کمبود ۲ هزار خودرو در آتشنشانیهای سراسر ایران

مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، از کمبود دو هزار دستگاه خودرو در آتشنشانیهای سراسر ایران خبر داد و گفت بیشتر خودروهای موجود نیز به سن ۳۰ سالگی و فرسودگی رسیدهاند.

مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، از کمبود دو هزار دستگاه خودرو در آتشنشانیهای سراسر ایران خبر داد و گفت بیشتر خودروهای موجود نیز به سن ۳۰ سالگی و فرسودگی رسیدهاند.
قدرتالله محمدی روز دوشنبه ۱۱ تیر در ششمین همایش و نمایشگاه بینالمللی آتشنشانی و ایمنی شهری گفت که تامین این میزان خودروی آتشنشانی در کشور با بودجه شهرداریها امکانپذیر نیست و بودجه فعلی «تنها به حقوق آتشنشانها» میرسد.
او افزود: «تجهیزات آتشنشانی ارزبری بالا و قیمت بالایی دارند. بنابراین باید بودجه ملی در مجلس برای آن تعبیه شود.»
این مقام آتشنشانی هشدار داد در صورت رسیدگی نکردن به این موضوع، وضیت در برخی شهرها «بسیار خطرناک» خواهد شد.
در سالهای اخیر موارد آتشسوزی در کارخانهها، مراکز صنعتی و پالایشگاهها افزایش یافته و جمهوری اسلامی در برخی موارد آن را «خرابکاری» توصیف کرده است.
از سوی دیگر به ویژه در تهران، آتشسوزی در ساختمانهای ناایمن ادامه دارد و این آتشسوزیها در مواردی جان آتشنشانان را نیز گرفته است.
در حادثه آتشسوزی ساختمان پلاسکو در دی ماه سال ۹۵، اعلام شد که ۱۶ آتشنشان جان باختند که موجب اعتراضاتی از سوی آتشنشانان شد.
اواخر دی ماه گذشته، مهدی پیرهادی، عضو شورای شهر تهران گفت ۳۵ هزار ساختمان ناایمن در شهر تهران شناسایی شده است.
در اردیبهشت ماه، وقوع یک آتشسوزی گسترده در انبار کالاها در جنوب تهران، بار دیگر اعتراض سازمان آتشنشانی را در مورد فقدان رسیدگی به موضوع ساختمانهای ناایمن در پایتخت و مانعتراشی در راستای ایجاد ایمنی در ساختمانها به دنبال داشت.
مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهر تهران گفت: «جامعه آتشنشانی حرفهای زیادی برای گفتن دارد اما متاسفانه ما مورد کملطفی سازمانها هستیم.»
محمدی از شرکتهای بیمه نیز انتقاد کرد و افزود: «شرکتهای بیمه بالاترین سود را برای خودشان تولید میکنند اما در حوزه آتشنشانی غیرفعال هستند و اعتنایی به آن ندارد. من معتقدم درصدی از درآمد این شرکتها باید به آتشنشانی تعلق بگیرد تا خطر کمتری مردم را تهدید کند.»
او تاکید کرد «آتشنشانان در جامعه فراموش شدهاند»، در صورتی که یکی از استرسزاترین شغلها را دارند.

قبل و پس از برگزار شدن دور اول انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری در ایران در روز جمعه هشتم تیر، دستکم هزار و ۲۸۵ نفر به دلیل نوشتن درباره انتخابات از قوه قضاییه تذکر گرفتند. در روز برگزاری انتخابات و همزمان با رایگیری نیز ۵۸ نفر بازداشت شدند.
شامگاه دوشنبه یازدهم تیر، نخستین مناظره نامزدهای راهیافته به مرحله دوم انتخابات ریاستجمهوری با موضوع فرهنگی-سیاسی برگزار شد و مسعود پزشکیان و سعید جلیلی در آن، با بازداشت معترضان «به شکل صریح یا ضمنی» مخالفت کردند.
از سوی دیگر اصغر جهانگیر، معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم و سخنگوی قوه قضاییه خبر داد دهها تن در روز برگزاری انتخابات به دلایلی چون «ایجاد اخلال در شعب اخذ رای یا درگیری میان هواداران» بازداشت شدند.
او بدون اشاره به محل بازداشت این شهروندان یا جزییات تکمیلی دیگر گفت «اکثر آنها» در پایان همان روز هشتم تیر آزاد شدند.
جهانگیر درباره سرنوشت آن دسته از افرادی که همچنان در بازداشت باقی ماندهاند، توضیحی نداد.
معاون قوه قضاییه گفت: «قبل از انتخابات حدود ۶۰۰ نفر از فعالان فضای مجازی که فعالیت خلاف قانون داشتند به صورت حضوری و تلفنی، توجیه شدند.»
به گفته جهانگیر، روز انتخابات هم ۶۸۵ نفر «به همین شکل ارشاد شدند».
او درباره اینکه مصداق «فعالیت خلاف قانون» در این زمینه چیست، توضیحی نداد.
قوه قضاییه در این مدت شش نفر را نیز به دلیل تکرار «رفتارهای مجرمانه» احضار کرد.
پیشتر و در روز دوم تیر، داوود معظمی گودرزی، رییس پلیس فتای تهران بزرگ از شناسایی و احضار چهار نفر در خصوص انتشار نظرسنجیهای آنلاین «دروغین و جعلی» خبر داده بود.
در هفتههای اخیر فراخوانهای متعددی از سوی شهروندان، خانوادههای دادخواه، فعالان سیاسی، مدنی و زندانیان سیاسی برای تحریم انتخاباتی که آن را «سیرک» میخوانند، منتشر شده است.

بیش از ۱۰۰ تن از قربانیان و خانوادههای قربانیان حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، روز دوشنبه ۱۱ تیر با تنظیم دادخواستی از جمهوری اسلامی، سوریه و کره شمالی به اتهام حمایت از حماس شکایت کردند و خواستار دریافت حداقل چهار میلیارد دلار غرامت شدند.
اتحادیه ضد افترا این شکایت را در دادگاه فدرال واشینگتن، پایتخت آمریکا، ثبت کرده است.
این شکایت، بزرگترین پرونده حقوقی علیه کشورهای خارجی در ارتباط با حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ ( ۱۵ مهر ۱۴۰۲) به اسرائیل محسوب میشود و نخستین شکایتی است که از حمایت یک سازمان یهودی برخوردار است. شرکت حقوقی کرول اند مورینگ (Crowell & Moring) نمایندگی قربانیان را برعهده دارد.
جاناتان گرینبلات، مدیر اجرایی اتحادیه ضد افترا، روز دوشنبه با انتشار بیانیهای اعلام کرد: «جمهوری اسلامی حامی اصلی یهودیستیزی و تروریسم در جهان است. این کشور همراه با سوریه و کره شمالی، باید مسئولیت خود در بزرگترین حمله یهودیستیزانه پس از هولوکاست را بپذیرند.»
جمهوری اسلامی پیش از این با چند پرونده قضایی مشابه در ارتباط با حمله هفتم اکتبر روبرو شده بود، اما این اولین بار است که از سوریه و کره شمالی نیز در همین رابطه شکایت میشود.
پیشتر در روز چهارشنبه ۳۱ ژانویه ۲۰۲۴، شکایت دیگری علیه جمهوری اسلامی در دادگاه منطقهای کلمبیا به ثبت رسید که طی آن ۶۷ شاکی مدعی شدند تهران «مغز متفکر و تأمین-کنندهٔ مالی» حمله به اسرائيل بوده است.
شاکیان که از قربانیان و خانوادههای قربانیان حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل هستند، درخواست یک میلیارد دلار غرامت کردند.
اکنون اتحادیه ضد افترا، علاوه بر جمهوری اسلامی، سوریه و کره شمالی را نیز به حمایت مالی، نظامی و تاکتیکی از حماس متهم کرده است.
دولت آمریکا جمهوری اسلامی، سوریه و کره شمالی را کشورهای حامی تروریسم خوانده است.
بر اساس آمار ارائه شده از سوی اسرائیل، بیش از ۱۲۰۰ نفر در حمله هفتم اکتبر کشته و ۲۵۰ نفر دیگر به گروگان گرفته شدند.
شاکیان این پرونده شامل شهروندان آمریکایی مجروح شده در هفتم اکتبر و همچنین بستگان قربانیان کشته شده در این حمله هستند.
خبرگزاری رویترز با اشاره به اینکه هیاتهای جمهوری اسلامی، کره شمالی و سوریه در سازمان ملل در نیویورک، پس از ثبت این شکایت به پرسشهای این خبرگزاری پاسخ ندادند، نوشت:«برای کشورهایی که متهم به حمایت از تروریسم هستند، عادی است که از شکایتهای قضایی در ایالات متحده چشم بپوشند و به احکام صادرشده در دادگاههای ایالات متحده احترام نگذارند.»
با این همه، اگر متهمان مسئول شناخته شوند، شاکیان امیدوارند که از صندوق قربانیان تروریسم تحت حمایت دولت ایالات متحده استفاده کنند. این صندوق را کنگره در سال ۲۰۱۵ برای پرداخت غرامت به افرادی که علیه دولتهای حامی تروریسم شکایت کرده و دادگاه به نفع آنان رای داده است، ایجاد کرد.
به گزارش رویترز، موجودی این صندوق رو به اتمام است و همین امر باعث شده که چند عضو کنگره در ماه مه قانونی را ارائه کنند که بودجه این صندوق را افزایش دهد و پرداخت سالانه به قربانیان را تضمین کند.
شکایت روز دوشنبه خواستار پرداخت دستکم یک میلیارد دلار خسارت جبرانی و سه میلیارد دلار خسارت جزایی به قربانیان و خانواده قربانیان هفتم اکتبر است.

نخستین مناظره یکساعته نامزدهای راهیافته به مرحله دوم چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، با موضوع فرهنگی ـ سیاسی شامگاه دوشنبه یازدهم تیر ماه برگزار شد.
مسعود پزشکیان و سعید جلیلی دو نامزدی که با کسب آرای بیشتر در مقایسه با محمدباقر قالیباف و مصطفی پورمحمدی به دور دوم انتخابات برای تعیین جانشین ابراهیم رئیسی راه یافتهاند، روز دوشنبه ۱۱ تیرماه در اولین مناظره خود در تلویزیون جمهوری اسلامی شرکت کردند.
مهمترین ویژگی دور اول این انتخابات، تحریم بزرگ و قاطع ۶۰ درصدی مردم ایران بود، نکتهای که هر دو نامزد راه یافته به دور دوم در اولین مناظره دونفره خود به آن اقرار کردند.
پایینترین میزان مشارکت
سعید جلیلی در این مناظره که به مباحث «سیاسی- فرهنگی» اختصاص داشت، ضمن تایید تلویحی میزان پایین مشارکت مردم در انتخابات به خصوص در دورههای اخیر در پاسخ به پرسش نخست مجری در این خصوص مدعی شد که نبود برنامه باعث بیانگیزگی در این زمینه شده است .
جلیلی همچنین با تایید تلویحی نگاه ابزاری به بسیاری از رایدهندگان گفت که «نمی شود در زمان انتخابات در فلان روستا صندوق رای را با بالگرد ببرید اما در سایر عرصهها آنها را رها کنید.»
پزشکیان اما پیش از پاسخ به سوال اول طرح شده، ضمن رد شایعات مطرح شده در مورد افزایش احتمالی قیمت بنزین در دولت او و توهین به مولوی عبدالحمید، امام جمعه زاهدان، از سوی فرزندش، با اشاره به تایید تحریم ۶۰ درصدی صندوقها گفت: «وقتی حقوق مردم را نادیده بگیریم و وقتی صدای مردم را نخواهیم بشنویم... مشارکت شکل نمی گیرد»
پزشکیان با بیان اینکه «مردم از ما ناراضی هستند»، افزود که «روز به روز پشتوانه اجتماعی را به خاطر گرانی، برخورد با دختران، اینترنت و فیلترینگ از دست می دهیم.»
پزشکیان همچنین به وجود تبعیض اشاره کرد و گفت: «نباید افرادی که عضو هیچ گروهی نیستند، اصلا هیچ جا جایگاه نداشته باشند و اگر سنی، کرد و عرب هستند پستی به آنها ندهیم.»
جلیلی اما بدون حمله مستقیم به این ادعاهای پزشکیان با عنوان کردن تلویحی از برخی وعدهها به عنوان شعار تبلیغاتی، از آن به عنوان رفتار بدی یاد کرد که در ایام انتخابات انجام میشود و در مورد آن «معامله» میشود.
جلیلی همچنین مدعی شد که پزشکیان و ستاد او وی را «طالبان» میخوانند که این کمکی به حل مشکلات مردم نمیکند.
پزشکیان اما در پاسخ سوال دوم مجری درخصوص رقابتهای انتخاباتی بدون پاسخ مستقیم به جلیلی، حمله طرفداران جلیلی به یکی از حامیان خود در تبریز را شاهد مثال آورد و گفت که طرفداران جلیلی در تبریز یک نفر را نیز با شوکر زدند.
جلیلی ضمن محکوم کردن این رفتار و تایید پیگیری موضوع، گفت: «ممکن است در این عرصهها کسانی بیایند برای مشوش کردن فضا چنین کارهایی انجام دهند.»
خیزش مردمی ۱۴۰۱
مسعود پزشکیان در بخش دیگری از صحبتهای خود با انتقاد از نگاه موجود در نفی مطالبهگری، بدون اشاره به دلیل و خاستگاه مطالبه مردمی خیزش «زن، زندگی، آزادی» به خیزش مردمی ۱۴۰۱ اشاره کرد و از تعلیق و اخراج دانشجویان، استادان و دانشآموزان در دولت سیزدهم انتقاد کرد و گفت: «مردم اگر با ما بودند حق دارند به خیابانها بریزند، اما اگر با ما نبودند و اعتراضی به عملکرد ما داشتند اگر بیایند خلاف قانون است؛ آنها را میگیریم و در زندان میکنیم.»
سعید جلیلی هم با تایید اعتراضات مدنی، اما آن را محدود به دانشگاهها کرد و گفت که برای شنیدن اعتراضات به دانشگاهها رفته است.
او نیز بدون اشاره به خاستگاه و آبشخور این اعتراضات به گفتاردرمانی به عنوان راه حلی موثر اشاره کرد و از به ثمر رسیدن این روش در مواجهه با کارگران معترض مثال آورد.
جلیلی با اشاره به سازوکاری تعبیه شده برای پاسخ به اعتراضات، از ارائه هرگونه توضیحی دراین باره جزییات آن بهرغم اصرار مجری از نحوه اجرا و چگونگی این ساز و کار، طفره رفت.
فیلترینگ و فروشندگان فیلترشکن و زنبیل ۱۱ ساله
سعید جلیلی با حمایت ضمنی از لزوم نظارت بر اینترنت از ضرورت استانداردسازی و تنظیمگری در این زمینه صحبت کرد.
مسعود پزشکیان نیز با طرح ادعای اینکه در همه دنیا محدودیت وجود دارد، با حمله به کاسبان فیلترشکن، توجه خود را معطوف به این بخش کرد و از نابودی کسبوکارها به خاطر محدودیتها انتقاد کرد.
جلیلی در بخش دیگری از مناظره با ادعای اینکه با مسائل کشور آشناست، گفت: «اگر روزی میخواهید در این جایگاه کار کنید باید با مسائل آشنا باشید و نمیتوان بر اساس دو گعده و سه محفل سیاسی حرف زد.»
جلیلی با اشاره به طعنهای به خودش مبنی بر اینکه «شما ۱۱سال است که زنبیل گذاشتهاید» با تایید این امر گفت که «رییسجمهوری، رییس در مقام اجرا است و اجرا زمانی موفق میشود که به موضوع اشراف داشته باشی...»
برجام، افایتیاف و قدرتهای جهانی
جلیلی با طرح این موضوع به توانایی خود در حوزه سیاست خارجی اشاره کرد و از موضع خود در قبال برجام دفاع کرد.
سعید جلیلی که همواره به دلیل نقش خود در مذاکرات و کشآمدن گفتوگوها بهدلیل کماطلاعی مورد انتقاد دیپلماتها بوده، با دفاع از عملکرد خود اضافه کرد که ایران در ماجرای برجام «طلبکار» است.
او گفت: «آژانس ۱۵ بار تایید کرده است شما تعهدات خود را اجرا کردید و طرف مقابل اجرا نکرده است. شما باید طلبکار باشید و اگر میگویید برجام ادامه یابد باید اول تعهداتش را اجرا کند.»
مسعود پزشکیان اما با رد ادعاهای جلیلی مدعی شد مشکلات به دلیل کسانی است که علم و انگیزه ندارند، ولی پشت تریبون هم از مردم صحبت میکنند.
پزشکیان گفت: «ما نمیتوانیم در قفس را بسته و با دنیا در ارتباط نباشیم .»
او ضمن تایید اقتصاد مقاومتی در صورت ادامه تحریمها مدعی شد که اگر مشکل برجام و پیوستن به ایافتیای حل شود، شاید بتوان از ضرر روزانه ۱۰ هزار میلیاردی جلوگیری کرد.
گروه ویژه اقدام مالی یا به اختصار ایافتیای سازمانی بیندولتی است که در زمینه مبارزه پولشویی و تامین مالی تروریسم فعالیت میکند. این گروه ایران را در فهرست سیاه خود قرار داده است و از همه کشورها میخواهد که اقدامات مقابلهای را در مبادلات مالی با ایران به کار بگیرند و مطمئن شوند که خطر پولشویی و تأمین مالی تروریسم از درون نظام بانکی ایران دامن کشورهای دیگر را نگیرد.
جلیلی که در دور پیشین از سوی مصطفی پورمحمدی به عنوان کارشکن پیوستن به ایافتیای معرفی شد، با رد تاثیرات اجرای خواستههای این نهاد مدعی شد که دولت حسن روحانی ۴۱ بند افایتیاف را امضا کرده بود.
جلیلی گفت : «اینطور نیست که همه کشورها همه این بندها را اجرا کنند، ولی شما همه بندها را اجرا کردید. با این حال افایتیاف میگوید من اینها را قبول ندارم و باید اقدام دیگری انجام دهید.»
مناظره دوم این دو کاندیدا، سهشنبه شب ساعت نهونیم شب به وقت محلی با موضوع اقتصاد برگزار میشود.
این دو قرار است جمعه هفته جاری برای پرکردن کرسی ابراهیم رئیسی با یکدیگر رقابت کنند. دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در حالی برگزار میشود که عدم مشارکت ۶۰ درصدی مردم در دور اول انتخابات به تعبیر بسیاری «نه بزرگ» به جمهوری اسلامی بوده است.

اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد سرگرد غلامرضا حسنوند، رییس پاسگاه سرچشمه از توابع بخش دلفان نورآباد در لرستان، راضیه رحمانی، دختر جوان اهل روستای گویژه را به قتل رسانده و خانوادهاش تهدید شدهاند که اگر درباره کشته شدن دخترشان سکوت نکنند، با آنها برخورد خواهد شد.
بر اساس این اطلاعات، خانواده این دختر جوان برای اطلاعرسانی نکردن درباره این قتل، از سوی مقامات جمهوری اسلامی تهدید شدهاند.
بر اساس گزارش رسانههای ایران، ماموران فرماندهی انتظامی حدود ساعت هشت صبح روز پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۳، بدون حکم قضایی وارد خانه آنها شدهاند و به سمت این دختر جوان شلیک کردهاند.
ماموران انتظامی بدون دلیلی مشخص و صرفا به بهانه اینکه داخل خانه پدری راضیه رحمانی مواد مخدر وجود دارد وارد خانه آنها شدند و همه جا را گشتند.
پدر راضیه آن روز صبح در خانه نبود و برای کار به بیرون از خانه رفته بود اما وقتی به او خبر رسید که چند مرد غریبه بدون حضور او وارد خانهاش شدهاند خودش را به خانه رساند و همانجا بود که ماموران به او دستبند زدند و او را سوار ماشین کردند.
دختران این مرد به دنبال پدرشان مقابل اتومبیل رفتند که ناگهان با تهدید یکی از ماموران انتظامی مواجه شدند و مورد حمله قرار گرفتند.
راضیه که چند قدم جلوتر رفته بود با شلیک مستقیم یکی از ماموران جانش را از دست داد.

اکنون اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال میگوید ماموری که بدون ضابطه به دختر جوان شلیک کرده، سرگرد غلامرضا حسنوند، رئیس پاسگاه سرچشمه بوده است.
شلیک این مامور به پیشانی دختر جوان، موجب شده که او در دم جان دهد.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پلیس خانواده را برای سکوت تهدید کردهاند و تحت فشار قرار دادهاند و با توجه به شرایط وخیم اقتصادی این خانواده، سعی کردهاند با وعده پرداخت دیه آنها را تطمیع کنند.
به نوشته رسانههای ایران، پسر ۱۰ ساله خانواده از این ماجرا فیلمبرداری کرده که پلیس تلفن او را ضبط کرده است.
روزنامه اعتماد در گزارشی که روز دوشنبه یازدهم تیر منتشر شد، نوشت که بعد از این اتفاق برخی مسئولان و مراجع قضایی به خانه آنها مراجعه و به خانواده گفتهاند حکم قضایی برای بازرسی خانه آنها صادر نشده بود.
برخی منابع محلی و اقوام این خانواده به این روزنامه گفتند: «مسئولان مربوطه در واکنش به این حادثه مدعی شدند ماموری که به راضیه شلیک کرده، بازداشت است و باید به این خانواده دیه پرداخت شود.»
به نوشته روزنامه اعتماد، مرگ راضیه رحمانی با شلیک مامور انتظامی اولین حادثه از این دست نیست که اتفاق میافتد.
سوم اردیبهشت امسال، ماموران انتظامی در طرح «مقابله با قاچاق خودروهای سوختبر» به یک دستگاه خودرو کوییک مشکوک میشوند و به دنبال تعقیب و گریز، تیر به سرنشین اصابت میکند و جان یک پسر ۲۰ ساله به نام امیرمحمد چترسحر گرفته میشود.
سابقه عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نشان میدهد حکومت در مورد چنین پروندههایی با مسامحه با قاتل رفتار میکند.
به عنوان نمونه، مسعود برجی، پدر ملیکا برجی، خبر داده که قاتل دخترش، «سرگرد تیرافکن» تنها به یک سال حبس محکوم شده که آن هم با توجیه «افسردگی و احتمال خودکشی متهم در زندان»، اجرا نشده است.
ملیکا برجی کودک ۱۲ سالهای بود که اسفند سال ۱۴۰۱ در شهر کرج هدف گلوله ماموران انتظامی قرار گرفت و چند ماه بعد درگذشت.
همچنین جمهوری اسلامی هنوز به پرونده تجاوز فرمانده انتظامی شهرستان چابهار، سرهنگ ابراهیم کوچکزایی، به یک دختر نوجوان روستایی در حین بازجویی از او برای بررسی یک پرونده قتل، رسیدگی نکرده است.
پیشتر خبرگزاری «حالوش»، رسانه محلی سیستان و بلوچستان گزارش داده بود در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۱، این سرهنگ انتظامی به بهانه بازجویی از این کودک در یک پرونده قتل، او را به اتاق استراحت خود برده و در آنجا به او تجاوز کرده است.
پس از مدتی، منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند که یک زن پیگیر پرونده تجاوز فرمانده پلیس چابهار به یک دختر نوجوان به دست اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و دادگاهی شد.
این منابع که نخواستند نامشان منتشر شود، به ایراناینترنشنال گفتند فائزه براهویی، دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه آزاد زاهدان، یازدهم مهر همان سال بازداشت شده بود.

نماینده شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان گفته حدود سه تا چهار میلیارد مترمکعب آب وارد شورهزار گودزره در افغانستان میشود اما بیشترین حجم آبی که از افغانستان وارد ایران شده حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب است.
غلامعلی شهرکی به روزنامه هممیهن گفت ظرفیت آبی که در ماه از سد کمال خان خارج میشود اصلا قابل قبول نیست و حتی اگر تمام دریچههای این سد باز باشند، بیش از «۸۰ متر مکعب در ثانیه» آب به ایران نمیرسد.
اخیرا حسن کاظمی قمی، نماینده ویژه رییسجمهور در امور افغانستان گفته سفارت ایران در افغانستان مجموع منافع کشور را در تعامل با طالبان مدنظر دارد و مسئله حقابه سیستان و بلوچستان اولویت نخست ما در این تعاملات نیست و آنچه تاکنون اتفاق افتاده است تخصیص به موقع حقابه هیرمند است.»
حقابه ایران بر اساس قرارداد سال ۱۳۵۱ بین دو کشور، حدود ۸۲۰ میلیون مترمکعب در سال است.
شورهزار گودزره منطقهای در نزدیکی سد کمال خان در ۸۰ کیلومتری مرز ایران و در کشور افغانستان است.
به گفته نماینده شهرستان زابل اگر بیشتر از این مقدار، آبی در قالب سیل یا سیلاب به سد برخورد کند، طراحی سد بهگونهای است که این آب مازاد به شورهزار گودزره میرود.
شهرکی از پیشنهاد ساخت یک «کانال سرریز» برای انتقال بخشی از آب از افغانستان به ایران در سال گذشته خبر داده تا بتواند حقابه ایران و آب مورد نیاز تالاب بینالمللی هامون را تامین کند.
این نماینده گفته اگر این کانال سرریز در سال جاری وجود داشت، میتوانست بخشی از آن آب وارد تالاب شده و باعث بهبود زندگی مردم شود.
کارشناسان میگویند با توجه به اینکه عمق تالاب هامون کم و تبخیر آن زیاد است، باید سالانه یک تا سه میلیارد مترمکعب آب وارد این تالاب شود تا حجم آن ثابت بماند.
به گفته شهرکی اگر در سال گذشته این کانال ایجاد شده بود در ششماه گذشته «حدود سه میلیارد مترمکعب آب به جای ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب ورودی» داشتیم و تالاب هم آبگیری میشد و مردم هر دو طرف از شر ریزگردها که جان و زندگی مردم را در خطر قرار داده نجات مییافتند.
احمد قنبری، استاد تمام اکولوژی کشاورزی دانشگاه زاهدان هم گفته افغانستان از آب بهعنوان یک اهرم فشار، علیه ایران استفاده میکند تا در مذاکرهها قدرت چانهزنی بالاتری داشته باشد.
او برخلاف شهرکی با اشاره به برنامه توسعه ۱۷۰ هزار هکتار زمینی افغانستان گفته که این کشور حتما برای آبهایی که به بیراهه کشانده برنامه دارد و قرار است آن منطقه به کمک کانال کمالخان تبدیل به قطب تولید غلات شود.
به گفته قنبری بحث حقابه هامون و دریاچه تنها بحث اشتغال نیست؛ نفس مردم به دریاچه وصل است: «باید بدانیم بدون هامون و محیط زیست آن زندگی در سیستان و بلوچستان میسر نیست.»
در دی ۱۴۰۲ محمدرضا علیمرادی، سرپرست اداره حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان، گفت دو سال است که طالبان حقآبه ایران را نداده و تمام پهنه تالاب هامون کاملا خشک شده است.
بیآبی یک بحران ملی است
مشکل بیآبی در فلات ایران مختص سیستان و بلوچستان نیست، محمد فرامرز، مدیرکل دفتر کنترل سیلاب و آبخوانداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از زیرمجموعههای وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده که در حال حاضر آبخوانهای کشور حدود ۱۴۰ میلیارد متر مکعب کسری دارد.
به گفته او هر هکتار اجرای پروژههای تغذیه مصنوعی هزار متر مکعب روانآب را به منابع آب زیرزمینی تزریق میکند و هر قدر سطح عملیات بیشتر باشد، میزان تغذیه منابع آب زیرزمینی افزایش مییابد.
شکاف برداشتن دشتها و فرونشست زمین در بسیاری از نقاط ایران از جمله آثار استمرار کمآبی و خشکسالی در ایران محسوب میشود که طی سالهای گذشته نمود بیشتری داشته است.
«مهاجرت درون سرزمینی» نیز از تبعات اجتماعی تنشهای آبی در ایران است. گزارشهای مجلس شورای اسلای نشان میدهد از سال ۱۳۶۵ به مدت ۳۰ سال سالانه حدود یک میلیون نفر مهاجرت داخلی کردهاند آمار جدیدی از این حوزه در هفت سال گذشته منتشر نشده است.






