همزمان با اعتراضات در ایران، اتحادیه اروپا بازداشت و ادامه بازداشت مدافعان حقوق بشر در ایران را بهشدت محکوم کرد و اعلام کرد که این روند را با نگرانی عمیق دنبال میکند.
به گفته اتحادیه اروپا، بازداشت فعالان حقوق بشر از جمله دستگیری شماری از آنان در ۱۲ دسامبر در مشهد و ادامه بازداشت یا محدودیتهای اعمالشده علیه نرگس محمدی، مغایر با تعهدات بینالمللی ایران در حوزه حقوق بشر است.
در این بیانیه تاکید شده است که مدافعان حقوق بشر باید بدون ترس از ارعاب، بازداشت یا پیگرد قضایی، از حقوق بنیادین خود از جمله آزادی بیان، تجمع مسالمتآمیز و تشکلیابی برخوردار باشند.
اتحادیه اروپا از مقامهای ایران خواست افرادی را که تنها به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز بازداشت شدهاند، فورا و بدون قید و شرط آزاد کنند و به تعهدات خود ذیل حقوق بینالملل پایبند بمانند.

اعتراضهای ایران وارد روز سوم خود شدند و توانستند بهسرعت از تهران به شهرهای دیگر گسترش پیدا کنند و جنبشهای مدنی و صنفی دیگر را هم با هم همراه کنند؛ از جمله دانشجویان را که سهشنبه تظاهرات متعددی در حمایت از اعتراضها انجام دادند.
آنچه در خیابانهای ایران دیده میشود دیگر صرفا واکنشی صنفی به نوسانات قیمت ارز نیست؛ بلکه اعتراضی عمیق و صریح به ساختار حکومت جمهوری اسلامی است که ده ویژگی زیر به آن قدرتی مضاعف میبخشد:
۱- نخستین و شاید مهمترین نکته، بازگشت اعتراضهای اقتصادی به مرکز سیاست در ایران است. خواستههای معیشتی در تاریخ معاصر جمهوری اسلامی معمولا تحقیر شدهاند. از همان سالهای نخست انقلاب، روایت روحالله خمینی این بود که انقلاب برای اقتصاد و «قیمت خربزه» نبوده است و خواستههای رفاهی را به خواستههای حیوانی تقلیل میداد.
این نگاه، که ریشه در نوعی ایدئولوژی عرفانی داشت، برای دههها در میان بخشهایی از نخبگان سیاسی و حتی اپوزیسیون ادامه یافت. اعتراضهای آبان ۱۳۹۸، که با افزایش قیمت بنزین آغاز شد، نقطه عطفی در شکستن این تابو بود. با این حال، هنوز بسیاری از کنشگران سیاسی آن اعتراضها را «شورش نان» و فاقد ظرفیت دموکراتیک تلقی میکردند. اعتراضهای کنونی بازاریان و کسبه نشان میدهد که مطالبات ساده اقتصادی میتوانند ریشهایتر از بسیاری شعارهای سیاسی باشند و از این منظر ظرفیت فراگیری و جهانشمولی بیشتری داشته باشند.
۲- تورم بالا و رکود پدیدهای است که سالهاست ایرانیان با آن زندگی میکنند. اما آنچه امروز در بازار رخ میدهد، بیش از تورم، به فروپاشی اقتصادی شباهت دارد. بازاریان و کسبه در هر کشوری و از جمله ایران بیشتر از باقی اقشار توان تحمل و انتقال فشارهای اقتصادی را دارند چرا که میتوانند اجناس گران خریده را با قیمت بیشتری بفروشند و سود خود را تضمین کنند. اما نوسانات شدید ارز و بیثباتی سیاستگذاری، امکان برنامهریزی را حتی از این گروه گرفته است و فعالیت اقتصادی در ایران را عملا غیرممکن کرده است.
۳- بازاریان یکی از ستونهای تاریخی انقلاب اسلامی بودند؛ شبکهای منسجم با پیوندهای ایدئولوژیک و مالی با روحانیت. این شبکه نهتنها در پیروزی انقلاب نقش کلیدی داشت، بلکه در چهار دهه گذشته نیز از حامیان اصلی جمهوری اسلامی به شمار میرفت. اعتراض بازاریان به این معناست که حکومت حمایت فکری و مالی بخش بزرگی از این گروه پرنفوذ را از دست داده است.
۴- گسترش سریع اعتراضها از تهران به شهرهای بزرگ و کوچک قابل توجه است. این الگو نشان میدهد که جنبشهای اعتراضی اخیر در ایران دیگر نه تهرانمحورند و نه حتی شهرمحور. اگر «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ عمدتا در کلانشهرها متمرکز بود، اعتراضهای سالهای اخیر توانستهاند به سرعت شهرهای کوچک و حاشیهای را با خود همراه کنند. این سرعت انتشار، نشانه وجود یک نارضایتی عمیق و همگانی است.
۵- حمایت سریع اتحادیههای رانندگان و کامیونداران، و سپس پیوستن جنبش دانشجویی، نشان میدهد که تشکلها و گروههای مختلف از خاستگاههای کاملا مختلف به این جمعبندی رسیدهاند که ریشه مشکلات مشترک است. میتوان پیشبینی کرد که حرکتهای دیگر از جمله جنبشهای زنان یا کارگری نیز به این موج بپیوندند.
۶- این اعتراضها بار دیگر نشان میدهد که نقطه آغاز جنبشهای اجتماعی لزوما بزرگ، نمادین یا از پیشطراحیشده نیست. در سالهای گذشته، بخشی از تحلیلها در ایران بر این فرض استوار بود که اعتراضهای فراگیر تنها در واکنش به رخدادهایی بزرگ شکل میگیرند: اعتراض به نتیجه انتخابات یا مرگ خامنهای. اما تجربه جنبشهای اخیر در ایران این نگاه را به چالش کشیده است. همانگونه که افزایش قیمت بنزین در آبان ۹۸، یا مرگ مهسا ژینا امینی در بازداشت، به حرکتهای اعتراضی گسترده انجامید، اعتراضهای امروز بازاریان نیز از یک مساله بهظاهر ساده و روزمره آغاز شدهاند.
اما این مطالبات، در جریان گسترش اعتراض، به پرسشهایی بنیادیتر درباره شیوه حکمرانی، مسئولیتپذیری و آینده اقتصادی کشور گره میخورند. به همین دلیل است که مرز میان اعتراض اقتصادی و اعتراض سیاسی در ایران عملا از میان رفته است.
متن اعتراضهای اخیر نشان میدهد که جامعه ایران دیگر منتظر عامل بزرگ نمیماند. نه انتخابات، نه مرگ رهبر، و نه رخدادهای نمادین الزاما شرط آغاز جنبشهای اجتماعی نیستند. نقطه شروع میتواند بسیار ساده باشد، اما آنچه موفقیت این جنبشها را تعیین میکند، توان آنها در گسترش، پیوند خوردن با دیگر گروهها و تبدیل شدن به یک حرکت انباشتی است.
۷- این نخستین موج اعتراضی پس از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران است. مقامات جمهوری اسلامی اکنون با سطحی از ناامنی روانی مواجهاند که پیش از این تجربه نکرده بودند. این درحالی است که مقامات و رسانههای اسرائیلی، چه بهصورت رسمی و چه نیمهرسمی، مردم ایران را به حضور در خیابان تشویق میکنند و حتی وعده حمایت (نظامی) میدهند. رسانههای حکومتی و مقامهای جمهوری اسلامی هم گفتهاند این اعتراضها قصد دارد راه را برای حمله دوباره اسرائیل هموار میکند. حاکمیت اینبار اعتراضها را ادامه همان تهدید خارجی میبیند که بهتازگی بهطور مستقیم تجربه کرده است و این احساس ترس آنها را در موضع ضعف شدیدتری قرار میدهد.
۸- تنها یک روز پس از آغاز اعتراضها، مقامهای ارشد سیاسی در آمریکا بهصراحت درباره آن موضع گرفتند. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا در دیدار با نخستوزیر اسرائیل مستقیما به اعتراضها اشاره کرد و گفت که جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضهای مردمی سابقه استفاده سریع از خشونت دارد. همزمان، وزارت امور خارجه آمریکا و نماینده این کشور در سازمان ملل نیز مواضعی حمایتی اتخاذ کردند.
در اعتراضهای پیشین مقامهای غربی معمولا رویکردی محتاطانهتر در پیش میگرفتند. ابتدا منتظر میماندند تا ببینند اعتراضها تا چه اندازه گسترده و ماندگار میشود، سپس با مشاوران امنیتی و دیپلماتیک خود صحبت میکردند و در نهایت، اگر اعتراضها ادامه مییافت، بیانیههایی محتاطانه و حسابشده صادر میشد؛ بیانیههایی که در آنها تلاش میشد هم از مردم ایران حمایت لفظی شود و هم حساسیتهای حاکمیت جمهوری اسلامی تحریک نشود.
سرعت و صراحت در واکنش دولت آمریکا به اعتراضهای این روزها در ایران، فرصتی مهم برای این جنبش اعتراضی محسوب میشود.
۹- شعارهای حمایت از شاهزاده رضا پهلوی در بسیاری از ویدیوها چشمگیر است و نشان میدهد حداقل در نگاه عده بسیاری از معترضان، کانون رهبری اعتراضها از داخل به خارج از کشور منتقل شده است. این انتقال میتواند سرکوب اعتراضها را در ایران دشوارتر کند.
۱۰- سکوت رهبر جمهوری اسلامی که همواره بخشی از تاکتیک او برای ارزیابی و همزمان بیاهمیت جلوه دادن اعتراضها بوده، اینبار در بستری متفاوت معنا پیدا میکند. علی خامنهای که اکنون از ترس تهدیدها خود زندگی در سایه دارد، بهسختی خواهد توانست این فضای خیابان را کنترل کند. ابزارهای روایی گذشته او - از «فتنه» تا «نفوذ»- فرسوده شدهاند و او با ابداع و اطلاق هر برچسب تازهای، بخشی دیگر از پایگاه اجتماعی نظام را از خود میراند. سکوت، در این معنا، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه یک تنگنای استراتژیک است.
همزمانی این اعتراضها با «۹ دی» - روزی که خامنهای در آن حامیانش را به خیابان فرستاد تا موج اعتراضهای ۱۳۸۸ را مهار کند - نشان میدهد که معترضان چطور تقویم جمهوری اسلامی را از این روایتها خالی کردهاند.
محمدجواد لاریجانی، مدیر پژوهشگاه دانشهای بنیادی، در واکنش به تجمعات اعتراضی و اعتصاب بازاریان در کشور گفت: «به نظر میرسد طراحی بعدی دشمن، آشوب اقتصادی است.»
او افزود: «آنها تلاش میکنند با اغوای مردم، القای ناکارآمدی و انداختن مسئولیت مشکلات به گردن نظام جمهوری اسلامی، ناآرامی ایجاد کنند.»
لاریجانی با مقایسه اعتراضات سال ۱۳۸۸ و جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل گفت: «آنچه این پروژهها را زمینگیر کرد، بصیرت مردم و ظهور رهبری با قدرت نافذ و ویژه در آگاهسازی جامعه بود.»
تعدادی از معترضان در فولادشهر، در شامگاه سهشنبه با روشنکردن آتش خیابان را بستند.
این معترضان شعار «مرگ بر خامنهای» سر دادند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال از اعتراضات شبانه در فارسان چهارمحال و بختیاری خبر میدهد.
مردم معترض در این اعتراضات شعار «مرگ بر خامنهای» سر دادند.

در پی تشدید تنشها در یمن، قطر با استقبال از بیانیههای عربستان سعودی و امارات متحده عربی اعلام کرد این مواضع نشاندهنده اولویت دادن به منافع منطقهای است؛ همزمان خروج نیروهای امارات از یمن، اختلاف میان دو قدرت منطقه خلیج فارس را آشکارتر کرده است.
وزارت خارجه قطر سهشنبه اعلام کرد بیانیههای اخیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی درباره تحولات یمن، بیانگر «تعهد به اولویت دادن به منافع منطقه» است. دوحه در عین حال بر ضرورت حفظ وحدت و تمامیت ارضی یمن تاکید کرد.
این واکنش پس از آن منتشر شد که امارات اعلام کرد نیروهای باقیمانده خود را از یمن خارج میکند؛ تصمیمی که در پی حمایت عربستان از درخواست خروج نیروهای اماراتی ظرف ۲۴ ساعت اتخاذ شد. این تحول بهعنوان یکی از جدیترین بحرانها میان دو متحد سابق خلیج فارس و تولیدکنندگان بزرگ نفت توصیف شده است.
ساعاتی پیش از این اعلام، نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان بندر مکلا در جنوب یمن را هدف حمله هوایی قرار دادند. ریاض گفت این حمله محمولهای از سلاح مرتبط با امارات را هدف گرفته است؛ حملهای که به گفته ناظران، مهمترین تشدید تنش تاکنون در شکاف رو به گسترش میان دو پادشاهی خلیج فارس به شمار میرود.
در واشینگتن، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد مارکو روبیو با فیصل بن فرحان آل سعود درباره تنشهای یمن و پیامدهای آن برای امنیت و ثبات منطقه گفتوگو کرده است.
عربستان و امارات که زمانی دو ستون اصلی امنیت منطقهای محسوب میشدند، طی سالهای اخیر در موضوعاتی از جمله سهمیههای نفتی تا نفوذ ژئوپلیتیک دچار واگرایی شدهاند. وزارت دفاع امارات اعلام کرد ماموریت نیروهای ضدتروریسم خود در یمن را بهطور «داوطلبانه» پایان داده است؛ نیروهایی که تنها حضور باقیمانده این کشور پس از پایان رسمی عملیات نظامی در سال ۲۰۱۹ بودند. به گفته این وزارتخانه، ماموریت باقیمانده محدود به پرسنل تخصصی و در هماهنگی با شرکای بینالمللی بوده است.
ریاض در مقابل، امارات را متهم کرده که شورای انتقالی جنوب یمن (STC) را برای تضعیف دولت مرکزی و پیشروی به سمت مرزهای عربستان تحت فشار قرار داده و امنیت ملی این کشور را «خط قرمز» خوانده است. این تندترین موضعگیری عربستان در اختلاف با همسایهای است که پیشتر در ائتلافی مشترک علیه حوثیهای همسو با حکومت ایران همکاری میکرد.
به نوشته رویترز، هرچند خروج محدود نیروهای امارات میتواند بهطور موقت از شدت تنشها بکاهد، اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا ابوظبی حمایت سیاسی یا مالی خود از شورای انتقالی جنوب را متوقف خواهد کرد یا نه. عربستان اعلام کرده انتظار دارد امارات هرگونه پشتیبانی از این گروه جداییطلب را پایان دهد.
در همین حال، رشاد العلیمی، رییس شورای ریاستجمهوری مورد حمایت عربستان در یمن، به نیروهای اماراتی ۲۴ ساعت مهلت داد خاک یمن را ترک کنند. امارات ضمن ابراز شگفتی از حمله هوایی اخیر گفت محمولههای هدفگرفتهشده حاوی سلاح نبوده و مقصد آنها نیروهای اماراتی بوده است، اما تاکید کرد بهدنبال راهحلی برای جلوگیری از تشدید تنش است.
این اختلافات در حالی رخ میدهد که عربستان و امارات هر دو از بازیگران کلیدی اوپک هستند و هرگونه شکاف میان آنها میتواند بر اجماع این گروه درباره سطح تولید نفت اثر بگذارد. قرار است اعضای اوپکپلاس یکشنبه بهصورت آنلاین دیدار کنند؛ نشستی که به گفته منابع آگاه، احتمالاً به تمدید سیاست حفظ سطح تولید در سهماهه نخست سال منجر خواهد شد.
همزمان با افزایش تنشها، شاخصهای اصلی بورس در کشورهای خلیج فارس با کاهش مواجه شدند؛ نشانهای از نگرانی بازارها نسبت به پیامدهای سیاسی و اقتصادی بحران جدید در یمن.




