سوانسون، که نزدیک به دو دهه در وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده و آخرین سمت او مدیریت پرونده ایران در شورای امنیت ملی بوده است، گفت جمهوری اسلامی در ابتدای سال ۲۰۲۵ با ضعف کمسابقهای روبهرو بود. به گفته او، [حکومت] ایران پس از درگیری مستقیم با اسرائیل، تضعیف شبکه نیروهای نیابتی، بحرانهای شدید اقتصادی و زیستمحیطی و اعتراضهای گسترده داخلی، آمادگی بیشتری برای پذیرش توافقی حتی سختگیرانهتر از برجام داشت.
او معتقد است آغاز جنگ ۱۲ روزه در سال ۲۰۲۵ این شرایط را تغییر داد و باعث شد اهرم فشار آمریکا به تدریج کاهش یابد. به گفته سوانسون، پس از جنگ، تهران بیش از آنکه به توافق بیندیشد، خود را برای دور بعدی درگیری آماده کرد و احتمال دستیابی به یک توافق واقعی بهطور چشمگیری کاهش یافت.
سوانسون همچنین نقش بنیامین نتانیاهو را در شکلگیری این وضعیت تعیینکننده دانست و گفت نخستوزیر اسرائیل سالها به دنبال جنگ با [حکومت] ایران بوده است. او افزود دولتهای جورج بوش، باراک اوباما و جو بایدن همواره با حمایت از چنین جنگی مخالفت کردند، اما «تفاوت اساسی این بود که ترامپ به اسرائیل پاسخ مثبت داد.» به گفته او، اگر ترامپ در کاخ سفید نبود، جنگهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ هرگز در این ابعاد رخ نمیداد و رفتار نتانیاهو بسیاری از روابط آمریکا در منطقه را نیز تخریب کرد.
این مقام پیشین آمریکایی همچنین گفت جنگ غزه روند عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان را متوقف کرد و همزمان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را به سمت کاهش تنش با حکومت ایران سوق داد. او افزود تجربه خروج آمریکا از برجام و حملات بعدی [حکومت] ایران به زیرساختهای نفتی منطقه، این برداشت را در میان کشورهای عربی ایجاد کرد که واشینگتن در زمان بحران امنیت آنها را آنگونه که انتظار داشتند تضمین نخواهد کرد. به گفته او، در جنگ اخیر نیز حضور پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس بیش از آنکه عامل بازدارندگی باشد، آنها را به هدف حملات ایران تبدیل کرد.
سوانسون درباره آینده مذاکرات نیز ابراز بدبینی کرد و گفت بعید است توافق جامع مرحله دوم که در یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن پیشبینی شده، عملی شود. او تاکید کرد بازگشت به شرایط برجام دیگر ممکن نیست، زیرا برنامه هستهای ایران از نظر فنی پیشرفت چشمگیری کرده و حتی در صورت پذیرش همه خواستههای آمریکا، زمان لازم برای دستیابی احتمالی ایران به سلاح هستهای به مراتب کوتاهتر از دوران اجرای برجام خواهد بود. او همچنین گفت ایران اکنون سانتریفیوژهایی بسیار پیشرفتهتر در اختیار دارد و دانش فنی بهدستآمده دیگر قابل بازگرداندن نیست.
به گفته سوانسون، احیای برجام در سال ۲۰۲۱ نیز امکانپذیر بود، اما هم دولت بایدن و هم جمهوری اسلامی فرصت را از دست دادند. او گفت دولت بایدن در آغاز کار برای بازگشت به توافق تعلل کرد و در مقابل، رهبر وقت جمهوری اسلامی نیز به دلیل انتخابات ریاستجمهوری ایران، حاضر نشد به دولت حسن روحانی اجازه دستیابی به توافق را بدهد. در ادامه نیز جنگ اوکراین، اعتراضهای سراسری و پیشرفت برنامه هستهای، امکان احیای برجام را از میان برد.
او در بخش دیگری از این گفتوگو گفت سیاست «فشار حداکثری» ترامپ و خروج از برجام، تحریمها را پیچیدهتر کرد، اما در نهایت باعث نشد صادرات نفت ایران متوقف شود. به گفته او، تهران با دور زدن تحریمها صادرات نفت خود را عمدتاً به چین ادامه داد و اکنون نیز بر اساس توافق سال ۲۰۲۶ میتواند بار دیگر نفت خود را بدون محدودیتهای گذشته به بازارهای جهانی، از جمله مشتریان سنتی مانند ژاپن، کره جنوبی و هند، عرضه کند.
سوانسون همچنین گفت بیاعتمادی میان تهران و واشینگتن اکنون بیش از هر زمان دیگری است و برخلاف دوران مذاکرات برجام، دیگر ارادهای برای غلبه بر این بیاعتمادی وجود ندارد. او افزود پس از کشته شدن علی خامنهای، ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نیز پیچیدهتر شده و تصمیمها اکنون بهصورت جمعی و با مشارکت چند مقام ارشد، از جمله سپاه پاسداران، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی، اتخاذ میشود؛ موضوعی که رسیدن به توافق را دشوارتر کرده است.
سوانسون در پایان نتیجه گرفت که هرچند تمایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ قابل درک است، اما شرایط یادداشت تفاهم کنونی «بسیار نامطلوب» است و بیش از هر چیز، شکست راهبرد جنگ را آشکار میکند.