• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

روایت سقوط شمار تولد در ایران؛ وقتی تعداد نوزادان نصف می‌شود

منصوره حسینی یگانه
منصوره حسینی یگانه

ایران‌اینترنشنال

۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

روزگاری هر سال بیش از دو میلیون نوزاد در ایران متولد می‌شد. نسلی که بعدها به «دهه‌شصتی‌ها» معروف شد، هنوز هم پرجمعیت‌ترین نسل کشور به شمار می‌رود. اما امروز آمارها تصویری کاملا متفاوت را نشان می‌دهند.

تعداد تولدها در ایران به حدود ۸۹۲ هزار نفر در سال رسیده و برای نخستین بار، خالص رشد جمعیت کشور به کمتر از ۵۰۰ هزار نفر کاهش یافته است.

این اعداد تنها چند آمار خشک و رسمی نیستند، بلکه نشانه تغییری عمیق در سبک زندگی، اقتصاد و نگاه ایرانیان به ازدواج و فرزندآوری هستند. تغییری که باعث شده ایران از روزگار «انفجار جمعیت» به دوره‌ای برسد که کارشناسان از آن با عنوان «بحران جمعیتی» یاد می‌کنند.

نوزاد کمتر می‌شود

در سال‌های اخیر سیاست‌گذاران تلاش کرده‌اند با اجرای قانون جوانی جمعیت، روند کاهش تولدها را متوقف کنند.

وام ازدواج، وام فرزندآوری، واگذاری زمین، تسهیلات مسکن و اختصاص هزاران میلیارد تومان بودجه مستقیم و غیرمستقیم، بخشی از این سیاست‌ها بوده است.

با این حال، روند نزولی تولدها همچنان ادامه دارد و همزمان نرخ ازدواج نیز کاهش یافته است.

آمارها نشان می‌دهند نرخ ازدواج زنان مجرد از ۴.۳۵ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۳.۱۶ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. کاهشی نزدیک به ۳۰ درصد تنها در سه سال.

همین مساله این سوال را مطرح می‌کند که آیا مشکل فقط پول است یا عوامل دیگری در تصمیم جوانان برای تشکیل ندادن خانواده نقش دارند؟

100%

نسل جدید، زندگی متفاوت

نسل امروز با نسل والدین خود تفاوت‌های زیادی دارد. جوانان بیش از گذشته به تحصیل، استقلال مالی، پیشرفت شغلی و تجربه‌های فردی اهمیت می‌دهند. ازدواج دیگر الزاما اولین گام ورود به بزرگسالی نیست و بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند تا رسیدن به ثبات اقتصادی یا عاطفی، تشکیل خانواده را به تعویق بیندازند.

در نتیجه، سن ازدواج افزایش پیدا کرده و فاصله میان ازدواج و فرزندآوری نیز بیشتر شده است.

این موضوع، مستقیما بر تعداد تولدها اثر می‌گذارد.

زنان شاغل و معادله پیچیده فرزندآوری

یکی از مهم‌ترین تغییرات اجتماعی دهه‌های اخیر، افزایش حضور زنان در دانشگاه‌ها و بازار کار بوده است.

امروزه بسیاری از زنان برای رسیدن به موقعیت شغلی مناسب، سال‌ها سرمایه‌گذاری آموزشی و حرفه‌ای انجام می‌دهند.

نکته قابل توجه این است که ایران با وجود افزایش چشمگیر سطح تحصیلات زنان، همچنان یکی از پایین‌ترین نرخ‌های مشارکت اقتصادی زنان را در منطقه و در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته دارد.

بر اساس داده‌های بین‌المللی، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد برآورد می‌شود، در حالی که این رقم در بسیاری از کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) از ۵۰ تا ۶۰ درصد فراتر می‌رود.

به بیان دیگر، فرصت‌های شغلی برای زنان در ایران محدودتر است و ورود و ماندن در بازار کار برای بسیاری از آن‌ها، با دشواری‌های بیشتری همراه است.

در چنین شرایطی، فرزندآوری برای بخشی از زنان به تصمیمی پیچیده تبدیل شده است. آن‌ها باید میان خواسته‌های شخصی، آینده شغلی و مسئولیت‌های خانوادگی تعادل برقرار کنند. تعادلی که برقرار کردنش آسان نیست.

بسیاری از زنان نگرانند که بارداری و چند سال دوری از محیط کار، فرصت‌های شغلی، ارتقای حرفه‌ای یا حتی امنیت شغلی آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد.

در برخی مشاغل نیز کارفرمایان تمایل کمتری به استخدام یا ارتقای زنان دارای فرزند خردسال دارند. موضوعی که باعث می‌شود بخشی از زنان، فرزندآوری را به سال‌های بعد موکول کنند.

از سوی دیگر، بخش بزرگی از مسئولیت نگهداری از کودک در ایران همچنان بر دوش مادران است. کمبود مهدکودک‌های ارزان و در دسترس، هزینه بالای مراقبت از کودک و محدود بودن الگوهای کاری انعطاف‌پذیر، باعث می‌شود بسیاری از زنان احساس کنند میان اشتغال و مادری ناچار به انتخاب هستند.

این در حالی است که در بسیاری از کشورهایی که توانسته‌اند نرخ باروری بالاتری را حفظ کنند، سیاست‌گذاران تلاش کرده‌اند این تعارض را کاهش دهند. با مرخصی والدین برای پدر و مادر گرفته تا مهدکودک‌های یارانه‌ای، ساعات کاری منعطف و حمایت‌های شغلی پس از تولد فرزند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند تا زمانی که چنین زیرساخت‌هایی در ایران تقویت نشود، صرف پرداخت وام و مشوق‌های مالی، نمی‌تواند نگرانی‌های بخش مهمی از زنان را درباره فرزندآوری، برطرف کند.

برای بسیاری از زنان، مساله فقط هزینه بزرگ کردن یک کودک نیست، بلکه هزینه‌ای است که مادر شدن می‌تواند بر مسیر شغلی و استقلال اقتصادی آن‌ها تحمیل کند.

دنیایی که فرزندآوری را به تعویق می‌اندازد

کاهش تولدها فقط یک مساله ایرانی نیست. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته نیز افراد دیرتر ازدواج می‌کنند و دیرتر صاحب فرزند می‌شوند.

شاید یکی از نمادهای این تغییر، رشد سریع صنعت فریز تخمک باشد. بازاری چند میلیارد دلاری که به زنان اجازه می‌دهد امکان فرزندآوری را برای سال‌های بعد حفظ کنند.

بسیاری از زنانی که از این خدمات استفاده می‌کنند، قصد ندارند برای همیشه از مادر شدن صرف‌نظر کنند. آن‌ها فقط می‌خواهند زمان آن را خودشان انتخاب کنند.

این روند نشان می‌دهد مساله جمعیت در قرن بیست‌ویکم بیش از آن که به تعداد مشوق‌های مالی مربوط باشد، به تغییر سبک زندگی و اولویت‌های نسل جدید گره خورده است.

چرا اسرائیل یک استثناست؟

در میان کشورهای توسعه‌یافته، اسرائیل یکی از معدود کشورهایی است که همچنان نرخ بالای فرزندآوری را حفظ کرده است. در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی با کاهش شدید تولدها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نرخ باروری در اسرائیل نزدیک به سه فرزند برای هر زن باقی مانده است.

پژوهشگران دلیل این موفقیت را تنها در کمک‌های مالی نمی‌بینند. در اسرائیل خانواده همچنان جایگاه مهمی در فرهنگ عمومی دارد و داشتن فرزند حتی در میان زنان تحصیل‌کرده و شاغل نیز یک ارزش اجتماعی محسوب می‌شود.

اما تفاوت اسرائیل فقط به فرهنگ محدود نمی‌شود. این کشور یکی از گسترده‌ترین نظام‌های حمایت از درمان ناباروری در جهان را نیز در اختیار دارد. دولت هزینه بخش بزرگی از درمان‌های ناباروری و آی‌وی‌اف (IVF) را پوشش می‌دهد و شهروندان می‌توانند تا رسیدن به دو فرزند، از این حمایت‌ها استفاده کنند. این موضوع باعث شده دسترسی به فناوری‌های کمک‌باروری در اسرائیل، بسیار گسترده‌تر از بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته باشد.

در کنار این حمایت‌ها، سیاست‌گذاران اسرائیلی تلاش کرده‌اند میان اشتغال زنان و فرزندآوری، تعارض کمتری ایجاد کنند.

به همین دلیل، برخلاف بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، افزایش تحصیلات و حضور زنان در بازار کار، الزاما به کاهش شدید نرخ باروری منجر نشده است.

به بیان دیگر، تجربه اسرائیل نشان می‌دهد افزایش جمعیت فقط به بودجه وابسته نیست، بلکه به ترکیبی از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حمایت‌های عملی از خانواده نیاز دارد. از درمان ناباروری گرفته تا ایجاد شرایطی که در آن فرزندآوری با زندگی مدرن و اشتغال زنان در تضاد کامل قرار نگیرد.

وقتی سیاست‌ها به آمار نمی‌رسند

در سال‌هایی که افزایش جمعیت به یکی از مهم‌ترین اولویت‌های اعلام‌شده حاکمیت تبدیل شده، آمارها رفتن شهروندان به مسیر دیگری را روایت می‌کنند.

با وجود تاکید مکرر علی خامنه‌ای، دیکتاتور پیشین ایران، بر ضرورت جوانی جمعیت، تصویب قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت و اختصاص هزاران میلیارد تومان بودجه و تسهیلات، تعداد تولدها همچنان روندی نزولی دارد: از بیش از دو میلیون تولد در هر سال در دهه ۶۰ به کمتر از ۹۰۰ هزار تولد در سال ۱۴۰۴.

شاید مهم‌ترین پیام این آمار آن باشد که بحران جمعیت را نمی‌توان تنها با وام، مشوق مالی و سیاست‌های دستوری حل کرد.

تجربه کشورهایی که در حفظ نرخ باروری موفق‌تر بوده‌اند نشان می‌دهد تصمیم به فرزندآوری بیش از هر چیز به احساس امنیت، ثبات، امید به آینده و سازگاری سیاست‌ها با واقعیت‌های زندگی نسل جدید وابسته است. واقعیتی که آمارهای جمعیتی در ایران، هر سال با صدای بلندتری آن را یادآوری می‌کنند.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

پس از ناکامی مسی در فینال؛ کیلیان امباپه آقای‌گل شد، رودری جایزه توپ طلا را برد
۱

پس از ناکامی مسی در فینال؛ کیلیان امباپه آقای‌گل شد، رودری جایزه توپ طلا را برد

۲

اسپانیا ۱-۰ آرژانتین؛ اسپانیا از مسی گذشت و برای دومین بار قهرمان جهان شد

۳

پس از سوت پایان بازی؛ حمله پاردس به گاوی و تلاش برای زدن مشت به صورت هافبک اسپانیا

۴

برافراشته شدن پرچم شیروخورشید هم‌زمان با ثبت گل قهرمانی اسپانیا

۵

نقطه پایان برای لیونل مسی،‌ با اشک، با غم

انتخاب سردبیر

  • آمریکا در جنوب ایران؛ کاهش توان جمهوری اسلامی در میدان و میز مذاکره
    تحلیل

    آمریکا در جنوب ایران؛ کاهش توان جمهوری اسلامی در میدان و میز مذاکره

  • حمایت کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از اعتراض و اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار

    حمایت کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از اعتراض و اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار

  • مجتبی دهبندی و کیانوش همزه‌ای به‌دلیل کمک به معترضان زخمی، به اعدام محکوم شدند

    مجتبی دهبندی و کیانوش همزه‌ای به‌دلیل کمک به معترضان زخمی، به اعدام محکوم شدند

  • وال‌استریت ژورنال: اسرائیل از انتقال هزاران سانتریفیوژ به سایت کلنگ گزلا خبر داد

    وال‌استریت ژورنال: اسرائیل از انتقال هزاران سانتریفیوژ به سایت کلنگ گزلا خبر داد

  • چین در خلیج فارس، شریک تجاری بدون مسئولیت امنیتی
    تحلیل

    چین در خلیج فارس، شریک تجاری بدون مسئولیت امنیتی

  • فایننشال‌تایمز: با شکست مذاکرات، تغییر حکومت ایران دوباره مورد توجه آمریکا قرار گرفته است

    فایننشال‌تایمز: با شکست مذاکرات، تغییر حکومت ایران دوباره مورد توجه آمریکا قرار گرفته است

  • بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

    بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

  • شکست سیاست حکومتی فرزندآوری و کاهش میزان تولد در سال ۱۴۰۲

    شکست سیاست حکومتی فرزندآوری و کاهش میزان تولد در سال ۱۴۰۲

  • شکست سیاست حکومتی فرزندآوری و کاهش نرخ تولد در سال ۱۴۰۳

    شکست سیاست حکومتی فرزندآوری و کاهش نرخ تولد در سال ۱۴۰۳

  • وزیر کشور: جمعیت ایران در سال ۱۴۸۰ به کمتر از ۴۰ میلیون نفر می‌رسد

    وزیر کشور: جمعیت ایران در سال ۱۴۸۰ به کمتر از ۴۰ میلیون نفر می‌رسد

  • زایشِ بحران، نه زایش قهرمان؛ بدن زن در محاصره تبلیغات

    زایشِ بحران، نه زایش قهرمان؛ بدن زن در محاصره تبلیغات

•
•
•

مطالب بیشتر

ابوالفضل اسکندری؛ سرباز جوانی که در اراک کشته شد

۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

طبق گزارش‌ رسیده به ایران‌اینترنشنال، ابوالفضل اسکندری، ۱۹ ساله، در اعتراضات ۱۸ دی‌ اراک با اصابت گلوله جنگی به ریه و پشت گردن کشته شد.ابوالفضل تنها سه ماه بود که خدمت سربازی خود را آغاز کرده بود و در کنار سربازی، برای کمک به تامین هزینه‌های خانواده در یک مکانیکی نیز کار می‌کرد.

بنا بر این گزارش، پیکر او چهار روز پس از کشته شدن به خانواده تحویل داده شد. همچنین خانواده‌اش تحت فشار قرار گرفتند و از آنان تعهد گرفته شد که مراسم خاک‌سپاری را بدون اطلاع‌رسانی و در سکوت برگزار کنند.

بر اساس این گزارش، برای جلوگیری از حضور مردم در مراسم خاک‌سپاری، مسیرهای منتهی به محل برگزاری مراسم بسته شد و مراسم در فضایی امنیتی برگزار شد.

این گزارش همچنین حاکی است که خانواده ابوالفضل اسکندری تحت فشار قرار گرفتند تا سنگ مزار او با عنوان «بنیاد شهید» نصب شود.

پیکر ابوالفضل اسکندری در روستای جمال‌آباد از توابع اراک به خاک سپرده شد.

عراقچی استفاده جمهوری اسلامی از لبنان به‌عنوان «مهره چانه‌زنی» را رد کرد

۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی استفاده حکومت ایران از لبنان را که از سوی رییس‌جمهور این کشور مطرح شده است، رد کرد. جوزف عون، رییس‌جمهوری لبنان، گفته است تهران، لبنان را به «مهره چانه‌زنی» خود تبدیل کرده است.

عباس عراقچی شنبه ۱۶ خرداد در پستی در حساب شبکه ایکس خود، در واکنش به انتقادات شدید رییس‌جمهوری لبنان، نوشت: «اگر لبنان مهره چانه‌زنی ایران بود، مدت‌ها پیش به توافق رسیده بودیم. آقای رییس‌جمهور، لبنان را از دشمن واقعی‌اش نجات دهید.»

او گفت: «بر اساس اظهارات آقای عون، ممکن است تصور شود این ایران است که یک‌پنجم لبنان را اشغال کرده، یک‌چهارم لبنانی‌ها را آواره کرده و هر روز کشور او را بمباران می‌کند.»

عراقچی پس از مصاحبه اخیر عون با سی‌ان‌ان، این واکنش را نشان داد.

روابط تهران و بیروت در سایه تحولات منطقه پس از حملات هفتم اکتبر حماس به اسرائیل دچار تنش شده است.

پس از کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزب‌الله لبنان و متحد تهران، در مهرماه ۱۴۰۳، موقعیت این گروه شبه نظامی لبنانی به شدت تضعیف شد.

به‌دنبال مرگ او و آسیب دیدن بخش بزرگی از نیروهای حزب‌الله در عملیات موسوم به پیجرها، زمزمه‌های خلع سلاح حزب‌الله آغاز شد.

دولت لبنان نزدیک به یک سال پس از مرگ نصرالله، در مرداد ۱۴۰۴ کلیات طرح آمریکا برای خلع سلاح حزب‌الله را در جلسه کابینه خود تصویب کرد.

این طرح را تام باراک، نماینده ویژه دونالد ترامپ در منطقه، به دولت لبنان ارائه کرد.

همزمان با تصویب این طرح در کابینه لبنان، عراقچی در بخشی از مصاحبه‌اش با صداوسیمای جمهوری اسلامی در مورد حزب‌الله، تاکید کرد: «این بار اول نیست که برای خلع سلاح حزب‌الله و اینکه سلاح مقاومت را از کار بیندازند، تلاش می‌کنند. علت آن روشن است، چرا که در میدان نبرد، توانمندی سلاح مقاومت برای همگان آشکار شده است.»

مقاومت حزب‌الله در مقابل تصمیم دولت رسمی لبنان با حمایت جمهوری اسلامی، روابط تهران و بیروت را دستخوش تنش بیشتری کرد، تا آنجا که سه روز پس از مصاحبه عراقچی، در ۱۸ مرداد ۱۴۰۴، حزب «بلوک ملی لبنان» خواستار اقدام فوری دولت این کشور برای احضار سفیر جمهوری اسلامی در بیروت و معرفی او به‌عنوان «عنصر نامطلوب» شد.

کمتر از یک هفته پس از مصوبه کابینه دولت لبنان، خبر سفر قریب‌الوقوع علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، به بیروت مورد انتقاد رسانه‌ها و محافل سیاسی لبنان قرار گرفت.

این سفر دخالت آشکار تهران در امور داخلی لبنان و تلاشی برای تشویق حزب‌الله به حفظ سلاح، توصیف و از آن با عنوان «بی‌شرمی» و «جسارت» یاد شد.

اکنون کمتر از یک سال پس از مصوبه دولت لبنان، حزب‌الله همچنان در مقابل خلع سلاح مقاومت می‌کند. تهران نیز موضوع توقف حملات اسرائیل به حزب‌الله را در مذاکرات با آمریکا گنجانده است.

بهنام بن طالب‌لو: بستن تنگه هرمز معادله را به زیان حاکمان تهران تغییر داده است

۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ۰۲:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

بهنام بن‌طالب‌لو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، در مطلبی با اشاره به آمار تانکر ترکرز درباره به صفر رسیدن صادرات نفت ایران در ماه مه در پی محاصره دریایی نوشت اقدام جمهوری اسلامی در بستن تنگه هرمز، معادله را به زیان حاکمان تهران تغییر داده است.

بر اساس داده‌های شرکت تانکر ترکرز، ایران در این ماه هیچ نفت خامی صادر نکرد و تنها ۲ میلیون بشکه نفتا صادر کرد که معادل حدود ۶۴ هزار بشکه در روز است. این رقم در مقایسه با بیش از ۲.۱ میلیون بشکه در روز در ماه فوریه، آخرین ماه کامل پیش از آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل، کاهش چشمگیری نشان می‌دهد.

این مطلب که در وب‌سایت بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها منتشر شده، با تاکید بر اینکه محاصره دریایی آمریکا عملا شریان اصلی تامین مالی حکومت را قطع کرده است، نوشت: «اقدام جمهوری اسلامی در بستن تنگه هرمز، معادله را به زیان حاکمان تهران تغییر داده و توان مالی حکومت را هدف قرار داده است.»

بن‌طالب‌لوبا اشاره به اینکه محاصره دریایی همچنان ابزار اصلی فشار اقتصادی واشینگتن به شمار می‌رود، هشدار داد کنار گذاشتن این ابزار فشار اقتصاد کلان صرفا برای بازگرداندن تردد در خلیج فارس می‌تواند اشتباه راهبردی باشد.

او افزود: اگر این اهرم اقتصادی زودتر از موعد کنار گذاشته شود، سیاست‌گذاران نباید انتظار امتیازهای عمده در مسائل گسترده‌تر امنیتی را داشته باشند.

دو پژوهشگر: محاصره دریایی به ایالات متحده قدرت چانه‌زنی واقعی می‌دهد

۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ۰۱:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

دو پژوهشگر در گزارشی تحلیلی در وب‌سایت بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در مورد پیامدهای جنگ ۴۰ روزه نوشتند که جمهوری اسلامی «ضربه ویرانگری را متحمل شد، زیرا محاصره و تحریم‌های آمریکا عمیقاً به اقتصاد رژیم ضربه زد.»

سعید قاسمی‌نژاد، عضو ارشد اتحادیه ملی دموکراسی در ایران، و بهنام بن طالب‌لو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، با استناد به داده‌های تانکر ترکرز اشاره کردند ایران در این ماه نفت خام صادر نکرد و تنها دو میلیون بشکه «نفتا»، معادل تقریباً ۶۴ هزار بشکه در روز، صادر کرد.

به اعتقاد این دو پژوهشگر، این رقم نسبت به کمی بیش از ۲.۱ میلیون بشکه در روز در ماه فوریه سال جاری میلادی، کاهش یافته است.

آن‌ها نوشتند از نظر آماری، این کمترین حجم صادرات بخش انرژی ایران در بیش از یک دهه است، و با استناد به داده‌ها افزودند که محاصره دریایی ایالات متحده عملاً «شریان مالی اصلی رژیم را قطع کرده و با هدف قرار دادن توان پرداخت بدهی‌های دولت، در حالی که ایران تنگه هرمز را بسته است، سناریو را برای روحانیون تهران وارونه کرده است.»

قاسمی‌نژاد و طالب‌لو در مورد پیامدهای محاصره دریایی بنادر جنوب ایران توسط ایالات متحده نوشتند: «تا پایان آوریل، صادرات دریایی فرآورده‌های نفتی ایران به زیر یک میلیون بشکه در روز کاهش یافت»‌ و این موضوع را «نشان‌دهنده کاهش شدید نسبت به فوریه و ۱.۱۵ میلیون بشکه در روز در مارس» دانستند.

بر اساس این گزارش تحلیلی، صادرات نفت خام در ماه مه به صفر مطلق رسید.

در این حال، دور زدن محاصره دریایی از سوی چمهوری اسلامی به کریدورهای کشتیرانی کوچک محدود شد. تنها چهار کشتی با ظرفیت کم از اجرای قوانین ایالات متحده عبور کردند. این کشتی‌ها شامل نفتکش‌های کلاس پاناماکس و هندی‌مکس بودند که محموله نفتای باقی‌مانده را منحصراً به چین منتقل کردند.

این دو پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در بخش دیگری از این گزارش خود نوشتند: «درآمدهای حاصل از صادرات غیرقانونی انرژی مدت‌هاست که بخش عمده‌ای از ارز خارجی مورد استفاده برای تأمین مالی عملیات دولتی ایران، از جمله ارتش و دستگاه تروریستی فراملی آن را تشکیل می‌دهد.»

آن‌ها اضافه کردند: «اجرای محاصره، این جریان درآمدی را به شدت کاهش داده است.»

این دو درادامه به نرخ تورم بسیار بالا در ایران اشاره کردند و نوشتند: «اگر محاصره ادامه یابد، صادرات ایران در ماه ژوئن احتمالاً تقریباً به همان اندازه ماه مه پایین خواهد ماند. تورم نیز قرار است ادامه یابد و اختلال بیشتر در صادرات و واردات به دلیل محاصره منجر به کاهش قابل توجه تولید خواهد شد و بر بخش‌های کلیدی اقتصاد ایران، مانند بخش خدمات، تأثیر خواهد گذاشت.»

به نوشته این گزارش تحلیلی، «محاصره همچنان نقطه اصلی اهرم اقتصادی واشینگتن است و به ایالات متحده قدرت چانه‌زنی واقعی برای اعمال نفوذ در پرونده هسته‌ای، برنامه موشک‌های بالستیک، حمایت از تروریسم، بستن تنگه هرمز و حتی مسائل داخلی می‌دهد.»

قاسمی‌نژاد و طالب‌لو نوشتند: «کنار گذاشتن این فشار کلان اقتصادی صرفاً برای بازگرداندن ترانزیت از طریق خلیج فارس یک اشتباه استراتژیک خواهد بود. اگر چنین اهرم اقتصادی به طور زودهنگام خرج شود، سیاست‌گذاران نباید انتظار امتیازات عمده‌ای در مسائل امنیتی گسترده‌تر داشته باشند.»

ترامپ: حکومت ایران هنوز ۲۱ تا ۲۲ درصد از موشک‌های خود را حفظ کرده است

۱۵ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

ترامپ در گفت‌وگو با ان‌بی‌سی گفت که حکومت ایران هنوز ۲۱ تا ۲۲ درصد از موشک‌های خود را حفظ کرده است. او گفت که رهبران حکومت ایران هنوز با آمریکا برای پایان جنگ به توافق نرسیده‌اند، زیرا آنها «قوی» و «مغرور» هستند، اما در نهایت «آنها چاره‌ای جز توافق ندارندو کمی طول می‌کشد.»

او افزود: «بیشتر کارخانه‌های پهپادسازی ‌آن‌ها از کار افتاده‌، بیشتر سکوهای پرتاب از کار افتاده‌ و بیشتر مناطق تولید موشک از کار افتاده‌اند. اما آن‌ها هنوز ظرفیت تولید دارند. آن‌ها تعدادی موشک و تعدادی پهپاد دارند. به نظر من، شاید ۲۱ تا ۲۲ درصد از موشک‌های‌شان. این تعداد زیادی موشک است، اما این میزان، آن چیزی نیست که در زمان حمله اولیه ما بود.»

او با اشاره به رهبران حکومت ایران گفت: «این افراد ۴۷ سال است که می‌جنگند. آن‌ها آمریکایی‌ها را می‌کشند. آن‌ها پاهای [آمریکایی‌ها] را قطع کرده‌اند و بازوها و صورت‌های‌شان به شدت و به طور وحشتناکی آسیب دیده است.»

ترامپ مدت زمان درگیری جاری را با جنگ ویتنام مقایسه کرد و گفت: «من خیلی سریع پیش می‌روم. سه ماه است که درگیر آن هستم. می‌دانید، ویتنام ۱۹ سال طول کشید. من در ماه سوم هستم و تنها کاری که آن‌ها می‌کنند، این است که می‌گویند کی قرار است پیروز شویم. اگر من یک دموکرات بودم، هیچ کس این‌طور صحبت نمی‌کرد، اما برای من مهم نیست. من به آن عادت کرده‌ام.»