در دنیای فوتبال حرفهای، جایی که قراردادهای میلیاردی اغلب زبانها را به کام میکشاند، ایستادن سمت مردم هزینه دارد؛ هزینهای که روزبه سینکی، کاپیتان و سنگربان پیشین استقلال اهواز، گلگهر و پارس جنوبی جم، با آگاهی کامل آن را پذیرا شد.
او شاید بازی ملی نداشته باشد یا پنالتی رونالدو را مهار نکرده باشد و برای تیمهای بزرگی همچون استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور به میدان نرفته باشد، اما با ایستادن کنار مردم، روایتی متفاوت از ورزشکار مردمی و مسئولیتپذیر در دوران ما ثبت کرد.
نخستین بار داستان ایستادگی سینکی در تاریخ پنجشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۱ ثبت شد. در روزهایی که جنبش سراسری «زن، زندگی، آزادی» در اوج بود، او در بازی مقابل خلیج فارس ماهشهر، نام مهسا امینی، نیکا شاکرمی و حدیث نجفی را بر بازوبند کاپیتانی خود حک کرد و آن را مقابل لنز عکاسان گرفت تا یکی از بهیادماندنیترین صحنههای فوتبال ایران رقم بخورد.
این اقدام روزبه، یک «نه» بزرگ به ساختاری بود که ورزشکار ساکت و مطیع را میپسندد و او را صرفاً ابزاری برای ویترین نمایش خود میبیند.
روزبه برابر ظلمی که به امیر نصرآزادانی شد نیز سکوت نکرد و در حمایت از او نوشت: «من نه همتیمی این بنده خدا بودم نه میشناسمش ولی یه مربی یه رفیق به دردبخور نداشته؟ ۲ ماه زندانه یکی یکاری براش بکنه.»
همین مسئولیتپذیری باعث شد او تحت فشارهای شدید امنیتی قرار بگیرد که نتیجه آن، حذف اجباری از لیگ یک، جدایی از پارس جنوبی جم و تبعید به تیم دسته دومی بعث کرمانشاه بود.
او بعد از این تبعید هم سر خم نکرد و نوشت: «گویا به جبر باید از جم، پارس جم، مردم جم، هواداران جم خداحافظی کنم، اما صدبار دیگر زمان به عقب برگردد، بازهم کنار مردم میمانم.»
سینکی نسبت به سکوت ملیپوشان فوتبال در جام جهانی قطر و پشت کردن آنها به جنبش مردمی مهسا نیز بیتفاوت نبود. او حوالههای خودروهای میلیاردی را پاداش سکوت بازیکنان تیم ملی خواند و آن را «حقالسکوت» نامید؛ حقالسکوتی که مرز میان ورزشکار حکومتی و ورزشکار مردمی را ترسیم میکرد.
او در واکنش به اعتراض ورزشکاران دیگر رشتهها به این رانت کلان نوشت: «ورزشکارهای عزیزی که ناراحت گرفتن حواله خودرو بازیکنان تیم ملی هستند، کاملا در اشتباهاند، این حوالهها حق سکوت بوده، خوشحال باشید که به شما ندادند.»
هفتم بهمن، صفحه اینستاگرام روزبه بسته شد. چند روز پیش از بسته شدن صفحه، استوری کوتاهی منتشر شد که خبر از بازداشت و بیخبری از وضعیت وی میداد؛ پیامی که دقایقی بعد حذف شد.
روزبه مسئولیت اجتماعی خود را در بزنگاههای حساس تاریخی انجام داده است؛ حال نوبت ماست صدای روزبه و روزبههایی باشیم که معلوم نیست تحت چه شرایطی در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی نگهداری میشوند.
در پی انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در اقصی نقاط ایران، حکومت بزرگترین کشتار خیابانی را رقم زد. این جنایت مختص به شهرهای بزرگ نبود و شهرهای کوچکی مانند لنگرود را هم در بر گرفت.
گفتوگو با چند تن از شهروندان لنگرود، مغازهداران و افرادی که بهصورت مستقیم در اعتراضات حضور داشتند، زوایای دیگری از این کشتار بیسابقه را آشکار میکند.
روایت این شهروندان، تصویری دقیق از آنچه از پنجشنبه ۱۸ دی در این شهر و مناطق اطراف آن رخ داد، ارائه میدهد.
یکی از مغازهداران لنگرود در این باره گفت: «از همان روز پنجشنبه، از ساعت شش عصر، خود مردم تصمیم گرفتند مغازهها را ببندند. این اعتصاب از پایین شکل گرفت. تا ساعت هفت شب، هیچ مغازهای باز نبود.»
به گفته شاهدان عینی، پنجشنبه و همزمان با آغاز اعتصاب سراسری و تظاهرات میلیونی در شهرهای مختلف ایران، خیابانهای لنگرود نیز شاهد حضور گسترده مردم بود: «زنان، مردان و خانوادهها همراه با کودکان در پیادهروها و خیابانهای اصلی شهر حضور داشتند.»
یک شهروند که همراه خانوادهاش در تجمعات شرکت کرده، گفت: «فضا کاملا مردمی بود. فقط راه میرفتیم، شعار میدادیم و کنار هم بودیم. کسی دنبال درگیری نبود.»
در همان ساعات، پهپادهایی بر فراز شهر در حال تصویربرداری از مردم مشاهده شدند و نیروهای نظامی مسلح با سلاح گرم در میدان اصلی لنگرود مستقر بودند.
به گفته شاهدان عینی، همزمان با شعار دادنها، دو کامیون که معمولا برای مسدود کردن مسیرها در زمان ناآرامی استفاده میشود، وارد شهر شدند: «یکی از این کامیونها قصد بستن مسیر جاده چمخاله را داشت که با اعتراض مردم مواجه شد و از همان نقطه تنش بالا گرفت.»
بر اساس روایتها، جمعیت به سمت میدان اصلی و مرکز شهر حرکت کرد و شعارها ادامه یافت.
به گفته شاهدان، در این مرحله تخریبهایی در محدوده شهرداری گزارش شد و در نزدیکی پمپبنزین، سنگپرانی صورت گرفت.
پس از آن، جمعیت به سمت ساختمان دادگستری حرکت کرد و همزمان با افزایش شدید جمعیت، ساختمان دادگستری به آتش کشیده شد.
پس از این اتفاق، نیروهای امنیتی با خشونت وارد عمل شدند و با استفاده از سلاح گرم، تجمع را متفرق کردند.
شاهدان عینی از کشته شدن دستکم دو نفر در همان شب خبر میدهند.
جمعه ۱۹ دی، حضور نیروهای حکومتی در سطح شهر لنگرود به شکل محسوسی افزایش یافت.
به گفته شهروندان، بسیجیها با سلاحهای ساچمهای در خیابانها مستقر شدند و با سر دادن «حیدر حیدر»، فضای شهر را کاملا امنیتی کردند.
یک شاهد گفت: «باتوم دستشان بود و اجازه نمیدادند چند نفر کنار هم بایستند. حتی ایستادن کوتاه هم خطرناک بود.»
با وجود این فضای امنیتی، مردم همچنان در خیابانها حضور داشتند و یکدیگر را به ادامه اعتراض تشویق میکردند. تا نیمهشب صدای شلیک در شهر شنیده میشد.
بهدلیل تمرکز شدید نیروها در مرکز شهر، تجمعات به محلهها کشیده شد.
بر اساس گزارشهای محلی، در این شب به نیروها اجازه تیراندازی مستقیم داده شده بود.
همزمان، جمعیت زیادی از شهروندان لنگرود به منطقه چاف رفتند. منطقهای که آن شب شاهد تنشهای گسترده و سرکوب شدید بود.
روز شنبه ۲۰ دی، گزارشهایی از اقدامات تلافیجویانه نیروهای سپاه پاسداران منتشر شد؛ تلافی دو شب حضور گسترده مردم و شعارهای ضدحکومتی.
به گفته شاهدان محلی، نیروهای امنیتی به منازل شهروندان در چاف یورش بردند که موارد متعددی از ضربوشتم زنان و کودکان گزارش شده است.
به گفته ساکنان، شهر چاف عملا تحت سرکوب شدید قرار گرفت.
یکشنبه ۲۱ دی و پس از این رویدادها، تجمع گستردهای وجود نداشت اما فضای شهر به شدت امنیتی باقی ماند.
مغازهداران برخلاف روال گذشته تا حدود یک هفته هر روز از ساعت شش عصر کسبوکار خود را تعطیل کردند. در روزهای بعد، نیروهای امنیتی اقدام به جمعآوری دوربینهای مداربسته مغازهها کردند و بازداشت شهروندان آغاز شد.
به گفته چند منبع محلی، ماموران با مراجعه به خانه مردم اعلام میکردند پلاک خودروی شما در اعتراضات ثبت شده و اقدام به بازداشت شهروندان میکردند.
بر اساس گزارشهای ایراناینترنشنال، ۱۸ دی نخستین تظاهرات میلیونی در سراسر ایران برگزار شد و کشتار گسترده معترضان از همان شب آغاز شد.
طبق این گزارشها، دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر از معترضان در جریان سرکوبهای حکومت کشته شدهاند.
در لنگرود و چاف نیز بنا بر اطلاعات محلی، دستکم ۱۰ نفر در جریان این اعتراضات جان خود را از دست دادند که تاکنون هویت دو نفر از آنان احراز شده است.
شعله ستوده، زن باردار اهل لنگرود، ۲۰ دی پس از تیراندازی نیروهای امنیتی به سوی معترضان، همراه با جنینش جان خود را از دست داد.
عباس آرزو که در روستای خود به «دریا» معروف بود نیز شامگاه ۱۹ دی در شهر چاف بهدست نیروهای سپاه پاسداران کشته شد.
شهروندان لنگرود یادآوری کردهاند که این شهر کوچک پیشتر نیز بهای سنگینی پرداخته است: «در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱، دستکم پنج نفر از معترضان لنگرود بهدست نیروهای حکومتی کشته شدند.»
به گفته شاهدان، حکومت با کشتار گسترده و ایجاد فضای امنیتی شدید، شهر را به وضعیتی رسانده که میتوان از آن به عنوان «آرامش گورستانی» یاد کرد.
بازداشتها، فشارهای امنیتی و سرکوب شهروندان معترض همچنان ادامه دارد.
مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی، در یادداشتی از زندان اوین سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را از مشروطه تاکنون «بیسابقه» توصیف کرد و با رد روایتهای رسمی، خواستار تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل و ملی برای روشن شدن ابعاد این رخداد شد. او حکومت فقها و روحانیت را مسبب وضعیت کنونی دانست.
تاجزاده پنجشنبه ۹ بهمن در متنی با عنوان «ایران عزیز زخمخورده و عزادار است» نوشت رویکرد «حکومت بر اساس ترس» در دیماه ۱۴۰۴ به عریانترین شکل خود بروز کرد و به سوگ هزاران خانواده انجامید.
او نوشت عبور از اوضاع فلاکتباری که ولایت فقها و حکومت شکست خورده روحانیت بر ملت ایران تحمیل کرده، در گرو مقاومت، هوشمندی و عمل مسئولانه آحاد شهروندان و سیاست ورزان است.
تاجزاده تاکید کرد اگر حاکمیت به مطالبات مردم تن میداد، از انحصارطلبی دست میکشید و به رای اکثریت احترام میگذاشت، این کشتار هم قابل پیشبینی و هم قابل پیشگیری بود.
براساس گزارش شورای سردبیری ایراناینترنشنال نیروی سرکوب جمهوری اسلامی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند را به قتل رساندهاند.
تاجزاده با انتقاد از نحوه مواجهه حکومت با اعتراضها، نوشت به جای شنیدن صدای شهروندان، عرصه سیاست به «میدان جنگ» تشبیه شد و اعتراضهای مدنی شهروندان به عنوان «ادامه جنگ ۱۲روزه» معرفی و معترضان «اغتشاشگر» خوانده شدند.
به گفته تاجزاده، نتیجه رویکرد حاکمیت چیزی جز «به خاک و خون کشیده شدن هزاران شهروند بیگناه» نبود که نسبت به بیکفایتیها و فسادهای فزاینده اعتراض داشتند.
همزمان میرحسین موسوی، از رهبران جنبش سبز، در بیانیهای از حصر، کشتار معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی را «جنایتی بزرگ علیه ملت» توصیف کرد و از نظامیان خواست سلاحشان را زمین بگذارند. او خواستار کنارهگیری حاکمیت از قدرت، برگزاری رفراندوم قانون اساسی و تشکیل جبههای از همه سلایق ملی شد.
بنیاد نرگس محمدی و ۱۶ فعال مدنی و سیاسی در بیانیهای که چهارشنبه هشتم بهمن منتشر شد، نوشتند مانع اصلی نجات ایران از مهلکه حاضر، شخص خامنهای و نظام استبداد دینی هستند.
تاجزاده همچنین روایتها و آمار رسمی درباره تلفات دیماه را «دروغی رسوا» دانست و تصریح کرد تنها راه روشن شدن حقیقت، تشکیل کمیتهای حقیقتیاب، مستقل و ملی است.
او ضمن محکوم کردن «سلاخی فلهای» و ابراز همدردی با خانوادههای داغدار، وضعیت کنونی کشور را ناپایدار توصیف کرد و هشدار داد که با وجود تداوم بحرانها، جهت تحولات آینده همچنان نامشخص است و «سایه جنگ» نیز از آسمان کشور کنار نرفته است.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه به نقل از منابع آگاه گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با هدف تقویت روحیه معترضان در ایران، در حال بررسی مجموعهای از گزینهها علیه جمهوری اسلامی است که از آن جمله میتوان به انجام حملات هدفمند به نیروهای امنیتی و رهبران حکومت اشاره کرد.
بر اساس این گزارش، بررسی گزینه هدف قرار دادن فرماندهان و نهادهای دخیل در سرکوب به این دلیل در دستور کار قرار گرفته است که میتواند اعتمادبهنفس معترضان ایرانی را افزایش دهد و آنان را به تصرف ساختمانهای دولتی و امنیتی ترغیب کند.
تاجزاده عبور از وضعیت موجود را در گرو «مقاومت، هوشمندی و عمل مسئولانه شهروندان و سیاستورزان» دانست و اعلام کرد بهزودی دیدگاههای خود را درباره شرایط جدید با مردم در میان خواهد گذاشت.
او در پایان، بر ضرورت «گفتوگوی ملی و تفاهمی تاریخی» برای گذار از این وضعیت شکننده تاکید کرد.
میرحسین موسوی، از رهبران جنبش سبز، در بیانیهای از حصر، کشتار معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی را «جنایتی بزرگ علیه ملت» توصیف کرد و از نظامیان خواست سلاحشان را زمین بگذارند.
او خواستار کنارهگیری حاکمیت از قدرت، برگزاری رفراندوم قانون اساسی و تشکیل جبههای از همه سلایق ملی شد.
موسوی پنجشنبه ۹ بهمن با توصیف وقایع اخیر بهعنوان «برگی سیاه در تاریخ ایران» نوشت که ابعاد فاجعه هر روز آشکارتر میشود و جامعه ایران در عزایی سراسری فرو رفته است.
او تاکید کرد مردم بهروشنی اعلام کردهاند که این نظام را نمیخواهند و دیگر به روایتهای رسمی اعتماد ندارند.
ا و هشدار داد: «تداوم سرکوب، کشور را به سمت مداخله خارجی سوق داده است.»
بنیاد نرگس محمدی و ۱۶ فعال مدنی و سیاسی در بیانیهای که چهارشنبه هشتم بهمن منتشر شد، نوشتند مانع اصلی نجات ایران از مهلکه حاضر، شخص خامنهای و نظام استبداد دینی هستند.
نویسندگان این بیانیه خطاب به «مردم شریف، شجاع و داغدار ایران» گفتند که «کشتارِ گسترده و جمعیِ جانبهلبرسیدگانِ حقطلبی که شجاعانه راهی خیابان شدند تا به این نظام نامشروع پایان دهند، یک جنایت سازمانیافته حکومتی علیه بشریت بود.»
موسوی در بیانیه خود با اشاره به ناتوانی حاکمیت در حل بحرانهای کشور، تصریح کرد تکرار سرکوبهای خونین ممکن نخواهد بود و نیروهای نظامی «دیر یا زود» از اجرای چنین دستوراتى سر باز خواهند زد.
او از نیروهای مسلح خواست «تفنگ را زمین بگذارند» تا مردم بتوانند مسیر آزادی و آبادی کشور را خود تعیین کنند.
به گزارش شورای سردبیری ایراناینترنشنال نیروی سرکوب جمهوری اسلامی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند را به قتل رساندهاند.
پیش از این هم سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه سهشنبه هفتم بهمن در بیانیهای، کشتار معترضان را «گسترده و هولناک» توصیف کرد و نوشت این سرکوب از نظر ابعاد و شدت، فراتر از سرکوبهای دهه ۶۰ و نیز وقایع دی ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ است.
این رهبر جنبش سبز، راهحل پیشنهادی خود را برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر از همه سلایق ملی دانست؛ مسیری مبتنی بر سه اصل «عدم مداخله خارجی، نفی استبداد داخلی و گذار دموکراتیک مسالمتآمیز».
او در پایان تاکید کرد نجات ایران تنها با اراده مردم و بدون دخالت خارجی ممکن است و برای آیندهای آزاد و آباد برای نسلهای آینده دعا کرد.
این در حالی است که خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با هدف تقویت روحیه معترضان در ایران، در حال بررسی مجموعهای از گزینهها علیه جمهوری اسلامی است که از آن جمله میتوان به انجام حملات هدفمند به نیروهای امنیتی و رهبران حکومت اشاره کرد.
در حالی که قطع اینترنت در ایران وارد بیستویکمین روز خود شده، آمارهای کاندوئیت نشان میدهد اتصالهای روزانه کاربران ایرانی به شبکه کاندوئیت-سایفون از چند هزار به بیش از ۲۹ میلیون رسیده است.
بر اساس دادههای وبسایت کاندوئیت، تا پیش از ۳۰ دی، تعداد اتصالهای روزانه از ایران کمتر از هشت هزار بود.
از این تاریخ، همزمان با تشدید محدودیتهای اینترنتی، نمودار اتصالها بهطور ناگهانی صعودی شد و در دوم بهمن از مرز یک میلیون و ۵۰۰ هزار اتصال عبور کرد.
تنها دو روز بعد، این رقم به بیش از چهار میلیون رسید و در نهایت، به حدود ۲۹ میلیون و ۵۰۰ هزار اتصال روزانه افزایش یافت.
بر پایه همین دادهها، اگرچه کاربرانی از کشورهایی مانند روسیه، ترکمنستان، میانمار و اوکراین نیز از این سرویس استفاده کردهاند، اما بیش از ۹۹ درصد کل اتصالهای ثبتشده به کاربران داخل ایران اختصاص دارد.
دادههای کاندوئیت همچنین نشان میدهد تعداد «ایستگاههای فعال روزانه» که از سوی کاربران برای عبور ترافیک اینترنت راهاندازی میشود، در همین بازه زمانی رشد چشمگیری داشته است.
شمار این ایستگاهها از حدود ۱۳۰ تا ۱۵۰ هزار در دیماه، به بیش از ۴۵۰ هزار ایستگاه در بهمنماه رسیده و ایران با ۳۰۰ هزار ایستگاه، در صدر کشورهای استفادهکننده از این زیرساخت قرار گرفته است.
تحلیل آمارهای کاندوئیت حاکی از آن است که کاربران ایرانی صرفا به استفاده از فیلترشکنهای تجاری بسنده نکردهاند، بلکه با مشارکت کاربران داخل و خارج از کشور، شبکهای توزیعشده و غیرمتمرکز برای حفظ ارتباط شکل گرفته است.
این شبکه برخلاف ابزارهای تجاری، نقطه شکست واحد ندارد و قطع آن برای حکومت دشوارتر است.
این دادهها در مجموع نشان میدهد سیاست «محاصره دیجیتال» جمهوری اسلامی نه تنها به انسداد کامل جریان اطلاعات نینجامیده، بلکه باعث شکلگیری شبکهای مقاومتر و گستردهتر برای ارتباط ایرانیان با جهان خارج شده است.
به گفته ناظران، این شبکه خود به شاخصی عینی از شدت بحران سیاسی و اجتماعی کنونی در ایران تبدیل شده است.
ارسال کدهای واتساپ و تلگرام
رسانههای ایران ۹ بهمن، از فعال شدن امکان ارسال کدهای ورود و ثبتنام تلگرام و واتساپ از طریق پیامک پس از حدود سه هفته اختلال خبر دادند.
این محدودیت، دسترسی به حسابها بهخصوص در صورت تغییر دستگاه یا ساخت حساب جدید را با مشکل جدی مواجه کرده بود و دریافت کد تایید ورود به پلتفرمهایی مثل تلگرام، واتساپ و ایکس عملا امکانپذیر نبود.
پایگاه خبری اکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داد همزمان با ادامه گمانهزنیها درباره حمله احتمالی ایالات متحده به جمهوری اسلامی، مقامهای ارشد نظامی و اطلاعاتی اسرائیل و عربستان سعودی راهی آمریکا شدهاند.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۹ بهمن منتشر شد، هدف از سفر مقامهای اسرائیلی به واشینگتن، تبادل اطلاعاتی درباره اهداف احتمالی کارزار نظامی در ایران بوده است.
در سوی دیگر، عربستان سعودی بهشدت نگران احتمال وقوع یک جنگ منطقهای است و میکوشد با ایفای نقش میانجی، در مسیر رسیدن به یک راهحل دیپلماتیک گام بردارد.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره حمله احتمالی ایالات متحده به جمهوری اسلامی و گستره و اهداف آن بالا گرفته است.
خبرگزاری رویترز ۹ بهمن گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با هدف تقویت روحیه معترضان در ایران، در حال بررسی مجموعهای از گزینهها علیه جمهوری اسلامی است که از آن جمله میتوان به انجام حملات هدفمند به نیروهای امنیتی و رهبران حکومت اشاره کرد.
افزایش تنشها نگرانی برخی کشورهای منطقه را به دنبال داشته است.
وزارت دفاع ترکیه ۹ بهمن اعلام کرد نیروهای مسلح این کشور برای مقابله با پیامدهای حمله احتمالی ایالات متحده به ایران آماده هستند.
جزییات سفر مقامهای اسرائیل و عربستان سعودی
اکسیوس در ادامه به نقل از دو مقام آمریکایی نوشت شلومی بیندر، رییس اداره اطلاعات نظامی اسرائیل، هفتم و هشتم بهمن با مقامهای ارشد پنتاگون، سازمان سیا و کاخ سفید دیدار کرد.
بر اساس این گزارش، دولت ترامپ خواستار ارائه «اطلاعات مشخصی» درباره ایران شده بود و بیندر به همین منظور به واشینگتن سفر کرد.
همچنین خالد بن سلمان، وزیر دفاع و برادر کوچکتر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، ۹ و ۱۰ بهمن در آمریکا حضور خواهد داشت و قرار است با مقامهای این کشور دیدار کند.
اکسیوس در گزارش خود خالد بن سلمان را «نزدیکترین فرد مورد اعتماد» ولیعهد عربستان سعودی خواند.
ریاض در روزهای اخیر در تلاش برای کاهش تنشها، پیامهایی را میان واشینگتن و تهران رد و بدل کرده است.
محمد بن سلمان هفتم بهمن در تماس با مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، اعلام کرد عربستان سعودی اجازه نخواهد داد آمریکا از حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران استفاده کند.
یک مقام آمریکایی در مصاحبه با اکسیوس، با اشاره به تقویت حضور نظامی این کشور در خاورمیانه گفت: «دستور فعلی این است که آمادهسازی انجام شود، اما به نظر میرسد رییسجمهور [ترامپ] در روزهای آینده بار دیگر به نقطه تصمیمگیری درباره ایران خواهد رسید.»
هشتم بهمن، ترامپ هشدار داد اگر جمهوری اسلامی حاضر به مذاکره و دستیابی به توافق نباشد، حمله بعدی به ایران «بسیار بدتر» از عملیات «چکش نیمهشب» در جنگ ۱۲ روزه خواهد بود.
مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم ۹ بهمن در مطلبی تحلیلی نوشت مقامهای ارشد امنیتی اسرائیل معتقدند ترامپ در مقطع کنونی فرصتی کمسابقه برای تغییر حکومت ایران در اختیار دارد.