ماهواره «ناهید ۲» جمهوری اسلامی از پایگاهی در روسیه به فضا پرتاب شد

همزمان با افزایش تنشها بر سر برنامه موشکی و فضایی جمهوری اسلامی، ماهواره «ناهید ۲» از پایگاه وستوچنی روسیه به فضا پرتاب شد.

همزمان با افزایش تنشها بر سر برنامه موشکی و فضایی جمهوری اسلامی، ماهواره «ناهید ۲» از پایگاه وستوچنی روسیه به فضا پرتاب شد.
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، جمعه سوم مردادماه نوشت: «ساخت و پرتاب این ماهواره حدود ۱۱۰ کیلوگرمی یکی از مهمترین گامهای صنعت فضایی ایران برای ارتباطات ماهوارهای، ایجاد منظومههای ماهوارهای مخابراتی ارتفاع پایین (LEO) و ماهوارههای مخابراتی ارتفاع بالا (GEO) است.»
ایرنا افزود با قرار گرفتن ماهواره ناهید ۲ در مدار، «فناوریهای بومی فضایی برای ارتباطات باند KU» برای نخستین بار بهصورت عملیاتی آزمایش میشوند.
باند KU، مخفف عبارتی در زبان آلمانی به معنای «کوتاه پایین»، یکی از باندهای فرکانسی مورد استفاده در ارتباطات ماهوارهای است و در حوزههای نظامی و هواشناسی، ماموریتهای فضایی، پخش تلویزیونی و اینترنت ماهوارهای کاربرد دارد.
خبرگزاری ایسنا هم گزارش داد این ماهواره «با پرتابگر سایوز روسیه» و «پس از چند نوبت تاخیر» به فضا پرتاب شد.
پیشتر در ۳۰ تیرماه، سازمان فضایی ایران از آزمایش یک موشک ماهوارهبر جدید به نام «قاصد» خبر داد و هدف از آن را «ارزیابی برخی فناوریهای جدید در حال توسعه صنعت فضایی ایران» عنوان کرد.
انجام این آزمایش آن هم پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و در آستانه دور جدید گفتوگوهای تهران و غرب، بر اهمیت ابعاد فنی، سیاسی، نظامی و امنیتی آن افزوده است.
ناهید ۲ در «مدار ۵۰۰ کیلومتری» زمین
ایرنا در ادامه گزارش خود از پرتاب ماهواره ناهید ۲ نوشت در جریان این عملیات «سایر فناوریهای فضایی نظیر کنترل وضعیت سهمحوره، ارتباطات دوطرفه در سایر باندهای فرکانسی، مدیریت داده و توزیع توان» مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهند گرفت.
این خبرگزاری افزود ناهید ۲ که یک ماهواره مخابراتی ساخت ایران است، نخستین بار در بهمنماه ۱۴۰۱بهصورت نمونه کیفی رونمایی شد و اکنون نمونه پروازی آن نیز آماده شده است.
بر اساس این گزارش، عمر این ماهواره دو سال خواهد بود، در «مدار ۵۰۰ کیلومتری» قرار میگیرد و «باند فرکانسی آن KU ،X و UHF است».
وحید یزدانیان، رییس پژوهشگاه فضایی ایران، دوم خرداد اعلام کرده بود علاوه بر ناهید دو، ماهواره «پارس ۲» نیز «بهزودی» در صف پرتاب قرار خواهد گرفت.
پایگاه خبری بلومبرگ ۲۹ فروردین گزارش داد برنامه فضایی حکومت ایران با وجود تحریمهای آمریکا تقویت شده است.
بر اساس این گزارش، برنامه فضایی جمهوری اسلامی بهطور موازی از سوی سازمان فضایی ایران و سپاه پاسداران پیگیری میشود؛ موضوعی که به گفته مقامهای آمریکایی، مشابهتهایی با برنامه موشکی تهران دارد و نگرانکننده تلقی میشود.

پایگاه خبری فایننشالتایمز گزارش داد در صورتی که جمهوری اسلامی با شروطی از جمله از سرگیری مذاکرات با واشینگتن و همکاری با بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت کند، کشورهای اروپایی آمادهاند ضربالاجل بازگشت تحریمهای بینالمللی در قالب مکانیسم ماشه را تمدید کنند.
فایننشالتایمز جمعه سوم مرداد به نقل از دیپلماتهای غربی نوشت انتظار میرود فرانسه، بریتانیا و آلمان، موسوم به تروئیکای اروپایی، در مذاکرات آتی با حکومت ایران پیشنهاد تعویق چندماهه ضربالاجل بازگشت تحریمها را مطرح کنند.
در صورت عدم تمدید این مهلت، کشورهای اروپایی باید تا اواسط سپتامبر (اواخر شهریور) درباره استفاده از مکانیسم ماشه در چارچوب برجام تصمیمگیری کنند، زیرا برخی مفاد این توافق ۲۶ مهر منقضی خواهند شد.
دیپلماتهای فرانسه، بریتانیا و آلمان قرار است سوم مرداد با تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی در استانبول دیدار کنند.
خبرگزاری رویترز دوم مرداد گزارش داد هدف این نشست بررسی احتمال دستیابی به توافقی دیپلماتیک برای جلوگیری از فعالسازی مکانیسم ماشه است.
این نخستین مذاکرات هستهای نمایندگان تروئیکای اروپایی و جمهوری اسلامی پس از حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به تاسیسات اتمی در ایران به شمار میرود.
شروط اروپا برای جمهوری اسلامی چیست؟
فایننشالتایمز در ادامه گزارش خود نوشت تروئیکای اروپایی برای تمدید ضربالاجل بازگشت تحریمهای بینالمللی شروطی را در نظر دارد که از مهمترین آنها میتوان به آغاز مذاکرات هستهای تهران و واشینگتن و همچنین همکاری حکومت ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی اشاره کرد.
نهایی شدن این پیشنهاد منوط به موافقت شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهد بود و در صورت تحقق آن، بازگشت تحریمها علیه جمهوری اسلامی بهمدت چند ماه به تعویق خواهد افتاد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، دوم مرداد با اشاره به آغاز مجدد مذاکرات با تروئیکای اروپایی گفت: «دنیا باید بداند که مواضع ما روشن است و هیچ تغییری نکرده است... غنیسازی ما ادامه پیدا خواهد کرد.»
رویترز دوم مرداد گزارش داد ران درمر، وزیر امور راهبردی اسرائیل، در آستانه گفتوگوهای هستهای میان جمهوری اسلامی و سه کشور اروپایی، به پاریس سفر کرده است.
هدف این سفر رایزنی درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی و مذاکرات استانبول عنوان شده است.
پیش از جنگ ۱۲ روزه، پنج دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
در هفتههای اخیر گمانهزنیها درباره سرنوشت برنامه هستهای جمهوری اسلامی، بهویژه ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، پس از حملات آمریکا به تاسیسات نطنز، فردو و اصفهان در اول تیر بالا گرفته است.

گروهی از نمایندگان بریتانیا پس ار انتشار گزارش کمیته روابط خارجی مجلس عوام درباره جنگ اسرائیل و حماس و نقش ایران در حمایت از این گروهها، با ارسال نامهای به کییر استارمر، نخستوزیر این کشور، خواستار تسریع در تصویب قانونی برای تروریستی اعلام کردن کامل سپاه پاسداران شدند.
در نامهای که روز پنجشنبه دوم مرداد منتشر شد، شماری از نمایندگان پارلمان بریتانیا سپاه پاسداران را نه صرفا یک نیروی نظامی، بلکه «موتور ایدئولوژیک» جمهوری اسلامی توصیف کردهاند.
آنها تاکید کردهاند که این نهاد به «دکترین رادیکال مهدویت» معتقد است؛ ایدئولوژیای که هدف آن تقابل آخرالزمانی و نابودی یهودیان، مسیحیان، اسرائیل و کشورهای غربی است.
در این نامه گفته شده یهودستیزی برای سپاه «جنبه جانبی ندارد، بلکه بخش محوری جهانبینی و اهداف عملیاتی آن است» و این ایدئولوژی به پشتیبانی مادی از گروههای «تروریستی» چون حزبالله لبنان و حماس انجامیده که هر دو در بریتانیا در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دارند.
از جمله امضاکنندگان این نامه میتوان به «باب بلکمن» از حزب محافظهکار، «دامین ایگان» از حزب کارگر، «نایجل فراژ»، «رابرت جنریک»، «بارونس لوسی برگر»، «تام توگندهت» و «لوک آکهورست» اشاره کرد. همچنین چهرههایی چون «لرد گربینر»، «لرد پالمر» و «بارونس دیچ» نیز از حامیان این اقدام هستند.
در این نامه همچنین آمده که سپاه پاسداران در چندین طرح ترور و تهدید علیه روزنامهنگاران و مخالفان ایرانی ساکن بریتانیا نقش داشته و کوشیده در نهادهای سیاسی و مدنی بریتانیا نفوذ پیدا کند.
امضاکنندگان این نامه از دولت خواستهاند تا «قانونگذاری لازم برای تروریستی اعلام کردن کامل سپاه پاسداران را بدون تاخیر ارائه و تصویب کند» و تاکید کردهاند که «بریتانیا نباید به محیطی امن برای افراطگرایی مورد حمایت دولتهای خارجی تبدیل شود».
گزارشی درباره جنگ اسرائیل و حماس؛ نقش تهران در تهدید علیه صلح
کمیته روابط خارجی مجلس عوام بریتانیا پنجشنبه دوم مرداد در گزارشی به بررسی نقش فعال جمهوری اسلامی و متحدانش، از جمله حزبالله لبنان و حوثیهای یمن در حمله به اسرائیل از مهرماه ۱۴۰۲ پرداخت.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی بهطور مداوم بر نابودی اسرائیل تاکید میکند و حملات هفت اکتبر بهسرعت با اقدامات حزبالله و حوثیها دنبال شد.
کمیته روابط خارجی با استناد به نظرات کارشناسان هشدار داده است که حمایت تهران از گروههای نیابتی مانند حماس و حزبالله، تهدید مستقیمی علیه صلح منطقهای است.
«انجمن روابط خارجی» به کمیته پیشنهاد داده است که بریتانیا تلاشهای دیپلماتیک خود برای محدودکردن نفوذ منطقهای ایران بهویژه در غزه و لبنان را افزایش دهد.
موسسه «هاریف» نیز در پیشنهاد خود خواستار تحریمهای بیشتر علیه جمهوری اسلامی و قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی شده است.
با این حال، «کمیته اطلاعات و امنیت پارلمان» در گزارشی در ژوئیه ۲۰۲۵ اعلام کرد اجماع موجود علیه معرفی سپاه بهعنوان گروه «تروریستی» است.
در جلسه کمیته اطلاعات و امنیت پارلمان گفته شد که چنین اقدامی «تقریبا هیچ اثر مثبتی نخواهد داشت، اما اثر منفی آن قابلتوجه خواهد بود.»
در این گزارش همچنین آمده است که بریتانیا در ماههای آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ در دفاع از اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی نقش داشته است.
کمیته با وجود اختلافنظرهای داخلی در زمینه صدور مجوز فروش قطعات جنگنده اف-۳۵ به اسرائیل، تاکید کرده است تهدید تهران و گروههای نیابتیاش واقعی است و حق اسرائیل برای دفاع از خود را تایید میکند.
الستر برت، وزیر پیشین امور خاورمیانه و شمال آفریقا، در جلسه کمیته درباره تفاوتهای حزبالله و حماس گفت: «حزبالله نیرویی شیعه است که از سوی ایران ایجاد و حمایت میشود، اما لبنانی است و منافع شیعیان لبنان را نمایندگی میکند.»

تحقیقات ایران اینترنشنال، که مبتنی بر تصاویر ماهوارهای برنامه سنتینل اتحادیه اروپا از سال ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۴ است، نشان میدهد که سطح آب پشت سدهای امیرکبیر (کرج)، لار و لتیان به پایینترین حد خود در تاریخ معاصر رسیده است.
نوسانات سالانه بارش و ذخایر سدها، پدیدهای آشنا در اقلیم ایران است، اما این تصاویر که برای نخستینبار در این گزارش منتشر میشوند بهروشنی نشان میدهند در هیچ دورهای میزان افت ذخایر آب این سدها به اندازه تابستان ۱۴۰۴ شدید نبوده است.
کاوه مدنی، رییس موسسه آب و محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد که این تصاویر را دیده است به ایران اینترنشنال گفت پیام این تصاویر چیزی نیست جز ورشکستگی آبی که سالها او و دیگران درباره آن هشدار داده بودند.
او تاکید کرد که به باور او، وضعیت فعلی صرفا بحرانی نیست بلکه «وضعیت شکست» است، چون بخشی از خسارتها برگشت ناپذیرند.
بر اساس مطالعات انجامشده، سد امیرکبیر که با ظرفیت ذخیرهسازی بیش از ۲۰۰ میلیون متر مکعب، یکی از منابع مهم آب شرب تهران و کشاورزی استان البرز بهشمار میرود، امروز تنها نزدیک به شش درصد از حجم مفید خود آب دارد.
تهران، شهری در آستانه تشنگی
این تصاویر ماهوارهای در حالی از سوی ایراناینترنشنال منتشر میشوند که مسئولان دولتی هم مدتی است نسبت به وخامت اوضاع آب در ایران هشدار میدهند.
ایران در هفتههای اخیر با موج گرمای بیسابقهای روبهرو بوده و بسیاری از مخازن طبیعی و مهندسیشده جمعآوری آب در سراسر کشور، بهویژه در استانهای تهران، البرز و فارس، تقریبا تهی شدهاند.
در پایتخت، مقامات کوشیدهاند با اقداماتی اضطراری همچون قطعیهای مکرر آب و برق مصرفکنندگان و تعطیلی ادارات در برخی روزها، میزان مصرف را گاهش دهند.
مدنی درباره زمینههای وضعیت فعلی آب به ایران اینترنشنال گفت: «هرچند سدها نقش مهمی در توسعه داشتهاند و نمیتوان آنها را بهطور کلی زیر سوال برد، اما تکیه بیش از حد به این سازهها و نبود سیاستگذاری درست اشتباه بوده است.»
این استاد شناختهشده حوزه آب در ادامه با اشاره به وسعت تهران اضافه کرد: «نمیتوان تهران را تا ابد گسترش داد و انتظار داشت آسمان همچنان ببارد و آبهای زیرزمینی از سفرههای تهران بیرون بیاید.»
سد لار با ظرفیت حدود ۹۶۰ میلیون متر مکعب، به تنهایی آب شرب بخشهایی از شرق و شمال تهران را تامین میکند. اکنون ذخایر این سد به زیر ۱۰ درصد رسیده است.
فقط کمآبی نیست؛ فرسایش یک زیرساخت حیاتی
به گفته منابع رسمی، سد لتیان هم که یکی از کلیدیترین منابع تامین آب شرق تهران است، حالا با فقط حدود ۱۰ درصد از ظرفیت ۹۵ میلیون متر مکعبیاش فعال است. این سد، علاوه بر تامین آب شرب، در کنترل سیلابهای فصلی هم نقش دارد و افت شدید آن، خطراتی چندوجهی به همراه دارد.
کاهش سطح مخزن سد لتیان نه تنها منابع شرب بلکه عملکرد محیطزیستی این سامانه را نیز بهشدت تحت تاثیر قرار داده است.
وقتی تصاویر، سیاست را افشا میکنند
آنچه این تصاویر نمایان میکنند، چیزی فراتر از یک افت موسمی است. تهران بهطور سنتی حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آب شرب خود را از مجموعه سدهای لار، لتیان و امیرکبیر تامین میکند. سقوط همزمان ذخایر این سه سد، بهویژه در شرایطی که برداشت از سفرههای زیرزمینی هم به حد بحرانی رسیده، عملا پایتخت را با خطر بیآبی سیستماتیک مواجه کرده است.
روزبه اسکندی، پژوهشگر محیط زیست، به ایراناینترنشنال گفت: «کاهش شدید حجم آب سدهای اطراف تهران، تنها یک هشدار گذرا نیست، بلکه نشانگر بحرانی ساختاری در مدیریت منابع آبی کشور است. ادامه این روند میتواند پایتخت را در آینده با خطراتی همچون جیرهبندی گسترده آب آشامیدنی، از دست رفتن زمینهای کشاورزی، تشدید افت سفرههای آب زیرزمینی و حتی تنشهای اجتماعی روبهرو کند »
او در ادامه تاکید کرد این وضعیت، برآیند پیچیدهای از تغییرات اقلیمی، رشد بیرویه مصرف و مدیریت ناکآرامد در حوزه منابع آب است.
تنشهایی فراتر از تابستان
به نظر کارشناسان، با کاهش جدی ظرفیت سدها و افت توان نیروگاههای برقآبی وابسته، پیامدهایی فراتر از گرمای تابستانی در راه است:
آخرین فرصت برای اصلاح
اسکندی در ادامه هشدار داد که چرخه معیوب کاهش ورودی آب و افزایش برداشت، در صورت ادامه، نقطه بازگشتی باقی نخواهد گذاشت.
او راهکارهایی نظیر بازچرخانی آب خاکستری، کاهش هدررفت در شبکه انتقال، اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی و سرمایهگذاری در سامانههای پایش هوشمند را پیشنهاد داد و همزمان گفت این اقدامات، بدون وجود اراده سیاسی جدی و شفافیت مدیریتی، بخت چندانی برای موفقیت نخواهند داشت.
در زمانی که آمارها مورد مناقشهاند و مسئولان از «میزان بارش» یا «کاهش مصرف» سخن میگویند، تصاویر ماهوارهای حقیقتی را برملا می کنند که انکارشدنی نیست.
مقایسه تصاویر سالهای گذشته با تصویر سال جاری آشکارا نشان میدهد که سدهای پایتخت هرچند از یک خشکسالی فصلی آسیب دیدهاند اما فراتر از آن، قربانی یک بحران مدیریتی و ساختاری هستند.
تجربه کشورهایی مانند سوریه نشان داده که بیتوجهی به بحرانهای محیطزیستی، بهویژه در حوزه آب، در غیاب اصلاحات واقعی در سیاستگذاری و حکمرانی میتواند زمینهساز بیثباتیهای اجتماعی و سیاسی، مهاجرت گسترده، و در نهایت فروپاشی کامل تار و پود یک کشور شود؛ فروپاشیای که پیامدهای آن گریبان نسلهای بعدی را هم میگیرد.

سوگند پاکدل، شهروند ترنس ۲۵ ساله، ماه گذشته در شهر کوار استان فارس به ضرب گلوله عموی خود کشته شد. سایت حقوقیشری هرانا گزارش داد این قتل در جریان جشن ازدواج پسرعموی سوگند و با «انگیزه ناموسی» رخ داده است.
هرانا، پنجشنبه دوم مرداد با استناد به اطلاعات به دست آمده، نوشت اعضای خانواده سوگند پیش از مراسم ازدواج با تهدید تلاش کرده بودند مانع از حضور او در مجلس شوند؛ با این حال او با همان ظاهر زنانه خود در مراسم شرکت کرد.
بر اساس این گزارش، در بدو ورود سوگند به محل جشن، عمویش ابتدا تیر هوایی شلیک کرد و سپس با شلیک گلولهای به سر او، جانش را گرفت.
پیش از این قتل، سوگند بارها با خشونت خانوادگی مواجه شده بود؛ از جمله تهدید، ربایش و ضرب و شتم از سوی مردان طایفهاش.
هرانا به نقل از یک منبع مطلع نوشت که سوگند، از اعضای شناختهشده جامعه ترنس در شیراز، سالها با طرد خانوادگی و خشونتهای مکرر، بهویژه از سوی مردان طایفه خود، مواجه بود و در مهمانپذیری در شیراز زندگی میکرد.
این منبع افزود که سوگند هرگز در برابر خشونت سکوت نکرده و بارها در فضای مجازی خواهان به رسمیت شناختن حق زندگی آزاد برای افراد ترنس شده بود.
به گفته این منبع مطلع، فشار روانی ناشی از عدم پذیرش هویت سوگند در خانواده، بهحدی بود که پدرش دچار سکته شد و درگذشت؛ موضوعی که بهگفته این فرد، در تشدید خشونت خانگی موثر بوده است.
سایت ههنگاو نیز به نقل از یک منبع مطلع نوشت: «سوگند از اهالی طایفه "گله زن" و ترک قشقایی بود و آنچه موجب قتل او شده انگیزههای "ناموسی" بوده است.»
هرانا در بخش دیگری از گزارش خود به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد که مراسم تشییعجنازه سوگند نیز تحت تهدید خانواده، از جمله عمویش، در سکوت و با حضور اندکی از نزدیکان برگزار شد. عموی او، همان که دست به قتل زده بود، مسئولیت تدفین را هم بر عهده گرفت.
بنا بر این گزارش، این فرد در نهایت با مراجعه به اداره پلیس، به قتل برادرزاده خود اعتراف کرد.
هرانا تاکید کرد این قتل در شرایطی رخ داده که افراد ترنس و کوییر در ایران از هیچگونه حمایت قانونی برخوردار نیستند. آنها بهصورت ساختاری با تبعیض، طرد اجتماعی، جرمانگاری و خشونت مداوم مواجهاند.
به نوشته این خبرگزاری حقوقبشری، قوانین تبعیضآمیز مرتبط با حجاب اجباری، نگرش پزشکیزده به هویتهای جنسیتی و پروپاگاندای فرهنگی در دفاع از قتلهای ناموسی، زمینهساز تکرار چنین جنایاتی در ایران هستند.
قتل افراد کوییر بهدست اعضای خانواده در ایران پیش از این نیز بارها رخ داده و از جمله موارد پرتکرار خشونتهای ناموسی و ساختاری علیه این جامعه بوده است.
در یکی از این موارد در بهمن ۱۴۰۲ مردی در تبریز فرزند ۱۷ ساله خود به نام «پارسا» را به دلیل کوییر بودن او به قتل رساند و پس از تحمل شش ماه حبس از زندان آزاد شد.
در اردیبهشت ۱۴۰۰ نیز در یکی از موارد معدودی که قتل ناموسی افراد کوییر رسانهای شد، علیرضا فاضلی منفرد، جوان همجنسگرای ۲۰ ساله در اهواز، به دلیل گرایش جنسیاش به دست مردان خانواده خود به قتل رسید.
طبق قوانین جمهوری اسلامی، پدر بهعنوان ولی دم در صورت قتل فرزند خود از مجازات جدی مصون میماند.
چنین قتلهایی در سکوت ساختار قضایی و فرهنگی رخ میدهند و تنها با فشار افکار عمومی و جامعه بینالمللی است که امکان توقف این چرخه خشونت وجود دارد.
ادامه خطرهای موجود علیه جامعه کوییر در ایران باعث شده بسیاری از افراد کوییر وطن خود را ترک کرده و به کشورهای امنتر پناه ببرند.

احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر ایرانی-سوئدی محکوم به اعدام، از یک ماه پیش هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است. ویدا مهراننیا، همسر این زندانی سیاسی با بیان اینکه یک ماه است از محل نگهداری و وضعیت او اطلاعی ندارد، از مقامات جمهوری اسلامی خواست درباره وضعیت او اطلاعرسانی کنند.
مهراننیا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یک ماه از آخرین باری که خبری از احمدرضا داشتیم میگذرد. در طول این مدت، هیچ تماسی، خبری و نشانهای نبوده—تنها سکوت. این غیبت طولانی برای خانواده ما بهشدت نگرانکننده است. با ترس و بیاطمینانی فزایندهای نسبت به وضعیت و محل نگهداری او روبهرو هستیم.»
او با بیان اینکه جلالی پیشتر نیز در دوران حبس ناعادلانهاش رنجهای فراوانی را تحمل کرده است، نوشت: «ادامه این بیخبری رفتاری بیرحمانه و غیرانسانی است. ما خواهان پاسخیم. احمدرضا کجاست؟ حالش چطور است؟ و چرا این سکوت ادامه دارد؟»
ایراناینترنشنال عصر سوم تیرماه براساس اطلاعات اختصاصی رسیده گزارش داد که جلالی روز دوشنبه دوم تیرماه ابتدا از زندان اوین به تیپ دوم زندان تهران بزرگ منتقل شد، اما دقایقی پیش به مکان نامعلومی انتقال یافت.
پس از آن در ۱۰ تیرماه، مهراننیا در گفتوگو با ایراناینترنشنال نسبت به بیخبری از سرنوشت همسرش ابراز نگرانی کرد و گفت این وضعیت بهشدت نگرانکننده است.
مهراننیا در بخش دیگری از مطلب خود در شبکه ایکس از مقامهای جمهوری اسلامی خواست که فورا اطلاعات روشنی درباره وضعیت و محل نگهداری همسرش ارائه دهند و تماس او با خانوادهاش را برقرار کنند.
او در پایان از جامعه بینالمللی خواست فشارهای خود را برای آزادی جلالی و رعایت حقوق اولیهاش ادامه دهند و اضافه کرد: «ما تا زمانی که پاسخ روشنی نگیریم، پرسش درباره سرنوشت احمدرضا را متوقف نخواهیم کرد.»
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، سوم تیر با اشاره به اینکه جلالی در پی درگیریها میان اسرائیل و جمهوری اسلامی به مکانی نامعلوم منتقل شد، در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت «شرایط او نمونهای از الگوی نگرانکننده وسیعتری است که شامل اعدام افراد با اتهامهای مربوط به جاسوسی میشود.»
او اضافه کرد: «نگران افزایش چنین اعدامهایی در پی حملات اخیر بین ایران و اسرائیل هستم و به همراه کمیته حقیقتیاب این مساله را مطرح کردهایم.»
بازداشت و صدور حکم اعدام
جلالی در اردیبهشت ۱۳۹۵ پس از اینکه به دعوت دانشگاههای تهران و شیراز به ایران سفر کرد، بازداشت و به «جاسوسی» متهم شد.
ابوالقاسم صلواتی، قاضی دادگاه انقلاب و یکی از ناقضان جدی حقوق بشر، مهرماه ۱۳۹۶ برای او حکم اعدام صادر کرد و این حکم در دیوان عالی کشور تایید شد.
جلالی بارها اتهام جاسوسی را رد کرده و گفته است پروندهسازی برای او و صدور این حکم به دلیل «نپذیرفتن درخواست همکاری با سپاه پاسداران و جاسوسی از کشورهای غربی» بوده است.
خانواده و حامیان این پژوهشگر محکوم به اعدام، در ماههای اخیر بارها خواستار اقدام فوری دولت سوئد برای لغو حکم اعدام و آزادی و انتقال فوری او به مراکز درمانی شدهاند.
وزیر خارجه سوئد، ششم اردیبهشت، در بیانیهای خواستار آزادی فوری جلالی به دلایل انساندوستانه شد.








