اخبار رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که در جریان انقلاب ملی ایرانیان، حدود ۱۰۰ نفر در شهرستان شوش بازداشت شدهاند.
بر اساس این اطلاعات، شماری از بازداشتشدگان به زندان فجر دزفول انتقال یافته اند که در میان آنها، ماموران نیروی انتظامی نیز مشاهده شدهاند.
ایراناینترنشنال تاکنون به نام چهار نفر از بازداشتشدگان؛ احمد رضاپور، علی میرحسینی، سعید اقیانوسی، و امین پیروز نژاد دست یافته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، اقیانوسی به شدت شکنجه شده است.
بر اساس اطلاعات دیگری که به دست ایراناینترنشنال رسیده، شبها در شوش، نوعی حکومت نظامی برقرار است.

اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است علیرضا رحیمی، جوان ۲۶ ساله ساکن تهران، شامگاه ۱۸ دی در جریان انقلاب ملی ایرانیان در فلکه سوم تهرانپارس با شلیک مستقیم گلوله جنگی از پشتبام هدف قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس روایت شاهدان، علیرضا و امیررضا، برادران دو قلو و ساکن تهران، پنجشنبه ۱۸ دی همراه با چند تن از اقوام خود برای حضور در اعتراضات به خیابانهای تهرانپارس رفتند و در نقاط مختلف منطقه حضور یافتند.
آنها در نهایت در محدوده فلکه سوم تهرانپارس به سایر بستگانشان پیوستند و در میان جمعیت بودند که ناگهان شلیک مستقیم از پشتبامها آغاز شد و علیرضا با اصابت گلوله جنگی از پشت سر به زمین میافتد.
او در آغوش عمویش به بیمارستانی در محدوده فلکه سوم تهرانپارس منتقل شد. این حادثه در ساعاتی رخ داد که به گفته شاهدان، موج اصلی کشتار تازه آغاز شده بود.
تلاش ناموفق برای احیا
به گفته منبع مطلع، در ساعات ابتدایی سرکوب، شمار مجروحان و کشتهشدگان هنوز بالا نبود و به همین دلیل کادر درمان و پرستاران بیمارستان، حدود ۴۵ دقیقه برای انجام اقدامات پزشکی و احیا تلاش کردند، اما در نهایت علیرضا جان خود را از دست داد.
این منبع تاکید کرد در میانه اقدامات پزشکی برای علیرضا، بیش از ۱۰۰ مجروح تیر خورده به این بیمارستان منتقل شدند؛ به حدی که این مرکز درمانی ظرفیت و نیروی کافی را برای پذیرش و رسیدگی به مجروحان نداشت.
ثبت مشخصات و تحویل ندادن پیکر
پس از جانباختن علیرضا، کد ملی و مشخصات هویتی او ثبت شد تا خانواده روز بعد برای تحویل پیکر به «بهشت زهرا» مراجعه کنند.
خانواده بهدلیل برخی مسائل شخصی، صبح شنبه ۲۰ دی برای تحویل پیکر به «بهشت زهرا» رفتند، اما به آنها اعلام شد با این کد ملی و مشخصات، هیچ فردی ثبت نشده است.
مسئولان از خانواده خواستند برای شناسایی، وارد سولهها شوند و تاکید کردند تشخیص هویت تنها باید بهوسیله بستگان درجه یک انجام شود.
جستوجو میان هزاران پیکر
به گفته منبع ایراناینترنشنال، در سولههای «بهشت زهرا» بین سه تا چهار هزار پیکر نگهداری میشد: «به دلیل تعداد بسیار زیاد کشتهشدگان، ثبت آنها در سیستم یا نوشتن اطلاعات فرد کشتهشده روی کاورها انجام نشده بود. حتی پیکرهایی که از بیمارستانها منتقل شده بودند و مشخصا نشانههایی از اقدامات پزشکی از جمله لولهگذاری، آنژیوکت و پانسمان داشتند هم ثبت مشخصات نشده بودند.»
به گفته او، خانوادههای زیادی در میان شیون و فریاد، تکتک ناچار به باز کردن زیپ کاورها بودند تا پیکر عزیزانشان را شناسایی کنند.
بنا بر گفتههای این شاهد عینی، جستوجوی پیکر علیرضا در اولین سوله ساعتها به طول انجامید: «ازدحام جمعیت و نبودن هیچ ساز و کاری باعث میشد برخی از پیکرها را بارها ببینند.»
او در ادامه گفت: «افرادی در سولهها بودند که با فریاد تاکید میکردند بعد از دیدن چهره کشتهشدگان حتما زیپ کاورها کشیده شود و این، شناسایی را طولانیتر میکرد.»
سه تن از نزدیکان علیرضا که برای شناسایی و تحویل پیکر او به «بهشت زهرا» رفته بودند، به ناچار با خانواده تماس گرفتهاند تا چند تن دیگر برای سرعت بخشیدن به روند شناسایی به محل بروند: «در نهایت آنها ۱۰ نفره در سولههای مختلف تقسیم شدند تا پیکر او را پیدا کنند؛ اما جستوجو در میان سه سوله اول بینتیجه ماند.»
به گفته راوی، یک سوله بسیار بزرگ مخصوص زنان و دختربچههای کشته شده وجود داشته است: «سومین سولهای که وارد شدند، زیپ هر کاوری را که باز میکردند زنان و دختران کمسن و دختر بچههایی بودهاند که توان دیدن آنها را نداشتند. بعد از دیدن چند ده کاور، مطمئن شدند در این سوله فقط پیکر زنان کشتهشده وجود دارد و مشخصا آنها را از مردان جدا کردهاند.»
پرداخت پول برای پیدا کردن پیکر
بر اساس این روایت، در ادامه، یکی از رانندگان آمبولانس «بهشت زهرا» زمانی که سردرگمی خانواده را دیده است، به آنها گفته که پشت سولهها، کانتینرهایی وجود دارد و پیکرهایی که در سولهها جا نشدهاند در آنها نگهداری میشوند: «او گفت چند آمبولانس بهشت زهرا هم هستند که دهها پیکر روی هم در آنها قرار داده شدهاند.»
به گفته این منبع، نحوه صحبت این فرد بهگونهای بوده که درخواست پول را القا میکرده است: «خانواده که نگران عدم تحویل پیکر بودند و خبرهایی درباره دریافت پولهای کلان شنیده بودند، ناچار به پرداخت مبلغی چند ده میلیون تومانی شدند.»
پس از اعلام نام بیمارستان، راننده به خانواده کمک کرده تا پیکر علیرضا را در یکی از آمبولانسها پیدا کنند.
به گفته یکی از نزدیکان علیرضا که او را شناسایی کرده، بخش بزرگی از صورت او بهدلیل اصابت گلوله از پشت سر متلاشی شده بود: «این فرد نزدیک به علیرضا با حال روحی آشفته، یک پلک او را بالا زده تا بتواند با دیدن رنگ چشمها او را شناسایی کند.»
خاکسپاری
پس از ساعتهای طولانی جستوجو و تحویل پیکر، علیرضا را برای خاکسپاری آماده کردند.
بنا بر این روایت، خانواده با خشم و اندوه فراوان، در صف خواندن «نماز میت» نایستادهاند.
علیرضا به موسیقی علاقهمند بود و خانواده او در زمان خاکسپاری، ترانههایی را که او دوست داشت پخش کردند و مراسم خاکسپاری اینگونه به دور از هر آیین مذهبی انجام شد.
به گفته نزدیکان، خانواده، همچنان هنگام حضور بر مزار علیرضا، ترانههای مورد علاقه او را پخش میکنند.
بر اساس این روایت، امیررضا، برادر دوقلوی علیرضا، پس از این حادثه، گرفتار وضعیت روحی نامناسبی شده است.
گروه اقدام مشترک – گام، چهارشنبه اول بهمن خواستار فعالسازی اصل مسئولیت حفاظت (R2P) برای حفاظت از مردم ایران شد.
گام در بیانیه خود افزود که جمهوری اسلامی در حال ارتکاب جنایات علیه بشریت، کشتار سیستماتیک غیرنظامیان، حمله جنگی به مردم خود و اقداماتی با ویژگیهای نسلکشی است.
بر اساس بیانیه این گروه، طبق اصل «مسئولیت، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، و شورای امنیت موظف هستند در چنین شرایطی مداخله کنند تا جمعیت غیرنظامی در برابر این جنایات محافظت شود.
در شرایطی که فضای سراسری حکومت نظامی ادامه دارد، پیامهای رسیده از شهرهای مختلف ایران از استقرار تانک و نفربر در میادین شهری، یورش شبانه به خانهها، ایستهای بازرسی گسترده و کنترل شدید شهروندان حکایت دارد.
در خرمآباد، شهروندان از استقرار نفربر در میدان کیوی و یک تانک مقابل صداوسیمای مرکز استان خبر دادهاند. گشت و مانور گروهی بسیجیها در خیابانها ادامه دارد و مخاطبان میگویند فضای شهر بهشدت امنیتی و اغلب خانوادهها داغدار هستند.
در اراک، نیروهای سپاه پاسداران در یک یورش شبانه به منزل یکی از شهروندان، یکی از اعضای خانواده را بازداشت و وسایل الکترونیکی را توقیف کردهاند.
در تهران، بهویژه اطراف مکانهایی که پیشتر آتش گرفتهاند، نیروهای امنیتی در صورت مشاهده عکاسی یا فیلمبرداری، شماره پلاک خودروها را ثبت و تلفنهای همراه عابران را بررسی میکنند. در تَنکِلوره نزدیک لردگان نیز نیروهای یگان ویژه با ایجاد ایستهای بازرسی پرتعداد، خودروها را بهطور گسترده تفتیش میکنند.
گزارشهای مخاطبان از تبریز نشان میدهد مدارس دولتی خیابان «ولیعصر» تعطیل شده و ماموران مسلح روی پشتبامها مستقر شدهاند. در آمل، از محور دریای یک تا دریای ۳۲ و میدان قائم، ایستهای بازرسی برقرار است و شهروندان از فحاشی و ضربوشتم شدید، از جمله ضربوشتم یک پسر ۱۵ ساله، خبر دادهاند. همچنین در کاشان، استقرار نیروها در میادین و رصد پهپادی محلهها فضای امنیتی شدیدی ایجاد کرده است.
وزارت خارجه کانادا در پاسخ به ایراناینترنشنال، در مورد موضع رسمی دولت کانادا در قبال انقلاب ملی ایرانیان، سرکوب خشونتبار معترضان، کشتار شهروندان، بازداشتهای خودسرانه و ایجاد فضای ارعاب از سوی جمهوری اسلامی علیه مردم ایران را بهشدت محکوم کرد.
این وزارتخانه اعلام کرد در کنار مردم ایران میایستد؛ مردمی که خواستار شنیده شدن صدای خود و احترام به حقوق بنیادینشان هستند.
بر اساس این موضع، دولت کانادا تاکید کرد سیاست «تعامل کنترلشده» با جمهوری اسلامی را ادامه میدهد؛ سیاستی که دامنه ارتباطات را صرفاً به موضوعاتی مانند برنامه هستهای تهران، امنیت منطقهای، حقوق بشر و مسائل کنسولی محدود میکند.
بر اساس این گزارش، دولت کانادا فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش خواهد داد و استفاده از ابزارهایی چون تحریمهای جدید و اقدامات محدودکننده دیگر را ادامه میدهد. در همین چارچوب، وزارت خارجه کانادا به مجموعه اقداماتی اشاره کرد که طی دو سال گذشته برای مقابله با نقض حقوق بشر و فعالیتهای بیثباتکننده جمهوری اسلامی انجام شده است.
از جمله این اقدامات، اصلاح مقررات «عدالت برای قربانیان مقامات فاسد خارجی» در دسامبر ۲۰۲۳ و افزودن نام دو مقام جمهوری اسلامی مرتبط با نقض گسترده حقوق بشر به فهرست تحریمهاست.
همچنین در ژوئن ۲۰۲۴، کانادا، سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی ذیل قانون کیفری قرار داد و در دسامبر ۲۰۲۴ نیز حوثیها،گروه نیابتی جمهوری اسلامی، را به همین فهرست افزود.
علاوه بر این، کانادا طی دو سال گذشته دو دور تحریم دیگر علیه جمهوری اسلامی اعمال کرده که بهطور مشخص هفت فرد مسئول در نقض حقوق بشر و سیاستهای سرکوبگرانه داخلی را هدف قرار داده است.
به گفته وزارت خارجه کانادا، این اقدامات در ادامه سیاست گستردهتری انجام شده که شامل تحریم مستقل ۴۶۷ فرد و نهاد ایرانی به دلیل نقض صلح و امنیت، نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم است.
همچنین جمهوری اسلامی بهعنوان «رژیمی درگیر در تروریسم و نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر» ذیل قانون مهاجرت و حمایت از پناهندگان کانادا شناخته شده؛ اقدامی که موجب غیرقابل پذیرش شدن تمامی مقامات ارشد این حکومت که از ۲۳ ژوئن ۲۰۰۳ به بعد در قدرت بودهاند، برای ورود به کانادا میشود.
جمهوری اسلامی همچنین همچنان در فهرست کشورهای حامی تروریسم ذیل قانون مصونیت دولتها قرار دارد؛ موضوعی که دولت کانادا در دسامبر ۲۰۲۵ بار دیگر آن را تأیید کرد.
بر اساس این گزارش، در سطح بینالمللی نیز کانادا در سال ۲۰۲۵، برای بیستوسومین سال متوالی، رهبری تصویب قطعنامه وضعیت حقوق بشر در ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر عهده داشت؛ قطعنامهای که با هدف جلب توجه جهانی به نقض گسترده حقوق بشر در ایران و درخواست برای اقدامات عملی جهت بهبود وضعیت تصویب شده است.
این موضعگیری در حالی منتشر میشود که سرکوب اعتراضات در ایران همچنان ادامه دارد و نهادهای حقوق بشری از افزایش شمار کشتهشدگان و بازداشتشدگان خبر میدهند.

در ادامه حکومت نظامی، پیامهای رسیده از شهرهای مختلف ایران از استقرار تانک و نفربر در میادین شهری، یورش شبانه به خانهها، ایستهای بازرسی گسترده و کنترل شدید شهروندان حکایت دارد.
در خرمآباد، شهروندان از استقرار نفربر در میدان کیوی و یک تانک مقابل صداوسیمای مرکز استان خبر دادهاند. گشت و مانور گروهی بسیجیها در خیابانها ادامه دارد و مخاطبان میگویند فضای شهر بسیار ترسناک است و بسیاری از خانوادهها داغدارند. در اراک، نیروهای سپاه پاسداران در یورش شبانه به خانهها اعضای خانواده را بازداشت و وسایل الکترونیکی را توقیف کردهاند.
در تهران، بهویژه اطراف مکانهای آتشگرفته، نیروهای امنیتی در صورت مشاهده عکاسی یا فیلمبرداری، شماره پلاک خودروها را ثبت و تلفنهای همراه عابران را بررسی میکنند. در تَنکِلوره نزدیک لردگان، نیروهای یگان ویژه ایستهای بازرسی متعدد ایجاد کردهاند.
در تبریز، مدارس دولتی خیابان ولیعصر تعطیل شده و ماموران مسلح روی پشتبامها مستقر شدهاند. در آمل، ایستهای بازرسی برقرار است و گزارشهایی از فحاشی و ضربوشتم شدید، از جمله کودکان، رسیده است. در کاشان نیز فضای امنیتی شدید ایجاد شده است.





