کویت و قطر هدف حملات پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی قرار گرفتند
کویت اعلام کرد روز چهارشنبه چندین تاسیسات نفتی و نیروگاهی این کشور هدف حمله پهپادهای ایرانی قرار گرفت و خسارات شدید و آتشسوزی در برخی سایتها رخ داد.
همزمان وزارت دفاع قطر اعلام کرد این کشور با هفت موشک و پهپاد شلیکشده از ایران هدف قرار گرفت اما همه آنها رهگیری شدند
بهگزارش رویترز حزبالله همزمان با آغاز آتشبس دوهفتهای میان آمریکا و جمهوری اسلامی، حملات به شمال اسرائیل و نیروهای اسرائیلی مستقر در خاک لبنان را متوقف کرده است. با این حال، تلآویو با پافشاری بر موضع قبلی خود اعلام کرده است که این توافق شامل جبهه لبنان نمیشود.
ارتش اسرائیل، چهارشنبه ۱۹ فروردین، اعلام کرد طی ۱۰ دقیقه و بهطور همزمان در چندین منطقه، ضربهای گسترده به حدود ۱۰۰ مقر و زیرساخت نظامی حزبالله زده است.
این حملات مقرها و زیرساختهای نظامی حزبالله در سراسر بیروت، منطقه بقاع و جنوب لبنان را هدف قرار داده و به پایان رسیده است.
حزبالله در انتظار آتشبس؛ هشدار درباره فروپاشی توافق
سه منبع لبنانی نزدیک به حزبالله به رویترز گفتند که این گروه از اوایل صبح چهارشنبه تمامی حملات خود را علیه اهداف اسرائیلی متوقف کرده است.
ابراهیم موسوی، نماینده پارلمان از فراکسیون حزبالله، در گفتوگو با رسانههای محلی هشدار داد که «اگر اسرائیل به آتشبس پایبند نباشد، هیچ طرفی خود را متعهد به آن نخواهد دانست و اسرائیل پاسخ محکمی از سوی منطقه، از جمله تهران، دریافت خواهد کرد.»
اصرار اسرائیل بر تداوم نبرد در خاک لبنان
بنیامین نتانیاهو شب گذشته بهصراحت اعلام کرد که آتشبس میان واشینگتن و تهران، که به جنگ ششهفتهای مستقیم میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی پایان داد، به هیچ وجه شامل جبهه لبنان نیست.
در همین راستا، آویخای ادرعی، سخنگوی ارتش اسرائیل، با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس گفت: «نبرد در لبنان ادامه دارد؛ آتشبس شامل این منطقه نمیشود.»
او همچنین دستور تخلیه گسترده برای بخشهای وسیعی از جنوب لبنان را بار دیگر تکرار کرد.
به نوشته رویترز، این موضعگیری اسرائیل با گفتههای شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان در تضاد است.
شریف، میانجی کلیدی در مذاکرات تهران و واشینگتن پیشتر اعلام کرده بود که این توافق صلح شامل جبهه لبنان نیز خواهد بود.
در حالی که حزبالله حملات خود را متوقف کرده، خبرگزاری رسمی لبنان از ادامه حملات هوایی و توپخانهای اسرائیل خبر میدهند.
در یک حمله هوایی به ساختمانی نزدیک یک بیمارستان در جنوب، چهار نفر کشته شدند. همچنین وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد حمله اسرائیل به شهر صیدا دستکم ۸ کشته و ۲۲ زخمی بر جای گذاشته است.
از ابتدای ماه مارس، تهاجم زمینی و هوایی اسرائیل به لبنان منجر به کشته شدن بیش از ۱۵۰۰ نفر شده است که در میان آنها نام ۱۳۰ کودک و ۱۰۰ زن به چشم میخورد.
همچنین بیش از ۱.۲ میلیون نفر در داخل لبنان آواره شدهاند.
احمد هرم، شهروند ۵۴ ساله آواره از حومه بیروت، به رویترز میگوید: «امیدواریم آتشبس برقرار شود؛ لبنان دیگر توان تحمل ندارد. اقتصاد و همهچیز در حال فروپاشی است.»
رهبران اروپایی، بههمراه رییس کمیسیون اروپا و نخستوزیر کانادا، ضمن استقبال از آتشبس تاکید کردند که این آتشبس باید بهطور کامل اجرا شود و در همه مناطق، از جمله لبنان، رعایت گردد. همزمان، جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، ضمن استقبال از توافق تهران و واشینگتن، بر ضرورت تلاش برای گنجاندن لبنان در هرگونه توافق پایدار صلح منطقهای تاکید کرد.
یک مقام ارشد دولت لبنان به رویترز گفت که بیروت دعوت رسمی برای حضور در مذاکرات مربوط به این آتشبس دوهفتهای دریافت نکرده و در مذاکرات شرکت نداشته است.
او افزود: «ما به همه طرفها اعلام کردهایم که تنها دولت لبنان صلاحیت مذاکره به نمایندگی از این کشور را دارد.»
با این حال، ارزیابی مقامات بیروت این است که ادامه حملات اسرائیل به لبنان لزوما باعث فروپاشی کل توافق آتشبس منطقهای نخواهد شد.
اسرائیل پیش از این گفته بود که برای ایجاد یک «منطقه حائل امنیتی» و حفاظت از ساکنان شمال این کشور، جنوب لبنان را تا رودخانه لیتانی اشغال خواهد کرد.
به نظر میرسد بهرغم آتشبس در جبهههای دیگر، این هدف همچنان اولویت اصلی تلآویو است.
سسیل کوهلر و ژاک پاریس، دو معلم فرانسوی، پس از چهار سال حبس در ایران به کشور خود بازگشتند و با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، دیدار کردند.
کوهلر و پاریس که آبان سال گذشته بهصورت مشروط از زندان آزاد شده بودند و در سفارت فرانسه در تهران در حبس خانگی به سر میبردند، سرانجام ۱۸ فروردین اجازه یافتند ایران را تحت اسکورت دیپلماتیک فرانسه ترک کنند.
روزنامه لوموند چهارشنبه ۱۹ فروردین جزییات تازهای از روند خروج این زوج منتشر کرد و نوشت کوهلر ۴۱ ساله و پاریس ۷۲ ساله برای عبور زمینی از ایران هشت ساعت در راه بودند و چهار ساعت دیگر نیز برای گذر از مرز صرف شد.
بر اساس این گزارش، کارکنان سفارت فرانسه با انتظاری طولانی و فرساینده روبهرو بودند؛ انتظاری که با نگرانی از احتمال فروپاشی روند آزادی این دو نفر در واپسین لحظات همراه بود.
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، ۱۸ فروردین گزارش داد دولت فرانسه در ازای خروج این زوج، متعهد به آزادی مهدیه اسفندیاری، شهروند ایرانی و پس گرفتن شکایت خود از جمهوری اسلامی در دیوان بینالمللی دادگستری شده است.
هفتم اسفند ۱۴۰۴، دادگاهی در فرانسه اسفندیاری را به اتهام «تحریک آنلاین به تروریسم» و حمایت از حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، به چهار سال حبس و ممنوعیت دائمی از ورود به خاک فرانسه محکوم کرد.
او پیشتر حدود هفت ماه در فرانسه در زندان به سر میبرد و ۳۰ مهر سال گذشته بهصورت مشروط آزاد شده بود.
فعالان حقوق بشر اقدامات جمهوری اسلامی در بازداشت اتباع خارجی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند حکومت از این حربه برای تحت فشار گذاشتن سایر کشورها و گرفتن امتیاز از آنها استفاده میکند.
روابط تهران و پاریس در آستانه تغییر؟
لوموند در ادامه گزارش خود از نقش «سازنده» عمان در نهایی شدن این «معامله متقابل» خبر داد و افزود چند ساعت پس از اعلام آزادی کوهلر و پاریس، حبس خانگی اسفندیاری نیز لغو شد.
بر اساس برخی گمانهزنیها، جمهوری اسلامی ممکن است پس از تهدیدهای ترامپ در خصوص هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، با آزادی این دو زندانی فرانسوی موافقت کرده باشد.
با این حال، ناظران در گفتوگو با لوموند فرضیه اقدام «بشردوستانه» جمهوری اسلامی را رد کردند.
دیوید خالفا، کارشناس خاورمیانه در بنیاد ژان ژورس، تصمیم حکومت ایران برای آزادی اتباع فرانسوی را «یک اقدام تاکتیکی حسابشده» برای «تعمیق شکاف» در روابط اروپا و آمریکا دانست.
راس هریسون، پژوهشگر موسسه خاورمیانه، نیز تاکید کرد آزادی این افراد حامل پیامی روشن است: جمهوری اسلامی در تعاملات خود با متحدان سنتی واشینگتن که در دوران جنگ تمایلی به همکاری با ترامپ ندارند، بهصورت متفاوت رفتار خواهد کرد.
دولت فرانسه برخی گمانهزنیها درباره نرمتر شدن موضع خود در قبال جمهوری اسلامی را رد کرده است. با این حال، لوموند به نقل از یک منبع فرانسوی، از «تغییر نگاه» تهران به پاریس خبر داد و گفت این تحول احتمالا به فاصلهگیری روزافزون و آشکار رییسجمهوری فرانسه از منطق جنگی آمریکا و اسرائیل مرتبط است.
پاریس از زمان آغاز جنگ ایران، موضعی «دفاعی» در پیش گرفت و بر همین اساس، با وجود درخواستها و حتی حملات ترامپ به اروپا و اعضای ناتو، از مشارکت در هرگونه اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز خودداری کرد.
مکرون پیشتر کارزار نظامی علیه حکومت ایران را «ناقض حقوق بینالملل» خواند.
او در جریان سفر به کره جنوبی از تغییر فزاینده مواضع ترامپ در قبال مناقشه کنونی انتقاد کرد و گفت: «وقتی بناست موضعی جدی اتخاذ کنیم، نمیتوان هر روز سخنی برخلاف گفتههای روز پیش بر زبان آورد. این یک نمایش نیست؛ ما از صلح و جنگ سخن میگوییم، از جان انسانها.»
از دیگر تحولات مهم اخیر در روابط تهران و پاریس میتوان به عبور یک کشتی کانتینری متعلق به گروه حملونقل دریایی فرانسوی CMA-CGM از تنگه هرمز اشاره کرد.
هریسون با اشاره به مجموع رخدادهای اخیر گفت: «ایران در صحنه بینالمللی منزوی شده و از هماکنون در حال برنامهریزی برای دوران پساجنگ است؛ با تلاش برای تعمیق شکاف میان ایالات متحده و متحدانش در اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس.»
چین با استقبال از آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا اعلام کرد برای توقف درگیریها «تلاشهایی» انجام داده است. همزمان گزارشها نشان میدهند پکن در کنار اسلامآباد نقش مهمی در کشاندن تهران به میز مذاکره داشته و قرار است جمعه میزبان مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی و آمریکا باشد.
در پی توافق آتشبس میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده، مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجه چین، چهارشنبه ۱۹ فروردین از این توافق استقبال کرد و گفت پکن از تلاشهای پاکستان در این زمینه حمایت میکند.
او با تاکید بر اینکه چین بر دستیابی به ثبات بلندمدت در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه از مسیر دیپلماسی تاکید دارد، افزود پکن برای «تحقق آتشبس و حلوفصل سیاسی مناقشه»، تلاش کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بامداد ۱۹ فروردین از یک آتشبس موقت و مشروط به «بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز» خبر داد.
او این توافق را «یک پیروزی کامل و بینقص» توصیف کردو گفت در مقابل، واشینگتن حملات خود علیه جمهوری اسلامی را برای دو هفته متوقف خواهد کرد.
روزنامه نیویورکتایمز نیز ۱۹ فروردین به نقل از سه مقام ایرانی گزارش داد جمهوری اسلامی علاوه بر تلاشهای دیپلماتیک پاکستان، تحت تاثیر فشارهای چین نیز به این توافق تن داده است.
بر اساس این گزارش، پکن که نگران پیامدهای اقتصادی تهدیدهای آمریکا برای هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی در ایران بوده است، تهران را به انعطاف بیشتر در مذاکرات ترغیب کرد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام درگیر در مذاکرات گزارش داد با نزدیک شدن به مهلت تعیینشده، دولت چین و جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در دستیابی به توافق نقش داشتهاند.
چین که بزرگترین خریدار نفت ایران محسوب میشود، در سالهای اخیر روابط اقتصادی خود را با تهران و همزمان با کشورهای حوزه خلیج فارس حفظ کرده است.
به نوشته والاستریتژورنال، سهم صادرات نفت ایران به چین از حدود ۳۰ درصد در یک دهه پیش به نزدیک کل صادرات این کشور رسیده است.
تحلیلگران میگویند همین وابستگی متقابل اقتصادی، انگیزهای برای پکن ایجاد کرده تا در لحظات پایانی، جمهوری اسلامی را به پذیرش آتشبس موقت سوق دهد.
پاکستان، میانجی نهایی
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، بامداد ۱۹ فروردین با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد جمهوری اسلامی، آمریکا و متحدانشان با برقراری آتشبس فوری «در همه مناطق، از جمله لبنان» موافقت کردهاند و این آتشبس «از همین لحظه» اجرایی میشود.
او در ادامه از هیاتهای مذاکرهکننده آمریکا و جمهوری اسلامی دعوت کرد که جمعه ۲۱ فروردین برای دستیابی به توافقی نهایی با هدف حل و فصل همه اختلافها، به اسلامآباد بروند.
پاکستان که روابط نزدیکی با تهران دارد، یکی از کانالهای اصلی انتقال پیشنهاد آتشبس موقت بوده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا، در مذاکرات جمعه میان تهران و واشینگتن، هیات جمهوری اسلامی به ریاست محمدباقر قالیباف و هیات آمریکایی به ریاست ونس، شرکت خواهند کرد.
خبرگزاری تسنیم این موضوع را که سرپرست تیم جمهوری اسلامی قالیباف است تکذیب کرده و نوشته است هنوز روشن نیست نماینده تهران در این مذاکرات چه کسی خواهد بود.
۱۸ فروردین و پیش از برقرار شدن آتشبس موقت، یک مقام پاکستانی به رویترز گفت در صورت گسترش جنگ، این کشور بر اساس تفاهمنامه دفاعی، در کنار عربستان سعودی خواهد ایستاد.
روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی تحلیلی، وضعیت پیچیده شهر گوادالاخارا در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی کرده است.
این شهر که پایگاه اصلی یکی از مخوفترین کارتلهای جهان است، اکنون تلاش میکند میان سایه سنگین جرم و جنایت و زرقوبرق یک رویداد مهم بینالمللی تعادل برقرار کند.
پس از مرگ «ال منچو»، رهبر کارتل نسل جدید خالیسکو (CJNG)، موجی از حملات هماهنگ شهر را فرا گرفت که به تعطیلی دوروزه مدارس و کسبوکارها منجر شد.
با این حال، ساکنان محلی معتقدند کارتل برای جلوگیری از مداخله گسترده ارتش، ترجیح میدهد نظم را حفظ کند و از جلب توجه بیش از حد بپرهیزد.
نرخ قتل در گوادالاخارا ۱۶ نفر به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر است؛ رقمی که در مقیاس جهانی نگرانکننده، اما در مقایسه با استانداردهای مکزیک «متوسط» ارزیابی میشود.
صنعت گردشگری امیدوار است هیجان فوتبال بر ترس از ناامنی غلبه کند. رزرو هتلها پس از یک دوره رکود، دوباره صعودی شده و مالکان برای جذب مسافران، تخفیفهای ویژهای در نظر گرفتهاند.
طبق برنامه، این شهر میزبان چهار مسابقه، از جمله بازی مکزیک و کره جنوبی خواهد بود.
سود اصلی در جیب کارتل
تحلیلگران امنیتی هشدار میدهند که ۳ میلیون گردشگر احتمالی، بیش از آنکه قربانی خشونت شوند، در نقش «مشتری» کارتل ظاهر خواهند شد.
کارتل خالیسکو با تسلط بر بارها، بازار مواد مخدر، الکل قاچاق و حتی سیگارهای الکترونیکی را مدیریت میکند.
فرناندو خیمنز سانچز، پژوهشگر امنیتی، معتقد است که جام جهانی به فصلی طلایی برای شکوفایی فعالیتهای مجرمانه تبدیل خواهد شد.
مرگ ال منچو خلأ قدرتی ایجاد کرده که میتواند به فروپاشی ساختار داخلی کارتل منجر شود.
تجربههای گذشته در مکزیک نشان میدهد حذف یک «پدرخوانده» معمولا به درگیریهای خونین میان شاخههای کوچکتر برای کسب جانشینی منجر میشود؛ موضوعی که میتواند امنیت مسابقات را در لحظات پایانی تهدید کند.
دولت مکزیک تلاش کرده است با نمایش خودروهای زرهی و افزایش گشتهای پلیس، چهرهای باثبات از گوادالاخارا به جهان نشان دهد.
با این حال، این نمایش قدرت با انتقاد ساکنان محلی روبهرو شده است. شهروندان معتقدند دولت با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی تلاش میکند لایههای تاریک و خشونتبار شهر را از دید جهانیان پنهان کند.
در واقع، جام جهانی فرصتی کمنظیر برای کارتلهاست تا از طریق فروش کالاهای قاچاق به گردشگران، درآمدهای کلانی کسب کنند.
از سوی دیگر، نبود رهبر واحد در کارتل ممکن است در آستانه مسابقات به درگیریهای داخلی غیرقابلپیشبینی منجر شود.
همچنین تمرکز پلیس بر مناطق گردشگری، حس رهاشدگی، تبعیض امنیتی و نارضایتی را در میان شهروندان عادی تقویت کرده است.
آنها نگراناند که پس از پایان مسابقات و خروج گردشگران، با کارتلهایی ثروتمندتر و قدرتمندتر تنها بمانند.
وتوی روسیه و چین علیه قطعنامه حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز فقط نشانه همسویی سیاسی با جمهوری اسلامی نیست؛ این دو قدرت از تداوم بحران ایران نیز سود میبرند: یکی با جهش درآمدهای انرژی و دیگری با تقویت جایگاهش در بازار جهانی فناوریهای انرژی پاک.
در نگاه نخست، وتوی پیشنویس قطعنامه پیشنهادی بحرین درباره حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز از سوی روسیه و چین که سهشنبه در شورای امنیت سازمان ملل انجام شد، ممکن است در چارچوب اتحاد سیاسی این دو کشور با جمهوری اسلامی ایران یا رقابت ژئوپلیتیک آنها با ایالات متحده تحلیل شود. چنین برداشتی بیراه نیست، اما همه واقعیت را توضیح نمیدهد.
آنچه در این میان کمتر دیده میشود، منطق اقتصادی و منافع مالی مستقیم این دو قدرت در تداوم بحران است.
روسیه؛ جنگی که خزانه کرملین را پر کرد
پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد روسیه بهواسطه تحریمهای بینالمللی تحت فشار جدی قرار داشت.
گزارشهای رسانهای، از جمله در نشریه آلمانی فرانکفورتر روندشاو، نشان میدهد که درآمدهای نفت و گاز این کشور بهشدت کاهش یافته بود؛ بهطوریکه نفت روسیه با تخفیفهای قابل توجه و حتی تا حدود یکسوم قیمت جهانی فروخته میشد. همزمان، کسری بودجه دولت به بیش از ۹۰درصد رقم هدفگذاریشده برای سال ۲۰۲۶رسیده بود.
اما با آغاز جنگ، شرایط بهسرعت تغییر کرد. افزایش قیمت انرژی و اختلال در عرضه جهانی باعث شد درآمدهای نفت و گاز روسیه جهش پیدا کند.
برآوردها نشان میدهد که درآمد روزانه مسکو از این محل به حدود ۷۶۰میلیون دلار رسیده و مجموع درآمد ماهانه آن به نزدیک ۲۴میلیارد دلار افزایش یافته است.
به بیان دیگر، بحرانی که برای بسیاری از کشورها هزینهزا بوده، برای روسیه به یک فرصت اقتصادی کمسابقه تبدیل شده است.
چین؛ برنده پنهان در نظم جدید انرژی
در مورد چین، ماجرا متفاوت و پیچیدهتر است. برخلاف روسیه، پکن بهطور مستقیم از افزایش قیمت نفت سود نمیبرد و حتی در صورت اختلال یا بسته شدن تنگه هرمز ممکن است با چالشهای جدی مواجه شود.
با این حال، برخی تحلیلها از جمله در واشینگتن پست نشان میدهد که چین میتواند در بلندمدت از این بحران منتفع شود.
افزایش بیثباتی در بازار انرژی و رشد قیمت سوختهای فسیلی، کشورها را به سمت انرژیهای تجدیدپذیر سوق میدهد؛ حوزهای که چین در آن برتری جهانی دارد. از تولید پنلهای خورشیدی گرفته تا باتریها و خودروهای برقی، پکن بازیگر اصلی زنجیره تأمین این فناوریهاست.
در نتیجه، هرچه بحران انرژی عمیقتر شود، وابستگی جهان به فناوریهای تولیدی چین افزایش مییابد. البته این به معنای نبود ریسک نیست؛ چین همچنان به مسیرهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز وابسته است و از اختلال در آنها آسیبپذیر خواهد بود.
بحران بهمثابه فرصت
با در نظر گرفتن دو واقعیت سود مستقیم روسیه از افزایش قیمت انرژی و سود ساختاری چین از تغییر الگوی مصرف جهانی میتوان پرسش مهمتری مطرح کرد: آیا تداوم بسته بودن تنگه هرمز و اختلال در کشتیرانی تجاری، در خدمت منافع این قدرتها قرار نمیگیرد؟
این پرسش بهویژه در زمینه تصمیمگیریهای سیاسی، از جمله مخالفت با ابتکاراتی که میتواند به کاهش تنش یا تضمین امنیت مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز منجر شود، اهمیت پیدا میکند.
در این چارچوب، تداوم بحران را میتوان نوعی «رولت روسی» در سیاست بینالملل دانست؛ قماری پرریسک با پیامدهای غیرقابل پیشبینی که در عین حال برای برخی بازیگران سودآور است.
در حالی که روسیه و چین از بیثباتی در بازار انرژی و تحولات ژئوپلیتیک بهره میبرند، جمهوری اسلامی آگاهانه یا ناآگاهانه در زمینی بازی میکند که قواعد آن را قدرتهای دیگر تعیین کردهاند.
تحلیل رفتار روسیه و چین در قبال بحران ایران، تنها با ارجاع به ملاحظات سیاسی یا امنیتی کامل نمیشود. اقتصاد انرژی و منافع مالی نقش تعیینکنندهای در این معادله دارند.
در چنین وضعی، تداوم بحران برای برخی بازیگران سود میسازد، اما برای ایران و مردمش هزینهای سنگینتر بر جا میگذارد.