جزیيات تازه از قتل عمد یک دختر جوان روستای گویژه به دست ماموران انتظامی
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد سرگرد غلامرضا حسنوند، رییس پاسگاه سرچشمه از توابع بخش دلفان نورآباد در لرستان، راضیه رحمانی، دختر جوان اهل روستای گویژه را به قتل رسانده و خانوادهاش تهدید شدهاند که اگر درباره کشته شدن دخترشان سکوت نکنند، با آنها برخورد خواهد شد.
بر اساس این اطلاعات، خانواده این دختر جوان برای اطلاعرسانی نکردن درباره این قتل، از سوی مقامات جمهوری اسلامی تهدید شدهاند.
بر اساس گزارش رسانههای ایران، ماموران فرماندهی انتظامی حدود ساعت هشت صبح روز پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۳، بدون حکم قضایی وارد خانه آنها شدهاند و به سمت این دختر جوان شلیک کردهاند.
ماموران انتظامی بدون دلیلی مشخص و صرفا به بهانه اینکه داخل خانه پدری راضیه رحمانی مواد مخدر وجود دارد وارد خانه آنها شدند و همه جا را گشتند.
پدر راضیه آن روز صبح در خانه نبود و برای کار به بیرون از خانه رفته بود اما وقتی به او خبر رسید که چند مرد غریبه بدون حضور او وارد خانهاش شدهاند خودش را به خانه رساند و همانجا بود که ماموران به او دستبند زدند و او را سوار ماشین کردند.
دختران این مرد به دنبال پدرشان مقابل اتومبیل رفتند که ناگهان با تهدید یکی از ماموران انتظامی مواجه شدند و مورد حمله قرار گرفتند.
راضیه که چند قدم جلوتر رفته بود با شلیک مستقیم یکی از ماموران جانش را از دست داد.
اکنون اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال میگوید ماموری که بدون ضابطه به دختر جوان شلیک کرده، سرگرد غلامرضا حسنوند، رئیس پاسگاه سرچشمه بوده است.
شلیک این مامور به پیشانی دختر جوان، موجب شده که او در دم جان دهد.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پلیس خانواده را برای سکوت تهدید کردهاند و تحت فشار قرار دادهاند و با توجه به شرایط وخیم اقتصادی این خانواده، سعی کردهاند با وعده پرداخت دیه آنها را تطمیع کنند.
به نوشته رسانههای ایران، پسر ۱۰ ساله خانواده از این ماجرا فیلمبرداری کرده که پلیس تلفن او را ضبط کرده است.
روزنامه اعتماد در گزارشی که روز دوشنبه یازدهم تیر منتشر شد، نوشت که بعد از این اتفاق برخی مسئولان و مراجع قضایی به خانه آنها مراجعه و به خانواده گفتهاند حکم قضایی برای بازرسی خانه آنها صادر نشده بود.
برخی منابع محلی و اقوام این خانواده به این روزنامه گفتند: «مسئولان مربوطه در واکنش به این حادثه مدعی شدند ماموری که به راضیه شلیک کرده، بازداشت است و باید به این خانواده دیه پرداخت شود.»
به نوشته روزنامه اعتماد، مرگ راضیه رحمانی با شلیک مامور انتظامی اولین حادثه از این دست نیست که اتفاق میافتد.
سوم اردیبهشت امسال، ماموران انتظامی در طرح «مقابله با قاچاق خودروهای سوختبر» به یک دستگاه خودرو کوییک مشکوک میشوند و به دنبال تعقیب و گریز، تیر به سرنشین اصابت میکند و جان یک پسر ۲۰ ساله به نام امیرمحمد چترسحر گرفته میشود.
سابقه عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نشان میدهد حکومت در مورد چنین پروندههایی با مسامحه با قاتل رفتار میکند.
به عنوان نمونه، مسعود برجی، پدر ملیکا برجی، خبر داده که قاتل دخترش، «سرگرد تیرافکن» تنها به یک سال حبس محکوم شده که آن هم با توجیه «افسردگی و احتمال خودکشی متهم در زندان»، اجرا نشده است.
ملیکا برجی کودک ۱۲ سالهای بود که اسفند سال ۱۴۰۱ در شهر کرج هدف گلوله ماموران انتظامی قرار گرفت و چند ماه بعد درگذشت.
همچنین جمهوری اسلامی هنوز به پرونده تجاوز فرمانده انتظامی شهرستان چابهار، سرهنگ ابراهیم کوچکزایی، به یک دختر نوجوان روستایی در حین بازجویی از او برای بررسی یک پرونده قتل، رسیدگی نکرده است.
پیشتر خبرگزاری «حالوش»، رسانه محلی سیستان و بلوچستان گزارش داده بود در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۱، این سرهنگ انتظامی به بهانه بازجویی از این کودک در یک پرونده قتل، او را به اتاق استراحت خود برده و در آنجا به او تجاوز کرده است.
پس از مدتی، منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند که یک زن پیگیر پرونده تجاوز فرمانده پلیس چابهار به یک دختر نوجوان به دست اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و دادگاهی شد.
این منابع که نخواستند نامشان منتشر شود، به ایراناینترنشنال گفتند فائزه براهویی، دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه آزاد زاهدان، یازدهم مهر همان سال بازداشت شده بود.
نماینده شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان گفته حدود سه تا چهار میلیارد مترمکعب آب وارد شورهزار گودزره در افغانستان میشود اما بیشترین حجم آبی که از افغانستان وارد ایران شده حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب است.
غلامعلی شهرکی به روزنامه هممیهن گفت ظرفیت آبی که در ماه از سد کمال خان خارج میشود اصلا قابل قبول نیست و حتی اگر تمام دریچههای این سد باز باشند، بیش از «۸۰ متر مکعب در ثانیه» آب به ایران نمیرسد.
اخیرا حسن کاظمی قمی، نماینده ویژه رییسجمهور در امور افغانستان گفته سفارت ایران در افغانستان مجموع منافع کشور را در تعامل با طالبان مدنظر دارد و مسئله حقابه سیستان و بلوچستان اولویت نخست ما در این تعاملات نیست و آنچه تاکنون اتفاق افتاده است تخصیص به موقع حقابه هیرمند است.»
حقابه ایران بر اساس قرارداد سال ۱۳۵۱ بین دو کشور، حدود ۸۲۰ میلیون مترمکعب در سال است.
شورهزار گودزره منطقهای در نزدیکی سد کمال خان در ۸۰ کیلومتری مرز ایران و در کشور افغانستان است.
به گفته نماینده شهرستان زابل اگر بیشتر از این مقدار، آبی در قالب سیل یا سیلاب به سد برخورد کند، طراحی سد بهگونهای است که این آب مازاد به شورهزار گودزره میرود.
شهرکی از پیشنهاد ساخت یک «کانال سرریز» برای انتقال بخشی از آب از افغانستان به ایران در سال گذشته خبر داده تا بتواند حقابه ایران و آب مورد نیاز تالاب بینالمللی هامون را تامین کند.
این نماینده گفته اگر این کانال سرریز در سال جاری وجود داشت، میتوانست بخشی از آن آب وارد تالاب شده و باعث بهبود زندگی مردم شود.
کارشناسان میگویند با توجه به اینکه عمق تالاب هامون کم و تبخیر آن زیاد است، باید سالانه یک تا سه میلیارد مترمکعب آب وارد این تالاب شود تا حجم آن ثابت بماند.
به گفته شهرکی اگر در سال گذشته این کانال ایجاد شده بود در ششماه گذشته «حدود سه میلیارد مترمکعب آب به جای ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب ورودی» داشتیم و تالاب هم آبگیری میشد و مردم هر دو طرف از شر ریزگردها که جان و زندگی مردم را در خطر قرار داده نجات مییافتند.
احمد قنبری، استاد تمام اکولوژی کشاورزی دانشگاه زاهدان هم گفته افغانستان از آب بهعنوان یک اهرم فشار، علیه ایران استفاده میکند تا در مذاکرهها قدرت چانهزنی بالاتری داشته باشد.
او برخلاف شهرکی با اشاره به برنامه توسعه ۱۷۰ هزار هکتار زمینی افغانستان گفته که این کشور حتما برای آبهایی که به بیراهه کشانده برنامه دارد و قرار است آن منطقه به کمک کانال کمالخان تبدیل به قطب تولید غلات شود.
به گفته قنبری بحث حقابه هامون و دریاچه تنها بحث اشتغال نیست؛ نفس مردم به دریاچه وصل است: «باید بدانیم بدون هامون و محیط زیست آن زندگی در سیستان و بلوچستان میسر نیست.»
در دی ۱۴۰۲ محمدرضا علیمرادی، سرپرست اداره حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان، گفت دو سال است که طالبان حقآبه ایران را نداده و تمام پهنه تالاب هامون کاملا خشک شده است.
بیآبی یک بحران ملی است
مشکل بیآبی در فلات ایران مختص سیستان و بلوچستان نیست، محمد فرامرز، مدیرکل دفتر کنترل سیلاب و آبخوانداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از زیرمجموعههای وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده که در حال حاضر آبخوانهای کشور حدود ۱۴۰ میلیارد متر مکعب کسری دارد.
به گفته او هر هکتار اجرای پروژههای تغذیه مصنوعی هزار متر مکعب روانآب را به منابع آب زیرزمینی تزریق میکند و هر قدر سطح عملیات بیشتر باشد، میزان تغذیه منابع آب زیرزمینی افزایش مییابد.
شکاف برداشتن دشتها و فرونشست زمین در بسیاری از نقاط ایران از جمله آثار استمرار کمآبی و خشکسالی در ایران محسوب میشود که طی سالهای گذشته نمود بیشتری داشته است.
«مهاجرت درون سرزمینی» نیز از تبعات اجتماعی تنشهای آبی در ایران است. گزارشهای مجلس شورای اسلای نشان میدهد از سال ۱۳۶۵ به مدت ۳۰ سال سالانه حدود یک میلیون نفر مهاجرت داخلی کردهاند آمار جدیدی از این حوزه در هفت سال گذشته منتشر نشده است.
۹ زندانی زن چپگرای محبوس در زندان اوین روز دوشنبه ۱۱ تیر با انتشار بیانیهای مشترک ضمن تاکید بر اینکه در انتخابات برای مشخص شدن جانشین ابراهیم رئیسی شرکت نمی کنند، نوشتهاند رهایی، نه از طریق صندوقهای رای بلکه به دستان خودمان و از طریق مبارزه آگاهانه حاصل میشود.
در بیانیه آانی نه زندانی زن آمده است: «این قبیل انتخابات تلاشی است مذبوحانه برای نجات حکومتی مستاصل که دیگر مشروعیت خود را از دست داده است. کاندیداهای انتخاباتی به مانند هر دوره دیگر نماد پوسیدگی این رژیم فاشیستی هستند.»
رئیسی و هیات همراهش روز ۳۰ اردیبهشت در سانحه سقوط بالگرد در آذربایجان شرقی کشته شدند.
انتخابات نظام برای تعیین تکلیف جانشین رئیسی روز هشتم تیر برگزار شد و هیچ یک از نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان نتوانستند حائز اکثریت آرا شوند.
مسعود پزشکیان، نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان با کسب بیش از ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار رای و سعید جلیلی با کسب بیش از ۹ میلیون و ۴۰۰ هزار رای به دور دوم راه یافتند. دور دوم قرار است ۱۵ تیر برگزار شود.
۹ زندانی زن چپگرا در ادامه بیانیه خود افزودند در «نظامهای سرمایهداری» تنها زمانی مردم از «حق انتخاب» برخوردار خواهند بود که «از میان ستمگران یکی را "انتخاب" کنند تا برای چند سال دیگر نظم مستقر ارتجاعی را تداوم بخشند».
به گفته آنها، رهایی از استبداد از طریق صندوقهای رای میسر نخواهد شد بلکه تنها «به دستان خودمان، و از طریق مبارزه آگاهانه علیه هر شکلی از استثمار، ستم و تبعیض» امکانپذیر است.
نام گلرخ ایرایی، آنیشا اسداللهی، ناهید تقوی، هستی امیری، مریم یحیوی، فرح نساجی، ناهید خداجو، نسرین خضری جوادی، و ریحانه انصارینژاد در میان امضاکنندگان این نامه دیده میشود.
پیشتر و در روز پنجم تیر، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی خواهان مشارکت بالا در انتخابات شد و گفت: «در هر انتخاباتی که مشارکت کم بوده، زبان ملامت دشمنان جمهوری اسلامی و حساد جمهوری اسلامی دراز شده است و ملامت کردند.»
بنا بر اعلام وزارت کشور، در دور اول انتخابات ریاستجمهوری ۲۴ میلیون و ۵۳۵ هزار رای به صندوق ریخته شد که نشان از مشارکتی ۳۹.۹۵ درصدی میدهد و به این معناست که بیش از ۶۰ درصد از شهروندان واجد شرایط از شرکت در انتخابات خودداری کردند.
محمدتقی اکبرنژاد، روحانی مخالف خامنهای در جریان یک مناظره که روز ۱۰ تیر منتشر شد، گفت تحریم ۶۰ درصدی انتخابات «به جریان مخالف هویت بخشیده است».
او افزود جامعهای که به هیچ یک از ارکان حکومت اعتماد ندارد با جامعهای که پیشتر به حرف اصلاحطلبان گوش فرا میداد، متفاوت است.
در سالهای اخیر و به دنبال مشکلات شدید اقتصادی، سرکوب گسترده منتقدان و نظارت استصوابی شورای نگهبان، مشارکت مردم ایران در انتخابات کاهشی چشمگیر یافته که این موضوع به بحران مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی دامن زده است.
یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا با اشاره به کشیده شدن انتخابات ریاستجمهوری در ایران به دور دوم، به ایراناینترنشنال گفت این انتخابات «آزاد و عادلانه» نیست و منجر به «تغییرات اساسی» نخواهد شد.
خبرگزاری آلمان گزارش داد مهاجمی که با چاقو به سه نیروی پلیس در شهر «لاوف آن در پگنیتز» در ایالت باواریا حمله کرد، یک مرد ۳۴ ساله ایرانی بوده است. بر اساس این گزارش، مهاجم بر اثر تیراندازی نیروهای پلیس جان خود را از دست داد.
این حمله عصر یکشنبه ۱۰ تیر و در نزدیکی یک ایستگاه راه آهن به وقوع پیوست.
یک سخنگوی پلیس آلمان گفت پس از تیراندازی به سوی مهاجم، کمکهای اولیه لازم برای حفظ جان او انجام گرفت اما موثر واقع نشد.
دفتر دادستان عمومی نورنبرگ، شهری در نزدیکی محل این حادثه مرگبار، اعلام کرد تحقیقات در این خصوص در مراحل ابتدایی قرار دارد و هنوز انگیزه مهاجم مشخص نیست.
دفتر دادستانی نورنبرگ در پاسخ به خبرنگار ایراناینترنشنال اعلام کرد این حادثه هنوز به عنوان یک حمله تروریستی طبقهبندی نشده است و در ردیف پروندههای جنایی تحت رسیدگی قرار گرفته است.
هنوز اطلاعاتی در خصوص هویت و شهر محل زندگی او نیز منتشر نشده است، اما روزنامه بیلد در گزارشی درباره این حمله خبر داده مهاجم یک شهروند پناهنده ایرانی بوده است.
خبرگزاری آلمان افزود مهاجم در ابتدا به خودروی پلیس ضربه زد و پس از خروج سه نیروی پلیس از خودرو، با چاقو به سمت آنها رفت.
نیروهای پلیس در ابتدا کوشیدند با استفاده از اسپری فلفل و تیر هشدار مانع از حمله این مرد شوند اما نهایتا مجبور شدند به سوی او شلیک کنند. هیچ یک از نیروهای پلیس آلمان در این حمله آسیب ندیدند.
شهر لاوف آن در پگنیتز، یکشنبه ۱۰ تیر میزبان یک فستیوال بود و تعداد زیادی از بازدیدکنندگان در این شهر حضور داشتند.
به گفته پلیس آلمان، این رویداد خطری را متوجه بازدیدکنندگان نکرد و تنها ایستگاه راه آهن لاوف آن در پگنیتز برای مدتی تعطیل شد.
یواخیم هرمان، وزیر کشور ایالت باواریا با اشاره به این حمله گفت خطراتی از این دست باید جدی گرفته شوند و عاملان حملات اینچنینی مجازات شده و از خاک آلمان اخراج شوند.
پیشتر و در روز ۱۱ خرداد، یک پناهنده مرد افغان با حمله به گروهی در شهر مانهایم آلمان، یک پلیس را کُشت و پنج تن دیگر را زخمی کرد که یکی از آنان یک فعال ضد اسلام است.
روز ۱۶ خرداد نیز یک سیاستمدار راستگرا در این شهر هدف حمله با چاقو قرار گرفت. در پی این حملات، برخی فعالان سیاسی خواهان اخراج پناهجویان از آلمان شدند.
اولاف شولتس، صدراعظم آلمان هم در واکنش به این رویدادها گفت دولت او بر روی طرح اخراج آن دسته از پناهندگان افغان که مرتکب جرم میشوند، کار میکند.
پس از حمله مرگبار حماس به جنوب اسرائیل در ۱۵ مهر سال گذشته (هفتم اکتبر) و متعاقبا عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه، تهدیدهای تروریستی موجب نگرانی شدید مقامهای کشورهای اروپایی شده است.
ورود فاضلاب از ۹۹ مجرا، لایروبی نشدن رسوبات و کاهش عمق آب، تنها بخشی از مشکلات متعدد تالاب انزلی است که باعث کم شدن شدید تعداد ماهی در آن شده است و اثرات منفی زیانباری بر زندگی صیادان و ساکنان حاشیه تالاب داشته است.
ورود فاضلاب به تالاب
حمیدرضا فتحشیرین، قایقران و مدیر عامل اتحادیه قایقرانان شهرستان انزلی، به روزنامه هممیهن گفت در ساختارهای مدیریتی بدون تجربه، تصمیمات نادرستی میگیرند و «تمام فاضلاب» را بدون مدیریت وارد تالاب میکنند.
تالاب انزلی بیش از ۲۴ هزار هکتار مساحت دارد که قسمتی از آن به پیربازار و زرجوب میخورد و بخشی از فاضلاب مرکز استان وارد آن میشود.
به گفته فتحشیرین، این قسمت آلوده است، ماهی و جاندار دیگری در آن وجود ندارد و هر زمانی که باران میبارد، فاضلاب به سمت دریا حرکت میکند: «کشاورزان هم از همین آب که فاضلاب وارد آن شده برای آبیاری محصولات خود استفاده میکنند و همین محصول به وسیله مردم مصرف میشود.
او با اشاره به پلهایی که قرار بود در عرض سه سال در مسیر کمربندی انزلی ساخته شود و نشد، گفت سفره قشر بزرگی از قایقرانان و کسانی که صیادی و شکار میکنند و از این تالاب روزی میگیرند، «خالی» شده است.
او خواسته تا مسئولان «دخالت نکرده» و اجازه دهند تا «مردم و ذی نفعان تالاب انزلی» آن را احیا کنند.
به گفته فتحشیرین، ورود مسئولان به این موضوع باعث شده محیط زیست، آبزیان، ماهیان و پرندگان تالاب از بین بروند و کسب و کار محلیهای اطراف تالاب آسیب ببیند.
پیش از این و در اسفند ۱۴۰۲، سفیر ژاپن در تهران از آمادگی کشورش برای همکاری در احیای دریاچه ارومیه و تالابهای مختلف، از جمله تالاب انزلی خبر داد.
چالشهای کمآبی در تالاب انزلی
کمآبی و مسدود شدن بسیاری از رودخانههای وارده به تالاب و موفق نشدن مهاجرت بسیاری از ماهیان به مکانهای مناسب تخمریزی، تکثیر ماهیان مهاجر و بومی را با چالشهای متعددی روبهرو کرده است. این فرایند تالاب انزلی را در بدترین شرایط خود در ۳۰ سال گذاشته قرار داده است.
۲۸ تیر ۱۴۰۱ حسن جعفری، سرپرست اداره محیط زیست انزلی، از مرگ تعداد زیادی ماهی در منطقه غرب تالاب انزلی خبر داد.
به گفته او «گرمای بیش از حد هوا، کمعمق شدن آب و در نتیجه کمبود اکسیژن»، علت اصلی این معضل است.
کاهش تدریجی سطح آب دریای کاسپین (خزر) از سال ۱۳۷۴ تا امروز، رسوبگذاری شدید و افزایش آلودگیهای وارد شده و رشد پر شتاب گیاهان، باعث تسریع توالی و خشک شدن تالاب انزلی شده است.
زوال حیات در تالاب انزلی
علیرضا میرزاجانی، عضو پژوهشکده آبزیپروری آبهای داخلی کشور، درباره آخرین وضعیت اکوسیستم تالاب انزلی گفته است میزان تولید ماهی در این تالاب به ۱۴ کیلوگرم در هکتار کاهش یافته که بسیار کمتر از توان طبیعی عرصههای آبی در تولید ماهی است.
به گفته میرزاجانی، این تغییرات منجر به کاهش تنوع و فراوانی ماهیان شده بهطوری که تنها ۳۲ گونه ماهی در سال ۱۴۰۲ شناسایی شدهاند که نیمی از تعداد گونههای گذشته در این تالاب است.
میرزاجانی گفت در این تالاب تولیدات اولیه و ثانویه با کاهش شدید همراه بوده و به عنوان مثال، فراوانی فیتوپلانکتون از ۶۶ میلیون در لیتر به هشت میلیون در لیتر رسیده و تعداد زئوپلانکتونها از دو هزار و ۵۰۰ عدد به ۳۰۲ عدد در لیتر کاهش یافته است.
همچنین میزان کلروفیل «آ» که شاخص تولیدات غذایی محیطهای آبی است، از ۵۰ میکروگرم در لیتر به حداکثر ۱۱ میکروگرم در لیتر کاهش یافته است.
این تغییرات بنیادین اکوسیستمی، تنوع جانوران آبزی تالاب انزلی را به شدت تحت تاثیر قرار داده و باعث شده تا تنوع جانوری آبزیان از تمام گروهها در بخشهای شرقی، مرکزی و سیاهکیشم به شدت کاهش پیدا کند و تنها در حوضچه غربی، طیفی از تنوع جانوری مشاهده شود.
همزمانی این چالشها با کاهش سطح آب دریای کاسپین نشان میدهد در صورت عدم اقدام سریع و کارشناسی، در آینده نه چندان دور عمق تالاب انزلی کمتر و کمتر شود و چرخهای مخرب از گسترش ریزگردها در این منطقه آغاز شود.
سازمان حقوق بشری کارون از مرگ چهار زندانی در بند سه زندان شیبان اهواز به دلایل نامشخص و انتقال ۱۵ زندانی دیگر از این زندان به بیمارستان خبر داد.
سازمان حقوق بشری کارون روز دوشنبه ۱۱ تیر گزارش داد هنوز اطلاعات دقیقی از وضعیت سلامتی زندانیانی که به بیمارستان منتقل شدهاند، در دسترس نیست.
بند سه زندان شیبان به داشتن زندانیانی با اتهامات سرقت و مواد مخدر شناخته شده است.
برخی گزارشهای غیر رسمی حاکی از آن است که به زندانیان داروهای اشتباهی داده شده که منجر به مسمومیت آنها شده است.
این حادثه نگرانیهای گستردهای را در بین خانوادههای زندانیان و فعالان حقوق بشر برانگیخته و درخواستهایی برای انجام تحقیقات شفاف و سریع به منظور روشن شدن جزییات حادثه و اطمینان از عدم تکرار آن مطرح است.
سازمان حقوق بشری کارون از مسئولان خواست به سرعت به این موضوع رسیدگی و اطلاعات دقیقی درباره علت مرگ زندانیان و وضعیت زندانیان بیمار منتشر کنند.
این سازمان بر لزوم «نظارت دقیق بر وضعیت زندانیان و اطمینان از دریافت خدمات بهداشتی مناسب» تاکید کرد.
این اولین بار نیست که گزارشهایی از جان باختن زندانیان از جمله زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی منتشر میشود.
در یک نمونه قبلی و در سال ۱۳۹۹، بهنام محجوبی، درویش زندانی که در پی وخامت جسمی و رسیدگی دیرهنگام در زندان اوین به بیمارستان منتقل شده بود، جانش را از دست داد.
از سوی دیگر فشار بر زندانیان و مخصوصا معترضان زندانی در ایران تا حدی بالاست که برخی از آنان پس از آزادی دست به خودکشی میزنند.
علیرضا خاری، جوان معترض اهل بندرگز در آخرین روزهای اسفند ماه ۱۴۰۲ پس از آزادی از زندان به زندگی خود پایان داد.
او تنها زندانی سیاسی در ایران نیست که زیر فشارها و شکنجههای مداوم امنیتی دست به خودکشی زد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر سارا تبریزی، زندانی سیاسی سابق، روز پنجم فروردین در منزل پدریاش در تهران پیدا شد.
این زن ۲۰ ساله در هفتههای قبل از آن، از سوی ماموران امنیتی زیر فشار روانی سنگین قرار گرفته بود.