تردیدها درباره وادار شدن جمهوری اسلامی به عقبنشینی افزایش مییابد
سایت واینت نوشت با وجود تشدید کارزار فشار اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، تردیدها درباره کارآمدی این رویکرد برای وادار کردن تهران به عقبنشینی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران هشدار میدهند بدون حملات مستقیم به زیرساختهای حیاتی، تغییر رفتار جمهوری اسلامی بعید خواهد بود.
به نوشته واینت، ایالات متحده با اجرای یک کارزار گسترده اقتصادی موسوم به «طرح آناکوندا» تلاش میکند حکومت ایران را بدون ورود به جنگ مستقیم، به پذیرش توافق وادار کند. این در حالی است که تهران با خرید زمان و تهدیدهای متقابل، به دنبال تغییر موازنه فشار است.
بنابر این گزارش، در حالی که زندگی روزمره در بخشهای زیادی از اسرائیل بهتدریج به حالت عادی بازمیگردد، چهار جبهه اصلی - ایران، لبنان، غزه و کرانه باختری - همچنان در معرض خطر تشدید دوباره درگیری قرار دارند. در این میان، ایالات متحده و حکومت ایران وارد مرحلهای از «جنگ اقتصادی و روانی» شدهاند که هدف آن وادار کردن طرف مقابل به پذیرش حداقل خواستهها در مذاکرات است.
بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ تلاش میکند با پرهیز از ورود مجدد به جنگ مستقیم، حداکثر فشار اقتصادی را بر جمهوری اسلامی وارد کند؛ در حالی که اسرائیل از حاشیه تحولات را دنبال کرده و همزمان برای احتمال ازسرگیری درگیری نظامی آماده میشود. هر دو طرف، واشینگتن و تهران، در کوتاهمدت به دنبال خرید زمان هستند. متن کامل را اینجا بخوانید .
به گزارش واینت، با وجود تشدید کارزار فشار اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، تردیدها درباره کارآمدی این رویکرد برای وادار کردن تهران به عقبنشینی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران هشدار میدهند بدون حملات مستقیم به زیرساختهای حیاتی، تغییر رفتار جمهوری اسلامی بعید خواهد بود.
به نوشته واینت، ایالات متحده با اجرای یک کارزار گسترده اقتصادی موسوم به «طرح آناکوندا» تلاش میکند حکومت ایران را بدون ورود به جنگ مستقیم، به پذیرش توافق وادار کند. این در حالی است که تهران با خرید زمان و تهدیدهای متقابل، به دنبال تغییر موازنه فشار است.
بنابر این گزارش، در حالی که زندگی روزمره در بخشهای زیادی از اسرائیل بهتدریج به حالت عادی بازمیگردد، چهار جبهه اصلی - ایران، لبنان، غزه و کرانه باختری - همچنان در معرض خطر تشدید دوباره درگیری قرار دارند. در این میان، ایالات متحده و حکومت ایران وارد مرحلهای از «جنگ اقتصادی و روانی» شدهاند که هدف آن وادار کردن طرف مقابل به پذیرش حداقل خواستهها در مذاکرات است.
بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ تلاش میکند با پرهیز از ورود مجدد به جنگ مستقیم، حداکثر فشار اقتصادی را بر جمهوری اسلامی وارد کند؛ در حالی که اسرائیل از حاشیه تحولات را دنبال کرده و همزمان برای احتمال ازسرگیری درگیری نظامی آماده میشود. هر دو طرف، واشینگتن و تهران، در کوتاهمدت به دنبال خرید زمان هستند.
لبنان؛ میدان رقابت دیپلماتیک و نظامی به گزارش واینت، در لبنان درگیریها عملاً ادامه دارد، اما اسرائیل تحت محدودیتهای اعمالشده از سوی واشینگتن نمیتواند دامنه عملیات خود را گسترش دهد. در همین حال، یک چارچوب مشترک میان آمریکا و عربستان برای تضعیف حزبالله و سلب مشروعیت ادامه جنگ از این گروه در حال پیگیری است.
این طرح بر عادیسازی روابط میان لبنان و اسرائیل متمرکز است و مستلزم امتیازاتی از سوی اسرائیل، بهویژه در جنوب لبنان، خواهد بود. به باور واشینگتن و ریاض، توافق همزمان با حکومت ایران و صلح با لبنان میتواند حزبالله را به توقف درگیری و حتی قرار دادن تسلیحات سنگین خود تحت نظارت بینالمللی وادار کند.
با این حال، حزبالله تلاش میکند این روند را مختل کند و با حملات محدود، توان نظامی و نقش خود در «دفاع از لبنان» را به نمایش بگذارد.
غزه؛ بنبست و بازسازی حماس در بخش دیگری از این گزارش آمده است که غزه به جبههای ثانویه تبدیل شده و وضعیت آن در حالت بنبست قرار دارد. حماس از خلع سلاح خودداری کرده و همین مساله مانع پیشرفت در سایر بخشهای طرح پیشنهادی آمریکا شده است.
در عین حال، حماس از این وضعیت برای تثبیت حاکمیت و بازسازی توان نظامی خود استفاده میکند. برگزاری انتخابات محلی در مناطق تحت کنترل این گروه، به گفته این گزارش، به افزایش مشروعیت آن کمک کرده است.
مقامهای اسرائیلی در عین حال هشدار دادهاند که بدون ترتیبات همزمان در ایران و لبنان، اجرای عملیات نظامی گسترده در غزه با محدودیتهایی مواجه خواهد شد، از جمله کمبود نیروی رزمی.
کرانه باختری؛ حرکت به سمت بیثباتی واینت گزارش میدهد که وضعیت در کرانه باختری به سمت بینظمی پیش میرود. افزایش خشونت شهرکنشینان یهودی علیه فلسطینیها و ناتوانی اسرائیل در اعمال قانون، به تشدید تنشها دامن زده است. همزمان، ناآرامیهای فلسطینی نیز در حال افزایش است.
جنگ اقتصادی؛ گزینه ترجیحی دو طرف بر اساس این تحلیل، هم تهران و هم واشینگتن ترجیح دادهاند از درگیری مستقیم فاصله بگیرند و به جنگ اقتصادی روی بیاورند. حکومت ایران همچنان بستن تنگه هرمز را بهعنوان مهمترین ابزار فشار خود حفظ کرده و امیدوار است بحران انرژی جهانی، آمریکا را به عقبنشینی وادار کند.
در مقابل، ترامپ با اجرای یک کارزار اقتصادی گسترده تلاش میکند توان عملیاتی و بقای حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد. این رویکرد به گفته تحلیلگران، جایگزینی برای حمله مستقیم به زیرساختهای حیاتی ایران است.
محاصره دریایی؛ محور اصلی فشار به گزارش واینت، مهمترین ابزار آمریکا در این کارزار، محاصره دریایی است. این اقدام نهتنها کشتیهای ایرانی در تنگه هرمز، بلکه «ناوگان سایه» ایران را که برای دور زدن تحریمها نفت را به کشورهایی مانند چین و هند منتقل میکرد، هدف قرار داده است.
نیروی دریایی آمریکا تلاش میکند این شبکهها را در آبهای دورتر، از جمله در اقیانوس هند، متوقف کند. در مواردی، نفتکشها پس از عبور از هرمز در مسیر توقیف میشوند. به گفته این گزارش، ادعاهای حکومت ایران درباره توانایی دور زدن محاصره بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد، هرچند نشانههایی از اثرگذاری این فشارها دیده میشود.
فشار مالی؛ از رمزارز تا تحریم چین در کنار محاصره دریایی، واشینگتن مسیرهای مالی حکومت ایران را نیز هدف قرار داده است. مسدودسازی صدها میلیون دلار از داراییهای رمزارزی مرتبط با سپاه پاسداران و تحریم پالایشگاههای کوچک چینی از جمله این اقدامات است.
این گزارش تاکید میکند که حکومت ایران در سالهای اخیر شبکهای موازی برای فروش نفت و تامین مالی ایجاد کرده بود که اکنون بهطور هدفمند زیر ضرب قرار گرفته است.
زمان علیه ایران؟ به گزارش واینت، یکی از پیامدهای مهم این فشارها، تهدید صنعت نفت ایران است. محدودیت در صادرات، پر شدن ظرفیت ذخیرهسازی و آسیب به زیرساختهای پالایشی میتواند ایران را ناچار به کاهش یا حتی توقف تولید کند؛ وضعیتی که احیای آن زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
در مقابل، ترامپ به نظر میرسد بر این باور است که زمان به نفع اوست و میتواند با دستیابی به یک توافق مطلوب، فشارهای داخلی را مدیریت کند.
چشمانداز؛ میان جنگ و توافق در پایان این گزارش آمده است که هرچند هر دو طرف تلاش میکنند از تشدید درگیری نظامی اجتناب کنند، اما همزمان برای آن آماده میشوند. در اسرائیل نیز تردیدهایی وجود دارد که آیا فشار اقتصادی بهتنهایی میتواند حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند یا نه.
برخی تحلیلگران معتقدند تنها حملات شدید به زیرساختهای حیاتی ایران میتواند حکومت را به پذیرش محدودیتهای اساسی در برنامه هستهای و موشکی وادار کند؛ سناریویی که همچنان روی میز باقی مانده است.
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت نبود یک راهبرد پایدار برای پایان جنگ با حکومت ایران، متحدان آمریکا را به این نتیجه رسانده که کاخ سفید در حال از دست دادن گزینههای مورد نظر خود است.
نزدیک به هشت هفته پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، کاخ سفید از راهبرد بمبارانهای «شوک و هراس» و هدف قرار دادن راس رهبری حکومت ایران، به سمت فشار اقتصادی مستمر حرکت کرده و در عین حال منتظر پاسخ تهران به پیشنهادها برای توافق در مذاکرات است.
به نوشته گاردین، مقامهای آمریکایی معتقدند این تغییر رویکرد ناشی از آن است که حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به شکاف در رهبری ایران انجامیده و مانع از بازآرایی قدرت شده است.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره زمان انتظار برای واکنش ایران گفت: «عجله نکنید .... ما سالها در ویتنام و عراق بودیم. من شش هفته است درگیر این موضوع هستم.»
او همچنین اذعان کرد برخلاف وعده قبلی برای پایان سریع جنگ، تحقق آن زمانبندی ممکن نبوده است.
به نوشته گاردین، نوسان در دیپلماسی ترامپ و افزایش هزینههای جنگ، مقامهای پنتاگون و وزارت خارجه، قانونگذاران دو حزب در کنگره و متحدان خارجی را نگران کرده است.
این متحدان بهطور فزایندهای آمریکا را «عاملی بیثباتکننده» میبینند.
راهبرد جدید کاخ سفید در نشست اخیر تیم امنیت ملی، شامل ادامه فشار اقتصادی برای بازگشایی تنگه هرمز و انتظار برای پاسخ واحد ایران بوده است.
با این حال، نبود یک برنامه روشن برای پایان دادن به جنگ - بهویژه در قبال بحران تنگه هرمز - باعث شده است متحدان آمریکا به این جمعبندی برسند که واشینگتن در مدیریت بحران با کمبود ایده مواجه است.
یک دیپلمات ارشد اروپایی در واشینگتن به گاردین گفت: «ما راهبرد روشنی نمیبینیم و نگرانیم با پیامدهای آن تنها بمانیم.»
در همین حال، دولت ترامپ بهطور فزایندهای متحدان ناتو را بهدلیل حمایت نکردنشان از حملات به مواضع جمهوری اسلامی، تحت فشار قرار داده است؛ در حالی که این کشورها بیشترین آسیب اقتصادی را از بسته شدن تنگه هرمز، این مسیر حیاتی، متحمل میشوند.
وزیر جنگ آمریکا نیز گفته است اروپا باید «کمتر حرف بزند و بیشتر وارد عمل شود».
گاردین نوشت که اگرچه قیمتهای آتی نفت نسبتا باثبات مانده، بحران انرژی از آسیا تا اروپا در حال گسترش است و شرکتهای هواپیمایی بهدلیل کمبود سوخت جت، هزاران پرواز را لغو کردهاند.
به گفته مذاکرهکنندگان پیشین، بسته شدن تنگه هرمز به یک اهرم چانهزنی قدرتمند برای ایران تبدیل شده که دستیابی به توافق را پیچیدهتر میکند.
همزمان، با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا، فشار بر دولت برای بازگشایی تنگه و تثبیت بازارها پیش از شوک اقتصادی، افزایش یافته است.
به نوشته گاردین، با وجود اعزام سومین ناو هواپیمابر آمریکا به منطقه - بالاترین سطح حضور نظامی در دهههای اخیر - کاخ سفید همچنان تمایل چندانی به اقدام نظامی مستقیم برای بازگشایی تنگه هرمز نشان نداده است.
یکی از گزینهها، اسکورت کشتیها در تنگه هرمز است. عملیاتی مشابه ماموریت دهه ۱۹۸۰ برای حفاظت از نفتکشها در جریان «جنگ نفتکشها».
جنگ نفتکشها به مجموعه عملیات نظامی هوایی و دریایی بین سالهای ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۶ در خلیج فارس و در طول جنگ ایران و عراق گفته میشود که طرفین درگیر جنگ و نیروی دریایی آمریکا، علیه کشتیهای تجاری و نظامی یکدیگر به کار میبستند.
گاردین نوشت: «اما این تجربه پرهزینه بود. طی چهار سال حدود ۴۵۰ کشتی هدف قرار گرفتند و صدها غیرنظامی و دهها ملوان آمریکایی کشته شدند.»
کارشناسان بر این باورند که در شرایط کنونی، تمایل سیاسی برای پذیرش چنین ریسکی محدود است.
در عین حال، تهدید حملات پهپادی و کاهش ذخایر مهمات آمریکا نیز نگرانیهای تازهای ایجاد کرده است.
بر اساس یک ارزیابی، آمریکا بخش قابل توجهی از ذخایر موشکهای پاتریوت خود را مصرف کرده. موضوعی که میتواند توان این کشور را در مواجهه با درگیریهای بزرگتر، از جمله با چین، محدود کند.
گزارشها هشدار میدهند کاهش ذخایر مهمات، ریسک کوتاهمدت ایجاد کرده و ممکن است در صورت بروز یک جنگ جدید، توان عملیاتی آمریکا، تحت فشار قرار بگیرد.
کشورهای ثروتمند خلیج فارس در حالی که از حملات بیسابقه حکومت ایران آسیب دیدهاند، اکنون در وضعیت بلاتکلیفی میان جنگ و صلح قرار گرفتهاند؛ وضعیتی که با توقف مذاکرات و بسته ماندن عملی تنگه هرمز، چشمانداز بهبود اقتصادی در منطقه را با تهدید جدی مواجه کرده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، در ماههای اخیر، حکومت ایران با مسدود کردن این گذرگاه حیاتی، صادرات انرژی کشورهای منطقه را هدف قرار داده و حملات آن به زیرساختهای انرژی، خساراتی بر جای گذاشته که ترمیم آنها ممکن است ماهها زمان ببرد.
این در حالی است که حتی با وجود یک آتشبس شکننده، تهدید ازسرگیری درگیریها همچنان بر اقتصاد منطقه - فراتر از بخش نفت - سایه انداخته و برنامههای تنوعبخشی اقتصادی کشورهای خلیج فارس را که بهعنوان مقصدی امن برای سرمایهگذاری و گردشگری معرفی میشدند، در معرض خطر قرار داده است.
بر اساس این گزارش، ابهام درباره سرنوشت مذاکرات، که تاکنون بر موضوعاتی چون کنترل تنگه هرمز و غنیسازی اورانیوم متمرکز بوده، بر نگرانیها افزوده است. کشورهای خلیج فارس خواهان توافقی هستند که کنترل حکومت ایران بر این آبراه را محدود و برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی آن را مهار کند، اما هنوز مشخص نیست چنین توافقی حاصل خواهد شد یا نه.
تحلیلگران هشدار میدهند تداوم این بلاتکلیفی، روند احیای اقتصادی را طولانیتر کرده و توان کشورهای منطقه برای تاثیرگذاری بر تصمیمات واشینگتن در خصوص جنگ و صلح را کاهش میدهد. متن کامل را اینجا بخوانید .
موسسه مطالعات جنگ در مورد تقابل جناحهای سیاسی در جمهوری اسلامی نوشت احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، و حلقه نزدیکانش بارها تلاشهای محمد باقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی و دیگر مقامات، که آنها را «عملگرا» توصیف کرده، برای «سوق دادن رژیم به سمت اتخاذ یک موضع انعطافپذیرتر در مذاکرات، خنثی کردهاند.»
پیشتر ایراناینترنشنال بر اساس اطلاعات دریافتی خبر داد که قالیباف، سرپرست هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی با هیات آمریکایی در اسلامآباد، از عضویت در این هیات و ریاست آن کناره گرفته است.
بر اساس این اطلاعات، احتمال جایگزینی سعید جلیلی به جای قالیباف در صدر هیات مذاکرهکننده مطرح شده است.
موسسه مطالعات جنگ در این مورد نوشت به نظر میرسد وحیدی در این نبرد قدرت داخلی پیروز شده است و احتمالاً رویکرد رژیم نسبت به مذاکرات و جنگ را با موضعی حداکثری و سازشناپذیر شکل خواهد داد.
به نوشته این موسسه، مقامات «عملگرا» ممکن است همچنان از رویکردی انعطافپذیرتر حمایت کنند، اما بعید است تلاشهای آنها در کوتاهمدت به طور معناداری تصمیمگیریهای رژیم را شکل دهد.
این تحلیل اشاره میکند که «پیروزی آشکار» وحیدی احتمالاً پیامدهای قابل توجهی برای مذاکرات احتمالی آینده ایالات متحده و جمهوری اسلامی خواهد داشت و میگوید وحیدی همچنین تمایل بیشتری نسبت به مقامات بهاصطلاح «عملگرا» برای پذیرش خطر درگیری مجدد با ایالات متحده نشان داده است.
این اولین بار نیست که گزارشهایی از اختلاف در جمهوری اسلامی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران منتشر میشود.
پیشتر نیز گزارشهای اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از تعمیق بیسابقه شکاف در رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی بود که از جمله به تداوم منازعات و رویارویی آشکار پزشکیان، و فرماندهان ارشد سپاه انجامیده است.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، درباره کنار گذاشته شدن محمدباقر قالیباف از هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی به ایراناینترنشنال گفت: «از زمانی که ترامپ اشاراتی درباره تغییر رژیم در ایران مطرح کرد، نشانهها حکایت از این داشت که از نظر آمریکا این قالیباف است که در خلاء ایجاد شده در پی کشته شدن سطوح اول و دوم رهبری در جمهوری اسلامی عملا رهبری حکومت ایران را در دست گرفته است.»
او افزود: «اما طرح این موضوع، باعث شعلهور شدن آتش منازعات بین گروههای مختلف قدرت در جمهوری اسلامی هم شد. به ویژه با ابهامات بسیار جدی که در مورد وضعیت، مجتبی خامنهای وجود دارد.»
برزگر گفت: «رقابتهایی که همیشه بین باندهای قدرت در جمهوری اسلامی وجود داشته، امروز بیش از هر زمان دیگری شعلهور شده و طیفهای مختلف سعی میکنند که این خلاء قدرت را به سود خود پر بکنند. بنابراین در شرایطی که قالیباف سعی کرد این جایگاه را پر کند و خود را به عنوان چهره اول در تصمیمگیری در جمهوری اسلامی به آمریکا معرفی کند، دامنه مخالفتها عملاً باعث شد که او نتواند این مسیر را طی کند.»
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: «در جریان مذاکرات مشخص شد قالیباف توانایی دادن جواب نهایی به آمریکا را ندارد. این موضوع را ما در مورد مسئله باز شدن موقتی تنگه هرمز هم مشاهده کردیم و دیدیم که او و عراقچی بهشدت در داخل مورد حمله قرار گرفتند و نیروی دریایی سپاه با بستن دوباره تنگه هرمز نشان داد که در واقع قدرت واقعی در دست چه کسی است.»
برزگر گفت: «اکنون آشفتگی در سطوح رهبری در جمهوری اسلامی عملا باعث شده که مذاکرات متوقف شود. ضمن اینکه با توجه به شگردی که جمهوری اسلامی برای خرید وقت دارد، سعی میکند از این نقطه ضعف، یعنی نبود رهبری و تشتت در رهبری به عنوان یک نقطه مثبت در شرایط فعلی برای طولانیتر کردن مذاکرات استفاده کند.»
او افزود: «هرچند که با تداوم محاصره، وضعیت برای جمهوری اسلامی چندان ساده نخواهد بود و شاید سفر عباس عراقچی به پاکستان را در همین راستا بشود ارزیابی کرد.»