ترامپ: در صورت شکست مذاکرات، کنترل نفت ایران را در دست خواهیم گرفت
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در گفتوگوی تلفنی با خبرنگار فاکسنیوز اعلام کرد که مذاکرهکنندگان ایرانی بهطور موقت «عفو محدود» دریافت کردهاند تا گفتوگوها ادامه یابد. او همزمان هشدار داد که در صورت شکست مذاکرات، کنترل نفت ایران را در دست خواهد گرفت.
تری یینگست، خبرنگار فاکسنیوز که عصر یکشنبه ۱۶ فروردین با ترامپ مصاحبه کرده، گزارش داد رییسجمهوری آمریکا در این گفتوگو تاکید کرده که مذاکرات با ایران همچنان «بهصورت فعال» در جریان است و به گفته او، مذاکرهکنندگان ایرانی بهطور موقت از هدف قرار گرفتن مصون ماندهاند.
ترامپ این وضعیت را نوعی «عفو محدود» توصیف کرده که بنا به درخواست طرف ایرانی و با موافقت او اعمال شده است.
رییسجمهور آمریکا همچنین گفته است که نسبت به دستیابی به توافق در کوتاهمدت خوشبین است. با این حال، او همزمان هشدار داده که در صورت عدم دستیابی به توافق، گزینههای سختتری از جمله «به دست گرفتن کنترل نفت ایران» را در نظر دارد.
ترامپ گفت: «اگر مذاکرات شکست بخورد، ترجیح میدهم کنترل نفت ایران را به دست بگیرم.»
یینگست به نقل از ترامپ افزود که این موضوع میتواند تحول مهمی در روند این درگیری باشد.
پینگپنگ تهدیدها
ترامپ ساعتی پیش از انتشار این مصاحبه از سوی فاکسنیوز، در شبکه اجتماعی تروث سوشال بار دیگر تهدید خود برای هدف قرار دادن نیروگاهها و پلها در ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز را تکرار کرد و نوشت: «سهشنبه در ایران، «روز نیروگاهها» و «روز پلها» خواهد بود—همه در یک روز جمع شدهاند. چیزی شبیه آن هرگز نخواهید دید!!!»
ترامپ در گفتوگوی دیگری با رسانه آکسیوس، مذاکرات میان واشینگتن و تهران را «مذاکراتی عمیق» خواند و افزود: «شانس خوبی وجود دارد که پیش از پایان مهلت به توافق برسیم، اما اگر توافق نکنند، همهچیز را آنجا منفجر میکنم.»
منظور او از «پایان مهلت»، اشاره به آخرین اولتیماتومی است که ششم فروردین اعلام کرد و در آن هشدار داد اگر ظرف ۱۰ روز تنگه هرمز باز نشود، نیروگاههای برق ایران هدف حمله قرار خواهند گرفت.
ترامپ در پاسخ به آکسیوس درباره نگرانی از آسیب به غیرنظامیان ایرانی گفت تصور میکند غیرنظامیانی که با حکومت خود مخالفاند، از چنین حملاتی برای تضعیف حکومت حمایت خواهند کرد. او گفت: «آنها در ترس زندگی میکنند، میترسند ما وسط جنگ آنها را رها کنیم، اما ما قرار نیست برویم.»
همزمان با تهدیدهای پیدرپی ترامپ از کانالهای مختلف، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس جمهوری اسلامی، در شبکه ایکس خطاب به او نوشت: «اقدامات بیپروای شما ایالات متحده را به جهنمی زنده برای تکتک خانوادهها میکشاند و کل منطقه را به آتش خواهد کشید، فقط به این دلیل که اصرار دارید از دستورات نتانیاهو پیروی کنید. هیچ تردیدی نداشته باشید: از طریق جنایات جنگی هیچ دستاوردی نخواهید داشت.»
نارضایتی از کُندی مذاکرات
یینگست در بخشی از گزارش خود به نارضایتی ترامپ از نحوه پیشبرد مذاکرات از سوی ایران اشاره کرد و به نقل از رییسجمهوری آمریکا گفت که تهران تلاش دارد روند گفتوگوها را به تعویق بیندازد. ترامپ تاکید کرده که با چنین رویکردی مخالف است و میخواهد هرچه سریعتر به نتیجه برسند
ترامپ در پاسخ به پرسش فاکسنیوز درباره احتمال ناامیدی از روند مذاکرات گفت که ناامید نیست، اما در عین حال تاکید کرد تغییری اساسی در رفتار طرف ایرانی مشاهده نمیشود، هرچند سطح فشارها افزایش یافته است.
در همین حال، ترامپ گفت که در صورت شکست مذاکرات، مسئولیت پیامدهای آن بر عهده حکومت ایران خواهد بود. او تاکید کرد که ایالات متحده در کنار مسیر دیپلماتیک، آماده اعمال فشارهای بیشتر نیز هست.
یینگست گفت: «برداشت من از صحبتهای رییسجمهور این بود که او درباره تهدیدهایش علیه حکومت ایران کاملا جدی است.»
این خبرنگار افزود: «رییسجمهور همچنین درباره شیوه مذاکره ایرانیها صحبت کرد. برداشتی که من از این گفتوگو داشتم این است که ایرانیها تمایل دارند در روند مذاکرات وقتکشی کنند. او به من گفت که ایرانیها تلاش میکردند مذاکرات را یک هفته یا چند روز دیگر به تعویق بیندازند. اما رییسجمهور پاسخ داده: نه، همین الان مذاکره میکنید.»
رییسجمهوری آمریکا دوم فروردین اعلام کرده بود که در صورت باز نشدن تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت، «نیروگاههای برق» ایران را هدف قرار خواهد داد. او یک روز بعد، از مذاکرات «سازنده» با تهران خبر داد و گفت هرگونه حمله به نیروگاهها و زیرساختهای انرژی ایران به مدت پنج روز به تعویق خواهد افتاد. سپس اولتیماتوم خود را در ششمین روز فروردین به مدت ۱۰ روز دیگر تمدید کرد.
بر اساس آنچه او در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرده است، مهلت او ساعت هشت شب دوشنبه شنبه ششم آوریل به وقت شرق آمریکا (ساعت ۳:۳۰ بامداد سهشنبه ۱۸ فروردین به وقت ایران)، به پایان خواهد رسید.
مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامهای با اشاره به جنگ، از حکومت خواست که به «خواست اکثریت» مردم ایران تن دهد و راه را برای توافق با آمریکا بگشاید.
تاجزاده در این نامه که یکشنبه ۱۶ فروردین منتشر شد، نوشت: «روی آوردن به دیپلماسی وظیفهای دوطرفه است و تنها راه عبور از این بحران مصیبتبار، اتخاذ راهبرد بُرد-بُرد و تلاش برای دستیابی به توافقی جامع و آتشبسی پایدار است.»
او افزود: «بر این اساس، طرف ایرانی نیز باید به سهم خود، با پرهیز از صفر و یک دیدن شرایط، مانع ویرانی کشورمان شود. یعنی با تن دادن به مطالبات دموکراتیک اکثریت ملت و با رفع نگرانیهای بینالمللی درباره فعالیتهای هستهای خود، راه برای توافق شرافتمندانه بگشاید.»
مصر، ترکیه و پاکستان، کشورهایی هستند که در جهت برای برقراری مذاکرات بین جمهوری اسلامی و آمریکا پس از آغاز جنگ دوم تلاش میکنند، اما تاکنون این تلاشها هیچ نتیجهای نداشته است.
تاجزاده به ترامپ: جنگ را هر چه سریعتر خاتمه دهید
این زندانی سیاسی همچنین خطاب به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نوشت: «تلاش برای ویران ساختن و جهنم کردن ایران، جنگ اخیر را به جنگی کاملا فاجعهبار تبدیل میکند، منطقهای را به آتش میکشد و بار دیگر به احساسات ضدآمریکایی در ایران و بسیاری از کشورهای دنیا دامن میزند.»
ترامپ، عصر یکشنبه ۱۶ فروردین، در شبکه اجتماعی تروث سوشال بار دیگری تهدید خود برای هدف قرار دادن نیروگاهها و پلها در ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز را تکرار کرد.
او نوشت: «سهشنبه در ایران، «روز نیروگاهها» و «روز پلها» خواهد بود—همه در یک روز جمع شدهاند. چیزی شبیه آن هرگز نخواهید دید!!!»
اما تاجزاده خطاب به رییس جمهوری آمریکا اضافه کرد: «جنگ را هر چه سریعتر خاتمه دهید تا از خسارات و تلفات به مراتب بیشتری جلوگیری کنید.»
این نامه تاجزاده در شرایطی منتشر شده که پیشتر برخی از مقامات جمهوری اسلامی از جمله حمید رسایی، نماینده مجلس، خواستار بازداشت حسن روحانی و محمدجواد ظریف شدهاند.
ظریف در «فارنافرز» پیشنهاد توافقی فراتر از آتشبس، محدودسازی غنیسازی و لغو تحریمها را مطرح کرد و روحانی نیز بر آمادگی برای پایان «عزتمندانه» جنگ و حفظ کنترل تنگه هرمز تاکید کرد.
سعید حدادیان، مداح حکومتی در واکنش به مقاله ظریف درباره پایان جنگ، او را «جاسوس» خواند و گفت سه روز فرصت دارد بگوید «غلط کردم».
حدادیان افزود اگر ظریف عذرخواهی نکند «شب چهارم کاروان میشویم و میرویم در خانهاش» و پرسید آیا باید روی پیشانیاش بنویسد «خودفروخته آمریکا» است.
ایراناینترنشنال به نقل از یک منبع اسرائیلی گزارش داد دو واحد کماندویی این کشور، موسوم به «شلدگ» و «متکال»، در عملیات نجات خلبان آمریکایی در ایران نقش داشتند.
این منبع یکشنبه ۱۶ فروردین به ایراناینترنشنال گفت این عملیات حدود ۳۶ ساعت به طول انجامید و در جریان آن، یک هلیکوپتر آمریکایی هدف تیراندازی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت، اما در نهایت موفق شد سالم به پایگاه بازگردد.
شبکه فاکسنیوز نیز خبر داد اسرائیل در عملیات جستوجو و نجات خلبان آمریکایی مشارکت داشته و «اطلاعاتی» را در اختیار واشینگتن قرار داده است.
بر اساس این گزارش، اسرائیل همچنین با متوقف کردن حملات هوایی جمهوری اسلامی به منطقه عملیاتی، در روند نجات خلبان آمریکایی نقشآفرینی کرده است.
نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده موفق شدند بامداد ۱۶ فروردین در یک ماموریت مخاطرهآمیز، خلبان جنگنده اف-۱۵ را که پس از سرنگونی در ایران گرفتار شده بود، نجات دهند. پیشتر یک خلبان آمریکایی دیگر نیز از ایران نجات یافته بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۶ فروردین با انتشار بیانیهای، این ماموریت را «یکی از جسورانهترین عملیاتهای جستوجو و نجات در تاریخ آمریکا» خواند.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، هم نجات خدمه پروازی را به آمریکا تبریک گفت و افزود این عملیات «جلوه دیگری از همکاری نزدیک بین اسرائیل و ایالات متحده حتی در لحظات پیچیده است».
انهدام یک هواپیمای آمریکایی به دست نیروهای این کشور
فاکسنیوز در ادامه گزارش داد که نیروهای آمریکایی حداقل یکی از هواپیماهای دخیل در عملیات نجات در ایران را بهدلیل «پیچیدگیهایی» که در منطقه رخ داد، رها کردند.
بر اساس این گزارش، یک فروند هواپیما، احتمالا از نوع سی-۱۳۰ هرکولس، در گل گرفتار شد و نیروهای آمریکایی برای جلوگیری از دسترسی جمهوری اسلامی به آن، هواپیما را منهدم کردند.
در ادامه هواپیماهای دیگری عازم منطقه شدند تا نیروهای شرکتکننده در عملیات را بهطور ایمن بازگردانند.
در سوی دیگر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از انهدام «چندین پهپاد و بالگرد متجاوز» در استانهای اصفهان و کهگیلویه و بویراحمد خبر داد و نوشت: «تلاش دشمن برای نجات خلبان جنگنده ساقطشده شکست خورد.»
این رسانه حکومتی همچنین به نقل از «منابع میدانی» گزارش داد چند نظامی آمریکایی در جریان این عملیات جان خود را از دست دادهاند.
با این حال، فارس هیچگونه مدرکی درباره سرنوشت خلبان آمریکایی و نظامیانی که به گفته این رسانه کشته شدهاند، ارائه نکرد.
ترامپ پیشتر در بیانیه خود تاکید کرد در جریان عملیات نجات دو خلبان در ایران، هیچ نیروی آمریکایی کشته یا زخمی نشده است.
رییسجمهوری آمریکا ۱۵ فروردین به جمهوری اسلامی هشدار داد در صورت عدم دستیابی به توافق با واشینگتن تا ۴۸ ساعت دیگر، «جهنم بر سرشان فرو خواهد ریخت».
ماشین سرکوب جمهوری اسلامی با حملات اسرائیل از بالاترین تا پایینترین سطوح آن بهشدت آسیب دیده است. علاوه بر دهها فرمانده ارشد سرکوب، نزدیک به ۵ هزار سرکوبگر کشته و ۲۱ هزار تن دیگر زخمی شدند. دستکم ۱۳۰ مقر اطلاعاتی، پادگان، کلانتری و پایگاه بسیج نیز نابود شدند.
شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ حدود ساعت ۹ صبح به وقت ایران، شهروندان انفجارهایی را مشاهده کردند. در تهران، انفجارها حوالی مجموعه «بیت رهبری» بود.
آنها هنوز نمیدانستند علی خامنهای، رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی که ۳۶ سال از عمرش را صرف فرماندهی سرکوب ایرانیان کرده بود، کشته شده است.
او ۵۰ روز پس از آن کشته شد که فرمان کشتار خونین معترضان در انقلاب ملی ایرانیان را صادر کرد. اکنون با سخنان دونالد ترامپ روشن شده دستکم ۴۵ هزار نفر در آن روزها کشته شدند.
خامنهای بهتنهایی آن کشتار را رقم نزد؛ فرمان او را ماشین سرکوب جمهوری اسلامی از شورای عالی امنیت ملی در بالاترین تا پایگاههای بسیج و کلانتریها در پایینترین سطح اجرا کردند.
تاوان آن کشتار، از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد.
منابع ایراناینترنشنال میگویند نزدیک به ۵ هزار نفر از نیروهای سرکوب تاکنون کشته شدند. همچنین شمار سرکوبگران مجروح نزدیک به ۲۱ هزار نفر اعلام شده است.
ایراناینترنشنال گزارشهای مردمی از اهداف اسرائیل در عملیات «غرش شیران» را بررسی کرده است.
یافتهها نشان میدهد از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۹ فروردین ۱۴۰۵، طی حدود یک ماه، دستکم ۵۷ ساختمان یا پایگاه بسیج، ۴۳ کلانتری یا مقر مربوط به فراجا (فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی) شامل یگانهای ویژه سرکوب، ستادها و کلانتریها، ۱۰ مجموعه سپاه پاسداران که در سرکوب مشارکت داشته و ۱۱ مجموعه امنیتی هدف قرار گرفته است.
موارد دیگر شامل مراکز مرتبط با دستگاههای امنیتی و سرکوب، نظیر سازمان صداوسیما و ساختمانهای قوه قضاییه نیز در فهرست اهداف بودند؛ مراکزی که با تبلیغات و صدور احکام، نقش تکمیلکننده سرکوب ایرانیان را بر عهده داشتند.
بهدلیل قطع اینترنت در ایران، اخبار مربوط به حملات به بسیاری از مناطق تاکنون منتشر نشده است.
ساختار ماشین سرکوب جمهوری اسلامی
ساختار سرکوب ایرانیان توسط جمهوری اسلامی را میتوان در سه بخش ترسیم کرد.
در بخش اول، فرماندهی قرار دارد. پس از رهبر جمهوری اسلامی، شورای عالی امنیت ملی که از سران سه قوه، فرماندهان نظامی و وزرای اطلاعات و کشور تشکیل شده، تصمیمگیر اصلی در کل کشور است.
دبیر این شورا جایگاه ویژهای در آن دارد. علی لاریجانی، تصمیمگیر اصلی در جریان کشتار دیماه، در حملات اسرائیل هدف قرار گرفت.
در سطح استانها، شورای تامین استان نقشی مشابه شورای عالی امنیت ملی دارد. استاندار و فرماندهان نظامی، نمایندگان ولیفقیه و ائمه جمعه منطقهای اعضای شوراهای تامین استانی را تشکیل میدهند.
در هر شهرستان نیز شورای تامین شهرستان به شکلی مشابه وجود دارد.
در تهران، «قرارگاه ثارالله» در فرماندهی سرکوب نقش ویژهای دارد. در سرکوب اعتراضات به تشخیص شورای عالی امنیت ملی، تمامی نیروهای سرکوب در تهران تحت فرمان این قرارگاه قرار میگیرند؛ نظیر آنچه در آبان خونین ۹۸ و دیماه ۱۴۰۴ رخ داد.
«سپاه سیدالشهدا» نیز در مناطق حاشیه تهران و کرج نقشی مشابه قرارگاه ثارالله در تهران دارد.
نیروهای فراجا، در قالب کلانتریها و بعد یگانهای ویژه، نخستین لایه سرکوب به شمار میروند. نیروهای سپاه استانی و یگانهای تخصصی نظیر «صابرین» و «فاتحین»، مکمل آنان برای سرکوب وحشیانهتر هستند.
همچنین برای سرکوب، نیروهای بسیج در قالب «گردانهای امام علی» سازماندهی میشوند. این نیروها معمولا با موتور به تجمعات هجوم میبرند.
مبدع این یگانها که اولین بار سال ۱۳۸۸ شناخته شدند، مهدی ربانی بود که در جنگ ۱۲ روزه کشته شد.
دیدار ابراهیم رئیسی با اعضای یگان فاتحین پس از سرکوب اعتراضات سال ۱۴۰۱. فرمانده این یگان در حملات ۱۲ فروردین ۱۴۰۴ کشته شد/ عکس از آذرماه ۱۴۰۱
رهبران سرکوب
در راس هرم تصمیمگیری درباره سرکوب ایرانیان، علی خامنهای که برای ۳۶ سال فرمان سرکوب صادر میکرد، در ساعات اولیه حملات در ۹ اسفند کشته شد.
محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، نیروی اصلی سرکوب ایرانیان، به همراه عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح که لجستیک سرکوب را بر عهده داشت، در همان حمله کشته شدند.
علی شمخانی، مشاور عالی امنیتی خامنهای، اگرچه در زمان مرگ سمت رسمی در ساختار سرکوب نداشت، اما برای سالهای طولانی در سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی، بالاترین مقام تصمیمگیر درباره سرکوب اعتراضاتی چون آبان خونین ۹۸ بود.
در روزهای بعدی، علی لاریجانی، دبیر و علیرضا بیات، معاونت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، اکبر غفاری، قائممقام خطیب و دستکم ۷ معاون و مقام ارشد این وزارتخانه کشته شدند.
غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج و اسماعیل احمدی، معاون او، هدف قرار گرفتند.
چهرههای کمتر شناختهشده، اما باتجربه سرکوب نظیر بهرام حسینیمطلق هم کشته شدند. حسینیمطلق، فرمانده سابق قرارگاه ثارالله تهران، مسئول سرکوب اعتراضات سال ۱۳۸۸ بود. او در ساختار سرکوب استان البرز نیز نقش داشت.
محمدعلی فتحعلیزاده، فرمانده یگان فاتحین، هم در حملات ۱۲ فروردین کشته شد.
اعضای یگان فاتحین با لباس و تجهیزات خاص خود در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱، در خیابانهای تهران حضور داشتند و رعب و وحشت ایجاد میکردند. ابراهیم رئیسی بهطور خاص از آنها بابت سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ تشکر کرده بود.
آنها بسیجیانی هستند که توسط سپاه پاسداران، آموزشهای خاصی دیدهاند و در سرکوب اعتراضات سوریه نیز حضور داشتند.
پیشتر در جنگ ۱۲ روزه جمعی از فرماندهان سرکوب، از جمله حسین سلامی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، محمد کاظمی، رییس، حسن محقق، جانشین و محمد باقری، معاون عملیات سازمان اطلاعات سپاه و محمد تقی یوسفوند، فرمانده حفاظت اطلاعات بسیج، کشته شدند.
غلامرضا رضاییان، رییس سازمان اطلاعات فراجا، در جنگ دوم و علیرضا لطفی، جانشین این سازمان، در جنگ ۱۲ روزه کشته شدند.
مقامهای قوه قضاییه نظیر علی قناعتکار ماوردیانی، معاون دادستان تهران، وحید حیدرپور، رئیس بند سیاسی زندان اوین، بهاره لطیفی، رییس بند زنان زندان اوین، روحالله توسلی، معاون تربیتی، عباس شفیعی، معاون رییس زندان و ۳۶ کارمند دیگر قوه قضاییه کشته شدند.
همزمان با آتشسوزیهای مشکوک پس از جنگ ۱۲ روزه نیز چهرههایی امنیتی چون علی طائب و غلامحسین (شهرام) غیبپرور از میان رفته بودند.
غیبپرور جانشین فرمانده سپاه پاسداران در قرارگاه «امامعلی»، از خشنترین مراکز سرکوب در جمهوری اسلامی بود. طائب هم نماینده سابق ولی فقیه در قرارگاه ثارالله به شمار میرفت.
درهم شکستن مادی و معنوی نیروهای امنیتی
در جنگ ۱۲ روزه، برای اولین بار لایههای سرکوب در کشور از سطح تصمیمگیری و امنیتی تا سطح عملیاتی و میدانی هدف قرار گرفت.
آنچه در جنگ دوم رخ داد، به مراتب شدیدتر و جزئیتر بود. برخی از این اهداف اهمیت بیشتری داشتند. اگرچه جابهجایی نیروهای امنیتی بهخصوص در شرایط جنگی دور از ذهن نیست، اما هدف قرار گرفتن تاسیسات امنیتی نمادین تلقی میشود.
وزارت اطلاعات؛ هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ دوم، ساختمان مرکزی وزارت اطلاعات هدف قرار گرفت.
عالیترین مقام این وزارتخانه، یعنی اسماعیل خطیب، به همراه قائممقام و دستکم ۶ معاون و مدیر ارشد این وزارتخانه تاکنون جان باختند.
تصاویر هوایی، تخریب گسترده در محدوده ساختمان اصلی وزارت اطلاعات را که در انتهای خیابان ابوذر غفاری تهران در حاشیه بزرگراه زینالدین واقع شده، نشان میدهد.
علاوه بر ساختمان اصلی، ساختمانهای ناشناسی نیز وجود داشتند که پس از حملات روشن شد متعلق به دستگاه امنیتی بودند؛ از جمله ساختمانهایی در محدوده اداره برق میدان ژاله تهران که در حملات ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ هدف قرار گرفتند.
۱۰ اسفند نیز به چند ساختمان در انتهای خیابان استادحسن بنا در کنار پارک مجیدیه و سازمان پدافند غیرعامل حمله شد.
سازمان اطلاعات سپاه؛ ساختمان اصلی و ساختمانهای مرتبط با این سازمان در خیابان مهناز (صابونچی) تهران، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ دوم هدف قرار گرفتند.
تاسیسات دیگری در منطقه قصر فیروزه در شرق تهران در حملات ۱۶ اسفند هدف قرار گرفت.
ستاد حراست اطلاعات سپاه و پایگاه آموزشی آن در تپههای سرخه حصار از اهداف حملات ۱۳ اسفند بودند.
حملات به مراکز عملیاتی سرکوب پایتخت
اکنون در فروردین ۱۴۰۵، تا اینجای کار در نتیجه جنگ ۱۲ روزه و جنگ دوم، مراکز اصلی سرکوب پایتخت، شامل قرارگاه ثارالله، تاسیسات پرشمار مستقر در شرق تهران و حوالی سرخهحصار و دوشانتپه، تاسیسات فرماندهی سرکوب در شمال تهران، تاسیسات فرماندهی حاشیه شهر تهران، در جنوب تهران و یگانهای ویژه سرکوب مناطق اقماری کرج، همگی هدف قرار گرفتند.
علاوه بر آن، نواحی و پایگاههای بسیج تهران و تعدادی کلانتری نیز منهدم شدند؛ مراکزی که برخی از آنها نمادهای سرکوب پایتخت بودند.
منطقه سرخهحصار؛ این منطقه حدودا به وسعت ۱۰ کیلومتر مربع در جنوب و غرب سرخهحصار در حاشیه شرقی شهر تهران در مجاورت قصر فیروزه و دوشانتپه قرار دارد که محل بسیاری از مقرهای سرکوب پایتخت است.
«لشکر ۲۷ محمد رسول الله» که نیروی اصلی پیاده سپاه پاسداران در سرکوب پایتخت به شمار میرود، در همین محدوده واقع شده است.
این منطقه در جنگ ۱۲ روزه هدف قرار گرفته بود. پایگاه یگان کماندویی صابرین که مشابه نیروهای ویژه هوابرد در ارتش هستند و ستاد حراست اطلاعات و پایگاه آموزشی اطلاعات سپاه در همین محدوده واقع شده است.
در کنار سپاه پاسداران، مقر یگان پشتیبانی و یگان ویژه سرکوب اعتراضات نیروی انتظامی و مقرهای سایبری سرکوب در این محدوده قرار دارند.
علاوه بر اینها، مقر یگانهای امام علی و سازمان بسیج در شمال افسریه، در کنار این محدوده واقع است. تمام این منطقه بارها هدف قرار گرفته است، اما یکی از سنگینترین حملات ۱۳ اسفند در ابتدای جنگ دوم رخ داد.
تیراندازی از پایگاه مقداد به معترضان درجریان اعتراضات ۲۵ خرداد ۸۸. پایگاه مقداد از مراکز اصلی سازماندهی نیروهای بسیج و سپاه برای سرکوب اعتراضات تهران به شمار میرود.
منطقه سئول؛ در شمال تهران، ضلع شمال شرقی تقاطع سئول و بزرگراه نیایش (رفسنجانی) تاسیسات مربوط به قرارگاه ثارالله و بسیج قرار گرفته است.
این مجموعه در کنار باشگاه انقلاب، در جنگ ۱۲ روزه نیز هدف قرار گرفته بود، اما در جنگ دوم با شدت بیشتری در هم کوبیده شد.
تصاویر هوایی ویرانههای باقیمانده از حملات را نشان میدهد. ستاد مرکزی فرماندهی انتظامی کل کشور (فراجا) در جنوب همین منطقه و در کنار بیمارستان خاتمالنبیا قرار داد. این محدوده نیز هدف قرار گرفته است.
غرب تهران؛ یک روز پس از حملات سنگین در شرق تهران و محدوده سرخهحصار، حمله سنگین دیگری اینبار در غرب تهران به سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آریامهر (آزادی) انجام شد.
نیروهای یگان ویژه فراجا که مقر اصلیشان در نزدیکی ورزشگاه آزادی است، به این سالن انتقال داده شده بودند. تخمین زده شده در این حمله ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر از نیروهای سرکوب کشته شده باشند.
کلانتریها؛ کلانتریها یکی از آخرین حلقههای سرکوب هستند. اگرچه نیروهای تخصصی سرکوب معمولا در کلانتریها مستقر نیستند، اما در اعتراضات، کلانتریها از اصلیترین مقرهای موقت مورد استفاده نیروهای سرکوب بهشمار میروند.
علاوه بر این، کلانتریها در هر منطقه، اطلاعات جامعی درباره محدوده خود در اختیار دارند. بازداشتگاههای موقت کلانتریها نیز به دفعات مورد استفاده نیروهای سرکوب قرار گرفته است.
در جنگ دوم، ۱۷ کلانتری شامل کلانتری ۱۳۷ گیشا، کلانتری ۱۱۳ بازار، کلانتری ۱۰۴ عباس آباد، کلانتری ۱۳۳ شهرزیبا، کلانتری ۱۲۱ سلیمانیه شاهد، کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر، کلانتری ۱۴۰ باغ فیض، کلانتری ۱۳۸ جنتآباد، کلانتری ۱۶۹ مشیریه، کلانتری ۱۵۹ بیسیم، کلانتری ۱۰۸ نواب، کلانتری ۱۴۸ انقلاب، کلانتری ۱۵۲ خانیآباد، کلانتری نعمتآباد، کلانتری ۱۲۳ نیاوران، کلانتری ۱۴۲ کن و کلانتری ۱۵۰ تهرانسر هدف قرار گرفتند.
پس از حمله به این کلانتریها، گزارشهای قدیمی از نقش آنها در سرکوب بار دیگر مطرح شد؛ از جمله نقش کلانتری گیشا در آزار و اذیت شهروندان به بهانه حجاب اجباری، نگهداری و بازداشت خشونتآمیز شهروندان در کلانتری باغفیض و شلیک از کلانتری عباسآباد به شهروندان.
پایگاههای بسیج؛ پایگاههای بسیج در محلات تهران از طریق سازمان بسیج زیرمجموعههای سپاه پاسداران به شمار میروند.
پایگاهها زیرمجموعههای حوزههای بسیج و حوزهها زیرمجموعههای ناحیههای مقاومت بسیج هستند.
در شهر تهران، دستکم ۲۵ ناحیه، حوزه یا پایگاه مقاومت بسیج هدف قرار گرفتند که برخی از آنها نقش مهمی در سازماندهی سرکوب تهران داشتند.
ناحیه مقاومت بسیج مقداد، در غرب تهران و در کنار دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف)، یکی از اصلیترین نهادهای سرکوب محسوب میشود. از پشتبام این ناحیه بود که در اعتراضات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، به معترضان تیراندازی شد.
این پایگاهها در هر محله بهعنوان بازوان سرکوب شناخته میشوند. ناحیه مقاومت بسیج کربلا در شمال میدان رسالت، از اصلیترین مقرهای سرکوب شرق تهران است.
در دیماه ۱۴۰۴، بسیجیان عضو پایگاه بسیج نازیآباد به خودروهای مردم حمله میکردند.
پایگاه بسیج ابوذر خانیآباد از مراکز شناختهشده سرکوب جنوب تهران است. در غرب، پایگاههای بسیج نظیر قدس جنتآباد و ناحیه باهنر مرزداران، از پایگاههای اصلی سرکوب به شمار میروند.
علاوه بر این، پایگاههای بسیج با گردانهای موتوری «امام علی» که از سال ۸۸، برای ایجاد رعب و وحشت در اعتراضات و پشتیبانی از سایر نیروها مورد استفاده قرار میگیرند، مرتبط هستند.
با حملات به پایگاهها و مقرهای شناختهشده گردانهای امام علی، تجهیزات به مناطق غیرنظامی منتقل شده بود. سوم فروردین یکی از این مناطق نیز هدف قرار گرفت.
ایستهای بازرسی؛ جزییترین و در عین حال ابتداییترین شیوه کنترل شهروندان توسط جمهوری اسلامی در خاک ایران، استفاده از ایستهای بازرسی است.
این ایستها معمولا در منطقهای نزدیک به پایگاههای بسیج با استفاده از نیروهای بسیج برپا میشوند.
ایستهای بازرسی هم از حملات در امان نبودند و دهها گزارش از حملات به آنها منتشر شده است. از مهمترین آنها میتوان به ایستهای بازرسی در افسریه، محلاتی، پمپ بنزین هاشمآباد، خیابان فداییان اسلام و بلوار ارتش اشاره کرد.
مراکز سرکوب حاشیه و اطراف پایتخت
مناطقی که روزی حاشیه شهر تهران به شمار میآمدند و عمدتا اکنون به شهرها و شهرکهای جدید تبدیل شدهاند، به علاوه شهرکهای حاشیه کرج، موقعیت خاصی دارند؛ به پایتخت نزدیک و بسیاری از ساکنان آن، در تهران شاغل هستند.
برخی از آنها جمعیت متراکمی دارند و در اعتراضات، بهخصوص انقلاب ملی ایرانیان در دیماه، حضور پررنگی داشتند.
سپاه دیلمان؛ نقشی که قرارگاه ثارالله در شهر تهران دارد، در سرکوب مناطق حاشیه تهران، به عهده سپاه «سیدالشهدا» است.
این مجموعه از سال ۱۳۸۷ با تغییر ساختار بهعنوان سپاه دوم استان تهران، مسئولیت امنیت مناطق اطراف تهران را بر عهده دارد.
ستاد فرماندهی این یگان در شهر ری، خیابان دیلمان واقع است که در بین مردم، به همین نام، یعنی «سپاه دیلمان»، شناخته میشود.
مقر آن دوم تیر ۱۴۰۴، اندکی پیش از آتشبس جنگ ۱۲ روزه، هدف قرار گرفت و چندین فرمانده نیز در همان حملات کشته شدند.
سپاه کرج؛ فرماندهی مرکزی سپاه استان البرز، مقر سپاه «امام حسن» کرج است که در میدان سپاه این شهر قرار دارد.
فرماندهی سپاه البرز ۱۱ اسفند بهشدت بمباران شد. این مجموعه نیز مانند سپاه دیلمان دوم تیرماه در جریان جنگ ۱۲ روزه مورد حمله قرار گرفت و جمعی از فرماندهان آن کشته شدند.
سایر مراکز سرکوب؛ مقر یگان ویژه استان البرز در ماهدشت از جمله اهداف حملات ۱۴ اسفند بود. این مقر فرماندهی و هدایت نیروهای سرکوب در استان البرز را بر عهده داشت.
همزمان، پایگاه بسیج «امام حسن مجتبی» فردیس (پارک تندرستی) نیز هدف قرار گرفت. گزارشهای متعددی از بازداشت و شکنجه شهروندان معترض در این مرکز وجود دارد.
پایگاههای مقاومت بسیج «انصار الامام» در نظرآباد و «امام هادی» در گلشهر، «جواد الائمه» در محمدشهر، پایگاه بسیج صباشهر، تاسیسات مربوط به بسیج در شهرری از دیگر مراکز سرکوب هستند که هدف قرار گرفتند.
همچنین کلانتری حسن آباد فشافویه در حومه جنوبی تهران نیز منهدم شده است.
مراکز سرکوب در شهرستانها
تنها مراکز سرکوب در تهران، حاشیه آن و شهرهای اطراف هدف قرار نگرفتند؛ مراکز اطلاعاتی، امنیتی و سرکوب شهرستانها نیز از اهداف حملات جنگ دوم بودند. این مراکز در اصفهان، خرمآباد، ایلام، سنندج و سمنان حملات سنگینی را تجربه کردند.
با هدف قرار گرفتن ادارات اطلاعات شهرستانها به همراه سپاه آن مناطق، عملا شورای تامین در سطح شهرستان که وظیفه سرکوب اعتراضات را بر عهده دارد، بازوان تصمیمگیری و عملیات میدانی در این مناطق تا حد زیادی تضعیف شدند.
تصاویر انهدام دستکم ۳۵ هدف شامل ستاد مرکزی فرماندهی استانها، ادارات اطلاعات مرکزی و مقر سپاههای استانی به خارج از ایران ارسال شده است. این تصاویر مربوط به اصفهان، خرمآباد، ایلام، شیراز، سنندج، ارومیه، سمنان، تبریز و شهرهای دیگر نظیر بهارستان، شاهینشهر، لار، ایوان و شهمیرزاد هستند.
۱۳ مورد از این اهداف مربوط به فراجا، ۹ مورد تاسیسات مربوط به بسیج، ۵ مورد ادارات اطلاعات، ۵ مورد مراکز قضایی و ۳ مورد مربوط به سپاه منطقهای بودند.
مراکز قضایی
مراکز قضایی جمهوری اسلامی، با صدور احکام برای بازداشتشدگان، نقش مکمل در سرکوب ایفا میکنند.
علاوه بر ساختمانهای قوه قضاییه در شهرستانها، در تهران مراکز مرتبط با سرکوب هدف قرار گرفتند.
در حمله به زندان اوین در جریان جنگ ۱۲ روزه، دادسرای مقدس که در این زندان واقع شده، منهدم شد. در آن حمله ۴۱ نفر از کارکنان قوه قضاییه در سمت هایی نظیر بازپرس، بازجو، نگهبان کشته شدند.
مهمترین کشته آن حمله علی قناعتکار، سرپرست دادسرا و معاون امنیتی دادستان تهران، بود.
در جنگ دوم، دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم تهران هدف قرار گرفت. تمام زندانیان سیاسی در تهران، در این ساختمان محاکمه و بازپرسی شدند. دستکم ۱۰ ساختمان در آن حمله هدف قرار گرفت.
مجموعهای بزرگ از تاسیسات قوه قضاییه در میدان ارگ تهران نیز ۱۲ اسفند تخریب شد.
نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده موفق شدند در یک ماموریت مخاطرهآمیز، خلبان جنگنده اف-۱۵ را که پس از سرنگونی در ایران گرفتار شده بود، نجات دهند. پیشتر یک خلبان آمریکایی دیگر نیز از ایران نجات یافته بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، صبح یکشنبه ۱۶ فروردین با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی تروثسوشال تایید کرد خلبان هواپیمای ساقطشده در ایران نجات یافته است.
در این پیام خطاب به مردم آمریکا آمده است: «خوشحالم به شما اعلام کنم که او اکنون در امنیت کامل قرار دارد... او دچار جراحاتی شد، اما سلامت خود را به دست خواهد آورد.»
ترامپ این ماموریت را «یکی از جسورانهترین عملیاتهای جستوجو و نجات در تاریخ آمریکا» خواند و افزود: «این جنگجوی شجاع در پشت خطوط دشمن در کوههای خطرناک ایران، در حالی که از سوی دشمنانمان تعقیب میشد و هر ساعت به او نزدیکتر میشدند، حضور داشت؛ اما هرگز واقعا تنها نبود، زیرا فرمانده کل قوا، وزیر جنگ، رییس ستاد مشترک ارتش و دیگر همرزمانش بهصورت ۲۴ ساعته موقعیت او را زیر نظر داشتند.»
ترامپ همچنین نجات یک خلبان دیگر در خاک ایران را در ۱۴ فروردین تایید کرد و نوشت این نخستین بار در تاریخ عملیاتهای نظامی است که دو خلبان آمریکایی «بهصورت جداگانه در عمق خاک دشمن نجات داده میشوند».
رییسجمهوری ایالات متحده ادامه داد: «این واقعیت که توانستیم هر دوی این عملیاتها را بدون حتی یک کشته یا مجروح از نیروهای آمریکایی انجام دهیم، بار دیگر نشان میدهد که ما به برتری و تسلط کامل هوایی بر آسمان ایران دست یافتهایم.»
بر اساس دستورالعملها، خدمه پروازی ایالات متحده برای مواجهه با شرایط اضطراری در صورت سقوط در قلمرو دشمن، آموزشهای ویژهای میبینند؛ مهارتهایی نظاممند که در قالب برنامه «بقا، گریز، مقاومت و فرار» (SERE) تعریف شده و آنان را برای بقا و بازگشت ایمن آماده میکند.
درگیری شدید در منطقه کوهسیاه دهدشت
ساعاتی پیش، رسانهها از درگیریهای شدید در منطقه کوهسیاه دهدشت از توابع شهرستان کهگیلویه در ارتباط با عملیات نجات خلبان آمریکایی خبر دادند.
فرماندار شهرستان کهگیلویه اعلام کرد در جریان حملات به منطقه کوهسیاه، پنج نفر به نامهای کمال علیزاده، مصطفی حبیبی، علی کیانی، سجاد امیری و ابوالفضل پیمان کشته شدند. این حادثه همچنین هشت زخمی برجای گذاشت.
پیمان مسئول فضای مجازی «حوزه مقاومت بسیج دانشآموزی شهید فهمیده» دهدشت بود. رسانهها در ایران از کیانی نیز بهعنوان «بسیجی» یاد کردند. در مورد سایر کشتهشدگان هنوز اطلاعاتی منتشر نشده است.
طبق اعلام استانداری کهگیلویه و بویراحمد، در حملات شب گذشته به این استان همچنین دو نفر در منطقه کاکان و سه تن دیگر در منطقه وزگ شهرستان بویراحمد جان خود را از دست دادند.
همچنین سپاه پاسداران اعلام کرد «پرندههای دشمن» را که برای نجات خلبان آمریکایی اعزام شده بودند، هدف قرار داده است.
واکنش نیروهای جمهوری اسلامی به عملیات نجات
خبرگزاری رویترز ۱۶ فروردین گزارش داد عملیات نجات خلبانهای آمریکایی که با مشارکت دهها فروند هواپیمای نظامی انجام گرفت، با واکنش نیروهای جمهوری اسلامی روبهرو شد.
پیشتر در ۱۴ فروردین، دو فروند بالگرد بلکهاوک که در ماموریت جستوجو حضور داشتند، هدف آتش جمهوری اسلامی قرار گرفتند، اما توانستند از حریم هوایی ایران خارج شوند.
در رویدادی جداگانه، یک خلبان پس از هدف قرار گرفتن جنگنده «اِی-۱۰ وارثاگ» در آسمان کویت ناچار به خروج اضطراری شد و هواپیما سقوط کرد.
رویترز در ادامه نوشت اگر جمهوری اسلامی خلبان آمریکایی را به اسارت میگرفت، بحران گروگانگیری ناشی از آن میتوانست نگاه افکار عمومی ایالات متحده به مناقشه کنونی را دگرگون کند.
یافتههای تازهترین نظرسنجی رویترز/ایپسوس که در فاصله هفتم تا نهم فروردین انجام شد، حاکی از آن است که ۸۶ درصد از آمریکاییها نسبت به جان نیروهای نظامی کشورشان در جنگ ایران ابراز نگرانی کردهاند.
طبق آمار ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، تاکنون در جریان جنگ ایران ۱۳ سرباز آمریکایی کشته و بیش از ۳۰۰ تن دیگر زخمی شدهاند.
تخریب میراث فرهنگی و زیرساختهای حیاتی، عریانترین و بیپردهترین چهره جنگ است؛ ویرانیای که نهفقط گذشته یک ملت، بلکه حال و آیندهاش را به آتش میکشد.
این تخریب، در هر شکل و از سوی هر طرفی، محکوم است. اما حقیقتی که نباید پشت این ویرانیها پنهان شود، روشن است: ریشه این وضعیت، چیزی جز سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی نیست.
سالها پیش، پیش از آنکه صدای جنگ به گوش برسد، نشانههای فروپاشی در میراث فرهنگی ایران آشکار شده بود. مرمتهای غیراصولی، توقف پروژههای علمی، ناپدید شدن آثار تاریخی و بیتوجهی به حریم بناها، همگی نشان میداد که تخریب، پیش از جنگ آغاز شده - در دل ساختاری که حفاظت را به حاشیه رانده بود.
امروز، جنگ فقط این روند را عریانتر و سریعتر کرده است. زیرساختها هدف قرار میگیرند، آثار تاریخی آسیب میبینند و زندگی مردم از هم میپاشد. اما خطرناکتر از خود این ویرانی، روایتی است که تلاش میکند علت را پنهان کند.
باید بیپرده گفت: این جنگ و پیامدهایش، نتیجه مستقیم سیاستهای تنشزا و جنگطلبانه جمهوری اسلامی است.
سیاستی که کشور را آگاهانه در مسیر تقابل قرار داده، هزینه بقا را از جیب مردم پرداخته و ایران را به میدان بحران بدل کرده است.
جنگ، انتخاب مردم نبود، اما اکنون مردم باید تاوانش را بدهند: با جان، با معیشت، با نفس کشیدن در هوای آلوده، با بیآبی، با خاموشی، و حالا با ویرانی خانه و تاریخشان.
در این میان، یک انحراف جدی در حال شکلگیری است: بهجای تمرکز بر عامل اصلی، جامعه به درگیریهای درونی کشیده میشود. مردم بهجای مطالبهگری، درگیر قضاوت یکدیگر میشوند. برچسبهایی مثل «وطندوست» و «بیوطن» جای تحلیل را میگیرد و این دقیقاً همان چیزی است که مسئولیت را از دوش عامل اصلی برمیدارد.
مردمی که سالها پیش از جنگ، زیر فشار سوءمدیریت زندگی کردهاند - از آلودگی هوا و کمآبی تا فرسودگی زیرساختها - امروز قربانی همان سیاستها در ابعادی ویرانگرتر هستند. سرزنش این مردم، نهتنها ناعادلانه بلکه تحریف آشکار واقعیت است.
باید این خط را پررنگ و مداوم تکرار کرد: تخریب زیرساختها و میراث فرهنگی محکوم است، اما مسئول اصلی کشاندن ایران به این نقطه، جمهوری اسلامی و سیاستهای جنگساز آن است.
هر روایتی که این حقیقت را کمرنگ کند، هر تحلیلی که از نام بردن مقصر طفره برود، و هر تلاشی که مردم را جای عامل اصلی بنشاند، در نهایت به تداوم همین چرخه ویرانی کمک میکند.
اگر قرار است از ایران دفاع شود - از مردم، از زندگی، از تاریخ - این دفاع تنها با یک چیز ممکن است: نام بردن صریح از مسئول، و ایستادن در برابر سیاستهایی که جنگ را بر یک ملت تحمیل کردهاند.