشار افت سهام نیمهرساناها ۰.۸ درصد کاهش یافت.
سهام نیمهرساناها برای دومین روز متوالی افت کرد. بازارهای آمریکا روز جمعه به مناسبت روز استقلال تعطیل خواهند بود.
هیات تحریریه نیویورکپست در سرمقالهای نوشت مصادره کلیسای تاریخی سنت پیتر در تهران و اخراج ساکنان آن، نشانهای است از اینکه با وجود تغییرات در راس قدرت، ماهیت جمهوری اسلامی تغییری نکرده و همچنان همان سیاستهای گذشته را دنبال میکند.
روزنامه نیویورکپست در سرمقالهای با اشاره به اقدام جمهوری اسلامی در مصادره کلیسای تاریخی انجیلی سنت پیتر در تهران و اخراج ۲۰ خانواده ساکن آن، نوشت این اقدام نشان میدهد حاکمان کنونی ایران به همان اندازه رهبران پیشین این حکومت رویکردی تندرو دارند. به نوشته این روزنامه، این اقدام با اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه رهبران جدید جمهوری اسلامی «منطقی» هستند و مانند گذشته افراطی نیستند، در تضاد قرار دارد.
این سرمقاله با استناد به اظهارات ساسان توسلی، کشیش ایرانی، مینویسد مقامهای جمهوری اسلامی در جریان مصادره این کلیسا گفتهاند پس از درگیری با آمریکا و عقبنشینی واشینگتن، دیگر از ایالات متحده هراسی ندارند. به نوشته نیویورکپست، این اقدام ادامه سیاست سرکوب اقلیتهای مذهبی در ایران است؛ سیاستی که به گفته این روزنامه، در سال ۲۰۲۴ نیز به بازداشت بیش از ۳۰۰ مسیحی انجامید.
هیات تحریریه نیویورکپست همچنین با اشاره به آنچه «نقض مکرر آتشبس» از سوی جمهوری اسلامی، حملات به کشتیها در تنگه هرمز، حمله به کشورهای منطقه و سابقه «دروغگویی و نقض تعهدات» تهران توصیف کرده، نوشته است که این موارد دلایل کافی برای بیاعتمادی به جمهوری اسلامی در هرگونه توافق احتمالی با دولت ترامپ فراهم میکند.
این روزنامه در ادامه با اشاره به بیانیه اخیر مجلس خبرگان، که در آن خواستار مرگ نخستوزیر اسرائیل و رییسجمهوری آمریکا شده بود، نتیجه میگیرد که نشانهای از تغییر رفتار یا رویکرد جمهوری اسلامی دیده نمیشود. به نوشته نیویورکپست، مصادره کلیسای سنت پیتر بیش از هر شعار یا موضعگیری، نشان میدهد که مقامهای جمهوری اسلامی همچنان سیاستهای گذشته را در عمل دنبال میکنند و نباید درباره ماهیت کنونی این حکومت دچار «توهم» شد.
نیت سوانسون، مدیر پیشین پرونده ایران در شورای امنیت ملی آمریکا در دولت جو بایدن، در گفتوگو با نشریه «مادر جونز» گفت دونالد ترامپ در آغاز سال ۲۰۲۵ در بهترین موقعیت برای دستیابی به توافقی سختگیرانهتر از برجام قرار داشت، اما با جنگ بخش مهمی از اهرم فشار واشینگتن را از دست داد.
سوانسون، که نزدیک به دو دهه در وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده و آخرین سمت او مدیریت پرونده ایران در شورای امنیت ملی بوده است، گفت جمهوری اسلامی در ابتدای سال ۲۰۲۵ با ضعف کمسابقهای روبهرو بود. به گفته او، [حکومت] ایران پس از درگیری مستقیم با اسرائیل، تضعیف شبکه نیروهای نیابتی، بحرانهای شدید اقتصادی و زیستمحیطی و اعتراضهای گسترده داخلی، آمادگی بیشتری برای پذیرش توافقی حتی سختگیرانهتر از برجام داشت.
او معتقد است آغاز جنگ ۱۲ روزه در سال ۲۰۲۵ این شرایط را تغییر داد و باعث شد اهرم فشار آمریکا به تدریج کاهش یابد. به گفته سوانسون، پس از جنگ، تهران بیش از آنکه به توافق بیندیشد، خود را برای دور بعدی درگیری آماده کرد و احتمال دستیابی به یک توافق واقعی بهطور چشمگیری کاهش یافت.
سوانسون همچنین نقش بنیامین نتانیاهو را در شکلگیری این وضعیت تعیینکننده دانست و گفت نخستوزیر اسرائیل سالها به دنبال جنگ با [حکومت] ایران بوده است. او افزود دولتهای جورج بوش، باراک اوباما و جو بایدن همواره با حمایت از چنین جنگی مخالفت کردند، اما «تفاوت اساسی این بود که ترامپ به اسرائیل پاسخ مثبت داد.» به گفته او، اگر ترامپ در کاخ سفید نبود، جنگهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ هرگز در این ابعاد رخ نمیداد و رفتار نتانیاهو بسیاری از روابط آمریکا در منطقه را نیز تخریب کرد.
این مقام پیشین آمریکایی همچنین گفت جنگ غزه روند عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان را متوقف کرد و همزمان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را به سمت کاهش تنش با حکومت ایران سوق داد. او افزود تجربه خروج آمریکا از برجام و حملات بعدی [حکومت] ایران به زیرساختهای نفتی منطقه، این برداشت را در میان کشورهای عربی ایجاد کرد که واشینگتن در زمان بحران امنیت آنها را آنگونه که انتظار داشتند تضمین نخواهد کرد. به گفته او، در جنگ اخیر نیز حضور پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس بیش از آنکه عامل بازدارندگی باشد، آنها را به هدف حملات ایران تبدیل کرد.
سوانسون درباره آینده مذاکرات نیز ابراز بدبینی کرد و گفت بعید است توافق جامع مرحله دوم که در یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن پیشبینی شده، عملی شود. او تاکید کرد بازگشت به شرایط برجام دیگر ممکن نیست، زیرا برنامه هستهای ایران از نظر فنی پیشرفت چشمگیری کرده و حتی در صورت پذیرش همه خواستههای آمریکا، زمان لازم برای دستیابی احتمالی ایران به سلاح هستهای به مراتب کوتاهتر از دوران اجرای برجام خواهد بود. او همچنین گفت ایران اکنون سانتریفیوژهایی بسیار پیشرفتهتر در اختیار دارد و دانش فنی بهدستآمده دیگر قابل بازگرداندن نیست.
به گفته سوانسون، احیای برجام در سال ۲۰۲۱ نیز امکانپذیر بود، اما هم دولت بایدن و هم جمهوری اسلامی فرصت را از دست دادند. او گفت دولت بایدن در آغاز کار برای بازگشت به توافق تعلل کرد و در مقابل، رهبر وقت جمهوری اسلامی نیز به دلیل انتخابات ریاستجمهوری ایران، حاضر نشد به دولت حسن روحانی اجازه دستیابی به توافق را بدهد. در ادامه نیز جنگ اوکراین، اعتراضهای سراسری و پیشرفت برنامه هستهای، امکان احیای برجام را از میان برد.
او در بخش دیگری از این گفتوگو گفت سیاست «فشار حداکثری» ترامپ و خروج از برجام، تحریمها را پیچیدهتر کرد، اما در نهایت باعث نشد صادرات نفت ایران متوقف شود. به گفته او، تهران با دور زدن تحریمها صادرات نفت خود را عمدتاً به چین ادامه داد و اکنون نیز بر اساس توافق سال ۲۰۲۶ میتواند بار دیگر نفت خود را بدون محدودیتهای گذشته به بازارهای جهانی، از جمله مشتریان سنتی مانند ژاپن، کره جنوبی و هند، عرضه کند.
سوانسون همچنین گفت بیاعتمادی میان تهران و واشینگتن اکنون بیش از هر زمان دیگری است و برخلاف دوران مذاکرات برجام، دیگر ارادهای برای غلبه بر این بیاعتمادی وجود ندارد. او افزود پس از کشته شدن علی خامنهای، ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نیز پیچیدهتر شده و تصمیمها اکنون بهصورت جمعی و با مشارکت چند مقام ارشد، از جمله سپاه پاسداران، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی، اتخاذ میشود؛ موضوعی که رسیدن به توافق را دشوارتر کرده است.
سوانسون در پایان نتیجه گرفت که هرچند تمایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ قابل درک است، اما شرایط یادداشت تفاهم کنونی «بسیار نامطلوب» است و بیش از هر چیز، شکست راهبرد جنگ را آشکار میکند.
نیت سوانسون، مدیر پیشین پرونده ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، در گفتوگو با نشریه «مادر جونز» گفت بازگشت به شرایط برجام دیگر امکانپذیر نیست، زیرا برنامه هستهای ایران طی سالهای گذشته بهطور اساسی پیشرفت کرده و حتی در صورت پذیرش همه خواستههای واشینگتن، زمان لازم برای دستیابی احتمالی تهران به سلاح هستهای بسیار کوتاهتر از دوران اجرای برجام خواهد بود.
سوانسون معتقد است [حکومت] ایران اکنون به دانش و فناوری پیشرفتهتری در زمینه غنیسازی دست یافته و سانتریفیوژهایی در اختیار دارد که چندین برابر کارآمدتر از نسلهای قبلی هستند؛ پیشرفتی که به گفته او قابل بازگشت نیست. او همچنین گفت فرصت احیای برجام در سال ۲۰۲۱ وجود داشت، اما تعلل دولت بایدن، محاسبات سیاسی جمهوری اسلامی، جنگ اوکراین، اعتراضهای داخلی ایران و ادامه پیشرفت برنامه هستهای، آن فرصت را از بین برد. به گفته او، بیاعتمادی میان تهران و واشینگتن نیز اکنون به بالاترین سطح خود رسیده و همین مساله دستیابی به یک توافق جامع را بیش از گذشته دشوار کرده است.
جزییات بیشتر را اینجا بخوانید.
از زمان نخستین بازی ملی لامین یامال در ۱۷ شهریور ۱۴۰۲، اسپانیا در هیچ مسابقهای که او به میدان رفته، شکست نخورده است. او در چهار مسابقه اسپانیا در جام جهانی بازی کرد؛ یک تساوی و سه پیروزی و البته ۴ کلینشیت.
لامین یامال پیش از دیدار مرحله یکشانزدهم نهایی، در مجموع تنها ۱۴۰ دقیقه در سه بازی اسپانیا در جام جهانی به میدان رفته بود.
وینگر راست اسپانیا در نخستین بازی تیمش که با کیپورد بود، بهعنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شد، اما پس از آن در دو مسابقه بعدی برابر عربستان سعودی و اروگوئه از ابتدا به میدان رفت.
همچنین دقایق حضور یامال نیز بهتدریج افزایش یافت؛ او در نخستین بازی ۱۹ دقیقه، در نخستین حضورش در ترکیب اصلی ۴۵ دقیقه و در سومین دیدار مرحله گروهی ۷۶ دقیقه بازی کرد.
اما نمایش او مقابل اتریش بدون تردید چشمگیرترین و تاثیرگذارترین عملکردش در جام جهانی ۲۰۲۶ بود.
مهارت، دریبلزنی و بازی مستقیم یامال واقعا ترسناک است. او با تحرک دائمی و توانایی فنی خیرهکننده، به کابوسی برای مدافعان تبدیل شده است؛ کافی است از کنراد لایمر درباره بازی امروز بپرسید.
البته اگر همهچیز مطابق انتظار پیش میرفت، اسپانیا احتمالا نیازی نداشت که یامال تمام ۹۰ دقیقه برابر اتریش در زمین بماند. با این حال، از نظر آمادگی جسمانی، این بازیکن ۱۸ ساله نشان داده بود که در صورت نیاز میتواند از ابتدا به میدان برود و یک مسابقه کامل را بازی کند.
یامال در حالی که تنها ۱۸ سال دارد، از همین حالا یکی از مهمترین بازیکنان تیم ملی اسپانیا به شمار میرود و اگر این تیم قرار باشد اواخر این ماه جام قهرمانی را بالای سر ببرد، او میتواند نقشی تعیینکننده در این موفقیت داشته باشد.