ایرانیان در تبعید میگویند قتل عام مردم در داخل کشور بهندرت خانوادهای را بینصیب گذاشته است. آنان در گفتوگو با ایراناینترنشنال از موجی بیسابقه از کشتارها سخن میگویند که در جریان آن نیروهای امنیتی زیر پوشش قطع سراسری ارتباطات، خشونتی گسترده و غیرقابل باور اعمال کردهاند.
برای الکس، ایرانی ساکن ایالت تگزاس آمریکا، خشونت حکومتی رژیم جمهوری اسلامی دیگر موضوعی دوردست نیست.
پسرخاله او، مهدی، جمعه ۱۹ دی در شهر کرمانشاه، در غرب ایران، پس از پیوستن به اعتراضهای سراسری در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای انقلاب مردم، کشته شد.
ایراناینترنشنال برای حفظ امنیت اعضای خانواده الکس در داخل ایران، از انتشار نام خانوادگی او خودداری کرده است.
الکس گفت: «بسیجیها به سر و شکم پسرخالهام شلیک کردند.»
او به نقل از خالهاش افزود: «آنها مثل سگ دنبالش کردند.»
پس از آن، مقامها دسترسی به اینترنت را در بخشهای گستردهای از کشور قطع کردند؛ اقدامی که ارتباطها را از هم گسست و خانوادهها را در بیخبری مطلق از زنده یا کشته بودن عزیزانشان رها کرد.
الکس گفت چند روز بعد، عصر چهارشنبه، زمانی که خطوط تلفن ثابت برای مدت کوتاهی در جریان قطع ارتباطات دوباره وصل شدند، از ماجرا باخبر شد. تماس بسیار بیکیفیت بود و مدام قطع میشد، اما صدای شیون و فریاد خالهاش را میشنید.
او گفت: «در مجموع فقط حدود سه دقیقه تماس داشتم، اما همان سه دقیقه، خالهام فقط جیغ میزد و میگفت او را کشتهاند.»
مهدی ۳۲ ساله بود.
الکس گفت که خالهاش پس از چند روز جستوجو، پیکر فرزندش را در پزشکی قانونی شناسایی کرد و تنها از روی موهایش او را شناخت.
الکس گفت: «صورتش کاملا غیرقابل شناسایی بود.»
به گفته او، مقامها اکنون از خانواده خواستهاند برای تحویل پیکر مهدی پول پرداخت کنند.
الکس گفت از تگزاس، احساس پوچی میکند و بهسختی قادر به ادامه زندگی روزمره است، اما باور دارد صحبت علنی تنها راه ادای احترام به پسرخالهاش و شکستن سکوتی است که قطع اینترنت تحمیل کرده است.
او گفت: «او یک ایران آزاد میخواست و شاه رضا پهلوی را.»
ترس و درماندگی
در کانادا، غزال شکری، شهروند ایرانی-کانادایی، از احساسی مشابه از ترس و ناتوانی سخن گفت؛ در حالی که منتظر تماسهای کوتاه و شکننده با خانوادهاش در ایران است.
او گفت از زمان شدت گرفتن خشونتها، فقط چند ثانیه صدای مادرش و چند دقیقه صدای خواهرش را شنیده است.
شکری گفت گستردگی کشتارها با هر آنچه ایرانیان پیشتر تجربه کردهاند تفاوت دارد و هشدار داد که اکنون تقریبا هر خانوادهای فردی را میشناسد که کشته شده است.
او گفت فقط نگران ویرانی فیزیکی کشور نیست، بلکه بیشتر نگران پیامدهای روانی بلندمدت آن بر جامعه ایران است؛ از جمله آسیبهای روحی گسترده، افسردگی و تخریب پایدار اجتماعی.
او گفت: «الان تقریبا هر خانوادهای در ایران چند نفر را میشناسد که کشته شدهاند. صادقانه بگویم، صحبت دربارهاش آسان نیست. ما بهعنوان انسان، برای تحمل چنین چیزی ساخته نشدهایم.»
سکوتی هراسانگیز
سبحان نوفر، ایرانی دیگری در تبعید، گفت قطع سراسری ارتباطات ترس ایرانیان خارج از کشور را تشدید کرده است. او گفت: «این سکوت وحشتناک است.»
به گفته او، قطع ارتباط با داخل ایران باعث شده بسیاری از ایرانیان خارج از کشور شبها نخوابند و با اضطراب شدید درباره وضعیت خانوادههایشان زندگی کنند؛ بهطوری که هر خبر یا تکه اطلاعاتی، نشانهای از یک حمام خون گستردهتر به نظر میرسد.
هدیه، روزنامهنگار ساکن واشینگتن دیسی، گفت نهتنها نگران سلامتی والدین خود و خانواده همسرش است، بلکه از وضعیت مالی آنها نیز بیم دارد؛ چرا که خانوادهها تا حد زیادی به پولی وابسته بودند که او و همسرش از طریق دوستان و بستگان برایشان میفرستادند.
با قطع اینترنت، دیگر امکان ارسال پول وجود ندارد و این موضوع باعث شده هدیه نگران باشد که والدین سالمند چگونه در شرایط دشوار اقتصادی ایران امرار معاش خواهند کرد.
ایراناینترنشنال گزارش داده است که دستکم ۱۲ هزار نفر تنها در دو روز کشته شدهاند؛ زمانی که نیروهای امنیتی آنچه تحلیلگران آن را «مرگبارترین موج خشونت دولتی در تاریخ معاصر ایران» توصیف میکنند به راه انداختند.
برآوردهای دیگر حاکی است با ادامه قطع ارتباطات، شمار واقعی قربانیان ممکن است بسیار بیشتر باشد.
افزایش درخواستها برای اقدام آمریکا
این روایتها در حالی منتشر میشود که درخواستها، هم در داخل ایران و هم در میان ایرانیان خارج از کشور، برای اقدام نظامی آمریکا افزایش یافته است؛ درخواستهایی که خواهان حملات هدفمند علیه دستگاههای امنیتی و سرکوب جمهوری اسلامی هستند.
برای ایرانیان در تبعید مانند الکس، شکری و نوفر، این بحث دیگر انتزاعی نیست؛ بلکه با نامها و چهرههای آشنایی گره خورده که از دست رفتهاند و با ترسی همراه است که از داغدار شدن خانوادههای بیشتر وجود دارد.
نوفر گفت: «هر خبر، هر ویدیو یا عکسی که از ایران میآید، حس یک حمام خون تازه را دارد. من واقعا میترسم، عمیقا میترسم، اما اجازه نمیدهم کاملا فروبپاشم، چون واقعا باور دارم مردم ایران بزرگتر از این حکومت تروریستی هستند.»
در حالی که ایران همچنان تا حد زیادی از جهان خارج قطع است، این افراد اعلام کردند سخن گفتن علنی یکی از معدود راههای باقیمانده است تا قربانیان فقط به عدد و آمار تبدیل نشوند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.