جیسون برادسکی، رئیس شورای سیاستگذاری گروه اتحاد علیه ایران هستهای، شناخته شدن سپاه پاسداران به عنوان سازمانی تروریستی از سوی اتحادیه اروپا را «پیروزی مهمی برای مبارزان آزادی در ایران» دانست.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت این اقدام به معنای «به رسمیت شناختن درخواستهای ایرانیان شجاع در خیابانها است که برای بازپسگیری کشورشان میجنگند.»
برادسکی اشاره کرد که مردم ایران سپاه پاسداران را گروه داعش میدانند و اتحادیه اروپا نیز سپاه پاسداران را درکنار داعش قرار داده است.
او افزود: «ناگفته نماند که این موضوع تأثیر بلندمدت و قابل توجهی بر سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران دارد و این، اتحادیه اروپا را حتی بیش از پیش با سیاست ایالات متحده همسو میکند.»
برادسکی اضافخ کرد دراین صورت «اگر روزی سپاه پاسداران پس از مرگ خامنهای قدرت را به دست بگیرد، این نشان میدهد که دیگر روال عادی نخواهد بود.»
او در این مورد که واکنش جمهوری اسلامی چه خواهد بود، نوشت: «گزینههای بالقوه شامل افزایش برد موشکهایش به بیش از دو هزار کیلومتر است، زیرا خامنهای این برد را محدود کرده بود.»
برادسکی احتمال داد که جمهوری اسلامی ارتشهای اروپایی را به عنوان سازمانهای تروریستی معرفی کند.
اودرپایان از بریتانیا خواست تا سپاه پاسداران را تحریم کند.
هانا نویمن، نماینده حزب سبز آلمان در پارلمان اروپا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پس از سالها درخواست، فشار و مبارزه، بالاخره همه آنها به درخواست ما برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی پیوستند. اما چرا این همه آدم باید قبل از رسیدن به آنجا جان خود را از دست میدادند؟»
نویمن که بارها خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا شده بود، نوشت: «فکر من با قربانیان سپاه پاسداران است. امید من برای یک ایران آزاد است.»

در دنیای فوتبال حرفهای، جایی که قراردادهای میلیاردی اغلب زبانها را به کام میکشاند، ایستادن سمت مردم هزینه دارد؛ هزینهای که روزبه سینکی، کاپیتان و سنگربان پیشین استقلال اهواز، گلگهر و پارس جنوبی جم، با آگاهی کامل آن را پذیرا شد.
او شاید بازی ملی نداشته باشد یا پنالتی رونالدو را مهار نکرده باشد و برای تیمهای بزرگی همچون استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور به میدان نرفته باشد، اما با ایستادن کنار مردم، روایتی متفاوت از ورزشکار مردمی و مسئولیتپذیر در دوران ما ثبت کرد.
نخستین بار داستان ایستادگی سینکی در تاریخ پنجشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۱ ثبت شد. در روزهایی که جنبش سراسری «زن، زندگی، آزادی» در اوج بود، او در بازی مقابل خلیج فارس ماهشهر، نام مهسا امینی، نیکا شاکرمی و حدیث نجفی را بر بازوبند کاپیتانی خود حک کرد و آن را مقابل لنز عکاسان گرفت تا یکی از بهیادماندنیترین صحنههای فوتبال ایران رقم بخورد.
این اقدام روزبه، یک «نه» بزرگ به ساختاری بود که ورزشکار ساکت و مطیع را میپسندد و او را صرفاً ابزاری برای ویترین نمایش خود میبیند.
روزبه برابر ظلمی که به امیر نصرآزادانی شد نیز سکوت نکرد و در حمایت از او نوشت: «من نه همتیمی این بنده خدا بودم نه میشناسمش ولی یه مربی یه رفیق به دردبخور نداشته؟ ۲ ماه زندانه یکی یکاری براش بکنه.»
همین مسئولیتپذیری باعث شد او تحت فشارهای شدید امنیتی قرار بگیرد که نتیجه آن، حذف اجباری از لیگ یک، جدایی از پارس جنوبی جم و تبعید به تیم دسته دومی بعث کرمانشاه بود.
او بعد از این تبعید هم سر خم نکرد و نوشت: «گویا به جبر باید از جم، پارس جم، مردم جم، هواداران جم خداحافظی کنم، اما صدبار دیگر زمان به عقب برگردد، بازهم کنار مردم میمانم.»
سینکی نسبت به سکوت ملیپوشان فوتبال در جام جهانی قطر و پشت کردن آنها به جنبش مردمی مهسا نیز بیتفاوت نبود. او حوالههای خودروهای میلیاردی را پاداش سکوت بازیکنان تیم ملی خواند و آن را «حقالسکوت» نامید؛ حقالسکوتی که مرز میان ورزشکار حکومتی و ورزشکار مردمی را ترسیم میکرد.
او در واکنش به اعتراض ورزشکاران دیگر رشتهها به این رانت کلان نوشت: «ورزشکارهای عزیزی که ناراحت گرفتن حواله خودرو بازیکنان تیم ملی هستند، کاملا در اشتباهاند، این حوالهها حق سکوت بوده، خوشحال باشید که به شما ندادند.»
هفتم بهمن، صفحه اینستاگرام روزبه بسته شد. چند روز پیش از بسته شدن صفحه، استوری کوتاهی منتشر شد که خبر از بازداشت و بیخبری از وضعیت وی میداد؛ پیامی که دقایقی بعد حذف شد.
روزبه مسئولیت اجتماعی خود را در بزنگاههای حساس تاریخی انجام داده است؛ حال نوبت ماست صدای روزبه و روزبههایی باشیم که معلوم نیست تحت چه شرایطی در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی نگهداری میشوند.
اورسلا فون درلاین، رییس کمیسیون اروپا، در شبکه اجتماعی ایکس از تصمیم اتحادیه اروپا برای اعمال تحریمهای جدید علیه «رژیم قاتل ایران» و تروریست شناخته شدن سپاه پاسداران استقبال کرد.
او با تاکید بر این نکته که «این اقدام باید مدتها پیش انجام میشد»، گفت «تروریستی» دقیقاً واژهای است که برای رژیمی به کار میرود که مردم خود را سرکوب میکند.
فون در لاین نوشت: «اروپا در کنار مردم ایران در مبارزه شجاعانهشان برای آزادی ایستاده است.»

در پی انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در اقصی نقاط ایران، حکومت بزرگترین کشتار خیابانی را رقم زد. این جنایت مختص به شهرهای بزرگ نبود و شهرهای کوچکی مانند لنگرود را هم در بر گرفت.
گفتوگو با چند تن از شهروندان لنگرود، مغازهداران و افرادی که بهصورت مستقیم در اعتراضات حضور داشتند، زوایای دیگری از این کشتار بیسابقه را آشکار میکند.
روایت این شهروندان، تصویری دقیق از آنچه از پنجشنبه ۱۸ دی در این شهر و مناطق اطراف آن رخ داد، ارائه میدهد.
یکی از مغازهداران لنگرود در این باره گفت: «از همان روز پنجشنبه، از ساعت شش عصر، خود مردم تصمیم گرفتند مغازهها را ببندند. این اعتصاب از پایین شکل گرفت. تا ساعت هفت شب، هیچ مغازهای باز نبود.»
به گفته شاهدان عینی، پنجشنبه و همزمان با آغاز اعتصاب سراسری و تظاهرات میلیونی در شهرهای مختلف ایران، خیابانهای لنگرود نیز شاهد حضور گسترده مردم بود: «زنان، مردان و خانوادهها همراه با کودکان در پیادهروها و خیابانهای اصلی شهر حضور داشتند.»
از فضای مردمی تا آغاز درگیری
یک شهروند که همراه خانوادهاش در تجمعات شرکت کرده، گفت: «فضا کاملا مردمی بود. فقط راه میرفتیم، شعار میدادیم و کنار هم بودیم. کسی دنبال درگیری نبود.»
در همان ساعات، پهپادهایی بر فراز شهر در حال تصویربرداری از مردم مشاهده شدند و نیروهای نظامی مسلح با سلاح گرم در میدان اصلی لنگرود مستقر بودند.
به گفته شاهدان عینی، همزمان با شعار دادنها، دو کامیون که معمولا برای مسدود کردن مسیرها در زمان ناآرامی استفاده میشود، وارد شهر شدند: «یکی از این کامیونها قصد بستن مسیر جاده چمخاله را داشت که با اعتراض مردم مواجه شد و از همان نقطه تنش بالا گرفت.»
بر اساس روایتها، جمعیت به سمت میدان اصلی و مرکز شهر حرکت کرد و شعارها ادامه یافت.
به گفته شاهدان، در این مرحله تخریبهایی در محدوده شهرداری گزارش شد و در نزدیکی پمپبنزین، سنگپرانی صورت گرفت.
پس از آن، جمعیت به سمت ساختمان دادگستری حرکت کرد و همزمان با افزایش شدید جمعیت، ساختمان دادگستری به آتش کشیده شد.
پس از این اتفاق، نیروهای امنیتی با خشونت وارد عمل شدند و با استفاده از سلاح گرم، تجمع را متفرق کردند.
شاهدان عینی از کشته شدن دستکم دو نفر در همان شب خبر میدهند.
وقایع روز بعد
جمعه ۱۹ دی، حضور نیروهای حکومتی در سطح شهر لنگرود به شکل محسوسی افزایش یافت.
به گفته شهروندان، بسیجیها با سلاحهای ساچمهای در خیابانها مستقر شدند و با سر دادن «حیدر حیدر»، فضای شهر را کاملا امنیتی کردند.
یک شاهد گفت: «باتوم دستشان بود و اجازه نمیدادند چند نفر کنار هم بایستند. حتی ایستادن کوتاه هم خطرناک بود.»
با وجود این فضای امنیتی، مردم همچنان در خیابانها حضور داشتند و یکدیگر را به ادامه اعتراض تشویق میکردند. تا نیمهشب صدای شلیک در شهر شنیده میشد.
بهدلیل تمرکز شدید نیروها در مرکز شهر، تجمعات به محلهها کشیده شد.
بر اساس گزارشهای محلی، در این شب به نیروها اجازه تیراندازی مستقیم داده شده بود.
همزمان، جمعیت زیادی از شهروندان لنگرود به منطقه چاف رفتند. منطقهای که آن شب شاهد تنشهای گسترده و سرکوب شدید بود.
روز شنبه ۲۰ دی، گزارشهایی از اقدامات تلافیجویانه نیروهای سپاه پاسداران منتشر شد؛ تلافی دو شب حضور گسترده مردم و شعارهای ضدحکومتی.
به گفته شاهدان محلی، نیروهای امنیتی به منازل شهروندان در چاف یورش بردند که موارد متعددی از ضربوشتم زنان و کودکان گزارش شده است.
به گفته ساکنان، شهر چاف عملا تحت سرکوب شدید قرار گرفت.
یکشنبه ۲۱ دی و پس از این رویدادها، تجمع گستردهای وجود نداشت اما فضای شهر به شدت امنیتی باقی ماند.
مغازهداران برخلاف روال گذشته تا حدود یک هفته هر روز از ساعت شش عصر کسبوکار خود را تعطیل کردند. در روزهای بعد، نیروهای امنیتی اقدام به جمعآوری دوربینهای مداربسته مغازهها کردند و بازداشت شهروندان آغاز شد.
به گفته چند منبع محلی، ماموران با مراجعه به خانه مردم اعلام میکردند پلاک خودروی شما در اعتراضات ثبت شده و اقدام به بازداشت شهروندان میکردند.
بر اساس گزارشهای ایراناینترنشنال، ۱۸ دی نخستین تظاهرات میلیونی در سراسر ایران برگزار شد و کشتار گسترده معترضان از همان شب آغاز شد.
طبق این گزارشها، دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر از معترضان در جریان سرکوبهای حکومت کشته شدهاند.

در لنگرود و چاف نیز بنا بر اطلاعات محلی، دستکم ۱۰ نفر در جریان این اعتراضات جان خود را از دست دادند که تاکنون هویت دو نفر از آنان احراز شده است.
شعله ستوده، زن باردار اهل لنگرود، ۲۰ دی پس از تیراندازی نیروهای امنیتی به سوی معترضان، همراه با جنینش جان خود را از دست داد.
عباس آرزو که در روستای خود به «دریا» معروف بود نیز شامگاه ۱۹ دی در شهر چاف بهدست نیروهای سپاه پاسداران کشته شد.

شهروندان لنگرود یادآوری کردهاند که این شهر کوچک پیشتر نیز بهای سنگینی پرداخته است: «در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱، دستکم پنج نفر از معترضان لنگرود بهدست نیروهای حکومتی کشته شدند.»
به گفته شاهدان، حکومت با کشتار گسترده و ایجاد فضای امنیتی شدید، شهر را به وضعیتی رسانده که میتوان از آن به عنوان «آرامش گورستانی» یاد کرد.
بازداشتها، فشارهای امنیتی و سرکوب شهروندان معترض همچنان ادامه دارد.
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل،در یک پیام ویدیویی با اعلام اینکه اسرائیل در کنار مردم ایران ایستاده است، گفت: اکنون که اینترنت در ایران دوباره وصل شده، همه با چشمان خود ابعاد وحشت را میبینیم.
او با اعلام اینکه «رژیم شرور ایران دهها هزار انسان بیگناه از مردم خود را قتلعام میکند»، افزود در یک دنیای درست، این تصاویر باید هر کشور را که خود را اخلاقی و لیبرال میداند، منقلب میکرد.
بنت از رهبران کشورهای جهان و رسانهّا خواست تا صدای خود را در حمایت از مردم ایران بلند کنند؛ مردمی که با شجاعتی الهامبخش میجنگند.
او تاکید کرد: ما یهودیان به مردم پارس بدهکاریم و دراین مورد به اجازه کوروش بزرگ برای بنا نهادن کشوری یهودی در سرزمین اسرائیل اشاره کرد.
بنت خطاب به مردم ایران گفت: «اکنون زمان آن است که در کنار شما بایستیم. شما تنها نیستید.»





