خیز شهرداری برای بازار ۳ هزار میلیارد تومانی زباله پایتخت
شهرداری تهران سالهاست از مافیای زباله میگوید و پای این مافیا به سریالهای تلویزیونی هم باز شده است. سوءاستفاده از کودکان کار بهانه پرداختن به موضوع است اما پیمانکاران شهرداری از این کودکان حق حساب میگیرند. زیبایی شهر، کودکان کار یا سه هزار میلیارد زباله تهران؛ مساله کدام است؟
عبدالمجید رحمانی، دبیر مرکز رصد، پایش و مدیریت آسیبهای اجتماعی کلانشهر تهران، گفت: «برخورد با افراد زبالهگرد در دستور کار قرار گرفته است و با آنها برخورد میشود.»
به گزارش خبرگزاری ایلنا، رحمانی درباره طرح ساماندهی آسیبهای اجتماعی و تمدید سه ماهه دستور قضایی برای اجرای این طرح گفت: «اقدامات ما در این طرح در حوزه زبالهگردی است. ما با دستگاههایی که در شهرداری تهران در این زمینه مسئولیتی بر عهده داشتند از جمله معاونت خدمات شهری، سازمان مدیریت پسماند، شرکت شهربان حریمبان و شرکت ساماندهی مشاغل اقداماتمان را ادامه میدهیم و کاری که از حوالی عید در این زمینه شروع شده است، همچنان ادامه دارد.»
این مقام شهرداری تهران درباره «زبالهگردهای غیر ایرانی» گفت: «اگر افراد زبالهگرد از اتباع باشند با هماهنگی اداره کل اتباع و سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران این افراد به مرکز غربال اعزام شده و در آنجا تعیین تکلیف میشوند.»
دبیر مرکز رصد، پایش و مدیریت آسیبهای اجتماعی کلانشهر تهران، وابسته به شهرداری تهران در پاسخ به این سوال که در دورهای که ساماندهی صورت گرفته است چه تعداد از اتباع شناسایی و به اداره کل امور اتباع و مهاجران تحویل داده شدهاند، گفت: «در مرحله گذشته حدود هزار و ۲۰۰ نفر از اتباع را شناسایی و تعیین تکلیف کردیم.»
رقابت بر سر سه هزار میلیارد تومان زباله تهران
موضوع برخورد با زبالهگردان پایتخت تازگی ندارد. سالهاست که شهرداری تهران به دنبال در اختیار گرفتن زبالههای شهر است. مقامات شهرداری از «مافیای زباله» میگویند اما این مافیا هرگز معرفی نشده است.
دامنه افسانه مافیای زباله به آثار هنری هم کشیده شده است؛ از جمله در سریال تلویزیونی «عروس تاریکی» در سال ۱۳۹۸ و سریال شبکه خانگی «یاغی» در سال ۱۴۰۱.
شهرداری تهران با وجود سالها تلاش نتوانسته است دست آنچه را مافیای زباله مینامد از سفره زبالههای پایتخت کوتاه کند. سفرهای که به گفته رضا محمدی، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران، ارزش آن سالانه سه هزار میلیارد تومان است.
او بهمن ماه ۱۴۰۲ گفت: «مافیای زباله گرچه به هیچ جا وصل نیست اما دغدغه برخورد انتظامی ندارد.»
محمدی درباره تلاش شهرداری برای در اختیار گرفتن بازار زباله تهران گفت: «برای اینکه اقتصاد این بستر را به هم بزنیم باید تعدد قراردادها و پیمانکاران را اصلاح میکردیم. ما یک پیمانکار را برای پاسخگویی درباره همه پیمانکاران، از طریق مناقصه تعیین کردیم تا مجموعه را هدایت کند و امروز کلا ۱۴ پیمانکار کلان داریم.»
درآمد ۳۰ میلیونی از هر زبالهگرد
محمدی اردیبهشت امسال با اشاره به درآمد ۳۰ میلیون تومانی ماهانه مافیای زباله از هر زبالهگرد گفت: «تا پیش از اجرای قراردادهای جدید حدود شش هزار زبالهگرد داشتیم که در حال حاضر به حدود هزار زبالهگرد کاهش پیدا کرده است.»
به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمدی در نشست خبری ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ گفت: «یکهزار و ۵۰۰ تن زباله خشک وجود دارد که متاسفانه به دست مافیای زباله میافتاد. از طریق بهکارگیری "کولی کتفیها" این زباله را از مخازن جمعآوری میکردند و چهره شهر را به هم میزدند.»
سود مالی شهرداری تهران و پیمانکاران تفکیک زباله یک وجه ماجراست اما سوی دیگر مساله زبالهگردی در تهران، استفاده سایتهای تفکیک زباله از کودکان و معتادان به مواد مخدر است.
استفاده از این افراد به خصوص کودکان، راهحلی آسان برای کارفرمایان است تا نیروهای زبالهگرد آنها بازداشت نشوند.
موضوع کودکان زبالهگرد، علاوه بر تهران به کلانشهرهای دیگر هم سرایت کرده است.
مهر ماه سال گذشته، غلامعباس ترکی، معاون دادستان کل کشور از اجرای طرحی برای ساماندهی کودکان زبالهگرد خبر داد.
هر چند شهرداری تهران میگوید هدفش از انعقاد قرارداد با پیمانکاران، مقابله با مافیای زبالهگردی است اما به نظر میرسد قراردادها تنها یک واسطه به نام «پیمانکار» به بازار زباله تهران اضافه کردند.
سال ۱۴۰۲، وبسایت جماران گزارشی با موضوع زبالهگردی کودکان و نوجوانان در تهران منتشر کرد.
این گزارش به نقل از نوجوان زبالهگردی نوشت: «من و دیگر زبالهگردان ماهانه ۱۰ میلیون تومان به پیمانکار منطقه پرداخت میکنیم تا بتوانیم در سطح منطقه آزادانه پسماند خشک جمع کنیم. این ۱۰ میلیون تومانی که به پیمانکار میدهیم، مجوز برداشت زباله خشک از سطلهای زباله منطقه است.»
مرکز مطالعات خاورمیانه در تحلیلی نوشت که جمهوری اسلامی با فاصله گرفتن از متحدان فارسیزبان سابق خود در افغانستان، به ویژه جبهه مقاومت ملی، روابط خود را با طالبان تقویت کرده است.
در این تحلیل آمده است که ایران از هر گونه فعالیت مسلحانه علیه طالبان خودداری کرده است.
این مرکز تحقیقاتی نوشت که جمهوری اسلامی با رویکرد جدیدی به حمایت از طالبان پرداخته و تلاش میکند با ایجاد روابط جدید با گروههای تندرو، به «یک قدرت اسلامی چندمذهبی» تبدیل شود.
به گفته احمد سیر داوودزی، نویسنده این تحلیل، تحویل دادن سفارت افغانستان در تهران به طالبان نمونهای از این رویکرد است.
بر اساس این تحلیل، حسن کاظمی قمی، نماینده ویژه ایران در امور افغانستان، گفته است روابط ایران با طالبان نسبت به حکومت قبلی افغانستان «بهتر» شده است.
در این تحلیل به نقل از مقامهای ایرانی گفته شده که جمهوری اسلامی «از مبارزه مسلحانه با طالبان حمایت نخواهد کرد» و این موضعگیری، جبهه مقاومت را مجبور کرده در جستوجوی حامیان جایگزین مانند تاجیکستان باشد.
این مرکز نوشت تغییر رویکرد تهران نسبت به متحدان فارسیزبان نگرانیهایی را در میان برخی گروههای فارسیزبان افغانستان برانگیخته است که طالبان را به سرکوب هویت فرهنگی و زبانی متهم میکنند.
بر اساس این تحلیل، این تغییرات میتوانند تاثیر قابل توجهی بر وضعیت داخلی افغانستان و روابط منطقهای طالبان داشته باشند.
نویسنده به نزدیکی روابط قم و قندهار نیز اشاره کرد و نوشت که هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، با گروهی به نام شورای هلمند که به عنوان طالبان ایرانی شناخته میشوند و پایگاههایی در ایران داشتهاند، ارتباط داشته است.
تحلیل مورد نظر همچنین تاکید کرد کاهش نفوذ آمریکا در خاورمیانه باعث شده است کشورهای منطقه بیشتر به سمت ایران متمایل شوند و «جمهوری اسلامی فرصتهای بیشتری برای تحقق اهدافش پیدا کرده» است.
روزنامه جمهوری اسلامی از حامیان مسعود پزشکیان، روز سهشنبه ۱۶ مرداد با اشاره به احکام صادر شده از سوی او نوشت که باید از همین ابتدا فاتحه دولت چهاردهم را خواند. پزشکیان دو متهم فساد اقتصادی را به سمتهای مهمی منصوب کرد. اصولگرایان از «بیخطر بودن پزشکیان» ابراز رضایت میکنند.
روزنامه جمهوری اسلامی، از حامیان پزشکیان در انتخابات، در مطلبی به انتقاد صریح از انتصابات او به عنوان رییسجمهوری پرداخت.
این روزنامه با اشاره به علاقه پزشکیان به نهجالبلاغه (نامهها و خطبههای منتسب به امام اول شیعیان) نوشت: «قطعا آقای رییسجمهور میدانند که طبق نظر مولای متقیان، هرگز انسان پرپولی در هیچ جامعهای بدون آن که حق این و آن را ضایع کرده باشد وجود نخواهد داشت. بنابراین، نباید به سخن توجیهگرانه کسانی که میگویند چه اشکالی دارد افراد مرفه و صاحبان ثروت عهدهدار مسئولیتها باشند اعتنا کرد. اینان همان مرفهان بیدرد هستند.»
جمهوری اسلامی در ادامه با اشاره به وعدههای پزشکیان در زمان انتخابات نوشت: «قرار بود شما همکارانی را دور خود جمع کنید که صدای بیصدایان باشند. بدون تعارف باید به شما بگوییم احکامی که در چند روز گذشته صادر کردهاید دارای چنین گرایشی نیست. اگر اعضای کابینهتان هم از همین قماش باشند، باید از همین ابتدا فاتحه دولت چهاردهم را خواند.»
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود با عنوان «با رئیس جمهور نهجالبلاغهخوان» شدیدا به دولت پزشکیان انتقاد کرده است
فرمانده سابق اطلاعات سپاه: پزشکیان فقط میخواهد در چارچوب نظام حرکت کند
روز ۱۴ مرداد و دو روز قبل از انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی، حسین طائب، رییس سابق سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و مشاور عالی فرمانده کل سپاه در دانشگاه سپاه گفت: «دکتر پزشکیان میخواهد دولتی در چارچوب نظام تشکیل دهد.»
طائب که در سومین دوره تربیت و تعالی محسن فخریزاده، ویژه اعضای هیات علمی، فرماندهان و مدیران دانشگاه «امام حسین» سخنرانی میکرد، خاستگاه سیاسی پزشکیان را چنین توصیف کرد: «رهبر معظم انقلاب شناخت کافی نسبت به دکتر پزشکیان دارند. ایشان وامدار دیگران نیست. شاید تفکر اصلاحطلبی داشته باشد اما تعریف او از اصلاحطلبی منحصر به خود اوست و خود را در درون حاکمیت میبیند.»
تیر ۱۴۰۳، در جریان رقابتهای انتخاباتی، مصطفی پورمحمدی، چهره امنیتی نامزد انتخابات زودهنگام در توصیف چهره پزشکیان به نداشتن سابقه سطح بالای سیاسی او پرداخت و گفت: «پزشکیان مربی توانمندی نیست و دیگران او را اداره میکنند. او تفکر منسجمی برای مدیریت عالی کشور ندارد. پزشکیان نه تجربه دارد و نه قدرت جمعبندی و اجماعسازی. [اگر رای بیاورد] حتی در بلوک فکری خودش و طرفدارانش هم دچار پراکندگی خواهد شد. من نگرانم.»
مشابه همین تعبیر را طائب در سخنرانی روز ۱۴ مرداد خود برای پزشکیان به کار برد.
رییس سابق سازمان اطلاعات سپاه در بیان تفاوتهای حسن روحانی، رییس دولت یازدهم و دوازدهم و پزشکیان گفت: «دولت چهاردهم با دولتی که در سال ۱۳۹۲ شکل گرفت کاملا متفاوت است. حجتالاسلام روحانی قبل از ریاستجمهوری ۱۶ سال به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی فعالیت داشت و تصمیمساز برای آقایان [اکبر] هاشمی رفسنجانی و [محمد] خاتمی بود و برای سطح بینالملل برنامه داشت.»
کابینهای که ظریف چید و انتصاب متهمان اقتصادی
پزشکیان برای انتخاب نامزدهای تصدی وزارتخانهها به محمدجواد ظریف ماموریت داد. نتیجه عمل کارگروه ظریف بهطور شفاف اعلام نشد اما این اقدام پزشکیان کمسابقه بود چرا که معمولا روسای جمهور منتخب، خودشان کابینه خود را انتخاب میکنند.
بعد از ماجرای کارگروه ظریف، موضوع انتصاب معاونتهای پزشکیان حاشیهساز شد. تاکنون او دو متهم پروندههای اقتصادی را منصوب کرده است.
یکی از این دو حمید پورمحمدی است که نه تنها در پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی متهم که بازداشت هم شد.
پورمحمدی با حکم پزشکیان حالا رییس سازمان برنامه و بودجه شده است.
شهرام دبیری نیز که با حکم پزشکیان حالا معاون پارلمانی ریاست جمهوری شده است، سال ۱۳۹۹ در پرونده فساد شورای شهر تبریز بازداشت شده بود.
تحلیل دو مقام سابق امنیتی جمهوری اسلامی، یعنی طائب و پورمحمدی درباره پزشکیان به نظر نزدیک به واقعیت است و ردپای ظریف در انتصابات پزشکیان به خوبی مشاهده میشود.
تاکنون در انتصابهای او خبری از مدیران تازه نفس نبوده است.
رضا رسایی، جوان ۳۴ ساله که در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ در شهرستان صحنه کرمانشاه بازداشت شده بود، بامداد سهشنبه ۱۶ مرداد اعدام شد. فاطمه حیدری، از اعضای خانوادههای دادخواه، نوشت که خانواده رسایی پیش از اجرای حکم اعدام فرزندشان، امکان ملاقات با او را پیدا نکردند.
حیدری همچنین خبر داد: «به خانواده رسایی گفته شده نمیتوانند فرزند خود را در شهر صحنه دفن کنند و باید پیکرش را در جادهای دور افتاده دفن کنند.»
رسایی که پیرو آیین یارسان بود، به کشتن یکی از نیروهای سپاه پاسداران در روز ۲۷ آبان ۱۴۰۱ متهم شده بود.
حکم اعدام او دی ماه گذشته از سوی دیوان عالی کشور تایید شد.
سازمان عفو بینالملل روز ۱۲ اردیبهشت امسال با انتشار نامهای سرگشاده خطاب به غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی هشدار داد همه راههای حقوقی ممکن برای لغو حکم اعدام این معترض بازداشتشده در جریان خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» بیجواب مانده و او ممکن است هر لحظه اعدام شود.
بر اساس این نامه، رسایی تحت شکنجههایی از جمله کتک، شوک الکتریکی، خفهسازی و خشونت جنسی مجبور به اعتراف اجباری شد.
مقامات زندان دیزلآباد کرمانشاه در هفتههای گذشته دسترسی او به تماس تلفنی و ملاقات حضوری او را با خانوادهاش قطع کردند.
مرکز مشاوره حقوقی دادبان جمعه هشتم تیر ماه با اعلام این خبر اعلام کرد فشار بر خانواده این معترض زندانی محکوم به اعدام و تهدید به بازداشت آنان نیز افزایش یافته است.
دادبان با بیان اینکه مقامات زندان هیچ توضیحی درباره دلیل اعمال این محرومیتها و فشار به رسایی ندادهاند، به نقل از یک منبع مطلع در حساب ایکس خود نوشت: «برقراری تماسهای تلفنی تهدیدآمیز و تهدید به بازداشت اعضای خانواده از جمله فشارهایی است که در یک هفته اخیر بر خانواده رضا رسایی اعمال میشود.»
رسایی به اتهام «قتل عمد» نادر بیرامی، رییس اطلاعات سپاه پاسداران شهر صحنه، به اعدام (قصاص نفس) محکوم شد.
بیرامی در تاریخ ۲۷ آبان ۱۴۰۱ در جریان یک تجمع اعتراضی «زن، زندگی، آزادی» در شهرستان صحنه و در نتیجه به خشونت کشیده شدن این تجمع به دلیل حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به معترضان، در جریان یک درگیری میان شهروندان و ماموران کشته شد.
حدود یک هفته پس از این حادثه و در روز سوم آذر ۱۴۰۱، رسایی صرفا به دلیل حضور در تجمع اعتراضی و به اتهام مشارکت در ضرب و جرح بیرامی، همراه با ۱۰ شهروند دیگر بازداشت شد.
نهادهای امنیتی در حالی قتل بیرامی را به رضا رسایی نسبت دادند که به نوشته دادبان، هیچ «مدرک، شاهد یا مستندانی» برای اثبات جرم او وجود نداشت و دادنامه صادر شده از سوی دادگاه بدوی، دچار ایرادات شکلی و ماهوی فراوان بود.
در تصاویر منتشر شده از رویداد مورد اشاره، اثری از رسایی نیست و او پس از کشته شدن بیرامی است که در محل حاضر میشود.
بر اساس گزارشها، این شهروند در جریان بازداشت و بازجویی تحت شدیدترین شکنجهها بوده و چندین شکستگی و جراحت ثبت شده داشت.
خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی که از شهریور ماه ۱۴۰۱ در واکنش به کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت پلیس گشت ارشاد آغاز شد، سرکوب شدید شهروندان را از سوی حکومت به دنبال داشت.
تا پیش از رسایی، به حکم قوه قضاییه دستکم ۹ معترض دیگر به نامهای محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمد حسینی، محمدمهدی کرمی، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی، میلاد زهرهوند و محمد قبادلو در ارتباط با اعتراضات ۱۴۰۱ اعدام شدند.
یک روز پس از انتشار گزارشی از اجرای «طرح طوبی» با هدف ترویج و تبلیغ حجاب اجباری در کشور، تیمور حسینی، رییس پلیس راهنمایی و رانندگی (راهور) از مداخله این نیرو برای اعمال حجاب اجباری در خودروها خبر داد.
حسینی روز سهشنبه ۱۶ مرداد در پاسخ به پرسشی درباره مخالفت دختران و زنان با حجاب اجباری، به طرح جنجالی حکومت در این زمینه موسوم به طرح «عفاف و حجاب» اشاره کرد.
او گفت: «مقوله طرح عفاف و حجاب به تمامی یگانها و پلیسهای تخصصی ابلاغ شده است و پلیس راهور هم در این زمینه مسئولیت دارد.»
از زمان آغاز بحثها درباره این طرح، مقامات حکومت و به ویژه فرماندهی انتظامی بر کنترل پوشش زنان و دختران در داخل خودروها تاکید کردهاند.
بهمن ۱۴۰۱، مهدی حاجیان، سخنگوی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی گفت «پیامک کشف حجاب» همچنان برای سرنشینان خودروها ارسال میشود چرا که «رعایت حجاب شرعی الزامی بوده» و «تمکین نکردن به حجاب جرمانگاری شده» است.
حاجیان اعلام کرد که پلیس بر اساس ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی «وظیفه» دارد برای خودروهایی که سرنشینان آن حجاب اجباری را رعایت نمیکنند، پیامک ارسال کند.
بعد از دورهای وقفه که با اعتراضات مردمی پس از جان باختن مهسا ژینا امینی آغاز شده بود، دور تازهای از ارسال پیامکهای «کشف حجاب» برای مالکان خودرو آغاز شد. با این حال بسیاری از زنان در مقابله با این فشارها همچنان با مقاومت گسترده، از پوشیدن روسری در اماکن عمومی خودداری میکنند.
پیش از این روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که در سال ۲۰۲۲ صادرات تجهیزات ویدیویی از چین به ایران به بیش از دو برابر افزایش پیدا کرد. با این حال برخی از پیامکهایی که درباره حجاب اجباری برای مالکان خودروها در ایران ارسال شده با خطای فنی همراه بوده و بر اساس روایتهای منتشر شده، مردان متعددی به دلیل داشتن موی بلند و حضور در خودرو «پیامک کشف حجاب» دریافت کردهاند.
روز دوشنبه، گزارشی از اجرای «طرح طوبی» با هدف ترویج و تبلیغ حجاب اجباری در کشور منتشر شد.
روزنامه شرق نوشت این طرح طی سه مرحله برگزار میشود و در مرحله سوم آن هزار و ۵۰۰ «مبلغ فرهنگ عفاف و حجاب و زیست عفیفانه» آموزش میبینند.
به نظر میرسد هدف نهایی این طرح کادرسازی برای «اجرای امر به معروف در حوزه حجاب» است.
اردیبهشت امسال و همزمان با اجرای طرح موسوم به «نور» خبرگزاری ایسنا در گزارشی نوشت «طرح ملی طوبی» به عنوان طرح مرجع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۴۰۲ مصوب و از سوی وزارت ارشاد به تمام ادارات فرهنگ و ارشاد استانها ابلاغ و در ابتدای سال جاری وارد مرحله اجرایی شد.
در اجرای این طرح گزارشهای متعددی درباره برخوردهای خشونتآمیز با زنان و اعمال آزار و اذیت جنسی ماموران علیه برخی شهروندان منتشر شد.
جمهوری اسلامی در چهار دهه اخیر در قالب طرحهای مختلف همچون «طرح نور»، «حجاببان» و «گشت ارشاد»، تلاش کرده تا حجاب و پوشش مورد نظر خود را بر مردم در ایران تحمیل کند.
از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، موضوع پوشش و حجاب اجباری به یکی از مهمترین چالشهای جمهوری اسلامی تبدیل شد.
در ادامه فشارهای جمهوری اسلامی بر هنرمندان مخالف حجاب اجباری، افسانه بایگان، بازیگر پیشکسوت، با حکم دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، به اتهام «انتشار تصاویر مبتذل» به دو و نیم میلیون تومان جزای نقدی بدل از ۹۱ روز حبس و ۱۸ ماه ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی و منع خروج از کشور محکوم شد.
محمدرضا اعتصام، حقوقدان و یکی از وکلای بایگان در گفتگویی با امتداد مجازات تکمیلی صادر شده برای موکلش را سنگین خواند و گفت که در مهلت مقرر قانونی، مراتب تجدیدنظر را نسبت به دادنامه مورد اشاره، تنظیم و تقدیم مرجع قضایی خواهد کرد.
اعتصام اظهار امیدواری کرد که قضات دادگاه تجدیدنظر با توجه به «شخصیت اجتماعی موکلش و وجود ایرادات حقوقی موجود در دادنامه»، لزوم نقض حکم را مبنا قرار دهند.
بایگان، پیشتر در تیر ماه ۱۴۰۲ بابت این پرونده به دلیل استفاده از کلاه به دو سال حبس تعزیری که به مدت پنج سال تعلیق شد، مراجعه هفتگی به مرکز روانشناسی و دریافت گواهی سلامت، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و برخی مجازاتهای تکمیلی دیگر محکوم شده بود.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، احکام قضایی صادر شده برای بازیگران زن مخالف حجاب اجباری از جمله بایگان را محکوم کرد.
اعتصام با بیان اینکه طبق دادنامه شعبه ۱۰۹۷ کیفری دو مجتمع قضایی ارشاد، حکم موکلش به صورت غیابی صادر شده بود، به امتداد گفت که در این پرونده عنوان اتهامی «حضور زنان در معابر و انظار عمومی، بدون حجاب شرعی»، موضوع تبصره ماده ۶۳۸ از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی عنوان شد.
به گفته این وکیل دادگستری، قاضی پرونده این حکم را دائر بر «انتشار تصاویر مبتذل در فضای مجازی»، موضوع تبصره یک ماده ۷۴۲ از قانون مجازات اسلامی قلمداد کرد و مجازاتی را برای این عنوان اتهامی تعیین کرد.
اعتصام با اشاره به واخواهی خود و دیگر وکلای این پرونده گفت: «به رغم دفاعیات و آنکه اساسا تصاویر منتشره با توجه به تعریف ذیل تبصره یک ماده ۷۴۲ از آثار و محتویات مبتذل نیست و اینکه مجازات تکمیلی مقرر شده در حکم، حسب قانون، باید متناسب با جرم ارتکابی و خصوصیات متهم باشد، دادگاه، ضمن رد واخواهی و تایید مجازات اصلی در دادنامه موضوع واخواهی، مجازات تکمیلی را از دو سال به ۱۸ ماه تقلیل داد.»
از زمان آغاز خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، شماری از هنرمندان در همراهی با اعتراضات مردم تصاویر بدون حجاب اجباری از خود منتشر کردند.
تعدادی از این هنرمندان به دلیل این مخالفت تحت تعقیب قرار گرفته، بازداشت، احضار یا زندانی شدند.
بایگان یکی از بازیگرانی است که سال ۱۴۰۱ در همراهی با خیزش «زن زندگی آزادی» تصویری بدون حجاب اجباری از خود در اینستاگرام منتشر کرد.
بایگان پس از آن برای تماشای یک نمایش بدون پوشیدن روسری به سالن تئاتر رفت و به همین دلیل به دادسرا احضار شد.
او در واکنش به احضار خود از بازیگری کنارهگیری کرد و نوشت: «ناچار اعلام میکنم که در این زمان مصلحت وقت در آن میبینم که از عرصه بیحرمت بازیگری کنارهگیری کنم.»
او در مراسم نکوداشت آتیلا پسیانی بدون حجاب اجباری حاضر شد و در پی آن از سوی دادستان تهران به دادسرا احضار شد.
پانتهآ بهرام، بازیگر سینما و تئاتر که به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری و همراهی با خیزش «زن، زندگی، آزادی» از کار منع شده، روز ۳۱ تیر ماه در حساب اینستاگرام خود نوشت که به دلیل ممنوعالفعالیت بودن، از برگزاری یک دوره آموزشی برای کودکان منع شده است.
احترام برومند، مجری و گوینده و مادر لیلی رشیدی، بازیگر، روز ۲۵ تیر امسال در پستی اینستاگرامی نوشت که ماموران فرودگاه ضمن بازرسی چمدان دخترش، گذرنامه، تلفن همراه و لپتاپ او را ضبط کردند.
۲۲ تیر امسال نیز جهانگیر کوثری، کارگردان و تهیهکننده سینما و پدر باران کوثری، بازیگر، گفت دخترش با مجموعهای از ممنوعیتها در زمینه پخش تصویر، پوستر و امکان خروج از ایران مواجه شده است.
اوایل آبان سال ۱۴۰۲ انتشار فهرستی از ۲۰ بازیگر زن که به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری اجازه فعالیت ندارند، بحث ممنوع از کار شدن هنرمندان مخالف حجاب اجباری را دوباره داغ کرد.
در این فهرست علاوه بر افسانه بایگان، نام بازیگرانی مانند باران کوثری، کتایون ریاحی، هنگامه قاضیانی، ترانه علیدوستی، سهیلا گلستانی، گلاب آدینه، شقایق دهقان، ویشکا آسایش، پانتهآ بهرام، پگاه آهنگرانی، مریم بوبانی و فاطمه معتمدآریا به چشم میخورد.
محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت ابراهیم رئیسی همان زمان اعلام کرد امکان فعالیت برای بازیگران زنی که در انظار عمومی حجاب اجباری را کنار گذاشتند و به قول او «کشف حجاب» کردند، فراهم نیست.
مدتی بعد محمد خزاعی، رییس سازمان سینمایی نیز رفع شدن ممنوعیت کار بازیگران زن مخالف حجاب اجباری را به ابراز پشیمانی و عذرخواهی مشروط کرد.
شماری از بازیگرانی که نامشان در این فهرست آمده است اعلام کردند خودشان پیش از این با دنیای بازیگری زیر سایه قوانین جمهوری اسلامی خداحافظی کردهاند.