بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، مردم معترض در بلوار ارم کرج در شامگاه جمعه، شعار «این است شعار ملی، رضا رضا پهلوی» سردادند.
بر اساس ویدیویی که یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال ارسال کرده، یک ساختمان دولتی در یزد به آتش کشیده شده است. این مخاطب میگوید که این ساختمان مخابرات یزد است.
اد دیوی، رهبر حزب لیبرال دموکرات بریتانیا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ممکن است همین حالا در آغاز یک لحظه دیوار برلین برای معترضان شجاع در ایران باشیم.»
او خواستار آن شد که وزیر امور خارجه بریتانیا دوشنبه ۲۲ دی در پارلمان این کشور حاضر شود و توضیح دهد که جامعه بینالمللی برای کمک به معترضان مسالمتآمیز چه کاری انجام خواهد داد.

اتحادیه اروپا جمعه ۱۹ دی در بیانیهای با ابراز همبستگی با مردم ایران و مطالبات مشروع آنها برای زندگی بهتر، آزادی و کرامت، اعلام کرد وضعیت ایران را با نگرانی جدی دنبال میکند.
اتحادیه اروپا ضمن محکوم کردن استفاده از خشونت، بازداشتهای خودسرانه و اقدامات تهدیدآمیز نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی علیه معترضان، خواستار آزادسازی فوری همه کسانی شد که بیگناه هستند و تنها بهخاطر اعمال حقوق بنیادین خود بازداشت شدهاند.
در این بیانیه از مقامات جمهوری اسلامی خواسته شد که به تعهدات بینالمللی خود احترام بگذارند و حقوق آزادی بیان، آزادی تجمع مسالمتآمیز و آزادی انجمنها را بهطور کامل رعایت کنند.
اتحادیه اروپا همچنین تأکید کرد باید دسترسی به اطلاعات تضمین شود و خواستار آن شد که اینترنت برای همه دوباره برقرار شود تا مردم بتوانند آزادانه به اطلاعات دسترسی داشته باشند.

در سیزدهمین روز اعتراضات سراسری، هنگامی که خیابانها دیگر تنها صحنه رویارویی نیستند، جمهوری اسلامی نشانهای آشکار از عمیقترین هراس خود بروز داده است: تردید در وفاداری نیروهای مسلح.
هشدار کمسابقه سپاه پاسداران درباره «محاکمه و برخورد قاطع» با هرگونه نافرمانی در پادگانها نشان میدهد که بحران از سطح اعتراض مردمی عبور کرده و به قلب دستگاه بقا رسیده است؛ جایی که تصمیم ارتش میتواند مسیر آینده ایران را برای دههها تغییر دهد.
در حالی که ایران وارد فاز گستردهتر از اعتراضات سراسری شده و جمهوری اسلامی یکی از حساسترین بزنگاههای سیاسی خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ را تجربه میکند، نشانهها حاکی از آن است که نگرانی حاکمیت صرف خیابانها، اعتصابها یا شعارها نیست؛ بلکه در عمل وفاداری نیروهایی که بقای نظام به آنها گره خورده است، میتواند تشویشی بزرگ محسوب شود.
صدور بیانیه تند سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در روز جمعه، که در آن هرگونه «سرپیچی، ترک خدمت یا نافرمانی» در میان نیروهای نظامی با «محاکمه و برخورد قاطع» مواجه خواهد شد، دقیقا از همین نقطه ضعف پرده برمیدارد.
حکومتها زمانی زبان تهدید را به درون پادگانها میبرند که مطمئن نیستند دستورها در لحظه بحران اجرا خواهد شد. تجربه تاریخی نشان میدهد که چنین هشدارهایی نه نشانه اقتدار، بلکه علامت تزلزل است. بدون شک اگر وفاداری نیروهای مسلح بدیهی و تضمینشده بود، نیازی به این سطح از هشدار علنی وجود نداشت.
همانطور که در مقاله تحلیلی رسانه هیل در گزارشی تحت عنوان «ارتش ایران ممکن است از رژیم جدا شود» آمده، ایران امروز، به نقطهای نزدیک شده که از زمان انقلاب بیسابقه است. سقوط شدید ارزش ریال، کمبودهای گسترده آب و برق، فلجشدن اقتصاد روزمره و انسداد کامل اصلاحات سیاسی، جامعه را به مرحلهای رسانده که ترس دیگر ابزار کارآمدی برای حکومت نیست. اعتراضات گذشته ممکن بود سرنگونی به همراه نداشتهاند، اما یک دستاورد تعیینکننده داشتهاند: فرسایش قدرت در نظام و افزایش همگرایی در مردم.

در چنین شرایطی، نقش ارتش و نیروهای مسلح تعیینکننده میشود. برخلاف سپاه پاسداران که هویت و منافعش بهطور مستقیم با بقای جمهوری اسلامی گره خورده، ارتش نهادی قدیمیتر است؛ نهادی که پیش از جمهوری اسلامی وجود داشته و از نظر ساختاری و فرهنگی، کمتر ایدئولوژیک و بیشتر متکی بر مفهوم کلاسیک دفاع از کشور است. همین تفاوت است که امروز برای حاکمیت نگرانکننده شده است.
برای دههها، یک توافق نانوشته برقرار بود: ارتش سکوت کند و سپاه سرکوب داخلی را بر عهده بگیرد. این الگو در اعتراضات مختلف، از دی ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، کموبیش تکرار شد. اما استمرار بحران اقتصادی و تداوم اعتراضات، این معادله را فرسوده کرده است. وقتی سربازان وظیفه از خانوادههایی میآیند که خودشان در صف نان و دارو ایستادهاند، وفاداری دیگر یک دستور ساده نیست؛ یک انتخاب اخلاقی و وجودی است.
حاکمیت این را میداند. هشدار اخیر سپاه بیش از آنکه برای مهار نافرمانی باشد، تلاشی برای پیشگیری از آن است. تجربههای تاریخی نشان میدهد که رژیمهای اقتدارگرا درست در همین نقطه میشکنند: زمانی که مردم به خیابان میآیند و نیروهای مسلح به این نتیجه میرسند که ادامه وضع موجود، برای کشور، خطرناکتر از تغییر است.
رومانی در سال ۱۹۸۹ نمونهای کلاسیک است. تصاویر چائوشسکو در حافظه جمعی مانده، اما آنچه دیکتاتوری را پایان داد، تصمیم ارتش برای توقف تیراندازی بود. در مصر ۲۰۱۱ نیز، میدان التحریر نماد اعتراض شد، اما سقوط مبارک زمانی قطعی شد که ژنرالها به این جمعبندی رسیدند که حفظ او برای بقای دولت و منافع خودشان پرهزینهتر از کنار گذاشتنش است.
ایران امروز در وضعیتی مشابه قرار دارد، با این تفاوت که یک تجربه تلخ تاریخی نیز بر دوش ارتش سنگینی میکند. پس از انقلاب ۱۳۵۷، صدها افسر ارتش در دادگاههای شتابزده اعدام شدند. ارتش آن زمان، به امید جلوگیری از جنگ داخلی و حفظ ثبات، سکوت کرد. آن سکوت، نهتنها ارتش را نجات نداد، بلکه به پاکسازی، تحقیر ساختاری و تبدیل آن به نهادی حاشیهای زیر سایه سپاه انجامید. بدون شک این حافظه نهادی هنوز زنده است.
امروز، پرسش اصلی برای سران جمهوری اسلامی این است که با تداوم اعتراض مردم؛ ارتش و نیروهای مسلح چه زمانی به این انقلاب میپیوندند. البته پیوستن ارتش به مردم به معنای دموکراسی فوری شاید نباشد و نباید آن را رمانتیک کرد. اما میتواند یک اثر قطعی و روشن داشته باشد: شکستن توهم تداوم جمهوری اسلامی. نظامی که بقایش بر این تصور بنا شده که هیچ بدیلی درون ساختار قدرت وجود ندارد، چرا که برای حفظ اقتدار یک جریان الیگارش هر نیروی نظامی وفادار به میهن پیشتر قلع و قمع شده است.
هشدار سپاه نشان میدهد که این شکاف دیگر یک فرض نظری نیست؛ یک نگرانی واقعی است. اکنون، ارتش ایران با انتخابی تاریخی روبهروست: تکرار سکوتی که یکبار در سال ۱۳۵۷ هزینهاش را کشور پرداخته، یا ایفای نقشی که شاید آخرین فرصت برای جبران دههها انفعال و جلوگیری از فروغلتیدن ایران به چرخهای طولانیتر از خشونت و فروپاشی باشد.
در شرایطی که حکومت با قطع اینترنت همه راههای ارتباطی را بسته است، اگر خارج از ایران زندگی میکنید، پیام شما به مردم ایران چیست؟ ما پیام شما را به مردم ایران منتقل میکنیم.
شما میتوانید پیامهای خود را از طریق چتبات اینتلمدیا یا تلگرام و واتساپ ارسال کنید.
لینک چتبات اینتلمدیا در بخش بایو همین صفحه قرار دارد.





