قاسمیان، مداح دفتر خامنهای، از آزادی خود در عربستان سعودی و بازگشت به ایران خبر داد
غلامرضا قاسمیان، مداح دفتر خامنهای که در عربستان سعودی بازداشت شده بود، شامگاه چهارشنبه هفت خرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت با «پیگیریهای مجدانه کنسولگری» آزاد شده و «از طریق دبی» در حال بازگشت به ایران است.
پیشتر، صفحه «برنامه محفل» در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد قاسمیان آزاد شده و در راه بازگشت به ایران است.
قاسمیان که از آخوندهای نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی محسوب میشود، پنجم خرداد در جریان انجام مناسک حج تمتع از سوی پلیس عربستان سعودی بازداشت شد.
او پیش از بازداشت، با انتشار ویدیویی در شبکههای اجتماعی، اتهاماتی را متوجه دولت عربستان کرده بود که بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشت.
پیشتر در روز چهارشنبه و قبل از انتشار خبر آزادی این آخوند، محمدحسین رنجبران، مشاور وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرده بود که عربستان سعودی صدور ویزا برای شمار زیادی از ایرانیها را پس از سخنان اخیر غلامرضا قاسمیان متوقف کرده است.
او چهارشنبه هفتم خرداد با انتشار پستی در شبکه ایکس، از پیامدهای سخنان قاسمیان برای زائران ایرانی مراسم حج خبر داد و نوشت: «فرد مذکور دستگیر و صدور روادید برای تعداد زیادی از هموطنان منتظر متوقف میشود. هزاران زائر در بلاتکلیفی قرار میگیرند.»
رنجبران تاکید کرد اظهارات این آخوند موضع رسمی تهران نیست و افزود: «موضع هماهنگ جمهوری اسلامی» از زبان نماینده خامنهای در عربستان سعودی، رییس سازمان حج و زیارت، سفیر ایران در ریاض و وزیر امور خارجه بیان میشوند و همگی آنها خواهان «ضرورت حراست از وحدت اسلامی و حفظ روابط رو به رشد با عربستان» هستند.
رنجبران همچنین از دفاع مدیر سایت رجانیوز، رسانه وابسته به جریان «پایداری»، از قاسمیان انتقاد کرد و گفت او حجاج ایرانی را به دو دسته «انقلابی و غیر انقلابی» تقسیم کرده و موضع وزیر امور خارجه و سایر مقامهای جمهوری اسلامی را نشانه «وادادگی» در برابر ریاض دانسته است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ششم خرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت تهران «با صراحت کامل هرگونه تلاش برای ضربه زدن به وحدت مسلمانان را بهویژه در فضای حج» محکوم میکند.
او اضافه کرد: «ما مصمم هستیم که به هیچکس اجازه ندهیم به روابط برادرانه ما با همسایگانمان، از جمله به مسیر رو بهجلوی روابط با عربستان سعودی، آسیب بزند.ایران مدیریت شایسته و کارآمد حج امسال را به خوبی ارج مینهد.»
عبدالفتاح نواب، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در امور حج و زیارت و سرپرست حجاج ایرانی، نیز سهشنبه ششم خرداد در واکنش به بازداشت غلامرضا قاسمیان، مداح دفتر خامنهای در عربستان سعودی، گفت: «وقتی این صحبتها را شنیدم شگفتزده شدم و نباید چنین سخنانی گفته میشد.»
نواب با اشاره به شخصی بودن اظهارات این آخوند بازداشت شده گفت با توجه به سابقه قرآنی او، انتظار دارد عربستان سعودی اجازه دهد او مناسک حج را کامل کند و به ایران بازگردد.
علیرضا عنایتی، سفیر جمهوری اسلامی در عربستان سعودی، بدون اشاره به بازداشت قاسمیان، در شبکه ایکس نوشت مقامات سعودی در خدمترسانی به زائران تلاش میکنند.
عنایتی تاکید کرد مقامهای عربستان سعودی تمام تلاش خود را برای خدمت به زائران و حجاج ایرانی به کار گرفتهاند: «حجاج نیز حرمت و قداست این اماکن را رعایت کرده و به قوانین حاکم پایبند هستند و هیچکس سخنان زشت و توهینآمیز را نمیپذیرد.»
محمدمهدی شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز در خصوص بازداشت قاسمیان گفت: «مدعیالعموم به خاطر دفاع از منافع ملی باید با اینگونه افراد برخورد کرده و علیه آنها دادخواست تنظیم کرده و کیفرخواست دهد.»
پیشینه قاسمیان
غلامرضا قاسمیان پیشتر سخنران تجمعی دانشجویی بود که به حمله گروهی از بسیجیان به سفارت بریتانیا در تهران در آذرماه ۱۳۹۰ انجامید.
همچنین او سخنران یکی از هیئتهای مذهبی بود که برخی حاضران در آن، ۱۲ و ۱۳ دی ۱۳۹۴ به سفارت عربستان سعودی در تهران حمله کردند و آن را به آتش کشیدند.
حمله به سفارت عربستان سعودی موجب قطع روابط دیپلماتیک تهران و ریاض شد. قطع مناسبات بحرین با ایران و کاهش روابط امارات متحده عربی و ایران از پیامدهای این حمله بود.
اسفند ۱۴۰۱، توافقنامهای میان جمهوری اسلامی و عربستان سعودی در پکن با میانجیگری چین به امضا رسید.
بر اساس توافق پکن، روابط دیپلماتیک تهران و ریاض که از سال ۱۳۹۴ قطع شده بود، احیا شد و دو کشور موافقت کردند سفارتهای خود را در پایتختهای یکدیگر بازگشایی کنند و روابط سیاسی و اقتصادی دوجانبه را بهبود بخشند.
قاسمیان در سالهای گذشته نیز با سخنرانیهای جنجالیاش، از جمله وعده «نابودی اسرائیل» و «فتح مکه»، خبرساز شده بود.
قاسمیان در سال ۱۳۹۹ از سوی محمدباقر قالیباف بهعنوان رییس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس منصوب شد و چند ماه در این سمت حضور داشت.
پایگاه خبری رویداد۲۴ ششم خرداد در مطلبی با عنوان «غلامرضا قاسمیان کیست»، به جزییاتی از روابط نزدیک او با رییس مجلس شورای اسلامی پرداخت.
در این گزارش آمده است: «روابط او و قالیباف به زمان پیش از مجلس یازدهم باز میگردد. آن زمان قراردادهای شهرداری تهران به ریاست قالیباف با قرارگاه امام رضا خبرساز شده بود. این قراردادها مربوط به مدیریت ۲۳ مرکز بهاران بهعنوان مراکز توانمندسازی جمعی از مددجویان مرتبط با آسیبهای اجتماعی بود.»
به گزارش رویداد۲۴، «قیمت نامعلوم» و «ترک تشریفات» در فرآیند انعقاد این قراردادها، به شبهات زیادی دامن زده بود.
این رسانه به روابط نزدیک قاسمیان و مهدی چمران، دیگر چهره نزدیک به قالیباف، اشاره کرد و افزود: «قاسميان كه همواره با لباس روحانيت فعاليت میكند، در انتخابات [شورای شهر] ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ بدون عبا و عمامه برای ثبتنام به وزارت كشور رفت و در ليست خدمت مهدی چمران قرار گرفت ولی مانند رفقايش از راهيابی به شورای پنجم باز ماند.»
پیش از این، علیرضا بیات، رییس سازمان حج و زیارت، به زائران مراسم حج هشدار داده بود از انتشار محتوای سیاسی یا طرح مسائل مذهبی حساس در شبکههای اجتماعی که ممکن است برای کشور میزبان حساسیتبرانگیز باشد، خودداری کنند.
فاکس نیوز بهنقل از یک گزارش اطلاعاتی تازه از مقامات اتریشی، خبر داده است که جمهوری اسلامی همچنان فعالانه به توسعه برنامه سلاحهای هستهای خود ادامه میدهد؛ برنامهای که به گفته این گزارش، میتواند در شلیک موشکهای دوربرد مورد استفاده قرار گیرد.
فاکسنیوز در گزارش خود نوشته است که این یافتههای نگرانکننده با ارزیابی دفتر اطلاعات ملی ایالات متحده (ODNI) در تضاد است.
تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، در ماه مارس در جلسه کمیته اطلاعات سنای ایالات متحده اعلام کرده بود که جامعه اطلاعاتی آمریکا «همچنان معتقد است ایران در حال ساخت سلاح هستهای نیست و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، برنامه سلاح هستهای را که در سال ۲۰۰۳ تعلیق کرده بود، مجدداً فعال نکرده است.»
گزارش اطلاعاتی اتریش
اما دفتر فدرال حفاظت از قانون اساسی اتریش، که معادل پلیس فدرال آمریکا در امور امنیت داخلی است، روز دوشنبه در گزارشی اطلاعاتی نوشت: «جمهوری اسلامی برای پیشبرد و تثبیت جاهطلبیهای منطقهای، در پی یک بازآرایی تسلیحاتی گسترده است و از جمله برای دستیابی به سلاحهای هستهای بهمنظور مصونسازی حکومت در مقابل حملات نظامی و تقویت سلطه خود در خاورمیانه و فراتر از آن تلاش میکند.»
فاکسنیوز که به نسخهای از این گزارش دست یافته، افزوده که در این گزارش همچنین آمده است: «برنامه توسعه سلاح هستهای ایران به مراحل پیشرفتهای رسیده و این کشور دارای زرادخانه رو به رشدی از موشکهای بالستیک دوربردی است که توانایی حمل کلاهکهای هستهای را دارند.»
در این سند اطلاعاتی که در اختیار فاکسنیوز دیجیتال قرار گرفته، گفته شده است: « جمهوری اسلامی شبکههای پیشرفتهای برای دور زدن تحریمها ایجاد کرده که این شبکهها به نفع روسیه نیز عمل کردهاند.»
بهنوشته فاکسنیوز، یافتههای اطلاعاتی اتریش میتواند روند مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی برای حل بحران هستهای را با مشکل مواجه کند؛ چرا که دادههای ارائهشده در این گزارش نشان میدهد که جمهوری اسلامی قصد ندارد از تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای صرفنظر کند.
در واکنش به این گزارش، یکی از مقامات کاخ سفید به فاکسنیوز دیجیتال گفت: «رییسجمهوری ترامپ متعهد است که ایران هرگز به سلاح هستهای یا ظرفیت ساخت آن دست پیدا نکند.»
در این گزارش ۲۱۱ صفحهای که به تهدیدهای جدی علیه دموکراسی اتریش میپردازد، ۹۹ بار به جمهوری اسلامی بهعنوان یک حکومت حامی تروریسم دولتی و دارای برنامه غیرقانونی تسلیحات هستهای اشاره شده است.
در گزارش دفتر فدرال حفاظت از قانون اساسی اتریش، گفته شده است: «وین میزبان یکی از بزرگترین سفارتخانههای جمهوری اسلامی ایران در اروپا است که در آن افسران اطلاعاتی با پوشش دیپلماتیک فعالیت میکنند.»
در این گزارش همچنین آمده است: «سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در توسعه و اجرای راهکارهای دور زدن تحریمها، خرید تجهیزات نظامی، فناوریهای حساس به اشاعه و مواد مورد استفاده در تولید سلاحهای کشتار جمعی، مهارت و تجربه بالایی دارند.»
در سال ۲۰۲۱، یک دادگاه در بلژیک اسدالله اسدی، دیپلمات جمهوری اسلامی مستقر در وین را بهدلیل برنامهریزی برای بمبگذاری در یک گردهمایی سازمان مجاهدین خلق در حومه پاریس در سال ۲۰۱۸ محکوم کرد. این مراسم میزبان رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک و وکیل شخصی دونالد ترامپ نیز بود.
تفاوت گزارشهای اطلاعاتی اروپا با آمریکا
دیوید آلبرایت، فیزیکدان و رییس مؤسسه علوم و امنیت بینالملل در واشینگتن، درباره تفاوت ارزیابی بین گزارش دفتر اطلاعات ملی ایالات متحده و دفتر فدرال حفاظت از قانون اساسی اتریش به فاکسنیوز دیجیتال گفت: «گزارش دفتر اطلاعات ملی آمریکا در گذشته گیر کرده و بازماندهای از ارزیابی اشتباه و غیرمحرمانه سال ۲۰۰۷ است.»
او افزود: «گزارش اتریش در کل مشابه ارزیابیهای آلمان و بریتانیا است. هر دو کشور در سال ۲۰۰۷ به جامعه اطلاعاتی آمریکا اعلام کردند که ارزیابی این نهاد مبنی بر توقف برنامه هستهای ایران در سال ۲۰۰۳ اشتباه است.»
به گفته آلبرایت، «ارزیابی آلمان از سوی رییس وقت ایستگاه سرویس اطلاعات فدرال آلمان (BND) در واشینگتن مطرح شد و اطلاعات بریتانیا نیز از زبان یکی از مقامات ارشد ضد اشاعه بریتانیا مطرح شد. آلمانیها میگفتند آمریکاییها دادههایی را که همه در اختیار داشتند، اشتباه تفسیر کردهاند.»
آلبرایت گفت: «یافتههای اطلاعاتی اتریش مبنی بر ادامه برنامه فعال تسلیحات هستهای ایران، کاملاً شفاف و قابل توجه است.»
سخنگوی دفتر اطلاعات ملی آمریکا از اظهارنظر در اینباره خودداری کرد و وزارت امور خارجه آمریکا و شورای امنیت ملی ایالات متحده نیز به پرسشهای فاکسنیوز دیجیتال در این زمینه پاسخی ندادند.
فاکسنیوز دیجیتال در سال ۲۰۲۳ اسناد اطلاعاتی جدیدی را منتشر کرد که نشان میداد جمهوری اسلامی تلاش کرده با دور زدن تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا، فناوری مورد نیاز برای برنامه سلاح هستهای خود را تامین و به سمت آزمایش بمب اتمی حرکت کند.
بر اساس گزارشهای نهادهای اطلاعاتی اروپایی، جمهوری اسلامی هم پیش از توافق برجام در سال ۲۰۱۵ و هم پس از آن، تلاشهای خود را برای دستیابی غیرقانونی به فناوریهای مورد استفاده در برنامههای تسلیحات هستهای، بیولوژیکی و شیمیایی ادامه داده است.
گزارش اطلاعاتی اتریش همچنین به ارسال تسلیحات از سوی حکومت ایران برای گروههای تروریستی مورد تحریم آمریکا مانند حماس و حزبالله، و نیز شبهنظامیان سوری اشاره کرده است.
گروهی از نهادهای فعال در جنبش دانشجویی ایران با انتشار بیانیهای مشترک برای حمایت حداکثری از اعتصابات سراسری کامیونداران، نوشتند: «کامیونداران ایرانی امروز آگاهانه و مسئولانه، در خط مقدم مبارزهای ایستادهاند که خواستههای عمومی را نمایندگی میکند.»
در این بیانیه با اشاره به «پیوند ناگسستنی حاکمیت جمهوری اسلامی با بیکفایتی، استبداد، سرکوب، جنایت و کشتار»، آمده: «این اعتصاب، بازتابی از دردهای یک ملت آزادیخواه و تجسم ارادهای برای رهایی است.»
آنان همچنین از دیگر انجمنها، سازمانها، اصناف، اتحادیهها و شخصیتهای فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی در داخل و خارج از کشور درخواست کردند «با صدایی رسا از این اعتصاب سراسری پشتیبانی کنند و پژواک آن را به گوش جهان برسانند.»
بر اساس این بیانیه، «اصناف و اتحادیهها به عنوان نیرویی اجتماعی و اقتصادی، نقشی موثر و کلیدی در کنشگری شهروندان علیه حاکمیت جمهوری اسلامی ایفا میکنند؛ نیرویی که با بهرهمندی از توان اجرایی و عملیاتی، سازماندهی و خشونتپرهیزی، بستری ویژه برای مطالبهگری، اعتراض و مبارزه فراهم میکند.»
این بیانیه از سوی انجمنهای آیکویا، دانشجویان دانشگاه تورنتو برای ایران آزاد، دانشگاهیان ایرانی برای آزادی، خبرنامه امیرکبیر و ما دانشجویان ایرانی هستیم، منتشر شده است.
علی ۱۱ سال است در کانادا زندگی میکند. زمانی که او و همسرش، شهرزاد، به کانادا مهاجرت کردند دو سال از بسته شدن سفارت جمهوری اسلامی در کانادا و قطعی روابط دیپلماتیک تهران و اتاوا میگذشت.
با اینکه او بعد از مهاجرت به کانادا دیگر به ایران سفر نکرده، اما همسرش در طول این مدت برای سفری ضروری به ایران، ناچار به تمدید گذرنامه خود از طریق دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی در واشینگتن شد. گذرنامهای با اشتباهات قانونی برای شهرزاد صادر شد و باعث شد او درست در زمان سرنگونی پرواز پیاس ۷۵۲، در ایران گرفتار شود. او سرانجام پس از یک ماه توانست به کانادا بازگردد.
۸ ژانویه سال ۲۰۲۰، در بحبوحه درگیری جمهوری اسلامی با آمریکا بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی، پرواز مسافربری خطوط هوایی اوکراین به مقصد کییف تنها شش دقیقه بعد از پرواز با دو موشک سپاه پاسداران در آسمان تهران هدف قرار گرفت و سرنگون شد.
همه ۱۷۶ سرنشین این پرواز و یک جنین در این فاجعه جان باختند. از میان این مسافران، مقصد نهایی ۱۳۸ نفر کانادا بود. مرگ ۵۵ شهروند کانادایی و ۳۰ نفر با اقامت دائم این کشور، این سرنگونی را به یک فاجعه ملی برای کانادا تبدیل کرد؛ فاجعهای که افق برقراری مجدد روابط با جمهوری اسلامی را تیرهتر از پیش کرد.
از آن هنگام، با وجود ابراز تمایل جمهوری اسلامی و تلاش لابیهای نزدیک به حکومت ایران برای بازگشایی سفارتخانههای دو کشور و برقراری دوباره مناسبات میان تهران و اتاوا، دولت کانادا از عادیسازی مناسبات خود با جمهوری اسلامی خودداری کرده است.
سفر خبرنگار شبکه کانادایی به تهران و بحث دوباره بر سر روابط
مارگارت اوانز خبرنگار ارشد شبکه سیبیسی کانادا در لندن در حال مصاحبه با سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، تهران، اردیبهشت ۱۴۰۴ (Stephanie Jenzer/CBC)
اواخر اردیبهشت، در اقدامی کم سابقه، مارگارت اوانز خبرنگار ارشد شبکه سیبیسی کانادا در لندن، اجازه سفر به ایران و تهیه گزارش را پیدا کرد. او در جریان این سفر از اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی درباره چشم انداز روابط دیپلماتیک دو کشور پرسید.
بقایی ضمن ابراز آمادگی برای مذاکره گفت: «کانادا باید در این رابطه پیشقدم شود. ما از ابتدا با قطع روابط مخالف بودیم چرا که فکر میکردیم به ضرر هر دو ملت است.»
بقایی گفت که صدها هزار ایرانی در کانادا زندگی میکنند و اولین کسانی که از قطع روابط آسیب میبینند، همین ایرانیان هستند.
اما بسیاری از ایرانیان در کانادا مخالف از سرگیری روابط این کشور با جمهوری اسلامی و بازگشایی سفارتخانهها هستند زیرا بر این باورند که سفارت ایران در هر کشوری اکنون تنها بهعنوان دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی عمل میکند؛ دفتری که نه تنها ایرانیان مخالف حکومت را شناسایی و رصد میکند، بلکه زمینه تامین و توانمندسازی نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی را نیز فراهم میآورد.
علی نیز از مخالفان بازگشایی سفارت جمهوری اسلامی در کاناداست. او که حالا در کانادا مشغول به کار است، میگوید: «با اینکه به دلیل سهلانگاری قوانین مهاجرتی، تعداد زیادی از مقامات جمهوری اسلامی حالا در کانادا زندگی میکنند، اما بسته بودن سفارت جمهوری اسلامی در اتاوا همچنان از گسترش فعالیتهای مخرب رژیم در این کشور جلوگیری میکند.»
بسیاری از ایرانی- کاناداییها مثل علی میگویند حاضرند پیچیدگی مسائل کنسولی بهدلیل نبود سفارت جمهوری اسلامی در کانادا را به جان بخرند تا از گسترش دسترسی و نفوذ جمهوری اسلامی در این کشور جلوگیری کنند.
گروهی نیز وجود روابط دیپلماتیک بین جمهوری اسلامی و کانادا را برای حل مناقشات کارساز میدانند. این عده در موضوع سرنگونی پرواز پیاس ۷۵۲، بر این باور بودند که داشتن روابط دیپلماتیک اهرم فشاری به کانادا میدهد تا بتواند جمهوری اسلامی را پاسخگو کند. اما بسیاری دیگر در مخالفت با این نظر استدلال میکنند که داشتن رابطه دیپلماتیک و سفارت در کشورهایی مثل سوئد یا بریتانیا، ذرهای در پاسخگو کردن جمهوری اسلامی در پرونده سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی تاثیر نداشته است.
موضع دولت لیبرال کانادا
ساختمان وزارت امور خارجه کانادا، اتاوا
دولت لیبرال کانادا نیز قصدی برای بازگشایی سفارتخانهاش در تهران ندارد.
وزارت امور خارجه کانادا در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال گفت: «پیش از آنکه بازسازی روابط دیپلماتیک با کانادا مورد بررسی قرار گیرد، جمهوری اسلامی ایران باید تغییراتی اساسی در رفتارهای خود، هم در داخل کشور و هم در عرصه بینالمللی، ایجاد کند.»
وزارت امور خارجه کانادا همچنین اقدامات بیثباتکننده جمهوری اسلامی در خاورمیانه را محکوم کرد و از نقض تعهدات بینالمللی ایران در زمینه حقوق بشر، بهویژه اعمال قوانین و سیاستهای سرکوبگر و تبعیضآمیز علیه زنان، دختران و اقلیتها ابراز نگرانی کرد.
وزارت امور خارجه کانادا در پاسخ به ایراناینترنشنال تاکید کرد تا زمانی که جمهوری اسلامی ایران به رفتارهای غیرقابلقبول خود ادامه دهد، کانادا از جمله از طریق معرفی ایران بهعنوان کشور حامی تروریسم تحت قانون مصونیت دولتی، قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی طبق قانون کیفری، و اعمال تحریمهای هدفمند به فشار بر حکومت ایران ادامه خواهد داد.
دولت کانادا در سالهای گذشته و بهویژه پس از سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی و خیزش «زن، زندگی، آزادی» بارها بر حمایت خود از مردم ایران تکرار کرده است. از جمله اقدامات مهم در این زمینه، قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی در تیرماه سال گذشته بود.
موضع حزب محافظهکار کانادا
گارنت جنوس، نماینده محافظهکار پارلمان کانادا
طرح قرار دادن سپاه در فهرست گروههای تروریستی، برای اولین بار در تابستان ۲۰۱۸ از سوی گارنت جنوس نماینده حزب محافظهکار ارائه شد. لایحهای که همان زمان تصویب شد، اما اجرای آن تا سال ۲۰۲۴ به تاخیر افتاد.
محافظهکاران بارها جمهوری اسلامی را بهدلیل اقدامات بیثباتکنندهاش در منطقه و حمایت از گروههای تروریستی مانند حزبالله و حماس محکوم کردهاند. آنها خواهان شناسایی و اخراج عوامل جمهوری اسلامی از کانادا هستند.
گارنت جنوس، پس از انتشار گزارش مارگارت اوانز در شبکه سیبیسی و اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به احتمال بازگشایی سفارت ایران در کانادا، در گفتوگو با ایراناینترنشنال بار دیگر بر موضع حزبش تاکید کرد و گفت: «پیشنهادها برای از سرگیری روابط با این رژیم افراطی و حامی تروریسم کاملاً مردود است. در حالیکه لیبرالها در گذشته از بازگشایی روابط حمایت کردهاند، محافظهکاران به کارنامه خود در ایستادگی در برابر این رژیم و حمایت از مردم ایران افتخار میکنند.»
جنوس افزود: «مردم ایران باید فرصت انتخاب حکومتی را داشته باشند که بازتابدهنده آرمانهایشان برای عدالت و صلح باشد. ما از مردم ایران حمایت میکنیم، نه از حکومت جمهوری اسلامی. موضع ما در این زمینه تغییری نخواهد کرد.»
افزایش چشمگیر مصرف سیگار در میان دختران نوجوان ایرانی در تضاد با روند جهانی کاهش دخانیات است. در حالی که در کشورهای غربی جوانان به سوی سبک زندگی سالم میروند، در ایران این رفتار ناسالم به پرسشی جدی درباره جنسیت، بدن و اعتراض خاموش تبدیل شده است.
بر اساس دادههای رسمی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مصرف سیگار در میان دختران ۱۳ تا ۱۵ ساله از ۰.۹ درصد در سال ۱۳۸۶ به ۲.۱ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده است که نشاندهنده افزایش ۱۳۳ درصدی در این گروه سنی و در این بازه زمانی ۱۰ ساله است.
در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال، مصرف روزانه سیگار در زنان از ۰.۱ درصد در سال ۱۳۹۵ به ۰.۲۹ درصد در سال ۱۴۰۰ افزایش یافته است که به معنای رشد ۱۹۰ درصدی است.
این آمارها نشان میدهند نه تنها سن شروع مصرف دخانیات کاهش یافته، بلکه سهم دختران در میان مصرفکنندگان سیگار نیز رو به افزایش است.
آیا افزایش سیگار کشیدن در میان دختران صرفا ناشی از دسترسی آسانتر به دخانیات است یا بازتابی از فشارهای ساختاری، تبعیض جنسیتی و تلاش برای بازتعریف هویت زنانه در بستری محدودکنندهتر؟
برای پاسخ به این پرسش، باید این پدیده را در چارچوب نظریههای جامعهشناسی بدن، فشار اجتماعی و فمینیسم رادیکال و پساساختارگرا تحلیل کرد.
بدن زنانه و نظم پدرسالارانه؛ سیگار بهمثابه کنش اعتراضی
در بافت فرهنگی ایران، بدن زن همواره موضوعی سیاسی بوده است؛ از کنترل پوشش و حرکت گرفته تا تعیین حدود و هنجارهای رفتاری.
نظریهپردازانی چون میشل فوکو و پییر بوردیو نشان میدهند که بدن انسان محملی است برای اعمال قدرت، انضباط و در عین حال مقاومت. در چنین بستری، سیگار کشیدن - بهویژه در ملاءعام - برای دختران ایرانی معنایی فراتر از یک «عادت ناسالم» دارد.
در نگاه نخست، این رفتار ممکن است نشانهای از الگوگیری از فرهنگ جهانی یا رسانهای تلقی شود اما در سطحی عمیقتر، میتوان آن را کنشی نمادین در برابر نظم پدرسالارانه، چارچوبهای کنترلگرای اجتماعی و نابرابریهای جنسیتی دانست. کنشی که با وجود خطرات جسمی، حامل نوعی معنا و بیان است.
نظریه فشار اجتماعی؛ وقتی بدن میدان تخلیه اضطراب است
بر اساس نظریه فشار اجتماعی (Strain Theory) رابرت مرتن، «کنشهای منحرفانه» زمانی رخ میدهند که افراد تحت فشار قرار دارند اما امکان دستیابی مشروع به اهداف اجتماعی یا تخلیه روانی سالم ندارند.
در جامعهای که دختران جوان با محدودیتهای جنسیتی، تبعیض در فرصتها، فشارهای خانواده و مدرسه و کمبود فضاهای ابراز فردیت مواجه هستند، سیگار میتواند نوعی استراتژی فرار یا تخلیه اضطراب تلقی شود.
در گفتوگوهای میدانی با دختران جوان بارها چنین جملاتی شنیده میشود: «سیگار تنها چیزیه که انتخابش دست خودمه»، «باهاش آروم میگیرم؛ هیچکس نمیپرسه چرا ناراحتی، ولی اگه سیگار بکشی حداقل یکی نگاهت میکنه».
این جملات نشان میدهند که در غیاب فضای سالم گفتوگو و بیان احساس، حتی یک کنش ناسالم هم میتواند کارکردی روانی یا اجتماعی پیدا کند، به ویژه که سیگار کشیدن در چنین فرهنگی میتواند به معنای استقلال، تعلق به فرهنگ پیشرو و نشانهای از زنانگی مدرن باشد؛ هرچند جهان مدرن از آن عبور کرده است.
بازخوانی بدن زنانه در فمینیسم غربی؛ بدن بهمثابه سرمایه نه میدان تخریب
در نقطه مقابل، جنبشهای فمینیستی غربی طی دهههای اخیر تلاش کردهاند بدن زنانه را از کنترل مردانه رها کرده و به میدان انتخابهای آگاهانه، خودمراقبتی و کنشگری سالم تبدیل کنند. در نتیجه، زنان بسیاری در غرب امروز بدن خود را بهجای ابزاری برای جلب توجه یا اعتراض خاموش، به ابزاری برای توانمندسازی، سلامت و لذت سالم بدل کردهاند.
کاهش چشمگیر مصرف سیگار در میان دختران نوجوان در کشورهایی چون سوئد، آلمان، فرانسه و کانادا، نتیجه همین تغییر گفتمان است.
طبق آمار سازمان جهانی بهداشت (WHO)، مصرف دخانیات در میان نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ ساله در سوئد از حدود ۲۰ درصد در سال ۲۰۰۰ به کمتر از ۱۰ درصد در سال ۲۰۲۰ کاهش یافته است.
علاوه بر سیاستگذاریهای سلامتمحور، کمپینهای اجتماعی بزرگی در این کشورها در حال فعالیتاند. برای مثال، کمپین "Smoke-Free Sweden 2025" تلاش میکند با مشارکت دولت، مدارس، باشگاهها و نهادهای مدنی، جامعهای بدون دخانیات در سوئد بسازد.
در بریتانیا نیز کمپین «Quit for Youth» با استفاده از رسانههای اجتماعی، آموزش تصویری و مشاوره رایگان، تلاش دارد عادت سیگار کشیدن در نوجوانان را به صفر برساند.
این جنبشها با ترویج سبک زندگی سالم، نقش مهمی در کاهش مصرف دخانیات در میان جوانان ایفا کردهاند.
مقایسه تطبیقی؛ دو جهان متفاوت، دو معنای متفاوت از سیگار
در ایران، زنان همچنان با فشارهای جنسیتی بالا، نابرابریهای حقوقی و عرفی و فضای اجتماعی بسته مواجهاند. در چنین فضایی، سیگار کشیدن میتواند نماد اعتراض، تخلیه فشار یا حتی ابراز هویت تلقی شود. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای غربی، زنان از حقوق برابر رسمی و فضای اجتماعی بازتری برخوردارند و امکان کنشگری مدنی برایشان فراهمتر است.
در ایران، گفتمان فمینیستی هنوز در حاشیه است و دسترسی آن به حوزه عمومی با محدودیت مواجه است. در مقابل، در کشورهای غربی، فمینیسم فراگیرتر است و توانسته بر سیاست سلامت، آموزش، رسانه و فرهنگ عمومی اثرگذار باشد. در نتیجه، بدن زن در ایران هنوز میدان سرکوب و واکنش است اما در غرب بیشتر عرصه توانمندسازی و خودمراقبتی بهشمار میرود.
همچنین در غرب، رویکرد رسانهای و آموزشی به دخانیات، گسترده، علمی و همراه با کارزارهای عمومی مستمر است اما در ایران، چنین آموزشهایی اغلب کلیشهای، محدود یا حتی سانسورشدهاند.
از این روست که افزایش مصرف سیگار در میان دختران ایرانی را باید جدی گرفت اما نه فقط بهعنوان یک بحران بهداشتی. این پدیده حامل نشانههایی از وضعیت اجتماعی-جنسیتی ایران است: بحران در گفتوگو، فقر فضاهای فردی و اجتماعی برای زنان، دسترسی نداشتن به روشهای سالم مدیریت اضطراب و فاصله زیاد بین نسلی.
در حالی که دختران جوان در غرب با ابزارهای نوین فمینیستی و فرهنگی بدن خود را توانمند میسازند، همتایانشان در ایران گاه با کنشهایی مانند سیگار کشیدن، در حال فریاد اعتراضاند. فریادی که اگر شنیده نشود، خود را به شکلهای دیگر و گاه پرخطرتر تکرار خواهد کرد.
وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد که «سینا قلینژاد»، تبعه ۳۷ ساله ایرانی، به مشارکت در یک پرونده بینالمللی اخاذی و حمله سایبری با استفاده از باجافزار «رابینهود» اعتراف کرده است.
این وزارتخانه نوشت که قلینژاد به همراه همدستانش شبکههای رایانهای شهرها، شرکتها و نهادهای درمانی در آمریکا را هک کرده و با رمزگذاری فایلها، از قربانیان درخواست باج کردهاند.
بالتیمور و گرینویل از جمله شهرهایی هستند که هدف این حملات قرار گرفته و دهها میلیون دلار خسارت دیدهاند.
بر اساس اسناد دادگاه و بیانیه وزارت دادگستری ایالات متحده، قلینژاد و همدستانش از ژانویه ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۴ با استفاده از باجافزار «رابینهود»، به شبکههای رایانهای شهرها، شرکتها، مراکز درمانی و نهادهای عمومی در سراسر ایالات متحده نفوذ و اطلاعات سیستمها را رمزگذاری کردند.
آنها در قبال ارسال کلید رمزگشایی، درخواست باج به شکل رمزارز بیتکوین میکردند.
از دیگر اقدامات این گروه، استفاده از تکنیکهای پنهانسازی هویت و فعالیتهای مجرمانه بود. قلینژاد و همدستانش با بهرهگیری از شبکههای خصوصی مجازی (VPN)، سرورهای تحت کنترل، و استفاده از خدمات «میکسر» رمزارزها، تلاش کردند هویت خود را مخفی و پرداختهای دریافتی را پولشویی کنند.
این گروه همچنین از روشی موسوم به «chain-hopping» برای جابهجایی داراییها بین رمزارزهای مختلف استفاده کرد.
در شهر بالتیمور، این حمله باعث شد صدها رایانه از مدار خارج شود و خدمات حیاتی شهری مانند پرداخت مالیات املاک، قبوض آب، جریمههای پارکینگ و سایر عملکردهای درآمدزا برای چندین ماه متوقف شود. تنها در این شهر، بیش از ۱۹ میلیون دلار خسارت ثبت شد.
متیو آر. گالئوتی، رییس بخش کیفری وزارت دادگستری آمریکا، در بیانیهای گفت: «قلینژاد و همدستانش همگی در خارج از کشور مستقر بودند و محکومیت او نشاندهنده تعهد ما برای پیگرد قانونی مجرمان سایبری در هر نقطه جهان است.»
به گفته مقامهای قضایی، مهاجمان از خسارات واردشده به برخی شهرها برای تهدید قربانیان بعدی استفاده کردند.
جیمز سی. بارناکل جونیور، رییس موقت دفتر افبیآی در شارلوت نیز گفت: «این مهاجمان از خارج از کشور و با اعتماد به عدم شناسایی، با ابزارهای پیشرفته به قربانیان آسیب زدند. این پرونده اثباتکننده توانایی و اراده ما برای شناسایی و مجازات مجرمان سایبری، بدون توجه به محل اختفای آنها است.»
قلینژاد در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۵ در فرودگاه بینالمللی رالی-دورهام در ایالت کارولینای شمالی دستگیر شد.
او به یک فقره کلاهبرداری رایانهای و یک فقره تبانی برای ارتکاب کلاهبرداری اینترنتی اعتراف کرده و قرار است در ماه اوت در دادگاه فدرال محاکمه شود. در صورت محکومیت، او با حداکثر مجازات ۳۰ سال زندان روبهرو خواهد بود.