روانگردانهای جدید بحران اعتیاد را در ایران عمیقتر کردهاند
مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر با هشدار نسبت به گسترش سریع مواد مخدر صنعتی و روانگردانهای جدید، اعلام کرد شمار افراد دارای اعتیاد در ایران به حدود سه میلیون و ۸۰۰ هزار نفر رسیده است.
از سوی دیگر، سرعت عرضه مواد مخدر صنعتی جدید به حدی رسیده است که پیش از یافتن راهکار درمانی مناسب برای مواد قبلی، مواد جدیدی وارد بازار میشوند.
سلیمان عباسی، شنبه ششم تیر ماه در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت عوامل اجتماعی و اقتصادی مانند فقر، بیکاری، مشکلات خانوادگی و اختلالات روانی، سود کلان قاچاق مواد مخدر و همچنین آنچه او نقش «بیگانگان» در ورود مواد مخدر به کشور خواند، از مهمترین عوامل گسترش اعتیاد هستند.
به گفته این مقام دولتی، اعتیاد دیگر مانند گذشته محدود به اقشار کمبرخوردار نیست و در میان افراد تحصیلکرده و دارای موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب نیز دیده میشود.
عباسی افزود با کاهش دسترسی به مواد سنتی، تولیدکنندگان به سمت ساخت مواد مخدر صنعتی با ترکیبات شیمیایی ناشناخته رفتهاند. موادی که با نامهایی مانند «فلاکا، زایلازین، میتازین، قرص کا، کمیکال، شیشه و انواع کاتینونها» در بازار عرضه میشوند.
او با اشاره به اینکه تنها از خانواده کاتینونها حدود ۱۷۸ ترکیب مختلف در جهان شناسایی شده است، گفت سرعت تولید و عرضه این مواد به اندازهای بالاست که هنوز هیچ پروتکل درمانی موثری برای بسیاری از آنها تدوین نشده و پیش از یافتن روش درمان، ترکیبات جدید وارد بازار میشوند.
عباسی همچنین تاکید کرد هنوز آمار دقیقی از میزان شیوع این مواد در ایران وجود ندارد، اما آگاهیبخشی به جوانان برای مقابله با «تبلیغات فریبنده درباره بیضرر بودن یا خواص بهظاهر مثبت این مواد» ضروری است.
به گفته او، مصرفکنندگان اغلب با وعدههایی مانند کاهش استرس، افزایش انرژی، کمک به تمرکز یا کاهش وزن، به مصرف این مواد ترغیب میشوند، اما در نهایت دچار وابستگی و عوارض جدی خواهند شد.
مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنین حشیش و گُل را پرمصرفترین مواد مخدر در ایران دانست و سیگار را مهمترین دروازه ورود به اعتیاد توصیف کرد.
او هشدار داد عادیسازی مصرف سیگار، بهویژه از طریق الگوبرداری جوانان از چهرههای شناختهشده، حساسیت جامعه را نسبت به مصرف مواد کاهش میدهد و حتی امکان مخلوط کردن مواد روانگردان با سیگارهای معمولی، خطر گرایش به اعتیاد را بیش از پیش افزایش داده است.
همزمان با این سخنان، کمبود و گرانی داروهای درمان اعتیاد در ایران، روند معالجه بسیاری از مصرفکنندگان مواد مخدر را با اختلال روبهرو کرده و نگرانیها را درباره روی آوردن آنها به مواد خطرناکتر و تشدید آسیبهای اجتماعی، افزایش داده است.
سعید صفاتیان، مدیرکل پیشین درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر، پیشتر گفته بود: «از آنجا که قیمت تریاک در بازار غیرقانونی بسیار بالاست، برخی مصرفکنندگان ممکن است به سمت مواد خطرناکتری مانند شیشه سوق پیدا کنند.»
دونالد ترامپ در آمریکا و بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، هر دو در پاییز انتخاباتی سرنوشتساز پیش رو دارند. توافق با جمهوری اسلامی که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد.
این همان تضادی است که از نظر «اسرائیلهیوم» باعث شده روابط نتانیاهو و ترامپ دستخوش تنش شود. با این حال این روزنامه در تحلیلی مفصل به قلم آمیت سیگال، که با تکیه بر اطلاعات منابع آگاه نوشته شده، گفته است که مقامهای اسرائیلی فعلا در برابر اظهارات تند ترامپ و جیدی ونس سکوت کنند.
بر اساس این تحلیل، اگر جمهوریخواهان در انتخابات چهار ماه آینده، کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کنند، حتی اگر اکثریت خود را در سنا حفظ کنند، ترامپ دو سال پایانی ریاستجمهوریاش را زیر سایه تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد: «تقریبا تردیدی نیست که در مجلس نمایندگان استیضاح خواهد شد، زیرا برخلاف سنا، در آنجا تنها اکثریت ساده کافی است و این سومین استیضاح ترامپ خواهد بود.»
به نوشته این روزنامه، سرنگونی حکومت در ایران یا خارج کردن ذخایر اورانیوم از این کشور میتوانست تا حدی به نفع ترامپ باشد، اما جهش قیمت انرژی تقریبا بهطور قطع به شکست او در انتخابات منجر میشود.
بر اساس این تحلیل، رییسجمهوری آمریکا دو برگ برنده تعیینکننده در اختیار داشت: نخست، عملیات زمینی برای خارج کردن ذخایر اورانیوم؛ اما ترامپ معتقد بود که در نهایت میتواند از طریق توافق نیز به این هدف برسد.
دوم، نابودی زیرساختهای انرژی در ایران.
در حالی که موضوع انرژی در آمریکا مساله اصلی بود، در اسرائیل این موضوع، دغدغه اول نبود.
از سوی دیگر، هیچ مقام مسئولی نتوانست به ترامپ تضمین دهد که حکومت ایران تا پیش از انتخابات میاندورهای پاییز ۱۴۰۵ در آمریکا، سقوط خواهد کرد تا ترامپ بتواند روی آن بهعنوان برگ برنده در انتخابات حساب کند.
بنابراین توافق با تهران گزینه در دسترسی بود که به ترامپ در انتخابات پیش رو کمک خواهد کرد.
بند نانوشته در توافق
اسرائیلهیوم در ادامه تحلیل خود، در ارزیابی توافق تهران و واشینگتن نوشت که اگرچه بسیاری آن را با برجام مقایسه میکنند، اما این توافق بندی پنهان دارد که بر اساس آن، تحریمها علیه ایران از بین نمیروند، بلکه موقتا غیرفعال میشوند، در حالی که آمریکا از لحظه امضا به همه آنچه میخواهد، رسیده است؛ تنگه هرمز باز شده و جریان انرژی (کم و بیش) به حالت قبل بازگشته است.
در واقع با این توافق، تقریبا تمام فشار اقتصادی بر آمریکا برداشته میشود، اما تنها بخش کوچکی از فشار اقتصادی بر ایران کاهش مییابد.
در ادامه این تحلیل آمده است که درباره میزان خسارت واردشده به ایران در جنگ نیز اختلافنظر وجود دارد. برخی آن را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار و برخی تا یک تریلیون دلار برآورد میکنند.
در هر صورت، منفعت اقتصادی حاصل از کاهش محدود تحریمها برای ایران مانند آن است که بخواهید استخری خالی را با یک فنجان آب پر کنید.
شش ماه دیگر، وقتی شهروندان ایران ببینند گشایشی حاصل نشد
مقامهای ارشد موساد پس از امضای توافق نسبت به احتمال شکلگیری اعتراضات در ایران، در شرایطی که حکومت از فضای جدید سود میبرد، بدبین بودند اما منبع اسرائیلهیوم، دیدگاه خوشبینانهتری دارد.
او گفته است: «نباید فراموش کرد که حتی پیش از این خسارت عظیم نیز مردم با وجود نداشتن چیزی برای از دست دادن، به خیابانها آمدند. شش ماه دیگر، وقتی شهروندان در ایران دریابند شرایط دشوار اقتصادی همچنان ادامه دارد، چه خواهند کرد؟ حکومت چه واکنشی نشان خواهد داد؟»
توصیه به خویشتنداری
اسرائیلهیوم در ادامه، به سابقه تنشها بین نتانیاهو و ترامپ اشاره کرد و از قول منابع خود نوشت این اولین بار نیست که این دو در روابط خود دچار تنش شدهاند، اما در موارد قبلی اختلافات پشت درهای بسته حل و فصل میشد.
نویسنده این مقاله نوشت: «تفاوت این بار بیشتر به این دلیل است که ترامپ تصمیم گرفته تقریبا به هر تماس ناشناسی پاسخ دهد؛ حتی اگر خبرنگاری پشت خط باشد.»
اسرائیلهیوم به کنایه تاکید کرد رهبران اسرائیل مانند جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، از حمایت حزب دموکرات آمریکا برخوردار نیستند و از طرفی، ایتالیا در دو جبهه درگیر جنگ نیست.
بر این اساس، این مقاله استدلال کرد: «این درگیریهای لفظی فقط زیان به همراه دارند. سکوت کنید، صبر داشته باشید و اجازه دهید زمان بگذرد. این همان کاری است که باید انجام شود.»
منبع آگاه مقاله اسرائیلهیوم تاکید کرد: «هنوز زمان وجود دارد و زمان به سود کسی است که از آن بهدرستی استفاده کند. آیا این توافق یک توافق تاریخی است؟ خیر. اما قطعا هم یک فاجعه نیست.»
اعتراضات انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴ در آذربایجان غربی، تنها به خیابانهای ارومیه یا چند شهر بزرگ محدود نماند. گزارشها و ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد دامنه این اعتراضات از شهرهای ترکنشین شمال و مرکز استان تا شهرهای کردنشین جنوب و غرب آن گسترش یافت.
در دومین قسمت از برنامه «جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» به اعتراضات دیماه در استان آذربایجان غربی پرداخته شد.
در این اعتراضات آذربایجان غربی، شعارهای معترضان از مخالفت با جمهوری اسلامی تا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و تأکید بر اتحاد ملی را دربر گرفت.
از سوی دیگر، روایتهای شاهدان و معترضان درباره سرکوب حاکی از استقرار گسترده نیروهای امنیتی، تیراندازی، ضربوشتم و حتی استفاده از مسجدی در مرکز ارومیه بهعنوان محل نگهداری موقت بازداشتشدگان است.
گستره انقلاب؛ از ارومیه تا شهرهای مرزی
آذربایجان غربی به دلیل موقعیت مرزی، تنوع قومی و پراکندگی مراکز جمعیتی، یکی از متفاوتترین استانهای ایران چه له لحاظ ترکیب جمعیتی و چه حساسیت سیاسی جمهوری اسلامی به شمار میرود.
بررسی دادههای رسیده نشان میدهد اعتراضات دستکم در ارومیه، خوی، سلماس، میاندوآب، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب جریان داشته است؛ شهرهایی که در کنار هم بخش بزرگی از جمعیت استان را در خود جای دادهاند.
ویژگی قابل توجه این اعتراضات، عبور آن از مرزهای قومی و مذهبی بود. در شمال و مرکز استان، شهرهای عمدتا ترکنشین مانند ارومیه، خوی و سلماس شاهد تجمعهای خیابانی بودند و همزمان در جنوب و غرب استان، شهرهای کردنشین مانند مهاباد، بوکان و پیرانشهر با اعتصاب بازار به این موج اعتراضی پیوستند.
در ارومیه، تجمعها در خیابانهای اصلی از جمله خیابان امام، سرداران، استادان، خیام شمالی، فلکه ایالت و محدوده مسجد لطفعلیخان شکل گرفت. در خوی نیز خیابان امام به یکی از کانونهای اصلی اعتراض تبدیل شد.
در شهرهای جنوبی استان، علاوه بر تجمعهای خیابانی، اعتصاب بازار و تعطیلی واحدهای صنفی نیز بخش مهمی از اعتراضات را تشکیل میداد.
در بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب، گزارشهای متعددی از تعطیلی بازارها و همراهی اصناف با فراخوانهای اعتراضی منتشر شد؛ موضوعی که نشان میدهد اعتراضات در این شهرها تنها به حضور در خیابان محدود نبود و به نافرمانی مدنی و اقتصادی نیز گسترش پیدا کرد.
فریاد مخالفت با حکومت تا حمایت از پهلوی با شعار آذری
بررسی شعارهای مردم در صدها ویدیوی رسیده نشان میدهد اعتراضات آذربایجان غربی بر چند محور اصلی استوار بود. بخش مهمی از شعارها مستقیما جمهوری اسلامی و رهبر معدوم آن، علی خامنهای، را هدف قرار میداد تا اعتراضها فراتر از مطالبات اقتصادی یا صنفی، ساختار سیاسی حاکم را به چالش بکشد.
در کنار این شعارها، در شهرهای مختلف استان شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و بازگشت او نیز شنیده شد؛ از جمله «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «پهلوی برمیگرده». بخشی از این شعارها به زبان ترکی آذری فریاد زده شد. این شعارها در شهرهای مختلف، از ارومیه و خوی تا برخی شهرهای جنوب استان، نشان داد معترضان علاوه بر اعتراض به وضعیت موجود، از یک آلترناتیو سیاسی نیز نام بردند.
همزمان، شعارهایی با مضمون همبستگی و اتحاد ملی نیز در میان معترضان شنیده میشد. این شعارها مطالبه مردم این استان با توجه به تنوع و ترکیب متفاوت قومی و مذهبی آن را نشان میدهد.
سرکوب؛ از کنترل ارتباطات تا خشونت خیابانی
همزمان با گسترش اعتراضات، گزارشهای متعددی از تشدید فضای امنیتی در شهرهای مختلف استان منتشر شد. بر اساس روایتهای مردمی، اختلال و قطع اینترنت در برخی مناطق، استقرار نیروهای امنیتی پیش از آغاز تجمعها، حضور یگان ویژه و نیروهای لباسشخصی و کنترل خیابانهای اصلی، بخشی از اقداماتی بود که هم پیش از اعتراضات و روزهای منتهی به ۱۸ دی و هم در اوج اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی انجام شد.
در بیشتر شهرهای محل اعتراضات، معترضان از استفاده نیروهای امنیتی از باتوم، گاز اشکآور و تیراندازی برای متفرق کردن جمعیت خبر دادند.
در بوکان، پیرانشهر، میاندوآب و سردشت نیز حضور پرشمار نیروهای امنیتی همزمان با اعتصابها و تجمعهای اعتراضی گزارش شد.
روایتهای میدانی همچنین از بازداشت معترضان و برخی عابران، انتقال بازداشتشدگان به مراکز موقت و ادامه حضور نیروهای امنیتی در سطح شهرها پس از پایان تجمعها حکایت دارد.
مسجد لطفعلیخان؛ روایت بازداشتهای خشونتآمیز
یکی از متفاوتترین روایتهای رسیده از اعتراضات آذربایجان غربی، به محدوده مسجد لطفعلیخان در مرکز ارومیه مربوط است. بر اساس گزارشهای مردمی، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، این مسجد به محلی برای انتقال موقت برخی بازداشتشدگان تبدیل شده بود.
شاهدان میگویند نیروهای امنیتی، معترضان، مجروحان و در برخی موارد حتی عابران را پس از بازداشت به داخل مسجد منتقل میکردند و سپس آنها را به مراکز دیگر میبردند.
همچنین گزارشهایی از استقرار نیروهای مسلح در اطراف مسجد و حضور تکتیراندازان بر بام ساختمانهای اطراف مطرح شده است.
مانند سایر شهرها، فضاها و مراکز عمومی در روند کنترل و بازداشت معترضان مورد استفاده قرار گرفتند. تیراندازی و بازداشت خشونتآمیز معترضان در این استان در بسیاری از روایتهای شهروندان مورد اشاره قرار گرفت.
دادگاه عالی ایالتی هامبورگ رسیدگی به پروندهای را آغاز کرده است که در آن یک شهروند دانمارکی افغانستانی تبار، به جاسوسی برای جمهوری اسلامی و شناسایی اهداف یهودی و حامیان اسرائیل در آلمان، بهمنظور «حملات احتمالی تروریستی» متهم شده است.
بر اساس کیفرخواست، متهم اصلی، مردی ۵۴ ساله با تابعیت دانمارک و تبار افغانستانی، متهم است که به دستور جمهوری اسلامی، از یهودیان و حامیان اسرائیل در آلمان جاسوسی کرده و اطلاعات مربوط به آنها را برای انجام حملات احتمالی، از جمله قتل و آتشسوزی، جمعآوری کرده است.
به گفته دادستانی آلمان، از جمله افرادی که هدف عملیات شناسایی قرار گرفته بودند، یوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان، و فولکر بک، رییس انجمن آلمان و اسرائیل، بودند.
پلیس دانمارک یک سال پیش این مرد را در شهر آرهوس، دومین شهر بزرگ این کشور، بازداشت کرد.
او چند هفته بعد به آلمان مسترد شد و در برابر قاضی تحقیق دادگاه فدرال در شهر کارلسروهه حاضر شد.
این متهم از زمان انتقال به آلمان تاکنون در بازداشت موقت به سر میبرد.
همدست او نیز که شهروند افغانستان است، در ماه نوامبر سال گذشته در دانمارک بازداشت و سپس برای ادامه روند قضایی به آلمان منتقل شد.
دادگاه عالی ایالتی هامبورگ اکنون رسیدگی به این پرونده را آغاز کرده است.
پیش از این در اردیبهشت ماه، سازمان اطلاعات داخلی آلمان هشدار داده بود جمهوری اسلامی ممکن است پس از پایان جنگ با اسرائیل و آمریکا، دامنه عملیاتهای امنیتی و تروریستی خود را در اروپا گسترش دهد.
به گفته منابع امنیتی، حکومت ایران از ماه مارس ۲۰۲۶ کارزاری با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» (HAYI) راهاندازی کرده که از طریق شبکههای اجتماعی، اقدام به جذب نیرو در میان محافل طرفدار جمهوری اسلامی و جریانهای افراطی شیعه میکند.
پژوهشگران امنیتی هشدار دادهاند این مدل عملیات، شامل حملات ساده اما پرتعداد بهوسیله افراد محلی و بعضا نوجوانان، میتواند فشار گستردهای بر سرویسهای امنیتی اروپا وارد کند؛ بهویژه برای حفاظت از مراکز یهودی، مدارس و مراکز اجتماعی.
سازمان اطلاعات داخلی آلمان تاکید کرده است جمهوری اسلامی در گذشته نیز از روشهایی در حد «تروریسم دولتی» استفاده کرده؛ از عملیاتهای شناسایی و مراقبت گرفته تا طراحی حملات علیه مخالفان و اهداف اسرائیلی و یهودی در اروپا.
پلیس مونتهنگرو با همکاری اداره تحقیقات فدرال آمریکا یک شهروند ایرانی-ترکیهای را که به اتهام انجام حملات سایبری گسترده علیه دانشگاهها و زیرساختهای آمریکا تحت تعقیب بود، بازداشت کرد. مقامهای مونتهنگرو گفتند این حملات بیش از ۳.۴ میلیارد دلار خسارت به بار آورده است.
پلیس مونتهنگرو اعلام کرد امیر براتی ۳۹ ساله که تابعیت دوگانه ایرانی و ترکیهای دارد، در شهر ساحلی کوتور در سواحل دریای آدریاتیک بازداشت شده است.
به گفته پلیس، دادگاه ناحیه جنوبی نیویورک او را به اتهامهایی از جمله تبانی برای ارتکاب کلاهبرداری رایانهای، هک و سرقت هویت، تحت تعقیب قرار داده است.
پلیس مونتهنگرو در بیانیهای اعلام کرد این فرد از سال ۲۰۱۳ حملات سایبری گستردهای را علیه بیش از ۱۵۰ دانشگاه در ایالات متحده انجام داده و این حملات بیش از ۳.۴ میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشته است.
خبرگزاری رویترز نوشت که بر اساس این بیانیه، پرونده برای آغاز روند استرداد به قاضی دادگاه عالی در پودگوریتسا، پایتخت مونتهنگرو، ارجاع خواهد شد تا درباره درخواست استرداد او به آمریکا تصمیمگیری شود.
پلیس مونتهنگرو همچنین اعلام کرد اطلاعات بهدستآمده از این حملات و دسترسی به حسابهای کاربری دانشگاههای هکشده در اختیار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر نهادهای ایرانی، از جمله دانشگاهها، قرار گرفته و این نهادها از این اطلاعات استفاده کردهاند.
اداره تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی) تاکنون به درخواست رویترز برای اظهار نظر درباره این پرونده پاسخی نداده است.
رویترز در گزارش خود یادآور شد که جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران سابقهای طولانی در انجام عملیات سایبری با حمایت دولت، علیه ایالات متحده دارند.
این خبرگزاری همچنین اشاره کرد که نهادهای امنیت سایبری، انتظامی و اطلاعاتی آمریکا در ماه آوریل نسبت به تشدید حملات هکری منتسب به [حکومت] ایران علیه تجهیزات و سامانههای مرتبط با زیرساختهای حیاتی ایالات متحده هشدار داده بودند.
حمله هکرها به دانشگاهها و سرقتهای علمی
نام براتی در فهرست افبیآی از ۹ هکر ایرانی که در سال ۲۰۱۸ در ارتباط با حملات سایبری منتسب به موسسه مبنا تحت پیگرد قرار گرفتند، دیده نمیشود.
با این حال، اتهامهایی که پلیس مونتهنگرو مطرح کرده، از جمله زمان آغاز فعالیت در سال ۲۰۱۳، هدف قرار دادن دانشگاهها، ارتباط با سپاه پاسداران و برآورد سه میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلاری خسارت، بهطور چشمگیری با جزییات آن پرونده همخوانی دارد.
این شباهتها این احتمال را ایجاد میکند که براتی به همان عملیات گسترده یا پروندهای مرتبط با آن ارتباط داشته باشد؛ هرچند مقامهای آمریکایی و مونتهنگرویی تاکنون بهطور علنی هیچ ارتباطی میان او و کیفرخواست سال ۲۰۱۸ اعلام نکردهاند.
در آن کیفرخواست، ۹ نفر متهم شدند که برای «موسسه مبنا»، شرکتی مستقر در ایران، فعالیت میکردهاند و افبیآی اعلام کرد این موسسه در سال ۲۰۱۳ برای دسترسی غیرمجاز به منابع علمی و دانشگاهی خارج از ایران، تاسیس شده است.
هکرهای موسسه مبنا به دستور حکومت ایران فعالیت میکردند و با سپاه پاسداران و دیگر نهادهای ایرانی قرارداد همکاری داشتند.
افبیآی در آن زمان اعلام کرد این گروه طی بیش از چهار سال، حدود ۱۴۴ دانشگاه در آمریکا و ۱۷۶ دانشگاه در ۲۱ کشور دیگر را هدف حملات سایبری قرار داده است.
شرکتهای خصوصی، نهادهای دولتی آمریکا، دولتهای ایالتهای هاوایی و ایندیانا و همچنین سازمان ملل متحد نیز از دیگر اهداف این حملات بودند.
مقامهای آمریکایی گفتند هکرها بیش از ۱۰۰ هزار حساب کاربری استادان دانشگاه در سراسر جهان را هدف قرار دادند و موفق شدند به حدود هشت هزار حساب دسترسی پیدا کنند.
آنها بیش از ۳۰ ترابایت دادههای دانشگاهی و مالکیت فکری، از جمله نشریات علمی، مقالات پژوهشی، کتابهای الکترونیک و دیگر منابع اختصاصی دانشگاهی را سرقت کردند.
این عملیات عمدتا بر ایمیلهای فیشینگ هدفمند (Spear Phishing) متکی بوده است. ایمیلهایی که به گونهای طراحی شده بودند که گویی از سوی دیگر استادان دانشگاه ارسال شدهاند.
قربانیان از طریق این ایمیلها به صفحات جعلی ورود به سامانههای دانشگاهی هدایت میشدند و اطلاعات ورودشان سرقت میشد. سپس هکرها از این اطلاعات برای دسترسی به پایگاههای داده کتابخانهها و سامانههای پژوهشی استفاده میکردند.
افبیآی اعلام کرد اطلاعات سرقتشده طیف گستردهای از حوزهها، از جمله علوم، فناوری، مهندسی، پزشکی، علوم اجتماعی و دیگر رشتههای دانشگاهی را در بر میگرفت.
به گفته مقامهای تحقیقاتی آمریکا، هکرها همچنین از روشی موسوم به «پاشش گذرواژه» (Password Spraying) برای حمله به شرکتها و نهادهای دولتی استفاده میکردهاند و از این طریق به حسابهای ایمیل و اطلاعات حساس دسترسی مییافتند.
ناشران دانشگاهی، شرکتهای رسانهای و سرگرمی، شرکتهای فناوری و موسسههای سرمایهگذاری، از جمله قربانیان این حملات بودند.
هنگام اعلام کیفرخواست در سال ۲۰۱۸، دیوید بودیچ، معاون وقت مدیر افبیآی، گفت بازداشت متهمان دشوار خواهد بود، اما «غیرممکن نیست».
او افزود اگر متهمان از ایران خارج شوند، ممکن است بازداشت شوند.
بودیچ در آن زمان گفت: «اگر نتوانیم این افراد را بهسرعت بازداشت کنیم، از روشهای دیگری استفاده خواهیم کرد؛ از جمله افشای هویت آنها، اعمال تحریم و اطلاعرسانی گسترده. ما این پرونده را رها نخواهیم کرد، زیرا افبیآی و همکاران ما در وزارت دادگستری حافظهای بسیار بلندمدت دارند.»
تشدید حملات سایبری جمهوری اسلامی
پیش از این نیز رویترز به نقل از پژوهشگران اسرائیلی گزارش داده بود هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی در حمله سایبری اسفندماه به سامانه حملونقل عمومی لسآنجلس دست داشتند.
رویدادی که منجر به اختلال در فعالیت بخشی از شبکه ترابری این کلانشهر شد.
شرکت امنیت سایبری «گمبیت سکیوریتی»، مستقر در تلآویو، پنجم خرداد گزارش داده بود هکرها بیش از ۷۰۰ گیگابایت داده شامل ایمیلها، نسخههای پشتیبان و فایلهای داخلی «سازمان حملونقل کلانشهر لسآنجلس» را به سرقت بردند.
این شرکت افزود دادههای ربودهشده را پس از آن که به اشتباه در فضای آنلاین انتشار یافته بود، کشف کرده است.
به گزارش گمبیت سکیوریتی، شواهد دیجیتال موجود، سرور میزبان این اطلاعات را به یک گروه هکری مرتبط میکند که پیشتر از سوی مقامهای اسرائیلی به تهران نسبت داده شده بود.
از زمان آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، مجموعهای از عملیات سایبری به هکرهای وابسته به تهران نسبت داده شده است. از جمله حمله مخرب به شرکت تجهیزات پزشکی «استرایکر» و افشای ایمیلهای شخصی کش پاتل، رییس افبیآی.
پیشتر شبکه سیانان گزارش داده بود هکرهای ایرانی مظنون به دستکاری از راه دور در نشانگرهای سوخت برخی پمپبنزینها در آمریکا هستند.
پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا در چارچوب تحقیقات درباره جرائم مشکوک مرتبط با ایران، دو خانه در شمال غرب لندن را بازرسی کرد. مقامهای پلیس اعلام کردند تحقیقات در این پرونده همچنان ادامه دارد و در حال حاضر تهدیدی فوری متوجه شهروندان یا هیچ گروه خاصی نیست.
به گزارش جمعه پنجم تیر ماه روزنامه جوئیش کرونیکل، عملیات سوم تیر ماه، دو ملک مسکونی در شمال غرب پایتخت بریتانیا را هدف قرار داد.
پلیس متروپولیتن لندن اعلام کرد این پرونده در چارچوب تحقیقات مربوط به «تهدیدهای دولتی» در حال بررسی است و هیچ ارتباطی با حملات آتشسوزی اخیر در منطقه گولدرز گرین یا دیگر حملات خرابکارانهای که طی هفتههای اخیر جامعه یهودیان بریتانیا را هدف قرار دادهاند، ندارد.
مقامهای پلیس همچنین تایید کردند که تاکنون هیچ مظنونی بازداشت نشده و روند تحقیقات همچنان ادامه دارد.
هلن فلاناگان، فرمانده پلیس مبارزه با تروریسم لندن، گفت این عملیات بخشی از تلاش گستردهتر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بریتانیا برای مقابله با فعالیتهای خصمانه دولتهای خارجی در خاک این کشور است.
او گفت: «در یک سال گذشته، حجم فعالیتهای ما در حوزه امنیت ملی و تهدیدهای ناشی از دولتها بهطور چشمگیری افزایش یافته و این تحقیقات نیز ادامه همان روند و بخشی از تلاش گستردهتر برای مختل کردن فعالیتهای خصمانه است.»
فلاناگان با تاکید بر اینکه پلیس در حال حاضر هیچ تهدید فوریای علیه عموم مردم و هیچ گروه، فرد یا مکان خاصی در ارتباط با این پرونده شناسایی نکرده است، افزود تحقیقات ادامه خواهد یافت و در صورت لزوم اقدامات بیشتری انجام میشود.
او همچنین از شهروندان خواست هوشیار باشند و یادآور شد سطح هشدار تروریستی بریتانیا همچنان در وضعیت «شدید» قرار دارد.
به گفته او، اگر شهروندان مورد مشکوکی مشاهده یا اطلاعات نگرانکنندهای دریافت کردند، باید آن را به پلیس گزارش دهند.
بریتانیا در ماههای اخیر شاهد افزایش قابل توجه حملات یهودستیزانه بوده است؛ از جمله حمله با چاقو به دو مرد یهودی ارتدوکس در منطقه گولدرز گرین در اواخر ماه آوریل.
این حمله موجب شد دولت بریتانیا برای نخستین بار در بیش از چهار سال، سطح هشدار ملی تروریسم را از «قابل توجه» به «شدید» افزایش دهد.
پیشتر در هفتم اردیبهشت نیز دیوار یادبود جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان در منطقه گولدرز گرین لندن هدف آتشسوزی عمدی قرار گرفته بود.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، ۹ اردیبهشت در سخنانی در مجلس عوام، حمله با چاقو در شمال لندن را «بسیار نگرانکننده» خواند.
او سوم اردیبهشت نیز از کنیسهای که هدف حملات اخیر قرار گرفته بود، بازدید کرده و گفته بود نگرانیها درباره استفاده برخی کشورها از عوامل نیابتی برای انجام فعالیتهای مجرمانه در بریتانیا رو به افزایش است.
حملات به اماکن یهودی
در هفتههای اخیر، حملات به اماکن یهودی و همچنین دفتر شبکه ایراناینترنشنال خبرساز شده است.
پلیس بریتانیا سوم اردیبهشت اعلام کرد تاکنون ۲۵ نفر در ارتباط با این رویدادها که شامل تلاش برای ایجاد حریق در کنیسهها بوده، بازداشت شدهاند.
به گفته پلیس بریتانیا، احتمال ارتباط جمهوری اسلامی با برخی از این حوادث در دست بررسی است.
یک گروه نزدیک به حکومت ایران با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» در شبکههای اجتماعی مسئولیت شماری از این حملات را بر عهده گرفته است.
مقامهای بریتانیایی پیشتر هشدار دادند جمهوری اسلامی میکوشد از باندهای تبهکار برای پیشبرد اقدامات خصمانه در خاک بریتانیا استفاده کند.