فرمانده ارتش جمهوری اسلامی: تهدید اسرائیل را تمامشده نمیدانیم

در میانه گمانهزنیها درباره احتمال شعلهور شدن آتش دوباره جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش، گفت تهران تهدید «دشمن» را تمامشده تلقی نمیکند.

در میانه گمانهزنیها درباره احتمال شعلهور شدن آتش دوباره جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش، گفت تهران تهدید «دشمن» را تمامشده تلقی نمیکند.
حاتمی روز یکشنبه ۱۲ مرداد در جمع فرماندهان و مسئولان ارشد نیروی زمینی ارتش با اشاره به اظهارات علی خامنهای مبنی بر اینکه «ما یک درصد تهدید را باید ۱۰۰ درصد تهدید تلقی کنیم»، گفت: «نباید دشمن را دستکم گرفت و تهدید آن را تمامشده تلقی کرد.»
او افزود قدرت موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی همچنان پابرجا و آماده عملیات است، «همانگونه که تا لحظه آخر تحمیل آتشبس به دشمن، حملات خود را ادامه دادیم».
پیشتر و در اواسط تیرماه یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در مراسمی نظامی هشدار داد در صورت تهدید دوباره از سوی جمهوری اسلامی، ارتش اسرائیل بار دیگر به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران حمله خواهد کرد و این بار هیچ نقطهای در امان نخواهد بود.
او ۱۹ تیر در در مراسم فارغالتحصیلی دوره خلبانی نیروی هوایی در پایگاه حتسریم گفت: «اگر ناچار به بازگشت شویم، این بار با قدرتی بیشتر بازخواهیم گشت.»
مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم هم اخیرا با اشاره به اینکه آتشبس بین اسرائیل و جمهوری اسلامی «باعث کاهش تنشها بین دو کشور نشده»، در گزارشی نوشت: «آمادگیهای نظامی در خفا ادامه دارد و سراسر منطقه روی بشکه باروتی قرار گرفته که ممکن است هر لحظه منفجر شود.»
این مرکز افزود که در هفتههای اخیر مجموعهای از انفجارها و آتشسوزیهای مرموز در تاسیسات حیاتی ایران رخ داده که تهران معتقد است کار اسرائیل است. با وجود توقف نسبی درگیری، هیچ چارچوب نظارتی یا سیاسی برای تداوم آتشبس میان طرفین وجود ندارد.
کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل نیز در گزارشی تحلیلی نوشت که با وجود آتشبس، تهران و تلآویو خود را برای دور بعدی رویارویی آماده میکنند. به گفته این رسانه، نبرد ممکن است زودتر از انتظار آغاز شود.
این رسانه با اشاره به انفجارهای مرموز اخیر در ایران و عدم بازگشت جمهوری اسلامی به مذاکرات، نوشت که تهران مشغول بازسازی سامانههای دفاعی و موشکی خود است و همزمان از احتمال «حمله پیشدستانه» سخن میگوید.
امیر حاتمی در ادامه سخنانش گفت اسرائیل با توهم آسیب به نظام جمهوری اسلامی، توطئههای مختلفی را در دستور کار داشت، اما با دیدن «شکوه پایداری معجزه آسای ملت ایران» فهمید که «خطایی راهبردی» مرتکب شده است.
اسرائیل در خرداد ماه با آغاز جنگی ۱۲ روزه علیه حکومت ایران، توانست خسارات جدی به زیرساختهای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی وارد کند. این عملیات با ترور فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و «دانشمندان هستهای» ایران، عمق نفوذ اطلاعاتی اسرائیل را نیز به نمایش گذاشت. حضور فعال ایالات متحده و مشارکت مستقیم دونالد ترامپ در این حملات، موضع داخلی نتانیاهو را تقویت کرد.

یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، در پاسخ به انتقادها درباره اینکه چرا چین و روسیه در جریان جنگ ۱۲ روزه به ایران کمک نکردند، گفت چون تهران از آنها کمک نخواست و از طرفی، قراردادهای طولانیمدت با این دو کشور شامل الزام آنها به دفاع از جمهوری اسلامی در جریان جنگ نمیشود.
جوانی در ویدیویی که وبسایت معاونت سیاسی سپاه منتشر کرده، گفت هنگام جنگ در سطح جامعه مطرح شد مگر ما با چین و روسیه قراردادهای ۲۵ ساله و ۲۰ ساله همکاری نداشتیم، چرا آنها در با ما همکاری نکردند.
او در پاسخ گفت باید به این نکته توجه داشت که ماهیت این قراردادهای تهران با چین و روسیه، شامل «دفاع متقابل یا طرفینی به اینکه اگر هر کدام از کشورها وارد جنگ شدند، دیگری به نفع آن کشور وارد جنگ شود» نمیشود.
به گفته این مقام سپاه، در قراردادها به همکاریهای نظامی، خرید و فروش تجهیزات و موارد اینچنینی اشاره شده اما خلاف پیمانهای امنیتی مشابه، در این نمونهها آنها متعهد به کمک و مشارکت برای مقابله با تهدیدات نشدهاند.
جوانی افزود: «مثلا ما با مسکو قرارداد همکاری نظامی داریم، اما اینطور نبود که وقتی روسیه با اوکراین وارد جنگ شد ما متعهد شده باشیم در کنار روسیه وارد جنگ شویم که آنها متقابلا چنین تعهدی را داشته باشند.»
خبرگزاری رویترز دوم تیر به نقل از منابع ایرانی گزارش داد تهران از میزان حمایت مسکو از جمهوری اسلامی راضی نیست و خواستار اقدام موثرتر مسکوست.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، روسیه حملات آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی را اقدامی توجیهناپذیر و «تجاوزکارانه» توصیف کرد و چین نیز خواستار «خویشتنداری» و گفتوگو برای حل و فصل بحران شد.
آنها حمله نظامی اسرائیل را هم محکوم کردند، اما هیچ اقدام دفاعی انجام ندادند.
نشریه فارینپالیسی ۱۰ مرداد در تحلیلی «سکوت و انفعال پکن» در برابر حمله به متحد خود را نشانهای از محدودیتهای واقعی چین در مدیریت بحرانهای نظامی و ضعف ساختاری این کشور در اتحادهای غیررسمیاش با کشورهایی نظیر ایران و روسیه خواند.
معاون سیاسی سپاه در دفاع از روسیه و چین گفت جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه از «هیچ کشوری و حتی از اضلاع مقاومت» درخواست کمک نکرد.
جوانی افزود: «ضمن آنکه شخص (ولادیمیر) پوتین در خلال جنگ در حوزه سیاسی و دیپلماتیک اقدامات قابل توجهی را به نفع جمهوری اسلامی در مجامع بینالمللی و همراهیهایی را داشت که به لحاظ سیاسی باید انجام میداد.»
روزنامه جمهوری اسلامی ۱۷ تیر در مطلبی، کارنامه روسیه در جنگ ۱۲ روزه را «عبرتآموز» خواند و نوشت داستان پدافند اس۴۰۰ روسی که باوجود وعدههای چندین ساله هرگز به ایران داده نشد، شاهد دیگری بر قابل اعتماد نبودن این همسایه شمالی است.
این روزنامه نوشت باید دید آیا چینیها که گفتهاند «اجازه نمیدهیم روسیه در اوکراین شکست بخورد»، برای برطرف ساختن ضعف پدافندی ایران هم کاری خواهند کرد یا پیمان همکاری ۲۰ ساله با چین هم فقط «یک کاغذپاره» است.

در پی بروز علائم مسمومیت غذایی میان دهها نفر از اهالی یکی از روستاهای شهرستان تفت یزد در جریان مراسم عزاداری، مقامهای بهداشتی از نمونهبرداری میکروبی از آب و غذای مصرفشده خبر دادهاند و میگویند علت دقیق حادثه هنوز مشخص نشده است.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، مسعود دانشی، رییس شبکه بهداشت و درمان شهرستان تفت، با تایید این مسمومیت دستهجمعی اعلام کرد: «این اتفاق در یک مراسم عزاداری رخ داده و ۵۰ نفر از شرکتکنندگان ساعاتی پس از مصرف غذای توزیعشده، با علائمی مانند تهوع، اسهال، سرگیجه و درد شکم به مرکز خدمات جامع سلامت منطقه مراجعه کردند.»
او با اشاره به انجام آزمایشهای میکروبی بر روی نمونههای آب و مواد غذایی افزود: «منتظر نتایج آزمایشها هستیم تا منبع دقیق آلودگی مشخص شود.»
بر اساس گزارشهای رسمی، ۸۰ درصد افراد مسموم بهصورت سرپایی درمان و ترخیص شدهاند. شماری نیز در بیمارستان بهشتی تفت بستری شده بودند که به گفته دکتر دانشی، آنها نیز پس از دریافت خدمات درمانی، مرخص شدهاند و حال عمومی همه بیماران مساعد گزارش شده است.
رییس شبکه بهداشت تفت همچنین تاکید کرد که «طغیان بیماری» در منطقه کنترل شده و نگرانی برای گسترش آن وجود ندارد.
شهرستان تفت در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی یزد واقع شده و با توجه به برگزاری گسترده مراسم مذهبی در این فصل، مسئولان بهداشتی نسبت به رعایت اصول بهداشت فردی و تغذیهای در این تجمعها هشدار دادهاند.
سالانه هزاران قربانی و دهها مرگ بر اثر غذای آلوده در ایران
در حالی که مقامهای وزارت بهداشت از ثبت بیش از ۴ هزار مورد مسمومیت غذایی در سال ۱۴۰۱ خبر دادهاند، یافتههای یک مطالعه علمی نیز نشان میدهد که بیماریهای ناشی از مصرف غذای آلوده سالانه جان دهها نفر را در ایران میگیرد؛ مرگهایی که عمدتا در میان سالمندان، ساکنان مناطق شهری و در فصول گرم سال رخ میدهد.
اعتمادآنلاین و ایسنا، در گزارشهایی در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، به آمار و یافتههای منتشرشده از سوی مسئولان بهداشت و پژوهشگران دانشگاهی در ایران پرداختند که ابعاد نگرانکنندهای از بحران ایمنی غذایی در کشور را نمایان کرد.
بر اساس اظهارات حسین فرشیدی، معاون بهداشت وزیر بهداشت، تنها در سال ۱۴۰۱ حدود ۴ هزار مورد مسمومیت غذایی در کشور ثبت شده که بیش از دو هزار مورد آن مستقیما ناشی از مصرف غذای ناسالم بوده است. به گفته این مقام دولتی، از مجموع این آمار، ۳۷۰۰ مورد به دلیل آلودگی در آب و مواد غذایی گزارش شدهاند. فرشیدی همچنین با اشاره به اینکه سالانه ۴۲۰ هزار نفر در جهان بر اثر مصرف غذای ناسالم جان خود را از دست میدهند، هشدار داد که ۴۰ درصد این قربانیان را کودکان زیر ۵ سال تشکیل میدهند.
در همین حال، بر اساس نتایج پژوهشی که توسط محققان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده و در سال ۱۴۰۰ در مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران منتشر شده است، میزان مرگومیر ناشی از بیماریهای منتقل شده از طریق غذا در ایران طی بازه سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۷، بهطور متوسط ۱۰ نفر به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت برآورد شده است.
بر پایه یافتههای این تحقیق، بیشترین مرگومیرها در میان مردان، سالمندان بالای ۶۰ سال، ساکنان شهرها و عمدتا در فصول گرم رخ داده است. بر اساس این دادهها، مهمترین عوامل مرگآفرین در این حوزه شامل باکتریهای استافیلوکوکوس اورئوس (با نرخ ۷.۷ مرگ در هر یک میلیون نفر)، سالمونلا، کلستریدیوم بوتولینوم و اشریشیا کلی بودهاند. به گفته پژوهشگران، تغییر سبک زندگی، گسترش مصرف فستفودها، و کاهش ایمنی در زنجیره تامین غذا، از جمله دلایل افزایش موارد مسمومیت غذایی در ایران طی سالهای گذشته بوده است.
حسین فرشیدی در سخنرانی خود در همایش روز جهانی ایمنی غذایی همچنین اعلام کرد که در نوروز ۱۴۰۲ بیش از یک میلیون مورد بازرسی بهداشتی از مراکز تهیه، تولید و توزیع مواد غذایی در کشور انجام شده که در نتیجه آن، ۷۶۷ هزار کیلوگرم مواد غذایی فاسد از چرخه مصرف خارج و ۳۷۰۰ مرکز متخلف نیز پلمب شدهاند.
او همچنین با اشاره به روند توسعه دفاتر خدمات سلامت در کشور گفت: «در حال حاضر ۲۷۵ دفتر سلامت در سراسر ایران فعال هستند که نقش موثری در افزایش خوداظهاری و نظارت بر مراکز غذایی دارند.» به گفته او، در سال گذشته ۹۰ هزار تن روغن خوراکی وارداتی نیز بهدلیل نگرانی از سلامت مصرفکنندگان، برگشت خورد و وارد بازار نشد.
معاون بهداشت وزارت بهداشت با تاکید بر اینکه غذای ناسالم میتواند عامل بروز بیش از ۲۰۰ نوع بیماری، از اسهال گرفته تا سرطانها باشد، خواستار اصلاح الگوی غذایی در کشور شد. به گفته او، رژیم غذایی رایج امروز، که با افزایش مصرف غذاهای خیابانی، فستفودها و خوراکیهای فرآوریشده همراه است، با فرهنگ سنتی تغذیه در ایران در تضاد است و سلامت عمومی را تهدید میکند.
او همچنین نسبت به دسترسی روزافزون کودکان به خوراکیهایی نظیر پفک و تنقلات پرنمک هشدار داد و خواستار مداخله نظاممند در مدارس و خانوادهها برای اصلاح این روند شد.
فرشیدی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد که «سواد تغذیهای» جامعه باید افزایش یابد و این مهم از سنین پایین آغاز شود. به باور او، اصلاح الگوی غذایی میتواند در کنترل بیماریهایی مانند فشار خون، دیابت، چاقی و حتی سرطانها نقش کلیدی ایفا کند. او خاطرنشان کرد که «کاهش ۲۵ درصدی مصرف نمک در کشور میتواند تاثیر چشمگیری در کاهش بیماریهای مزمن و پرمرگومیر داشته باشد.»
در جمعبندی این گزارش، کارشناسان بهداشت و درمان، مسمومیتهای غذایی را نه صرفا رویدادی تصادفی، بلکه پیامی هشدارآمیز از یک بحران ساختاری در نظام ایمنی غذایی ایران میدانند؛ بحرانی که با گسترش شهرنشینی، ضعف نظارت مستمر، تغییر الگوهای غذایی و کمتوجهی به آموزش و اطلاعرسانی، به تهدیدی فزاینده برای سلامت عمومی بدل شده است.

طبق پستی که در صفحه مهوش (سایه) صیدال، زندانی سیاسی، منتشر شده است، او از چند روز قبل به دلیل اعتراضات مکررش به شرایط زندان و انتشار فایلهای صوتی، به سلول انفرادی زندان قرچک منتقل شده است.
این زندانی سیاسی در یک تماس تلفنی کوتاه، از وضعیت جسمی و روحی نامناسب خود خبر داده است.
بر اساس گزارشها، در مدت این تماس کوتاه، فردی در کنار سایه صیدال حضور داشت تا مکالمه تلفنی را به سرعت پایان دهد و او را به سلول انفرادی بازگرداند.
همچنین به سایه صیدال اعلام شده که پس از پایان دوره انفرادی، به بند عمومی و محل نگهداری زندانیان خطرناک منتقل خواهد شد.
صیدال تاکید کرده که حاضر به انتقال به بند عمومی نیست و ترجیح میدهد در انفرادی بماند.

مقامهای اطلاعاتی اسرائیل در واپسین ماههای حکومت شاه، با رد درخواست برای ترور روحالله خمینی، فرصتی تاریخی برای جلوگیری از شکلگیری جمهوری اسلامی ایران را از دست دادند.
شنبه ۱۱ مرداد، روزنامه جروزالمپست با انتشار گزارشی تحلیلی از تصمیمهای موساد در روزهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ نوشت که خودداری این سازمان از حذف رهبر وقت اپوزیسیون ایران، تبعاتی داشت که همچنان سیاست خاورمیانه را تحتتاثیر قرار داده است.
بر اساس این گزارش، در ژانویه ۱۹۷۹ و همزمان با خروج محمدرضا شاه پهلوی از کشور، الیعزر تساپفیر، رییس وقت دفتر موساد در تهران، در میان آشوبهای امنیتی به ستاد مرکزی ساواک، سازمان اطلاعاتی شاه، رفت. تساپفیر در حالی در فضای متلاشیشده این نهاد امنیتی قدم میزد که در خیابانها انقلابیون مسلح با کلاشینکف گشت میزدند و یک ژنرال وحشتزده به او التماس میکرد تا او را از کشور خارج کند.
در چنین فضایی، شاپور بختیار، نخستوزیر تازه منصوب شده، پیامی فوری برای موساد فرستاد: روحالله خمینی را در تبعیدگاهش در نزدیکی پاریس ترور کنید. این درخواست، به نوشته جروزالمپست، جلسهای اضطراری را در تلآویو به ریاست اسحاق حوفی، رییس وقت موساد، رقم زد؛ جلسهای که در آن سرنوشت یکی از سرنوشتسازترین تصمیمات تاریخ معاصر خاورمیانه رقم خورد.
یوسی آلفر، تحلیلگر ارشد ایران در موساد که در آن جلسه حضور داشت، بعدها در خاطرات خود نوشت که حوفی به دلایل اخلاقی مخالف ترور رهبران سیاسی خارجی بود. یکی دیگر از فرماندهان باسابقه موساد که سالها در ایران فعالیت کرده بود نیز معتقد بود خمینی تهدیدی نیست و نظام شاهنشاهی توان مقابله با او را دارد.
اما بخش عمدهای از مخالفتها نه بر مبنای اخلاق، بلکه بر پایه عدم قطعیت اطلاعاتی و ملاحظات دیپلماتیک بود. آلفر اذعان کرده که موساد شناخت کافی از خمینی و شبکههایش نداشت و با وجود حضور هزاران اسرائیلی در ایران، اطلاعات از نیروهای اپوزیسیون ناقص بود. در همین حال، یکی از افسران ارشد واحد سزاریا، بازوی عملیاتهای ویژه موساد، به روشنی گفته بود که از منظر فنی، حذف خمینی در نزدیکی پاریس کار دشواری نبود.
با این حال، نگرانیهای سیاسی و دیپلماتیک بر همه ملاحظات فائق آمد. تحلیلگران هشدار دادند که چنین اقدامی میتواند روابط با فرانسه را تخریب کند، باعث اعتراض جهان اسلام شود، به خمینی وجهه یک شهید ببخشد، و حتی به روابط اسرائیل با مسکو و واشینگتن آسیب بزند. نهایتا، حوفی تصمیم گرفت وارد عملیات نشوند. به گفته تساپفیر، او به بختیار پاسخ داد که اسرائیل «پلیس جهان» نیست.
دو هفته بعد، اول فوریه ۱۹۷۹، خمینی با پرواز ایر فرانس به تهران بازگشت و با استقبال میلیونی مردم روبهرو شد. بختیار، برای کاهش فشار، دستور انحلال ساواک را صادر کرد اما این تصمیم نیز نتوانست نظام را نجات دهد. تنها ۱۰ روز بعد، دولت بختیار سقوط کرد. ناصر مقدم، رییس وقت ساواک، اعدام شد و خود بختیار نیز سالها بعد در پاریس توسط ماموران جمهوری اسلامی ترور شد.
پس از بازگشت، خمینی بیدرنگ ایران را به جمهوری اسلامی تبدیل کرد. دشمنی علنی با آمریکا و اسرائیل را آغاز کرد، بحران گروگانگیری ۴۴۴ روزه را رقم زد و مسیر تقابل با غرب را تثبیت کرد. صدام حسین، رهبر وقت عراق، با تصور ضعف حاکمیت جدید، جنگ هشتسالهای را آغاز کرد که صدها هزار کشته بر جای گذاشت.
در سالهای بعد، صدور ایدئولوژی انقلابی ایران به منطقه آغاز شد. سفارت اسرائیل در تهران به سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات واگذار شد. اردوگاههای فلسطینی تحت نظارت سپاه پاسداران، محل آموزش بنیانگذاران حزبالله لبنان شدند. سپاه پاسداران، که ابتدا با هدف حفاظت از انقلاب شکل گرفته بود، به یک امپراتوری شبهنظامی فراملی با دهها نیروی نیابتی در سراسر منطقه بدل شد.
محسن سازگارا، یکی از بنیانگذاران سپاه، سالها بعد در گفتوگو با جروزالمپست اعتراف کرد که این نهاد به «هیولایی» تبدیل شده که در ابتدا چنین تصوری از آن نداشتند.
ایران با بهرهگیری از گروههای نیابتی، راهبرد محاصره اسرائیل را دنبال کرد، درگیریهای فرقهای را در عراق، لبنان و سوریه دامن زد و نفوذ خود را در خلیج فارس و یمن گسترش داد. از بمبگذاری مرکز یهودیان بوئنوسآیرس در سال ۱۹۹۴ تا مشارکت در جنگ حماس و اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، ردپای آن تصمیم سال ۱۹۷۹ همچنان در سیاست جهانی دیده میشود.
به گفته تحلیلگران، این اشتباه راهبردی اسرائیل ریشه در فرضیات اشتباهی داشت که تحت عنوان «دکترین حاشیه» از دهه ۵۰ میلادی بنیانگذاری شده بود. بر اساس این دکترین، اسرائیل تلاش میکرد با قدرتهای غیرعرب منطقه مانند ایران، ترکیه و اتیوپی متحد شود و در برابر ناسیونالیسم عربی جبهه تشکیل دهد.
این اتحاد منجر به همکاری گسترده اطلاعاتی و نظامی میان تلآویو و تهران شد؛ از تجهیز ساواک به سیستمهای شنود الکترونیکی گرفته تا ساخت زیرساختهای انرژی توسط مهندسان اسرائیلی و حتی تامین مالی نیمی از خط لوله ایلات–اشکلون توسط ایران. این نزدیکی باعث شد بسیاری از مقامهای ارشد اسرائیلی گمان کنند ایران را به خوبی میشناسند.
در همین حال، موساد تهدید خمینی و نفوذ او در میان اقشار سنتی را نادیده گرفت؛ در حالی که صدها هزار نوار سخنرانی او از فرانسه به ایران قاچاق میشد. بختیار بعدها افشا کرد که از دولتهای آمریکا، بریتانیا و فرانسه نیز خواسته بود در حذف خمینی اقدام کنند اما همه این درخواستها رد شده بود.
در واپسین تحلیل، هنوز میان مقامهای وقت موساد اختلافنظر وجود دارد که اگر عملیات حذف خمینی انجام میشد، مسیر تاریخ چگونه تغییر میکرد. برخی معتقدند که مرگ او میتوانست انقلاب را متوقف یا دستکم به مسیر میانهروانهتری سوق دهد. برخی دیگر هشدار میدهند که چنین اقدامی شاید خمینی را به شهید بدل میکرد و حتی سرعت فروپاشی نظام شاهنشاهی را افزایش میداد.
با این حال، به نوشته جروزالمپست، یک واقعیت روشن است: استقرار جمهوری اسلامی ایران نه اجتنابناپذیر بود و نه حتی از سوی ناظران نزدیک پیشبینی شده بود.
الیعزر تساپفیر، مامور موساد در تهران، سالها بعد با حسرت گفت: «اگر خمینی را حذف کرده بودیم و لو میرفتیم، آیا دنیا میفهمید ما آنها را از چه چیزی نجات دادیم؟»
یوسی آلفر، تحلیلگر ارشد موساد، نیز اعتراف کرد: «با توجه به همه آسیبی که خمینی به اسرائیل، منطقه و حتی ایران زد، اگر به عقب برمیگشتم، مشاورهام در قبال درخواست بختیار فرق میکرد.»

باوجود تعیین نرخهای مصوب و افزایش رسمی قیمت مرغ، گزارشها حاکی از آن است که مصرفکنندگان، بهویژه استفادهکنندگان از طرح کالابرگ، ناچار به خرید مرغهای بستهبندیشده با قیمتهایی تا ۱۶۵ درصد بالاتر از نرخ مصوب هستند.
وبسایت خبری جماران شنبه ۱۱ مرداد از افزایش ۱۱۲ تا ۱۶۵ درصدی قیمت مرغ بهدلیل بستهبندی گزارش داد و نوشت این اختلاف قیمت که در مواردی به بیش از ۵۰ هزار تومان در هر بسته میرسد، نارضایتی گستردهای را در میان خریداران به همراه داشته است.
کارشناسان میگویند هزینه واقعی بستهبندی مرغ حدود ۱۰ هزار تومان است و افزایش چند برابری قیمتها تحت عنوان بستهبندی، قابل توجیه نیست.
این وضعیت نشان میدهد حتی با اختصاص یارانه، مرغ با قیمتی بالاتر به دست بسیاری از مصرفکنندگان در فروشگاههای طرف قرارداد طرح کالابرگ میرسد.
یک شهروند گفت: «مرغ بستهبندی را کیلویی بیش از ۲۰۰ هزار تومان خریدهام، در حالی که قیمت ترهبار کیلویی ۱۰۸ هزار تومان است. برای دو کیلو مرغ، ۴۱۲ هزار تومان پرداختهام، یعنی نزدیک به ۲۰۰ هزار تومان بیشتر از قیمت واقعی. این در حالی است که از یارانهام نیز مبلغی کم شده است.»
خریدار دیگری با اشاره به نبود مرغ تازه با قیمت مصوب در فروشگاههای کالابرگی گفت گزینهای جز خرید مرغ بستهبندی ندارد، اما بلافاصله بعد از رسیدن به خانه، بسته را دور میاندازد و نمیداند چرا باید برای چیزی که هیچ ارزشی برایش ندارد، هزینه اضافه پرداخت کند.
در مقابل، یکی از فروشندگان گفت تنها دلیل این گرانیها نوع عرضه آن نیست و گاهی کمیاب شدن برخی قطعات گوشت مرغ در بازار، باعث افزایش قیمت میشود.
رسانههای ایران ۹ مرداد با اشاره به قیمت کالاهای اساسی مانند مرغ، گوشت، برنج، روغن و شکر نوشتند هر کیلوگرم مرغ ۱۲۵ هزار تومان و هر بسته ۱.۸ کیلوگرمی سینه مرغ ۴۱۲ هزار تومان قیمت دارد.
حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، در یک برنامه تلویزیونی گفت اگر مرغ گران میشود، به این دلیل است که «بخشی از آن ارز دولتی نمیگیرد».
او با ذکر یک نمونه افزود افزایش ۹.۷ درصدی قیمت روغن بهخاطر روغن خام نیست، بلکه به بستهبندی آن مربوط میشود، زیرا در و بدنه پلاستیکی ظرف روغن، ارز دولتی نمیگیرند.
همزمان با ادامه موج گرانی کالاهای اساسی و افزایش قیمت مواد غذایی، مرکز آمار ایران ششم مرداد اعلام کرد نرخ تورم نقطه به نقطه در تیرماه از ۴۱ درصد فراتر رفته است؛ رقمی که بیشترین میزان این شاخص در دو سال اخیر محسوب میشود.







