اسماعیل خانبابا، معترض مجروح دزفولی، دوباره بازداشت شد
اسماعیل خانبابا، شهروند معترض اهل دزفول که در جریان انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک ماموران مجروح شده بود، پس از آزادی موقت از زندان برای ادامه درمان، بار دیگر بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، از وضعیت جسمانی و محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست.
آذربایجان شرقی از مهمترین کانونهای اعتراض و اعتصاب در جریان انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴ در شمالغرب ایران بود. ایراناینترنشنال در برنامه جدید «جغرافیای انقلاب ملی» به صورت هفتگی به بررسی روایات و ویدیوهای استانهای ایران در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ میپردازد.
در نخستین قسمت، این برنامه روز جمعه ۲۲ خرداد به بررسی انقلاب ملی در آذربایجان شرقی پرداخت.
ایران اینترنشنال از میان هزاران پیام رسیده از شهروندان، ۱۲۲ ویدیو و رخداد ثبتشده از این استان را راستیآزمایی کرد. در این میان، ۱۰۲ مورد از ویدیوها در تبریز، ۱۸ مورد در مراغه و ۲ مورد در مرند ثبت شده است.
این آمار نشان میدهد که تبریز موتور و محور اصلی اعتراضات دیماه در استان بوده است. این شهر حدود ۴۵ درصد جمعیت استان را در خود جای داده و وزن اعتراضی آن تقریباً دو برابر سهم جمعیتیاش بوده است.
جغرافیا و شکلگیری اعتراضات
انقلاب ملی در آذربایجان شرقی از روزهای پیش از ۱۸ دی، زمان فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، علائم ابتدایی شکلگیری خود را نشان داد، اما اوج تجمعات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد.
آبرسان، چهارراه شهناز، نصفراه، ولیعصر، مارالان و میدان ساعت از مهمترین نقاط تجمع معترضان در تبریز بودند. همزمان اعتراضات به شهرهایی مانند مراغه و مرند نیز گسترش یافت و ناآرامیها محدود به مرکز استان محدود نماند.
دانشگاه و صنعت؛ زمینه مهیای استان برای اعتراضات
تبریز در تاریخ مبارزات سیاسی و آزادیخواهی یکی از مراکز اصلی تحولات ایران بوده است؛ از انقلاب مشروطه تا اعتراضات سراسری سالهای ۱۳۹۶ و ۱۴۰۱. حضور این شهر در موجهای اعتراضی پیشین نشان میدهد که اعتراضات ۱۴۰۴ بر بستری از حافظه سیاسی و تجربههای اعتراضی پیشین شکل گرفت.
از سوی دیگر، آذربایجان شرقی یکی از مهمترین قطبهای صنعتی، دانشگاهی و تجاری کشور محسوب میشود. تمرکز صنایع، دانشگاهها و شبکههای صنفی در تبریز توانست در بسیج سریعتر معترضان و گسترش اعتراضات موثر باشد.
شاخصهای فرهنگی و اجتماعی و مطالعات صورتگرفته از سوی محققان در داخل کشور نیز از وجود گرایشهای نوگرایانه و تغییرات ارزشی در بخشی از جامعه استان حکایت دارد که میتواند در توضیح زمینههای نارضایتی موثر باشد.
تبریز بر اساس دادههای پیمایش ملی ارزشها و نگرشها، در میان مراکز استانهای ایران از نظر گرایشهای سکولار در رتبه ۱۱ و از نظر نوگرایی در رتبه ۱۵ قرار دارد؛ موضوعی که میتواند در کنار عوامل سیاسی و اقتصادی، بخشی از زمینه اجتماعی پذیرش گفتمانهای اعتراضی در این شهر را توضیح دهد.
شعارها؛ اتحاد و حمایت از شاهزاده پهلوی
ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد شهروندان آذربایجان شرقی در اعتراضات خود دستکم ۵۴ مدل متمایز شعار اعتراضی را فریاد زدند. این شعارها اغلب به زبان فارسی و در مواردی هم به زبان ترکی آذربایجانی بوده است.
معترضان، در کنار حفظ هویت محلی، تلاش داشتهاند پیام خود را در چارچوبی ملی و سراسری و همچنین اتحاد اقوام مطرح کردند.
بررسی محتوای شعارها نشان میدهد که اعتراضات آذربایجان شرقی صرفاً بر مطالبات اقتصادی یا معیشتی متمرکز نبوده و بیش از هر چیز ماهیتی سیاسی داشته است. مهمترین مضامین مطرحشده شامل مخالفت با جمهوری اسلامی، درخواست تغییرات بنیادین سیاسی، حمایت از آلترناتیوهای سیاسی و تأکید بر همبستگی ملی بوده است.
در میان ویدیوهای راستیآزماییشده ، «مرگ بر خامنهای»، «مرگ بر دیکتاتور»، «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «ترک و فارس یکی شه، مملکت آزاد بشه» از جمله شعارها بودند.
در کنار این موارد، شعارهایی مانند «ترک فارس بیراولسون، مملکت آزاد اولسون» و «آذربایجان جانباز، پهلویدن آیریلماز» نیز بازتاب یافت که نشان میدهد بخشی از معترضان تلاش داشتهاند هویت آذربایجانی را در پیوند با یک مطالبه سیاسی سراسری تعریف کنند.
در مجموع، الگوی شعارها نشان میدهد که گفتمان غالب در خیابانهای تبریز و دیگر شهرهای استان بر چهار محور استوار بوده است: نفی جمهوری اسلامی، حمایت از بدیل سیاسی، تأکید بر آزادی و دموکراسی، و تقویت همبستگی میان گروههای مختلف قومی و زبانی. این الگو با یافتههای افکارسنجیهای ملی نیز همخوانی دارد.
الگوی سرکوب؛ از شلیک تا جلوگیری از درمان
گزارشهای مردمی از استقرار نیروهای امنیتی در تبریز پیش از اوج اعتراضات خبر میدهند. حضور گسترده نیروها در محدوده بازار، میدان نماز و چهارراه شهناز از روزهای قبل گزارش شده بود.
با گسترش تجمعات در ۱۸ و ۱۹ دی، بازداشتهای گسترده و تشدید حضور نیروهای امنیتی نیز گزارش شد. برخی روایتها از درگیریهای شدید در مناطق آبرسان و ولیعصر و همچنین ادامه فضای امنیتی در روزهای پس از اعتراضات حکایت دارند.
شواهد و روایتهای ثبتشده نشان میدهد که برخورد نیروهای امنیتی در آذربایجان شرقی تنها به مقابله مستقیم با تجمعات محدود نبود، بلکه از ترکیبی از اقدامات پیشگیرانه، حضور میدانی گسترده و بازداشتهای پس از اعتراضات تشکیل میشد.
در روزهای منتهی به ۱۸ و ۱۹ دی، حضور نیروهای انتظامی، یگان ویژه و نیروهای لباسشخصی در نقاط اصلی تبریز از جمله آبرسان، چهارراه شهناز، میدان نماز، ولیعصر و محدوده بازار افزایش یافت. هدف این استقرارها کنترل مسیرهای تجمع و جلوگیری از پیوستن گروههای مختلف معترضان به یکدیگر بود.
با آغاز تجمعات، گزارشهایی از تعقیب معترضان در خیابانهای فرعی، بازداشت در محل تجمع و انتقال بازداشتشدگان به مراکز امنیتی منتشر شد. ماموران به سمت بسیاری از معترضان به صورت مستقیم شلیک کردند.
در برخی مناطق، نیروهای امنیتی تلاش کردند با ایجاد فضای رعب، استقرار خودروهای ویژه و حضور گسترده نیروها، از تداوم تجمعات جلوگیری کنند.
همزمان، گزارشهایی از بازداشتهای پس از اعتراضات نیز منتشر شد؛ برخی افراد پس از پایان تجمعات و از طریق شناسایی در تصاویر و ویدیوها یا مراجعه به محل سکونت و کسبوکارشان بازداشت شدند.
بررسی روایتهای ثبتشده نشان میدهد که شدت سرکوب در تبریز بهمراتب بیشتر از شهرهای دیگر استان بوده است. تمرکز اصلی نیروهای امنیتی بر مناطق مرکزی شهر، مسیرهای منتهی به بازار و میدانهای اصلی قرار داشت؛ مناطقی که از نظر نمادین و اجتماعی ظرفیت بیشتری برای گسترش اعتراضات دارند.
بیمارستانها و انبار اجساد
یکی از روایتهای قابل توجه در جریان اعتراضات استان، انتقال پیکر برخی جانباختگان و مجروحان به مراکز درمانی و سردخانههای بیمارستانی بود. گزارشهای مردمی از افزایش تدابیر امنیتی در برخی مراکز درمانی و محدودیت دسترسی خانوادهها به اطلاعات مربوط به مجروحان و جانباختگان حکایت دارد.
همچنین در برخی روایتها به نگهداری اجساد در سردخانه بیمارستانها و تأخیر در تحویل پیکرها به خانوادهها اشاره شده است.
تبریز؛ از مهمترین کانونهای انقلاب
دادههای موجود نشان میدهد آذربایجان شرقی، با محوریت تبریز، یکی از مهمترین کانونهای اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بوده است.
ترکیب جایگاه تاریخی تبریز در تحولات سیاسی ایران، موقعیت صنعتی و دانشگاهی این شهر و سابقه حضور در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶ و ۱۴۰۱، میتواند بخشی از دلایل نقش پررنگ استان در این موج اعتراضی را توضیح دهد.
اسماعیل خانبابا، شهروند معترض اهل دزفول که در جریان انقلاب ملی ایرانیان دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک ماموران مجروح شده بود، پس از آزادی موقت از زندان دزفول برای ادامه درمان، بار دیگر از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده خانبابا پس از پیگیریهای گسترده موفق شدند وثیقهای ۲۰ میلیارد تومانی برای آزادی موقت او تامین کنند تا روند درمان جراحاتش در بیمارستان ادامه یابد.
با این حال، نیروهای امنیتی اسماعیل خانبابا را پس از آزادی از زندان دزفول بار دیگر بازداشت کردند.
تاکنون اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت جسمانی اسماعیل خانبابا منتشر نشده است.
متن توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا، با خشم و ناامیدی گسترده شهروندان مواجه شده است. شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی، این سند را در بهبود وضعیت مردم بیاثر خواندند و آن را مصداق نادیده گرفتن کشتار معترضان از سوی حکومت توصیف کردند.
بسیاری از پیامها با انتقاد از نادیده گرفته شدن مطالبات مردم ایران در روند مذاکرات همراه شده و شماری از شهروندان نیز گفتند تجربه سالهای گذشته باعث شده امیدی به بهبود وضعیت معیشتی در سایه این توافق نداشته باشند.
ناامیدی از ترامپ و جامعه جهانی
بخش قابل توجهی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال متوجه مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در ماههای اخیر درباره جمهوری اسلامی است.
برخی از مخاطبان گفتند ترامپ با آغاز اعتراضات دیماه و پس از آن، بارها از «کمک به مردم» صحبت کرده و از کشتهشدگان اعتراضات و حمایت از مطالبات آنان سخن به میان آورده بود، اما در نهایت توافقی حاصل شد که به گفته این شهروندان، جایی برای حقوق بشر و خواستههای مردم ایران در آن دیده نمیشود.
یکی از مخاطبان نوشت: «ترامپ یک تاجر است که در درجه اول سود و منفعت خود و کشورش را میبیند و برایش اهمیتی ندارد در ایران چه اتفاقاتی افتاده یا در آینده خواهد افتاد.»
به گفته او، این تفاهمنامه با «پا گذاشتن بر خون هزاران فرزند ایران» امضا شده است.
شهروند دیگری نوشت: «آقای ترامپ، خیانت شما چنان در قلب و ذهنمان ماند که اگر روزی آمریکا به یاری مردم ایران نیاز داشته باشد، هرگز حتی یک نفر سمتتان نخواهد آمد.»
مخاطب دیگری هم گفت: «جاویدنام دادیم، قحطی و فقر بیشتر را تحمل کردیم، جنگ شد، بیشتر از آرزوهایمان دور شدیم، آسیب دیدیم، به ناحق کشته شدیم، اما اورانیوم هدف اصلی بود. در این چند بند توافقنامه، هیچ حرفی از مردم ایران به میان نیامد.»
یک مقام ارشد دولت آمریکا چهارشنبه ۲۷ خرداد متن سند ۱۴ مادهای تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی را قرائت کرد. سندی که مفاد مربوط به بازگشایی تنگه هرمز، کاهش برخی محدودیتهای مالی علیه جمهوری اسلامی و همچنین انتظارات مربوط به رسیدگی به برنامه هستهای ایران در مذاکرات فنی آینده را مشخص میکند.
انتشار بخشهایی از این متن در رسانهها بازتابی بسیار گسترده یافت و انتقادهایی از رییسجمهوری آمریکا را در پی داشت.
شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهای خود به نقش محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در روند مذاکرات و توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا اشاره کردند.
نقش قالیباف بهعنوان رییس هیات مذاکره کننده در دور پیشین مذاکرات به میانجیگری پاکستان، قبلا نیز واکنشبرانگیز شده بود.
از جمله مواردی که طی ماههای اخیر در خصوص این چهره سیاسی مطرح میشود، نقش او در حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ است.
شماری از مخاطبان با یادآوری سابقه قالیباف در سرکوب اعتراضات دانشجویی، نسبت به قرار گرفتن او در جایگاه مذاکره و توافق، انتقاد کردند.
یکی از شهروندان خطاب به ترامپ نوشت: «قالیباف همان کسی است که دانشجویان را با چشم و دست بسته از بالای ساختمان به پایین پرت کرد.»
او ادامه داد ترامپ باید دستکم بداند با چه کسی عکس یادگاری میگیرد و توافق میکند.
مخاطبی هم قالیباف را به «معامله با آمریکا و اسرائیل» متهم کرد و گفت او تمام خاندان خامنهای و سران مهم را «به کشتن داد تا کودتا کند».
او خطاب به حامیان حکومت یادآور شد پس از توافق نیز قالیباف حذف فیزیکی سران جریان پایداری و تندروها را آغاز میکند.
مخاطب دیگری با اشاره به سخنان قالیباف درباره اقتصاد ایران نوشت: «آقای قالیباف، در همین بخش سخنرانی که به معیشت مردم اختصاص داشت و به مردم وعده دادی، باز هم چندین برابر از لبنان حرف زدی و گفتی اولین بند توافقنامه، لبنان است.»
در پیام دیگری هم مخاطبی با اشاره به سخنان قالیباف در خصوص «آبادانی ایران» نوشت: «هرچه در ۴۷ سال گذشته ساختی، الان هم میسازی. در شهرداری هم پولهایی که باید برای عمران و آبادی شهر خرج میکردی، به نیروی قدس سپاه اختصاص دادی.»
پولها آزاد میشود اما سهم مردم چیست؟
در کنار مباحث سیاسی، شماری از مخاطبان نیز نسبت به تاثیر توافق بر وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ابراز تردید کردند.
آنها معتقدند بهدنبال دوران طولانی تحریم، جنگ و سپس آتشبسی که بیش از گذشته معیشت مردم را در تعلیق نگه داشته، در کنار تعطیلی کسبوکارها و تعدیل گسترده نیرو، به نظر نمیرسد گشایشی اقتصادی به نفع مردم رخ دهد.
یکی از مخاطبان نوشت تا زمانی که مردم حتی توان خرید اقلام ضروری زندگیشان را ندارند و گرانی بیداد میکند، اینکه توافق به سرانجام برسد یا نه، تفاوتی ایجاد نخواهد کرد.
شهروند دیگری هم این توافق را «برجام پرو» خواند و گفت امضای تفاهمنامه به اندازهای غیرقابل باور است که گویی ترامپ ترکیبی از کارتر، اوباما و بایدن، روسایجمهوری پیشین آمریکا، بوده است.
یکی از مخاطبان نیز با اشاره به آزادسازی احتمالی منابع مالی ایران پرسید: «چه تضمینی وجود دارد آزادسازی پول بلوکهشدهای که ترامپ گفته، منجر به بهبود معیشت ۹۰ میلیون ایرانی شود؟»
امید به مردم، نه توافق
شماری از مخاطبان نیز در پیامهایشان بر ادامه مسیر تغییر و ناامید نشدن از آینده تاکید کردند.
شهروندی ساکن مشهد از مردم خواست صبور باشند، چرا که به باور او، با اتحاد میتوان تغییر حکومت را میسر کرد.
برخی مخاطبان هم معتقدند توافق اخیر نباید باعث ناامیدی شود و سرنوشت ایران نه در توافق میان دولتها، بلکه در تصمیم و اراده خود مردم رقم خواهد خورد.
مخاطبی در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت مردم ایران برای آزادی کشورشان فقط باید بر اتحاد و همت خودشان حساب کنند، زیرا که هیچ کشور دیگری به فکر منافع آنها نیست.
پس از ۴۰ روز جنگ و ماهها تنش میان آمریکا و جمهوری اسلامی، توافق میان دو کشور با امضای از راه دور دونالد ترامپ، مسعود پزشکیان و شهباز شریف، رسمیت یافت.
مریم رحمتی، خبرنگار ایراناینترنشنال، از واکنشها در آمریکا به این توافق میگوید.
دیدار ایران و نیوزیلند در جام جهانی تنها یک مسابقه فوتبال نبود، بلکه نمایی نادر از زخمها و شکافهای عمیقی بود که بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج از کشور با خود حمل میکنند.
در حالی که ایران در ورزشگاه سوفای در شهر اینگلوود ایالت کالیفرنیا دو بار عقب افتاد و در نهایت بازی را با تساوی ۲-۲ به پایان رساند، هواداران به دلایل متفاوتی برای گلها شادی میکردند. برخی هر حمله ایران را تشویق میکردند و برخی دیگر آشکارا علیه تیمی طرفداری میکردند که آن را جداییناپذیر از جمهوری اسلامی میدانند.
این واکنشهای دوگانه بازتابدهنده پرسشی بود که از ۱۸ و ۱۹ دی، زمانی که جمهوری اسلامی سرکوب سراسری معترضان ضد حکومت را آغاز کرد و به کشته شدن دهها هزار غیرنظامی بیسلاح انجامید، بیش از پیش حساس و مناقشهبرانگیز شده است: آیا میتوان از تیم ملی حمایت کرد، بدون آنکه از حکومتی که این تیم نماینده آن است حمایت شود؟
آسیبهای روحی ناشی از آن رویدادها همچنان بسیار فراتر از مرزهای ایران بازتاب دارد.
در ورزشگاه سوفای یکی از هواداران پیراهنی سفارشی با عدد «۸-۹» بر تن داشت؛ اشارهای که برای بسیاری از ایرانیان بلافاصله یادآور مرگبارترین دو شب تاریخ معاصر ایران (هشتم و نهم ژانویه ۲۰۲۶) بود.
نازنین نور، بازیگر و فعال مدنی، به ایران اینترنشنال گفت: «به ایرانی بودنم افتخار میکردم، اما مجموعهای از احساسات متناقض را با خود داشتم؛ در حالی که سنگینی همه کارهایی که حکومت انجام داده و رنجی که مردم تحمل کردهاند را احساس میکردم.»
نور گفت که با وجود احساسات متضادش در نهایت تصمیم گرفت در مسابقه حضور پیدا کند، زیرا حکومت چیزهای زیادی را از ایرانیان سراسر جهان گرفته است و او نمیخواست اجازه دهد لذت فوتبال نیز از او سلب شود.
او گفت: «فکر میکنم احساسات همه از درد، آسیبهای روحی و همه چیزهایی که نه فقط در چند ماه گذشته بلکه در طول ۴۷ سال گذشته دیدهایم تاثیر گرفته است. منطقی است که همه احساس کنند در دورهای بسیار عجیب قرار داریم، اما همچنان زمانی است که میتوانیم به هویت خود و جایی که از آن آمدهایم افتخار کنیم.»
تیمی که بار اضافهای بر دوش دارد
از زمان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، بازیکنان تیم ملی همواره زیر ذرهبین بودهاند که آیا سرود ملی را میخوانند، با مقامهای حکومتی دیدار میکنند یا به صورت علنی از معترضان حمایت میکنند.
حامیان و منتقدان هر دو، بیش از گذشته تیم ملی را از دریچه سیاست میبینند، زیرا این تیم به طور رسمی نماینده جمهوری اسلامی است.
در حالی که برخی بازیکنان و مقامهای فدراسیون فوتبال همسویی خود با حکومت را نشان دادهاند، برخی دیگر به دلیل ابراز همبستگی با اعتراضات ضد حکومتی یا خودداری از خواندن سرود ملی با فشار مواجه شدهاند.
محمدرشید مظاهری، دروازهبان پیشین تیم ملی ایران، از اوایل اسفند سال گذشته پس از انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی در یک پست اینستاگرامی، در بازداشت حکومت به سر میبرد.
برای بسیاری از ایرانیان، پرونده او یادآور دیگری است از این واقعیت که حتی ورزشکاران سرشناس نیز ممکن است به دلیل ابراز مخالفت، با پیامدهای سنگین و حتی مرگ روبهرو شوند.
هالی دگرس، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن، گفت: «ما فاصله زیادی با جامهای جهانی گذشته داریم؛ زمانی که صرفنظر از سیاست، ایرانیان داخل کشور و سراسر جامعه مهاجرانی پشت تیم ملی متحد بودند.»
شاید این اتحاد در سال ۱۹۹۸ به بهترین شکل نمایان شد؛ زمانی که پیروزی ایران برابر آمریکا موجی از جشن و شادی را از تهران تا لسآنجلس به راه انداخت.
افتخار و اعتراض
پیش از آغاز مسابقه، صدها معترض در بیرون ورزشگاه سوفای تجمع کردند و در شهری که یکی از بزرگترین جوامع مهاجر ایرانی جهان را در خود جای داده است، پلاکاردهای ضد حکومتی و پرچم شیر و خورشید را به اهتزاز درآوردند.
با وجود ممنوعیت پرچم شیر و خورشید از سوی فیفا، ویدیوهای منتشرشده در فضای مجازی نشان میداد که شمار زیادی از هواداران این پرچم را در داخل ورزشگاه به نمایش گذاشتهاند.
مرسده شاهینکار، فعال مدنی که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ پس از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به چشمش بینایی یک چشم خود را از دست داد، نیز در میان حاضران بود. شاهینکار که بعدها از ایران خارج شد و اکنون در آمریکا زندگی میکند، با پرچم شیر و خورشید در ورزشگاه حاضر شد.
شاهینکار در داخل و خارج ورزشگاه با حامیان جمهوری اسلامی روبهرو شد؛ جایی که تنشها گاهی به درگیریهای لفظی کشیده میشد و برخی تماشاگران هوادارانی را که پرچم کنونی جمهوری اسلامی را حمل میکردند «تروریست» مینامیدند.
او در برخی لحظات به حفره خالی چشم خود اشاره میکرد؛ یادآوری تلخی از بهایی که بسیاری از ایرانیان برای مخالفت با حکومت پرداختهاند.