تایمز اسرائیل: کمک خارجی تنها امید مردم ایران است


نشریه تایمز اسرائیل به نقل از گزارشهایی که از طریق سه فعال مخالف، از داخل ایران دریافت کرده است، نوشت که رژیم اعتراضات را سرکوب کرده و کمک خارجی تنها امید مردم برای نجات است.
این نشریه با اشاره به گزارشهای متعدد و گفت و گو با شاهدان، نوشت ماموران جمهوری اسلامی، معترضان و خانوادههای کشتهشدگان را مجبور کردهاند تا به دروغ، آنان را به عنوان اعضای بسیج معرفی کنند.
تایمز اسرائیل به نقل از فعالان و کارشناسان نوشت که هم اعتراضات ضددولتی که از اواخر دسامبر در سراسر کشور گسترش یافت و هم واکنش مرگبار رژیم از نظر مقیاس و استفاده از نیروی مرگبار بیسابقه بود.

تایمز اسرائیل به نقل از گزارشهایی که از طریق سه فعال مخالف، از داخل ایران دریافت کرده است، نوشت که رژیم اعتراضات را سرکوب کرده و کمک خارجی تنها امید مردم برای نجات است.
این نشریه نوشت ماموران جمهوری اسلامی، معترضان و خانوادههای کشتهشدگان را مجبور کردهاند تا به دروغ، آنان را به عنوان اعضای بسیج معرفی کنند.
تایمز اسرائیل سهشنبه هفتم بهمن در این گزارش نوشت به نظر میرسد که خواست جمهوری اسلامی برای «این ادعای دروغین با هدف توجیه استفاده گسترده رژیم از نیروی مرگبار علیه معترضان» انجام میشود، و با گزارشهایی که از سوی سازمان ملل متحد مطرح شده است، مطابقت دارد.
یکی از ساکنان تهران در یک پیام صوتی به زبان فارسی گفت: «خانوادهها مجبور میشوند هزینه گلولههای استفاده شده [برای کشتن بستگانشان] را بپردازند، یا به آنها گفته میشود که چه زمانی و کجا میتوانند جسد را دفن کنند، یا حتی مجبور میشوند در تلویزیون دولتی دروغ بگویند و ادعا کنند که قربانی یک عضو بسیج بوده که بهدست معترضان کشته شده است.»
روایت دیگری مربوط به سعید گلسرخی، مرد ۳۱ساله اهل شاهرود در شمال شرقی ایران است که ۱۹ دی در جریان اعتراضات سراسری هدف گلوله قرار گرفت.
یکی از بستگان در پیام خود گفت در حالی که گلسرخی برای زخمهایش تحت درمان بود، نیروهای امنیتی به بیمارستانی که در آن بستری بود، حمله کردند تا معترضان مجروح را دستگیر کنند، اما او موفق شد به خانه مادرش فرار کند.
او گفت چند روز بعد، نیروهای مسلح به خانه حمله کردند، گلسرخی را با خود بردند، او را کتک زدند و تحت فشار قرار دادند تا برگههایی را امضا کند که به دروغ میگفت او یک عضو بسیج است تا مقامات جمهوری اسلامی بتوانند ادعا کنند که او از طرف معترضان و نه نیروهای دولتی مورد حمله قرار گرفته است.
به گفته این خویشاوند، وقتی گلسرخی امتناع کرد، نیروهای امنیتی به سر و پشت او شلیک کردند.
تصاویر گرافیکی ارسال شده برای فعالان و مشاهده شده از سوی تایمز اسرائیل، بدن به شدت کبود گلسرخی را نشان میداد که در اثر اصابت گلوله به چشم راست و نیمتنهاش سوراخ شده بود.
آنها افزودند که یکی از برادران گلسرخی هفته گذشته پس از گذراندن روزها در خفا دستگیر شد و سرنوشت او هنوز نامعلوم است.
یکی از بستگان محمد زارع، ۴۰ساله اهل اصفهان، که گفته میشود از سوی اعضای سپاه پاسداران با گلوله جنگی هدف قرار گرفته و کشته شده است، تجربه مشابهی را برای یکی از فعالان مستقر در بریتانیا بازگو کرد.
او گفت که سپاه پاسداران در ابتدا زارع را به ارتباط با داعش متهم کرد و از خانواده برای بازگرداندن جسدش پول خواست اما وقتی مدرکی دال بر ارتباط زارع با داعش پیدا نشد، رسانههای دولتی، به دروغ او را «شهید» و عضو بسیج نامیدند که در جریان اعتراضات کشته شده است.
این ساکن شهر تهران که با نام مستعار امیر شناخته میشد، رژیم را متهم کرد که «سعی میکند همه چیز را عادی جلوه دهد و بگوید هیچ اتفاقی نمیافتد، اما واقعیت بسیار متفاوت است.»
او گفت: «این ظلم پس از مرگ حتی از خود قتلها دردناکتر است.»
تایمز اسرائیل در ادامه به گزارشهای ایراناینترنشنال استناد کرد که نیروهای جمهوری اسلامی قبل از تحویل دادن اجساد معترضان کشتهشده، درخواست پول کردهاند و ناظران حقوق بشر ادعا کردهاند که مقامات گاهی اوقات پیشنهاد میدهند که اگر خانوادهها کارت عضویت بسیج پس از مرگ را بپذیرند، اجساد را بدون پرداخت پول آزاد کنند.
این نشریه به نقل از فعالان و کارشناسان نوشت که هم اعتراضات ضد دولتی که از اواخر دسامبر در سراسر کشور گسترش یافت و هم واکنش مرگبار رژیم از نظر مقیاس و استفاده از نیروی مرگبار بیسابقه بود.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال ۲۵ دی در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، الگوی روشنتری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیریها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه میدهد و از اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمیدارد.
به گفته امیر، دولت به سرکوب منتقدان ادامه داده و زندگی روزمره را مختل کرده است.
او در یادداشت صوتی گفت: «وقتی بیرون میروید، فضا کاملاً کنترل میشود. اگر کسی از نیروهای امنیتی متوجه مورد مشکوکی شود، تلفن شما را بررسی میکند، و حتی کوچکترین چیزی میتواند شما را در معرض خطر جدی قرار دهد.»
امیر از جامعه بینالمللی خواست تا در دفاع از مخالفان رژیم مداخله کند و پرسید: «من نمیفهمم چه زمانی میخواهند سپاه پاسداران را تحریم کنند - چقدر باید منتظر بمانید. مردم ایران به شدت به حمایت خارجی نیاز دارند. هر ساعت تأخیر به معنای دستگیری، شکنجه و قتل بیشتر است.»
آوا، زن ۳۳ ساله ساکن تهران هم در پیام صوتی دیگری که دوشنبه ششم بهمن برای یکی از فعالان ارسال شد، درخواست کمک خارجی را مطرح کرد.
او گفت: «تنها امید ما در حال حاضر - چون به نظر میرسد آمریکا هیچ کاری نمیکند - تنها امید ما اکنون شما هستید.»
آوا در بخشی از پیام صوتی خود گفت پیامدهای اعتراضات در شهرهای کوچکتر حتی عواقب بدتری نسبت به پایتخت داشته است و افزود: «چیزهایی که من در تهران دیدم با آنچه در استانها و شهرهای کوچکتر میگفتند متفاوت بود زیرا در تهران با توجه به نیروهایی که داشتند، نمیتوانستند اعتراضات را به این شدت کنترل کنند.»
او با صدایی لرزان گفت: «در شهرهای کوچک با جمعیت فقط ۲۰ یا ۳۰ هزار نفر مثلا هزار نفر کشته شده بودند، ۷۰۰یا ۸۰۰ نفر. ما چیزهایی شنیدیم، چیزهایی دیدیم که واقعاً فراتر از کشتار جمعی بود. وحشتناک بود؛ واقعا وحشتناک.»
تایمز اسرائیل به نقل از یک فعال ساکن کانادا نوشت که یک پزشک ایرانی در اصفهان، از کشته شدن صدها نفر در مناطق اطراف و همچنین جنایات مداوم رژیم در این شهر خبر داده است.
بر اساس روایت این پزشک، «نیروهای رژیم به بیمارستان حمله کردند، وارد اتاق عمل شدند و وقتی پزشکان و پرستاران سعی کردند آنها را از دزدیدن جسد [یک معترض] بازدارند، آنها نیز هدف گلوله قرار گرفتند. تعداد بیشتری از آنها آمدند و اجساد را بردند. علاوه بر معترضان، ما پزشکان و کارکنان خوب بیمارستان را نیز از دست دادهایم.»
آوا گفت رژیم اعتراضات را کاملاً سرکوب کرده و کمک خارجی تنها امید آنها [مردم] برای نجات است.
او گفت: «به آنها بگویید که هیچ کار دیگری از دست ما در داخل ایران بر نمیآید. هیچ کاری... آنقدر مردم کشته شدهاند که دیگر کسی جرات نمیکند. بیرون رفتن به خیابان مساوی با خودکشی است. دیگر بحث شجاعت نیست. بیرون میروید و آنها شما را فوراً میکشند؛ آنها حتی نمیپرسند چرا آمدید.»
کانون دانشجویان پیشرو با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد که دانشجویان دادخواه و داغدار خون دوستان و همکلاسیهای خود هستند.
این کانون به کشته شدن صدا و احتمالا هزاران دوست و همکلاسی دانشجویان اشاره کرد و افزود که دانشجویان به مبارزه تا نابودی حکومت خامنهای ادامه خواهند داد.
این تشکل خواستار تجمعهای دادخواهانه، تحریم گسترده کلاسها و به تعطیلی کشاندن دانشگاههای سراسر کشور در تمامی مقاطع، بیاعتبار کردن مسئولین دانشگاهی و تسخیر فضای دانشگاهها برای اخراج تمام عناصر امنیتی-حکومتی شد.
در ادامه بیانیه آمده است: «نمیتوانید هزار هزار از ما بکشید و از فردای قتل عام، ما را وادار به اطاعت و زندگی زیر سایه وحشت کنید.»

مجتبی (شاهمراد) شهپری، معترضی از شهر ایذه در جنوبغرب ایران که در جریان اعتراضات سراسری مجروح شد و بعدا جسدش در یک سردخانه در اصفهان پیدا شد، مطابق آخرین وصیتش در حالی به خاک سپرده شد که پیکرش در پرچم شیر و خورشید پیچیده شده بود.
به گفته افرادی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردهاند اما نخواستهاند نامشان فاش شود، شهپری ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در شهر بهارستان، از توابع استان اصفهان، هدف گلوله نیروهای سرکوبگر جمههوری اسلامی قرار گرفت.
در ویدیوهایی که برای ایراناینترنشنال ارسال شده، صدای شلیک گلوله همزمان با شعار جاوید شاه معترضان در بهارستان در ۱۸ دی شنیده میشود.
این منابع گفتند نیروهای سرکوبگر آن شب بهطور بیهدف به سوی معترضان شلیک کردند.
یکی از منابع گفت: «آن شب به همه شلیک میکردند؛ زن و مرد، پیر و جوان.»
به گفته این منبع، نیروهای سرکوبگر مجتبی شهپری را بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹ شب به وقت محلی در خیابان ایثار بهارستان از ناحیه پا هدف گلوله قرار دادند و او را به زمین انداختند.
این منبع افزود که او با وجود جراحت، زنده بود و با آمبولانس به بیمارستان الزهرا در اصفهان منتقل شد.
او گفت: «مجتبی وقتی به بیمارستان برده شد، زنده بود.»
در روزهای بعد، خانواده شهپری در بیمارستانهای مختلف اصفهان به دنبال او گشتند. به گفته این منبع، مقامها بارها به خانواده گفته بودند که او مجروح و زنده است، اما از گفتن محل نگهداریاش خودداری میکردند.
به گفته این منبع، بعد از آن، دیگر هیچ پاسخی داده نشد.
سه روز بعد، جستوجوی خانواده در نزدیکی قبرستان باغ رضوان، بزرگترین گورستان اصفهان، به پایان رسید.
به گفته این منبع، بهدلیل پر بودن سردخانه قبرستان، اجساد در یک انبار نگهداری میشد؛ انباری که از آن معمولا برای نگهداری میوه و سبزیجات در نزدیکی قبرستان باغ رضوان استفاده میشود.
او گفت: «هیچ جایی نبود… اجساد را داخل یک انبار گذاشته بودند. تا چشم کار میکرد، جنازه بود.»
او شمار اجساد را دستکم ۵۰۰ نفر برآورد کرد.

هنگامی که پیکر شهپری پیدا شد، آثار اصابت گلوله در سر او دیده میشد؛ زخمی که به گفته منبع، هنگام انتقال او به بیمارستان وجود نداشت.
این منبع گفت خانواده باور دارند که او با شلیک گلوله اعدام شده و بدون اطلاع خانواده، تحت عمل جراحی در ناحیه شکم قرار گرفته و سپس دوباره بخیه شده است.
یک منبع دیگر در بهارستان نیز به ایراناینترنشنال گفت که در اوج اعتراضات، «چندین کانتینر پر از جنازه» نیمهشب به باغ رضوان منتقل و در انبارها تخلیه شد.
به گفته این منبع، برخی از اجساد هنوز زنده و در حالت نیمههوشیار بودند.
مجتبی شهپری، ۳۲ ساله، اصالتا اهل ایذه در استان خوزستان و از لرهای بختیاری بود، اما برای یافتن کار به اصفهان مهاجرت کرده بود.
او برای تامین معاش، شبها بهعنوان نگهبان ساختمان کار میکرد و روزها به تخلیه بار بهعنوان کارگر مشغول بود.
یکی از منابع گفت: «او آزادیخواه بود. با مذهب مخالف بود و از نظام پادشاهی حمایت میکرد.»
مجتبی شهپری ۲۸ دی ۱۴۰۴ در روستای نشیلدو، نزدیک ایذه، به خاک سپرده شد.
یکی از منابع به ایراناینترنشنال گفت: «او را در حالی دفن کردند که در پرچم شیر و خورشید پیچیده شده بود؛ همانطور که خودش خواسته بود… همانطور که همه ما میخواهیم.»

کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه ای با اشاره به کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان اقدامات رژیم طی دو هفته اعتراضات را برابر با چهل و هفت سال «استیلای خونین» آن دانست.
کانون نویسندگان در این بیانیه به قطع هرگونه امکان ارتباط، از اینترنت گرفته تا پیامک و خطوط تلفن، اغتشاشگر نامیدن قتلعامشدگان، ربودن مجروحان بیمارستانها، دفن مخفیانه کشتگان و بازداشت هزاران نفر اضافه کرد که حکومت «بر شمار ناپدیدشدگان قهری این چهل و هفت سال افزود و با تداوم سیاست ارعاب، کوشید صدای شاهدان جنایت، از جمله کادر درمان را خفه کند.»
در ادامه بیانیه آمده است: «حکومت در سایهی خفقان و تکصدایی حاکم، این همه را چون نمایشی فاتحانه در رسانههای خود ثبت کرد.»
در این بیانیه همچنین آمده است: «تاریخ نشان داده است که نیرو و ارادهی مردم بهجانآمده از فساد و تبعیض و نابرابری از میان نخواهد رفت، آگاهانه سازمان خواهد یافت و خود را بر صاحبان قدرت و سرمایه تحمیل خواهد کرد.»
کانون نویسندگان ایران از «نویسندگان آزادیخواه و نهادهای همسو در سراسر جهان» خواستار آن شد که صدای معترضان و بازماندگان و بازداشتشدگان باشند.
بر اساس اطلاعات و پیامهای رسیده از مخاطبان، فرهاد نادعلی، پزشک بیمارستان «۵ آذر» گرگان، به دست ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شده است.
علت بازداشت او مداوای مجروحان اعتراضات و اعتراض به استقرار نیروهای مسلح در محوطه و روی سقف بیمارستان عنوان شده است.
بر اساس این گزارشها، نیروهای مسلح با استقرار روی سقف بیمارستان ۵ آذر اقدام به شلیک به سوی معترضان کردند؛ اقدامی که به گفته شاهدان به کشته و زخمیشدن دهها نفر انجامیده است.
بازداشت این پزشک در ادامه فشارهای امنیتی بر کادر درمان و جلوگیری از درمان مجروحان و افشای استفاده امنیتی از مراکز درمانی صورت گرفته است.
پیامهای دیگر مخاطبان نیز فشار به کادر درمان، بازداشت شماری از آنها و جلوگیری از مداوای معترضان مجروح را تایید میکند.






