در روزهای اخیر، شکافهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی علنیتر شده است. در تازهترین تحول، چند چهره شناختهشده اصلاحطلب بازداشت شدهاند. خبرگزاری فارس نوشته این افراد به تلاش برای ایجاد «سازوکارهای مخفی براندازانه» متهماند.
گفتوگو با نجات بهرامی و جابر رجبی، تحلیلگران سیاسی
نشریه فوربز گزارش داد برخلاف اظهارات مقامهای حکومت ایران درباره ماهیت «دفاعی» و «بازدارنده» برنامه موشکی، جمهوری اسلامی بارها از موشکهای بالستیک خود برای انجام حملات، بیثباتسازی و ایجاد رعب و وحشت در منطقه استفاده کرده است.
فوربز دوشنبه ۲۰ بهمن نوشت جمهوری اسلامی علاوه بر بهکارگیری موشکهای بالستیک در رویارویی مستقیم با اسرائیل طی دو سال گذشته، این نوع موشکها یا قطعات آنها را در اختیار نیروهای نیابتی خود در منطقه، از جمله حزبالله لبنان، حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراق، قرار داده است.
افزون بر این، حکومت ایران در کنار ارسال هزاران پهپاد شاهد به روسیه برای حمله به اوکراین، اقدام به انتقال موشکهای بالستیک کوتاهبرد به این کشور نیز کرده است.
بر اساس گزارشها، تهران از اکتبر ۲۰۲۱ تاکنون حدود ۲.۷ میلیارد دلار موشک بالستیک و موشک زمینبههوا به مسکو فروخته است.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید
مهرداد محمدی، روزنامهنگار، گفت: «هرچقدر بیشتر از ۱۸ و ۱۹ دیماه میگذرد، ابعاد این جنایت بیشتر مشخص میشود.»
او افزود: «متوجه میشویم حکومت برای اجرای این کشتار، طرحی از پیش تعیینشده داشت؛ طرحی که طراح اصلی آن علی خامنهای بود و از سوی نیروهای امنیتی و دولت پزشکیان اجرا شد.»

اسرائیلهیوم در آستانه سفر نخستوزیر اسرائیل به ایالات متحده، در شرایطی که مذاکرات آمریکا با جمهوری اسلامی به دومین دور وارد میشود، خطرناکترین سناریو از منظر اسرائیل را دادن «طناب نجاتی» از سوی واشینگتن به تهران برای بازیابی توان نظامی خوانده است.
این رسانه اسرائیلی در تحلیلی به قلم آبراهام بنزوی، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تلآویو، که یکشنبه ۱۹ بهمن منتشر شد، نوشته است: زمانی که رژیم ایران در یکی از پایینترین نقاط تاریخی خود قرار دارد، با بحران شدید اقتصادی و دیگ در حال جوشی از نارضایتی و خشم عمومی ناشی از سرکوب موجهای اعتراضی روبهروست، خطرناکترین سناریو از منظر اسرائیل این است که دولت ترامپ، یک طناب نجات و فضای تنفس حیاتی در اختیار این رژیم قرار دهد تا بتواند خود را بازیابی کند.
بنزوی چنین اقدامی را «از دست دادن یک پنجره فرصت برای وارد آوردن ضربهای فلجکننده به رژیم ایران» توصیف کرده است.
نگرانی از تمرکز محدود بر پرونده هستهای
بر اساس این تحلیل، یکی از اصلیترین دغدغههای تلآویو، تمایل احتمالی دولت آمریکا به محدود کردن مذاکرات با جمهوری اسلامی به موضوع هستهای و نادیده گرفتن دیگر مولفههای تهدیدآمیزِ حکومت ایران، از جمله برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای است.
به نوشته اسرائیل هیوم، تمرکز صرف بر پرونده هستهای میتواند به تهران فرصت دهد تا در سایه کاهش فشارها، توان نظامی خود را بازسازی و شبکه نیروهای نیابتیاش در منطقه را تقویت کند.
این تحلیل هشدار میدهد که چنین روندی ممکن است تهدید علیه اسرائیل را از مسیر لبنان، نوار غزه و یمن افزایش دهد.
مقایسه با سیاست گامبهگام هنری کیسینجر
در بخش دیگری از این تحلیل، نویسنده رویکرد احتمالی دولت ترامپ را با سیاست عملی هنری کیسینجر، وزیر خارجه پیشین آمریکا، در مذاکره با چین و تنشزدایی با شرق در دهه ۱۹۷۰ مقایسه کرده است.
به نوشته اسرائیل هیوم، کیسینجر با تکیه بر «دیپلماسی مرحلهای» تلاش میکرد مسائل پیچیده را به بخشهای کوچکتر تقسیم و از طریق پیشرفت تدریجی، اعتماد متقابل ایجاد کند.
این رویکرد بهویژه در روند عادیسازی روابط آمریکا و چین در سال ۱۹۷۲ به موفقیت رسید و به واشینگتن امکان داد در فضای رقابت با اتحاد شوروی، نفوذ خود را در شرق آسیا گسترش دهد.
با این حال، بنزوی تاکید میکند که شرایط کنونی ایران با چین دهه ۷۰ میلادی قابل مقایسه نیست.
به گفته او، برخلاف رهبری وقت چین که به دنبال تثبیت جایگاه بینالمللی خود بود، جمهوری اسلامی بر پایه یک ایدئولوژی تقابلی و بیاعتماد به غرب بنا شده و پایبندی به توافقها را در اولویت قرار نمیدهد.
از این منظر، بازگشت به الگوی گامبهگام کیسینجر در قبال تهران، از نگاه اسرائیل، نهتنها تضمینکننده ثبات نیست، بلکه میتواند به تقویت موقعیت جمهوری اسلامی منجر شود.
نگرانی از تعلیق گزینه نظامی
بنزوی در ادامه تاکید کرده است که دستیابی به توافقی محدود میتواند به تعلیق عملی گزینه نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی منجر شود و رسیدگی به مسائل بنیادی را به آیندهای نامشخص موکول کند.
به گفته او، در صورت شکلگیری چنین توافقی، بازگرداندن فشار حداکثری بر تهران در مراحل بعدی، برای واشینگتن بسیار دشوار خواهد بود.
این تحلیلگر همچنین هشدار داده است که تجربههای گذشته نشان میدهد جمهوری اسلامی از دورههای کاهش فشار برای تقویت توان دفاعی و تهاجمی خود استفاده کرده است.
ماموریت دشوار نتانیاهو در واشینگتن
اسرائیل هیوم سفر پیشِ روی نتانیاهو به واشینگتن را تلاشی برای جلوگیری از شکلگیری این سناریو توصیف کرده و نوشته است که او در دیدار با دونالد ترامپ تلاش خواهد کرد آمریکا را به اتخاذ رویکردی جامعتر در قبال ایران ترغیب کند؛ رویکردی که علاوه بر برنامه هستهای، برنامه موشکی و نفوذ منطقهای تهران را نیز در بر بگیرد.
با این حال، این تحلیل تاکید میکند که وابستگی فزاینده اسرائیل به حمایتهای نظامی و سیاسی آمریکا پس از حملات هفتم اکتبر، دامنه مانور نتانیاهو را محدود کرده است.
بنزوی در پایان نوشته است: «با وجود رابطه نزدیک و همکاریمحور میان کاخ سفید و دفتر نخستوزیری اسرائیل، فضای مانور نتانیاهو برای جلوگیری از هرگونه نرمش در رویکرد آمریکا بسیار محدود به نظر میرسد؛ مگر آنکه او با نوعی «مدرک قاطع» درباره نیتهای فوری جمهوری اسلامی، توان واقعی آن و طرحهای پنهانش به واشینگتن وارد شود.

جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین اعتراضات داخلی و جنگ کوتاهمدت با آمریکا و اسرائیل، بار دیگر وارد مذاکره شده است؛ اما نیویورکتایمز مینویسد تهران با تکیه بر تجربه طولانی در فرسایشیکردن مذاکرات، امیدوار است ترامپ بهدنبال یک پیروزی سریع باشد، نه جنگی پرهزینه.
به گزارش نیویورکتایمز، دونالد ترامپ در حالی مسیر دیپلماسی با ایران را دوباره در پیش گرفته که دامنه مانور این راهبرد بهدلیل اختلافهای بنیادین دو طرف، آرایش نظامی آمریکا در منطقه و نگرانیهای امنیتی اسرائیل، بسیار محدود توصیف میشود. مذاکرات روز جمعه در عمان بدون تنش علنی یا اقدام نظامی پایان یافت و طرفین بر ادامه گفتوگوها درباره «چارچوبی» برای مذاکرات آینده توافق کردند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، این گفتوگوها را «شروعی خوب» خواند اما همزمان تاکید کرد تهران بر حق غنیسازی اصرار دارد و برنامه موشکیاش قابل مذاکره نیست. در مقابل، ترامپ اعلام کرد عجلهای برای توافق ندارد و شرط اصلی واشینگتن «عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای» است؛ موضعی که بهگفته نیویورکتایمز با پیامهای متناقض همراه بوده، زیرا مذاکرهکنندگان آمریکایی از «غنیسازی صفر» بهعنوان خط قرمز یاد کردهاند.
به نوشته این روزنامه، مطالبات آمریکا شامل تحویل کامل اورانیوم غنیشده - بهویژه ذخایر نزدیک به درجه تسلیحاتی - محدودسازی برد موشکهای بالستیک و توقف حمایت حکومت ایران از نیروهای نیابتی در منطقه است. اسرائیل نیز نگران بازسازی سریع زیرساختهای تولید موشکی ایران است و آن را هدف اولیه هر سناریوی نظامی میداند.
نیویورکتایمز مینویسد ترامپ ظاهراً بهدنبال توافقی سریع است که بتواند آن را «پیروزی» اعلام کند، بیآنکه وارد جنگی منطقهای و فرسایشی شود؛ جنگی که میتواند تلفات آمریکایی، ضربه به اسرائیل و شوک به بازار انرژی جهان را در پی داشته باشد و با پایگاه سیاسی ضدجنگ او در تعارض است. با این حال، ایران - حتی پس از جنگ ژوئن و سرکوب خونین اعتراضات - در کشدادن مذاکرات تجربه دارد و متحدان آمریکا در خلیج فارس نیز بهدلیل بیم از تشدید درگیری، راهحل دیپلماتیک را توصیه میکنند.
تحلیلگران به این روزنامه گفتهاند فشار نظامی برای امتیازگیری طراحی شده، اما آمادهسازی برای جنگ زمان میبرد و همین، پنجرهای محدود برای گفتوگو باز میکند. در عین حال، حمایت لفظی اولیه ترامپ از معترضان ایرانی - که هزاران نفرشان کشته شدند - اعتبار او را در معرض آزمون گذاشته و احتمال اقدام نظامی را نسبت به گذشته افزایش داده است. با این همه، تردیدهای جدی درباره پیامدهای مداخله نظامی باقی است؛ از جمله خطر شکلگیری دولتی سختگیرتر و نظامیتر در ایران و شتاب بهسوی بازدارندگی هستهای.
بهگزارش نیویورکتایمز، حتی یک توافق محدود بر سر غنیسازی - مثلاً کاهش آن به حدود ۳ درصد - نیز برای ترامپ از نظر سیاسی دشوار است، زیرا شباهتی به توافق ۲۰۱۵ خواهد داشت که خود او آن را «بدترین توافق تاریخ» میدانست. در نتیجه، این روزنامه جمعبندی میکند که دیپلماسی ادامه دارد، اما مسیر آن باریک است و هر دو گزینه - توافق ناقص یا فروپاشی مذاکرات - هزینههای سیاسی و امنیتی قابلتوجهی دارند.

بهنوشته واینت، گفتوگوهای دولت ترامپ با نمایندگان علی خامنهای، در شرایطی که معترضان ایرانی بهتازگی هدف قتلعام قرار گرفتهاند، خشم و وحشت گستردهای در داخل ایران ایجاد کرده و بیم تثبیت دوباره حاکمیت را افزایش داده است.
در گزارشی تحلیلی، وبسایت واینت نوشت که رویکرد اخیر دونالد ترامپ در قبال ایران، بهویژه برگزاری مذاکرات مستقیم با نمایندگان جمهوری اسلامی، عملاً به مشروعیتبخشی به حاکمیتی انجامیده که تنها چند هفته پیش یکی از خونینترین سرکوبهای تاریخ خود را علیه معترضان رقم زد؛ تحولی که از نگاه نویسنده، با وحشت و ناباوری از سوی افکار عمومی ایران دنبال میشود.
به نوشته واینت، رژیم ایران تا پیش از اعلام حمایت ترامپ از معترضان، در مسیری روشن بهسوی فروپاشی قرار داشت. بحران عمیق اقتصادی، سقوط ارزش پول ملی، کمبود انرژی در کشوری نفتخیز، و همزمان تشدید نارضایتیهای اجتماعی، شرایطی را ایجاد کرده بود که اعتراضات سراسری اواخر دسامبر میتوانست به نقطه عطفی برای تضعیف جدی حاکمیت تبدیل شود. اما ورود آمریکا به فاز مذاکره، آن هم پس از سرکوبی که به کشتار گسترده معترضان انجامید، به گفته واینت نهتنها به تغییر رژیم کمکی نکرد، بلکه در عمل به تقویت آن انجامیده است.
این گزارش با یادآوری تجربههای تاریخی، از جمله سیاست مماشات نویل چمبرلین در کنفرانس مونیخ، تاکید میکند که تمایل دموکراسیها به «صلح به هر قیمت» اغلب با نادیدهگرفتن ماهیت رژیمهای سرکوبگر همراه میشود. نویسنده مینویسد همانگونه که در گذشته، اشتیاق به صلح موجب تقویت حکومتهای خطرناک شد، امروز نیز مذاکرات واشینگتن و تهران میتواند به تحکیم «رژیم ترور» در ایران بینجامد.
واینت با اشاره به تجربه جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر، تصریح میکند که نگرانی مخالفان مداخله نظامی بیپایه نیست؛ جنگهای طولانی خاورمیانه هزینههای انسانی عظیمی داشته و میلیونها کشته و آواره بر جای گذاشتهاند. با این حال، گزارش تاکید میکند که گزینه جایگزین جنگ زمینی، لزوما مماشات نیست. به باور نویسنده، فشار اقتصادی و تحریمهای فلجکننده، همانگونه که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ تجربه شد، موثرترین ابزار برای تضعیف رژیم ایران بوده است.
در این چارچوب، واینت یادآوری میکند که خروج آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها، اقتصاد ایران را تا مرز ورشکستگی پیش برد؛ بهگونهای که مقامهای ارشد جمهوری اسلامی بعدها به وارد آمدن صدها میلیارد دلار خسارت اعتراف کردند و حکومت ناچار به کاهش شدید بودجه دفاعی شد. اما با روی کار آمدن دولت جو بایدن و ازسرگیری مذاکرات، این فشارها کاهش یافت و به گفته گزارش، همین روند به تقویت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، از جمله حوثیها، حزبالله و حماس انجامید.
به نوشته واینت، اکنون این خطر وجود دارد که ترامپ نیز، با وجود تفاوتهای لفظی با بایدن، عملاً در همان مسیر گام بردارد. مذاکراتی که قرار بود ابزاری برای مهار حکومت ایران باشد، ممکن است به فرایندی فرسایشی تبدیل شود که در نهایت به کاهش فشارها، تقویت اقتصادی رژیم و تثبیت دوباره قدرت آن بینجامد؛ آن هم در شرایطی که اعتراضات داخلی با خشونت سرکوب شده و جامعه ایران در وضعیت شوک و عزاداری به سر میبرد.
گزارش واینت در پایان هشدار میدهد که اگر نتیجه این مسیر، نه تغییر رفتار یا تضعیف حاکمیت، بلکه بازتولید و تحکیم آن باشد، ترامپ ممکن است در حافظه معترضان ایرانی، نه بهعنوان حامی آزادی، بلکه بهعنوان سیاستمداری ثبت شود که ناخواسته به بقای رژیمی کمک کرد که مردمش را به گلوله بست.






