فشار سپاه برای اعلام سریع رهبری مجتبی خامنهای؛ مخالفت برخی اعضا با «موروثی شدن رهبری»
دو روز پس از انتشار گزارش ایراناینترنشنال درباره تحمیل مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی به مجلس خبرگان از سوی سپاه پاسداران، قرار است این مجلس روز پنجشنبه با تشکیل یک جلسه اضطراری دیگر، این تصمیم را بهصورت رسمی اعلام کند.
جلسه اضطراری نخست خبرگان برای تعیین جانشین علی خامنهای، روز سهشنبه ۱۲ اسفند برگزار شد، اما این جلسه با حملات هوایی اسرائیل به ساختمان مجلس خبرگان در قم ناتمام ماند. به گفته منابع ایراناینترنشنال، جلسه روز پنجشنبه بهصورت آنلاین برگزار و از ساختمانی در «مجاورت حرم حضرت معصومه» در قم مدیریت خواهد شد. همچنین احتمال دارد برخی از نمایندگان و اعضای هیاترئیسه که ساکن قم هستند به شکل حضوری در محل حاضر شوند.
دو منبع از دفاتر نمایندگان مجلس خبرگان به ایراناینترنشنال گفتهاند دستکم هشت عضو این مجلس در اعتراض به «فشار سنگین» سپاه پاسداران برای تحمیل انتخاب مجتبی خامنهای، در جلسه روز پنجشنبه شرکت نخواهند کرد.
استدلالهای مخالفان مجتبی خامنهای به گفته منابع ایراناینترنشنال، گروهی از مخالفان رهبری مجتبی خامنهای روز گذشته در تماس با رییس و اعضای هیاترئیسه خبرگان گفتهاند اعلام او بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی میتواند «شائبه موروثی شدن رهبری» و «شبهه سلطنتی شدن جمهوری اسلامی» را برای افکار عمومی ایجاد کند. این نمایندگان خواهان انصراف مجتبی خامنهای و برگزاری رأیگیری مجدد در جلسه روز پنجشنبه شدهاند.
به گفته این منابع، یکی از نمایندگان در این تماسها گفته است «آیتالله علی خامنهای از طرح ایده رهبری فرزندش خشنود نبود و هرگز اجازه طرح این مساله را در زمان حیات خود نداد.» یک نماینده دیگر نیز استدلال کرده که مجتبی خامنهای «وزنِ مرجعیتی و فقهیِ علنی و تثبیتشدهای ندارد» و به همین دلیل انتخاب او بهعنوان «ولیفقیه» فاقد وجاهت دینی است.
بر اساس همین اطلاعات، برخی از مخالفان بهصورت تلویحی هشدار دادهاند در صورت عدم انصراف مجتبی خامنهای، روند انتخاب را «نامعتبر» خواهند دانست؛ اقدامی که در صورت وقوع میتواند شکاف در راس قدرت را تشدید و بحران مشروعیت جمهوری اسلامی را عمیقتر کند.
تنش در جلسه نخست خبرگان پس از بمباران ساختمان قدیمی مجلس شورای ملی در تهران در روز دوشنبه که به طور سنتی، جلسات خبرگان در آن برگزار میشد، جلسه اول این مجلس برای تعیین جانشین علی خامنهای در روز سهشنبه و بدون اعلام علنی، بهصورت آنلاین برگزار شد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است از ابتدای روز سهشنبه، فرماندهان سپاه در شهرهای مختلف در دیدارهای حضوری یا تماسهای تلفنی، اعضای خبرگان را در اقدامی هماهنگ برای رأی دادن به مجتبی خامنهای تحت فشار قرار داده بودند. به گفته این منابع، به دلیل تماسهای مکرر و فشار روانی-سیاسی بر نمایندگان که تا دقایقی پیش از آغاز جلسه آنلاین ادامه داشته، فضای جلسه «طبیعی» نبوده و هیاترئیسه نیز اصرار داشته است که با توجه به وضعیت امنیتی کشور، رایگیری باید هرچه سریعتر انجام شود.
بنابر این گزارش، چند عضو خبرگان که با انتخاب مجتبی خامنهای مخالف بودهاند در فرصتی محدود برخی استدلالهای خود را مطرح کردهاند، اما هیاترئیسه با اصرار بر آغاز رایگیری، فرصت گفتوگوی بیشتر را از آنان گرفته است. یک منبع نزدیک به یکی از نمایندگان مجلس خبرگان به ایراناینترنشنال گفته است فضای جلسه به دلیل فشار روانی سپاه در ابتدا سنگین بوده، اما اگر فرصت بیشتری برای طرح مباحث داده میشد، چهبسا نمایندگان دیگری نیز در مخالفت سخن میگفتند.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، پس از رایگیری و اندکی پیش از پایان شمارش آرا، ساختمان مجلس خبرگان در قم، که جلسه آنلاین از آنجا مدیریت میشد، هدف حملات هوایی اسرائیل قرار گرفت و ارتباط قطع شد. ساعاتی بعد، به اعضای مجلس خبرگان در تماس تلفنی اطلاع داده شد که مجتبی خامنهای با اکثریت آرا به رهبری انتخاب شده است.
طرح شبهات قانونی و تداوم فشارها پس از اعلام نتیجه رایگیری به اعضای خبرگان، زمزمههایی از مخالفت با نحوه پیشبرد روند قانونی در تماسهای تلفنی با ربیس مجلس و برخی اعضای هیاترئیسه مطرح شد و در نهایت هیاترئیسه تصمیم گرفت اعلام رسمی نتیجه رایگیری را تا زمان برگزاری جلسه دوم به تعویق بیندازد.
بر این اساس، جلسه دوم، امروز پنجشنبه بهصورت آنلاین برگزار میشود و اداره آن از مکانی در نزدیکی حرم حضرت معصومه صورت خواهد گرفت؛ مکانی که به گفته منابع ایراناینترنشنال به این دلیل انتخاب شده است که در صورت لو رفتن محل، احتمال حمله هوایی به آن بهواسطه حساسیت مذهبی ممکن است کاهش یابد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال همچنین حاکی است فشارهای تهدیدآمیز سپاه برای متقاعد کردن نمایندگان مخالف همچنان ادامه دارد و فرماندهان سپاه در تماسها و رایزنیهای مستقیم تلاش میکنند آنها را از عدم حضور یا مخالفت علنی منصرف کنند. به گفته این منابع، استدلال سپاه این است که با توجه به «شرایط ویژه» کشور و تداوم وضعیت امنیتی، اعلام رهبر جدید باید در کوتاهترین زمان ممکن انجام شود و هرگونه تاخیر میتواند به تشدید بیثباتی و تعمیق خلأ تصمیمگیری در راس نظام منجر شود.
وبسایت اسرائیلی واینت، در گزارشی به نقش هوش مصنوعی در جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی پرداخته و از این جنگ بهعنوان اولین جنگ از جنگهای آینده نام برده که در آنها هوش مصنوعی نقش اصلی را بازی میکند.
بهنوشته واینت، هوش مصنوعی دیگر فقط برای تحلیل اطلاعات به کار نمیرود؛ اکنون سرعت کل جنگ را شتاب میبخشد، از تولید اهداف در زمان واقعی گرفته تا مدیریت رهگیری موشکها و دستههای پهپادهای خودکار، و نوع جدیدی از میدان نبرد را در پشت عملیات آشکار میکند.
تا همین اواخر، هوش مصنوعی عمدتا ابزاری برای تحلیل دادهها بود. در جنگ کنونی با جمهوری اسلامی اما، این فناوری به صندلی راننده منتقل شده است. هر دو ارتش آمریکا و اسرائیل از این فناوری نوظهور در حوزههای گستردهای استفاده میکنند: برنامهریزی دامنه عظیم حملات به اهداف در ایران، هماهنگی حضور دقیق صدها هواپیما بهطور همزمان در آسمان، تصمیمگیری سریع درباره نحوه رهگیری موشکهای بالستیک و موارد دیگر.
تغییری چشمگیر
جزئیات این موضوع، طبیعتا، در پوششی از محرمانگی شدید قرار دارد، اما برخی از آنها به تدریج آشکار میشود. اینها رباتهای مهاجمی شبیه «ترمیناتور» نیستند، بلکه سامانههای پشتیبان تصمیمگیریاند که قادرند حجمهایی از داده را پردازش کنند که تحلیلگران اطلاعاتی حتی در طول چند دهه نیز قادر به هضم آن نبودند، و به آنها اجازه میدهند روی اطلاعاتی تمرکز کنند که واقعا اهمیت دارد.
روزنامه گاردین این هفته نوشت که سرعت شگفتآور تولید، تایید و اجرای اهداف در جنگ جاری «سریعتر از سرعت اندیشه» است. این تغییر نمایانگر دگرگونی عمیقی در دکترین جنگ مدرن است و آن را بسیار دقیقتر، کمهزینهتر و مرگبارتر میکند.
بدون تردید، هوش مصنوعی زمان میان شناسایی اولیه یک هدف و نابودی آن را بهشدت کوتاه میکند. برای مقایسه در جنگ جهانی دوم، فاصله زمانی میان جمعآوری اطلاعات مانند شناسایی هوایی و اجرای یک ماموریت بمباران میتوانست تا شش ماه طول بکشد.
روزنامه تایمز لندن، با نگاه به گذشته نزدیکتر، گزارش داده که شناسایی اهداف در جریان حمله آمریکا به عراق به یک واحد اطلاعاتی متشکل از دو هزار سرباز نیاز داشت. در عملیات کنونی در ایران، همان کار تنها با ۲۰ نفر انجام شده است.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، در حال اجرای پروژه Maven است که در سال ۲۰۱۷ آغاز شد و استفاده از مدلهای زبانی بزرگ، عمدتا مدل کلاود (Claude) از شرکت آنتروپیک (Anthropic) و از این هفته مدلهایی از اوپنایآی (OpenAI) و ایکسایآی (xAI)، را برای خلاصهسازی اطلاعات خام از صدها یا هزاران منبع بهطور همزمان و تولید دستورالعملهای عملیاتی ادغام کرده است.
این سامانه هزاران ساعت فیلم پهپادی را اسکن میکند، اشیایی مانند خودروها، افراد و انواع سلاحها را در میان ترابایتها داده شناسایی و آنها را برای اپراتورهای اطلاعاتی علامتگذاری میکند. نرمافزار شرکت پالانتیر (Palantir) نیز به ارتش آمریکا و ظاهرا دیگر ارتشهای غربی کمک میکند تا با استفاده از این اطلاعات تصمیم بگیرند و اهداف خود را انتخاب کنند.
در اوت ۲۰۲۳، کاتلین هیکس معاون وزیر دفاع آمریکا برنامه رپلیکیتور (Replicator) پنتاگون را نیز معرفی کرد که هزاران پهپاد، شناور و وسیله نقلیه خودکار را به کار میگیرد که بدون کنترل مستقیم انسانی بر هر پلتفرم بهطور مستقل عمل میکنند.
احتمالا دستکم برخی از این پهپادها و وسایل در کارزار علیه ایران شرکت دارند. طی دو هفته گذشته، ایالات متحده همچنین واحدی را به خاورمیانه اعزام کرده که دستههایی از پهپادهای بدون سرنشین لوکاس (LUCAS) را به کار میگیرد؛ پهپادهایی نسبتا ارزان، با قیمت حدود ۳۵ هزار دلار برای هر واحد که کاملا خودکار عمل میکنند. این پهپادها میتوانند در هوا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، اهداف را میان خود تقسیم کنند و بدون هدایت زمینی حملات انتحاری علیه سامانههای راداری ایران انجام دهند.
یادداشتی که اوایل امسال توسط پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا برای مقامات ارشد نظامی ارسال شد، این موضوع را به یک دستور رسمی تبدیل کرد.
او نوشت: «من به وزارت دفاع دستور میدهم که با تبدیل شدن به نیروی «اول هوش مصنوعی» در همه حوزهها، از خط مقدم تا پشت جبهه، برتری نظامی ایالات متحده در هوش مصنوعی را تسریع کند.»
بهنوشته واینت، ایالات متحده تنها نیست. طبق گزارشهای خارجی، اسرائیل نیز این هفته از سامانههای هوش مصنوعی موسوم به هابسورا (Habsora) و لاوندر (Lavender) استفاده کرده است که طی دو سال گذشته به شناسایی و مکانیابی اهداف در غزه کمک کرده بودند.
سامانه هابسورا بهطور خودکار پیشنهادهایی برای حمله به ساختمانها و تاسیسات، مانند سایتهای هستهای، تاسیسات نفتی و مقرهای سپاه پاسداران، تولید میکند. این سامانه تصاویر ماهوارهای، دادههای ارتباطی و اطلاعات انسانی جمعآوریشده از هزاران منبع را پردازش و با یکدیگر تطبیق میدهد تا سازهها و مکانهایی را که مورد استفاده نیروهای شبهنظامی هستند، شناسایی کند.
اگر هابسورا بر ساختمانها تمرکز دارد، لاوندر طبق گزارشها بر افراد تمرکز میکند. این سامانه یک پایگاه داده مبتنی بر هوش مصنوعی است که حجم عظیمی از دادههای نظارتی، از جمله ارتباطات اجتماعی و تاریخچه موقعیت مکانی را اسکن و پردازش میکند تا اهداف احتمالی را شناسایی کند.
این مدل به هر فرد امتیازی بین ۱ تا ۱۰۰ اختصاص میدهد. وقتی امتیاز از حد مشخصی بالاتر رود،لاوندر آن فرد را بهعنوان هدف نظامی علامتگذاری میکند. سامانه دیگری با نام «بابا کجاست؟» (?Where’s Daddy) فرایند را کامل میکند و با ردیابی افراد علامتگذاریشده، در زمان واقعی، وقتی آنها وارد یک ساختمان مسکونی خاص میشوند، به اپراتورها هشدار میدهد.
همزمان، فایننشالتایمز این هفته گزارش داد که اسرائیل تقریبا تمام دوربینهای ترافیکی تهران را هک کرده و تصاویر آنها را به سرورهایی در تلآویو منتقل کرده است. از آنجا، امکان ردیابی خودکار حرکت محافظان مقامات ارشد فراهم شد که به خانهای میرفتند که علی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، شنبه گذشته در آن کشته شد. الگوریتمهای مبتنی بر هوش مصنوعی جزییاتی مانند برنامههای کاری و مسیرهای رفتوآمد آنها را تحلیل کردند.
سامانههای هوش مصنوعی همچنین به اسرائیل کمک کردند تا شبکههای تلفن همراه و ارتباطی رهبران ارشد جمهوری اسلامی را تحلیل کند که در نهایت به ترور هدفمند خامنهای و دهها مقام ارشد حکومت ایران در قلب تهران انجامید.
تنها در سپتامبر گذشته، مایکروسافت دسترسی واحد ۸۲۰۰ اسرائیل، واحد نخبه اطلاعات سیگنال ارتش، را به خدمات ابری آزور (Azure) مسدود کرد. این تصمیم پس از آن گرفته شد که مشخص شد از آن برای ذخیره و پردازش دادههای یک سامانه نظارت جمعی بر فلسطینیان در غزه و کرانه باختری استفاده شده است. تنها راه استخراج بینش معنادار از چنین حجم عظیمی از دادههای خام، استفاده از هوش مصنوعی است.
عملیات غرش شیران همچنین نخستین عملیاتی است که در آن بخش جدید هوش مصنوعی ارتش اسرائیل موسوم به «بینا» (Bina) فعالیت میکند. این بخش که تنها چند ماه پیش ایجاد شده، بیشتر واحدهای نظامی فعال در این حوزه را یکپارچه کرده است.
به گفته سرلشکر آویاد داگان، رییس اداره فرماندهی، کنترل، ارتباطات و دفاع سایبری ارتش اسرائیل، هدف این است که «یک تانک را به ۱۰۰ تانک و یک سرباز را به ۱۰۰ سرباز تبدیل کنیم.»
بهنوشته واینت، شهروندان اسرائیلی نیز این هفته شاهد اثربخشی سامانههای هوش مصنوعی در حفاظت از جان انسانها بودند.
وقتی انواع مختلفی از موشکها از نقاط مختلف به سمت اسرائیل شلیک میشوند، هوش مصنوعی به سرعت دادههای رادارها و حسگرهای حساس در دریا، هوا و زمین را دریافت میکند و در عرض میلیثانیه تصمیم میگیرد کدام رهگیر را به کدام هدف شلیک کند تا احتمال رهگیری موفق به حداکثر برسد.
همزمان، سامانه دیگری بهطور خودکار اطلاعات دقیقی تولید میکند که به نیروها اجازه میدهد چند ثانیه پس از شناسایی پرتابگر موشکی ایرانی، آن را هدف قرار دهند.
همانطور که این هفته ژنرال دن کین رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا فاش کرد، بخش بزرگی از جنگ نیز پشت صحنه و از طریق جنگ سایبری گسترده در حال انجام است.
در جنگ ۱۲ روزه، سایتهای فناوری خارجی گزارش دادند که گروههای مرتبط با اسرائیل از هوش مصنوعی برای فلج کردن سیستم بانکی ایران استفاده کردند. هوش مصنوعی برای اسکن خودکار آسیبپذیریهای امنیتی و تزریق کدهای مخرب بدون دخالت انسان به کار رفت.
درگیری با ایران عملا به یک میدان آزمایش زنده برای فناوریهای هوش مصنوعی غرب تبدیل شده است. اما چین نیز برای جنگ آینده آماده میشود؛ جنگی که در آن پیروزی متعلق به کشوری نخواهد بود که بیشترین تانک یا هواپیما را دارد، بلکه از آن کشوری خواهد بود که سریعترین و موثرترین الگوریتمها را دارد.
روزنامه تلگراف در گزارشی با توجه به کاهش شدید موشکهای شلیک شده از ایران نوشت که به نظر میرسد جمهوری اسلامی توانایی خود برای شلیک موشکهای بالستیک را از دست داده است.
تلگراف چهارشنبه ۱۳ اسفند دلیل این امر را کاهش ذخایر موشکی و نیز انهدام پرتابگرهای موشکی در جریان حملات اسرائیل و آمریکا دانست و افزود بر اساس تحلیلی که از سوی کشورهایی که هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند منتشر شده، تهران به طور قابل توجهی تعداد موشکهای بالستیکی را که در یک دوره ۲۴ ساعته شلیک میکند کاهش داده است.
این روزنامه بهنقل از کارشناسان افزود این موضوع میتواند نتیجه از دست رفتن پرتابگرهای زمینی موشک در حملات آمریکا باشد.
گمان میرود جمهوری اسلامی در روزهای نخست این درگیری صدها موشک بیشتر از آنچه در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در خرداد ماه گذشته شلیک کرده بود، پرتاب کرده است.
کشورهایی مانند امارات متحده عربی و کویت هر روز آمار موشکها و پهپادهای ایرانی را که به سمت آنها شلیک شده منتشر میکنند.
در دو روز نخست جنگ، جمهوری اسلامی بهطور میانگین روزانه ۵۸ موشک بالستیک به سمت امارات شلیک کرد، اما این عدد در روز چهارم به تنها ۱۰ موشک کاهش یافت.
به گفته کولبی بدوار، تحلیلگر دفاعی، این موضوع نشانه اولیهای از آن است که ذخایر موشکهای بالستیک ایران رو به پایان است.
بحرین روز سهشنبه اعلام کرد از آغاز حملات در مجموع ۷۰ موشک را با موفقیت رهگیری کرده است. این رقم در روز چهارشنبه به ۷۴ موشک رسید. در حالی که دوشنبه هفت موشک بالستیک به بحرین شلیک شده بود، روز چهارشنبه این تعداد به چهار موشک کاهش یافت.
کویت اعلام کرد که در ۲۴ ساعت نخست جنگ با ۹۷ موشک بالستیک درگیر شده است، اما در روزهای بعد آمار تازهای ارائه نکرد.
وزارت دفاع قطر چهارشنبه اعلام کرد که این کشور هدف دو موشک بالستیک قرار گرفته است که یکی از آنها به پایگاه العدید اصابت کرده اما تلفات جانی نداشته است.
قطر در مجموع میگوید که دستکم ۱۰۱ موشک بالستیک به سمت این کشور شلیک شده که بیشتر آنها در روزهای اول و دوم جنگ شلیک شده بودند.
راهبرد آمریکا بر نابود کردن توان تهاجمی ایران متمرکز بوده و در روزهای اخیر بسیاری از پرتابگرهای زمینی ایران را از بین برده است.
برد کوپر، فرمانده سنتکام آمریکا، سهشنبه در یک نشست خبری گفت: «ما بر نابود کردن هر چیزی که بتواند به سمت ما شلیک کند تمرکز کردهایم.»
تصاویر ماهوارهای نیز نشان میدهد که خسارات عمدهای به تاسیسات موشکی در سراسر ایران وارد شده است.
فابیان هافمن، کارشناس فناوری موشکی مستقر در اسلو، در شبکههای اجتماعی نوشت: «با توجه به اینکه این درگیری از دید رژیم بسیار حیاتیتر است و موشکهای بالستیک کوتاهبرد همچنان قابل استفادهاند، انتظار میرفت استفاده از موشکهای بالستیک بسیار بیشتر باشد؛ مگر اینکه توان موشکی و پرتابگرهای ایران به شدت تضعیف شده باشد که ظاهرا همین اتفاق افتاده است.»
او افزود: «کمبود ذخایر موشکهای رهگیر مسالهای واقعی بود و شاید هنوز هم باشد، اما تنها در صورتی که ایران میتوانست شدت حملات دو شب اول را حفظ کند. اما آشکارا قادر به انجام چنین کاری نبوده است. در حال حاضر، به جز احتمالا بحرین، هیچ کشور خلیج فارس در وضعیت بهویژه نگرانکنندهای قرار ندارد.»
همزمان، والاستریت ژورنال بهنقل از منابع آگاه گزارش داد که ایالات متحده نیز در حال مصرف سریع ذخایر سلاحهای دقیق خود است و تنها چند روز تا زمانی فاصله دارد که مجبور شود برای رهگیری اهداف، دست به اولویتبندی بزند.
در پنجمین روز عملیات نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی، ناتو یک موشک شلیکشده از سوی ایران به سمت حریم هوایی ترکیه را منهدم کرد و امارات از شلیک صدها موشک و پهپاد خبر داد. همزمان، حملات اسرائیل به داخل ایران و تحرکات لبنان، عراق و آبهای اقیانوس هند ادامه یافت.
گسترش جنگ و پاسخهای تلافیجویانه جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه
مهمترین تحول ۱۳ اسفند، نشانههای آشکار از گسترش جنگ به پیرامون ایران و افزایش درگیریهای فرامرزی بود. وزارت دفاع ترکیه اعلام کرد یک موشک بالستیک شلیکشده از سوی ایران که به سمت حریم هوایی ترکیه در حرکت بود، توسط سامانههای پدافند هوایی ناتو در شرق مدیترانه منهدم شده و در این حادثه تلفات جانی گزارش نشده است. آنکارا همچنین تاکید کرد حق پاسخ به هر اقدام خصمانه علیه خود را محفوظ میدارد.
در همین چارچوب، وزارت دفاع امارات متحده عربی اعلام کرد جمهوری اسلامی از زمان آغاز حملات تلافیجویانه، ۱۸۹ موشک و ۹۴۱ پهپاد به سمت امارات شلیک کرده است. همزمان گزارشهایی از تداوم مقابله کشورهای منطقه با موج موشکها و پهپادها منتشر شد؛ از جمله اعلام عربستان درباره رهگیری موشکهای کروز و پهپادها و گزارشهای کویت درباره رهگیری پرتابهها.
وزارت بهداشت کویت نیز از کشته شدن یک دختر ۱۱ ساله بر اثر اصابت ترکش در یک منطقه مسکونی خبر داد؛ رخدادی که حساسیت افکار عمومی منطقه را نسبت به پیامدهای غیرنظامی این حملات افزایش داده است. علاوه بر این، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا از گزارش حادثه برای یک کشتی در نزدیکی فجیره و آسیب به بدنه آن خبر داد و تاکید کرد خدمه در سلامت هستند.
قطر نیز از یک اقدام امنیتی خبر داد و اعلام کرد دو هسته سپاه پاسداران را که در این کشور فعال بودند بازداشت کرده است؛ گزارشی که بر اساس آن، بخشی از متهمان ماموریت جاسوسی و بخشی ماموریت خرابکاری و آموزش پهپادی داشتهاند.
دومین محور اصلی تحولات امروز، استمرار حملات اسرائیل به اهداف جمهوری اسلامی در داخل ایران و اعلام برنامه «کارزار چندهفتهای» بود. رسانههای اسرائیلی به نقل از ارتش این کشور گزارش دادند حملات به مواضع جمهوری اسلامی حداقل دو هفته دیگر ادامه خواهد داشت و هدفگیری «هزاران موضع دیگر» در دستور کار است. در همین حال، سخنگوی ارتش اسرائیل از مردم ایران خواست برای حفظ جان خود از مراکز نظامی فاصله بگیرند.
در تهران نیز گزارشهای متعدد از انفجارها و دود در نقاط مختلف منتشر شد.
یک شهروند با ارسال ویدیوهایی اعلام کرد در محله افسریه چند انفجار رخ داده و محل هدفگیریشده را ستاد مشترک سپاه و پایگاه بسیج قصرفیروزه توصیف کرد. همچنین گزارشهایی از تخریب کامل پلیس دیپلماتیک در خیابان ترکمنستان و نابودی یک پایگاه بسیج در تقاطع مرزداران-یادگار و نیز وقوع انفجارها در شرق و شمالشرق تهران و کرج منتشر شد.
در حوزه میدانی-هوایی، خبر مهم دیگری نیز منتشر شد: گزارش شد یک جنگنده اسرائیلی اف-۳۵آی یک جنگنده ایرانی یاک-۱۳۰ را بر فراز تهران سرنگون کرده است؛ رخدادی که از آن به عنوان نخستین سرنگونی یک هواپیمای سرنشیندار با اف-۳۵ یاد شده است.
در دیگر نقاط کشور نیز گزارشهایی از هدف قرار گرفتن مراکز نظامی و امنیتی منتشر شد؛ از جمله حملات به ارومیه (با اشاره به هدف قرار گرفتن کلانتریها، مراکز اطلاعات سپاه و پایگاههای بسیج)، انفجار در شیراز و اصفهان، هدف قرار گرفتن انبار مهمات در باغین کرمان و گزارشهایی درباره حمله به حوالی میدان نفت کرمانشاه.
وضعیت برنامه هستهای و روایتهای متناقض درباره اهداف
آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد بر اساس تحلیل تصاویر ماهوارهای، هیچ آسیبی به تاسیساتی که مواد هستهای را در خود جای دادهاند وارد نشده و خطر انتشار رادیولوژیکی وجود ندارد. با این حال، آژانس از مشاهده خسارت در دو ساختمان در نزدیکی سایت هستهای اصفهان خبر داد و تاکید کرد پس از گزارش قبلی درباره آسیب در ورودیهای نطنز، تاثیر جدیدی مشاهده نشده و در دیگر تاسیسات از جمله نیروگاه بوشهر نیز آسیبی گزارش نشده است.
در سوی دیگر، سفیر اسرائیل در آمریکا اعلام کرد یک «مجتمع هستهای زیرزمینی مخفی» در ایران منهدم شده و هشدار داد اگر عملیات به تعویق میافتاد، این سایت میتوانست نفوذناپذیر شود.
جبهه لبنان، عراق و حملات پهپادی فرامرزی
در لبنان گزارش شد تانکهای ارتش اسرائیل وارد جنوب لبنان شدهاند و خبرهایی درباره نفوذ نیروهای اسرائیل به مناطق جنوبی از جمله شهرک خیام منتشر شد. ارتش اسرائیل همچنین از هدف قرار دادن بیش از ۲۵۰ موضع در لبنان خبر داد و گفته شد در پی این بمبارانها حدود ۳۰۰ هزار نفر از ساکنان جنوب لبنان تخلیه شدهاند. همزمان، حملات به منطقه ضاحیه بیروت و صدور هشدار تخلیه برای برخی مناطق نیز گزارش شد.
در عراق نیز روایت درگیریها ادامه یافت: از یک سو گزارشهایی از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به مواضع حشدالشعبی منتشر شد و از سوی دیگر، منابع امنیتی از دو حمله پهپادی به اربیل (هدف قرار گرفتن پایگاه نظامی آمریکا و یک هتل) خبر دادند. همچنین گزارش شد یک پهپاد یک انبار سلاح حزب دموکرات کردستان ایران را در اقلیم کردستان عراق هدف قرار داده است.
تحرکات مرتبط با نیروهای کُرد و سناریوهای زمینی
در ادامه گمانهزنیهای مربوط به سناریوی عملیات زمینی در غرب ایران، گزارشهایی منتشر شد که بر اساس آن احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی درباره نحوه حمله به نیروهای امنیتی در غرب ایران با آمریکا مشورت کردهاند و همزمان به نقل از منابع آگاه گفته شد «سیا» در حال کار روی طرحی برای تسلیح نیروهای کُرد با هدف آغاز خیزش علیه حکومت ایران است. سپاه پاسداران نیز اعلام کرده این گروهها را با دهها پهپاد هدف قرار داده است.
تحولات داخلی ایران: جانشینی رهبری، مدیریت بحران و فضای امنیتی
در سطح داخلی، گزارشهایی درباره لغو مراسم «وداع با خامنهای» در مصلای تهران منتشر شد. سخنگوی دولت جمهوری اسلامی نیز اذعان کرد «ضربات دردناکی» وارد شده و بهطور مشخص به «کشته شدن رهبری و برخی فرماندهان نظامی» اشاره کرد. همزمان، برخی چهرهها و تحلیلها به موضوع جانشینی و نقش سپاه پرداختند.
از سوی دیگر، نگرانیها درباره وضعیت زندانیان سیاسی نیز پررنگ ماند؛ خانوادههای زندانیان اوین از تشدید نگرانیها، اختلال در مدیریت زندان، محدودیت رفتوآمد و گزارشهایی از کمبود غذا و اقلام اولیه سخن گفتند و خواستار اقدام فوری جامعه جهانی شدند.
واکنشهای بینالمللی و پیامدهای اقتصادی-امنیتی
در عرصه بینالمللی، چند محور در خبرهای امروز برجسته بود: چین اعلام کرد بیش از ۴۷۰ شهروند خود را از ایران خارج کرده است. روسیه مدعی شد آمریکا از مذاکرات به عنوان «پوششی» برای طرح تغییر رژیم استفاده کرده است. سوئد هشدار داد تحولات خاورمیانه میتواند وضعیت امنیتی این کشور را متاثر کند و تهدید علیه مراکز آمریکایی، اسرائیلی و یهودی و نیز مخالفان جمهوری اسلامی در سوئد افزایش یابد. رویترز گزارش داد حملات اخیر، آینده پروژههای شرکتهای چینی در ایران را با ابهام روبهرو کرده و دامنه اثرات اقتصادی بحران میتواند از بخش خصوصی فراتر برود و به شرکتهای دولتی چین نیز سرایت کند.
تحولات امروز نشان داد جنگ، همزمان در سه مسیر پیش میرود: گسترش جغرافیایی با درگیری مستقیمتر کشورهای منطقه و نقش فعال سامانههای دفاعی (از جمله ناتو در پرونده ترکیه)؛ تداوم ضربات داخل ایران با تمرکز بر مراکز نظامی-امنیتی و اعلام کارزار چندهفتهای از سوی اسرائیل؛ و افزایش فشار انسانی و سیاسی؛ از تلفات غیرنظامی در منطقه تا نگرانیهای جدی درباره وضعیت زندانیان، و نیز تشدید بحثهای مربوط به آینده قدرت در تهران.
بر اساس اطلاعات منابع آگاه که با ایراناینترنشنال و به شرط ناشناس ماندن گفتوگو کردهاند، مجلس خبرگان رهبری حکومت ایران مجتبی خامنهای، فرزند علی خامنهای، را به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی انتخاب کرده است.
این تصمیم یکی از مهمترین لحظات تاریخ جمهوری اسلامی به شمار میرود و برای نخستین بار از زمان انقلاب ۱۳۵۷، عملاً انتقال قدرت در راس حکومت را در درون یک خانواده رقم میزند. اما مجتبی خامنهای دقیقاً چه کسی است؟
چهرهای قدرتمند در پشت صحنه مجتبی خامنهای، ۵۵ ساله، سالهاست با وجود آنکه به ندرت در انظار عمومی ظاهر میشود و هیچ سمت رسمی سیاسی در اختیار نداشته، به عنوان یکی از چهرههای بسیار تاثیرگذار در ساختار قدرت جمهوری اسلامی شناخته میشود.
او سالها در دفتر رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکرد و در عمل به عنوان واسطه و تنظیمکننده قدرت پیرامون پدرش نقش داشت. جایگاه او اغلب با نقش احمد خمینی، فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی، مقایسه شده است؛ فردی که در سالهای نخست انقلاب یکی از نزدیکترین مشاوران و افراد مورد اعتماد روحالله خمینی بود.
تحلیلگران میگویند مجتبی خامنهای بهتدریج نفوذ خود را در نهادهای سیاسی، امنیتی و مذهبی جمهوری اسلامی گسترش داده است.
اریک مندل، مدیر شبکه اطلاعات و سیاست خاورمیانه (MEPIN)، به ایراناینترنشنال گفت: «مجتبی خامنهای سالها در پشت صحنه در تهران فعالیت کرده و روابط عمیقی با سپاه پاسداران برقرار کرده است. او در ساختار قدرت رژیم نفوذ خود را تثبیت کرده و بسیاری او را از معماران سرکوب در جمهوری اسلامی میدانند.»
آرش عزیزی، تحلیلگر مسائل ایران، نیز به ایراناینترنشنال گفت مجتبی خامنهای با بدبینی گستردهای مواجه است. او افزود: «به همین دلیل دستکم از سال ۱۳۸۸ و پس از اعتراضات آن سال که گفته میشود در سازماندهی سرکوب نقش داشته، به یکی از چهرههای منفور برای جنبشهای دموکراسیخواه تبدیل شده است.»
به گفته عزیزی، در عین حال مجتبی خامنهای مورد حمایت برخی بخشهای حاکمیت نیز قرار دارد، از جمله جریانهایی نزدیک به محمدباقر قالیباف که به دنبال قدرتگیری بیشتر در ساختار سیاسی ایران هستند.
ارتباط نزدیک با نهادهای امنیتی یکی از منابع اصلی نفوذ مجتبی خامنهای، روابط نزدیک او با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۳۶۰، او در گردان حبیب خدمت میکرد؛ واحدی که عمدتاً از داوطلبان وابسته به شبکههای انقلابی تشکیل شده بود و تحت نیروهای مرتبط با سپاه پاسداران فعالیت میکرد.
این گردان در چندین نبرد مهم جنگ حضور داشت و خدمت در آن برای مجتبی اهمیت زیادی پیدا کرد، زیرا بسیاری از همرزمان او بعدها به مقامهای بلندپایه در ساختار امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی رسیدند؛ از جمله افرادی که بعدها در راس بخشهایی از سازمان اطلاعات سپاه و نهادهای امنیتی قرار گرفتند.
گفته میشود همین روابط دوران جنگ به مجتبی خامنهای کمک کرد تا در سالهای بعد ارتباطات گستردهای در میان نهادهای قدرتمند امنیتی حکومت ایران ایجاد کند.
در طول سالها، مخالفان سیاسی و برخی رقبای درون حکومت نیز او را متهم کردهاند که در مهندسی نتایج انتخابات و هماهنگی سرکوب مخالفان نقش داشته است.
تردیدها درباره صلاحیت مذهبی طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رهبر باید دانش عمیقی در فقه اسلامی داشته باشد و به عنوان یکی از مجتهدان برجسته دینی شناخته شود.
با این حال، مجتبی خامنهای در میان روحانیان ایران به عنوان یکی از چهرههای ردهبالای مذهبی شناخته نمیشود. او در حوزه علمیه قم نزد چند روحانی محافظهکار تحصیل کرده، اما عنوان «آیتالله» ندارد.
علاوه بر این، او هیچ تجربه اجرایی یا مدیریتی در سطح دولتی نیز نداشته است. با این حال، تجربه سیاسی جمهوری اسلامی نشان داده که در صورت شکلگیری اجماع در میان نخبگان حاکم، نظام میتواند در تفسیر این شرایط انعطاف نشان دهد.
جانشینی بحثبرانگیز انتخاب مجتبی خامنهای احتمالاً انتقادها از جمهوری اسلامی را افزایش خواهد داد؛ انتقادهایی که میگویند نظامی که به عنوان یک حکومت انقلابی اسلامی شکل گرفت، اکنون در حال حرکت به سمت نوعی حکومت موروثی است.
سالهاست که گمانهزنی درباره جانشینی او با مقایسههایی با پادشاهیهای موروثی همراه بوده است.
برای فردی که دههها در سایه ساختار قدرت در ایران فعالیت میکرد، اکنون در مرکز یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر ایران قرار گرفته است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، آینده پروژههای متعدد شرکتهای چینی در این کشور را با عدم قطعیت جدی مواجه کرده است؛ پروژههایی که از حوزه انرژی و صنایع سنگین تا زیرساختهای برق و نمایشگاههای تجاری را در بر میگیرند.
بر اساس این گزارش، دادهها و اسناد مناقصههای دولتی چین نشان میدهد که در ماههای منتهی به حملات نظامی، طیف گستردهای از شرکتهای چینی با حمایت دولت در حال بررسی یا اجرای پروژههایی در ایران بودند. این موضوع نشان میدهد بحران کنونی خاورمیانه میتواند پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای چین داشته باشد؛ زیرا بسیاری از این پروژهها نهتنها شامل شرکتهای خصوصی، بلکه شرکتهای دولتی و وابسته به حکومت چین نیز هستند.
چین که از نزدیکترین شرکای تهران و بزرگترین خریدار نفت ایران به شمار میرود، تاکنون درباره پیامدهای تجاری و اقتصادی این حملات اظهار نظر مستقیمی نکرده است، هرچند پکن عملیات نظامی به رهبری آمریکا را «غیرقابل قبول» خوانده و خواستار خویشتنداری شده است. اسناد تدارکات دولتی چین نشان میدهد در ماههای اخیر قراردادهایی برای پروژههای مختلف در ایران صادر شده، اگرچه حجم دقیق سرمایهگذاری چین در این پروژهها هنوز مشخص نیست.
رویترز مینویسد حضور گسترده شرکتهای دولتی نشان میدهد تلاش دومین اقتصاد بزرگ جهان برای تعمیق روابط اقتصادی با ایران میتواند باعث شود پیامدهای بحران خاورمیانه از بخش خصوصی فراتر رفته و بخش دولتی اقتصاد چین را نیز تحت تاثیر قرار دهد. چین و جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۲۱ یک توافق همکاری راهبردی ۲۵ ساله امضا کردند، اما جزئیات کامل آن هرگز به طور عمومی منتشر نشد.
به گفته یک مشاور وزارت خارجه چین که نخواست نامش فاش شود، اگرچه دو کشور در چارچوب بلوکهای منطقهای به یکدیگر نزدیکتر شدهاند، همکاری اقتصادی آنها در سالهای اخیر به دلیل منافع محدود برای چین در تجارت غیرنفتی با رکود مواجه شده است. این کارشناس همچنین اعتراضات در ایران را نشانهای از مشکلاتی مانند سوءمدیریت اقتصادی، ضعف حکمرانی و فساد در این کشور دانست.
پروژههای چینی در ایران؛ از فولاد تا شبکه برق بر اساس اسناد بررسیشده توسط رویترز، قراردادهایی که برخی از آنها در ماههای ژانویه و فوریه سال جاری میلادی صادر شدهاند، حوزههایی مانند تولید فولاد، تجهیزات شبکه انتقال برق، راهاندازی نیروگاههای برقآبی، کریدورهای حملونقل زمینی و برگزاری نمایشگاههای تجاری در تهران را شامل میشود.
برای نمونه، شرکت مهندسی و ساختمانی «شانگهای بوییی» (Shanghai Baoye) که زیرمجموعه شرکت دولتی «گروه متالورژی چین» (China Metallurgical Group Corp) است، ماه گذشته میلادی مناقصهای برای تامین فولاد سازهای برای یک پروژه در ایران منتشر کرده و همچنین یک قرارداد فرعی به ارزش ۷.۷ میلیون یوان (حدود ۱.۱ میلیون دلار) برای تجهیزات پروژه به یک شرکت محلی واگذار کرده است.
شرکت «پینگائو الکتریک» (Pinggao Electric) که با شبکه دولتی برق چین مرتبط است نیز در اسناد تدارکاتی خود به پروژهای در ایران برای تامین یک پست برق سیار اشاره کرده است.
رویترز همچنین گزارش میدهد ایران بخشی از ابتکار زیرساختی عظیم کمربند و جاده چین است؛ طرحی چند تریلیون دلاری که هدف آن اتصال شرق آسیا به اروپا از طریق شبکهای از مسیرهای حملونقل و انرژی است.
در همین چارچوب، شرکت دولتی حمل و نقل کانتینری راه آهن چین در ماه دسامبر فهرستی از ارائهدهندگان خدمات برای مسیرهای آسیای مرکزی به سمت غرب منتشر کرده که ایران نیز در آن قرار داشته است.
اسناد بررسیشده نشان میدهد جریان دوطرفهای از تجهیزات مهندسی و صنعتی چین به ایران وجود داشته، در حالی که مواد خام و محصولات پتروشیمی ایران به صنایع چین صادر میشود. برای مثال، شرکت فولاد «هننفنگبائو اسپشیالاستیل» (Henan Fengbao Special Steel) در سال ۲۰۲۵ برای خرید گلولههای سنگ آهن با منشا ایران آگهی منتشر کرده بود. همچنین شرکت پتروشیمی «جیانگسو سوپو گروپ» (Jiangsu Sopo Group) اطلاعیههایی برای خرید پلیاتیلن با مشخصات «Iran Petrochemical LFI 2119» منتشر کرده است.
نقش استانهای چین در گسترش تجارت با ایران رویترز مینویسد دولتهای محلی در چین نیز به طور فعال در حال سازماندهی فعالیتهای تجاری مرتبط با ایران بودهاند. اسناد وزارت بازرگانی استان ژجیانگ نشان میدهد قراردادهایی برای خدمات سازماندهی نمایشگاههای تجاری در تهران در حوزههایی مانند داروسازی، قطعات الکترونیکی و قطعات خودرو منعقد شده است.
ژجیانگ یکی از مهمترین استانهای صادراتی چین به شمار میرود و هزاران تولیدکننده خصوصی در حوزه ماشینآلات، الکترونیک و زنجیره تامین خودرو در آن فعالیت دارند. در ماه فوریه نیز مناقصهای برای برگزاری یک نمایشگاه بینالمللی قطعات خودرو در ایران در اواخر سال جاری منتشر شد.
در استانهای شانشی و هیلونگجیانگ نیز ادارات بازرگانی استانی و شرکتهای مرتبط با تجهیزات میدانهای نفتی از مشارکت در نمایشگاههای بینالمللی نفت و گاز ایران خبر دادهاند.
احتمال فرصتهای اقتصادی برای چین پس از جنگ با وجود خطرات ناشی از جنگ، برخی تحلیلگران معتقدند این بحران ممکن است در بلندمدت فرصتهایی نیز برای شرکتهای چینی ایجاد کند.
مایکل فلر، استراتژیست ارشد شرکت مشاوره «ژئوپولیتیکال استراتژی» (Geopolitical Strategy)، به رویترز گفت بحران جاری به همه سرمایهگذاریهای خارجی در ایران آسیب خواهد زد، نه فقط سرمایهگذاریهای چین. با این حال او افزود اگر جنگ پایان یابد، شرکتهای چینی ممکن است در قراردادهای بازسازی ایران دست بالا را داشته باشند یا نسبت به شرکتهای غربی تمایل بیشتری برای پذیرش ریسک فعالیت در این کشور نشان دهند.
به نوشته رویترز، در مجموع تشدید بحران خاورمیانه نشان میدهد روابط اقتصادی چین و ایران - که سالها بر پایه همکاریهای انرژی و زیرساختی شکل گرفته - اکنون با عدم قطعیتهای جدی روبهرو شده است.