فرمانده حزبالله و رابط این گروه با سپاه پاسداران در حمله اسرائیل کشته شد
علی حسین الموسوی، فرمانده کشتهشده حزبالله
رسانههای عربی گزارش دادند علی حسین نورالدین الموسوی، از فرماندهان حزبالله و از اعضای رابط میان این گروه و سپاه پاسداران، در حمله هوایی اسرائیل به منطقه بقاع شرقی لبنان کشته شد.
شبکه العربیه یکشنبه چهارم آبان گزارش داد موسوی که در زادگاهش نبیشیت در منطقه بقاع هدف حمله پهپادی اسرائیل قرار گرفت، عضو سپاه پاسداران بود.
یک منبع امنیتی به العربیه گفت موسوی در تهران در رشته پزشکی تحصیل کرده بود و از مسئولان نظامی ارشد حزبالله در دوران جنگ سوریه به شمار میرفت.
بر اساس این گزارش، موسوی پس از سرنگونی حکومت بشار اسد و عقبنشینی نیروهای جمهوری اسلامی از خاک سوریه، بار دیگر مسئولیتهای امنیتی و نظامی در منطقه بقاع لبنان را بر عهده گرفت.
او که به رعایت تدابیر شدید امنیتی شناخته میشد، سه ماه پیش نیز هدف سوءقصد قرار گرفت، اما به شکلی معجزهآسا جان سالم به در برد تا اینکه در نهایت در حمله جدید اسرائیل کشته شد.
به گزارش العربیه، عملیات ترور او زیر نظر و تحت هدایت مستقیم یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، انجام گرفت.
بازدید کاتز و اورتگاس از مرز لبنان
وزیر دفاع اسرائیل چهارم آبان به همراه مورگان اورتگاس، فرستاده ویژه معاون وزارت خارجه آمریکا در امور خاورمیانه، از مرز لبنان بازدید کرد.
در این بازدید، مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، یحیل لیتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، رافی میلو، فرمانده منطقه شمالی ارتش اسرائیل، و شماری از افسران ارتش اسرائیل و ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز حضور داشتند.
در جریان این رویداد، گزارشی درباره فعالیتهای حزبالله، از جمله تلاشهای این گروه برای بازسازی زیرساختهایش، به کاتز و اورتگاس ارائه شد.
این بازدید در شرایطی انجام گرفت که حملات اسرائیل به لبنان همچنان ادامه دارد.
بنا بر اعلام مقامات لبنانی، در حمله هوایی چهارم آبان اسرائیل به جنوب و شرق لبنان دو نفر کشته شدند.
بدین ترتیب، شمار کشتهشدگان در سلسله حملات اسرائیل به لبنان از ابتدای آبان تاکنون به ۱۰ نفر رسید.
سوم آبان نیز دو نفر در دو حمله هوایی اسرائیل به یک خودرو و یک موتورسیکلت در لبنان کشته شده بودند.
ارتش اسرائیل اعلام کرد یکی از کشتهشدگان از فرماندهان «یگان ضدزره در نیروی رضوان» و دیگری از اعضای «نیروی ویژه رضوان» بود.
با گذشت نزدیک به یک سال از برقراری آتشبس در لبنان، اسرائیل همچنان به حملات خود، بهویژه در جنوب لبنان، ادامه میدهد.
اسرائیل میگوید هدف این حملات ساختارهای نظامی و اعضای حزبالله است که به انتقال تجهیزات یا بازسازی توان نظامی خود دست زدهاند.
توافق آتشبس که هفتم آذر ۱۴۰۳ با میانجیگری آمریکا و فرانسه به دست آمد، به جنگی ویرانگر میان اسرائیل و حزبالله پایان داد که بیش از یک سال ادامه داشت.
بر اساس این توافق، حزبالله باید از منطقه جنوب رود لیتانی، در فاصله حدود ۳۰ کیلومتری مرز با اسرائیل، عقبنشینی کند، زیرساختهای نظامی خود را برچیند و حمل سلاح تنها در اختیار نهادهای رسمی لبنان باشد.
با این حال، اسرائیل علاوه بر ادامه حملات، نیروهای خود را در پنج نقطه راهبردی در جنوب لبنان حفظ کرده که برخلاف مفاد توافق است.
دولت لبنان ۱۶ مرداد طرح آمریکا برای خلع سلاح حزبالله را تصویب کرد.
ارتش لبنان نیز طرحی پنج مرحلهای برای جمعآوری سلاحها ارائه داد، اما حزبالله بهسرعت این تصمیم را رد کرد و آن را «بیاعتبار و خطای بزرگ» خواند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.