پس از دو هفته غیبت و شایعه، اسماعیل قاآنی در سکوت در سیمای جمهوری اسلامی ظاهر شد
سیمای جمهوری اسلامی بامداد سهشنبه، ۲۴ مهر، هنگام گزارش ورود جنازه عباس نیلفروشان، معاون عملیات سپاه پاسداران، برای دقایقی چهره اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، را نشان داد.
در این گزارش، اشارهای به محل اقامت قاآنی در دو هفته اخیر نشد، اما چنین وانمود شد که او به همراه جنازه عباس نیلفروشان به تهران بازگشته است.
آخرین باری که اسماعیل قاآنی در رسانهها مشاهده شد، ۹ مهرماه، دو روز پس از کشته شدن حسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان در حمله هوایی اسرائیل به ستاد فرماندهی این گروه در ضاحیه در حومه جنوبی بیروت بود. قاآنی در آن زمان به دفتر نماینده حزبالله در تهران رفت.
در جریان حمله روز هفتم مهرماه اسرائیل به ستاد فرماندهی حزبالله در جنوب بیروت، عباس نیلفروشان، معاون عملیات سپاه پاسداران که گفته میشود ئس از کشته شدن محمد رضا زاهدی در حمله به ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق مسئولیت لبنان را برعهده گرفته بود، به همراه حسن نصرالله و شماری از چهرههای ارشد حزبالله کشته شد.
پس از آن هیچ خبر، عکس یا فیلمی از اسماعیل قاآنی منتشر نشد. غیبت او در نماز جمعهای که به امامت علی خامنهای برگزار شد، و نیز غیبت در مراسم اهدای نشان به امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، بر دامنه سوالات درباره سرنوشت قاآنی افزود.
در حالی که برخی رسانهها ابتدا احتمال کشته شدن او در کنار هاشم صفیالدین، اصلیترین نامزد جانشینی حسن نصرالله در حمله بامداد جمعه ۱۳ مهر را منتشر کردند، میدل ایست آی، رسانه نزدیک به حکومت قطر، هفته گذشته خبر داد که قاآنی در بازداشت و بازجویی به سر میبرد و در جریان بازجویی دچار حمله قلبی شده و به بیمارستان منتقل شده است.
براساس این گزارش، رهبران جمهوری اسلامی در پی یافتن منشاء نفوذ عمیق اسرائیل به دستگاههای نظامی و امنیتی خود و دلایلی که به کشته شدن حسن نصرالله و عباس نیلفروشان انجامید، هستند و احتمال میدهند که وسایل ارتباطی اسماعیل قاآنی هک شده باشد.
میدل ایست آی همچنین خبر داده بود که رییس دفتر قاآنی نیز به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شده است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه گزارشها درباره تحت بازجویی بودن قاآنی را تکذیب کرد، اما با وجود همه شایعات و گمانهزنیها، هیچ یک از مقامات و رسانههای جمهوری اسلامی توضیحی درباره قاآنی و علت غیبت ناگهانی او منتشر نکردند.
حسین دقیقی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه، روز جمعه ۲۰ مهر، غیبت و بیخبری از اسماعیل قاآنی در صحنههای عمومی نظیر نماز جمعه را «نشان از تمرکز بر وظیفهشناسی و مسئولیتپذیری نیروهای مسلح نظام» خواند.
حسین شریعتمداری، نماینده خامنهای در روزنامه کیهان، نیز روز یکشنبه ۲۲ مهر، پاسخ ندادن سپاه پاسداران به شایعهها درباره غیبت اسماعیل قاآنی را «موفقیتی چشمگیر» خواند و افزود که سپاه «در حالی که هیچ نکتهای از نگاهش پنهان نیست، به هیچیک از شایعات پاسخ نداد و دشمن را در حالتی از گیجی و منگی تنها گذاشت.»
جنازه عباس نیلفروشان بیش از دو هفته پس از کشته شدن، بامداد سهشنبه ۲۴ مهر از طریق بغداد به تهران رسید. پیشتر فرمانده سپاه استان اصفهان اعلام کرده بود علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، برای او نماز میت خواهد خواند.
نشریه واشینگتن فریبیکن، روز دوشنبه ۲۳ مهر، در گزارشی درباره افزایش بسیار قابل توجه فروش نفت ایران از سوی جمهوری اسلامی در دولت جو بایدن خبر داد و نوشت بر اساس آخرین ارقام دولت و برآوردهای کارشناسان، درآمد نفتی غیرقانونی حکومت ایران در دولت بایدن به حدود ۲۰۰ میلیارد دلار رسید.
در این گزارش نوشته شده است: «علت افزایش شدید درآمد نفتی حکومت ایران، اجرای ضعیف تحریمهای ایالات متحده است که به رژیم تندرو تهران کمک کرده است تا پول نقد مورد نیاز برای تامین مالی یک جنگ وحشیانه یک ساله علیه اسرائیل را به دست آورد.»
به نوشته واشینگتن فریبیکن، جزییات کامل کاهش تاثیر تحریمها تنها در روزهای اخیر و پس از انتشار گزارش مورد انتظار دولت آمریکا در مورد تجارت نفت ایران آشکار شد.
اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، یک آژانس دولتی که بازارهای جهانی را زیر نظر دارد، بر اساس قانونی که در فروردین ماه امسال در کنگره تصویب شد، موظف است درآمد نفتی ایران را بهطور علنی محاسبه کند و گزارشی رسمی پس از چهار سال اجرای تحریمهای پراکنده در دولت بایدن را ارائه دهد.
این گزارش که اواخر هفته گذشته منتشر شد، نشان داد که ایران تنها در سه سال اول دولت بایدن ۱۴۴ میلیارد دلار از محل فروش نفتی که تحریم شده درآمد داشته است.
بر پایه این گزارش، تنها در سال۲۰۲۱، سال اول روی کار آمدن دولت بایدن، جمهوری اسلامی توانست ۳۷ میلیارد دلار از نفت ایران را به فروش برساند در حالی که این مبلغ، در سال ۲۰۲۰ آخرین سال دولت ترامپ تنها ۱۶ میلیارد دلار بود.
به گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، درآمد نفتی حکومت ایران در سال ۲۰۲۲ به ۵۴ میلیارد و در سال ۲۰۲۳ به ۵۳ میلیارد دلار رسید.
واشینگتن فریبیکن در ادامه گزارش خود به نقل از سازمان اتحاد علیه ایران هستهای، نوشته است که جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۴ هم به فروش بالا و تاریخی نفت تحریمشده ایران ادامه داده است.
این نشریه نوشته است: «این ارقام میتواند توضیح دهد که چرا دولت بایدن-هریس که با انتقاد از هرج و مرج فزاینده در خاورمیانه تحت نظارت خود مواجه است، اواخر روز جمعه بسته جدیدی از تحریمها را علیه صادرات نفت ایران اعلام کرد. به گفته وزارت امور خارجه، این اقدامات به دولت آمریکا اختیار گستردهای می دهد تا «تحریمهایی را علیه هر فردی که مصمم به فعالیت در بخشهای نفت یا پتروشیمی ایران باشد، اعمال کند.»
کلر یونگمن، مدیر برنامه ردیابی نفتکشهای ایران در سازمان اتحاد علیه ایران هستهای، به واشینگتن فریبیکن گفت که آخرین ارقام تهیه شده از سوی اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، و همچنین برآورد گروه او در سال ۲۰۲۴، باید به عنوان «کاتالیزوری برای دولت برای رویکردی تهاجمیتر در اعمال تحریمها علیه کشتیهای حامل نفت ایران» عمل کند.
یونگمن گفت: «فعالیتهای غیرقانونی که در این گزارش به تفصیل شرح داده شده است، بر نیاز به اقدام قاطع برای پاسخگو کردن این کشتیها و اطمینان از اجرای موثر تحریمها برای محدود کردن توانایی حکومت ایران برای صادرات نفت تاکید میکند.»
این نشریه در ادامه گزارش خود نوشته است: «پول بادآورده حاصل از فروش نفت ایران به رژیم تندرو جمهوری اسلامی کمک کرده است تا نیروهای نیابتی تروریستی خود، حماس و حزب الله، را مسلح کند.»
به نوشته واشینگتن فریبیکن، «اگرچه جمهوریخواهان مدتهاست که زنگ خطر را در مورد تجارت پرسود نفت تهران به صدا درآورده اند، اکنون قانونگذاران دموکرات هم از لایحه سنا برای تقویت و اجرای موثر تحریمها بر تجارت نفت ایران حمایت میکنند و این امر نشان دهنده نارضایتی فزاینده از سیاستهای دولت بایدن- هریس است.»
جونی ارنست، سناتور جمهوریخواه از ایالت آیووا، پس از حمله حماس در ۷ اکتبر، با هدف خفه کردن کانالهای مالی که به گسترش نیروهای نیابتی تروریستی تهران دامن میزند، شروع به تصویب قانونی برای تحریم تجارت نفت ایران کرد. این لایحه اکنون حمایت هفت قانونگذار دموکرات را نیز به دست آورده است.
ارنست با اشاره به موجی از حملات مورد حمایت جمهوری اسلامی به خطوط کشتیرانی بینالمللی در ماههای اخیر به واشینگتن فریبیکن گفت: «ما شاهد افزایش حملات به سربازانمان، حملات موشکی تاریخی به بزرگترین شریک ما در خاورمیانه، و اختلال در تجارت بینالمللی در دریای سرخ هستیم. جای تعجب نیست که لایحه من برای خارج کردن پول از دستان خونین حکومت ایران اکنون مورد حمایت قرار گرفته است.»
به نوشته این نشریه، «بر اساس قانون اجرای تحریمهای ایران، واحد تحقیقات وزارت امنیت داخلی ۱۵۰ میلیون دلار برای گسترش عملیات هدف قرار دادن ناوگان بزرگ نفتکشهای نفت خام غیرقانونی تهران دریافت خواهد کرد. با توقیف این کشتیها در حالی که نفت ایران را به رژیمهای متخاصمی مانند چین و ونزوئلا منتقل میکنند، میلیاردها دلار از ثروت ایران دزدیده می شود تا رژیم خود را سرپا نگه دارد و به نیروهای نیابتی تروریستی خود نیز کمک کند.»
به گفته ارنست، این قانون برای اطمینان یافتن از اینکه وزارت امنیت داخلی میتواند عملیات غیرقانونی کشتیرانی ایران را شناسایی کند و منابع مورد نیاز برای توقیف آنها در دریا را در اختیار داشته باشد، حیاتی است.
واشینگتن فریبیکن نوشته است که طرح ارنست در حال حاضر ۲۷ حامی در سنا دارد و حمایتهای اخیر از این لایحه نشان دهنده ناامیدی فزاینده در هر دو حزب از امتناع دولت بایدن- هریس از اعمال مجموعهای از تحریمها بر تجارت نفت ایران است. تهران یک «ناوگان ارواح» بزرگ متشکل از نزدیک به ۵۰۰ نفتکش دارد که نفت خام را اغلب با تخفیف فراوان به چین، سوریه، ونزوئلا و سایر کشورها حمل میکنند.
بر اساس گزارش اطلاعات انرژی ایالات متحده، «فرآوردههای نفتی ایران عموما با کشتیهای کوچکتر حمل میشوند و شناسایی آنها از کشتیهای حامل نفت خام دشوارتر است.»
حکومت ایران همچنین از چندین تکنیک مبهم سازی مانند خاموش کردن سیگنالهای شناسایی کشتی خود، استفاده از روش انتقال کشتی به کشتی، یا برچسبگذاری مجدد محمولهها و استفاده از نام کشورهای دیگر برای نفت خام و فرآوردههای نفتی ایران استفاده میکند. این اقدامات چالش ارائه دادههای دقیق را افزایش میدهد.
جنگ بار دیگر در خانههای ایرانیان را میزند. مردم هر روز در اضطراب حمله احتمالی اسرائیل به سر میبرند. اما چرا اوضاع به اینجا کشیده شد؟
پاسخ ساده است: جمهوری اسلامی و سپاه طی چهار دهه در منطقه خاورمیانه به آتشافروزی و دخالت مشغول بودند، و حالا این شعلهها دامن ایران و مردمش را هم گرفته است.
در تمام این سالها، سپاه پاسداران با عنوان ایجاد «محور مقاومت» گروههای نیابتی تشکیل داد و در امور داخلی کشورهای منطقه دخالت کرد. از لبنان و یمن گرفته تا عراق، سوریه، غزه و حتی بحرین. طبیعی بود که وقتی قاسم سلیمانی و فرماندهان سپاه به گسترش مرزهای امنیتی کشور تا دریای مدیترانه افتخار میکردند، دشمنان جمهوری اسلامی هم دست روی دست نخواهند گذاشت.
اکنون، اسرائیل پس از ضربه زدن به گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در غزه، کرانه باختری و لبنان، خود جمهوری اسلامی را هدف گرفته است، اما مساله اینجاست که هر حمله به جمهوری اسلامی، در عمل حمله به ایران و زیرساختهای کشور نیز هست.
جمهوری اسلامی همان روزی جنگ را به خانههای مردم ایران آورد که سوریه و لبنان را بر ایران و ایرانی اولویت داد. مگر مهدی طائب، فرمانده قرارگاه عمار، نگفت: «سوریه برای ما مهمتر از خوزستان است»؟! یا مگر علی خامنهای نبود که با افتخار از تجهیز حماس و جهاد اسلامی و تسلیح کرانه باختری سخن گفت و اعلام کرد که هر کسی علیه اسرائیل بجنگد، از حمایت ایران برخوردار خواهد بود؟
وقتی حکومت جمهوری اسلامی با غرور از این اقدامات سخن میگوید، طبیعی است که دیر یا زود اسرائیل و دشمنان منطقهای جمهوری اسلامی نیز واکنش نشان دهند. جنگی که به خانه دیگران برده شد، حالا به دست جمهوری اسلامی به دروازههای ایران بازگشته است. این در حالی است که مقامات حکومت همواره در جای امنی پناه میگیرند، اما این مردم ایران هستند که قربانی جنگطلبیهای حکومت میشوند.
از طرف دیگر، پیش از آنکه حتی جنگی آغاز شود، بازار ایران واکنش نشان داده و قیمتها بهشکل بیسابقهای در حال افزایش است. همین دوشنبه، قیمت سکه از ۵۰ میلیون تومان عبور کرد و دلار به بیشتر از ۶۳ هزار تومان رسید. این افزایش قیمتها بازتاب وحشت بازار از جنگی است که در پیش است.
مردم ایران نهتنها باید هزینههای جنگطلبی جمهوری اسلامی و سپاه را بپردازند، بلکه باید بار تورم، گرانی، و کمبود بودجه را نیز به دوش بکشند.
در شرایطی که به گفته وزیر اقتصاد میزان کسری بودجه امسال ۸۵۰ هزار میلیارد تومان اعلام شده، باز هم منابع مالی بهجای تامین نیازهای داخلی، صرف موشکها و پهپادهایی میشود که در غزه، لبنان و عراق شلیک میشوند.
همه این هزینهها از جیب مردم ایران میرود و در عین حال همین مردم باید با تحریمها و محدودیتهای جدید نیز دست و پنجه نرم کنند .اتحادیه اروپا ایرانایر، ماهان و ساها را تحریم کرده است. این تحریمها یهطور مستقیم مردم ایران را تحت تاثیر قرار میدهند؛ حالا برای سفر خارجی باید با هزینههای بیشتر بلیت ایرلاینهای خارجی مثل ترکیش ایرلاین را بخرند، یا بهطور کلی قید سفر برای دیدار عزیزانشان را بزنند.
واقعیت این است که این تحریمها حاصل سوءاستفاده نظامی جمهوری اسلامی از هواپیماهای مسافربری است. محمدجواد ظریف، وزیر امور سابق خارجه، بهروشنی در فایل مصاحبه لو رفته خود گفت که آمریکا به جمهوری اسلامی هشدار داده بود از ایرانایر و ماهان برای مقاصد نظامی در سوریه استفاده نکند، اما قاسم سلیمانی با حمایت مستقیم خامنهای، این هشدارها را نادیده گرفت و بارها از این خطوط هوایی برای انتقال تجهیزات نظامی استفاده کرد. نتیجه؟ حالا ایرانایر و ماهان تحریم شدهاند و این مردم ایران هستند که باید بهای این سیاستها را بپردازند.
سیاستهای سپاهمحور جمهوری اسلامی که با حمایت خامنهای در منطقه پیاده شد، حالا نتیجهاش را نشان میدهد. گسترش تحریمها، تورم، و سایه جنگ همگی نتیجه نادیده گرفتن هشدارهای داخلی و خارجی است. در نهایت، این مردم ایران هستند که تاوان جاهطلبیهای منطقهای و لجاجتهای سپاه و حکومت را میپردازند. درهای دیپلماسی در حال بسته شدن و جنگ افزارها آماده غرش هستند. جمهوری اسلامی در حال آوردن جنگی به خانه است که لازم و ضروری نبود.
«بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی» روز دوشنبه ۲۳ مهر در مطلبی نوشت روسیه قصد ندارد به صورت مستقیم به رویارویی اسرائیل و جمهوری اسلامی وارد شود.
به نوشته این اندیشکده، تشدید تنشها میان اسرائیل و حکومت ایران روز به روز منافع روسیه در خاورمیانه را بیش از پیش تحت تاثیر قرار میدهد و همچنین تهدیدی علیه پروژههای مشترک مسکو و تهران به شمار میرود.
با این وجود، ترجیح مسکو این است که خود را با شرایط در حال تغییر منطقه وفق دهد تا اینکه بهطور مستقیم در آن مداخله کند.
بنیاد کارنگی افزود: «روسیه نمیتواند ایران را در رویارویی با اسرائیل و آمریکا نجات دهد و دست به اقدامی در این زمینه نیز نخواهد زد.»
جمهوری اسلامی و روسیه روابط دوجانبه خود را، بهویژه پس از آغاز مناقشه اوکراین، بهطور فزایندهای تقویت کردهاند و تهران یکی از متحدان اصلی مسکو در نبرد با کییف بوده است.
روزنامه وال استریت ژورنال ۱۶ شهریور گزارش داد با وجود هشدارهای غرب، حکومت ایران محمولهای از موشکهای بالستیک کوتاهبرد را در اختیار روسیه قرار داده است.
جمهوری اسلامی پیشتر پهپادهای انتحاری شاهد ۱۳۱ و شاهد ۱۳۶ را به روسیه ارسال کرده بود تا در جریان عملیات نظامی در اوکراین مورد استفاده قرار گیرند.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۲۰ مهر در دیدار با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، روابط تهران و مسکو را «صمیمانه» خواند و خواستار تسریع در امضای سند راهبردی میان دو کشور شد.
با وجود نزدیکی روابط تهران و مسکو، بنیاد کارنگی تاکید کرد هیچ نشانهای مبنی بر تمایل روسیه برای «مداخله نظامی مستقیم در درگیریهای جاری در خاورمیانه» وجود ندارد.
این اندیشکده اضافه کرد: «مسکو به قدری در اوکراین درگیر است که زمانی برای یک جنگ دیگر ندارد. همچنین هرگز به نظر نرسیده که روسیه بخواهد برای منافع ایران بجنگد.»
بنیاد کارنگی در ادامه مطلب خود به تاثیر تحولات اخیر منطقه بر روابط روسیه و اسرائیل پرداخت و نوشت اسرائیل پیش از حملات خود به سوریه، دیگر مسکو را در جریان نمیگذارد.
با در نظر گرفتن شرایط موجود، شاید روسیه تنها دفع حملات اسرائیل به سوریه را در دستور کار قرار دهد اما بیش از این، به مناقشه خاورمیانه وارد نخواهد شد.
اسرائیل ۱۲ مهر نیروهای حکومت ایران را در نزدیکی پایگاه هوایی حمیمیم سوریه هدف قرار داد. از آنجا که نظامیان روسی در این پایگاه مستقر هستند، سامانههای دفاعی روسیه تعدادی از موشکهای اسرائیلی را در جریان این حمله رهگیری و ساقط کردند.
با این حال، احتمال درگیری مستقیم روسیه و اسرائیل بسیار کم است و دو کشور مایل به قطع روابط دوجانبه خود نیستند.
حکومت ایران شامگاه ۱۰ مهر با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک خاک اسرائیل را هدف قرار داد. این دومین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل بود.
مقامهای اسرائیلی در دو هفته گذشته بارها تاکید کردهاند این کشور به حمله موشکی جمهوری اسلامی پاسخ خواهد داد. بیم آن میرود واکنش اسرائیل به شعلهورتر شدن آتش تنشها در منطقه بینجامد.
خسارات وارد شده به یک رستوران در پی حمله موشکی جمهوری اسلامی، تلآویو، ۱۱ مهر
بنیاد کارنگی همچنین نوشت روسیه ممکن است به سراغ گزینه حمایت غیرمستقیم از جمهوری اسلامی برود و گروههای نیابتی تهران، مانند حزبالله لبنان و حوثیهای یمن، را از نظر تسلیحاتی تقویت کند.
به گفته این اندیشکده، روسیه تنها زمانی این گزینه را در دستور کار قرار خواهد داد که نیروهای ایالات متحده بهطور فعالانه در مناقشه خاورمیانه مداخله کنند.
بنیاد کارنگی اضافه کرد روسیه مقابله با منافع آمریکا در سراسر جهان را هدفی مشروع میداند اما چنین موضعی در قبال اسرائیل ندارد و به همین دلیل، تنها زمانی به حمایت تسلیحاتی از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی خواهد پرداخت که پای آمریکا در میان باشد.
به دنبال حمله نظامی روسیه به اوکراین، روابط مسکو و کشورهای غربی، و در راس آنها آمریکا، به سردی گراییده است.
روسیه عملیات نظامی خود را علیه اوکراین پنجم اسفند ۱۴۰۰ کلید زد و از آن زمان تاکنون، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن که پیشتر با میانجیگری مسقط در عمان صورت میگرفت، به دلیل «شرایط خاص منطقه» متوقف شده است.
عراقچی دوشنبه ۲۳ مهر در جریان سفر به عمان با اشاره به پیشینه این گفتگوها گفت: «این روند اکنون متوقف شده است، زیرا شرایط منطقه خاص است و زمینهای برای این گفتوگوها وجود ندارد. زمانی که بحرانهای جاری را پشت سر گذاشتیم، در این باره تصمیم میگیریم که آیا مجددا وارد این روند شویم یا خیر.»
رسانهها در سالهای گذشته بارها از برگزاری مذاکرات محرمانه میان جمهوری اسلامی و آمریکا در عمان خبر داده بودند.
پایگاه خبری اکسیوس در اردیبهشتماه گزارش داد برت مکگرک، مشاور ارشد دولت آمریکا در امور خاورمیانه، و آبرام پیلی، معاون نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران، به صورت غیرمستقیم در عمان با مقامهای جمهوری اسلامی مذاکره کردند.
محور این گفتوگوها برنامه هستهای جمهوری اسلامی و تنشها در منطقه در پی اقدامات گروههای نیابتی تهران عنوان شد. این دومین دور مذاکرات دو طرف در سال جاری میلادی بود.
به گزارش روزنامه فایننشال تایمز در اسفندماه ۱۴۰۲، موضوع اصلی دور نخست مذاکرات محرمانه تهران و واشینگتن در عمان، حملات حوثیهای یمن به کشتیهای بینالمللی بود.
در پی شدت گرفتن مناقشه حماس و اسرائیل، حوثیها حملات خود را به کشتیهای بینالمللی در دریای سرخ، تنگه بابالمندب و خلیج عدن آغاز کردند و امنیت دریانوردی را در منطقه در طول ماههای گذشته به خطر انداختند. دامنه این حملات حتی به اقیانوس هند نیز کشیده شده است.
تظاهرات حوثیهای یمن در حمایت از فلسطین و حزبالله لبنان، صنعا، ۱۳ مهر
عراقچی در ادامه اظهارات خود وجود گفتوگوهای غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی و آمریکا در سالهای گذشته را تایید کرد و گفت: «این موضوع قبلا هم اتفاق افتاده است. در دولت گذشته هم این وضعیت وجود داشت و روندی به نام روند مسقط شناخته شده است.»
او در عین حال افزود در جریان سفر اخیرش به عمان تماسی در چارچوب مذاکرات پیشین تهران و واشینگتن برقرار نشده است.
گفتوگوهای غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر برنامه هستهای تهران در سال ۱۳۹۱ و در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد در عمان کلید خورد.
به گفته علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی، این مذاکرات با موافقت شخص علی خامنهای انجام گرفت.
بر اساس آخرین گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حکومت ایران همچنان برنامه تولید اورانیوم با غنای بالای خود را که میتواند برای ساخت سلاح هستهای به کار گرفته شود، ادامه میدهد.
عراقچی در سخنان خود در عمان همچنین به تشدید تنشها میان اسرائیل و جمهوری اسلامی پرداخت و گفت: «موضع ما کاملا روشن است و بارها تکرار کردهایم؛ ما خواهان جنگ و درگیری نیستیم، اگرچه برای آن آمادگی کامل داریم.»
او خواستار استفاده از دیپلماسی برای جلوگیری از وقوع یک «بحران» در منطقه شد.
حکومت ایران شامگاه ۱۰ مهر با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک خاک اسرائیل را هدف قرار داد. این دومین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل بود.
پایگاه خبری بلومبرگ روز ۲۲ مهر با استناد به دادههای ارائه شده از سوی سازمان مالیاتی اسرائیل نوشت حمله اخیر حکومت ایران بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد شِکِل (معادل ۴۰ تا ۵۳ میلیون دلار) به اموال خصوصی شهروندان اسرائیلی خسارت زد.
مقامهای اسرائیلی در دو هفته گذشته بارها تاکید کردهاند این کشور به حمله موشکی جمهوری اسلامی پاسخ خواهد داد.
شبکه تلویزیونی اسبیاس نیوز استرالیا گزارش داد در حال حاضر دستکم دو شهروند استرالیایی در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبرند. فعالان حقوق بشر از دولت استرالیا خواستهاند تلاشهای خود را برای آزادی این افراد افزایش دهد.
این رسانه استرالیایی به نقل از منبعی که میخواست هویتش مخفی بماند، نوشت یکی از این زندانیان فردی دوتابعیتی است و پس از دستگیری در ژوییه سال ۲۰۲۲، به چند سال زندان محکوم شده است.
در گزارش اسبیاس نیوز در خصوص اتهامات و هویت این فرد و همچنین دیگر زندانی استرالیایی در ایران هیچ جزئیاتی ارائه نشده است.
سفارت جمهوری اسلامی در کانبرا از پاسخ به پرسش این رسانه در خصوص وضعیت زندانیان استرالیایی در ایران خودداری کرده است.
یک سخنگوی وزارت خارجه استرالیا هم به اسبیاس گفته این کشور در برابر «بازداشت و محکومیت خودسرانه» میایستد، بهویژه زمانی که از این اقدامات برای «فشار دیپلماتیک» استفاده میشود.
فعالان حقوق بشر، بازداشت شهروندان کشورهای غربی از سوی جمهوری اسلامی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند تهران از این حربه برای تحت فشار گذاشتن غرب و گرفتن امتیاز استفاده میکند.
پیش از این، توافق تهران و واشینگتن برای تبادل زندانیان خبرساز شده بود. مبادله پنج زندانی ایرانی در برابر پنج زندانی آمریکایی در شهریورماه ۱۴۰۲ انجام پذیرفت و در ازای آن شش میلیارد دلار از پولهای مسدود شده ایران در کره جنوبی به قطر منتقل شد.
واشینگتن میگوید تهران تنها برای خرید کالاهای بشردوستانه میتواند از این پول استفاده کند، اما بسیاری معتقدند نتیجه اقداماتی از این دست، تشویق جمهوری اسلامی به ادامه سیاست گروگانگیری است.
اسبیاس نیوز در ادامه گزارش خود نوشته کایلی مور-گیلبرت، زندانی سابق جمهوری اسلامی و مدیر «اتحادیه بازداشت غیرقانونی و خودسرانه استرالیا»، با خانوادههای زندانیان دوتابعیتی در ایران در تماس است و با آنها همکاری میکند.
این پژوهشگر استرالیایی-بریتانیایی در آذر ۱۳۹۹ و پس از سپری کردن بیش از دو سال در زندانهای جمهوری اسلامی به اتهام جاسوسی، آزاد شد. او همواره این اتهام را رد کرده است.
مور-گیلبرت در مصاحبه با اسبیاس نیوز به وضعیت شهروندان دو تابعیتی پرداخت و گفت: «این افراد هر چند شهروند استرالیا هستند، اما ممکن است اعضای نزدیک خانواده و داراییها و اموال دیگری در داخل ایران داشته باشند.»
او افزود: «ایران یکی از کشورهای فعال در استفاده از دیپلماسی گروگانگیری است، از جمله گروگانگیری شهروندان استرالیایی؛ همچنین بازداشتهای نادرست و با انگیزه سیاسی که معمولا هدف آنها دو تابعیتیها است، از جمله شهروندان ایرانی-استرالیایی.»
کایلی مور-گیلبرت، پژوهشگر استرالیایی-بریتانیایی و زندانی سابق جمهوری اسلامی
پیشتر و در اردیبهشتماه سال جاری، وزارت خارجه فرانسه در بیانیهای به مناسبت دومین سالگرد بازداشت سسیل کوهلر و ژاک پاری، دو شهروند فرانسوی در ایران، سیاست گروگانگیری حکومتی از سوی جمهوری اسلامی را محکوم کرد و گفت تهران به دنبال «باجخواهی مداوم» است.
کانادا نیز ۳۰ خرداد در واکنش به اقدامات جمهوری اسلامی اعلام کرد بازداشت خودسرانه اتباع خارجی از سوی حکومتها بهعنوان «یک اهرم سیاسی» غیرقابل قبول است و «نباید تحمل شود».
مور-گیلبرت در ادامه اظهارات خود هشدار داد حکومت ایران دیپلماسی گروگانگیری خود را به یک «مدل تجاری» تبدیل کرده و با استفاده از این روش در تعامل با تعدادی از کشورها، «بهطور گستردهای سود برده است.»
این پژوهشگر با اشاره به نحوه رهایی خود از بند جمهوری اسلامی گفت: «سه تروریست محکومشده در ازای آزادی من، از زندان تایلند رها شدند.»
به گزارش اسبیاس نیوز، سه مرد ایرانی که به دلیل دست داشتن در یک نقشه بمبگذاری در سال ۲۰۱۲ در تایلند زندانی بودند، پس از آزادی مور-گیلبرت به ایران بازگشتند.
با این حال، اسکات موریسون، نخستوزیر وقت استرالیا، موضوع مبادله زندانیان میان استرالیا و جمهوری اسلامی را تایید نکرد.
اسبیاس نیوز همچنین به آزادی حمید نوری، مقام قضایی سابق جمهوری اسلامی، بهعنوان یکی دیگر از نمونههای سیاست گروگانگیری حکومت ایران پرداخت.
در جریان مبادله زندانیان میان تهران و استکهلم، دو شهروند سوئدی زندانی در ایران با نامهای یوهان فلودروس و سعید عزیزی در ازای آزادی نوری اجازه یافتند ۲۶ خرداد خاک ایران را ترک کنند و به سوئد بازگردند.
نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت، به اتهام دست داشتن در اعدام زندانیان سیاسی دهه ۶۰، در آبان ۱۳۹۸ در سوئد بازداشت و پس از محاکمه، به حبس ابد محکوم شد. دیوان عالی سوئد روز ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ فرجامخواهی نوری را رد کرده بود.
حمید نوری، مقام قضایی سابق جمهوری اسلامی
اسبیاس نیوز در گزارش خود به یکی دیگر از زندانیان ایرانی-استرالیایی با نام شکرالله جبلی پرداخت و نوشت او پس از سه دهه زندگی در استرالیا در سال ۲۰۰۷ به تهران بازگشت.
بر اساس این گزارش، جبلی در سال ۲۰۲۰ به اتهامات مالی بازداشت و راهی زندان اوین شد. او دو سال بعد در زندان جان خود را از دست داد.
خانواده جبلی که در زمان مرگ ۸۳ سال داشت، اتهامات علیه او را رد میکنند و میگویند مقامهای جمهوری اسلامی او را از دسترسی به دارو و مراقبتهای پزشکی لازم محروم کردند.
پیمان جبلی، پسر این زندانی فوت شده، گفت پس از بازداشت پدرش به وزارت خارجه استرالیا مراجعه کرد اما مسئولان مربوطه با این استدلال که حکومت ایران تابعیت دوگانه را به رسمیت نمیشناسد، اعلام کردند نمیتوانند کار زیادی انجام دهند.
سازمان عفو بینالملل نیز محاکمه جبلی را «ناعادلانه» خواند و افزود او در جریان دادرسی، از حق دسترسی به وکیل انتخابی خود محروم شده بود.