سفیر ژاپن: آمادهایم برای احیای دریاچه ارومیه و تالاب انزلی همکاری کنیم

سفیر ژاپن در تهران در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» گفت کشورش آمادگی همکاری برای احیای دریاچه ارومیه و تالابهای مختلف، از جمله تالاب انزلی را دارد.

سفیر ژاپن در تهران در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» گفت کشورش آمادگی همکاری برای احیای دریاچه ارومیه و تالابهای مختلف، از جمله تالاب انزلی را دارد.

قرنهاست کلمات و تعاریف در مورد زنان به شکلی کلیشهای، پر تبعیض و توهینآمیز به کار گرفته میشوند. برای مقابله با این زبان تحقیرآمیز، نوعی از مبارزه زنان در شبکههای اجتماعی به کارگیری رتوریک تقابلی و بازپسگیری معناست. هشتگ «ما سلیطهایم» از همین دست است.
هر جا زنی جاهطلب باشد، رییس خوانده میشود اما به مردان میگویند «رهبر ذاتی»، حرف زدن زنها با هم اسمش «غیبت» است و مکالمات مردان «شبکهسازی». زنی که اعتراض کند «نقنقو» است اما مرد «منتقد» است. زنی که مانند زن قمی به حجاب اجباری یا نقض حریم خصوصیاش اعتراض کند، سلیطه است.
به همین دلیل است که فمینیستها معتقدند کلمات مهم هستند. در باور کنشگران حقوق زنان کلمات ابزارهای تفکر بشری هستند که واقعیت اجتماعی را بازتاب و آن را شکل میدهند. به لحاظ جامعهشناختی، کلمات واکنشهای آگاه و ناخودآگاه را به وجود میآورند. ما از کلمات هم برای ارتباط با دیگران هم برای ابهامزدایی استفاده میکنیم که خود یک شکل از ارتباط است.
یکی از مهمترین موارد تحلیل زبان، اثرات غیرمستقیم آن است. به عنوان مثال، در عین در نظر گرفتن نیت افراد، شوخیهای جنسیتی و نژادی میتواند محیطی را ایجاد کند که مردم واقعا از چوب، سنگ، تفنگ یا بمب برای آسیب رساندن به دیگران استفاده کنند. هر گونه اصطلاحی که از دیگران انسانزدایی کند، میتواند آسیبرساندن به انسانها را آسانتر کند.
کلمات اغلب پیش از عمل میآیند. نخست کلمات سخت و توهینآمیز مبادله میشوند و سپس دعوا آغاز میشود. کلمات یک سخنران میتواند دیگران را به سازماندهی در برابر ناعدالتی وادارد یا از این کار منعشان کند.
زنان به طور سیستماتیک با نامهای ژنریک نامرئی میشوند. صدها اصطلاح در زبانهای مختلف درباره زنان وجود دارد که بیشتر آنها جنسیتزده هستند. بنابراین منطقی است که نتیجه بگیریم مردان به طور سیستماتیک مزایایی در زبان دارند و زنان در زبان زیاندیده هستند. «دیوانه»، «هرزه»، «سلیطه» و «فاحشه» خواندن زنان تنها چند نمونه از زیاندیدگی زنان در زبان و فرهنگ است.
هیستری یا دیوانهانگاری زنان
زنها دیوانه/هیستریک هستند. تاریخ دیوانه خواندن زنان از افلاطون تا ادبیات رسمی و فرهنگ عامه امروز امتداد دارد. هزاران سال است به هزاران روش به زنان گفته شده است نسبت به مردان کمهوشتر، احساسیتر، غیرمنطقیتر و ... هستند.
یکی از افراد سرشناس معاصر که زنان را معمولا دیوانه خطاب میکند، دونالد ترامپ است. او زنان را به عملکردهای بدنی و کارکرد جنسیشان تقلیل میدهد اما مجنون خواندن زنان کاری بود که یونانیان باستان شروع کردند. آنها به این نتیجه رسیده بودند مشکل زنان این است که رحمهایشان سرگردان است (کلمه هیستری از کلمه یونانی Hustere به معنی رحم یا زهدان مشتق شده است). افلاطون میگفت زنان در بطن خود دارای حیوانی بیروح هستند که موجب عوارض متعددی برای آنها میشود. بنابراین، به لطف این مردان «عاقل»، نیمی از جمعیت جهان به یک اختلال مبتلا شدند: هیستری. با پیشرفت پزشکی، تعریف هیستری تکامل یافت اما در نهایت بیاعتبار شد و اکنون در روانپزشکی مدرن جایگاهی ندارد. با این حال این ایده که زنان از نظر بیولوژیکی بیثبات هستند در فرهنگ عمومی جا افتاده است.
ایده زن دیوانه به کرات در ادبیات و آثار هنری و سینمایی استفاده شده و وجه مشترک همه این شخصیتها این است که در طول زمان به چیزی بیش از یک استعاره و یک هنجار فرهنگی تبدیل شدهاند. «دیوانه خواندن زن» تبدیل به روشی برای «سرکوب کردن زنان» و «سر جای خود نشاندنشان» و یادآور این موضوع است که مهم نیست یک زن به چه چیزی دست پیدا میکند: او ذاتا دارای نقص است.
یک مثال زنده و امروزی در این زمینه تیلور سوئیفت است. او یکی از ثروتمندترین زنان خودساخته ایالات متحده است اما با این حال همواره در رسانهها تمسخر میشود.
سوئیفت اما شخصیت ساخته و پرداخته در رسانهها را نادیده گرفته و در تکآهنگ موفق خود یعنی Blank Space این دیوانهانگاری را هجو کرده است: «فهرستی طولانی از عاشقهای سابق دارم/به تو میگویند دیوانه هستم …» او در موزیکویدیوی این آهنگ نقش زن دیوانهای را بازی میکند.
هرزه و فاحشه خواندن زنان
مدونا یک بار گفت: «من قوی و جاهطلبم و میدانم چه میخواهم. اگر این باعث میشود که مرا هرزه بخوانند، خوب است. زنان واقعی نه تنها صمیمی، شجاع، باهوش و شوخ هستند که مهربان و حامی نیز هستند. پس بگذارید زنانه و واقعی باشند. زندگی دشوار است و بعد خواهیم مرد.»
هرزه/Bitch یکی دیگر از اطلاقهای پر استفاده خطاب به زنان است. آن را میتوان به طور خلاصه توهینی خواند که اغلب به زنان ناسازگار، قوی، جاهطلب و صریح گفته میشود. احتمالا این کلمه را بتوان معادل سلیطه فارسی قرار داد. بت دیویس بازیگر گفته است: «وقتی یک مرد نظر میدهد، نظر او نظر است؛ اما وقتی یک زن نظر میدهد، هرزه است.»
حتی در مناسبات خصوصی هم این اطلاق از سوی مردان به زنان رواج دارد، زنی که قرار ملاقات نگذارد، در محل کار پیشرفت کند، رییس باشد و نظر کارمند مردی را رد کند، «هرزه/Bitch» است.
روش سنتی برخورد با این خشونتهای کلامی این بوده که زنان در برابر آن سکوت کنند. برای حقوق برابر درخواست نکنند و وارد رقابت شغلی، سیاسی و اجتماعی نشوند، در برابر نابرابریها اعتراض نکنند و تمام حقوق خود را بابت دریافت لقب زن خوب، زن عفیف، زن پاک و … معامله کنند و برچسب هرزه/هیستریک/ سلیطه را نپذیرند.
فمینیستها و کنشگران حقوق زنان سالهاست با این اطلاقها مبارزه میکنند و یک روش بسیار پرطرفدار، بازپسگیری و مال خود کردن واژه است. یعنی به جای اینکه تلاش کنند خود را از عبارات توهینآمیز مبرا کنند، آنها را به شکل طنز و به عنوان رتوریک تقابلی به کار میگیرند.
تا سال ۲۰۲۲ یک مجله فمینیستی به نام BITCH وجود داشت که شعارش «پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ» بود و در وبسایت خود اینگونه توضیح میداد: «از این عبارت به عنوان توهین استفاده میشود. هرزه را به زنانی میگویند که حرف میزنند، نظراتی دارند و از بیان نظراتشان ابایی ندارند. اگر اذیت یا آزردهخاطر شدید لبخند بزنید. اگر رک و صریح بودن یک زن به معنای هرزه بودن است، ما آن را به عنوان یک تعریف تلقی میکنیم.»
مبنای این شیوه برخورد این است که اگر تحت تاثیر کلیشههای مرسوم ارزش درونی زن نادیده گرفته میشود لازم نیست حتما عصبانی شود یا آن صفت را انکار کند. احساس رهاییبخش این است که دنبال تایید مردسالاری نباشد و با خوشحالی قرارداد را زیر پا بگذارد.
شرمسار کردن هرزهها (Slut-shaming) هم اصطلاحی کنشگرانه در همین حوزه است که در واکنش به انتقاد از افراد، به ویژه زنان و دخترانی به کار برده میشود که انتظارات رفتاری و ظاهری را در مورد مسایل مربوط به جنسیت نقض میکنند. این اصطلاح برای بازپسگیری کلمه هرزه/Slut و توانمندسازی زنان و دختران برای داشتن اختیار بر تمایلات جنسی خود به کار میرود.
یکی از نمونههای بینالمللی این رتوریک و واکنش، راهپیمایی هرزهها (SlutWalk) است که به دنبال پایان دادن به فرهنگ تجاوز جنسی، از جمله مقصر دانستن و سرزنش قربانیان تجاوز جنسی است.
شرکت کنندگان به هر گونه توجیه یا توضیح تجاوز جنسی با اشاره به ظاهر زن اعتراض میکنند و نام کمپین خود را راهپیمایی هرزهها گذاشتهاند تا به هرزه خواندن زنان معترض یا آسیبدیده اعتراض کنند. این راهپیمایی نخستین بار در سال ۲۰۱۱ در تورنتوی کانادا در واکنش به یک افسر پلیس تورنتو انجام شد که برای پیشگیری از تجاوز جنسی پیشنهاد کرده بود زنان باید از پوشیدن لباسهای نامناسب مانند هرزهها خودداری کنند.
آنچه این روزها در فضای شبکههای اجتماعی ایران با هشتگ «ما سلیطهایم» دیده میشود، نمونه دیگری از این شیوه تقابل رتوریکی در مقابل جریانی است که دهههاست هم به شکل حکومتی و سیاسی زنان را سلیطه میخواند هم این تلقی از زنان معترض را تبدیل به یک فرهنگ عمومی کرده است.
کسانی که این هشتگ را به طور گسترده در شبکههای اجتماعی به کار گرفتهاند به دههها سلیطه نامیده شدن زنان ایرانی در رسانههای رسمی جمهوری اسلامی و از زبان شخصیتهای حکومتی اعتراض دارند و تلاششان این است که تاکید کنند: «اگر مقاومت ما در برابر فرهنگ ضد زن و مردسالار، مقاومت مدنیمان در برابر قوانین تبعیض آمیز و فریادمان در برابر ظلم سلیطگی است، #ما_سلیطهایم.»

پرنسس کیت، عروس خانواده سلطنتی بریتانیا، مسئولیت یک عکس ویرایش شده را بر عهده گرفت و عذخواهی کرد. خبرگزاریهای معتبر این عکس پرنسس کیت کنار فرزندانش را به دلیل تغییرات صورت گرفته روی آن از روی خروجی خود حذف کردند.
پرنسس کیت روز دوشنبه ۲۱ اسفند در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مانند بسیاری از عکاسان آماتور، من گاهی اوقات ویرایش عکس را تجربه میکنم.»
او افزود که «بابت هر گونه سردرگمی» که عکس خانوادگی اخیر در افکار عمومی به وجود آورد، عذرخواهی میکند.
عکسی که روز یکشنبه منتشر شد، اولین عکس رسمی از پرنسس کیت بود که از کریسمس در انظار عمومی ظاهر نشده بود و در ماه ژانویه تحت عمل جراحی جدی شکم قرار گرفته بود.
بیماری او غیرسرطانی اما نامشخص است و غیبتش به گمانهزنیها درباره وضعیت سلامتیاش دامن زد.
این عکس تغییر یافته به جای اطمینان دادن از وضعیت سلامتی او، نتیجه معکوس در پی داشت و طوفان رسانهای به پا کرد.
چند روز پیش خبر حضور عروس خانواده سلطنتی بریتانیا در یک مراسم رسمی در ماه ژوئن منتشر شد، اما سپس این خبر حذف شد.
منابع سلطنتی از «تعدیلهای جزیی» در عکس منتشرشده خبر دادند، اما کاخ کنزینگتون که ارتباطات شاهزاده و شاهدخت ولز را مدیریت میکند، روز دوشنبه درخواستها برای انتشار عکس اصلی و بدون تغییرات را رد کرد.
پرنسس کیت چهل و دو ساله این عکس را به مناسبت روز مادر در بریتانیا منتشر و تصریح کرد که این عکس توسط همسرش، شاهزاده ویلیام گرفته شده است.
در عکس، پرنسس کیت دیده میشد که شلوار جین و ژاکت پوشیده و در میان سه فرزندش خندان نشسته است.
این عکس با پیام کوتاهی همراه بود که در آن از مردم به دلیل «حمایت مستمر در دو ماه گذشته» تشکر شده بود.
اما بررسی دقیق عکس، چندین اقدام در دستکاری عکس را نشان میداد.
ویراستاران عکس در خبرگزاری رویترز گفتند که بخشی از آستین ژاکت کشباف پشمی دختر کیت در عکس تغییر کرده است.
با این که عکس از سوی کاخ کنزینگتون ارائه شده بود، خبرگزاریهای بزرگ بینالمللی آسوشیتدپرس، رویترز، گتی و خبرگزاری فرانسه تصمیم گرفتند آن را در عصر یکشنبه از خروجیهای خود حذف کنند.
اریک برادات مدیر بخش عکس خبرگزاری فرانسه گفت: «خبرگزاریهای اصلی در نظر گرفتند که این اصلاحات استانداردهای اخلاقی این حرفه را رعایت نمیکند و به طور جمعی موافقت کردند که این عکس را از بستر توزیع خود حذف کنند».
آژانس بریتانیایی پیای صبح روز دوشنبه با اشاره به فقدان «توضیحات» از سوی کاخ سلطنتی همین تصمیم را گرفت.
این جنجال رسانهای تا حد زیادی بر مراسم برنامهریزی شده برای بعد از ظهر دوشنبه در کلیسای وست مینستر برای روز کشورهای مشترک المنافع، یکی از رویدادهای مهم سالانه سلطنتی در بریتانیا، سایه انداخت.
انتظار میرود همه اعضای فعال و سالم خانواده سلطنتی بریتانیا از جمله ملکه کامیلا و شاهزاده ویلیام در آنجا حضور داشته باشند.
در یک پیام ویدئویی از پیش ضبط شده، پادشاه چارلز که در حال حاضر به دلیل سرطان تحت درمان است و فعالیتهای عمومی خود را به حالت تعلیق درآورده، وعده داد که «در حد توان خود» به این 56 کشور که بخش بزرگی از آنها متعلق به امپراتوری سابق بریتانیا هستند، خدمت کند.

روسیه اعلام کرد گروهی از کشتیهای جنگی این کشور برای شرکت در رزمایش مشترکی پنج روزه با جمهوری اسلامی و چین، وارد آبهای ایران شدهاند. این رزمایش قرار است از روز دوشنبه ۲۱ اسفندماه در خلیج عمان و دریای عرب برگزار شود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت دفاع روسیه در بیانیهای خبر داد علاوه بر کشتیهای جنگی، هواگردهای نظامی نیز در این رزمایش که «کمربند امنیت دریایی ۲۰۲۴» نام دارد، حضور خواهند داشت.
این وزراتخانه هدف از برگزاری این رزمایش را «بررسی امنیت فعالیتهای اقتصادی دریایی» عنوان کرد و افزود بخش عملی آن در آبهای خلیج عمان در دریای عرب انجام میشود.
رهبری نیروهای روسی شرکت کننده در این رزمایش را رزمناو موشکی «واریاگ» که بخشی از ناوگان اقیانوس آرام این کشور است، بر عهده خواهد داشت.
به گفته وزارت دفاع روسیه، نمایندگانی از نیروی دریایی آذربایجان، قزاقستان، پاکستان، آفریقای جنوبی، عمان و هند به عنوان ناظر در این رزمایش حضور مییابند.
این رزمایش در حالی انجام میشود که از زمان آغاز مناقشه حماس و اسرائیل، حوثیهای یمن، از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، با حمله به کشتیهای بینالمللی در دریای سرخ، تنگه بابالمندب و خلیج عدن، امنیت دریانوردی را در منطقه به خطر انداختهاند.
همکاریهای نظامی تهران و مسکو در طول سالیان اخیر، بهویژه پس از تهاجم روسیه به اوکراین، به شدت گسترش یافته و این موضوع نگرانی کشورهای غربی را در پی داشته است.
محمد باقری، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در شهریورماه گفت ایران و مسکو قصد دارند همکاریهای نظامی و فنی خود را در چارچوب معاهدهای بلندمدت تثبیت کنند.
گرانت شاپس، وزیر دفاع بریتانیا روز ۱۵ اسفند اعلام کرد بر اساس اطلاعات رسیده به لندن، جمهوری اسلامی موشکهای بالیستیک زمین به زمین در اختیار روسیه قرار داده است.
شاپس با اشاره به اقدام حکومت ایران در تحویل پهپاد و موشک به روسیه گفت: «شاهد بودهایم که هر گاه منازعهای در جهان رخ میدهد، ایران اغلب به آن دامن میزند.»
رویترز روز دوم اسفند از ارسال حدود ۴۰۰ موشک بالستیک ساخت ایران به روسیه خبر داده بود. بر اساس این گزارش، محموله ارسالی عمدتا شامل موشکهای کوتاهبرد فاتح ۱۱۰ و ذوالفقار بود.
حکومت ایران که یکی از متحدان اصلی مسکو به شمار میرود، همچنین متهم است که پهپادهای انتحاری شاهد ۱۳۱ و شاهد ۱۳۶ را به روسیه ارسال کرده تا در جریان عملیات نظامی در اوکراین مورد استفاده قرار گیرند.
رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع جمهوری اسلامی، روز یکم اسفند در پاسخ به پرسشی درباره همکاریهای نظامی تهران و مسکو گفت: «همکاریهای دفاعی و غیردفاعی ایران و روسیه از گذشته سابقه دارد و هیچ ارتباطی به جنگ اوکراین نداشت و ندارد.»

سازمان اورژانس کشور اعلام کرد که از اول تا ۲۰ اسفندماه ۸ نفر در حوادث مربوط به چهارشنبهسوری کشته و ۳۳۰ نفر دیگر مصدوم شدند.
روابط عمومی سازمان اورژانس کشور روز دوشنبه ۲۱ اسفند گزارش داد که برای ۱۲۱ مورد اورژانس اعزام شد، ۱۹۶ نفر شخصا مراجعه کردند و ۱۳ نفر نیز در محل درمان شدند.
بر اساس این گزارش، از میان مصدومان ۲۸ مورد قطع عضو، ۱۱۳ مورد آسیب به چشم و ۱۵۹ مورد سوختگی ثبت شده است.
همچنین ۷۵ نفر در بیمارستانها بستری و ۱۱ مورد در بخش مراقبتهای ویژه بستری شدهاند.
هر سال گزارشهایی از جان باختن و مصدوم شدن شهروندان بر اثر حوادث مربوط به چهارشنبهسوری منتشر میشود.
به گفته اورژانس کشور، از میان مصدومان حوادث امسال، ۷۰ درصد در سنین ۱۸ سال و پایینترند و ۱۴ درصد از مصدومان نیز رهگذر بودهاند.
جمهوری اسلامی از ابتدای تاسیس خود موافق مناسبتهای باستانی و فرهنگی ایرانیان چون نوروز، سیزدهبدر، شب یلدا یا چهارشنبهسوری نبوده، اما نتوانسته آنها را از سنتهای ایرانیان حذف کند.
حکومت ایران بستری برای برگزاری مراسم آتشافشانی و جشن چهارشنبهسوری به ویژه برای جوانان و خانوادهها فراهم نمیکند و همزمان جوانان را به شیوههای گوناگون از برگزاری این مراسم منع میکند.
دلاور القاصی مهر فرمانده انتظامی شرق استان تهران روز دوشنبه تهدید کرد که پلیس با «برهم زنندگان نظم و سلامت مردم برخورد قاطع و شدید» خواهد کرد.
این نگرش جمهوری اسلامی به آیینهای باستانی موجب شده که چهارشنبه سوری در سالهای اخیر به ویژه سال گذشته به عرصهای برای اعلام مخالفت مردم با جمهوری اسلامی تبدیل شود.
خبرگزاری ایسنا به نقل از آمارهای وزارت بهداشت نوشت که میزان آسیبدیدگان حوادث چهارشنبه سوری در سال جاری نسبت به سال گذشته، تاکنون رشد ۲۴ درصدی داشته است.
همچنین در این مدت، میزان رشد موارد فوتی ۳۳ درصد، قطع عضو ۴ درصد، آسیب به چشم رشد ۲۱ درصدی و سوختگی رشد ۵۱ درصدی داشته است.
بیشترین درصد مصدومیتها در آذربایجان شرقی، تهران و آذربایجان غربی و بیشترین درصد فوتیها در آذربایجان غربی، تهران و آذربایجان شرقی رخ داده است.
چنین افزایشی در شرایطی است که عبدالله اسفندیاری رییس اتحادیه خرازیفروشان تهران چند روز پیش گفت:«افزایش قیمت مواد محترقه به دلیل افزایش نرخ ارز باعث شده بازار این کالاها نسبت به سالهای قبل رونق زیادی نداشته باشد.»
به گفته او مواد محترقه عمدتا به صورت قاچاق و عموما از کشور چین وارد کشور میشود. به نظر میرسد افزایش قیمت مواد محترقه موجود در بازار باعث رواج بیشتر مواد محترقه دستساز و خطرآفرین شود.
اواخر آذرماه، شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبهای را تصویب کرد که بر اساس آن، از سال ۱۴۰۳ در تقویم رسمی، آخرین شب پاییز، (شب یلدا) و سهشنبه آخر سال، (چهارشنبه سوری) به «روز ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان» و «روز تکریم همسایگان» تغییر نام پیدا کردند.
برخی از رسانههای ایران چنین تصمیمی را به عنوان «حذف» نامهای شب یلدا و چهارشنبه سوری توصیف کردند.

در ادامه فشارها بر شهروندان بهائی، انیسا فنائیان با حکم دادگاه انقلاب سمنان به ۱۶ سال حبس و ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد. هومن طائف، شیرین کثیری و فارس فنائیان به دادگاه انقلاب ساری احضار شدند و پرونده سوزان عیدمحمدزادگان و نیوشا بدیعیثابت به دادگاه انقلاب بابل ارجاع شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، انیسا فنائیان با حکم قاضی علی ایثاری، رییس شعبه اول دادگاه انقلاب سمنان به ۱۶ سال حبس تعزیری و پرداخت مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال جزای نقدی، ۱۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و دو سال ممنوعیت از عضویت در احزاب، گروهها و دستهجات سیاسی و اجتماعی محکوم شده است.
بر اساس این حکم، دادگاه فنائیان را با اتهام «تشکیل و راهاندازی و اداره گروه به قصد بر هم زدن امنیت کشور» به ۱۰ سال حبس تعزیری، با اتهام «فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر و یا مخل به شرع مقدس اسلام» به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال حیس محکوم کرده است.
دادگاه علاوه بر این، به مصادره مبلغ چهار هزار و ۳۵۰ دلار دارایی شخصی اعضای این خانواده که در هنگام بازرسی منزل فنائیان ضبط شده بود را به نفع حکومت صادر کرد.
یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند بهائی به ایراناینترنشنال گفته دادگاه از «کمکهای درسی و آموزشی فنائیان به کودکان خانوادههای بیبضاعت» به عنوان مصداق این اتهامات استناد کرده است.
جلسات دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروند بهائی در روزهای ششم دیماه و شانزدهم بهمن ماه امسال در دادگاه انقلاب سمنان برگزار شده بود.
فنائیان پیشتر در اواخر مردادماه امسال به دست نیروهای امنیتی بازداشت و اواسط شهریورماه با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود.
احضار سه شهروند بهائی به دادگاه انقلاب
بنا به اطلاع منابع ایراناینترنشنال، هومن طائف، شیرین کثیری و فارس فنائیان، شهروندان بهائی، با دریافت ابلاغیههای جداگاه به شعبه دوم دادگاه انقلاب ساری احضار شدند.
بر اساس احضاریههای صادر شده، فنائیان برای روز ۲۲ اسفند، کثیری برای روز ۲۳ اسفند و طائف برای روز ۲۴ اسفند به دادگاه انقلاب ساری احضار شدهاند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که این افراد به مواردی از جمله «فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر و مخل به شرع مقدس اسلام با استفاده از کنترل ذهن در قالب گروههای بهائی» متهم شدهاند.
جلسات آخرین دفاع این سه شهروند بهائی همراه با سهیل حقدوست، راکوئل عطائیان، ملودی صمیمی، نسیم صمیمی، حسین فنائیان، امیلیا فنائیان، سهراب لقایی، زهرا گلابیان، فوائد لقایی، آناهیتا کوشک باغی، کیومرث اکبری و بنفشه اسدیان، ۱۲ شهروند بهائی دیگر در بازه زمانی ۱۷ تا ۲۹ بهمن به صورت جداگانه در شعبه ششم بازپرسی دادسرای قائمشهر برگزار شده بود.
آنها در جریان این جلسه آخرین دفاعیات خود را در خصوص اتهام «فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» ارائه دادند.
ارجاع پرونده دو شهروند بهائی به دادگاه انقلاب بابل
بنابر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پرونده قضایی تشکیل شده برای سوزان عید محمدزادگان و نیوشا بدیعیثابت، شهروندان بهائی به شعبه اول دادگاه انقلاب بابل ارجاع داده شد.
عیدمحمدزادگان و نیوشا بدیعی پیشتر در تاریخ ۲۴ مرداد امسال به دست نیروهای امنیتی در بابل بازداشت و روز ۲۰ شهریور با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بودند.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده این شهروندان بهائی، عیدمحمدزادگان برای آموزش در کلاسهای ارتباط بدون خشونت و بدیعیثابت برای آموزش تربیت جنسی به کودکان و والدین و داشتن کلاس ارتباط بدون خشونت بازداشت شده بودند.
در شهریورماه امسال، محمدصادق اکبری، رییس کل دادگستری استان مازندران با اشاره به پلمب دو مدرسه و ده مرکز آموزشی و ورزشی در شهرستان بابل، دلیل این اقدام را «تبلیغ دیانت بهائی توسط این مراکز» عنوان کرده و گفته بود که در این راستا دو شهروند بهائی از «مربیان سرشناس بهائی در ایران» بازداشت و به زندان منتقل شدهاند.
بدیعی ثابت، روانشناس، مترجم و شهروند بهائی ۳۸ ساله است و پیش از این هم به دلیل بهائی بوده سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است.
در ماههای گذشته فشار نهادهای امنیتی و قضایی بر شهروندان بهائی تشدید شده است.
در همین رابطه جامعه جهانی بهائی روز ١٣ آذر در بیانیهای به شرح «روشهای جدید و بسیار خشنتر» پرداخت که «جمهوری اسلامی برای سرکوب بهائیان» از آنها استفاده میکند.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند. قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتیگری را به رسمیت میشناسد.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ به طور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.






