در تصادف مینیبوس حامل زائران ایرانی، در جاده نجف به کربلا، ۱۶ نفر مصدوم شدند

مرکز عملیات اضطراری جمعیت هلالاحمر از مصدوم شدن ۱۶ زائر ایرانی در پی تصادف یک مینیبوس حامل زائران در محور نجف به کربلا خبر داد.

مرکز عملیات اضطراری جمعیت هلالاحمر از مصدوم شدن ۱۶ زائر ایرانی در پی تصادف یک مینیبوس حامل زائران در محور نجف به کربلا خبر داد.
بر اساس این گزارش، ۱۱ نفر از مصدومان بهصورت سرپایی مداوا شدند و پنج نفر دیگر شامل سه زن و دو مرد، به مراکز درمانی منتقل شدند.
همچنین، در یازدهم مردادماه، بر اثر واژگونی یک ون حامل زائران ایرانی در مسیر جاده نجف به مهران، ۱۰ نفر مجروح شدند.
یک روز پیش از آن نیز، دهم مرداد، ۱۹ زائر ایرانی در سانحه برخورد یک خودروی ون در جاده کربلا به کاظمین مصدوم شدند که متأسفانه یکی از آنها جان خود را از دست داد.

با شدت گرفتن بحران انرژی در ایران همزمان با افزایش دمای هوا، چندین استان در روزهای پایانی هفته تعطیل یا کارمندان در آنها دورکار شدند.
بر اساس اطلاعیههای دولتی، بانکها، ادارات، مراکز آموزشی، مدارس و دستگاههای اجرایی شماری از استانها مانند اردبیل و گلستان، سهشنبه ۱۴ مرداد و اصفهان، چهارشنبه ۱۵ مرداد تعطیل خواهند بود.
تعطیلیها در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، خوزستان و یزد در دو روز سهشنبه و چهارشنبه (۱۴ و ۱۵ مرداد) خواهد بود.
افزایش دما و «مدیریت مصرف آب و برق» از جمله دلایل این تعطیلیها اعلام شده است.
به باور تحلیلگران، اینگونه تصمیمات بازتابی از کاستیهای ساختاری و مزمن در حوزه مدیریت و توسعه زیرساختهاست؛ ضعفی که جمهوری اسلامی در سالهای اخیر نتوانسته بر آن فائق آید.

آلودگی هوا، بحرانی افزوده شده بر بحرانها
علاوه بر گرمای شدید، دادههای سامانه پایش کیفی هوای کشور نشان میدهد هوای شهرهای دزفول و مسجد سلیمان در استان خوزستان در وضعیت «خطرناک» قرار دارد.
همچنین ۱۲ شهر دیگر خوزستان با شرایط «بسیار ناسالم و ناسالم برای همه گروههای سنی» مواجهاند.
گرمای هوا، کاهش بیسابقه ورودی سدها بهویژه در تهران و فشار بیامان بر شبکه برق باعث شد در هفتههای گذشته نیز بارها در روزهای مختلف نهادهای عمومی در شهرهای سراسر ایران با هدف جبران بحران تعطیل شوند.
همزمان با هشدارها درباره کاهش ذخایر سدهای تامینکننده آب شرب شماری از شهرهای ایران، خاموشیهای مستمر و چند ساعته و افت فشار یا قطعی پی در پی آب در برخی مناطق کشور اتفاق افتاد.
بحران به قدری شدید شد که دولت مسعود پزشکیان چهارشنبه اول مرداد را در برخی شهرها تعطیل و سپس از نتایج آن بهعنوان یک دستاورد یاد کرد.
قرار بود به پیشنهاد نهادهای اجرایی و دستگاههای دولتی، تطعیلی چهارشنبهها بهعنوان یک راهکار دستکم تا پایان تابستان ادامه یابد اما در ادامه این طرح از سوی خود دولت کنار گذاشته شد.
با وجود این مخالفت رسمی، برخی استانها با استناد به اختیارات تفویضشده به استانداران مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و بارها نهادهای عمومی را در روزهای مختلف هفته تعطیل کردند.
روزنامه دنیای اقتصاد، دوشنبه ۱۳ مرداد از این وضعیت با عنوان «شکاف میان تصمیمات ملی و اقدامات محلی» یاد کرد.
دنیای اقتصاد با اشاره به نگرانیهای جدی از تداوم بحران انرژی، نوشت بیبرنامگی، تصمیمات متناقض و تفویض اختیار بدون چارچوب، در نهایت میتواند تبعات احتمالی فراتر از بحران آب و برق داشته باشد.
این روزنامه افزود: «اگر گرمای هوا و کمآبی تا هفتههای آینده تداوم یابد، آیا هر استانی راه خود را خواهد رفت؟ یا بالاخره تصمیمی واحد و منسجم از سوی نهادهای کلان اتخاذ خواهد شد؟»
همزمان با اعلام این تعطیلیها، عبدالله فاضلی فارسانی، معاون حفاظت حوضه آبریز فلات مرکزی، ۱۳ مرداد هشدار داد کل آب موجود در سدهای پنجگانه تهران، تنها ۲۰ درصد ظرفیت آنهاست و ۲۶۶ میلیون مترمکعب نسبت به مدت مشابه سال آبی گذشته کاهش یافته است.
محسن اردکانی، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران نیز گفت بهطور معمول ذخیره آب سدهای تهران در زمان مشابهِ سالهای نرمال از نظر بارندگی، به ۶۰ تا ۷۰ درصد میرسید.
به گفته او اکنون ذخیره سدهای چهارگانه تامینکننده آب تهران به ۱۲ درصد کاهش یافته است.
در شرایطی که کمبود انرژی سالهاست گریبان ایران را گرفته و اقدامی جدی و ساختاری برای مقابله با آن انجام نمیشود، محمد مخبر، دستیار علی خامنهای، گفت اگر «همه با هم» همکاری کنند، میتوانند «الگویی عملیاتی و البته موفق» برای حل بحران آب ارائه دهند.

روزنامه شرق از افزایش طلاق در سالمندان بهدلیل فشارهای اقتصادی، ناتوانی در تامین هزینههای زندگی و افزایش اختلالات روانی خبر داد. آمارهای رسمی نیز حاکی از رشد بیسابقه طلاق در افراد بالای ۶۰ سال است.
شرق دوشنبه ۱۳ مرداد در گزارشی نوشت «طلاق خاکستری» یا همان جدایی زنان و مردان در آستانه ۶۰ سالگی و بیشتر، به زنگ خطری تازه تبدیل شده و شکافها در ساختار خانواده ایرانی در سایه بیتوجهی و بیصدایی، از درون گسترش یافته است.
بر اساس این گزارش، طلاق در دوران سالمندی دیگر نه یک اتفاق نادر یا عجیب که پدیدهای رو به رشد است. پشت این جداییهای دیرهنگام، اغلب «سالها انکار، سکوت، فشار اقتصادی، تنهایی و تغییر سبک زندگی» نهفته است.
حسامالدین علامه، رییس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، به شرق گفت پیش از هر چیز فشارهای اقتصادی در این طلاقها موثرند: «فشارهایی که فقط جیب را خالی نمیکنند، بلکه روابط انسانی را هم فرسوده میکنند.»
به گفته او، بیش از ۶۱ درصد سالمندان کشور زیر خط فقر نسبی قرار دارند. از سوی دیگر، هزینههای سلامت و مراقبت در سالمندی بالا میرود. در حالی که بسیاری از سالمندان توان تامین سبد معیشتی خانوار را ندارند.
علامه افزود: «وقتی دخل و خرج با هم نمیخواند، خیلی چیزها به هم میریزد.»
جواد حسینی، رییس سازمان بهزیستی کشور، اوایل خرداد با هشدار نسبت به افزایش احساس انزوا در میان سالمندان ایرانی، اعلام کرد بیش از نیمی از سالمندان کشور دچار احساس غفلت و بیتوجهیاند.
او از افزایش طلاق در این گروه سنی خبر داد و گفت بخش زیادی از زنان سالمند تنها زندگی میکنند.
مشکل مسکن و سالمندان مستأجر
رییس دبیرخانه شورای ملی سالمندان با اشاره به مساله مسکن و نقش آن در افزایش طلاقها، گفت بیش از ۴۰ درصد سالمندان در کلانشهرها مستأجر هستند.
به گفته علامه، کاهش درآمد و ناتوانی در اشتغال مجدد، تامین اجارهبها را برای این گروه بسیار دشوار کرده است و این فشارها آرامآرام خودش را در روابط خانوادگی نشان میدهد.
مرکز آمار ایران به تازگی در گزارشی اعلام کرد جمعیت سالمندان کشور تا سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسیده است.
حدود ۶۷ درصد این جمعیت معادل ۶.۸ میلیون نفر، سالمندانی هستند که به دلایل مختلفی چون فوت همسر، طلاق یا هرگز ازدواج نکردن، به تنهایی زندگی میکنند.
مرکز آمار ایران تخمین زد حدود ۳.۲ تا ۳.۵ میلیون نفر از این جامعه آماری زن و حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفرشان مرد سالمند تنها باشند.
بر اساس این آمار، ۸۰ هزار نفر از سالمندان کشور هرگز ازدواج نکردهاند.
شرق با استناد به آمارهای رسمی سازمان ثبت احوال در سالهای پایانی دهه ۱۳۹۰ نوشت طلاق در سنین بالا، بهویژه در میان افراد بالای ۶۰ سال، روندی افزایشی داشته است.
بر اساس این آمارها، سال ۱۳۹۵ بیش از شش هزار و ۸۰۰ مرد بالای ۶۰ سال و دو هزار زن بالای ۶۰ سال، طلاق گرفتند.
در سال ۱۳۹۷ نیز حدود شش هزار و ۳۰۰ مرد و هزار و ۹۵۰ زن سالمند به زندگی مشترک خود پایان دادند که در بیش از هزار و ۶۰۰ مورد، هر دو طرف بالای ۶۰ سال داشتهاند.
این روند در سال ۱۳۹۸ نیز ادامه داشته است. با وجود این، از ابتدای دهه ۱۴۰۰ به بعد آمار رسمی دقیق و قابل دسترسی درباره طلاق در میان سالمندان منتشر نشده است.

مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران، درباره استفاده از ایستگاههای مترو به عنوان پناهگاه جنگ گفت: «من اصرار داشتم که یکی از متروها برای پناهگاه انفجار معمولی، شیمیایی و حتی هستهای ساخته شود.» رییس شورای شهر تهران اشاره کرد «بهترین جا برای پناهگاه تونلهای مترو است.
چمران اضافه کرد: «این پروژه تمام نشده و هنوز نیمهکاره است.»
رییس شورای شهر تهران اشاره کرد «بهترین جا برای پناهگاه تونلهای مترو است.
چمران گفت مردم در زمان جنگ «زیاد احساس پناهگاه نداشتند و به جای آن به پشتبام میرفتند.»

روزنامه هممیهن در گزارشی روایت رسمی در خصوص دلیل استعفای کاظم صدیقی را زیر سوال برد و نوشت امام جمعه موقت تهران بهدلیل فشار افکار عمومی در پی طرح اتهامات فساد مالی علیه او و خانوادهاش از سمت خود کنارهگیری کرده است.
هممیهن دوشنبه ۱۳ مرداد به طعنه نوشت: «در متن استعفانامه [صدیقی]، انجام کارهای تبلیغی را بهانه نیامدن به نماز جمعه دانستهاند. مثل این است که از مسئولیتی تبلیغی استعفا دهند برای انجام فعالیت تبلیغی. مگر امامت جمعه جز کار تبلیغی محسوب میشد؟»
این روزنامه با انتقاد از «روایتسازی» در ذکر دلیل استعفای صدیقی افزود او با این عمل خود «بر ادامه راه مطابق شیوه گذشته» تاکید کرده است.
به گفته هممیهن، همین اصرار است که «بیاعتمادی را به حداکثر میرساند و هیچ اثر مثبتی هم در افکار عمومی ندارد».
رسانههای ایران ۱۲ مرداد گزارش دادند صدیقی در نامهای به علی خامنهای خواستار «معاف شدن از اقامه نماز جمعه به سبب تمایل برای تمرکز بر کارهای علمی و تدریسی و تبلیغی» شده و رهبر جمهوری اسلامی با درخواست او موافقت کرده است.
صدیقی در حالی امامت نماز جمعه تهران را بر عهده داشت که در ماههای اخیر، بازداشت پسر و عروسش در ارتباط با یک پرونده فساد مالی و اقتصادی خبرساز شده است.
این پرونده با بازداشت شش نفر علنی شد و گمانهزنیهایی نیز درباره نقش خود او در این ماجرا شکل گرفت.
ستاد مرکزی ائمه جمعه باید درباره دلیل واقعی استعفای صدیقی توضیح دهد
هممیهن در ادامه گزارش خود نوشت استعفای صدیقی پیام مهم دیگری هم داشت؛ اینکه خواست بگوید «ما تغییرات و استعفا را به نحو و در زمانی انجام میدهیم که مردم آن تغییر را نه بنا به احترام به اراده جمعی ملت، بلکه حسب اراده خود فرد مستعفی تعبیر کنند».
این روزنامه افزود البته احتمال دیگری هم وجود دارد؛ اینکه برای حفظ ظاهر به او توصیه شده استعفا دهد، در غیر این صورت عزل میشد. در این صورت، به نوشته هممیهن، «این بدترین وضعیت ممکن است و تا زمانی که مجبور نشده و یا توجیهی بیربط با واقعیت پیدا نکرده، استعفا ندادهاند.»
صدیقی پیش از استعفا و در خطبههای نماز جمعه تهران در ۲۷ تیر خواستار «وحدت» در کشور شد و از مردم خواست «به یکدیگر گیر ندهند».
یاشار سلطانی، روزنامهنگار، اسفند ۱۴۰۲ اسناد فساد مالی صدیقی را در پرونده چهار هزار و ۲۰۰ متر مربع باغ هزار میلیارد تومانی ازگل افشا کرد. ازگل که تحت تصرف حوزه علمیهای به مدیریت صدیقی قرار داشت، با قیمت ۶.۶ میلیارد تومان معامله شده بود.
هممیهن همچنین از ستاد مرکزی ائمه جمعه خواستار شفافسازی شد و پرسید آیا علت واقعی استعفای صدیقی همان است که در متن منتشر شده آمده یا با یک «روایتسازی» ضعیف روبهرو هستیم که همگان از واقعیت پشت پرده آن آگاهند؟
این روزنامه افزود: «جالب این است که در کنار این استعفا گفته میشود بهزودی جانشین او در ستاد امر به معروف و نهی از منکر نیز تعیین خواهد شد و این نیز ماجرا را روشنتر کرده است؛ ماجرایی که آشکارا انکار میشود.»
صدیقی که از چهرههای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی به شمار میرود، همراه با پسرانش از طریق یک شرکت خانوادگی به نام «پیروان اندیشههای قائم»، باغ ازگل را تصاحب کردند.
این شرکت در خرداد ۱۴۰۲ به نام صدیقی و دو پسرش و با مشارکت نزدیکانش از جمله جواد عزیزی، رییس پیشین اداره املاک شهرداری تهران، به ثبت رسید.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۸ خرداد بدون ذکر نام محمدمهدی و محمدحسین صدیقی گزارش داد آنها حتمالا چهارم خرداد بازداشت شدهاند و پروندهشان «با دقت و حساسیت ویژهای در حال پیگیری است».
صدیقی ۱۹ خرداد در نخستین واکنش خود، بازداشت «فرزند» و نه فرزندانش را تایید کرد و گفت «اگر اتهامی که منتسب کردهاند، درست باشد و ثابت شود»، او «تابع» هر تصمیم قانونی خواهد بود که درباره پسرش گرفته شود.
او افزود: «بنده هیچگونه پیگیری درباره بازداشت فرزندم نکردهام و حتی دنبال ایشان نرفتهام.»
پسران صدیقی در شرکتهای دیگری از جمله «آریا معدن پرگاس» و دو شرکت فعال در حوزه هتلداری نیز فعالیت دارند.
پس از افشای اسناد این زمینخواری، حسن مرادی، مدیر حوزه علمیه خمینی، فروردین ۱۴۰۳ گفت صدیقی شخصا سند انتقال زمین به شرکت خصوص خانوادگی را امضا کرده است.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد هر طرحی که بتواند «حق غنیسازی در ایران» را تامین کند، در مذاکرات هستهای قابل بررسی خواهد بود.
بقایی دوشنبه ۱۳ مرداد در نشست خبری هفتگی خود به طرح «مناره» ارائهشده از سوی محمدجواد ظریف، وزیر خارجه دولت حسن روحانی، واکنش نشان داد و گفت خود او بهتر میتواند درباره جزییات طرحش توضیح دهد.
او افزود راهاندازی «کنسرسیوم» موضوع جدیدی نیست و از سالها پیش و در جریان مذاکرات، این ایده بهعنوان یکی از ابتکارها مطرح بوده، اما تهران هیچگاه وارد جزییات اجرایی آن نشده است.
سخنگوی وزارت خارجه تاکید کرد در کشوری که موضوع هستهای و مسائل مرتبط با آن نزدیک به دو دهه در دستور کار رسمی سیاست خارجی قرار داشته، تلاش افرادی مانند ظریف برای بیان دیدگاهها و ارائه پیشنهادهایشان «امری طبیعی» است.
پیش از جنگ ۱۲ روزه، پنج دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، هفتم مرداد در سخنرانی خود به مناسبت چهلم کشتهشدگان جنگ اخیر، بهصورت تلویحی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران تاکید کرد و گفت ملت ایران «دین و دانش» خود را رها نمیکند.
بقایی در ادامه اظهارات خود گفت: «ما همواره تاکید کردهایم موضوع غنیسازی در ایران، بهعنوان بخشی لاینفک از حقوق جمهوری اسلامی در چارچوب معاهده منع اشاعه، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.»
او اضافه کرد تهران هر طرحی را که قادر باشد «این مولفه مهم را تامین و تضمین کند»، قابل بررسی میداند.
در روزهای اخیر گمانهزنیها درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و همچنین احتمال فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی آلمان، فرانسه و بریتانیا، موسوم به تروئیکای اروپایی، بالا گرفته است.
مناره چیست و آیا میتواند جانشین کنسرسیوم منطقهای شود؟
ظریف و محسن بهاروند، سفیر سابق جمهوری اسلامی در بریتانیا، ۹ مرداد در یادداشت مشترکی در روزنامه گاردین، طرحی تازه برای «همکاری هستهای صلحآمیز در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و کاهش تنشها در منطقه» پیشنهاد کردند.
آنها نام این طرح را «مناره» گذاشتند که مخفف عبارت انگلیسی معادل «مرکز تحقیق، توسعه و پیشرفت هستهای در خاورمیانه» است.
به گفته آنها، مناره نهادی منطقهای با امکان عضویت تمام «کشورهای واجد شرایط خاورمیانه و شمال آفریقا» خواهد بود. شرط عضویت هم رد توسعه یا استقرار سلاح هستهای و تعهد به راستیآزمایی متقابل در زمینه پایبندی به این اصل عنوان شده است.
مناره در ازای این تعهد، به اعضا کمک خواهد کرد تا از «فناوری صلحآمیز هستهای» در حوزههایی چون تولید انرژی، پزشکی، کشاورزی و پژوهش علمی بهرهمند شوند.
بر اساس این یادداشت، دفتر مرکزی مناره در یکی از کشورهای عضو مستقر میشود و دفاتر منطقهای و احتمالا تاسیسات مشترک غنیسازی در دیگر کشورها راهاندازی خواهند شد.
همچنین هیات امنایی متشکل از نمایندگان ملی وظیفه نظارت بر فعالیت اعضا را بر عهده خواهند داشت و ناظران بینالمللی از سازمان ملل، شورای امنیت و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز دعوت خواهند شد.
ظریف و بهاروند خواهان حمایت کشورها از این طرح شدند و تاکید کردند یک نشست منطقهای تحت نظارت سازمان ملل و با حمایت قدرتهای جهانی میتواند پایهگذار این ابتکار باشد.
در جریان مذاکرات پیشین تهران و واشینگتن، چندین بار موضوع تاسیس «کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم» مطرح شد.
پیشتر در ۱۴ خرداد، پایگاه خبری آکسیوس به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد تهران آماده است چارچوب یک توافق هستهای با آمریکا را بر پایه این ایده بنا کند، مشروط بر آنکه چنین کنسرسیومی در داخل خاک ایران مستقر باشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۹ مرداد بار دیگر اعلام کرد برنامه هستهای حکومت ایران در پی حمله هوایی آمریکا در اول تیر نابود شده است.
او در عین حال هشدار داد جمهوری اسلامی ممکن است فعالیتهای هستهای خود را در سایتهای جدید از سر بگیرد.






