شبکه کان اسرائیل به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نگرانی خود را درباره توافق در حال شکلگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی به دونالد ترامپ منتقل کرده است.
بر اساس این گزارش، نگرانی نتانیاهو مربوط به دو موضوع، به تعویق افتادن رسیدگی به پرونده هستهای جمهوری اسلامی و پیوند خوردن آتشبس لبنان با آتشبس ایران، است.
کان نوشت نتانیاهو و نهادهای امنیتی اسرائیل معتقدند جمهوری اسلامی در حال «خریدن زمان» است و پس از ۶۰ روز، دوباره مشکل «عدم انعطافپذیری» تهران آشکار خواهد شد.
این رسانه افزود تعویق ۶۰ روزه مذاکرات هستهای، احتمال حمله قریبالوقوع به جمهوری اسلامی را که نتانیاهو از آن حمایت میکرد، از دستور کار خارج میکند.
کان همچنین به نقل از گزارشهای منتشرشده نوشت جمهوری اسلامی پذیرفته ذخایر اورانیوم غنیشده خود را از خاک کشور خارج کند، اما دیگر مسائل کلیدی هستهای قرار است در مرحله دوم مذاکرات بررسی شود.







احمد کرمیراد، عضو هیاتمدیره انجمن سازههای فولادی، گفت که تولید ۱۱ میلیون تن فولاد در جنگ اخیر مختل شده و طبق آخرین عرضه فولاد مبارکه، قیمت واقعی فولاد به حدود دو برابر رسیده است.
او ادامه داد: «ما به دنبال راهکاری هستیم تا بتوانیم از این بحران عبور کنیم.»
کرمیراد افزود: «تعادل بازار عرضه و تقاضا در حال حاضر از بین رفته است.»
تایمز اسرائیل گزارش داد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، عصر یکشنبه جلسه محدودی با اعضای کابینه امنیتی برای بررسی توافق در حال شکلگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی برگزار میکند.
یکی از دستیاران وزیران حاضر در این جلسه، این خبر را تایید کرد و به تایمز اسرائیل گفت زمان دقیق برگزاری نشست هنوز مشخص نشده است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از «شنیدهها» درباره تفاهم اولیه «احتمالی» میان جمهوری اسلامی و آمریکا گزارش داد تهران تاکنون هیچ اقدامی را در حوزه هستهای نپذیرفته است.
بر اساس این گزارش، آمریکا در صورت حصول تفاهم اولیه متعهد خواهد شد در طول دوره مذاکرات، تحریمهای نفتی جمهوری اسلامی را به حالت تعلیق درآورد تا تهران بتواند نفت خود را بدون محدودیت ناشی از تحریمها بفروشد.
تسنیم نوشت در صورت توافق دو طرف، ابتدا یک تفاهمنامه اعلام میشود که در آن «پایان جنگ در تمامی جبههها، از جمله لبنان» مورد تاکید قرار خواهد گرفت و اسرائیل نیز بهعنوان متحد آمریکا باید جنگ در لبنان را پایان دهد.
این گزارش همچنین از در نظر گرفتن یک بازه ۳۰ روزه برای اجرای اقدامات مرتبط با «محاصره دریایی و تنگه هرمز» و یک دوره ۶۰ روزه برای مذاکرات درباره موضوع هستهای خبر داد.
تسنیم افزود بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران باید در گام اول آزاد شود و جمهوری اسلامی تاکید کرده هرگونه تفاهم اولیه، منوط به آزادسازی بخشی از این داراییها به شکلی است که تهران امکان دسترسی به آن را داشته باشد.
به نوشته این رسانه وابسته به سپاه، آمریکا در هفتههای گذشته تلاش کرده بود آزادسازی این داراییها را به توافق نهایی هستهای موکول کند، اما جمهوری اسلامی خواستار آزادسازی بخشی از منابع مالی در ابتدای تفاهم و مشخص شدن سازوکار آزادسازی بخشهای بعدی در طول مذاکرات شده است.
تسنیم همچنین نوشت: «سازوکار آزادسازی بخش دیگر باید در طول روند مذاکرات مشخص باشد و در صورتی که آمریکاییها مجددا مانع آزادسازی شوند، تهران در مذاکرات آتی تجدیدنظر خواهد کرد.»
فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، به خبرگزاری ایلنا گفت جمهوری اسلامی بخشی از پیشنهادهای مطرحشده در میانجیگری پاکستان میان تهران و واشینگتن را پذیرفته، اما برخی نکات پیشنهاد آمریکا، بهویژه درباره غنیسازی، پذیرفته نشده است.
او گفت آمریکاییها هنوز نتوانستهاند اعتماد جمهوری اسلامی و پاکستان را جلب کنند و «هنوز تا رسیدن به نتیجه مطلوب زمان داریم».
مالکی همچنین گفت استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، تحت تاثیر اسرائیل است و با «ایجاد ذهنیت» برای دونالد ترامپ، مانع به نتیجه رسیدن مذاکرات میشود.
او افزود «جنگ آینده اگر رخ دهد، دامن بسیاری از کشورها، بهویژه کشورهای عربی منطقه را خواهد گرفت» و گفت برخی کشورهای منطقه، از جمله قطر و پاکستان، در تلاشاند به دلیل تبعات سنگین جنگ، درگیری را از منطقه دور کنند.
وبسایت اسرائیلنشنالنیوز در یادداشتی هشدار میدهد دونالد ترامپ در «جنگ با ایران» میان شکست سیاسی و تشدید درگیری گرفتار شده است؛ وضعیتی که به باور نویسنده، اگر بدون دستاورد روشن پایان یابد، میتواند نهتنها انتخابات میاندورهای بلکه آینده سیاسی ترامپ را تهدید کند.
در یادداشت آوی پری، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل راهبردی، که با عنوان «ترامپ میان سنگ و دیوار» منتشر شده، رویارویی آمریکا با [حکومت] ایران، اگرچه از منظر راهبردی اقدامی ضروری تلقی شده، اما رییسجمهوری آمریکا را در یکی از خطرناکترین موقعیتهای سیاسی دوران حضورش در کاخ سفید قرار داده است.
این تحلیل میگوید برخلاف جنگهایی که در واکنش به حمله مستقیم علیه آمریکا آغاز میشوند، بخش بزرگی از افکار عمومی ایالات متحده ایران را تهدیدی فوری برای امنیت یا زندگی روزمره خود نمیبیند و بیشتر نگران افزایش قیمت سوخت، بیثباتی بازارها و احتمال گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ طولانی دیگر در خاورمیانه است.
نویسنده معتقد است ترامپ جنگ را با دو هدف اصلی آغاز کرد: نابودی یا تضعیف جدی برنامه هستهای ایران و حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز. اما به باور او، خطر سیاسی زمانی پدید میآید که نتیجه جنگ صرفاً بازگشت به شرایط پیش از درگیری باشد؛ وضعیتی که در آن تنگه هرمز دوباره باز شود اما برنامه هستهای ایران همچنان پابرجا بماند.
او مینویسد اگر پس از ماهها جنگ، تخریب و هزینه اقتصادی، شرایط به وضعیت پیش از جنگ بازگردد، پرسش افکار عمومی این خواهد بود که «هدف جنگ چه بود؟» و چنین نتیجهای از نگاه رایدهندگان آمریکایی نه موفقیت، بلکه شکست تلقی خواهد شد.
این تحلیل تاکید میکند که موفقیت نسبی برای ترامپ کافی نخواهد بود. از دید نویسنده، بازگشایی تنگه هرمز بدون حل مساله هستهای [حکومت] ایران یا آسیب به برنامه هستهای بدون تثبیت بازار انرژی، نمیتواند هزینههای جنگ را توجیه کند. ترامپ برای نمایش پیروزی واقعی، احتمالاً نیازمند تحقق همزمان هر دو هدف است.
پری همچنین میگوید حتی موفقیت نظامی نیز الزاماً مشکل سیاسی ترامپ را حل نمیکند، زیرا او باید افکار عمومی را قانع کند که تهدید هستهای ایران واقعی، فوری و مستحق ورود به جنگ بوده است. به نوشته او، رایدهندگان معمولاً جنگها را از زاویه هزینههای اقتصادی، تلفات و نااطمینانی قضاوت میکنند، نه بر مبنای محاسبات بلندمدت ژئوپلیتیکی.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که اگر جمهوریخواهان کنترل یکی از دو مجلس کنگره را در انتخابات میاندورهای از دست بدهند، دستورکار داخلی ترامپ ممکن است فلج شود؛ اما از دست دادن هر دو مجلس میتواند خطر تحقیقات گسترده، احضاریهها و حتی روند استیضاح را افزایش دهد. نویسنده معتقد است در چنین شرایطی، جنگ ایران به محور اصلی حملات سیاسی علیه ترامپ تبدیل خواهد شد.
این تحلیل میافزاید از نگاه ترامپ، جنگ با [حکومت] ایران صرفاً یک چالش سیاست خارجی نیست، بلکه مستقیماً با بقای سیاسی او پیوند خورده است. اگر جنگ بینتیجه، غیرضروری یا فاقد دستاورد ملموس تلقی شود، انتخابات میاندورهای میتواند آغاز تلاش برای تضعیف یا نابودی سیاسی دولت او باشد.
نویسنده همچنین هشدار میدهد پایان ناموفق جنگ ممکن است به افزایش روایتهای ضداسرائیلی و حتی یهودستیزانه در آمریکا منجر شود. به باور او، منتقدان ممکن است استدلال کنند ترامپ از شعار «اول آمریکا» فاصله گرفته و ایالات متحده را وارد جنگی کرده که بیش از منافع آمریکا، در خدمت منافع اسرائیل بوده است.
به نوشته پری، روایتهایی که جنگ را «جنگ اسرائیل» و نه «جنگ آمریکا» معرفی میکنند، میتوانند در میان بخشی از چپ و جریانهای انزواطلب راستگرا تقویت شوند و به افزایش شکافهای سیاسی در آمریکا دامن بزنند.
او در جمعبندی مینویسد یک جنگ طولانی و بینتیجه میتواند ترامپ را از نظر سیاسی تضعیف کند، در حالی که توافقی که عملاً شرایط پیش از جنگ را بازگرداند، ممکن است کل درگیری را بیمعنا جلوه دهد. همچنین اگر تهدیدهای هستهای و موشکی [حکومت] ایران پس از همه هزینهها همچنان باقی بماند، افکار عمومی آمریکا ضرورت جنگ را زیر سوال خواهد برد.
نویسنده نتیجه میگیرد از منظر ترامپ، مذاکره بهتنهایی احتمالاً نتیجهای قابلدوام از نظر سیاسی ایجاد نمیکند و توافقهای دیپلماتیک، حتی اگر تنشها را کاهش دهند، بعید است برنامه هستهای یا توان موشکی [حکومت] ایران را بهطور کامل متوقف کنند. به همین دلیل، به باور او، ترامپ ممکن است به این جمعبندی رسیده باشد که تنها فشار نظامی قاطع میتواند شانس تحقق اهداف اولیه جنگ را فراهم کند؛ هرچند موفقیت چنین راهبردی و هزینههای منطقهای آن همچنان نامشخص است.