رویترز از قول مقام ناشناس ایرانی:آمریکا با آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران موافقت کرد
رویترز به نقل از یک منبع ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد آمریکا با آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران در قطر و دیگر بانکهای خارجی موافقت کرده است.
این خبرگزاری گزارش داد تهران این اقدام را آزمونی برای حسن نیت و نشانهای از جدیت درباره دستیابی به توافق صلحی پایدار میداند. براساس این گزارش آزادسازی داراییها به طور مستقیم با تضمین عبور امن از تنگه هرمز پیش از هر توافق صلح پایدار مرتبط است.
هویت این مقام ارشد جمهوری اسلامی روشن نیست.
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، پیشتر در شبکه اجتماعی خود نوشت: «ایرانیها در مدیریت رسانههای خبری جعلی و روابط عمومی بهتر از جنگیدن عمل میکنند.»
درحالیکه محمدباقر قالیباف، از چهرههای اصلی جریان اصولگرایی و حامیان جمهوری اسلامی، با حمایت جریان اصلاحطلب برای مذاکره با آمریکا راهی اسلامآباد شده است، اعتراضات در ایران ادامه دارد.
حامیان حکومت که به دعوت مقامهای آن، از جمله قالیباف طی جنگ دوم در برخی خیابانهای ایران تجمع میکردند، اکنون بر علیه مذاکرات شعار میدهند.
در یک ویدیو، آنها شعار میدهند «تا رهبری نگفته، آتشبس حرف مفته.»
این در حالی است که مجتبی خامنهای از ابتدای انتصاب به سمت رهبری جمهوری اسلامی، در هیچ مناسبتی سخنرانی نکرده است، از او ویدیو یا صدایی منتشر نشده است. بسیاری از منابع خارجی، نسبت به زنده بودن و سلامت جسمی و هوشیاری او ابراز تردید کردند.
با اینحال، مقامهای جمهوری اسلامی تاکید داشتند که مذاکرات با اجازه او آغاز شده است.
مذاکرات با آمریکا در حالی در جریان است که حزبالله لبنان، همپیمان جمهوری اسلامی همچنان زیر آتش اسرائیل است و پس از بیش از ۴۰ روز از مرگ علی خامنهای، او هنوز تشیع جنازه نشده است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان گفت مذاکرات واشینگتن و تهران در نقطه عطفی خطرناک میان «تعیین تکلیف» و «فروپاشی» قرار دارد.
مقامهای جمهوری اسلامی پیششرطهایی برای مذاکره تعیین کردند که آمریکا آنها را نپذیرفته است. پیششرطهایی مانند توقف حملات اسرائیل به حزبالله لبنان، لغو همه تحریمها علیه جمهوری اسلامی و آزادسازی داراییهای بلوکه شده.
در همینحال مقامهای پاکستانی خبر دادند این کشور که تلاش زیادی برای فراهم ساختن زمینه گفتوگوها کرده است، اکنون در تلاش است هیات ایرانی را متقاعد کند تا از پیششرطهای خود دست بردارد.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور در پستی که در شبکه اجتماعی خود منتشر کرد، نوشت اگر در اسلام آباد با نمایندگان رویکرد اول آمریکا مذاکره کنیم، دستیابی به توافقی که برای هر دو طرف و جهان مفید باشد، محتمل است.
اما اگر با نمایندگان رویکرد «اول اسرائیل» روبهرو شویم، هیچ توافقی شکل نخواهد گرفت؛ ما ناگزیر خواهیم بود دفاع خود را حتی با شدت بیشتری نسبت به قبل ادامه دهیم و جهان با هزینههای بیشتری روبهرو خواهد شد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، شهردار سابق تهران، فرمانده نیروی انتظامی و یکی از فرماندهان جنگ در دوران جوانی، به بازیگر مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی بدل شده است. او اکنون ریاست هیات مذاکره حکومت ایران را بر عهده دارد تا در اسلامآباد، آتشبس شکننده را تثبیت کند.
تصور کنید: قالیباف، همان مردی که دهه ۶۰ در جبهههای جنگ ایران و عراق فرماندهی میکرد، حالا در بهار ۱۴۰۵ در راس هیات ایرانی قدم به اسلامآباد میگذارد. هدف؟ مذاکره برای تثبیت و تمدید آتشبس با آمریکا در میانه جنگ.
او دیگر فقط «رییس مجلس شورای اسلامی» یا «شهردار سابق تهران» نیست: در خلأ ناشی از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و وضعیت مبهم مجتبی خامنهای، پسر او، که به عنوان رهبر جدید معرفی شده اما هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده، قالیباف به یکی از چهرههای محوری ساختار جدید قدرت تبدیل شده است.
از طرقبه مشهد تا قلب سپاه پاسداران؛ ریشههای یک سیاستمدار امنیتی
قالیباف متولد اول شهریور ۱۳۴۰ در طرقبه مشهد، از نسل فرماندهان جوانی بود که جنگ ایران و عراق آنها را ساخت. او از بسیج به سپاه پاسداران رفت، فرمانده «تیپ ۲۱ امام رضا» و سپس «لشکر ۵ نصر خراسان» شد، در عملیاتهای مهم مانند آزادسازی خرمشهر نقش داشت و بعدها در فاصله سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران را بر عهده گرفت.
گفته میشود او «خلبان ماهری» با گواهینامه پرواز ایرباس بود و بعد از جنگ، تجربه نظامیاش را به مدیریت امنیتی تبدیل کرد.
قالیباف در سال ۱۳۷۹ فرمانده کل نیروی انتظامی شد.
این راه و مسیر «دوگانه» نظامی/امنیتی، کلید فهم امروز قالیباف است. او که خود را یک مدیر اجرایی قابل و یک نظامی تمامعیار میشناسد، پلی میان سپاه پاسداران، دفتر رهبری و نهادهای انتخابی بوده است.
این پل حالا و بعد از کشته شدن خامنهای و بازآرایی قدرت و نقشآفرینی سپاه پاسداران بهعنوان صدای غالب، نقشی کلیدی پیدا کرده است.
سرکوب داخلی، فساد در شهرداری و باقی اتهامات؛ کارنامه پر تضاد قالیباف
سال ۱۳۷۸، قالیباف یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بود که در سرکوب اعتراضات دانشجویی نقشی برجسته و «گازانبری» ایفا کرد.
گازانبری اصطلاحی بود که حسن روحانی، رییسجمهوری سابق، در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ در توضیح مواجهه قالیباف با واقعه کوی دانشگاه در تیر سال ۷۸ و دستگیر کردن دانشجویان معترض به کار برد.
او امضاکننده نامه تهدیدآمیز فرماندهان سپاه پاسداران به محمد خاتمی، رییسجمهوری وقت، نیز بود و فایل صوتی منتسب به او نشاندهنده افتخارش از نقش مستقیم در برخورد خیابانی با معترضان است.
در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ او فرماندهی نیروی انتظامی را بر عهده داشت و به تقویت رویکردهای امنیتی در مدیریت اعتراضات شهری پرداخت.
در بین سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶، قالیباف برای سه دوره متوالی شهردار تهران بود. اجرای پروژههای عمرانی بزرگ مثل ساخت بزرگراههای متعدد از او تصویر یک «مدیر جهادی» ساخت، اما تاثیر مخرب این اقدامات بر محیط زیست در کنار اتهامات فساد، رانت، تمرکز بر شمال شهر و سوءاستفاده از داراییهای عمومی نیز همراهش بود.
ماجرای سفر خانواده او به ترکیه برای خرید سیسمونی در سال ۱۴۰۱ که به «سیسمونیگیت» معروف شد، موج این انتقادها را زنده کرد.
قالیباف چهار بار نامزد انتخابات ریاستجمهوری شد و در این چهار بار، رتبههای مختلفی کسب کرد: در۱۳۸۴ چهارم شد، در ۱۳۹۲ دوم شد، در ۱۳۹۶ کنار رفت و در ۱۴۰۳ کمتر از ۱۴ درصد آرا را کسب کرد.
او با این نامزد شدنها جاهطلبیاش را نشان داد، اما پایگاه اجتماعی مستقل نساخت. در عوض، با تکیه بر شبکههای درونسپاهی، از سال ۱۳۹۹ رییس مجلس شورای اسلامی شد.
در حافظه جمعی بخش زیادی از جامعه ایران، او همچنان یک «چهره امنیتی» است، نه تکنوکراتی معتدل.
کارنامه قالیباف، آینهای از الگوی تکرارشونده در جمهوری اسلامی
کارنامه کامل قالیباف از فرماندهی در جنگ و نیروی هوایی سپاه پاسداران، تا فرماندهی نیروی انتظامی، مدیریت قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا، ۱۲ سال شهرداری تهران، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اکنون ریاست مجلس شورای اسلامی، بازتاب یک الگوی تکراری در حکومت ایران است: تبدیل سرمایه نظامی و امنیتی به نفوذ سیاسی و اقتصادی، با ترکیبی از ادعای کارآمدی اجرایی و حفظ اقتدار سخت.
او نمونه کلاسیک «سیاستمدار امنیتی» است که قدرت را از میدان جنگ به نهادهای رسمی منتقل کرده، اما هرگز از ریشههای امنیتیاش فاصله نگرفته.
همین الگو باعث شده است در بحران جنگ اخیر و خلأ رهبری، او به یکی از معدود چهرههای قابل اتکا برای هماهنگی داخلی و نمایندگی خارجی تبدیل شود.
چرا قالیباف حالا «ستاره» است؟
به دنبال کشته شدن خامنهای و حذف بسیاری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی بهدست آمریکا و اسرائیل، در خلأ پیش آمده، قالیباف به یک «واسطه قابل اعتماد» تبدیل شده است. او حالا نماینده سمت امنیتی-سیاسی جمهوری اسلامی در میز مذاکره است، نه فقط یک دیپلمات مثل عباس عراقچی.
هیات ایرانی به ریاست او، همراه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، علیاکبر احمدیان، رییس قرارگاه پیشرفت طرحهای ملی و عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی، برای مذاکره با نمایندگان آمریکا، وارد اسلامآباد شده است.
قالیباف تاکید کرده تجربه گذشته با آمریکا «پر از نقض تعهد» بوده، و گفته است: «حسننیت داریم، اعتماد نداریم.»
عملگرا یا تندرو؟
برخی رسانههای غربی، قالیباف را «قابل معامله» میدانند چون سبک مدیریتی بالا به پایین و ادعای کارآمدی دارد. اما واقعیت پیچیدهتر است: قالیباف یک چهره درونساختاری تمامعیار است. نه اصلاحطلب است، نه منتقد بنیادین نظام. او پلی میان عملگرایان سپاهی و بنیادگرایان است.
قالیباف نماد «تداوم جمهوری اسلامی با تغییر ظاهری» است. در غیاب رهبر کاریزماتیک، او مدیر بحران و هماهنگکننده و یکی از ستونهای نظم جدید به شمار میرود.
کارنامه قالیباف نشان میدهد چگونه جمهوری اسلامی نسل جنگ را با همان ابزارهای امنیتی و سیاسی، به مدیران بحران تبدیل کرد.