• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

بنیامین نتانیاهو: دستیاران گانگسترها که علیه مردم وحشت ایجاد می‌کردند حذف شدند

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۳:۰۸ (گرینویچ)

بنیامین نتانیاهو با اشاره به کشته شدن علی لاریجانی و غلامرضا سلیمانی گفت: «این‌ها دستیاران گانگسترها هستند که در خیابان‌های تهران و سایر شهرهای ایران علیه مردم وحشت ایجاد می‌کنند. ما همچنین در آنجا فعالیت می‌کنیم؛ از طریق هوا با هواپیماهای نیروی هوایی، با پهپادها فعالیت می‌کنیم.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال: زمان تسخیر خیابان‌ها نزدیک است
۱
اختصاصی

شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال: زمان تسخیر خیابان‌ها نزدیک است

۲

انهدام هواپیمای اختصاصی خامنه‌ای و بخش بزرگی از ناوگان ترابری سپاه در حمله اسرائیل

۳

چرا روسیه عجله‌ای برای نجات جمهوری اسلامی ندارد؟

۴

اکسیوس: ترامپ به دنبال تشکیل «ائتلاف هرمز» و بررسی گزینه تصرف پایانه نفتی خارک است

۵

در روزهای شانزدهم و هفدهم جنگ علیه جمهوری اسلامی چه گذشت؟

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعلام کشته‌شدن علی لاریجانی از سوی اسرائیل؛ او که بود و در جمهوری اسلامی چه کرد؟

    اعلام کشته‌شدن علی لاریجانی از سوی اسرائیل؛ او که بود و در جمهوری اسلامی چه کرد؟

  • ضربه سنگین به بازوی سرکوب جمهوری اسلامی؛ کشته شدن صدها‌‌ نفر از مسئولان میدانی بسیج
    اختصاصی

    ضربه سنگین به بازوی سرکوب جمهوری اسلامی؛ کشته شدن صدها‌‌ نفر از مسئولان میدانی بسیج

  • اسرائیل از کشته‌شدن رییس بسیج خبر داد؛ حذف یکی از معماران سرکوب داخلی در جمهوری اسلامی

    اسرائیل از کشته‌شدن رییس بسیج خبر داد؛ حذف یکی از معماران سرکوب داخلی در جمهوری اسلامی

  • چرا روسیه عجله‌ای برای نجات جمهوری اسلامی ندارد؟

    چرا روسیه عجله‌ای برای نجات جمهوری اسلامی ندارد؟

  • نیویورک‌تایمز: بن‌سلمان خواستار ادامه حملات سنگین آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی شد

    نیویورک‌تایمز: بن‌سلمان خواستار ادامه حملات سنگین آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی شد

  • انهدام هواپیمای اختصاصی خامنه‌ای و بخش بزرگی از ناوگان ترابری سپاه در حمله اسرائیل

    انهدام هواپیمای اختصاصی خامنه‌ای و بخش بزرگی از ناوگان ترابری سپاه در حمله اسرائیل

•
•
•

مطالب بیشتر

شاهزاده رضا پهلوی: آیین چهارشنبه‌سوری را در کوچه‌ها و محله‌هایتان بر پا کنید

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۵۵ (گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی با انتشار پیامی ویدیویی در آستانه برگزاری آیین چهارشنبه‌سوری، از مردم ایران خواست «آتش صلح و زندگی» را در کوچه‌ها و محله‌ها برپا کنند.

در پیام شاهزاده رضا پهلوی که سه‌شنبه ۲۶ اسفند منتشر شد، آمده است: «با هوشیاری کامل از هرگونه تنش، درگیری و نزدیک شدن به مزدوران رژیم در خیابان‌ها خودداری کنید.»

به گفته او، هدف «عوامل شر» این است که جشن نور، پاکی و زندگی شهروندان را به تاریکی، پلیدی و مرگ بکشانند: «این فرصت را به آن‌ها ندهید.»

شاهزاده رضا پهلوی ادامه داد: «به همه عوامل سرکوب هشدار می‌دهم: مردم امشب چهارشنبه‌سوری را مسالمت‌آمیز برگزار می‌کنند. از ساعت شش بعدازظهر، خیابان‌ها، کوچه‌ها و محله‌ها را ترک کنید و در برابر مردم نایستید. بگذارید این شب در آرامش به پایان برسد.»

او خطاب به نیروهای سرکوب افزود: «پیامد‌های ماندن در خیابان‌ها و سرکوب جشن مسالمت‌جویانه مردم با خود شماست.»

شهبانو فرح پهلوی: چهارشنبه‌سوری را به یاد جاویدنامان برگزار می‌کنم

شهبانو فرح پهلوی نیز ۲۶ اسفند در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «آیین ملی چهارشنبه‌‌سوری یادآور ایستادگی نیاکان ما بر سنت و فرهنگ ملی و نماد پیروزی نور بر تاریکی است.»

او افزود: «من امسال این سنت میهنی را به یاد خانواده‌ها‌ی دادخواه و ده‌ها هزار جاویدنام انقلاب شیر و خورشید برگزار می‌کنم؛ جوانانی که سیاوش‌وار، بی‌‌گناه بر خاک افتادند.»

همزمان با انتشار این پیام‌ها، منابع ایران‌اینترنشنال از مجموعه‌ای از حملات گسترده و مرگبار علیه مراکز کلیدی و فرماندهی نیروی مقاومت بسیج در ساعات گذشته خبر دادند.

بر اساس گزارش‌های اولیه در ۲۶ اسفند، در این حملات که از شامگاه دوشنبه انجام گرفته است، نزدیک به ۳۰۰‌ نفر از فرماندهان و مسئولان میدانی بسیج کشته شدند.

شاهزاده رضا پهلوی پیش از این در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تاکید کرد با ضعیف‌تر شدن «توان سرکوب نظام»، زمان فراخوان نهایی او برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی به‌زودی فرا می‌رسد تا مردم دوباره خیابان‌ها را تسخیر کنند، اما تا آن زمان باید «هوشمندانه» پیش رفت.

او در گفت‌وگو با مراد ویسی، تحلیلگر ارشد ایران‌اینترنشنال، گفت: «فکر کنم همه ما بعد از ۴۷ سال درگیر بودن با این حکومت جنایتکار روزشماری می‌کنیم برای اینکه بالاخره این نظام از میان برود و در فردای فروپاشی به آنچه که مردم ایران واقعا لایقش هستند، برسیم؛ یعنی به آزادی کامل و فرصتی برای زندگی دوباره، فرصتی برای ترقی و پیشرفت و آبادی کشور. امیدوارم آن روز هرچه زودتر برسد.»

  • شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال: زمان تسخیر خیابان‌ها نزدیک است

    شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال: زمان تسخیر خیابان‌ها نزدیک است

شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر اینکه در شرایط فعلی باید نیروهای سرکوب هرچه بیشتر تضعیف شوند و پوشش هوایی اسرائیل و آمریکا در این کار و از نظر تعادل قوا کمکی بود که نیاز به آن وجود داشت، گفت: «این کارزار ضربه بسیار شدیدی به ساختارهای سرکوب رژیم در سپاه و بسیج وارد کرد.»

اعلام کشته‌شدن علی لاریجانی از سوی اسرائیل؛ او که بود و در جمهوری اسلامی چه کرد؟

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۱۸ (گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

مرگ علی لاریجانی، طبق اعلام یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، به‌معنای حذف یکی از مهم‌ترین چهره‌های چندوجهی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است. سیاستمداری که طی چهار دهه، از سپاه پاسداران و صداوسیما تا مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی، در روندهای اصلی تصمیم‌گیری حضور داشت.

لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، که بر اساس اعلام سه‌شنبه ۲۶ اسفند اسرائیل، در نزدیکی تهران کشته شد، از چهره‌هایی بود که جمع شدن همه ویژگی‌هایش زیر یک نام، در نگاه اول بعید به نظر می‌رسید: پاسداری با سابقه امنیتی، دانش‌آموخته ریاضی و علوم کامپیوتر، کسی که در فلسفه زیر نظر احمد فردید درس خوانده بود، مدیر رسانه‌ای مورد اعتماد علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده تهران، که حکم‌های بلندبالا از او گرفت، سیاستمداری که هم اصلاح‌طلبان از او زخم خورده بودند و هم اصول‌گرایان به او بی‌اعتماد شده بودند، و در نهایت چهره‌ای که همان شورای نگهبانِ برآمده از نظام، صلاحیتش را برای ریاست‌جمهوری رد کرد.

همین تناقض‌ها بود که او را به یکی از پیچیده‌ترین بازیگران جمهوری اسلامی تبدیل می‌کرد.

در بازگشت دوباره‌ به صحنه انتخابات، او مستقیم اعلام نامزدی نکرد و با انتشار تصویری گرافیکی طعنه زد که از حوالی بیت خامنه‌ای به‌سوی وزارت کشور می‌رود و از آن‌جا دوباره به ساختمان ریاست‌جمهوری، در همسایگی رهبری، بازمی‌گردد.

او از همان ابتدا دوست داشت خود را نه یک نامزد عادی، بلکه یک «بازگشت‌کننده از درون هسته قدرت» معرفی کند.

  • علی لاریجانی؛ بازجوی فیلسوف، سپاهی با لباس مبدل

    علی لاریجانی؛ بازجوی فیلسوف، سپاهی با لباس مبدل

از نجف تا قم؛ خانواده‌ای در قلب ساختار قدرت

علی اردشیر لاریجانی، مشهور به علی لاریجانی، ۱۳ خرداد ۱۳۳۶ در نجف به دنیا آمد. شهری که در آن زمان یکی از مراکز اصلی مرجعیت شیعه و محل پیوند شبکه‌های روحانی ایرانی و عراقی بود.

تولد او در نجف بعدا در مقاطعی به موضوع بحث‌های سیاسی بدل شد، اما در نهایت روشن شد که از این جهت مانعی برای نامزدی او در انتخابات ریاست‌جمهوری وجود ندارد.

پدرش، آیت‌الله میرزا هاشم آملی، از فقیهان بانفوذی بود که پس از استقرار در قم، بیتش به یکی از مراکز مهم رفت‌وآمد روحانیون و مسئولان جمهوری اسلامی تبدیل شد.

خانواده لاریجانی به‌تدریج یکی از نمونه‌های بارز «خاندانی‌شدن قدرت» در جمهوری اسلامی شد؛ صادق لاریجانی به ریاست قوه قضاییه و سپس مجمع تشخیص مصلحت رسید، محمدجواد لاریجانی در حوزه‌های علمی و سیاست‌گذاری اثرگذار شد و باقر لاریجانی در ساختارهای اجرایی و دانشگاهی جای گرفت.

این شبکه خانوادگی برای علی لاریجانی نه فقط سرمایه نمادین، بلکه زیرساختی واقعی برای ائتلاف‌سازی و بقا در ساختار قدرت فراهم کرد.

او در قم بزرگ شد، در دانشگاه صنعتی شریف ریاضی و علوم کامپیوتر خواند و بعد به فلسفه در دانشگاه تهران رفت؛ مسیر تحصیلی نامعمول برای کسی که بعدها به یکی از چهره‌های امنیتی-سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد.

تحصیل فلسفه زیر نظر فردید به این پیچیدگی افزود؛ فردی که بر بخشی از زبان فکری و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تاثیر گذاشت و رد پای نگاهش را می‌توان در نسل خاصی از مدیران و نظریه‌پردازان جمهوری اسلامی دید.

این پیوند میان آموزش فنی و تربیت فلسفی، به لاریجانی امکان داد هم با زبان محاسبه، آمار و فناوری سخن بگوید و هم در سطحی دیگر، در دستگاه مفهومی ایدئولوژیک نظام فهمیده شود.

زندگی خصوصی او هم او را به یکی از مهم‌ترین خانواده‌های فکری جمهوری اسلامی پیوند زد. لاریجانی در حدود ۲۰ یا ۲۱ سالگی با فریده، دختر مرتضی مطهری، ازدواج کرد. پیوندی که او را داماد مطهری و برادرزن علی مطهری کرد.

این وصلت فقط یک رابطه خانوادگی نبود و برای لاریجانی به معنای حضور در یکی از شبکه‌های اصلی مشروعیت انقلابی و فکری جمهوری اسلامی هم بود.

از صداوسیما تا سپاه پاسداران؛ آغاز مسیر در جمهوری اسلامی

ورود لاریجانی به ساختار رسمی قدرت خیلی زود و با توصیه مرتضی مطهری آغاز شد.

او از اواخر سال ۱۳۵۹ تا تابستان ۱۳۶۰، در دوره‌ای کوتاه، مدیرعامل صداوسیما بود. این نخستین نقش مهم او در جمهوری اسلامی بود؛ حضوری که نشان می‌داد از همان سال‌های اول انقلاب ۵۷، به شبکه‌های اصلی تصمیم‌گیری نزدیک شده است.

اما ستون اصلی هویت سیاسی او در دهه ۶۰ شکل گرفت؛ زمانی که به سپاه پاسداران پیوست.

لاریجانی از سال ۱۳۶۱ عضو سپاه پاسداران شد و تا سال ۱۳۷۱ در ساختار آن بالا رفت؛ از جمله در سطح معاونت سپاه و جانشینی ستاد کل سپاه پاسداران.

با این حال، مسیر او مثل برخی فرماندهان هم‌نسلش بیشتر از آن‌که بر قهرمان‌سازی میدانی در جنگ استوار باشد، به سمت نقش‌های ستادی، طراحی و سازماندهی گرایش پیدا کرد.

همین ویژگی بود که بعدها او را بیشتر به یک «استراتژیست امنیتی» شبیه می‌کرد تا یک فرمانده صرفا عملیاتی.

یکی از جالب‌ترین و مهم‌ترین جزییات کارنامه او به همین دوره مربوط است: لاریجانی در زمان تاسیس «سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران» در ۱۹ تیر ۱۳۷۰، رییس هیات مدیره این نهاد بود. این سازمان بعدها به یکی از مراکز مهم در پروژه‌های فنی، تسلیحاتی و زیرساختی سپاه تبدیل شد و بسیاری از برنامه‌های موشکی سپاه پاسداران در زیرمجموعه‌های آن توسعه یافتند.

این بخش از کارنامه لاریجانی، کمتر از دوران صداوسیما یا مجلس او دیده شده، اما برای فهم جایگاه واقعی‌اش در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، اهمیت زیادی دارد: او فقط یک مدیر سیاسی نبود، بلکه در یکی از گره‌های مهم «خودکفایی نظامی سپاه پاسداران» نیز حضور مستقیم داشت.

  • علی لاریجانی؛ متولد نجف، بزرگ شده بیت، از کجا آمده و می‌خواهد کجا برود؟

    علی لاریجانی؛ متولد نجف، بزرگ شده بیت، از کجا آمده و می‌خواهد کجا برود؟

وزیر ارشاد و رییس صداوسیما؛ چهره‌ای که خامنه‌ای به او اعتماد کرد

چند ماه پس از تاسیس جهاد خودکفایی سپاه پاسداران، محمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی استعفا داد و هاشمی، لاریجانی را به‌عنوان جانشین او انتخاب کرد. انتخابی که از نظر سابقه فرهنگی، چندان مورد انتظار نبود.

جز یک دوره کوتاه حضور در صداوسیما، لاریجانی سابقه مشخصی در فرهنگ و هنر نداشت، اما در همان دوره کوتاه وزارتش یکی از تصمیم‌های نمادین او ثبت شد: رفع ممنوعیت استفاده از دستگاه ویدیو. این اقدام برای جامعه آن روز ایران، نشانه‌ای از نوعی عمل‌گرایی فرهنگی بود؛ هرچند در چهارچوبی کاملا درون‌ساختاری.

۲۴ بهمن ۱۳۷۲، خامنه‌ای با حکمی مفصل و بلندبالا او را به ریاست سازمان صداوسیما منصوب کرد. این انتصاب و تداوم آن تا سال ۱۳۸۳، نشان داد لاریجانی برای مدت طولانی از اعتماد خامنه‌ای برخوردار بود.

او نه فقط منصوب رهبر جمهوری اسلامی بود، بلکه از جمله مدیرانی بود که خامنه‌ای برایش سرمایه‌گذاری سیاسی کرد و سال‌ها در یکی از حساس‌ترین نهادهای کنترل افکار عمومی نگهش داشت.

صداوسیما در دوره لاریجانی فقط رسانه رسمی کشور نبود بلکه ابزار اصلی حکومت برای مهندسی افکار عمومی، مهار روایت‌های رقیب و تثبیت «گفتمان رهبری» بود.

در دوره او، برنامه «هویت» پخش شد. برنامه‌ای که بسیاری آن را نخستین شکل منسجم «اعتراف‌گیری تلویزیونی» در دوره رهبری خامنه‌ای می‌دانند.

لاریجانی بعدها کوشید مسئولیت این برنامه را به زیر‌دستانش نسبت دهد، اما افشاگری‌های احمد پورنجاتی، معاون وقت صداوسیما، نشان می‌داد که او شخصا درباره این پروژه با سعید امامی دیدار کرده و در پیشبرد آن نقش مستقیم داشته است.

پخش صحنه‌هایی از کنفرانس برلین نیز در دوره او به یکی از نقاط عطف تقابل رسانه رسمی با جریان اصلاحات تبدیل شد. به این معنا، زخم‌هایی که لاریجانی در صداوسیما به اصلاح‌طلبان زد، واقعی و ماندگار بود.

مجلس و شورای عالی امنیت ملی؛ تثبیت در راس قدرت

لاریجانی پس از پایان دوره ریاست بر صداوسیما، یکی از دو نماینده خامنه‌ای در شورای عالی امنیت ملی شد و در شهریور ۱۳۸۴ با حکم محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری وقت، به دبیری این شورا رسید.

اینجا بود که نقش امنیتی-سیاسی او وارد مرحله‌ای تازه‌ شد: او مسئول پرونده هسته‌ای و مذاکرات با غرب شد؛ اما دوره دبیرخانه‌اش کوتاه ماند و در مهر ۱۳۸۶ در پی اختلاف با احمدی‌نژاد، استعفا داد.

آن دوره، کوتاه‌ترین دوران دبیری شورای عالی امنیت ملی در جمهوری اسلامی بود.

استعفای لاریجانی به معنای خروج از مدار قدرت نبود. برعکس، او به «موقعیت ذخیره در هسته نظام» رسید. چهره‌ای که هرگاه لازم بود، می‌شد دوباره برای مدیریت بحران از او استفاده کرد.

این جایگاه در سال‌های بعد، به‌ویژه با ریاست طولانی او بر مجلس، تثبیت شد.

لاریجانی در انتخابات مجلس هشتم، نهم و دهم، هر بار از قم وارد مجلس شد و در هر سه دوره بر کرسی ریاست نشست.

این ۱۲ سال، او را به یکی از مهم‌ترین واسطه‌های میان دولت، رهبری جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و نهادهای دیگر تبدیل کرد.

در دوره او، مجلس هم در خدمت تثبیت سیاست‌های امنیتی و اقتصادی نظام بود و هم محلی برای تنظیم تنش‌های درون‌حکومتی.

نقش لاریجانی در تصویب توافق هسته‌ای موسوم به برجام در مجلس، نمونه روشنی از همین کارکرد بود: او توافق را نه به معنای تغییر سیاسی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای «خرید زمان، کاهش فشار و حفظ نظام» می‌فهمید.

نه محبوب اصلاح‌طلبان، نه معتمد اصول‌گرایان

یکی از ابعاد شخصیت سیاسی لاریجانی این بود که در سال‌های پایانی، تقریبا از هر دو سو زیر فشار بود. اصلاح‌طلبان او را به‌دلیل نقش صداوسیما، حمایت از روایت رسمی پس از اعتراضات و همراهی‌اش با ساختار سرکوب، هرگز به‌طور کامل از خود ندانستند. اصول‌گرایان تندرو نیز به‌تدریج او را به‌دلیل عمل‌گرایی، حمایت از برجام، فاصله گرفتن از احمدی‌نژاد و نزدیکی نسبی‌اش به برخی چهره‌های میانه‌رو، «مشکوک و غیرقابل اعتماد» دیدند.

این دوگانگی در انتخابات ۱۴۰۰ به اوج رسید و لاریجانی که سال‌ها از قدیمی‌ترین منصوبان خامنه‌ای در ساختار قدرت بود، با تصمیم شورای نگهبان رد صلاحیت شد. همان شورایی که برادرش صادق لاریجانی نیز در آن عضو بود.

رد صلاحیت او فقط یک اتفاق انتخاباتی نبود و نشانه‌ای بود از این‌که بخشی از حکومت حتی با یکی از فرزندان وفادار و قدیمی خود نیز به مرحله حذف رسیده است.

لاریجانی پس از رد صلاحیت، کوتاه نیامد و مصر بود دلایل آن اعلام شود. در نهایت، انتشار نامه‌ای منسوب به احمد جنتی که دلایل رد صلاحیت را بیان می‌کرد، خود به بحرانی سیاسی بدل شد:

  • انتشار متن اعتراض علی لاریجانی به رد صلاحیتش: بهانه‌گیری سطح پایین بود

    انتشار متن اعتراض علی لاریجانی به رد صلاحیتش: بهانه‌گیری سطح پایین بود

اقامت یکی از فرزندان در آمریکا و اقامت یکی از منسوبین درجه یک لاریجانی در بریتانیا و مداخله یکی از فرزندان در قراردادهای مجلس نیز از دیگر دلایل رد صلاحیت لاریجانی اعلام شده بود.

  • دانشگاه ایموری در آمریکا، دختر دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی را اخراج کرد

    دانشگاه ایموری در آمریکا، دختر دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی را اخراج کرد

بازگشت دوباره به حلقه قدرت

پس از بازگشت به صحنه سیاسی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، لاریجانی بیش از هر زمان دیگری در جایگاه یک «مدیر بحران» در ساختار جمهوری اسلامی تثبیت شد. نقشی که هم در سرکوب، هم در مهندسی روایت و هم در دیپلماسی، بروز پیدا کرد.

در اعتراضات دی ۱۴۰۴، او در سطح تصمیم‌سازی امنیتی قرار داشت و در چارچوبی که اعتراضات را به‌عنوان «تهدیدی علیه ثبات نظام» تعریف می‌کرد، به هماهنگی و تثبیت پاسخ سخت حکومت کمک کرد؛ هرچند نقش مستقیمی در فرماندهی میدانی برای او مستند نشده است.

همزمان، در پروژه‌هایی مانند «سیم‌کارت‌های سفید» و اینترنت طبقاتی، که هدف آن ایجاد دسترسی کنترل‌شده به اطلاعات و مدیریت روایت در شرایط بحران بود، در همان معماری کلان کنترل اطلاعات قرار داشت که او یکی از بازیگران اصلی آن محسوب می‌شد.

در دوره حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی از ۹ اسفند، او به یکی از چهره‌های محوری «اتاق جنگ» تبدیل شد و در هماهنگی میان پاسخ‌های نظامی، ملاحظات دیپلماتیک و کنترل فضای داخلی نقش ایفا کرد. نقشی که با حضورش در کانال‌های غیرمستقیم مذاکره با آمریکا تکمیل می‌شد.

مدیر بحران نه اصلاح کننده

لاریجانی به‌ویژه در این سال‌های آخر، در افکار عمومی بیرون از ایران گاه به‌عنوان چهره‌ای «میانه‌رو» یا «پراگماتیک» توصیف می‌شد؛ اما این تعبیر، اگر دقیق به کارنامه‌اش نگاه شود، گمراه‌کننده است.

او هرگز اصلاح‌گر به معنای واقعی کلمه نبود. در همه مسائل بنیادی جمهوری اسلامی، از «دفاع از ولایت فقیه تا حفظ انسجام نظام و کنترل اعتراضات»، او در چارچوب هسته سخت قدرت باقی ماند.

آنچه لاریجانی را از برخی رقبایش متمایز می‌کرد، نه فاصله گرفتن از نظام، بلکه مهارت در مدیریت هزینه‌ها بود. او نماینده نسلی از مدیران جمهوری اسلامی بود که به‌جای زبان شعار، با زبان محاسبه، آمار، مصلحت و «منافع ملی»، از همان اهداف سنتی دفاع می‌کردند.

از همین رو، او برای غرب «قابل گفت‌وگو» به نظر می‌رسید و برای خامنه‌ای نیز «قابل اعتماد» ماند.

به این معنا، لاریجانی در سال‌های پایانی عمر سیاسی‌اش به وضعیتی پارادوکسیکال رسیده بود.

چرا مرگ او اهمیت دارد؟

مرگ لاریجانی فقط حذف یک سیاستمدار باسابقه نیست.  او یکی از آخرین چهره‌هایی بود که چند نوع سرمایه را یک‌جا در اختیار داشت: سرمایه خانوادگی در بیت‌های روحانیون، سرمایه امنیتی در سپاه پاسداران، سرمایه رسانه‌ای در صداوسیما، سرمایه سیاسی در مجلس شورای اسلامی و سرمایه فکری در زبان فلسفه و نظریه.

حذف او می‌تواند توازن درونی جمهوری اسلامی را بیشتر به سود نیروهایی بر هم بزند که کمتر به هزینه‌های اقتصادی و دیپلماتیک اهمیت می‌دهند و بیشتر با منطق انتقام، بازدارندگی از راه تشدید درگیری و انسجام ایدئولوژیک فکر می‌کنند.

در غیاب کسی که می‌توانست میان بلوک‌های متعارض درون جمهوری اسلامی میانجی‌گری کند، روند تصمیم‌گیری در تهران می‌تواند تکه‌تکه‌تر، پرریسک‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شود.

ضربه سنگین به بازوی سرکوب جمهوری اسلامی؛ کشته شدن صدها‌‌ نفر از مسئولان میدانی بسیج

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۱:۲۵ (گرینویچ)

منابع ایران‌اینترنشنال از مجموعه‌ای از حملات گسترده و مرگبار علیه مراکز کلیدی و فرماندهی نیروی مقاومت بسیج در ساعات گذشته خبر می‌دهند. بر اساس گزارش‌های اولیه، در این حملات که شب گذشته انجام گرفت، نزدیک به ۳۰۰‌ نفر از فرماندهان و مسئولان میدانی بسیج کشته شدند.

«انهدام لجستیک سرکوب»

در یکی از حساس‌ترین حملات، مرکز تعمیرات و نگهداری واحد پشتیبانی بسیج هدف قرار گرفت.

این مرکز محل نگهداری و تجهیز صدها خودرو و موتورسیکلت بود که به‌طور ویژه برای عملیات‌های سرکوب خیابانی و ایجاد رعب و وحشت در محلات استفاده می‌شدند.

گزارش‌ها از تخریب کامل این ناوگان حمل‌ونقل حکایت دارند که ضربه‌ای مهلک به توان تحرک نیروهای ضدشورش حکومت محسوب می‌شود.

«حمله به یگان‌های امنیتی تهران»

بر اساس گزارش‌ها، مراکز حساس زیرمجموعه سپاه تهران بزرگ، موسوم به «سپاه محمد رسول‌الله»، نیز هدف قرار گرفتند.

واحد امنیتی «امام هادی» که از مراکز راهبردی فرماندهی در تهران محسوب می‌شود، به‌شدت در این حمله آسیب دید.

گردان‌های امنیتی «امام علی» که بازوی اصلی و خط مقدم سرکوب اعتراضات مردمی و مقابله با به‌اصطلاح «اغتشاشات» هستند، در این حملات متحمل خسارات انسانی و تجهیزاتی بی‌سابقه‌ای شدند.

اسرائیل از کشته‌شدن رییس بسیج خبر داد؛ حذف یکی از معماران سرکوب داخلی در جمهوری اسلامی

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۰:۴۰ (گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

رییس سازمان بسیج مستضعفین که اسرائیل می‌گوید او را کشته است، از نسل فرماندهانی بود که از جنگ ایران و عراق به ساختار امنیتی جمهوری اسلامی رسیدند و در مدیریت بحران‌های داخلی نقش داشتند. کشته‌شدن او، حذف یکی از حلقه‌های کلیدی پیوند «امنیت داخلی» و «بسیج ایدئولوژیک» است.

ارتش اسرائیل سه‌شنبه ۲۶ اسفند اعلام کرد غلامرضا سلیمانی، رییس سازمان بسیج مستضعفین، در حملات هوایی به تهران کشته شده است. این رویداد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین ضربه‌ها به ساختار امنیت داخلی جمهوری اسلامی در جریان جنگ جاری محسوب شود.

سلیمانی از چهره‌های کلیدی در معماری کنترل اجتماعی و سرکوب اعتراضات در ایران به شمار می‌رود و نام او در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا، ایالات متحده، بریتانیا و کانادا، به‌دلیل نقش در سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است.

  • اتحادیه اروپا هشت مقام و سه نهاد جمهوری اسلامی را در زمینه سرکوب اعتراضات آبان تحریم کرد

    اتحادیه اروپا هشت مقام و سه نهاد جمهوری اسلامی را در زمینه سرکوب اعتراضات آبان تحریم کرد

غلامرضا سلیمانی که بود؟

سلیمانی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بود که از سال ۱۳۹۸ به ریاست سازمان بسیج مستضعفین منصوب شد. این انتصاب او را در رأس یکی از مهم‌ترین نهادهای امنیت داخلی جمهوری اسلامی قرار داد.

او در ساختار سپاه پاسداران به‌عنوان یک فرمانده «امنیتی-داخلی» شناخته می‌شد، نه چهره‌ای رسانه‌ای یا نظامی در حوزه جنگ خارجی، بلکه مدیری در حوزه کنترل اجتماعی، سازماندهی نیروهای شبه‌نظامی و مواجهه با اعتراضات.

درباره زندگی شخصی سلیمانی اطلاعات عمومی محدودی در دسترس است، اما مسیر حرفه‌ای او تا حد زیادی قابل بازسازی است.

او متولد میانه دهه ۱۳۴۰ خورشیدی در فارسان، استان چهارمحال و بختیاری و از جمله نیروهایی بود که در جریان جنگ ایران و عراق ابتدا به‌عنوان نیروی بسیج و سپس عضو سپاه پاسداران، وارد ساختار نظامی جمهوری اسلامی شد.

منابع تحلیلی، او را در سال‌های جنگ در رده فرمانده گروهان و گردان توصیف کرده‌اند؛ تجربه‌ای که مانند بسیاری از فرماندهان نسل اول و دوم سپاه پاسداران، بعدها به سرمایه اصلی برای صعود او در سلسله‌مراتب امنیتی بدل شد.

پس از جنگ، سلیمانی در ساختار سپاه پاسداران در حوزه‌های مختلف فرماندهی فعالیت کرد.

گزارش‌های تحلیلی او را در زمره فرماندهان سپاه‌های استانی، از جمله در تهران بزرگ، توصیف کرده‌اند؛ یگان‌هایی که مسئول امنیت مناطق حساس و مواجهه با اعتراضات و ناآرامی‌های شهری هستند، هرچند این سمت‌ها در همه منابع رسمی به‌صراحت ثبت نشده است.

حضور در چنین موقعیت‌هایی او را به‌طور مستقیم درگیر مدیریت بحران‌های داخلی و کنترل اعتراضات کرد.

در ادامه، او به‌عنوان رییس «سازمان بسیج مستضعفین» منصوب شد. نهادی که شبکه‌ای گسترده از نیروهای داوطلب و شبه‌نظامی را در سراسر کشور سازماندهی می‌کند و از نظر حقوقی و اداری، زیرمجموعه سپاه پاسداران است.

این سمت، نقطه اوج مسیر حرفه‌ای او در حوزه امنیت داخلی بود و او را در حلقه تصمیم‌سازی امنیتی، از جمله در سطح شورای عالی امنیت ملی، قرار داد.

خلاف برخی فرماندهان سپاه پاسداران، سلیمانی چهره‌ای کم‌حضور در رسانه‌ها بوده و کمتر به‌عنوان سخنران یا چهره عمومی شناخته می‌شود. همین ویژگی، او را بیشتر به‌عنوان یک مدیر پشت‌صحنه در ساختار امنیتی معرفی می‌کند تا فرمانده‌ای که در فضای عمومی تولید روایت کند.

سلیمانی تجسم پیوند میان «بسیج به‌عنوان نیروی شبه‌نظامی خیابانی» و «سپاه پاسداران به‌عنوان ستون اصلی قدرت نظامی» است.

او هم فرمانده شبکه‌ای است که در محله‌ها و دانشگاه‌ها حضور دارد و هم در سطح ملی، در طراحی راهبرد مواجهه با اعتراضات نقش دارد.

بسیج چه می‌کند؟

سازمان بسیج مستضعفین، شبکه‌ای گسترده با حضور در محله‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و ادارات است که کارکردی دوگانه دارد: از یک‌سو بازوی ایدئولوژیک نظام است و از سوی دیگر، نیروی عملیاتی در کنترل اجتماعی و سرکوب.

این نهاد، میلیون‌ها عضو رسمی و افتخاری را در قالب پایگاه‌های محلی، بسیج دانشجویی، بسیج طلاب، بسیج کارمندان و بسیج اصناف، سازماندهی می‌کند.

در اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ و به‌ویژه در آبان ۱۳۹۸، گزارش‌های متعدد نهادهای حقوق بشری و بیانیه‌های تحریمی به نقش مستقیم بسیج در سرکوب خشونت‌بار معترضان اشاره کرده‌اند؛ از حضور در خیابان و شناسایی معترضان گرفته تا مشارکت در بازداشت‌ها و استفاده از سلاح گرم.

اتحادیه اروپا در متن تحریم خود به صراحت نوشته است که «سازمان بسیج تحت فرماندهی غلامرضا سلیمانی از نیروی مرگبار برای سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ استفاده کرده و مسئول کشته و زخمی شدن معترضان غیر‌مسلح در شهرهای مختلف است».

در چنین ساختاری، رییس بسیج در نقطه تلاقی «فرماندهی عملیاتی» و «مشروعیت‌بخشی ایدئولوژیک» قرار دارد؛ نقشی که سلیمانی طی سال‌های ریاست خود ایفا کرده است. او از یک سو در انتصاب و هدایت فرماندهان استانی و محلی و از سوی دیگر در تولید گفتمان «دفاع از نظام» و «مقابله با جنگ ترکیبی دشمن» نقش محوری داشته است.

رسانه‌های تحلیلی نزدیک به اسرائیل، بسیج را «آخرین خط دفاع داخلی رژیم» توصیف کرده‌اند که در سناریوهای اعتراض گسترده یا بی‌ثباتی ناشی از جنگ، وظیفه کنترل و حفظ خیابان‌ها و مراکز حساس را بر عهده دارد.

چرا سلیمانی هدف قرار گرفت؟

ارتش اسرائیل در بیانیه‌های اخیر خود تاکید کرده است اهداف حملات، صرفا محدود به زیرساخت‌های نظامی کلاسیک نیست، بلکه نهادهایی را نیز در بر می‌گیرد که به‌عنوان «پایه‌های سرکوب داخلی» جمهوری اسلامی شناخته می‌شوند؛ از جمله بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی.

در گزارش‌های رسانه‌ای نزدیک به ارتش اسرائیل، از هدف قرار دادن مقرها و پایگاه‌های بسیج در تهران و حومه به‌عنوان بخشی از راهبرد تضعیف توان رژیم برای کنترل جامعه سخن گفته شده است.

هدف قرار دادن فردی مانند سلیمانی به‌عنوان فرمانده نهادی که نقش محوری در کنترل داخلی دارد، در امتداد همین راهبرد تعریف می‌شود.

این رویکرد، حملات را از سطح تقابل نظامی صرف فراتر می‌برد و آن را به تضعیف ساز و کارهای حفظ قدرت در داخل ایران پیوند می‌زند؛ به این معنا که «ماشین سرکوب» خود به‌عنوان یک هدف مشروع جنگی معرفی می‌شود.

از این منظر، تضعیف توان جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات داخلی ـ به‌ویژه در شرایطی که جنگ می‌تواند جرقه اعتراض‌های تازه‌ای باشد- خود یکی از اهداف عملیات است.

در واقع، کشته‌شدن سلیمانی تنها یک موفقیت تاکتیکی برای اسرائیل نیست، بلکه بخشی از تلاش برای فرسایش ستون‌های امنیت داخلی جمهوری اسلامی و ارسال این پیام است که حتی معماران سرکوب در «حریم داخلی» هم در امان نیستند.

مرگ سلیمانی چه پیامدهایی دارد؟

در سطح ساختاری، کشته‌شدن رییس بسیج، ضربه‌ای مستقیم به راس یکی از مهم‌ترین نهادهای امنیت داخلی است. هرچند ساختار سپاه پاسداران و بسیج به‌گونه‌ای طراحی شده که با جانشینی سریع از فروپاشی جلوگیری کنند، اما در کوتاه‌مدت می‌تواند موجب اختلال در هماهنگی، رقابت درونی برای جانشینی و کاهش کارایی عملیاتی شود.

فرماندهی بسیج یکی از صندلی‌های پر رقابت در درون سپاه پاسداران است و شبکه‌های مختلف منطقه‌ای، اقتصادی و امنیتی در تعیین جانشین آن ذی‌نفع‌اند.

مرگ سلیمانی به‌ویژه در اوج بحران، می‌تواند این رقابت‌ها را تشدید کند.

در سطح سیاسی-امنیتی داخلی، کشته‌شدن او بار نمادین قابل‌توجهی دارد.

برای بخشی از جامعه که تجربه سرکوب را داشته، او نماد خشونت حکومتی، به‌ویژه در آبان ۹۸ محسوب می‌شود. در مقابل، حکومت به احتمال زیاد از این رویداد برای تقویت روایت «شهادت» و بسیج نیروهای وفادار استفاده خواهد کرد.

تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد چنین رخدادهایی اغلب با تشدید فضای امنیتی، «بازداشت‌های پیشگیرانه» و کنترل شدیدتر همراه می‌شود تا از هرگونه بهره‌برداری اعتراضی از خلأ در فرماندهی جلوگیری شود.

برای بدنه بسیج، کشته‌شدن چنین فرماندهی دو پیام متناقض دارد: از یک سو به‌عنوان «شهید دفاع از نظام» می‌تواند عامل انگیزش و انسجام باشد. از سوی دیگر این واقعیت را بیش از پیش عریان می‌کند که حلقه‌های بالای فرماندهی از خطر مصون نیستند و «حاشیه امن» داخلی از بین رفته است.

در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، هدف قرار دادن فردی که به‌دلیل نقض حقوق بشر تحریم شده بود، برای اسرائیل و متحدانش امکان پیوند زدن عملیات نظامی با ادبیات حقوق بشری را فراهم می‌کند. این هم‌پوشانی، بخشی از جنگ روایت‌ها در کنار جنگ نظامی است؛ به این معنا که حذف فرماندهان سرکوب به‌عنوان «کاهش ظرفیت رژیم برای ارتکاب نقض‌های بیشتر» به افکار عمومی عرضه می‌شود.

از سوی دیگر، در چارچوب حقوق بین‌الملل و ادبیات حقوق بشری، نام سلیمانی به‌دلیل نقش در سرکوب اعتراضات، در بحث «مسئولیت فرماندهی» اهمیت داشت و می‌توانست موضوع پیگردهای قضایی در آینده باشد. کشته‌شدن او، این مسیر را به‌نوعی از حوزه عدالت قضایی به حذف فیزیکی بازیگران کلیدی منتقل می‌کند؛ به این معنا که امکان محاکمه و شنیدن روایت او در ساز و کارهای عدالت انتقالی یا دادگاه‌های بین‌المللی از میان می‌رود، هرچند مستندسازی پرونده نقض حقوق بشر همچنان شدنی است.

  • شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال: زمان تسخیر خیابان‌ها نزدیک است

    شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال: زمان تسخیر خیابان‌ها نزدیک است

نوروز در سایه جنگ؛ چرخش مطبوعات تهران به سمت روایت بقا

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۰۹:۲۵ (گرینویچ)
•
بهروز تورانی

در یک سال عادی، این روزها روزنامه‌های ایران پر بودند از گزارش‌ها و مطالبی در ستایش نوروز. اما با شعله‌ور شدن آتش حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در سراسر ایران، صفحه‌های اول روزنامه‌ها اکنون به‌جای آن، با تیترهایی درباره امنیت و بقا پر شده‌اند.

پس از بیش از دو هفته تحولات مکرر - از جمله مرگ علی خامنه‌ای، تعیین جانشین و جنگی که بخش‌های وسیعی از کشور را درگیر کرده - روزنامه‌های تهران بیش از پیش بر تلاش روزمره مردم برای گذران زندگی زیر سایه جنگ تمرکز کرده‌اند.

در مطبوعات، اکنون «اضطراب اقتصادی» در مرکز توجه قرار دارد.

روزنامه اقتصادی «دنیای اقتصاد» از «هشدار قرمز برای وضعیت اقتصادی» سخن گفته است، در حالی که روزنامه «جمهوری اسلامی» با لحنی عمل‌گرایانه‌تر تیتر زده است: «لزوم صداقت با مردم در شرایط اضطراری».

این روزنامه از مسئولان خواسته است «معیشت مردم را از سیاست جدا کنند».

اقتصاد در وضعیت هشدار؛ اختلاف روایت‌ها در رسانه‌ها

پوشش موضوع تنش و درگیری در تنگه هرمز نیز در صفحه‌های اول روزنامه‌ها جایگاه برجسته‌ای داشته است.

روزنامه «کیهان» که مدیرمسئول آن از سوی دفتر رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شود، وعده داد: «پاسخ ایران، دشمنان را از اقدام خود در این جنگ اراده‌ها پشیمان خواهد کرد.»

در مقابل، روزنامه «اطلاعات»، دیگر روزنامه نزدیک به دفتر رهبر حکومت ایران، از دولت خواست «از قحطی قریب‌الوقوع و کمبود کالا جلوگیری کند»؛ موضعی که تفاوتی آشکار با رویکرد «اقتصاد مقاومتی» کیهان دارد.

مفهومی که سال‌ها از سوی رهبر کشته شده جمهوری اسلامی، ترویج می‌شد.

این روزنامه حتی پیشنهاد داد که در ایام نوروز که معمولا تا دو هفته به طول می‌انجامد، کالاهای اساسی سهمیه‌بندی شوند.

اقتصاددانانی که در چندین روزنامه مورد استناد قرار گرفته‌اند، بخشی از آشفتگی بازار را ناشی از سیگنال‌های سیاسی متناقض و همچنین تلاش‌های بانک مرکزی برای تثبیت قیمت‌ها در روزهای پایانی سال دانستند.

سه جریان در مطبوعات؛ اجماع بر سر سالی سرنوشت‌ساز

دو مقاله مهم که در روزهای گذشته در روزنامه‌های «اطلاعات» و «جمهوری اسلامی» منتشر شدند، بازتاب‌دهنده فضای کلی کشور بودند.

«اطلاعات» با تاکید بر «اولویت نان و اخلاق بر منازعات سیاسی»، از جناح‌های سیاسی به‌دلیل تبدیل معیشت مردم به میدان رقابت حتی در زمان جنگ، انتقاد کرد و از مسئولان و رسانه‌ها خواست به درگیری‌های جناحی پایان دهند و بر تثبیت قیمت‌ها تمرکز کنند تا از فرسایش بیشتر اعتماد اجتماعی جلوگیری شود.

در مقابل، «جمهوری اسلامی» به مسئولان توصیه کرد مشاورانی که آن‌ها را گمراه می‌کنند و از مسائل واقعی مردم منحرف می‌سازند، کنار بگذارند.

به این ترتیب، سه جریان اصلی در مطبوعات شکل گرفت:

رسانه‌های تندرو مانند «کیهان» بحران را به جنگ نسبت داده و بر مقاومت تاکید کردند. روزنامه‌های اصلاح‌طلب از جمله «اعتماد» و «شرق» از بن‌بست سخن گفتند و خواستار تغییرات اساسی، از جمله آشتی ملی شدند.

در همین حال، روزنامه‌های میانه‌روتر مانند «اطلاعات» و «جمهوری اسلامی»، این مقطع را آزمونی برای حکمرانی دانستند و بر شفافیت، پاسخگویی و کنترل موثر بازار تاکید کردند.

با وجود این اختلاف‌ها، تقریبا همه روزنامه‌ها بر یک نکته اتفاق نظر دارند: سال جدید در ایران که تا چند روز دیگر آغاز می‌شود، به احتمال زیاد برای اقتصاد کشور، رهبری آن و ثبات اجتماعی‌اش، تعیین‌کننده خواهد بود.