• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ترامپ: اسرائیل متحد بزرگی برای آمریکا است

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در تروت سوشال نوشت صرف‌نظر از اینکه کسی اسرائیل را دوست داشته باشد یا نه، آن‌ها ثابت کرده‌اند متحدی بزرگ برای آمریکا هستند.

او همچنین نوشت: «آن‌ها شجاع، جسور، وفادار و باهوش‌هستند و برخلاف دیگرانی که در لحظه درگیری و فشار چهره واقعی خود را نشان داده‌اند، اسرائیل سخت می‌جنگد و می‌داند چگونه پیروز شود.»

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند
۱

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند

۲

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۳
تحلیل

چگونه یک کشور بی‌ثبات به میانجی اصلی میان واشینگتن و تهران تبدیل شد؟

۴

آمریکا کشتی ایرانی را در دریای عمان توقیف کرد؛ قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا: تلافی می‌کنیم

۵

جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

انتخاب سردبیر

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

اکونومیست: اگر تنگه هرمز بسته بماند، ۴۵ میلیون نفر به تعداد گرسنگان در جهان اضافه می‌شود

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۲:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

اکونومیست در گزارشی در مورد پیامدهای مسدود شدن تنگه هرمز بر قیمت نفت، و افزایش قیمت گاز طبیعی و کود نوشت که گرانی سوخت و کود منجر به کاهش برداشت و افزایش قیمت‌ها خواهد شد.

این نشریه افزود افزایش قیمت سوخت نه تنها رانندگان، بلکه کشاورزانی را که به کود برای مزارع خود و گازوئیل برای تراکتورهای‌شان نیاز دارند، ناامید کرده است.

به نوشته اکونومیست، برخی از کشاورزان اقدام به کاهش کشت محصول و یا استفاده کمتر از کود کرده‌اند که به معنای برداشت کمتر در اواخر سال است.

این نشریه به نقل از تخمین برنامه جهانی غذا، وابسته به سازمان ملل متحد، نوشت که اگر این وضعیت تا اواسط سال ادامه یابد، علاوه بر بیش از ۳۰۰ میلیون نفری که در حال حاضر برای تغذیه خود مشکل دارند، ۴۵ میلیون نفر دیگر نیز در معرض خطر قرار خواهند گرفت.

چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۲:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

دی ماه ۱۴۰۴ نشان داد که در ایران مردمانی وجود دارند که از زندگی کنونی و آینده‌شان بیش از سکوت می‌ترسند. در سال‌های گذشته نارضایتی معیشتی و از بین رفتن امید به اصلاح به قدری گسترده شده که میلیون‌ها ایرانی از سیاست جمهوری اسلامی احساس بیگانگی کرده‌اند.

آنچه مردم معترض در خیابان می‌خواستند سرنگونی جمهوری اسلامی بود.

اعتراضات دی ۱۴۰۴ برآیند تلاقیِ بحران‌های مزمن و حل‌ناشده‌ای بود که از آستانه تحمل جامعه عبور کرد. در این مقطع، مکانیسم تحقیر ساختاری، محذوف‌شدگان را از حاشیه به متن سیاست بازگرداند تا کرامت پایمال‌شده‌ خود را بازپس گیرند. فروپاشی اقتصادی در این دوره، با فراتر رفتن از لایه‌های فرودست، طبقه متوسط را نیز با پدیده سقوط منزلت مواجه کرده بود؛ اقدامات پولی دولت نیز نه راهکار، بلکه بیشتر محرکِ خشم مردم ‌شد. آنچه این گسست‌های ساختاری را به یک خیزش میلیونی پیوند داد، صرفاً وجود فراخوان‌ سیاسی نبود که بسیاری به آن آری گفتند، بلکه شکل‌گیری نوعی پیوند جمعی در مورد نازیستنی شدن زندگی بود.

تحقیر و تبعیض سالیان
در جنوب غربی ایران، در شهرهایی که یا نفت دارند یا صنایع سنگینی مانند آلومینیوم و فولاد، مدت‌هاست که سفره‌های مردم خالی است، نسلی بزرگ شده است با آرزوهای بسیاری که به آن‌ها نرسیدند یا می‌دانند که نمی‌رسند. آن‌ها فقر را زندگی کردند در حالی که می‌پرسیدند «پول نفت کجا رفت؟» از آبدانان تا آبادان، از نی‌ریز تا کنگان، از گیلانغرب تا بوشهر، شهرهایی که در اعتراضات دی‌ماه در روزهای اول اعتراضات به خیابان آمدند، نقشه‌ای را تشکیل می‌دهند که تصادفی نیست. این نقشه، همان نقشه شکست چهار دهه وعده توزیع عدالت است.

اما در دی ۱۴۰۴، تحقیر دیگر فقط جغرافیایی نبود، طبقات مختلف اجتماع و اقتصادی را هم درنوردید. دولت [مسعود] پزشکیان برای کنترل اعتراضات اعلام کرد به ازای حذف ارز ترجیحی، یک میلیون تومان مستقیم به حساب خانوارها واریز می‌کند. این رقم معادل هفت دلار بود، در روزهایی که قیمت روغن ۲۰۰ تا ۲۶۰ درصد بالا رفته، تخم‌مرغ ۲۴۷ درصد گران‌تر از سال قبل شده، و برخی فروشندگان به فروش قسطی ماست و دوغ روی آورده بودند. دولت تنها بخشی از مکانیسم تحقیری که در سال‌های گذشته به وجود آمده بود را باردیگر و در میانه اعتراضات به مردم نشان داد. این موضوعی بود که اکثریت ایرانیان آن را احساس کردند.

  • ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

    ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

آنچه دی ۱۴۰۴ را از موج‌های قبلی متمایز کرد، پدیده‌ای است که می‌توان آن را «هم‌سرنوشتی اجباری طبقات» نامید. طبقه متوسط ایران، که بطور تاریخی حامل ارزش‌های مدنی‌ای مانند آزادی بوده، در دی ۱۴۰۴ دیگر با فرودستان اقتصادی فاصله‌ای نداشت. وقتی این گروه برای نغلتیدن به فقر می‌جنگید، خواسته‌های رادیکالش از طبقه فرودست هم بیشتر شد؛ چون با سقوط قدرت خریدش تحقیر را بیشتر احساس می‌کرد. آزاده مختاری، روزنامه‌نگار، در ۱۷ دی نوشت: «ما روزانه با بی‌تدبیری مدیریتی فقیر می‌شویم.» او پیش‌تر هم گفته بود «مردم دیگر معیشتی ندارند که درباره‌اش نگران باشند.» جملاتی که نشان می‌داد فقر دیگر نه یک ناکارآمدی گذرا، بلکه به ماهیت حکمرانی تبدیل شده است.

جامعه‌شناسان سیاسی، در متون مختلفی نشان داده‌اند که انقلاب‌ها نه توسط گرسنگان، بلکه توسط کسانی رخ می‌دهد که طعم زندگی بهتر را چشیده‌ بودند اما اکنون در حال سقوط هستند. طبقه متوسط ایران در دی ۱۴۰۴، با تورم دو رقمی سالیان گذشته، فقط پولش را از دست نداده بود، بلکه منزلت و هویت خود را از دست رفته می‌دید. این زوال منزلت اجتماعی، خشم را در میان افراد بسیاری نهادینه کرده است. اینگونه ائتلافی نانوشته میان آن‌ها و گروه‌های کم برخوردار اجتماعی به وجود آمد که همه از سیاستی واحد ضربه خورده بودند.

بازار و پایان سکوت
ظهر هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴، بخشی از بازار تهران محل کسب و کار خود را بست. بازار در تاریخ سیاسی ایران همیشه یکی از محافظه‌کارترین نهادها بود، جمهوری اسلامی ریشه خود را در این نهاد می‌دانست و سال‌ها برای کنترل و تغییر آن کوشیده بود. همچنین بازاریان در اعتراضات ۱۳۸۸ سکوت کرده بود و در ۱۴۰۱ در حاشیه بودند اما این بار خودشان نقطه آغاز اعتراضات شدند. دلار به ۱۴۴ هزار تومان رسیده بود و کسبه دیگر نمی‌دانستند کالایی را که صبح خریده‌اند عصر به چه قیمتی بفروشند. نوسانات لحظه‌ای ارز، تامین کالا را غیرممکن و قیمت‌گذاری را بی‌معنا کرده بود. بسیاری از بازاریان آن روزها می‌گفتند باز کردن مغازه بیشتر از آنکه سود برساند، زیان می‌زند.

  • صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

    صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

در طول دهه‌های گذشته، بازار حتی در سخت‌ترین بحران‌های اقتصادی ترجیح می‌داد با مذاکره و فشار غیرمستقیم به دنبال راه‌حل بگردد. اعتراض علنی و اعتصاب سازمان‌یافته را برای لحظه‌هایی نگه می‌داشت که راه دیگری نمانده بود. دی ۱۴۰۴ چنین لحظه‌ای بود؛ نه چون مطالبه‌ای داشت که با یک تصمیم دولتی حل شود، بلکه به این نتیجه رسیده بود که نظم موجود خودش عامل اصلی بی‌نظمی شده است.

حضور اعتراضی بازار امکانی داد تا این همدستی و ائتلاف میان گروه‌های مختلف شکل بگیرد تا آن‌ها خشم فروخفته خود را به سمت حاکمیت جمهوری اسلامی نشان دهند. در عین حال که بازار برای خود دستاوردهایی مانند صفر شدن برخی از ارقام مالیاتی داشت اما آن‌ها اعتماد چندانی به دولت نکردند. چرا که عدم توان مردم برای خرید، یعنی کاهش فروش هم بخشی از معضل بازاریان بود.

دیگر امیدی به اصلاح نیست
مسعود پزشکیان برای بخشی از رای‌دهندگان، نمادی از «آخرین شانس» برای اصلاح و مهار سایه جنگ بود. کسی که در ۱۴۰۱ از استفاده از برچسب «اغتشاش» پرهیز کرده بود، اما با حضورش هم جنگ شد و هم او قبل از ۱۸ دی، آغاز کشتار مردمی، مدام از خط و مرز با اغتشاشات گفت و بعد در ۲۱ دی ۱۴۰۴، معترضان را «تروریست» خواند و و از نیروهای امنیتی خواست «قاطعانه» برخورد کنند.

این تغییر مواضع و آنچه او کرد را می‌توان به معنای تصلب ساختاری و از بین رفتن آخرین امیدها دانست. اما ادغام او در نظم موجود و بی اثر شدن دولتش به نوعی که یاران قدیمی‌اش مانند علی شکوری‌راد را به انتقاد از پزشکیان واداشت، نشانی از آن بود که حاکمیت هیچ قصدی برای تغییر رویه ندارد و این موضوع باعث ناامیدی بسیاری از امکان‌های تغییر شد. به ویژه که در دوره او همه چیز رو به بدتر شدن گذاشت.

  • سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

    سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

پیامد این انسداد سیاسی، در کنار پیامدهای مخرب جنگ ۱۲ روزه، زندگی در ایران را به تعبیر مصطفی مهرآیین «نازیستنی» کرد. جامعه در وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» گرفتار شد؛ جایی که رکود تولید، کسری بودجه مزمن و ناترازی‌های گسترده انرژی، روان جمعی را تحت فشاری بی‌سابقه قرار داد. در چنین بن‌بستی، انفجار بازار به عنوان نهادی ذاتاً محافظه‌کار، نشان داد که نظم سیاسی تنها فلاکت محض تولید می‌کند. این فشارِ زیستی، بخش گسترده‌ای از مردم ایران را به این نتیجه رساند که هزینه خیابان از هزینه ماندن در خانه‌ها می‌تواند کمتر باشد.

آنچه فضای این نارضایتی را تغییر داد اقدام سیاسی دونالد ترامپ و رضا پهلوی بود. ترامپ در ۱۲ دی ماه در واکنش به اعتراض‌ها در ایران نوشت: «اگر ایران به معترضان مسالمت‌‌جو شلیک کند و آنها را به طرز خشونت‌آمیزی بکشد، که این رسم آنهاست، ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملاً آماده و مجهز هستیم.» گفتاری که بخشی از معترضان ایرانی را دلگرم کرد.

پیوند یابی فضای نارضایتی‌های داخلی به موضوعی ژئوپلتیک در زبان ترامپ، در بخشی از اپوزیسیون بازتابی محتاطانه یافت. رضا پهلوی، در ۱۶ دی ماه از معترضان خواست «این پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، هم‌زمان سر ساعت ۸ شب، همگی چه در خیابان‌ها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار بکنید.» درخواست او برای همراهی مردمی در زبان جمعی به یک فراخوان خیابانی ترجمه شد و باعث شد تا بسیاری از ایرانیان معترض، یک هدف سیاسی واحدی پیدا کرده و علیه نظم سیاسی اعتراض خود را با داشتن امکان آلترناتیو، شکل دهند.

حکمرانی بر اطلس خشم
دی ۱۴۰۴ نشان داد که انباشت بحران‌های اجتماعی و اقتصادی به تنهایی برای شکل گرفتن یک خیزش میلیونی کافی نیست؛ این بحران‌ها به یک فراخوان سیاسی و یک لحظه مشترک هم نیاز داشتند. ترامپ و رضا پهلوی این لحظه را فراهم کردند و نارضایتی پراکنده را حول یک هدف واحد متمرکز کردند. اما آنچه خیابان را پر کرد نه این فراخوان‌ها، بلکه سال‌ها درد انباشته بود.

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

اعتراضات دی در فضایی رخ داد که جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه پیشاپیش وارد الگویی از حکمرانی شده بود که می‌توان آن را «اقتدارگرایی تدافعی» نامید. در این فهم، نظم مدیریتی جای خود را به نظم کنترلی داد، در این چارچوب جدید، مطالبات معیشتی و صنفی به عنوان ریسک امنیتی بازتعریف می‌شدند و آزادسازی‌های محدود مانند تعلیق اجرای قانون حجاب، کنسرت‌های کنترل‌شده نه گشایش واقعی، بلکه ابزار کاهش فشار در نقاط پرریسک بودند. اعتراضات دی این الگو را به محک واقعی گذاشت و نظام با سرکوب آن را تثبیت کرد.

اما مشکل بنیادین این الگو آن است که اصلاح ساختاری را ناممکن می‌کند؛ چون نظامی که بر پیش‌فرض بی‌اعتمادی به جامعه بنا شده، هر اصلاح واقعی را به معنای افزایش ریسک وجودی می‌بیند. سرکوب وحشیانه و کشتار در سایه سکوت خبری و پنهان کاری اگرچه خیابان‌ها را خالی کرد اما تغییری جدی در ذهن جامعه رقم زد و بسیاری پس از آن گفتند دیگر جامعه به قبل از ۱۸ دی باز نخواهد گشت.

خبرنگار الجزیره: هیات پاکستان برای گرفتن پاسخ ایران به آمریکا به تهران رفته بود

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۱:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

خبرنگار شبکه خبری الجزیره خبرداد که یک هیات پاکستان تا عصر شنبه در تهران بود و تلاش می‌کرد تا پاسخ روشنی از جمهوری اسلامی به خواسته‌های ایالات متحده دریافت کند.

علی هاشم نوشت مشخص نیست که نتیجه چه بوده است، و افزود: «با این حال، فضا تا ساعات اولیه عصر شنبه چندان خوش‌بینانه نبود.»

او اشاره کرد: «به نظر می‌رسد در تهران اصرار بر پایبندی به خطوط قرمز اولیه در مورد غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم با غنای بالا وجود دارد.»

هاشم افزود: «وضعیت تنگه هرمز نیز به تصمیم ایالات متحده برای لغو محاصره بستگی دارد.»

او نوشت که پاکستان همچنان در تلاش است تا هرگونه پیشرفت احتمالی را برای جلوگیری از از سرگیری خصومت‌ها پیدا کند.

هاشم با اشاره به سفر اعلام شده اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، به بغداد برای گفت‌وگو در مورد انتخاب نخست‌وزیرعراق، نشان دهنده این علامت از سوی جمهوری اسلامی است که به‌رغم همه فشارها، نفوذ خود در عراق را از دست نمی‌دهند و جنگ هیچ تغییری در سیاست منطقه‌ای آنها ایجاد نکرده است.

او در مورد تحولات آینده گفت که همه چیز به گام بعدی واشینگتن بستگی دارد.

شرکت‌های هواپیمایی در پی افزایش قیمت سوخت جت در حال افزایش هزینه‌ بار و کاهش مسیرها هستند

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۱:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

شبکه خبری فاکس گزارش داد که شرکت‌های هواپیمایی در حال افزایش هزینه‌های بار و کاهش مسیرها هستند، زیرا افزایش قیمت سوخت جت - که ناشی از مسدود شدن در تنگه هرمز است - فشار فزاینده‌ای را بر این صنعت وارد می‌کند.

کریس سونونو، رئیس و مدیرعامل ایرلاینز فور آمریکا، شنبه به فاکس گفت که افزایش جهانی هزینه‌های سوخت، شرکت‌های هواپیمایی را تحت فشار قرار داده است، به‌رغم اینکه خطوط هوایی ایالات متحده در موقعیت نسبتاً قوی‌تری نسبت به همتایان اروپایی خود باقی مانده‌اند.

سونونو گفت: «ما به اندازه اروپا نگران نیستیم، اما اوضاع را زیر نظر داریم. ممکن است تابستان بسیار سنگینی داشته باشیم. اما قیمت‌ها اغلب در سراسر جهان تعیین می‌شوند، زیرا خطوط هوایی ما به اروپا پرواز می‌کنند و در آنجا نیز سوخت‌گیری می‌کنند و برمی‌گردند.»

بر اساس این گزارش، شرکت‌های هواپیمایی برای جلوگیری از افزایش شدید قیمت بلیط، خطوط هوایی به منابع درآمد جایگزین، از جمله هزینه‌های بالاتر بار و کاهش مسیرها روی آورده‌اند.

در این ارتباط، خطوط هوایی دلتا، ساوت‌وست، جت‌بلو و یونایتد هزینه‌های بار را افزایش داده‌اند.

سونونو گفت قیمت واقعی بلیط واقعاً خیلی تغییر نمی‌کند - شاید ۵یا ۶ درصد - اما شرکت‌ها در تلاش هستند تا راه‌های جایگزین را بیابند.

به گفته او، سوخت تقریباً ۲۵ تا ۳۰ درصد از هزینه‌های عملیاتی خطوط هوایی را تشکیل می‌دهد و این صنعت می‌تواند حداقل ۲۵ میلیارد دلار در سال جاری ضرر کند.

نیویورک‌تایمز: کنترل تنگه هرمز به ابزار بازدارندگی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۱:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران با هدف مهار برنامه هسته‌ای این کشور آغاز شد، تحلیل‌ها نشان می‌دهد تهران ممکن است با یک ابزار بازدارنده متفاوت و مؤثرتر از این درگیری خارج شود: کنترل تنگه هرمز.

به گزارش نیویورک‌تایمز، حکومت ایران با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی خود و تسلط بر این گذرگاه حیاتی - که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند - توانسته فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر بازارهای جهانی وارد کند و همزمان معادلات نظامی آمریکا و اسرائیل را به چالش بکشد.

این گزارش تاکید می‌کند که با وجود آسیب‌های گسترده به ساختار رهبری، ناوگان دریایی و زیرساخت‌های موشکی ایران در جریان جنگ، توانایی این کشور برای کنترل تنگه هرمز همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. در نتیجه، تهران ممکن است از این درگیری با الگویی جدید برای مهار دشمنان خود - حتی اگر برنامه هسته‌ای‌اش محدود شود - خارج شود.

دنی سیترینوویچ، مقام پیشین اطلاعاتی اسرائیل، در این‌باره می‌گوید: «اکنون همه می‌دانند که در هر درگیری آینده، بستن تنگه اولین گزینه [حکومت] ایران خواهد بود. شما نمی‌توانید بر جغرافیا غلبه کنید.»

در روزهای اخیر، پیام‌های متناقضی درباره وضعیت این آبراه منتشر شده است. دونالد ترامپ اعلام کرده بود تنگه «کاملاً باز» است و وزیر امور خارجه حکومت ایران نیز موضعی مشابه اتخاذ کرد، اما اندکی بعد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تنگه همچنان بسته است. موضوعی که نشانه‌ای از اختلاف دیدگاه میان نهادهای مختلف در ایران در بحبوحه مذاکرات برداشت شد.

  • روایت سی‌ان‌ان از ۲۴ ساعت نوسان شدید درباره تنگه هرمز؛ از بازگشایی تا انسداد

    روایت سی‌ان‌ان از ۲۴ ساعت نوسان شدید درباره تنگه هرمز؛ از بازگشایی تا انسداد

این گزارش همچنین به توانمندی‌های نظامی باقی‌مانده حکومت ایران اشاره می‌کند. بر اساس برآوردهای اطلاعاتی آمریکا، [حکومت] ایران هنوز حدود ۴۰ درصد از پهپادهای تهاجمی و بیش از ۶۰ درصد از سامانه‌های پرتاب موشکی خود را در اختیار دارد؛ ظرفیتی که برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز کافی ارزیابی می‌شود.

کارشناسان می‌گویند حتی احتمال وجود مین‌های دریایی می‌تواند کشتی‌ها را از عبور منصرف کند، اما [حکومت] ایران ابزارهای پیشرفته‌تری مانند پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد در اختیار دارد که کنترل دقیق‌تری بر تردد دریایی فراهم می‌کند.

در واکنش به این وضعیت، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را اجرا کرده است. این اقدام، به گفته گزارش، تاثیر قابل‌توجهی بر اقتصاد ایران گذاشته، چرا که حدود ۹۰ درصد از تجارت این کشور از طریق دریا انجام می‌شود - معادل حدود ۳۴۰ میلیون دلار در روز - و این جریان در روزهای اخیر به‌شدت کاهش یافته است.

با این حال، [حکومت] ایران این محاصره را اقدامی جنگی تلقی کرده و تهدید به پاسخ داده است، هرچند تاکنون از اقدام مستقیم خودداری کرده است. همزمان، آمریکا نیز در طول آتش‌بس تلاش نکرده کنترل ایران بر تنگه را کاهش دهد؛ موضوعی که به نوشته نیویورک‌تایمز نشانه‌ای از احتیاط دو طرف برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها است.

  • جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

    جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

کوین دونگان، فرمانده پیشین ناوگان آمریکا در خاورمیانه، می‌گوید: «ممکن است هر دو کشور فرصتی واقعی برای مذاکره ببینند و نخواهند در این مقطع تنش را افزایش دهند.»

این گزارش همچنین یادآور می‌شود که حکومت ایران در دهه ۱۹۸۰ نیز تلاش کرده بود با مین‌گذاری تنگه را مسدود کند، اما اکنون با بهره‌گیری از فناوری‌های جدید، توانایی بسیار موثرتری برای اعمال فشار بر تردد دریایی دارد.

برآوردها نشان می‌دهد حکومت ایران می‌تواند تا ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی خود را بازیابی کند و همچنان ظرفیت کافی برای مختل کردن کشتیرانی را حفظ کرده است.

تحلیل نیویورک‌تایمز تاکید می‌کند که حتی در صورت اعمال محدودیت‌های هسته‌ای، حکومت ایران با تکیه بر کنترل تنگه هرمز ممکن است یک ابزار بازدارنده پایدار در اختیار داشته باشد؛ ابزاری که نه‌تنها بر معادلات نظامی، بلکه بر اقتصاد جهانی نیز تاثیر مستقیم می‌گذارد.