• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

پیروزی در نبرد، رویایی که در غبار برای اوکراین محو می‌شود

اردوان روزبه
اردوان روزبه

ایران‌اینترنشنال

۲۹ آبان ۱۴۰۴، ۰۳:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

با وجود وعده ترامپ برای پایان سریع جنگ، اوکراین امروز میان پیشروی آرام روسیه، تردید واشینگتن و مذاکراتی قرار دارد که پشت درهای بسته با مسکو شکل می‌گیرد؛ مسیری که بیش از آنکه به پیروزی اوکراین شبیه باشد، اروپا را نگران یک پیمان مینسک تازه می‌کند.

در ماه‌های منتهی به انتخابات، دونالد ترامپ اعلام کرد که اگر به کاخ سفید بازگردد «جنگ اوکراین را ظرف ۲۴ ساعت تمام می‌کند». این وعده تبدیل به ستون مرکزی کمپین او شد؛ وعده‌ای که هم محبوبیت داخلی می‌آورد و هم تصویری از یک «میانجی قاطع» می‌ساخت. اما اکنون، با گذشت ماه‌ها از بازگشتش به اتاق بیضی در کاخ سفید، چشم‌انداز پایان جنگ نه‌تنها مبهم‌تر شده، بلکه پیچیدگی‌های سیاسی، نظامی و دیپلماتیک تازه‌ای نیز به آن افزوده شده است.

سفر اخیر مقام ارتش آمریکا، دن دریسکول، به کی‌یف و دیدار برنامه‌ریزی‌شده‌ او با مقام‌های روسی، تازه‌ترین تلاش کاخ سفید برای برقراری تماس مستقیم و آغاز دوباره گفت‌وگوهاست؛ تلاشی که نشان می‌دهد دولت ترامپ به‌دنبال یک «راه‌حل از بالا» است، نه از مسیر معمول وزارت خارجه. دریسکول، همراه با دو ژنرال چهارستاره، قرار است وضعیت میدان جنگ، ظرفیت صنایع نظامی اوکراین و سناریوهای احتمالی برای توقف جنگ را بررسی کند. اما این ماموریت بیش از آنکه نشانه سرعت باشد، نشانه سردرگمی است؛ نشانه‌ای از اینکه دولت هنوز فرمولی مشخص برای توقف جنگ پیدا نکرده است. نشست‌های پیاپی با طرف روسی، مذاکرات در کشورهای مختلف و حتی دیدار مستقیم ترامپ با پوتین در آلاسکا هیچ‌کدام نشان نداد که توافقی در راه است.

حالا گزارش‌های منتشرشده از سوی اکسیوس نشان می‌دهد کاخ سفید در حال تهیه یک طرح ۲۸ ماده‌ای با همکاری مستقیم روسیه است؛ طرحی که استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ، آن را هدایت می‌کند. اما نکته کلیدی این است: این طرح قبل از آنکه با اوکراین هماهنگ شده باشد، با مسکو تنظیم می‌شود. منابع روسی به‌خصوص کیریل دمیتریِف، کسی که در ماه گذشته با ویتکاف نشست داشت، آشکارا گفته‌اند که «این‌بار موضع روسیه واقعاً شنیده شده» اما این جمله‌ در کی‌یف بیش از آن که پیام مصالحه باشد زنگ هشدار است.

این واقعیت که فرستاده رئیس‌جمهوری آمریکا سه روز کامل با تیم روسی در میامی نشست داشته، اما دیدار برنامه‌ریزی‌شده با زلنسکی به تعویق افتاده، به‌تنهایی شکاف موجود را نشان می‌دهد: واشینگتن فعلا با مسکو حرف می‌زند، نه با متحدش.

این روند برای اوکراین جذاب نیست. اوکراین می‌داند که هر طرح آمریکایی بدون حضور فعال کی‌یف، دیر یا زود به سمت «انجماد جنگ» یا «تثبیت خطوط تماس» می‌رود؛ همان چیزی که مسکو می‌خواهد. اگر خط تماس فعلی به‌عنوان نقطه شروع مذاکره پذیرفته شود، روسیه با سرعت «لاک‌پشتی اما مداوم» خود در دونباس و زاپوریژیا در عمل در موضع بهتری قرار می‌گیرد. پیشروی‌های اخیر در جبهه جنوب شرقی، هرچند تاکتیکی و محدود بوده، اما در تحلیل نهایی به روسیه وزن بیشتری در مذاکرات می‌دهد. در زبان ساده: روسیه زمین‌گیر شده، اما متوقف نشده؛ و توقف نکردن یعنی امتیاز.

100%

رسانه‌های اروپایی از جمله اشپیگل و فایننشال‌تایمز در هفته‌های اخیر نوشته‌اند که «حمایت آمریکا از اوکراین وارد مرحله انتخاب گزینشی شده است». باید این را در نظر داشت که دولت ترامپ در شرایطی که اولویت‌هایش در خاورمیانه، توافق‌های انرژی، فروش سلاح و مهار چین است، تمایلی ندارد در اوکراین همان سطح از «تعهد نامحدود» دولت‌های قبلی را ادامه دهد. لحن کاخ سفید نیز تغییر کرده: سخن‌گفتن از «انعطاف»، «واقع‌بینی» و «زمان مناسب برای مصالحه» همان چیزی است که اوکراین همیشه از آن هراس داشته است.

در نهایت به نظر می‌رسد جوهر ماجرا این است که واشینگتن دیگر به دنبال یک پیروزی اوکراینی نیست؛ بلکه به دنبال یک توقف قابل اداره است. توقفی که بتواند آن را «دستاورد سیاست خارجی آقای رئیس جمهوری» معرفی کند، حتی اگر در عمل به معنای تثبیت شرایط فعلی روسیه باشد.

از طرف دیگر از نگاه مسکو، شرایط بی‌نهایت امیدوارکننده است. افزایش حملات پهپادی روسیه، موج فشار بر زیرساخت‌های اوکراین، و پیشروی‌های کوچک اما ثابت نیروهای روسی همگی بخشی از یک استراتژی فرسایشی‌اند که هدف آن «بالا بردن قیمت صلح» است. به عبارت دیگر، روسیه امروز در نقطه‌ای ایستاده که هر توافقی برایش بهتر از توافق دو سال پیش خواهد بود.

در این میان، اروپا نیز نگران است. پاریس و برلین آشکارا می‌گویند طرحی که بدون حضور پررنگ اوکراین و تنها با جلب رضایت روسیه نوشته شود، نه به صلح می‌انجامد و نه به امنیت. اما وزن سیاست خارجی اروپا و توان نظامی و اراده آن در برابر واشینگتن محدودتر از آن است که بتواند، به رغم حمایت‌های نظامی، سیاسی و معنوی از کیف، مسیر را تغییر دهد.

حالا این لحظه، لحظه‌ای است که آینده جنگ اوکراین در چهار نقطه بازتعریف می‌شود:
روسیه که آهسته اما پیوسته پیش می‌رود
اوکراینی که به تجهیزات و تضمین‌های تازه نیاز دارد
اروپایی که نگران تکرار توافقی مانند مینسک است
و آمریکا که تلاش می‌کند صلحی «قابل فروش» بسازد، نه یک پیروزی کامل

این جا است که وعده ترامپ برای پایان سریع جنگ، امروز بخشی غیر قابل باور از یک معادله پیچیده شده است. اگرچه پایان ممکن است نزدیک باشد، اما نه به الزام به شکلی که اوکراین می‌خواست. آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، چیزی شبیه یک توافق سرد است. توافقی که اگرچه کشتار را متوقف می‌کند، اما نقشه سیاسی اوکراین را برای سال‌ها منجمد خواهد کرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

روایت مستند وحشت در مدرسه دخترانه شهرری؛ پشت درهای بسته چه گذشت؟

۲۹ آبان ۱۴۰۴، ۰۲:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

در هنرستان دخترانه شهرری، بازرسی خشن، تخریب وسایل، تهدید کلامی و ممانعت از تماس با والدین، یک روز عادی مدرسه را به محیطی امنیتی بدل کرد. شهادت‌ دانش‌آموزان نشان می‌دهد آنچه رخ داده، نشانه گسترش خشونت نهادی در مدارس ایران است.

سه دانش‌آموز به بیمارستان منتقل شدند و هنوز مسئولین واکنشی نشان نداده است. اسم مدیر مدرسه «اکرم عامری» است.

صبحِ روز حادثه، دانش‌آموزان هنرستان دخترانه «مجتهده امین» شهرری با صحنه‌ای غیرعادی روبه‌رو شدند؛ دستور بازرسی اجباری. به آنان گفته شد کیف‌های خود را روی زمین خالی کنند و برخی وسایل شخصی‌شان تخریب شد؛ از جمله تلفن همراه و دوربین. بازرسی بدنی با تماس فیزیکی انجام شد؛ بدون حضور والدین و بدون هیچ مجوز قانونی. مجموعه‌ای از اقدامات که آشکارا خلاف آیین‌نامه‌های رسمی آموزش‌وپرورش است و فضای مدرسه را در لحظه به محیطی امنیتی بدل کرد.

چند تن از دانش‌آموزان روایت مستند خود را از این واقعه برای ایران‌اینترنشنال ارسال کردند؛ روایتی که تصویری دقیق از یک خشونت سازمان‌یافته در محیط آموزشی ارائه می‌دهد.

خشونت سازمان‌یافته در محیط آموزشی: روایت مستند

بازرسی خشن و غیرقانونی
مدیر مدرسه بدون اطلاع قبلی، دانش‌آموزان را در صف نگاه داشت و اقدام به بازرسی اجباری و خشن کیف‌ها کرد. کیف‌ها با شدت تکان داده شد و وسایل به زمین پرتاب شد. چنین رفتاری خارج از هر معیار قانونی رفتار با دانش‌آموزان است و محیط یادگیری را به صحنه اعمال قدرت قهری تبدیل کرد.

تخریب وسایل شخصی و آموزشی
در جریان این تفتیش، تعدادی از تلفن‌های همراه دانش‌آموزان بر زمین کوبیده و برخی شکسته شد. دوربین آموزشی رشته فتوگرافیک نیز تخریب شد. اقلامی مانند عطر، بادی‌اسپلش و وسایل شخصی ـ که هیچ منع قانونی برای حمل آنها وجود ندارد ـ ضبط شد. این اقدامات نه آموزشی، بلکه تنبیهی و تحقیرآمیز بود.

خشونت فیزیکی و تهدید کلامی
مدیر مدرسه با هل‌دادن، دادزدن و تهدیدهای مستقیم، رعب گسترده‌ای ایجاد کرد. جمله تکان‌دهنده «تو را دار می‌زنم تا بقیه ببینند» ـ که یکی از دانش‌آموزان نقل کرده ـ مصداق آشکار خشونت کلامی و تهدید جسمی علیه یک نوجوان است.

رفتار توهین‌آمیز با کارکنان
خشونت فقط متوجه دانش‌آموزان نبود. مدیر مدرسه با معاونان و دبیران نیز با لحنی تند و توهین‌آمیز برخورد و فضای مدرسه را متشنج‌تر کرد.

ممانعت از تماس دانش‌آموزان با والدین
در حالی‌که بسیاری از دانش‌آموزان دچار بی‌حالی، حملات «پانیک»، گریه، بی‌هوشی و مشکلات تنفسی شده بودند، مدیر مانع تماس آنان با خانواده‌ها شد و ادعا کرد که دانش‌آموزان «نمایش بازی می‌کنند». آنان در نهایت خودشان با اورژانس تماس گرفتند.

جلوگیری از ورود اورژانس و پلیس
طبق روایت دانش‌آموزان، هنگام مراجعه اورژانس و پلیس، مدیر از بازکردن در ورودی خودداری کرد و تلاش داشت وضعیت را عادی جلوه دهد. این اقدام امدادرسانی را به تاخیر انداخت و تلاشی آشکار برای پنهان‌سازی بحران بود.

وضعیت بحرانی دانش‌آموزان
نتیجه این رفتارها، بروز بی‌هوشی، تنگی نفس، اضطراب شدید، لرزش، مشکلات قلبی و پریشانی گسترده در میان دانش‌آموزان بود. فضای مدرسه ـ به‌گفته دانش‌آموزان ـ پر از صدای جیغ، گریه و ترس بوده است.

نکات کلیدی درباره این واقعه

حراست آموزش‌وپرورش
حراست آموزش‌وپرورش وظیفه نظارت امنیتی بر مدارس را دارد و هیچ بازرسی گسترده‌ای بدون اطلاع آن انجام نمی‌شود. از این منظر، حادثه شهرری نمی‌تواند صرفاً نتیجه تصمیم فردی یک مدیر باشد.

نفوذ بسیج دانش‌آموزی و نهادهای پرورشی
بسیج دانش‌آموزی با ماموریت «صیانت فرهنگی» و «پیشگیری از نفوذ»، نقش نظارتی و ایدئولوژیک پررنگی در مدارس دارد. نهادهای پرورشی نیز از مسیر آموزشی فاصله گرفته و بیشتر کارکرد امنیتی پیدا کرده‌اند.

سیاست‌های پس از اعتراضات ۱۴۰۱
پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، کنترل‌ها در مدارس تشدید شد. از بخش‌نامه‌های نظارتی تا طرح‌های کنترل فضای مجازی، الگوی رفتاری نهادهای رسمی به‌سمت امنیتی‌کردن محیط‌های آموزشی حرکت کرده است.

شباهت با الگوهای مشابه در دیگر مدارس
رفتارهای رخ‌داده در شهرری با نمونه‌های مشابه در شهرهای دیگر ـ از تفتیش اجباری تا ضبط وسایل و انکار اولیه مسئولان ـ همخوان است؛ نشانه وجود یک رویه نهادی و نه یک خطای فردی.

فروپاشی اعتماد در محیط آموزشی
مدرسه باید امن‌ترین مکان برای نوجوانان باشد. تبدیل‌شدن آن به محیط امنیتی، اعتماد دانش‌آموز، خانواده و نهاد آموزش را از میان می‌برد؛ اعتمادی که بازسازی آن بسیار دشوار است.

مقاومت نسل زد در برابر کنترل
نسل زد آگاه، جهانی و حساس به تحکم است. روایت رسمی را بی‌چالش نمی‌پذیرد و نسبت به فشار امنیتی واکنش معکوس نشان می‌دهد. سیاست‌های سختگیرانه نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه سطح تعارض را افزایش می‌دهد.

امنیتی‌شدن مسائل تربیتی
در بسیاری کشورها، مسائل دانش‌آموزان از مسیر گفت‌وگو، مشاوره و همکاری با والدین حل می‌شود. در ایران اما همین مسائل ساده سریعاً امنیتی می‌شود و این روند آسیب روانی و اجتماعی را تشدید می‌کند.

آسیب‌های روانی و عاطفی
بازرسی بدنی بدون رضایت، تجربه‌ای آسیب‌زا و «تروماتیک» است. مواجهه با خشونت در محیطی که باید امن باشد، اثرات درازمدتی بر عزت‌نفس و سلامت روان نوجوان می‌گذارد.

پیامدهای آموزشی
فضای ناامن موجب افت کیفیت یادگیری، کاهش مشارکت آموزشی و در مواردی ترک تحصیل می‌شود. دانش‌آموزی که مدرسه را تهدید می‌بیند، انگیزه‌ای برای یادگیری ندارد.

پیامدهای اجتماعی و سیاسی
خشونت علیه دانش‌آموزان جامعه را با بحران اخلاقی روبه‌رو می‌کند. زمانی که مدرسه نقش «پایگاه امنیتی» پیدا می‌کند، تربیت نسل آینده از مسیر گفت‌وگو خارج شده و بر ابزار کنترل استوار می‌شود.

واقعه شهرری هشداری ساختاری است
حادثه هنرستان شهرری نماد روندی عمیق و نگران‌کننده در نظام آموزشی ایران است. روندی که طی آن مدارس امنیتی شده‌اند و کارکرد اصلی‌شان را از دست داده‌اند. مدرسه باید محل آموختن باشد، نه صحنه اعمال قدرت.

خشونت در مدارس امروز به پدیده‌ای دائمی و ویرانگر تبدیل شده است؛ و این خطرناک است. بسیار خطرناک.

واقعهٔ تکان‌دهنده هنرستان دخترانه شهرری در «برنامه»
رخداد هنرستانِ شهرری زنگ خطری جدی است. مدرسه‌ای که باید امن‌ترین و انسانی‌ترین فضای رشد باشد، به محیطی تهدیدآمیز و خشونت‌زا تبدیل شده؛ این حادثه نشان می‌دهد که سیاست امنیتی‌سازی در مدارس نه‌تنها موفق نبوده، بلکه خود به منبع ناامنی تبدیل شده است. نسل جدید دیگر با فشار و ارعاب ساخته نمی‌شود؛ امنیتی‌سازی آموزش تنها شکاف‌ها را عمیق‌تر و بحران‌ها را بزرگ‌تر می‌کند.

این موضوع امشب «برنامه با کامبیز حسینی» بود و مخاطبان از ایران و جهان در این بحث شرکت کردند و نظر دادند.

برنامه با کامبیز حسینی دوشنبه تا پنجشنبه ساعت ۱۱ شب به صورت زنده از شبکه ایران اینترنشنال پخش می‌شود.

صعود بی‌صدا اما حساب‌شده بن‌سلمان در کنگره؛ او از نمایندگان چه می‌خواهد؟

۲۹ آبان ۱۴۰۴، ۰۰:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

کنگره آمریکا چهارشنبه میزبان محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی بود؛ در یک چرخش چشمگیر. در سال ۲۰۱۹، کنگره با اجماع دوحزبی لایحه‌ای علیه ریاض و شخص بن‌سلمان تصویب کرد—به‌دلیل جنگ یمن و قتل جمال خاشقجی—لایحه‌ای که تنها با وتوی دونالد ترامپ از مسیر تبدیل شدن به قانون خارج شد.

سناتورهایی مانند مارکو روبیو، تیم کین و لیندسی گراهام در همان دوره بن‌سلمان را «قاتل»، «بی‌ثبات‌کننده منطقه» و تهدیدی برای نظم جهانی توصیف می‌کردند. امروز، اما همان کنگره فرش قرمز را برای او پهن کرده است؛ تغییری که نه تصادفی است و نه صرفاً نتیجه گذر زمان، بلکه محصول یک کارزار سیاسی هوشمندانه، سرمایه‌گذاری تریلیونی و تلاش هدفمند برای بازنویسی تصویر ولیعهد در واشینگتن—روایتی که حتی ترامپ با موضع‌گیری تازه‌اش درباره پرونده خاشقجی، عملاً به سفیدسازی آن کمک کرده است.

محمد بن‌سلمان اما به‌خوبی شکاف عمیق سیاسی در واشینگتن را می‌فهمد و آن را به فرصتی راهبردی تبدیل کرده است. او می‌داند ترامپ مشتاق نزدیکی به ریاض است و عربستان را ستون نظم جدید خاورمیانه می‌بیند؛ در عین حال، آگاه است که دموکرات‌ها ـ با وجود انتقادهای شدید حقوق بشری ـ به‌دلیل واقعیت‌های انرژی، مهار ایران و نیازهای فناوری، نمی‌توانند رابطه با سعودی را قطع کنند. بنابراین استراتژی او «یک‌حزبی‌سازی روابط» نیست؛ بلکه ساختن یک رابطه دوحزبی پایدار است تا عربستان در هیچ سناریوی انتخاباتی چیزی را از دست ندهد. رفتن او به کنگره ـ نه فقط کاخ سفید ـ دقیقاً با همین هدف طراحی شده: نشان دهد که عربستان شریک ثابتی برای آمریکا است، صرف‌نظر از اینکه کدام حزب قدرت را در دست دارد.

اما بن‌سلمان از کنگره چه می‌خواهد؟

الف) قراردادهای عظیم تسلیحاتی: ایجاد ستون فقرات ارتش آینده عربستان
بن‌سلمان در حال پیش‌برد یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌های نوسازی تسلیحاتی تاریخ سعودی است. بر اساس گزارش‌های دفاعی، عربستان در چارچوب چشم‌انداز ۲۰۳۰ برنامه دارد حدود ۶۰ فروند F-15EX و ۴۸ فروند F-35 خریداری کند؛ بسته‌ای که ارزش آن در برخی تحلیل‌ها تا بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده و به‌طور مستقیم برای موازنه با ایران و ارتقای «برتری هوایی» سعودی تعریف شده است. در کنار این، معامله ۱۵ میلیارد دلاری THAAD (شامل ۴۴ لانچر، ۳۶۰ موشک رهگیر و رادارهای AN/TPY-2) و خریدهای مکرر موشک‌های پاتریوت PAC-3 نشان می‌دهد ریاض واقعاً به‌سمت ایجاد یک چتر دفاع موشکی چندلایه حرکت می‌کند.

بن‌سلمان در کنگره به‌دنبال آن است که این بسته‌ها – به‌خصوص F-35 – با کمترین مقاومت سیاسی تصویب و از خطر بلوکه شدن توسط نمایندگان منتقد حقوق بشر مصون بماند؛ یعنی ارتقاء قدرت نظامی عربستان را به یک واقعیت غیرقابل بازگشت در معماری امنیتی منطقه تبدیل کند.

هدف استراتژیک عربستان این است که خود را از یک «مشتری وابسته» به یک نیروی نظامی با بازدارندگی مستقل تبدیل کند. عربستان از جنگ یمن و حمله پهپادی به آرامکو در سال ۲۰۱۹ درس گرفته است که بدون دفاع هوایی چندلایه و قدرت تهاجمی مستقل، اقتصاد ۱ تریلیون دلاری‌اش آسیب‌پذیر است. به همین دلیل، بن سلمان تلاش می‌کند با لابی مستقیم در کنگره، مقاومت دموکرات‌ها نسبت به فروش مهمات هدایت‌شونده و هواگردهای نسل جدید را کاهش دهد و یک چتر امنیتی بلندمدت برای دوران پادشاهی خود ایجاد کند.

ب) همکاری هسته‌ای غیرنظامی: دستیابی به «گزینه هسته‌ای بالقوه» بدون هزینه سیاسی
عربستان می‌داند که وارد عصر رقابت هسته‌ای منطقه‌ای شده است: ایران برنامه هسته‌ای خود را تثبیت کرده، ترکیه پروژه‌های هسته‌ای‌اش را با روسیه پیش می‌برد، و مصر نیز طرح‌های مشابهی شروع کرده است. بن‌سلمان به‌دنبال آن است که عربستان نیز وارد این «باشگاه» شود، اما با حمایت رسمی آمریکا تا از هرگونه شائبه نظامی‌سازی فاصله بگیرد.

در سطح فنی، عربستان می‌خواهد به چرخه سوخت بومی، توان غنی‌سازی محدود، ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای با همکاری Westinghouse و زیرساخت‌های مدیریت پسماند و ایمنی دست یابد. اما هدف پنهان‌تر، ایجاد «گزینه هسته‌ای بالقوه» است؛ یعنی توانایی‌ای که اگر ایران در آینده به آستانه تسلیحاتی برسد، عربستان نیز در زمان کوتاهی توان واکنش داشته باشد.

این بخش از مذاکرات برای آمریکا حساس است، زیرا ایجاد هرگونه ظرفیت غنی‌سازی در عربستان می‌تواند هسته‌ای شدن منطقه را تسریع کند. به همین دلیل بن‌سلمان با فشار مستقیم بر کنگره تلاش دارد نشان دهد که عربستان یک شریک قابل اعتماد، مسئول و وابسته به واشینگتن است؛ شریکی که می‌تواند رهبری هسته‌ای «غیرنظامی اما استراتژیک» جهان عرب را برعهده بگیرد.

ج) هوش مصنوعی و فناوری‌های کلیدی: آرامکو در برابر سیلیکون‌ولی
در حوزه فناوری، داده‌های امروز نشان می‌دهد که پروژه بن‌سلمان دیگر فقط «نئوم» به‌عنوان یک شهر آینده‌نگر نیست. عربستان با ایجاد شرکت دولتی Humain و تزریق منابع صندوق ثروت ملی (PIF) در ابعاد صدها میلیارد دلار، هدف گرفته که تا ۲۰۳۰ به یکی از بزرگ‌ترین صاحبان زیرساخت‌‌های هوش مصنوعی در جهان تبدیل شود.

طبق گزارش‌ها، عربستان در حال بستن قراردادهایی برای تامین ده‌ها تا صدها هزار چیپ AI از شرکت‌هایی مثل Nvidia و AMD، ساخت چند گیگاوات ظرفیت دیتاسنتر، و راه‌اندازی صندوق‌های سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر چندمیلیارد دلاری است؛ و در برخی سناریوها هدف‌گذاری شده که تا ۷ درصد بار محاسباتی جهانی AI در عربستان میزبانی شود.

این اقدامات با چشم‌انداز ۲۰۳۰ گره خورده و عربستان را از یک اقتصاد صرفاً نفتی، به یک بازیگر ژئوپولیتیکی در بازار داده، کلود و هوش مصنوعی تبدیل می‌کند؛ چیزی که بن‌سلمان در کنگره آن را به‌عنوان استدلال اصلی برای تثبیت رابطه تکنولوژیک بلندمدت با آمریکا استفاده می‌کند.

خلأ قدرت در جهان عرب و طرح بن‌سلمان برای تبدیل شدن به شریک شماره یک آمریکا

محمد بن سلمان درک دقیقی از خلأ قدرت در جهان عرب دارد و می‌خواهد آن را به فرصت تبدیل کند. او می‌بیند که مصر گرفتار بحران مالی شدید است، امارات در سطح ژئوپلیتیکی به سقف نفوذ خود رسیده، قطر هنوز برای بخشی از نهادهای آمریکایی شریک قابل‌اعتماد محسوب نمی‌شود، ترکیه سیاست خارجی دوگانه دارد، و ایران درگیر جنگ، تحریم و بی‌ثباتی داخلی است.

در چنین فضایی، بن‌سلمان خود را تنها رهبر عرب با ثبات، منابع مالی عظیم، برنامه اقتصادی منسجم و توانایی اعمال نفوذ منطقه‌ای می‌بیند. هدف او این است که به واشینگتن بفهماند: اگر آمریکا می‌خواهد یک شریک قدرتمند، قابل پیش‌بینی و قادر به مدیریت خاورمیانه داشته باشد، هیچ گزینه‌ای جز او وجود ندارد.

این پیام، نه‌فقط خطاب به کاخ سفید، بلکه مستقیماً به ساختار تصمیم‌گیری آمریکا منتقل می‌شود: «رهبر اصلی منطقه من هستم و نظم آینده خاورمیانه بدون عربستان شکل نمی‌گیرد.»

او این پیام را دقیقاً در کنگره مطرح می‌کند، زیرا می‌داند هیچ سیاست پایداری در خاورمیانه بدون چراغ سبز قانون‌گذاران آمریکا دوام نمی‌آورد. سرنوشت فروش تسلیحات، همکاری هسته‌ای، کمک‌های امنیتی، و حتی توافق‌های منطقه‌ای همه در نهایت از مسیر کنگره عبور می‌کند.

بن‌سلمان تلاش می‌کند کنگره را قانع کند که رهبری عربستان بر جهان عرب نه‌تنها «قانونی» است، بلکه «ضروری» است: برای مهار ایران، برای تعامل با اسرائیل و روند صلح، برای مدیریت بازار نفت و انرژی، و برای ثبات امنیتی خلیج فارس. او می‌خواهد کنگره بپذیرد که هر توافقی—از اوپک گرفته تا پروازهای اسرائیل، از امنیت تنگه هرمز تا بازار انرژی جهانی—بدون ریاضِ تحت رهبری او نه اجرایی است و نه پایدار.

این یعنی تثبیت عربستان به‌عنوان مرکز ثقل قدرت در خاورمیانه و خودِ بن‌سلمان به‌عنوان رهبر بلامنازع جهان عرب در معادله‌ای که واشینگتن نیز ناچار است آن را قبول کند.

نشنال‌اینترست: احتمال یک رویارویی بزرگ میان اسرائیل و حزب‌الله وجود دارد

۲۸ آبان ۱۴۰۴، ۲۲:۴۳ (‎+۰ گرینویچ)

نشنال اینترست در مطلبی با اشاره به پابرجاماندن آتش‌بس در غزه و حملات هوایی اسرائیل، از جمله علیه پایگاه‌های حزب‌الله در جنوب لبنان، در مطلبی نوشت: «تحولات اخیر در امتداد مرز اسرائیل و لبنان بیش‌ازپیش نشان می‌دهد که احتمال یک رویارویی بزرگ میان اسرائیل و حزب‌الله وجود دارد.»

نشانه‌های تشدید تنش پس از آتش‌بس غزه
با پایدار ماندن آتش‌بس در غزه، تحلیلگران معتقدند احتمال رویارویی نظامی میان اسرائیل و حزب‌الله بیشتر شده است. اسرائیل از زمان پایان جنگ ۲۰۲۴، حملات هوایی—از جمله ترور فرماندهان و حمله به مواضع حزب‌الله—را در جنوب لبنان افزایش داده و این حملات اکنون شتاب بیشتری گرفته است؛ اقدامی که بسیاری آن را مقدمه یک عملیات گسترده‌تر می‌دانند. در این تحلیل‌ها تاکید می‌شود در صورتی که دولت لبنان نتواند حزب‌الله را خلع‌سلاح کند، اسرائیل ممکن است خود وارد عمل شود.

فشارهای آمریکا و باز شدن درِ مذاکره با اسرائیل
آتش‌بس اخیر فضای جدیدی برای دیپلماسی ایجاد کرده است. دونالد ترامپ در سخنرانی خود در کنست، از تلاش‌های لبنان برای خلع‌سلاح حزب‌الله تمجید کرد و پس از آن، ژوزف عون، رئیس‌جمهوری لبنان، آشکارا خواستار مذاکره با اسرائیل شد—موضعی بی‌سابقه در سیاست لبنان. چندی بعد، فرستاده ویژه آمریکا، تام باراک، نیز همین موضع را تقویت کرد و هشدار داد که ادامه مسلح‌بودن حزب‌الله می‌تواند به حمله اسرائیل منجر شود. او لبنان را «دولت شکست‌خورده» خواند و تاکید کرد خلع‌سلاح حزب‌الله باید سریع‌تر انجام شود.

مقاومت حزب‌الله و توقف برنامه دولت لبنان
به‌دنبال تصویب طرح خلع‌سلاح حزب‌الله در اوت گذشته و مامور شدن ارتش برای تهیه برنامه اجرایی تا پایان ۲۰۲۵، روند کار عملاً متوقف شده است. حزب‌الله و نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، فوراً تلاش کردند پیشبرد این طرح و هرگونه مذاکره مستقیم با اسرائیل را سد کنند. علاوه بر مخالفت حزب‌الله، کندی تصمیم‌گیری سیاسی و نبود ضرب‌الاجل روشن در برنامه ارتش نیز روند را به تاخیر انداخته است. هرچند ارتش برخی مواضع گروه را در جنوب لیتانی برچیده، حزب‌الله خلع‌سلاح کامل را در سراسر لبنان رد می‌کند.

جدل بر سر شکل مذاکرات با اسرائیل
مذاکرات احتمالی میان لبنان و اسرائیل محل اختلاف است. بطور سنتی گفت‌وگوها غیرمستقیم و با میانجی‌گری آمریکا و سازمان ملل انجام می‌شود، اما دولت ترامپ اکنون خواستار گفت‌وگوهای مستقیم است تا نفوذ حزب‌الله به حداقل برسد. گزینه دیگر ادامه سازوکار آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ است که لبنان را به خلع‌سلاح گروه‌های مسلح متعهد می‌کند و اسرائیل را از عملیات تهاجمی بازمی‌دارد. حزب‌الله ترجیح می‌دهد مذاکرات غیرمستقیم ادامه یابد تا زمان لازم برای بازسازی و حفظ نفوذ خود را داشته باشد.

بازسازی نظامی حزب‌الله با وجود ضربات سنگین
با وجود ضربه‌های جدی ناشی از جنگ با اسرائیل—از جمله از دست رفتن فرماندهان باسابقه، کاهش تجهیزات استراتژیک، اختلال مسیرهای تدارکاتی سوریه و کاهش حمایت مالی حکومت ایران—گزارش‌هایی نشان می‌دهد حزب‌الله در حال بازسازی نیرو و توان موشکی است. منابع اسرائیلی و آمریکایی ادعا می‌کنند این گروه به سرعت نسبت به سرعت ارتش لبنان در برچیدن مواضعش نیرو جذب می‌کند و تسلیحات خریدار می‌کند. حزب‌الله همچنین ساختار فرماندهی خود را در قالب واحدهای کوچک‌تر و خودمختار تغییر داده و تمرکز خود را بر جنگ‌افزار سبک، موشک‌های ضدتانک و پهپادهای تولید داخل گذاشته است.

  • رییس‌جمهوری لبنان: «به لاریجانی گفتم من مسئول شیعیان لبنان هستم نه شما»؛ ایران: صحت ندارد

    رییس‌جمهوری لبنان: «به لاریجانی گفتم من مسئول شیعیان لبنان هستم نه شما»؛ ایران: صحت ندارد

ایدئولوژی به جای برتری نظامی
در شرایطی که توان نظامی حزب‌الله به‌شدت آسیب دیده، رهبران گروه تلاش کرده‌اند با تقویت گفتمان «جهاد»، «مقاومت» و «وظیفه الهی»، خلأ قدرت خود را جبران کنند. نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، در سخنرانی‌های اخیر کمتر به تهدیدهای بزرگ‌نمایانه علیه اسرائیل پرداخته و بیشتر بر «تحمل» و «ایستادگی» تاکید کرده است. هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره احیای شبکه تونل‌ها و بازگشت به تاکتیک‌های جنگ نامنظم منتشر شده است.

فشار اقتصادی و تلاش برای بقا
حزب‌الله تحت فشار مالی قرار دارد؛ از ضربه به مؤسسات مالی‌اش گرفته تا کاهش منابع ایرانی. با این حال، همچنان از مسیرهای غیررسمی و سوریه تامین مالی می‌شود و بخش بزرگی از منابع خود را به عملیات نظامی و حمایت از خانواده‌های کشته‌شدگان اختصاص داده است. فعالیت‌های پهپادی و تامین قطعات از طریق شرکت‌های پوششی خارجی نیز ادامه دارد.

احتمال اقدام یک‌جانبه اسرائیل
در حالی که آمریکا در تلاش است دولت لبنان را به سمت گفت‌وگو با اسرائیل و خلع‌سلاح حزب‌الله سوق دهد، حزب‌الله اخیراً در نامه‌ای علنی اعلام کرده است که «هیچ دولتی در لبنان انحصار سلاح نخواهد داشت» و هرگونه مذاکره مستقیم با اسرائیل را رد کرده است. به دنبال این موضع‌گیری، اسرائیل حملات خود را افزایش داد و چندین روستا را تخلیه کرد. سفارت آمریکا نیز اعلام کرد که «اجازه نخواهد داد حزب‌الله همچنان تهدیدی برای لبنان باقی بماند».

فرصت تاریخی یا آغاز یک جنگ جدید؟
لبنان اکنون در نقطه حساسی قرار دارد. آتش‌بس غزه و تلاش‌ها برای کاهش تنش در منطقه، فرصتی بی‌سابقه برای اعمال حاکمیت دولت و خلع‌سلاح حزب‌الله فراهم کرده است. اما اگر دولت لبنان نتواند با جدول زمانی واضح و تصمیم‌گیری قاطع پیش برود، احتمالاً اسرائیل خود وارد عمل خواهد شد—موضوعی که می‌تواند لبنان را وارد دور جدیدی از درگیری و بی‌ثباتی کند.

بن‌سلمان در آمریکا؛ عربستان سعودی خود معامله است

۲۸ آبان ۱۴۰۴، ۲۲:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
سمیرا قرائی

سفر محمد بن‌سلمان، ولیعهد و رهبر «دی‌فاکتوی» عربستان سعودی، یکی از مهم‌ترین رویدادهای دیپلماتیک سال‌های اخیر است؛ سفری که نه تنها روابط دو کشور را بازتعریف می‌کند، بلکه پیام روشنی درباره آینده نظم منطقه‌ای، امنیت انرژی، و موازنه قدرت در خاورمیانه می‌فرستد.

این سفر، به‌ ویژه در زمانی ‌حساس انجام می‌شود، زمانی که پرونده ایران، جنگ غزه، تنش‌های فزاینده در شمال اسرائیل و گذار جهانی به انرژی‌های نو، همگی در حال بازترسیم لایه‌های ژئوپولیتیک منطقه هستند.

سفر بن‌سلمان به آمریکا گویی نقطه اوج تلاش هفت‌ساله او برای تبدیل عربستان به یک بازیگر تمام‌قد جهانی است؛ تلاشی که شامل اصلاحات داخلی، متنوع‌سازی اقتصاد، سرمایه‌گذاری‌های عظیم در فناوری، و ایجاد سیاست خارجی «چندلایه» می‌شود. اکنون که رابطه ریاض–واشینگتن بعد از فراز و نشیب در دولت بایدن، باز به مرحله اعتمادسازی رسیده، این سفر فرصتی فراهم کرده تا دو کشور از اختلافات بگذرند و یک چارچوب امنیتی–اقتصادی جدید را خلق کنند.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این سفر، انجام مذاکرات بیشتر درباره توافق امنیتی میان واشینگتن و ریاض است؛ توافقی که می‌تواند شالوده نظم جدید خاورمیانه شود. عربستان به دنبال تعهد امنیتی روشن از آمریکا و دسترسی به فناوری‌های پیشرفته دفاعی و هسته‌ای غیرنظامی است. واشینگتن هم به دنبال تثبیت حضور خود در منطقه، محدود کردن نفوذ چین و فراهم کردن مسیر برای عادی‌سازی تاریخی روابط عربستان با اسرائیل.

هرچند عادی‌سازی به دلیل جنگ غزه و فضای افکار عمومی جهان عرب پیچیده‌تر شده، اما بن‌سلمان با مهارت زیاد تلاش کرد تا این پیام را به گوش همگان برساند، اینکه عربستان آماده حرکت به سمت توافق است؛ اما به شرط آنکه مسئله دولت فلسطینی در چارچوبی قابل دفاع حل‌وفصل شود.

100%

در سطح اقتصادی این سفر به تمامی گویای جاه‌طلبی بن‌سلمان است برای بدل کردن عربستان به قطب سرمایه‌گذاری جهان.

دیدارهای او با غول‌های فناوری، مدیران سیلیکون‌ولی، شرکت‌های انرژی و دفاعی، و صندوق‌های سرمایه‌گذاری آمریکایی، نشان داد ریاض می‌خواهد خود را به‌عنوان مرکز سرمایه در قرن بیست‌ویکم تثبیت کند. بن‌سلمان در این سفر تلاش کرد پیام روشنی بدهد: عربستان فقط خریدار تجهیزات یا شریک نفتی نیست، بلکه تولیدکننده فناوری، سرمایه‌گذار جهانی، و بازیگری است که برای آینده انرژی و اقتصاد دیجیتال سهم می‌خواهد.

پروژه‌های عظیمی چون «نئوم»، «قدیه»، و طرح‌های انرژی پاک نیز در همین چارچوب به‌عنوان مقصد سرمایه‌گذاری‌های مشترک مطرح شده‌اند.

در حوزه امنیتی و منطقه‌ای، یکی از نکات مهم این سفر، گفت‌وگوهای غیرعلنی درباره ایران است. عربستان از یک‌سو مسیر کاهش تنش با تهران را ادامه می‌دهد و از سوی دیگر تلاش می‌کند با پشتیبانی آمریکا، سپری بازدارنده در برابر تجاوزهای منطقه‌ای جمهوری اسلامی و شبکه شبه‌نظامیان وابسته‌اش ایجاد کند. بن‌سلمان در واشینگتن یادآوری کرد که عربستان خواهان جنگ نیست، اما در برابر رفتارهای بی‌ثبات‌کننده ایران و محور مقاومت، نیازمند «تضمین‌های واقعی» است. بن سلمان به سادگی برای ترامپ روشن کرد که ثبات در خلیج فارس با همکاری آمریکا تقویت می‌شود، نه با رها کردن منطقه به رقابت بی‌مهار بازیگران غیر دولتی.

این سفر همچنین از منظر نمادین برای دو طرف اهمیت داشت. برای آمریکا، حضور بن‌سلمان نشانه‌ای است از اینکه به رغم ظهور چین، واشینگتن همچنان می‌تواند رابطه‌ای یگانه و منحصر به فرد با اصلی‌ترین کشور عرب منطقه و یکی از ستون‌های بازار انرژی جهان داشته باشد. برای عربستان هم این سفر تاکیدی است بر گذار از دوران نفت‌محور به عصر نفوذ سیاسی–اقتصادی؛ عصری که ریاض خود را قدرتی مستقل، چندقطبی، و بازیگری می‌بیند که هم‌زمان با واشینگتن، پکن و مسکو کار می‌کند و قواعد بازی را تغییر می‌دهد.

در نهایت، سفر محمد بن‌سلمان به آمریکا را باید مقدمه‌ای برای «توافق بزرگ» دانست؛ توافقی که اگر به نتیجه برسد، بزرگ‌ترین بازآرایی امنیتی خاورمیانه از زمان توافقات کمپ‌دیوید خواهد بود. فارغ از نتیجه نهایی، این سفر پیام آشکاری داشت: عربستان دیگر فقط بخشی از معادله نیست؛ خود معادله است!

استارلینک؛ نماد آزادی اطلاعات یا عامل رانت و تعمیق شکاف طبقاتی در ایران؟

۲۸ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
امیر گیتی

بازار استارلینک در ایران در سال ۱۴۰۴ به یکی از نابرابرترین بازارهای فناوری تبدیل شد. همزمان با شدیدترین قطعی‌های اینترنت، هزاران دستگاه استارلینک قاچاق وارد کشور شد و برای بخشی از جامعه تبدیل به تنها راه تنفس دیجیتال شد؛ اما این دسترسی، محدود به ثروتمندان و وابستگان به حکومت است.

پیشینه تاریخی کنترل اینترنت در ایران

جمهوری اسلامی از همان سال‌های اولیه دهه ۸۰ شمسی سیاست محدودسازی اینترنت را آغاز کرد، اما نقطه عطف واقعی آبان ۱۳۹۸ بود. در جریان اعتراضات سراسری، اینترنت بین‌الملل برای نزدیک به ۱۰ روز تقریباً بطور کامل قطع شد و فقط شبکه ملی اطلاعات (اینترانت داخلی) فعال ماند. از آن تاریخ تا امروز بیش از ۱۴ مورد خاموشی یا فیلترینگ سراسری ثبت شده است (آبان ۹۸، دی ۹۸، تیر ۱۴۰۰، مهر ۱۴۰۱، تابستان ۱۴۰۲، شهریور ۱۴۰۳ و…) و هر بار توجیه یکسان بود: «امنیت ملی»، «جلوگیری از نفوذ دشمن»، «مدیریت بحران».

خرداد ۱۴۰۴ این قطعی‌ها اما رکورد جدیدی ثبت کرد در هفته اول جنگ با اسرائیل دسترسی به اینترنت جهانی تا ۹۷٪ کاهش یافت و عملاً فقط خدمات داخلی در دسترس بود. روش جدید حکومت «خاموشی پنهان» نام گرفت: ابتدا سرعت را به شدت پایین آوردند، سپس پروتکل‌های خاص را بستند و در نهایت تقریباً همه گیت‌وی‌های بین‌الملل را قطع کردند.

مسئولان اعلام کردند که اسرائیل از اینترنت سیم‌کارت برای هدایت پهپادها استفاده می‌کند و باید «زیرساخت ارتباطی را از دسترس دشمن خارج کنیم».

نتیجه: میلیون‌ها نفر حتی نمی‌توانستند به واتس‌اپ، تلگرام یا اینستاگرام وصل شوند؛ کسب‌وکارهای آنلاین ورشکست شدند، دانشجویان از امتحانات جهانی محروم شدند و خانواده‌ها روزها از هم خبری نداشتند.

در همین روزها بود که استارلینک به یک‌باره از یک فناوری لوکس به یک ابزار حیاتی تبدیل شد.

وضعیت فعلی بازار استارلینک (آبان ۱۴۰۴)

طبق گزارش‌های مختلف تا آبان ۱۴۰۴ بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر در ایران از استارلینک استفاده می‌کنند (تابناک، اسفند ۱۴۰۳: حداقل ۳۰ هزار اشتراک فعال را اعلام کرد؛ گزارش‌های جدیدتر تا ۱۰۰ هزار کاربر را نشان می‌دهند). این رقم در مقایسه با جمعیت ۸۵ میلیونی بسیار کم است، اما نسبت به یک سال پیش (کمتر از ۱۰ هزار) رشد انفجاری داشته است.

قیمت تجهیزات و اشتراک دستگاه استارلینک در بازار سیاه ایران بین ۷۰۰ تا ۲۱۰۰ دلار قیمت دارد در حالی که قیمت رسمی اسپیس‌ایکس حدود ۲۵۰-۳۵۰ دلار است. اشتراک ماهانه رسمی ۱۱۰-۱۲۰ دلار است که در ایران به دلیل نیاز به حساب بانکی خارجی و کارت اعتباری، معمولاً ۱۵۰-۲۰۰ دلار تمام می‌شود. مجموع هزینه سال اول برای یک کاربر عادی، حدود بیش از ۲۰۰ میلیون تومان است؛ یعنی بیش از ۳-۴ برابر حقوق سالانه یک کارمند متوسط.

گزارش‌های متعدد (از جمله گزارش فوربس در دسامبر سال ۲۰۲۴) نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از دستگاه‌های وارداتی ابتدا به دست نهادهای خاص، فرزندان مقامات، شرکت‌های نزدیک به سپاه و حلقه‌های رانتی رسیده و سپس با سود کلان به بازار سیاه تزریق شده است. در بسیاری از شهرک‌های لوکس شمال تهران، ویلاهای لواسان و حتی برخی مجتمع‌های مسکونی مقامات، دیش‌های استارلینک به راحتی قابل مشاهده است، در حالی که در مناطق جنوبی تهران یا شهرستان‌های محروم حتی شنیدن نام آن هم آرزوست.

این درحالیست که مجلس در تیر و مرداد ۱۴۰۴ قانون «تشدید مجازات جاسوسی و اقدامات خلاف امنیت کشور» را اصلاح کرد و استفاده، واردات، فروش و حتی نگهداری تجهیزات اینترنت ماهواره‌ای بدون مجوز را جرم‌انگاری کرد.

اما این مجازات‌ها چیست:

  • استفاده شخصی بدون مجوز > حبس درجه ۶ (۶ ماه تا ۳ سال) + ضبط تجهیزات
  • واردات و فروش > تا ۱۰ سال حبس + جریمه سنگین
  • استفاده در زمان جنگ یا «شرایط حساس امنیتی» > می‌تواند به اتهام «جاسوسی» و حتی اعدام منجر شود (ماده جدید الحاقی به قانون مجازات اسلامی که در مهر ۱۴۰۴ تصویب شد)

در عمل تا آبان ۱۴۰۴ چند ده نفر به خاطر فروش یا استفاده دستگیر شده‌اند، اما هیچ مقام یا فرزند مقامی تاکنون محاکمه نشده است.

اتهام حکومت به کاربران استارلینک عمدتا «جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل» است. صدا و سیما و روزنامه کیهان بارها ادعا کرده‌اند که «دیش‌های استارلینک موقعیت دقیق کاربر را به سیا و موساد می‌فرستند.» این در حالی است که کارشناسان فنی بارها توضیح داده‌اند که استارلینک هیچ اطلاعات مکانی دقیق‌تر از جی‌پی‌اس گوشی موبایل ارسال نمی‌کند و تمام ترافیک رمزنگاری‌شده است. اما این روایت امنیتی همچنان غالب است و باعث شده حتی کاربران عادی هم با ترس شدید از آن استفاده کنند.

استارلینک، آینه تمام‌نمای جامعه ایران جدید

استارلینک در ایران دیگر فقط یک سرویس اینترنت نیست؛ یک نماد است نماد شکاف عمیق طبقاتی (ثروتمندان و وابستگان به قدرت متصل‌اند، بقیه قطع)؛ نماد شکست پروژه «اینترنت ملی» (مردم حاضرند ۲۰۰ میلیون هزینه کنند تا به شبکه ملی وصل نشوند)؛ نماد مقاومت دیجیتال (هر چه فشار بیشتر شد، قاچاق و استفاده هم بیشتر شد)؛ و مهم‌تر از همه، نماد دروغ بودن ادعای «امنیت ملی» وقتی خود مقامات از همان تکنولوژی ممنوعه استفاده می‌کنند.

تا وقتی سیاست کنترل اطلاعات به جای توسعه زیرساخت ادامه داشته باشد، استارلینک (یا هر فناوری مشابه بعدی) همچنان به همین شکل باقی خواهد ماند: گران، خطرناک، رانتی و دست‌نیافتنی برای اکثریت مردم؛ اما غیرقابل توقف برای کسانی که دیگر حاضر نیستند در قرن بیست‌ویکم در قرن چهاردهم زندگی کنند.