شاهزاده رضا پهلوی: شر بهترین واژه برای توصیف حکومت جمهوری اسلامی است
شاهزاده رضا پهلوی در سخنرانی خود در دانشگاه لیبرتی اعلام کرد در آستانه عید پاک، نه تنها بهعنوان یک ایرانی، بلکه بهعنوان «شاهدی از جانب میلیونها هموطن» که صدایشان خاموش شده، در برابر حاضران ایستاده است.
او گفت: «من نزد شما آمدهام بهعنوان صدای ملتی که خاموش شده است؛ ملتی که مردمش نمیتوانند خود در اینجا حضور پیدا کنند؛ ملتی که به مدت ۳۳ روز از جهان جدا شده است، بدون اینترنت، بدون ارتباط، بدون صدا.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «برای ۳۳ روز، ایرانیان در تاریکی دیجیتال زندگی کردهاند؛ نه پیامی، نه شبکههای اجتماعی، نه راهی برای نشان دادن آنچه بر آنان میگذرد به جهان، نه راهی برای اینکه به خانوادههایشان بگویند زندهاند.»
او تاکید کرد: «نه ۳۳ دقیقه، نه حتی ۳۳ ساعت، بلکه ۳۳ روز. چند نفر از شما میتوانید ۳۳ دقیقه بدون تلفن همراهتان دوام بیاورید؟ حالا تصور کنید ۳۳ روز، نه از روی انتخاب، بلکه همچون یک زندان.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت آنچه در ایران رخ میدهد فراتر از بیعدالتی است و «واژهای قویتر» میطلبد: «شر.»
او گفت: «چه نامی میتوان بر سیستمی گذاشت که فرزندان خود را به قتل میرساند؟ چه نامی میتوان بر حکومتی گذاشت که هم علیه دشمنان خارجی و هم علیه مردم خود جنگ به راه میاندازد؟»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «در سالهای اخیر، دهها هزار ایرانی در موجهای پیدرپی سرکوب کشته شدهاند. تنها در همین سال، کمتر از دو ماه پیش، در روزهای ۸ و ۹ ژانویه، بیش از ۳۰ هزار معترض کشته شدند.»
او تاکید کرد: «اما این شر در همینجا متوقف نشد. زنان جوان در خیابانها تا سر حد مرگ کتک زده شدند. دانشجویان از کلاسهای درس کشیده شده و اعدام شدند. پزشکان در بیمارستانها بهخاطر درمان مجروحان مورد حمله قرار گرفتند. زنان و مردان در بازداشتگاهها مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. پرستاران و امدادگران بهخاطر کمک به مجروحان گلولهخورده مورد تجاوز قرار گرفتند. نوجوانان تحت شکنجه وادار به اعترافات دروغین شدند. خانوادهها مجبور شدند هزینه گلولههایی را بپردازند که فرزندانشان را کشت. این سیاست نیست. این حکومتداری نیست. این حتی صرفا سرکوب هم نیست. این شر است.»
ساختار سیاسی جمهوری اسلامی در بهار ۱۴۰۵ در حال تجربه عمیقترین دگردیسی تاریخ خود از سال ۱۳۵۷ تاکنون است. تقاطع سه بحران اساسی شامل جنگ، فروپاشی اقتصادی و خلاء رهبری، هسته سخت قدرت را به سمت یک جراحی بزرگ و حذف کامل نهادهای انتخابی و دیوانسالاری سنتی سوق داده است.
گزارشهای اخیر بهوضوح نشان میدهند که مدل حکمرانی دوگانه (دولت-حاکمیت) به پایان راه خود رسیده و سپاه پاسداران با عبور از پشتپرده، رسما در حال استقرار یک دیکتاتوری نظامی خالص با پوشش یک رهبری ضعیف و موروثی است.
این دگردیسی دیگر یک سناریوی احتمالی نیست، بلکه واقعیتی است که در پاستور و مخفیگاههای زیرزمینی سپاه پاسداران در حال پیادهسازی است.
کالبدشکافی یک کودتای ساختاری و اولتیماتوم اقتصادی
تنش میان مسعود پزشکیان و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، صرفا یک اختلاف نظر مدیریتی نیست، بلکه پردهبرداری از پایان عمر نهاد «دولت» در جمهوری اسلامی است.
رد صلاحیت تمام گزینههای پیشنهادی برای وزارت اطلاعات، از جمله حسین دهقان که خود پیشینهای نظامی-سپاهی دارد، ثابت میکند که سپاه پاسداران دیگر حتی به نظامیان بهاصطلاح «میانهرو» یا «بوروکراتها» نیز اعتماد ندارد.
استدلال وحیدی مبنی بر لزوم کنترل مستقیم پستهای کلیدی توسط سپاه بهدلیل «شرایط بحرانی جنگ»، در ادبیات علوم سیاسی، اسم رمز تعلیق قانون اساسی و برقراری وضعیت حکومت نظامی اعلامنشده است.
در این میان، آنچه کاتالیزور این تغییر ساختاری شده، بحران بیسابقه مالی است. پزشکیان بهصراحت هشدار داده است که اقتصاد ایران ظرف سه هفته تا یک ماه بدون برقراری آتشبس با فروپاشی کامل روبهرو خواهد شد.
اما پاسخ سپاه به این اولتیماتوم، متهم کردن دولت به کمکاری است. این تقابل نشان میدهد سپاه پاسداران در دوگانه «بقا ایدئولوژیک-نظامی» و «نجات معیشت عمومی»، با آگاهی کامل گزینه اول را انتخاب کرده و آماده است تا هزینههای فروپاشی اقتصادی را با سرکوب مطلق امنیتی پاسخ دهد.
مهمترین بخش تحولات اخیر، درک استراتژی سپاه در قبال مساله جانشینی است. انتخاب مجتبی خامنهای تحت فشار سپاه توسط مجلس خبرگان، نه نماد قدرت او، بلکه نشاندهنده ضعف اوست.
گزارشها از وضعیت جسمی نامساعد رهبر جدید و ناتوانی او در ارتباط مستمر با مقامات، این واقعیت را آشکار میکند که مجتبی خامنهای بیش از آنکه یک رهبر مقتدر باشد، به «گروگانی نمادین» در دست یک «شورای نظامی» تبدیل شده است.
ایجاد حصار امنیتی پیرامون او و قطع ارتباطش با رییس دولت، یک الگوی کلاسیک از کنترل قدرت توسط گارد پِرتورین (Praetorian Guard) است که به نام رهبر، اما با اراده فرماندهان نظامی حکومت میکنند.
واکنشهای درونسیستمی به این سناریو نیز قابل تامل است. مخالفت صریح و تلاش چهرههای پرنفوذ امنیتی-حوزوی مانند علیاصغر حجازی و علیرضا اعرافی برای بازگرداندن قدرت به «شورای موقت رهبری»، آخرین تقلای بازماندگان نظام سنتی روحانیت برای جلوگیری از بلعیده شدن کامل توسط هیولای نظامیگری است.
هشدار پیشین حجازی مبنی بر اینکه انتخاب مجتبی بهمعنای تسلیم کامل کشور به سپاه پاسداران و حذف همیشگی نهادهای اداری خواهد بود، اکنون دقیقا در حال وقوع است.
سپاه برای تثبیت این مدل جدید، چارهای جز تصفیه خونین لایههای سنتی دفتر دیکتاتور کشتهشده جمهوری اسلامی ندارد.
فروپاشی انسجام داخلی و مشروعیتبخشی خارجی به نظامیان
پزشکیان بعد از جنگ ۱۲ روزه در صحن مجلس بهصراحت پرده از وحشت عمیق درونسیستمی برداشت و گفت: «اگر اتفاقی برای رهبری رخ دهد، ما با همدیگر دعوا میکنیم و لازم نیست اسرائیل بیاید.»
این اعتراف بیسابقه نشاندهنده فقدان هرگونه انسجام ارگانیک در درون جمهوری اسلامی است؛ نظامی که در آن، جناحهای سیاسی برای نابودی یکدیگر تنها منتظر حذف فیزیکی شخص اول هستند، از منظر راهبردی یک سیستم از پیش فروپاشیده تلقی میشود.
در همین زمان، متغیرهای خارجی نیز میخ آخر را بر تابوت دولت بیاختیار کوبیدهاند.
موضعگیری دونالد ترامپ مبنی بر اینکه محمدباقر قالیباف طرف گفتوگوی واشینگتن با تهران است، به معنای آن است که آمریکا با نادیده گرفتن کامل دولت پزشکیان و به رسمیت شناختن یک فرمانده سابق سپاه و رییس فعلی مجلس شورای اسلامی بهعنوان طرف حساب اصلی، عملا واقعیت «حاکمیت مطلق نظامیان» را پذیرفته است.
در کنار این موضوع، مخالفت صریح ترامپ با رهبری مجتبی خامنهای، بحران مشروعیت این رهبر در حصار را در عرصه بینالمللی نیز به نقطه بیبازگشت رسانده است.
با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل، تصویر نهایی شفاف میشود: جمهوری اسلامیِ مبتنی بر ائتلاف روحانیت و نهادهای شبهجمهوری، مرده است.
هسته سخت قدرت با بهرهگیری از بحرانهای متقاطع، در حال استقرار یک دولت پادگانی است که در آن، پاستور تنها یک نهاد تدارکاتی بیاهمیت و بیت رهبری یک ویترین ایزولهشده است.
با توجه به ضربالاجل یکماهه برای فروپاشی کامل اقتصادی، فرماندهان نظامی زمان بسیار اندکی برای تثبیت این «کودتای خزنده» دارند.
آنها در حال قمار بر سر موجودیت سیستمی هستند که همزمان از درون (شکاف در دفتر رهبر غائب و وحشت در دولت)، از بیرون (فشار بينالمللی و جنگ) و از پایین (خروش قریبالوقوع جامعه) در حال فرو ریختن است.
ارتش اسرائیل اعلام کرد در ادامه حملات خود به تهران، یک مجموعه مرکزی وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی و حدود ۱۵ سایت تولید تسلیحات را هدف قرار داده است.
ارتش اسرائیل در شبکه ایکس نوشت نیروی هوایی این کشور در دو روز گذشته با استفاده از ۶۵۰ مهمات، بیش از ۴۰۰ حمله علیه زیرساختهای حکومت ایران انجام داده است.
بر اساس این بیانیه، نیروی هوایی اسرائیل با هدایت سازمان اطلاعات نظامی، بامداد چهارشنبه موج گستردهای از حملات را علیه دهها زیرساخت در قلب تهران تکمیل کرده است.
در این بیانیه آمده است در مجموعه هدف قرارگرفته، زیرساختهای تولید و توسعه موشکهای پیشرفته مستقر بوده که برای هدف قرار دادن جنگندهها و هواگردهای بدون سرنشین طراحی شدهاند.
همچنین سامانههای پدافند هوایی، سایتهای پرتاب، تولید و انبار موشکهای بالستیک و موشکهای مورد استفاده برای هدف قرار دادن هواگردها نیز هدف حمله قرار گرفتهاند.
ارتش اسرائیل اعلام کرد این حملات بخشی از مرحله تعمیق ضربه به ساختارهای اصلی و بنیانهای حکومت ایران بوده است.
در روایتی تازه از جاویدنامان انقلاب ملی، علیرضا صفوی فاضلی، شهروند ۴۰ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در مقابل مسجد ستارخان، هدف شلیکهای پیاپی نیروهای امنیتی از بالای ساختمان مسجد قرار گرفت.
خانواده او چند روز بعد پیکرش را در کهریزک یافتند؛ در حالی که روند تحویل آن با فشارهای امنیتی همراه بود.
حمله به محل سابق سفارت آمریکا در تهران بار دیگر یکی از نمادینترین نقاط تنش در روابط ایران و آمریکا را به صدر خبرها آورده است.
کاربران فضای مجازی این اقدام را نشانهای از عزم آمریکا دانسته و میگویند این حمله پیام روشنی دارد: اگر دیپلماسی پاسخ ندهد، حتی نمادهای دیپلماتیک نیز در امان نخواهند بود.
سازمان «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» در نامهای به سازمان ملل و مقامهای اروپایی نسبت به بهکارگیری کودکان در فعالیتهای نظامی از سوی جمهوری اسلامی هشدار داد و آن را نقض قوانین بینالمللی دانست. این نهاد خواستار توقف فوری استفاده از افراد زیر ۱۸ سال و تحقیق مستقل شد.
سازمان «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» با ارسال نامهای به سازمان ملل متحد و شماری از شخصیتهای سیاسی در بریتانیا و اروپا، نگرانی خود را از بهکارگیری کودکان و نوجوانان در فعالیتهای نظامی و شبهنظامی از سوی جمهوری اسلامی اعلام کرد و خواستار اقدام فوری جامعه بینالمللی شد.
سایت «محبتنیوز» نوشت در این نامه آمده است جمهوری اسلامی با این اقدامات، بهطور آشکار قوانین بینالمللی حقوق کودک، از جمله «کنوانسیون حقوق کودک» و «پروتکل اختیاری مربوط به مشارکت کودکان در درگیریهای مسلحانه» را که خود نیز از امضاکنندگان آن است، نقض کرده است.
سازمان «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» تاکید کرد استفاده از افراد زیر سن قانونی در فعالیتهای نظامی، بهویژه در شرایطی که میتواند بهمنزله استفاده از «سپر انسانی» تلقی شود، نقضی جدی از تعهدات حقوقی و بشردوستانه ایران است.
سازمان «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» با اشاره به گزارشهای متعدد درباره تشویق و هدایت کودکان از سوی سپاه پاسداران و بسیج برای حضور در محیطهای پرخطر، بهعنوان نمونه به مرگ علیرضا جعفری، پسر ۱۱ سالهای که به یک ایست بازرسی اعزام شده بود، اشاره کرده است.
سازمان «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» از نهادهای بینالمللی خواست جمهوری اسلامی را به توقف فوری بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در فعالیتهای نظامی، بازگرداندن آنها به محیط امن خانوادگی و آموزشی، تحقیق مستقل، تضمین قانونی، پیگرد عاملان و اطلاعرسانی به خانوادههای قربانیان ملزم کنند.