• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

تشکیلات خودگردان فلسطین: از ابتکار ترامپ برای پایان جنگ غزه استقبال می‌کنیم

۷ مهر ۱۴۰۴، ۲۳:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

تشکیلات خودگردان فلسطین روز دوشنبه با استقبال از ابتکار دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، برای پایان دادن به جنگ غزه، اعلام کرد آماده همکاری با واشینگتن و دیگر طرف‌های بین‌المللی برای دستیابی به توافقی جامع است که زمینه‌ساز صلحی عادلانه بر مبنای راه‌حل دو کشوری باشد.

به‌گزارش خبرگزاری رسمی وفا، مقام‌های تشکیلات خودگردان با تاکید بر ضرورت پایان فوری درگیری‌ها در نوار غزه، بر تعهد خود برای پیگیری روندی سیاسی با هدف ایجاد دولتی مستقل در کنار اسرائیل تاکید کرده‌اند.

در بیانیه منتشرشده آمده است: «ما از تمامی تلاش‌هایی که در راستای تحقق صلح عادلانه، پایان جنگ و بازگشت ثبات به منطقه صورت می‌گیرد حمایت می‌کنیم» و طرح ترامپ می‌تواند گامی در جهت آغاز این مسیر باشد.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

افتتاحیه جذاب جام جهانی ۲۰۲۶ با اجرای ویژه شکیرا و بورنا بوی در استادیوم نوستالژیک آزتکا
۱

افتتاحیه جذاب جام جهانی ۲۰۲۶ با اجرای ویژه شکیرا و بورنا بوی در استادیوم نوستالژیک آزتکا

۲

فیفا طرح لباس هائیتی را به دلیل داشتن نمادهای سیاسی رد کرد

۳

بازگشت قهرمانانه رائول خیمنز؛ از یک قدمی مرگ تا گلزنی در افتتاحیه جام جهانی

۴

خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

۵

اکسیوس: ترامپ با رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده حکومت ایران در داخل کشور موافقت کرد

انتخاب سردبیر

  • مصادره ایران؛ چگونه جنگ ۱۲ روزه به سیاست حصارکشی تبدیل شد؟
    تحلیل

    مصادره ایران؛ چگونه جنگ ۱۲ روزه به سیاست حصارکشی تبدیل شد؟

  • اطلس شهرهای موشکی جمهوری اسلامی
    گزارش ویژه

    اطلس شهرهای موشکی جمهوری اسلامی

  • سالگرد جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی؛ از «طلوع شیران» تا بمباران فردو

    سالگرد جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی؛ از «طلوع شیران» تا بمباران فردو

  • سی‌ان‌ان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده را پلمب و ورودی‌ها را مین‌گذاری کرده است

    سی‌ان‌ان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده را پلمب و ورودی‌ها را مین‌گذاری کرده است

  • با جهش ارزش اسپیس ایکس در عرضه اولیه سهام، ایلان ماسک نخستین تریلیونر جهان در تاریخ شد

    با جهش ارزش اسپیس ایکس در عرضه اولیه سهام، ایلان ماسک نخستین تریلیونر جهان در تاریخ شد

  • خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

    خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

طرح جامع ترامپ برای پایان دادن به جنگ در غزه منتشر شد

۷ مهر ۱۴۰۴، ۲۳:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
طرح جامع ترامپ برای پایان دادن به جنگ در غزه منتشر شد
100%

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، دوشنبه هفت مهر طرح جامع خود برای پایان دادن به جنگ در غزه را منتشر کرد؛ طرحی که در صورت پذیرش از سوی طرفین، می‌تواند به جنگ پایان دهد، همه گروگان‌ها را بازگرداند و مسیر بازسازی نوار غزه را هموار کند.

به گزارش بیانیه رسمی دفتر ترامپ، این طرح شامل ۲۰ بند است که ایجاد یک «غزه جدید بدون افراط‌گرایی» که در آن حماس خلع سلاح شده و از قدرت کنار گذاشته می‌شود، همچنین زیرساخت‌های مدنی، اقتصادی و امنیتی بازسازی خواهد شد.

به گفته ترامپ، اگر اسرائیل و حماس با این طرح موافقت کنند، بلافاصله آتش‌بس برقرار و روند آزادی گروگان‌ها آغاز خواهد شد.

۲۰ ماده این طرح عبارتند از:

۱. غزه به منطقه‌ای بدون ترور و غیررادیکال تبدیل خواهد شد که تهدیدی برای همسایگانش محسوب نشود.

۲. بازسازی غزه با هدف بهبود وضعیت انسانی ساکنان، به‌ویژه بازسازی زیرساخت‌ها، آغاز خواهد شد.

۳. در صورت پذیرش دو طرف، جنگ فوراً پایان می‌یابد. نیروهای اسرائیلی به خطوط توافق‌شده عقب‌نشینی کرده و در آن بازه زمانی، همه عملیات‌های نظامی متوقف خواهد شد.

۴. طی ۷۲ ساعت پس از پذیرش عمومی اسرائیل، همه گروگان‌ها، چه زنده و چه کشته‌شده، بازگردانده خواهند شد.

۵. پس از آزادی گروگان‌ها، اسرائیل ۲۵۰ زندانی با حکم حبس ابد و ۱۷۰۰ فلسطینی بازداشت‌شده پس از ۷ اکتبر را آزاد خواهد کرد، از جمله همه زنان و کودکان. به ازای هر گروگان کشته‌شده اسرائیلی، بقایای ۱۵ فلسطینی نیز بازگردانده خواهد شد.

۶. اعضای حماس که به همزیستی مسالمت‌آمیز و کنار گذاشتن سلاح متعهد شوند، مشمول عفو عمومی خواهند شد. سایر اعضا می‌توانند به کشورهای ثالث منتقل شوند.

۷. کمک‌های بشردوستانه در سطح توافق ۱۹ ژانویه ۲۰۲۵ فوراً وارد غزه خواهد شد؛ از جمله بازسازی آب، برق، فاضلاب، بیمارستان‌ها، نانوایی‌ها و ورود تجهیزات سنگین برای آواربرداری و بازگشایی مسیرها.

۸. ورود کمک‌ها از طریق سازمان ملل، هلال‌احمر و نهادهای بی‌طرف بین‌المللی و بدون مداخله دو طرف انجام خواهد شد. گذرگاه رفح نیز تحت همان مکانیسم توافق ژانویه بازگشایی می‌شود.

۹. اداره موقت غزه برعهده کمیته‌ای تکنوکرات و غیرسیاسی از فلسطینیان و کارشناسان بین‌المللی خواهد بود. این کمیته زیر نظر «شورای صلح» به ریاست ترامپ و چهره‌هایی مانند تونی بلر فعالیت خواهد کرد.

۱۰. یک برنامه توسعه اقتصادی ویژه برای بازسازی غزه از سوی گروهی از کارشناسان منطقه طراحی خواهد شد. طرح‌هایی از سوی نهادهای بین‌المللی نیز در این فرآیند لحاظ می‌شود.

۱۱. منطقه اقتصادی ویژه‌ای با تعرفه‌ها و دسترسی ترجیحی برای غزه تاسیس خواهد شد.

۱۲. هیچ‌کس مجبور به ترک غزه نخواهد بود، اما افرادی که بخواهند می‌توانند آزادانه رفت‌وآمد کنند. طرح‌هایی برای تشویق مردم به ماندن و ساختن آینده‌ای بهتر در نظر گرفته شده است.

۱۳. حماس و سایر گروه‌ها هیچ نقشی در اداره غزه نخواهند داشت. همه زیرساخت‌های نظامی و تونل‌ها تخریب و فرآیند خلع سلاح تحت نظارت ناظران بین‌المللی و برنامه خرید سلاح دنبال خواهد شد.

۱۴. کشورهای منطقه تضمین خواهند داد که غزه جدید تهدیدی برای کسی نباشد و تعهدات خود را اجرا کند.

۱۵. نیروی بین‌المللی تثبیت (آی‌اِس‌اِف) با همکاری آمریکا و کشورهای عربی، فوراً در غزه مستقر خواهد شد و وظیفه آموزش و پشتیبانی از نیروهای پلیس فلسطینی را بر عهده خواهد گرفت. این نیرو با مشارکت اسرائیل و مصر مرزها را نیز ایمن خواهد کرد.

۱۶. اسرائیل نه غزه را اشغال و نه ضمیمه خواهد کرد. نیروهای اسرائیلی با انتقال کنترل مناطق به «آی‌اِس‌اِف» و با رعایت زمان‌بندی مشخص، به‌تدریج عقب‌نشینی خواهند کرد. اسرائیل تنها تا پایان کامل خلع سلاح حضور امنیتی محدودی در غزه خواهد داشت.

۱۷. در صورت تعلل یا رد طرح از سوی حماس، تمامی بندها در مناطقی از غزه که از کنترل حماس خارج شده، اجرا خواهد شد.

۱۸. گفت‌وگوی بین‌ادیانی برای ترویج همزیستی مسالمت‌آمیز میان فلسطینیان و اسرائیلی‌ها برقرار خواهد شد.

۱۹. در صورت اجرای موفق اصلاحات از سوی تشکیلات خودگردان فلسطین و پیشرفت بازسازی، زمینه برای مسیر واقعی به سوی دولت مستقل فلسطینی فراهم خواهد شد.

۲۰. ایالات متحده گفت‌وگویی میان اسرائیل و فلسطینیان درباره افق سیاسی همزیستی صلح‌آمیز و اقتصادی را آغاز خواهد کرد.

به گفته منابع نزدیک به ترامپ، این طرح با مشورت کشورهایی چون مصر، اردن، امارات و عربستان تهیه شده و از سوی بسیاری از دولت‌ها به‌عنوان «نقطه عطفی در روند صلح خاورمیانه» توصیف شده است.

اعدام خاموش زندانیان سیاسی؛ مرگ در سایه محرومیت از درمان

۷ مهر ۱۴۰۴، ۲۲:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
اعدام خاموش زندانیان سیاسی؛ مرگ در سایه محرومیت از درمان
100%

مرگ سمیه رشیدی، کارگر زندانی در زندان قرچک ورامین، بار دیگر مسئله‌ دیرینه‌ محرومیت درمانی در زندان‌های ایران را برجسته کرد. مرور پرونده‌های پیشین نشان می‌دهد که این مرگ‌ها نه اتفاقی استثنایی، بلکه بخشی از الگویی سازمان‌یافته هستند که از دهه‌ها پیش جان زندانیان سیاسی را گرفته است.

زندان در جمهوری اسلامی از همان ابتدای تاسیس، تنها محلی برای اجرای حکم قضایی نبوده و از آن به عنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی و خاموش کردن صداهای مخالف استفاده شده است.

مخالفان و منتقدان سیاسی، روزنامه‌نگاران، کنشگران صنفی و عقیدتی و حتی شهروندانی که تنها در اعتراضات خیابانی شرکت کرده‌اند یا به جرایم دیگر محکوم شده‌اند، در زندان‌هایی نگهداری می‌شوند که شرایط آن‌ها چیزی فراتر از محرومیت از آزادی است.

در این زندان‌ها، سلامت زندانی نه تنها در اولویت نیست، بلکه عامدانه نادیده گرفته می‌شود.

محرومیت از خدمات پزشکی و درمانی به عنوان بخشی از استراتژی سرکوب، می‌تواند شامل تاخیر در انتقال به بیمارستان، ضبط داروهای ارسال شده از طرف خانواده یا محدود کردن دسترسی به پزشکان متخصص باشد. در چنین شرایطی، زندانیان بیمار عملا در معرض «مرگ تدریجی» قرار می‌گیرند؛ مرگی که در ادبیات حقوق بشری با اصطلاح «اعدام خاموش» توصیف می‌شود.

محرومیت پزشکی به‌عنوان شکنجه سفید

محروم کردن زندانیان بیمار از درمان مناسب چیزی فراتر از قصور یا بی‌نظمی اداری است. کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل این رفتار را معادل شکنجه می‌دانند.

زندانیان گاه برای دریافت اجازه‌ی درمان باید تعهد بدهند یا حتی اعتراف تلویزیونی کنند. خانواده‌ها دارو می‌فرستند، اما داروها یا تحویل داده نمی‌شود یا با تاخیر زیاد به دست زندانی می‌رسد.

این وضعیت زندانی را در معرض مرگ تدریجی قرار می‌دهد. او هر روز ضعیف‌تر می‌شود و امیدش به نجات کاهش می‌یابد. در بسیاری موارد، وقتی بالاخره اجازه اعزام به بیمارستان صادر می‌شود، زمان از دست رفته است و درمان دیگر فایده‌ای ندارد.

واکنش‌ها و بی‌پاسخی مقامات

خانواده‌های قربانیان بارها صدای اعتراض‌شان را بلند کرده‌اند، اما اغلب با تهدید و فشار امنیتی روبه‌رو شده‌اند.

نهادهای بین‌المللی از جمله عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر بارها بیانیه‌هایی منتشر کرده‌اند، اما جمهوری اسلامی تاکنون هیچ مقام قضایی یا زندانبانی را برای این مرگ‌ها پاسخگو نکرده است.

حتی در مواردی مانند ستار بهشتی یا بهنام محجوبی که بازتاب جهانی گسترده داشت، نهایتا پرونده‌ها مختومه شدند و مسئولان تبرئه شدند.

سمیه رشیدی؛ تازه‌ترین قربانی

مرگ سمیه رشیدی، کارگر زندانی در زندان قرچک، نمونه‌ای گویاست. او مدت‌ها از بیماری رنج می‌برد، اما مقام‌های زندان از اعزام به‌موقع او به بیمارستان خودداری کردند.

تنها زمانی که وضعیتش بحرانی شد و به کما رفت، او را به بیمارستان منتقل کردند.

اما این انتقال دیرهنگام دیگر فایده‌ای نداشت و در سوم مهر ۱۴۰۴ خبر مرگ او رسما اعلام شد.

فعالان حقوق بشر تاکید کرده‌اند که مرگ رشیدی تنها یک «حادثه» نبود، بلکه نمونه‌ای آشکار از سیاست محرومیت درمانی است.

به تعبیر بسیاری، او قربانی «قتل تدریجی عامدانه» شد. یاد رشیدی به‌سرعت به نماد دیگری از ظلم ساختاری در زندان‌های ایران بدل شد.

100%

بحران در تمام زندان‌های ایران

یک گزارش ایران‌اینترنشنال با استناد به «دیده‌بان ایران» نشان می‌دهد که این تنها زندانیان سیاسی نیستند که به این شیوه خاموش اعدام می‌شوند.

طی یک سال گذشته تنها در زندان تهران بزرگ، حدود ۳۰ زندانی به دلیل نبود پزشک و امکانات درمانی جان خود را از دست داده‌اند.

این آمار به‌خودی‌خود تکان‌دهنده است، اما وقتی جزئیات آن بررسی می‌شود، تصویری کامل‌تر از بحران به دست می‌دهد.

تیپ پنجم زندان تهران بزرگ به‌ویژه در شرایط بحرانی قرار دارد. ازدحام جمعیت، کمبود فضا و نبود خدمات مددکاری باعث شده است بسیاری از زندانیان در شرایط غیرانسانی زندگی کنند.

برخی از آن‌ها حتی تخت برای خواب ندارند و شب‌ها بر روی زمین یا در راهروها می‌خوابند.

بهداری زندان، فاقد تجهیزات تخصصی و پزشک دائم است و هرگونه اعزام به بیمارستان بیرون از زندان نیازمند مجوزهای امنیتی است که اغلب یا صادر نمی‌شود یا با تاخیر طولانی همراه است.

تنها در فاصله‌ کوتاهی بین ۲۱ شهریور تا سوم مهر، حداقل پنج زندانی دیگر در زندان‌های مختلف از جمله قرچک ورامین، کچوئی کرج و یزد جان خود را از دست داده‌اند.

در میان این قربانیان، چهار زن نیز حضور داشته‌اند که بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت زنان زندانی جلب کرده است.

روایت‌های مرگ در سایه‌ محرومیت درمانی

برای درک عمق بحران، کافی است به پرونده‌های مشخصی نگاه کنیم که طی دو دهه گذشته در رسانه‌ها و گزارش‌های حقوق بشری ثبت شده‌اند.

این روایت‌ها نشان می‌دهند که محرومیت درمانی نه یک خطای موردی، بلکه الگویی تکراری در مرگ زندانیان سیاسی بوده است.

ساسان نیک‌نفس، فعال مدنی، بکتاش آبتین، شاعر و فیلمساز و جواد روحی، شهروند معترض در سال‌های گذشته به‌دلیل نبود خدمات پزشکی و فشار و شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی جان باختند.

در ادامه، نمونه‌هایی دیگر از این «اعدام‌های خاموش» مرور می‌شود.

اکبر محمدی (۱۳۸۵)

اکبر محمدی، دانشجوی عضو انجمن اسلامی و از بازداشت‌شدگان کوی دانشگاه ۷۸، پس از چند سال حبس در مرداد ۱۳۸۵ در زندان اوین جان باخت.

خانواده‌اش گفتند که او از بیماری‌های متعدد رنج می‌برد و به داروهای خاص نیاز داشت، اما در زندان به او رسیدگی نشد.

اعتصاب غذای طولانی و عدم انتقال به بیمارستان مناسب، نهایتاً به مرگ او انجامید.

مرگ محمدی از نخستین مواردی بود که توجه افکار عمومی را به مسئله محرومیت درمانی در زندان‌ها جلب کرد.

امیرحسین حشمت‌ساران (۱۳۸۸)

امیرحسین حشمت‌ساران، دبیرکل جبهه متحد دانشجو و جوانان ایران، پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ بازداشت شد. او در زندان رجایی‌شهر دچار خونریزی مغزی شد.

مقام‌های زندان از اعزام فوری او به بیمارستان خودداری کردند و تنها زمانی که وضعیتش بحرانی شد، او را منتقل کردند؛ انتقالی که دیگر فایده‌ای نداشت.

دیدبان حقوق بشر مرگ او را نشانه‌ی بی‌توجهی عامدانه مقامات به سلامت زندانیان دانست.

هدی صابر (۱۳۹۰)

هدی صابر، روزنامه‌نگار و فعال ملی-مذهبی، در اعتراض به مرگ هاله سحابی در مراسم خاکسپاری مهدی بازرگان، دست به اعتصاب غذا زد.

او پس از درد شدید قلبی، دیرهنگام به بیمارستان منتقل شد و همان‌جا جان باخت.

شاهدان می‌گویند زندان‌بانان و مسئولان بهداری زندان اوین علائم اولیه سکته قلبی را نادیده گرفتند.

مرگ صابر از سوی بسیاری «قتل در اثر تأخیر درمان» توصیف شد.

ستار بهشتی (۱۳۹۱)

ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس کارگری، در سال ۱۳۹۱ بازداشت شد و تنها چند روز بعد خبر مرگ او منتشر گردید. پزشکی قانونی آثار شکنجه بر بدنش را تایید کرد.

او در بازجویی‌ها بارها از درد شدید شکایت کرده بود، اما هیچ درمانی دریافت نکرد.

عفو بین‌الملل مرگ بهشتی را نمونه‌ای آشکار از بی‌توجهی پزشکی و خشونت سازمان‌یافته دانست و خواستار تحقیق مستقل شد.

وحید صیادی نصیری (۱۳۹۷)

وحید صیادی نصیری، زندانی سیاسی جوانی که به دلیل فعالیت‌های اعتراضی محکوم شده بود، در زندان لنگرود قم به بیماری کبدی مبتلا شد و به درمان فوری نیاز داشت.

با این حال، مقام‌های زندان بارها اعزام او به بیمارستان را عقب انداختند. او در آذر ۱۳۹۷ در اثر همین بی‌توجهی جان باخت.

مرگ صیادی نصیری در فضای مجازی بازتاب گسترده‌ای یافت و بار دیگر موضوع «حق درمان» در زندان‌ها را برجسته کرد.

کاووس سیدامامی (۱۳۹۶)

کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه و فعال محیط زیست، در سال ۱۳۹۶ بازداشت و تنها دو هفته بعد خبر مرگ او در اوین اعلام شد.

مقام‌های قضایی ادعا کردند او خودکشی کرده است، اما خانواده‌اش این روایت را رد کردند.

فشار روحی، انزوا در سلول انفرادی و نبود مراقبت پزشکی از عوامل مهمی بود که شرایط مرگ او را فراهم آورد.

بهنام محجوبی (۱۴۰۰)

بهنام محجوبی، از دراویش گنابادی، به بیماری صرع مبتلا بود. پزشکان تاکید داشتند ادامه‌ حبس برای او خطرناک است، اما مسئولان زندان داروهای ضروری‌اش را به موقع ندادند.

او بارها در نامه‌ها و تماس‌هایش هشدار داده بود که در خطر است. در نهایت در بهمن ۱۳۹۹ به کما رفت و اسفند همان سال در بیمارستان لقمان درگذشت.

عفو بین‌الملل مرگ او را نتیجه‌ی شکنجه و محرومیت درمانی دانست.

سمیه رشیدی (۱۴۰۴)

سمیه رشیدی، کارگر زندانی در زندان قرچک ورامین، پس از ماه‌ها محرومیت از درمان و بی‌توجهی به وضعیت بحرانی‌اش، دچار تشنج شد.

مقام‌های زندان با تاخیر او را به بیمارستان منتقل کردند، اما دیگر دیر شده بود. او در سوم مهر ۱۴۰۴ جان باخت.

مرگ رشیدی، به‌ویژه پس از گزارش‌هایی درباره مرگ‌های مشابه در زندان تهران بزرگ و دیگر زندان‌ها، به نماد تازه‌ای از «اعدام خاموش» بدل شد.

  • ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق: مرگ سمیه رشیدی‌ «مرگ سیستماتیک» بود

    ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق: مرگ سمیه رشیدی‌ «مرگ سیستماتیک» بود

تداوم چرخه مرگ

دلیل تداوم این وضعیت را باید در ساختار سیاسی و قضایی ایران جست‌وجو کرد.

در شرایطی که نگاه امنیتی بر همه‌چیز سایه انداخته است؛ تصمیم درباره درمان زندانی نه بر اساس ضرورت پزشکی، بلکه بر اساس ملاحظات امنیتی اتخاذ می‌شود.

هیچ نهاد مستقل نظارتی بر زندان‌ها وجود ندارد. فرهنگ مصونیت حاکم است: هیچ مامور یا مسئولی نگران محاکمه شدن به خاطر مرگ زندانیان نیست و در نهایت، محرومیت پزشکی خود به ابزاری برای فشار و ارعاب سیاسی بدل شده است.

مرگ زندانیان سیاسی تنها یک تراژدی فردی نیست. این مرگ‌ها پیامدهای گسترده‌تری برای جامعه دارند.

حکومت ترس عمومی ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد که حتی اگر کسی را نکشد، می‌تواند او را به مرگ تدریجی محکوم کند.

این مرگ‌ها محصول ساختاری هستند که در آن محرومیت درمانی به ابزاری برای سرکوب بدل شده اما تجربه نشان داده است که مرگ این زندانیان نه به خاموشی صداها، بلکه به تقویت نمادهای مقاومت انجامیده است.

خبرگزاری مهر به نقل از منبع آگاه: تحرک نظامی دیده نمی‌شود

۷ مهر ۱۴۰۴، ۲۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

در پی انتشار گزارش‌هایی درباره احتمال وقوع درگیری نظامی تازه‌ای میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، به نقل از یک «منبع آگاه» نوشت: «این موضوع تنها تبلیغات رسانه‌ای است و وقوع جنگ نامحتمل است.»

این منبع آگاه گفت: «شواهدی برای وقوع جنگ وجود ندارد و آنچه درباره انتظار برای جنگ گفته می‌شود صرفا اقدامات رسانه‌ای است.» او افزود: «تا این لحظه در هوا، زمین و دریا هیچ تحرک غیرعادی مشاهده نمی‌شود.»

این منبع آگاه با بیان اینکه «مهم‌ترین جابه‌جایی نظامی اخیر، انتقال سوخت‌رسان‌های هوایی بوده که آن هم با هدف فشار بر روسیه انجام شده»، گفت: «نیروهای مسلح کشور با تمام توان از مرزهای کشور پاسداری می‌کنند و در آمادگی کامل هستند.»

100%

نخست‌وزیر بریتانیا: حماس باید با طرح ترامپ موافقت کند

۷ مهر ۱۴۰۴، ۲۲:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا در واکنش به طرح ترامپ برای پایان دادن به جنگ در غزه گفت: «ابتکار جدید آمریکا برای پایان دادن به جنگ در غزه بسیار مورد استقبال است.»
او افزود: «ما به‌طور قوی از تلاش‌های ترامپ برای پایان دادن به درگیری، آزادی گروگان‌ها و رساندن فوری کمک‌های انسانی به ساکنان غزه حمایت می‌کنیم.»

نخست‌وزیر بریتانیا همچنین گفت: «حماس باید با طرح ترامپ موافقت کند، سلاح‌هایش را بر زمین بگذارد و همه گروگان‌های باقیمانده را آزاد کند.»

استارمر تاکید کرد که ما از همه طرف‌ها می‌خواهیم متحد شوند و با دولت آمریکا برای اجرای طرح غزه همکاری کنند.

جمهوری‌اسلامی؛ پایان دوران مهار و آغاز دوران سرنگونی

۷ مهر ۱۴۰۴، ۲۲:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی
جمهوری‌اسلامی؛ پایان دوران مهار و آغاز دوران سرنگونی
100%

با بازگشت رسمی تحریم‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران، کشور وارد مرحله‌ای تازه از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی شده است.

در کنار آن، طرح جدید صلح برای پایان جنگ غزه که از سوی دولت ترامپ با همراهی اسرائیل و برخی کشورهای عربی ارائه شده، نشان‌دهنده آغاز یک تغییر ژئوپلیتیک در منطقه است که می‌تواند عملاً پایه‌های نفوذ جمهوری اسلامی در خاورمیانه را در هم بشکند.

۱. طرح صلح غزه؛ ضربه استراتژیک به میراث نیابتی خامنه‌ای

در کنفرانس خبری مشترک ترامپ و نتانیاهو، طرحی برای آتش‌بس فوری در غزه اعلام شد. این طرح شامل موارد زیر است:

  • آتش‌بس فوری در صورت موافقت حماس
  • آزادی گروگان‌های اسرائیلی طی ۷۲ ساعت
  • اداره غزه به‌دست دولت تکنوکرات غیرسیاسی (احتمالاً به ریاست تونی بلر)
  • نظارت بین‌المللی بر فرآیند صلح
  • خلع سلاح حماس و عقب‌نشینی تدریجی اسرائیل

اگر این طرح اجرا شود، عملاً نفوذ جمهوری اسلامی در نوار غزه از بین خواهد رفت. با تضعیف حماس، کاهش نقش حزب‌الله در لبنان، و سقوط بشار اسد در سوریه، محور موسوم به «مقاومت» که سال‌ها ابزار سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده، به مرحله اضمحلال می‌رسد.

۲. بازگشت تحریم‌ها؛ طوفانی علیه اقتصاد جمهوری اسلامی

کشورها و نهادهای بین‌المللی شامل ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا و ژاپن اعلام کرده‌اند که تحریم‌های شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی را رسماً آغاز کرده‌اند. این تحریم‌ها برخلاف قبل، از نوع الزام‌آور بین‌المللی است و شامل حوزه‌های زیر می‌شود:

  • محدودیت شدید بانکی و مالی
  • بازرسی کشتی‌ها و هواپیماهای مشکوک ایرانی در بنادر و فرودگاه‌های بین‌المللی
  • ممنوعیت فروش تسلیحات و فناوری‌های پیشرفته
  • محدودیت شدید در بیمه، حمل‌ونقل و کشتیرانی
  • فعال‌سازی کمیته نظارت بر تحریم‌ها در سازمان ملل

در نتیجه، هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه و تجارت خارجی افزایش یافته و دسترسی به ارز و منابع مالی دشوارتر خواهد شد. کاهش درآمدهای نفتی نیز بودجه دولت را بیش از پیش دچار کسری می‌کند.

۳. پیامدهای اقتصادی فوری بازگشت تحریم ها بر مردم

مقامات جمهوری اسلامی بارها تکرار کرده‌اند که بازگشت تحریم‌ها «بی‌اثر» است؛ اما شواهد خلاف آن را نشان می‌دهد:

  • افزایش شدید قیمت دلار، طلا و سکه
  • ریزش شاخص بورس
  • افزایش قیمت مواد غذایی
  • قطع یارانه میلیون‌ها نفر تا پایان سال
  • افزایش نرخ مهاجرت و فرار نخبگان

کاهش درآمد ارزی نه‌تنها بر واردات کالاهای اساسی، بلکه بر تامین قطعات هواپیما، تجهیزات پزشکی، فناوری‌های نفت و گاز و حتی برق‌رسانی تاثیر گذاشته و در نهایت مردم باید هزینه ناتوانی ساختاری حکومت را پرداخت کنند.

۴. سکوت جمهوری اسلامی؛ بحران تصمیم‌گیری
در مقابل این فشارها، جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی عملی نشان نداده است. تهدیدهایی مانند:

  • بستن تنگه هرمز
  • خروج از ان‌پی‌تی
  • توقف همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

همگی یا از سوی مسئولان تکذیب شده یا عملاً بی‌اثر مانده‌اند. به‌نظر می‌رسد نظام در یک وضعیت «فلج تصمیم‌گیری» گرفتار شده و نگران است که هر واکنشی، پیامدهای خطرناک‌تری مانند جنگ، خیزش داخلی مردم یا فروپاشی کل نظام را به‌دنبال داشته باشد.

۵. روایت‌سازی دروغین برای حفظ قدرت

علی‌رغم آگاهی کامل از تأثیرات واقعی تحریم‌ها، مقامات جمهوری اسلامی همچنان به‌صورت یکپارچه و هماهنگ این دروغ را تکرار می‌کنند که تحریم‌ها «اثر ندارند». دلایل این رفتار کاملاً مشخص است:

  • چاپلوسی و تملق برای بقای سیاسی در نظام شخص‌محور
  • فرار از پذیرش مسئولیت برای اشتباهات راهبردی
  • حفظ دسترسی به رانت و سفره قدرت
  • سرکوب هرگونه صدای مخالف در نهادهای تصمیم‌گیری

هر مقام حکومتی که بخواهد واقعیت‌ها را بیان کند، یا تریبونش سانسور می‌شود، یا با رد صلاحیت و پرونده قضایی مواجه می‌شود.

۶. جمهوری اسلامی؛ تهدیدی برای صلح جهانی

با ثبت پرونده جمهوری اسلامی به‌عنوان «تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی» در شورای امنیت، ماهیت بحران از یک چالش دوجانبه با آمریکا یا اسرائیل و حتی اروپا فراتر رفته و ابعاد جهانی یافته است.

جمهوری اسلامی اکنون در سطح بین‌المللی، نه‌ فقط به‌عنوان «دشمن آمریکا»، بلکه به‌عنوان یک عضو متخلف جامعه جهانی تلقی می‌شود.

بازگشت تحریم‌های شورای امنیت، طرح صلح در غزه، بحران‌های اقتصادی داخلی، همراه با خطر حمله مجدد اسرائیل و افزایش احتمال قیام مردم در نهایت می‌توانند به پایان دوره «مهار جمهوری اسلامی» و آغاز دوره «فروپاشی سیاسی و اقتصادی» آن منجر شوند.

مردم ایران بیش از همیشه بهای سیاست‌های پرهزینه حاکمان را می‌پردازند؛ اما تاریخ نشان داده که در بزنگاه‌های تاریخی، تغییر واقعی از دل پایان یافتن صبر مردم شکل می‌گیرد.