اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری دوشنبه ۲۵ خرداد، درباره تفاهم میان تهران و واشینگتن گفت: «لبنان و خاتمه جنگ در لبنان بخش لاینفک تفاهم خاتمه جنگ است.»
بقائی گفت: «در یادداشت تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا سه بار از کلمه لبنان استفاده شده است. پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان، عبارتی کاملا روشن است و هر تفاهمی باید شامل احترام به تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان باشد.»
در همین حال، وزرای کابینه اسرائیل تاکید کردند بهطور شفاف به دونالد ترامپ اطلاع داده شده که اسرائیل طرف تفاهمنامه تهران و واشینگتن نیست و نیروهای این کشور، جنوب لبنان را ترک نخواهند کرد.
سخنگوی وزارت خارجه اضافه کرد تصمیمگیری نهایی درباره نحوه و سازوکار امضای یادداشت تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا ظرف دوشنبه و سهشنبه انجام میشود و نتایج آن بهصورت رسمی اعلام خواهد شد.
بقائی افزود برنامه سفر به برخی کشورهای منطقه و همسایه پیش از آغاز نشست ژنو در دستور کار قرار دارد و به محض قطعی شدن، جزئیات آن اطلاعرسانی خواهد شد.
سخنگوی وزارت خارجه تصریح کرد طرف مقابل (آمریکا) موظف شده است همه تحریمها، از جمله تحریمهای اولیه، ثانویه، تحریمهای شورای امنیت و قطعنامههای مرتبط با شورای حکام آژانس را رفع کند و قرار است ظرف ۶۰ روز پس از امضای یادداشت تفاهم درباره این موضوعات تفاهم ایجاد شود.






یک مقام ارشد دولت اقلیم کردستان عراق در گفتوگو با ایراناینترنشنال، برخی گمانهزنیها درباره بروز اختلاف میان تهران و علی الزیدی، نخستوزیر جدید عراق، بر سر روند خلع سلاح گروههای نیابتی جمهوری اسلامی را کماهمیت دانست و گفت که او در اردوگاه سیاسی تهران جای میگیرد.
این مقام آگاه دوشنبه ۲۵ خرداد گفت: «زیدی در پروژههای سیاسی و اقتصادی، ارتباطات گستردهای با جمهوری اسلامی داشته است. جمهوری اسلامی در زمان انتخاب زیدی بهعنوان نخستوزیر هیچ اعتراضی نکرد، زیرا او جزو دایره سیاسی تهران محسوب میشود.»
او افزود روند خلع سلاح در عراق دستکم تا زمانی که شامل «گروههای اصلی» مجهز به تانک، زرهپوش و سلاحهای سنگین نشود، «یک پروژه ظاهری» است.
این مقام دولت اقلیم کردستان عراق خواست تا بهدلیل حساسیت موضوع، هویتش فاش نشود.
پس از ماهها کشمکش سیاسی در پی مخالفت آمریکا با بازگشت نوری مالکی، متحد دیرینه جمهوری اسلامی، به راس قدرت در عراق، زیدی هفتم اردیبهشت از سوی ائتلاف احزاب شیعه، موسوم به «چارچوب هماهنگی»، بهعنوان نامزد نخستوزیری معرفی شد.
او سرانجام ۲۴ اردیبهشت با ادای سوگند، بهصورت رسمی سکان دولت عراق را در دست گرفت.
در ماههای اخیر، ایالات متحده فشارها را بر دولت عراق برای محدود کردن نفوذ گروههای مسلح تحت حمایت جمهوری اسلامی در این کشور، شدت بخشیده است.
روزنامه واشینگتنپست دوم اردیبهشت گزارش داد دولت دونالد ترامپ ارسال بخشی از محمولههای نقدی دلار به عراق را با هدف مهار گروههای نیابتی حکومت ایران متوقف کرده است.
سفر تام باراک به عراق
مقام ارشد دولت اقلیم کردستان عراق در ادامه مصاحبه خود با ایراناینترنشنال، به سفر قریبالوقوع تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه کاخ سفید در امور عراق و سوریه، به بغداد و اربیل پرداخت.
به گفته او، مذاکرات باراک در این سفر بر موضوع خلع سلاح گروههای مسلح، پرونده نفت، حمایت از دولت زیدی برای پیشبرد اصلاحات اقتصادی و همچنین هماهنگی برای سفر احتمالی نخستوزیر عراق به واشینگتن، متمرکز خواهد بود.
۲۴ خرداد، روزنامه الشرق الاوسط به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد هدف از عزیمت باراک به بغداد، «تعیین دستور کار نهایی» سفر زیدی به آمریکا است.
او افزود: «در حال حاضر کار برای آمادهسازی تمامی موضوعات و دغدغههای دوجانبه در جریان است .... در راس این موارد، جزییات خلع سلاح گروههای مسلح و نیز تصمیم آمریکا در خصوص ممنوعیت مشارکت برخی گروههای سیاسی مسلح در دولت [عراق] قرار دارد.»
پیشتر در ۱۸ اردیبهشت، مقتدی صدر، رهبر جریان صدر، در پیامی خطاب به زیدی تاکید کرد «افراد یا جریانهای دارای شاخه مسلح» نباید در کابینه آینده این کشور حضور داشته باشند.
کمی بعد در ششم خرداد، گروه «سرايا السلام» وابسته به صدر، از تصمیم خود برای تحویل سلاح و پایبندی به دولت عراق خبر داد.
۱۲ خرداد نیز گروه شیعه «عصائب اهل الحق»، از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق، با انتشار بیانیهای اعلام کرد ارتباط تشکیلاتی خود را با حشد شعبی قطع میکند و سلاحهای خود را به دولت عراق تحویل خواهد داد.
حشد شعبی ائتلافی از گروههای مسلح در عراق است که در سال ۲۰۱۴ برای مقابله با تهدیدهای داعش شکل گرفت.
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر به تامین مالی و تسلیحاتی شبهنظامیان عراقی پرداخته و از این نیروها برای کشتار شهروندان در جریان اعتراضات دیماه در ایران استفاده کرده است.
گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق همچنین از زمان آغاز جنگ اخیر در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملاتی را علیه چند کشور منطقه انجام دادهاند.
دیوید هاکنی، از تاثیرگذارترین نقاشان بریتانیایی و یکی از چهرههای ماندگار هنر معاصر، در ۸۸ سالگی درگذشت. او در بیش از شش دهه فعالیت، از نقاشی و عکاسی تا تولید آثار دیجیتال را تجربه کرد و نگاه تازهای به تصویر، رنگ و پرسپکتیو داد.
برای بسیاری، نام هاکنی با استخرهای آفتابی لسآنجلس، رنگهای درخشان، پرترههای صمیمی و نگاه سرزنده او به زندگی، گره خورده است. اما جایگاه او در تاریخ هنر فراتر از چند اثر مشهور است. او از معدود هنرمندانی بود که همواره میان سنت و نوآوری حرکت میکرد. هنرمندی که از میراث نقاشی کلاسیک الهام میگرفت و در عین حال با اشتیاق به سراغ فناوریهای تازه، از دستگاه فکس و فتوکپی تا آیپد میرفت.
هاکنی سال ۱۹۳۷ در برادفورد، در شمال انگلستان، و در خانوادهای از طبقه کارگر به دنیا آمد.
تحصیل در کالج هنر برادفورد و سپس کالج سلطنتی هنر لندن، آغاز مسیری بود که او را به یکی از چهرههای برجسته هنر پاپ در دهه ۱۹۶۰ تبدیل کرد.
در همان سالها، او با موهای بلوند، عینک گرد و سیگار همیشگیاش، به چهرهای شناختهشده در محافل هنری لندن بدل شد. اما پشت این ظاهر آشنا، هنرمندی سختکوش، منظم و پیگیر قرار داشت.
آثار اولیه هاکنی، از جمله نقاشیهایی که آشکارا به زندگی و هویت همجنسگرایانه میپرداختند، در دورانی خلق شدند که همجنسگرایی در بریتانیا هنوز جرم محسوب میشد. همین جسارت، او را نه فقط به هنرمندی نوآور، بلکه به چهرهای فرهنگی در مسیر دیده شدن و بیان فردی تبدیل کرد. برای هاکنی، هنر هیچگاه از زندگی جدا نبود.
شهرت جهانی او با مهاجرت به لسآنجلس و خلق مجموعهای از آثار مرتبط با استخرها، خانهها و نور منحصربهفرد کالیفرنیا، تثبیت شد.
آثاری چون «A Bigger Splash» (یک شلپ بزرگتر) و «Portrait of an Artist (Pool with Two Figures)» (پرتره یک هنرمند؛ استخر با دو پیکر) تنها تصویرهایی از سبک زندگی آمریکایی نبودند. آنها نشان میدادند چگونه میتوان لحظهای عادی را به تصویری ماندگار و رازآلود تبدیل کرد.
در این آثار، آب، نور، معماری و بدن انسان، در تعادلی ظریف کنار هم قرار میگیرند. زبانی بصری که در عین سادگی، لایههای پیچیدهای از معنا را در خود جای داده است.
یکی از مهمترین دغدغههای هاکنی، مفهوم «دیدن» بود.
او بارها نشان داد پرسپکتیو تکنقطهای تنها یکی از شیوههای نگاه کردن به جهان است.
کلاژهای عکاسی او که از کنار هم قرار گرفتن تصاویر متعدد شکل میگرفتند، تلاشی برای ثبت همزمان زمان، حرکت و نگاههای گوناگون بودند.
در این آثار، بیننده دیگر با یک لحظه ثابت روبهرو نیست، بلکه میان زاویهها و زمانهای مختلف حرکت میکند.
هاکنی در پرترهنگاری نیز زبان منحصربهفرد خود را داشت. او دوستان، والدین، معشوقان، مجموعهداران و چهرههای فرهنگی اطرافش را با دقتی کمنظیر و در عین حال بدون تکلف به تصویر میکشید.
در پرترههای او، برخلاف بسیاری از سنتهای رسمی، فاصلهای میان هنرمند و سوژه وجود ندارد. نوعی صمیمیت آرام و انسانی در آنها جریان دارد که به ماندگاری این آثار کمک کرده است.
در دهههای بعد، بازگشت به یورکشایر و سپس اقامت در نورماندی فرانسه، فصل تازهای در کارنامه هنری او گشود.
هاکنی در این دوره با همان انرژی سالهای جوانی، درختان، جادهها، باغها و تغییر فصلها را نقاشی کرد.
برای او طبیعت هرگز موضوعی تکراری نبود، بلکه فرصتی بود برای کشف دوباره رنگ، نور و حرکت.
استفاده از فناوری
شاید یکی از شگفتانگیزترین جنبههای زندگی هنری هاکنی، استقبال بیوقفه او از فناوری بود.
برخلاف بسیاری از هنرمندان همنسلش، او فناوری را تهدیدی برای نقاشی نمیدانست.
از نگاه هاکنی، هر ابزاری که امکان خلق تصویر را فراهم کند، میتواند بخشی از زبان هنر باشد.
آثار دیجیتال او که با آیپد خلق شدند، نشان دادند کنجکاوی و میل او به تجربهگری تا پایان عمر خاموش نشد.
هاکنی با وجود شهرت عظیم، همواره شخصیتی مستقل و گاه ناسازگار با نهادهای رسمی باقی ماند.
گفته میشود او چند بار نشان شوالیه را نپذیرفت و از قبول برخی سفارشهای رسمی نیز سر باز زد.
آثار هاکنی همچنان زندهاند؛ در آبی استخرهای کالیفرنیا، در سبزی درختان یورکشایر، در پرترههای آرام دوستانش و در صفحههای نورانی آیپدی که برای او ادامه همان بوم نقاشی بود.
هاکنی به جهان یادآوری کرد که دیدن، عملی ساده و بیواسطه نیست. باید آن را آموخت، تمرین کرد و هر بار از نو کشف کرد.
شاید به همین دلیل است که میراث او تنها در موزهها و حراجیها خلاصه نمیشود.
میراث هاکنی در همان دعوت ساده اما عمیق او باقی میماند: زندگی را دوست بدار و دوباره نگاه کن.
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، درباره توافق آمریکا و جمهوری اسلامی گفت که بنیامین نتانیاهو نتوانست دستاوردهای نظامی اسرائیل را به دستاوردهای امنیتی پایدار تبدیل کند.
او افزود دولت نتانیاهو اسرائیل را وارد جنگهای فرسایشی و بینتیجه کرده و توان دستیابی به پیروزی قاطع را ندارد.
بنت، که از گزینههای جانشینی نتانیاهو است، گفت که برای فروپاشی جمهوری اسلامی و برچیدن برنامه هستهای آن، یک طرح راهبردی دارد که بر ترکیبی از ابزارهای دیپلماتیک، اطلاعاتی، اقتصادی، فناوری و نظامی متکی است.
در همین حال، یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون دولت اسرائیل، در واکنش به توافق آمریکا و جمهوری اسلامی، نتانیاهو را ضعیف و خسته خواند و افزود: «ارتش اسرائیل ماموریتهای خود را انجام داده، اما نتانیاهو نه. هرگز شکست کاملتری از این وجود نداشته است.»
محمد خاتمی، رییس دولت اصلاحات، دوشنبه ۲۵ خرداد در واکنش به تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا اعلام کرد اکنون زمان حمایت حامیان و منتقدان نظام از مذاکره و مذاکرهکنندگان و گام برداشتن در جهت توافق پایدار است.
او گفت که باید از «گام بلند و شجاعانه» امضای تفاهمنامه، بهجد خشنود بود.
استکهلم در ارتباط با رسیدن به تفاهمی برای گفتوگو درباره به دست آمدن توافق میان تهران و واشینگتن بیانیهای صادر کرد.
در بیانیه دولت سوئد آمده است: «خبر دستیابی آمریکا و ایران به توافق، خبر مثبتی است. اکنون ضروری است که عبور و مرور آزاد و ایمن از تنگه هرمز هرچه سریعتر از سر گرفته شود.»