نتانیاهو: حکومت ایران ضعیفتر از همیشه است؛ ما به مقابله با «اسلام افراطی» ادامه میدهیم
بنیامین نتانیاهو، در مراسم روز اورشلیم در «تپه مهمات» اعلام کرد جمهوری اسلامی «ضعیفتر از همیشه» شده و اسرائیل به مقابله قاطع با «تهدیدهای اسلام افراطی» ادامه خواهد داد.
نخستوزیر اسرائیل، همچنین مدعی شد اگر اسرائیل در سال ۲۰۲۵ و اوایل امسال به برنامههای هستهای و موشکی ایران حمله نکرده بود، حکومت ایران اکنون به سلاح هستهای دست یافته بود.
نتانیاهو با اشاره به درگیریهای اخیر با جمهوری اسلامی، حماس و حزبالله گفت اقدامات نظامی اسرائیل و همکاری نزدیکتر با دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، «چهره خاورمیانه را تغییر داده است.»
او همچنین تاکید کرد اورشلیم «برای همیشه» تحت کنترل اسرائیل باقی خواهد ماند.
سیانان گزارش داد در حالی که واشنگتن تلاش میکند خطوط حیاتی مالی تهران را قطع کرده و حکومت ایران را وادار به تسلیم برای پایان دادن به جنگ کند، فعالیتهای پالایشگاههای چینی که جمهوری اسلامی را تامین مالی میکنند از حاشیه بیرون کشیده شده و به میز مذاکرات میان ترامپ و شی راه یافتهاند.
پالایشگاههای موسوم به «تیپات»، شرکتهای کوچک و مستقل نفتی که با مجوز پکن فعالیت میکنند، بهطور بیسروصدا نفت خام ایران تحت تحریم آمریکا را به بنزین، گازوئیل و محصولات پتروشیمی برای دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل میکنند.
سیانان نوشت که مدتهاست این پالایشگاهها میلیاردها دلار به اقتصاد ایران تزریق میکنند و اکنون به تهران کمک میکنند تا در برابر ایالات متحده همچنان سرپا بماند.
تازهترین فیلم اصغر فرهادی با عنوان «داستانهای موازی» که در فرانسه ساخته شده، در بخش مسابقه جشواره کن به نمایش درآمد.
فرهادی در این دومین فیلمش در فرانسه (پس از «گذشته») و سومین فیلمش در خارج از ایران (پس از تجربه «همه میدانند» در اسپانیا)، یک فیلم کاملا اروپایی با حال و هوای فیلمسازان برجسته این قاره، از کریشتوف کیشلوفسکی گرفته تا حتی میشائل هانکه خلق کرده است.
فیلم که در بخشهایی به «ده فرمان» کیشلوفسکی رجوع میکند، از زاویه چشمچرانی و عاشق شدن بر زنی که در ساختمان روبرویی زندگی میکند به «فیلمی کوتاه درباره عشق» پیوند میخورد و در صحنه قتل به «فیلمی کوتاه درباره کشتن».
اما رجوع فرهادی به کیشلوفسکی در همین حد باقی میماند (بهاضافه موسیقی نوستالژیک فیلم که ساخته آهنگساز کیشلوفسکی است و حال و هوای فیلمهای او را به خاطر میآورد، به ویژه «آبی») و روایت و داستان پیچیده فیلم به دیگر آثار خود فرهادی پهلو میزند، هرچند در نگاه اول فیلم متفاوتی از آنها به نظر میرسد.
اینجا باز با فرضیه پیاز روبهرو هستیم: هر لایه ای که از داستان روایت میشود، گویی به برداشتن لایهای از پیاز شبیه است که به لایه دیگری میرسد. اینجا هم با لایههای مختلفی روبهرو هستیم که گام به گام با تماشاگر قسمت میشود، اما این لایهبرداری شکل سادهای ندارد و گاه روایتها و داستانها در هم آمیخته میشوند؛ داستانهایی موازی که گویی پیوند ادبیات و واقعیت را شکل میدهند و بر هم تاثیر میگذارند.
فیلم با داستان نویسی یک نویسنده (ایزابل هوپر) آغاز میشود که درباره افراد استودیو روبهرویی خانهاش خیالپردازی میکند و داستانی از عشق و خیانت را مینویسد.
اما این لایه اولی که به شکل موازی پیش میرود (داستان این زن و داستان رمان او)، با یک پیچ داستانی که پس از یک ساعت اول فیلم رخ میدهد، به هم میخورد و با تغییر محوریت زن نویسنده (ضمن بازگشت به او) شاهد قصه تعلیقی پیچیده دیگری میشویم که در آن راوی عوض میشود و در دل همه اینها زندگی آدمهایی را میبینیم که بیآنکه بخواهند زندگی یکدیگر را به شدت تحت تاثیر قرار میدهند.
فیلم در واقع روایتگر وقایعی است که در آن مثل یک دومینو، همه چیز به هم میریزد و واقعیت جاری، و پذیرفته شده از سوی همه، و موقعیت به قول شخصیت فیلم «معمولی» زندگی آنها را به یک چالش عمیق مبتلا میکند که در آن، زندگی همه شخصیتهای فیلم دگرگون میشود.
فیلم روایتگر این تغییر است، اینکه اتفاقات ساده و معمولی روزمره چطور میتوانند تمام زندگی آدمهای مختلف را تغییر دهند، بیآنکه هر یک از آنها در ابتدا متوجه دامنه این تغییر شده باشند.
در این میان، ادبیات مهمترین محور فیلم است. جدای از اینکه فیلم با یک نویسنده آغاز میشود و پیش میرود و ما اساسا در حال تماشای وقایع رمان او هم هستیم، فیلم بهنوعی در ستایش تخیل هم هست، جایی که نویسنده با تخیلاش میتواند بر جهان اطرافش تاثیر بگذارد، گویی که آدمهای واقعی کناری او چیزی نیستند جز شخصیتهای داستانی که او در ذهناش میسازد و پیش میبرد.
در بخشهایی مرز ادبیات و واقعیت از بین میرود و این دو دنیا به هم میرسند. تماشاگر که از بیرون شاهد تقابل و بعد تعامل این دو دنیاست، با جهان سومی روبهرو میشود که جهان سینماست.
اینجاست که سینما پا میگذارد در دل واقعیت، و در دل ادبیات، و در فیلمی که اساسا ادای دینی به سینمای روشنفکرانه اروپاست، تماشاگر خود به یک چشمچران، مایه اصلی فیلم، بدل میشود که در آن دوربین فیلمساز بهعنوان تلسکوپ یکی از شخصیتهای فیلم که برای دیدن خانه روبهرویی از آن استفاده میشود، خود شاهد خصوصیترین لحظات شخصیتهاست که حالا اینجا فرهادی برای اولین بار ابایی از نمایش آن ندارد (اولین صحنههای بوسه و همآغوشی در سینمای فرهادی).
اما سه جهان واقعیت/ادبیات/سینما سرانجام در انتها در یک نقطه به هم میرسند، جایی که داستان همه گرههایش را باز میکند.
هر چند باز ماندن سرنوشت دو برادر در انتها و اینکه ما مطمئن نیستیم آن اتفاق در اتوموبیل رخ خواهد داد یا نه، از نقاط قوت پایان آن است، اما نمایش تلویحی یافتن عشق در صحنه آخر میتواند فرهادی را به سانتیمانتالیسم متهم کند.
با این حال، صحنه آخر را میتوان به شکل دیگری هم دید: بهوجود آمدن یک نویسنده و ادامه یافتن و غلبه کردن ادبیات و نوشتن بر دنیای تلخ روزمره آدمهای فیلم که ستایش و علاقه بینهایت فرهادی را به داستانگویی بازتاب میدهد.
سناتور جان هوون درباره موج جدید اعدامها در ایران به ایراناینترنشنال گفت: «ما میخواهیم هر کاری که بتوانیم برای افزایش فشار بر ایران انجام دهیم و به همین دلیل است که در تلاش برای اجرای محاصره دریایی هستیم.»
او افزود: «باید ببینیم چه تحولات دیگری رخ میدهد. پیشبینی میکنم وقتی رییسجمهور از چین بازگردد، بیشتر مشخص شود که او چگونه میخواهد با این موضوع برخورد کند.»
این سناتور آمریکایی ادامه داد که جمهوری اسلامی «یک رژیم وحشتناک است. مردم خودش را سرکوب میکند و مردم خودش را میکشد. به همین دلیل ناتو و دیگر کشورها باید در این تلاش به ما بپیوندند.»
او گفت: «ما باید اطمینان حاصل کنیم که ایران نتواند سلاح هستهای بسازد. باید توان موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری آن را از بین ببریم و هر کاری که میتوانیم انجام دهیم تا متحدانمان نیز همراه شوند و شرایطی ایجاد شود که مردم بتوانند آزاد باشند و حکومتی را انتخاب کنند که برای آنها کار کند، نه حکومتی که آنها را سرکوب میکند.»
همزمان با دیدار دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، و شی جینپینگ، همتای چینی او در پکن در پنجشنبه، گروهی از رهبران جهان بار دیگر خواستار بازگشایی تنگه هرمز شدند.
این رهبران در بیانیهای، بر «تعهد خود به استفاده از ظرفیتهای جمعی دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی برای حمایت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز» تاکید کردند.
در این بیانیه آمده است: «کشتیرانی باید آزاد باشد، مطابق با مفاد کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاهاو حقوق بینالملل.»
همچنین در این بیانیه حمایت از «یک ماموریت نظامی چندملیتی مستقل و کاملا دفاعی» برای دستیابی به این هدف اعلام شده است؛ از جمله از طریق انجام «عملیات پاکسازی مین.»
این پیام از سوی ۲۶ کشور از جمله بریتانیا، فرانسه، بحرین، کانادا، آلمان، ژاپن، قطر و کره جنوبی صادر شده است.
افبیآی برای اطلاعات منجر به بازداشت مونیکا ویت، مامور سابق ضدجاسوسی آمریکا که به انتقال اطلاعات به جمهوری اسلامی متهم است، ۲۰۰ هزار دلار جایزه تعیین کرد. وزارت خارجه آمریکا نیز در بیانیهای جداگانه برای اطلاعات درباره شش ایرانی فعال در تولید پهپاد تا ۱۵ میلیون دلار پاداش گذاشت.
افبیآی برای اطلاعات منجر به بازداشت مونیکا ویت، مامور سابق ضدجاسوسی آمریکا که به انتقال اطلاعات دفاع ملی به جمهوری اسلامی متهم است، ۲۰۰ هزار دلار جایزه تعیین کرد.
وزارت امور خارجه آمریکا نیز در بیانیهای جداگانه برای اطلاعات درباره شش ایرانی فعال در تولید پهپاد تا ۱۵ میلیون دلار پاداش گذاشت.
دفتر میدانی افبیآی در واشینگتن دیسی، ۲۴ اردیبهشت با انتشار بیانیهای، ویت را «عضو پیشین نیروهای مسلح آمریکا و مامور سابق ضدجاسوسی» معرفی کرد و نوشت که او در فوریه ۲۰۱۹ از سوی یک دادگاه فدرال به اتهام جاسوسی، از جمله انتقال اطلاعات دفاع ملی آمریکا به حکومت ایران، تفهیم اتهام شد.
این بیانیه از تاکید میکند ارائهکنندگان اطلاعاتی که به بازداشت و پیگرد قانونی مونیکا ویت منجر شود، تا ۲۰۰ هزار دلار پاداش دریافت خواهند کرد.
وزارت امور خارجه آمریکا نیز در بیانیهای اعلام کرد که برای ارائه اطلاعات درباره ۶ نفر از کارکنان شرکت «کیمیا پارت سیوان (کیپاس)» که «بازوی تولید پهپاد نیروی قدس سپاه پاسداران» معرفی شدهاند، تا ۱۵ میلیون دلار جایزه و امکان انتقال به ایالات متحده تعیین کرده است.
این افراد حسن آرامبونژاد، رضا نهاردانی، مهدی نقنه، هادی زوارکی، ابوالفضل مشکانی و عباس سرتاجی معرفی شدهاند. در بخشی از این بیانیه آمده است که این افراد در آزمایش، توسعه و تامین پهپادهای سپاه نقش داشتهاند.
مونیکا ویت کیست؟
بر اساس اعلام افبیآی، ویت پیشتر بهعنوان متخصص اطلاعاتی نیروی هوایی آمریکا و مامور ویژه دفتر تحقیقات ویژه نیروی هوایی فعالیت داشت. او بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۸ در ارتش آمریکا خدمت کرد و تا سال ۲۰۱۰ بهعنوان پیمانکار دولت آمریکا مشغول به کار بود.
بر اساس این بیانیه، ویت در دوران خدمت نظامی و فعالیتش بهعنوان پیمانکار، به اطلاعات «محرمانه» و «فوقمحرمانه» مرتبط با اطلاعات خارجی و ضدجاسوسی، از جمله نامهای واقعی نیروهای مخفی جامعه اطلاعاتی آمریکا دسترسی داشت.
ویت در سال ۲۰۱۳ به ایران گریخت و با وجود تفهیم اتهام در پرونده جاسوسی همچنان متواری است.
در کیفرخواست دادگاه ذکر شده بود که او در این سفر با ارائه اطلاعاتی به حکومت ایران، برنامههای حساس و طبقهبندیشده دفاع ملی آمریکا را در معرض خطر قرار داد.
به گفته مقامهای آمریکایی، ویت متهم است بهطور عامدانه اطلاعاتی ارائه کرده که جان نیروهای آمریکایی مستقر در خارج از کشور و خانوادههای آنان را به خطر انداخته است. او همچنین متهم است به نمایندگی از حکومت ایران تحقیقاتی انجام داده تا این حکومت بتواند همکاران سابق او در دولت آمریکا را هدف قرار دهد.
افبیآی اعلام کرد فرار ویت به ایران به سود سپاه پاسداران تمام شده و نهادی را منتفع کرده است که بخشهایی از آن مسئول جمعآوری اطلاعات، جنگ نامتعارف و حمایت مستقیم از چندین سازمان تروریستی هدفگیرنده شهروندان و منافع آمریکا هستند.
دنیل ویرزبیکی، مامور ویژه مسئول بخش ضدجاسوسی و سایبری دفتر میدانی افبیآی در واشینگتن، گفت: «مونیکا ویت متهم است بیش از یک دهه پیش، با گریختن به ایران و ارائه اطلاعات دفاع ملی به حکومت ایران، به سوگند خود در قبال قانون اساسی خیانت کرده و احتمالا همچنان از فعالیتهای مخرب این حکومت حمایت میکند.»
او افزود: «افبیآی فراموش نکرده و معتقد است در این لحظه حساس از تاریخ ایران، فردی هست که اطلاعاتی درباره محل اختفای او دارد. افبیآی میخواهد این اطلاعات را دریافت کند تا بتواند ویت را بازداشت کرده و به دست عدالت بسپارد.»
چهارم اردیبهشت نیز وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیهای بابت دریافت اطلاعات کلیدی درباره «هاشم فینیان رحیم السراجی»، رهبر گروه مسلح «کتائب سیدالشهدا» (KSS)، وابسته به جمهوری اسلامی، تا سقف ۱۰ میلیون دلار پاداش تعیین کرد.