دلار ۴۲۰۰ تومانی از سایت بانک مرکزی حذف شد

بانک مرکزی نرخ ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی را از سایت خود پاک و نرخ ۳۷ هزار تومانی را جایگزینش کرد. به گفته بانک مرکزی، این عدد، نرخ «محاسباتی، نمایهای» دلار است و تنها کارکرد مطالعاتی و بینالمللی دارد.

بانک مرکزی نرخ ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی را از سایت خود پاک و نرخ ۳۷ هزار تومانی را جایگزینش کرد. به گفته بانک مرکزی، این عدد، نرخ «محاسباتی، نمایهای» دلار است و تنها کارکرد مطالعاتی و بینالمللی دارد.
بانک مرکزی روز شنبه ۱۲ خرداد گفت تصمیم گرفته است «نرخ میانگین موزون ارز» را بهعنوان «نمایه و سنجهای از نرخ رایج معاملات بازار» منتشر کند اما عدد جدید، «نرخ معاملاتی محسوب نمیشود».
این بانک توضیح داد: «این نرخ صرفا حائز کارکرد پژوهشی برای اشخاص و استناد مجامع داخلی و بینالمللی است.»
نرخ میانگین موزون ارز طبق تعریف بانک مرکزی بر مبنای «وزن مستخرج از حجم معاملات ارزی انجام شده در یک ماه گذشته با نرخهای اعلامی در سامانه معاملات الکترونیک ارز» در حوزه حواله، اسکناس و حواله کالاهای اساسی و ضروری محاسبه میشود.
بانک مرکزی اعلام کرد این تصمیم با توجه به تصمیم دولت سیزدهم در سال ۱۴۰۱ برای حذف ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی و «عدم موضوعیت آن در معاملات ارزی کشور» گرفته شده است.
ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی در دولت حسن روحانی و از اوایل فرودین ۱۳۹۷ با هدف تکنرخی کردن دلار تصویب شد.
دولت در آن سال با راهاندازی سامانه نیما، با وجود نوسانات بازار ارز، این نرخ پایه را برای کالاهای وارداتی در نظر گرفت.
دولت ابراهیم رئیسی در فروردین ۱۴۰۱ حذف ارز ترجیحی چهار هزار و ۲۰۰ تومانی را تحت عنوان «جراحی اقتصادی» در دستور کار قرار داد و بودجه خود را در آن سال بر اساس حذف این ارز از واردات تنظیم کرد.
همان زمان شماری از مقامات جمهوری اسلامی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی هشدار دادند که حذف این ارز بحرانزا و باعث افزایش شدید قیمتها خواهد شد.
دی همان سال و بعد از گذشت چند ماه از این تصمیم، محمدرضا فرزین به عنوان رییس جدید بانک مرکزی منصوب شد.
او در نخستین اقدام، نرخ ارز پایه ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی را تصویب کرد.
هفته گذشته خبرآنلاین در گزارشی نوشت حذف ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی، تورم را ۱/۵ تا ۲/۵ برابر بالا برد.
دولت جمهوری اسلامی در مرکز مبادله ارز و طلا، نرخ دلار را در بخش اسکناس حدود ۴۵ هزار تومان اعلام میکند.
این رقم با نرخهای بازار آزاد تفاوتی چشمگیر دارد.
روز شنبه ۱۲ خرداد، هر دلار در بازار آزاد ایران حدود ۵۸ هزار و ۸۵۰ تومان فروخته شد.
به گفته کارشناسان، چند نرخی بودن ارز و تفاوت چشمگیر نرخ دلار اعلامی از سوی دولت با بازار آزاد، باعث ایجاد رانت و فساد گسترده در اقتصاد ایران شده است.

در ادامه خبرهای مربوط به بیمار شدن زندانیان سیاسی پس از آزادی از زندان، ساسان چمنآرا، از بازداشتشدگان اعتراضات ۱۴۰۱، به نوعی بیماری خودایمنی مبتلا شده است. بیماری خودایمنی مطهره گونهای، فعال سابق دانشجویی نیز پس از پنج سال عود کرده و به اماس خفیف هم مبتلا شده است.
مریم کیانارثی، وکیل دادگستری، در رسانه اجتماعی ایکس نوشت که موکلش ساسان چمنآرا، مانند دیگر معترضان زندانی پس از آزادی از زندان، مدتهاست به نوعی بیماری خودایمنی (پسوریازیس) مبتلا شده است.
این وکیل دادگستری، تکرار این بیماریها برای معترضان زندانی را سوالبرانگیز خواند و تاکید کرد این رخداد موجب نگرانی جامعه مدنی شده است.

مطهره گونهای، فعال دانشجویی سابق و دانشجوی تعلیقی رشته دندانپزشکی، با اشاره به ابتلای چمنآرا به بیماری خودایمنی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که از حدود ۹ سال پیش به بیماری خودایمنی آلوپسی آرهآتا (ریزش موی سکهای) مبتلا شده و بعد از بازداشتش در سال ۱۴۰۱، پس از گذشت پنج سال بیماریاش عود کرده است.
او با اشاره به اینکه با عود بیماریاش موهای سر، مژهها و ابروهایش دچار ریزش شدهاند، نوشت: «پس از آن و بعد از دریافت حکم اخراجم از دانشگاه دچار سندرم تونل کارپال نیز شدم که آن هم دستهای از بیماریهای نوروپاتیک مرتبط با استرس است.»
این فعال دانشجویی با بیان اینکه چندی پیش در پی احضارها و بازجوییهای مکرر و بازداشت، متوجه ابتلایش به اماس خفیف شده، تاکید کرد: «همه اینها ناشی از رنج و اضطراب بیامانی است که جمهوری اسلامی بر زندگی شهروندان ایران وارد میسازد.»
او گفت که با داروهای ضداضطراب و کورتون تراپی، تاکنون توانسته بیماریهایش را کنترل کند.
عدهای پف اخیر صورت او را به «خوش گذشتن در زندان» تفسیر کردهاند که از عوارض شایع کورتون است.

منتشر شدن خبر بیماری مشابه چمنآرا و گونهای، موضوع بیماریها و مرگهای مشکوک برخی زندانیان سیاسی را مجددا به بحث روز تبدیل کرد.
سینا یوسفی، وکیل دادگستری، در واکنش به ابتلای چمنآرا به بیماری خودایمنی مطلبی با عنوان «ترور بیولوژیک معترضین» در شبکه اجتماعی ایکس نوشت و تاکید کرد: «همکارمان مریم آروین که بهصورت داوطلبانه و رایگان وکالت معترضان را بر عهده میگرفت، یک ماه پس از آزادی از زندان، جان سپرد.»
این وکیل دادگستری در ادامه نوشت مادر مریم اعلام کرده بود که در زندان به بهانه آرامبخش و مسکن به او سرم وصل کردهاند و دلیل مرگ نیز مسمومیت دارویی بوده و پزشک زندان در نامهای آسیبهای وارده به او را تایید کرده بود.
آزاده بلاش، نوازنده و استاد پیانو ساکن اتریش با انتشار مطلبی در شبکه ایکس با یادآوری زندانی شدن چمنآرا در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، نوشت که او فشارها و شکنجههای جسمی و روحی بسیاری مثل اعدام مصنوعی و حوضچه برق را متحمل شده و حالا با بیماری خودایمنی دست و پنجه نرم میکند.
به گفته بلاش، این هنرمند عرصه موسیقی مشکل بینایی دارد و فقط یک چشمش با کمک عینک، توان دید ضعیفی دارد.
ماجرای بیماریهای مشکوک پس از آزادی از زندان صرفا به این افراد ختم نمیشود.
سوم اردیبهشت امسال خبر بیماری ناشناخته ترانه علیدوستی، بازیگر مخالف حجاب اجباری، تنها چند ماه پس از آزادی از زندان منتشر شد.
نادره حکیمالهی، مادر ترانه، در یک لایو اینستاگرامی از ابتلای دخترش به یک بیماری ناشناخته خبر داد و گفت: «حال ترانه خوب است ولی خوب نبوده. بیماری سخت است؛ بهخصوص که منشا آن مشخص نیست. من نگران بودم اما از نگرانی درآمدم. برایش عشق بفرستید و دعا کنید.»
پس از آن، «سینمااعتماد» درباره بیماری این ستاره سرشناس سینمای ایران نوشت: «ترانه علیدوستی حدود شش ماه پس از آزادی خود از زندان دچار بیماریای به نام سندروم (DRESS) شده است. این وضعیت زمانی ایجاد میشود که سیستم ایمنی واکنش بیش از حدی به برخی داروها نشان میدهد. در نتیجه این امر باعث ایجاد علایم متعددی مانند تب، ناهنجاریهای خونی و التهاب اعضا در سراسر بدن میشود.»
علیدوستی از جمله هنرمندانی است که در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ از جنبش «زن، زندگی، آزادی» حمایت کرد، حجاب اجباری خود را از سر برداشت و به همین دلیل روز ۲۶ آذر ۱۴۰۱ بازداشت و ۱۴ دی ماه همان سال با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.
کیانارثی روز چهارم اردیبهشت نیز از ابتلای مصطفی آل احمد، کارگردان سینما به نوعی بیماری خودایمنی پس از آزادی از زندان خبر داد و نوشت: «تکرار این دست بیماریها، فعالان حقوق بشر را با پرسشهای جدی و نگرانکننده روبهرو کرده است.»
آل احمد روز ۱۷ تیر ۱۴۰۱ و به دلیل انتشار بیانیه تعدادی از سینماگران با عنوان «تفنگت را زمین بگذار» بازداشت و ۱۹ مرداد همان سال با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.
جمال عاملی، جعفر ابراهیمی، لیلا حسینزاده، مسعود محمودی و مهدی رجبیان، شماری از زندانی سیاسی فعلی و سابق هستند که به بیماری خودایمنی مبتلا هستند.
از زمان آغاز خیزش انقلابی ۱۴۰۱ موارد مشکوکی از بیماری و مرگ شهروندان بازداشتشده پس از آزادی از زندان مشاهده شد.
آخرین نمونه این اتفاق، سارا تبریزی، زندانی سیاسی سابق بود که در تعطیلات نوروز ۱۴۰۳ به شکل مشکوکی درگذشت و مقامات پزشکی قانونی علت مرگ او را «بلعیدن قرص» اعلام کردند.
نامهای بسیاری را میتوان به این فهرست افزود: عرشیا امامقلیزاده، میلاد (آرش) فروزنده، یلدا آقافضلی و علیرضا خاری، تنها چند تن از این نامها هستند.
برخی زندانیان سیاسی سابق پیش از این در واکنش به مرگهای مشکوک بازداشتیها و زندانیان، با یادآوری خاطرات خود گفتهاند در بازداشتگاهها و زندانهای جمهوری اسلامی، آنان را وادار به خوردن داروهای مشکوک، مخرب و روانگردان کردهاند.
همچنین آمپولهایی به آنان تزریق میشده که وضعیت جسمی و روانی زندانیان را مخدوش میکرده است.

وحید حقانیان حالا دیگر «سردار وحیدی یا وحید» که سال ۱۳۸۸ به عضو ستاد میرحسین موسوی گفته بود نتیجه انتخابات مشخص است، نیست. هویت او کاملا مشخص شده و روز شنبه ۱۲ خرداد دوربین رسانهها تصویر صفحه اول شناسنامهاش را هم ثبت کردند. او خودش به وزارت کشور رفته، یا خامنهای مامورش کرده؟
روز شنبه حقانیان با حضور در ساختمان وزارت کشور بالاخره شناسنامهاش را باز کرد تا دوربینها بتوانند مشخصات این چهره مرموز -یا چهرهای که دوست دارد همچنان مرموز باشد- را ثبت کنند. او متولد ۱۷ بهمن ۱۳۴۰ در تهران است.
حقانیان در مصاحبههای خود گفته از ۱۸ سالگی عضو حزب جمهوری اسلامی بوده است؛ یعنی سال ۱۳۵۸. او وقتی ۲۰ ساله بود، در ضمیمه «جنگ هفته» روزنامه جمهوری اسلامی -ارگان مطبوعاتی حزب جمهوری اسلامی- در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۶۰، یادداشتی با عنوان «مرتجع کیست؟» نوشت. این مطلب شامل نقلقولها همراه با شعارهایی است که برای یک عضو جوان حزب جمهوری اسلامی طبیعی به نظر میرسد و البته عضویت او در حزب را هم روشن میکند.

حقانیان به نوشتن و شاعر شدن علاقه دارد. او از جمله بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی شعری را در مدح او منتشر کرد.
دفعه بعدی که دست به قلم شد بعد از انتخابات سال ۱۴۰۰ بود. البته مشخص نشد انگیزه او از نوشتن یادداشت تحلیل انتخابات چه بود. او در آن یادداشت با اشاره به حضور عبدالناصر همتی به همراه محسن رضایی و امیرحسین قاضی زاده هاشمی، حضور آنها را در انتخابات «امداد الهی» نامید که باعث شد تنور انتخابات گرم شود.
حقانیان کنایهای هم به اصلاحطلبان زده بود که چرا از همتی حمایت بیشتری نکردند تا تنور انتخابات گرمتر شود.
به فاصله کمی از انتشار این یادداشت، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، در یادداشتی به حقانیان حمله کرد و نوشت: «شایسته است ضمن ترک این رویه خسارتبار هرچه سریعتر درباره این شبههافکنیها روشنگری کرده و از ساحت رهبر معظم انقلاب اسلامی و دفتر ایشان صیانت فرمایید.»
این اولین حمله حقانیان به اصلاحطلبان نبود. سال ۱۳۹۶، ویدیوی کوتاهی از حضور او در مناطق زلزله زده کرمانشاه منتشر شد که در آن اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی را لعنت کرد. این اولین بار بود که صدای حقانیان شنیده میشد.

از آقای وحیدی تا وحید حقانیان
اولین بار که حقانیان مورد توجه رسانهها قرار گرفت در جلسه تنفیذ ریاست جمهوری محمود احمدینژاد بود. او در این مراسم حکم تنفیذ را به خامنهای تحویل داد تا آن حکم را به احمدینژاد بدهد.
از آنجا که در گذشته معمولا این کار را رییس جمهور قبلی انجام میداد، این صحنه مورد توجه قرار گرفت. از طرفی رسانهها درباره هویت این شخص کنجکاو شدند. به خصوص آنکه پیش از انتخابات، همین شخص کنار خامنهای در راهپیمایی کوه آبیدر سنندج هم دیده شده بود.
او را با نام «سردار وحید» هم میشناسند. بنابر نقل قولی، او در سالهای ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰، راننده شخصی عبدالله جاسبی، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، و بعد راننده خامنهای، دیگر عضو این حزب شده است.

حقانیان در سال ۱۳۶۴، بدون داشتن سابقه پیشینه نظامی فرمانده گشتهای انتظامی - امنیتی سپاه در تهران، موسوم به ثارالله شد.
ابوالفضل فاتح، مسئول کمیته رسانه و تبلیغات ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در خاطرات خود از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ از «آقای وحیدی» نام برد که به احتمال زیاد وحید حقانیان است.
فاتح نوشت: «حدود ۱۱ شب مهندس موسوی نامهای سری به مقام معظم رهبری نوشت، این نامه را به صورت دستی به بیت مقام معظم رهبری بردم و آن را تحویل آقای وحید دادم. چند دقیقهای هم با هم صحبت کردیم از فحوای صحبتهای ایشان دریافتم که باید انتخابات را تمام شده تلقی کنم. او میگفت برای چگونگی اعلام شمارش آرا به وزارت کشور تذکر داده است، اما ترکیب نهایی آرا را یک مرحلهای به نفع آقای احمدینژاد میدانست.»
محمد سرافراز، رییس مستعفی سازمان صدا و سیما و از چهرههای نزدیک به بیت خامنهای هم در کتاب «روایت یک استعفا» نوشته نوروز ۱۳۹۵ وقتی خبر استعفایش را وبسایت نزدیک به غلامعلی حداد عادل منتشر کرده بود، حقانیان با او تماس گرفته و گفته استعفایش را تکذیب کند و بعد از آن روابط عمومی سازمان در روز تعطیل استعفایش را تکذیب کرده است.

خانواده حقانیان
حاشیههای حقانیان در سالهای اخیر مختص به خود او نبوده و انتصاب همسرش هم حاشیه ساز بود. در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، محمدرضا مخبر دزفولی، دبیر وقت شورای عالی انقلاب فرهنگی، طی حکمی «زهرا سادات علوی» را به سمت ریاست کمیسیون اجراییسازی سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش منصوب کرد.
آگهیهای تسلیتی که در صفحه اول روزنامه اطلاعات در مرداد سال ۱۳۸۹ منتشر شده، نشان میدهد «زهرا سادات علوی» همسر حقانیان است و اتفاقا برادرش حمید حقانیان که مهرماه سال ۱۴۰۲ در گذشت، هم با خواهر زهرا سادات علوی، یعنی مرضیه سادات علوی ازدواج کرده بوده است.

سمت نامعلوم
دیماه سال ۱۴۰۲ مشخص شد جوانی به نام محسن سراوانی که انتشار تصویری از او کنار حقانیان خبرساز شده بود، به اتهام جاسوسی اعدام شده است.
بعد از دیماه، جزئیات چندانی از آن پرونده اعلام نشد. سمت حقانیان هم در تشکیلات بیت به طور رسمی هرگز اعلام نشده است. در پیامها و خاطرات جسته و گریخته، از او با عنوان معاون اجرایی بیت خامنهای یاد میشود.
حقانیان مهرماه سال ۱۳۹۶ در مراسم تشییع جنازه محسن حججی حضور داشت. صدا و سیما در آن زمان حقانیان را «از مدیران اجرایی دفتر خامنهای» معرفی کرد.
حقانیان آبان ۱۳۹۸ در سالروز تسخیر سفارت ایالات متحده در تهران از سوی وزارت خزانه داری این کشور، همراه ۸ نفر دیگر تحریم شد.
اگرچه سمت او به طور رسمی اعلام نشده، رد پایش در سرکوب و بزنگاههای سیاسی از دهه ۶۰ که در گشتهای ثارالله مخالفان را بازداشت میکرد تا حصر مهدی کروبی و سرکوبهای سال ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ قابل مشاهده است.
او همچنین متهم است به عنوان فرمانده گشت ثارالله سپاه پاسداران (۱۳۶۶-۱۳۶۴) از عاملان آزار، بازداشت و شکنجه زنانی بوده است که حجاب اجباری را رعایت نمیکردند.
پرونده حقانیان که تا همین چند سال قبل، کسی صدایش را هم نشنیده بود، درست مثل کنفرانس خبری روز شنبه او که در تاریکی برگزار شد، مبهم است. رسانهها تازه روز شنبه متوجه شدند او متولد سال ۱۳۴۰ است، نه ۱۳۴۲.
باید دید آیا ورودش به این انتخابات، با نظر خامنهای بوده و قرار است نقش علیاکبر ولایتی در انتخابات سال ۱۴۰۰ را برای سال ۱۴۰۳ بازی کند، یا برق سالن آن طور که برای خودش هم سوال ایجاد شده بود، عمدی قطع شده است و ثبتنامش سر خود بوده است.

افغانستاناینترنشنال با تایید خبر روزنامه جمهوری اسلامی، گزارش داد که آذر سال گذشته یکی از دیپلماتهای دولت طالبان، عکاسی ایرانی را به داخل سرکنسولگری افغانستان در مشهد کشانده و «او را شکنجه کرده» است.
جمهوری اسلامی روز شنبه ۱۲ خرداد در مطلبی با عنوان «گردنکشی طالبان در خاک ایران» از تغییراتی در ساختار سرکنسولگری افغانستان در مشهد خبر داد و نوشت: «هیاتی با در دست داشتن نامه سرپرست وزارت امور خارجه طالبان، نسبت به تحویلگیری کنسولگری از سرکنسول کنونی اقدام کردند که با مقاومت او مواجه شدند.»
این روزنامه اقدام طالبان را «ناشایست» خواند و نوشت: «طبق اصول دیپلماتیک، انتصاب و استقرار روسای پستهای کنسولی باید با موافقت کشور پذیرنده انجام شود.»
بر اساس این مطلب، گروه طالبان چندی قبل سه دیپلمات را با موافقت وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی به سرکنسولگری افغانستان در مشهد فرستاد که یکی از این دیپلماتها فردی به نام محمداسماعیل سلیم بود که عکاسی ایرانی را به داخل سرکنسولگری افغانستان در مشهد کشاند و شکنجه کرد.
این دیپلمات مشهور به «دکتر سلیم» با شکایت عکاس، از ایران اخراج و فردی دیگر از جانب طالبان جایگزین او شد.
منابعی آگاه از مشهد در گفتوگو با افغانستاناینترنشنال تایید کردند این رویداد روز ۲۵ آذر ۱۴۰۲ اتفاق افتاده است.
به گفته این منابع، جمهوری اسلامی سلیم را به دلیل ضربوجرح شهروند ایران بهعنوان «عنصر نامطلوب» شناسایی و از ایران اخراج کرد.
این دیپلمات، دبیر اول سرکنسولگری افغانستان در مشهد بود.
فعالیت شبکه حقانی در مشهد تحت پوشش دیپلماتیک
روزنامه جمهوری اسلامی در مطلب خود، سلیم را از اعضای «شبکه حقانی» طالبان معرفی کرد.
جلالالدین حقانی، از فرماندهان ارشد جهادی، بنیانگذار و رهبر سابق شبکه حقانی بود.
این شبکه در سال ۲۰۰۱ پایهگذاری شد و طی دو دهه اخیر همراه با طالبان، مسئولیت حملات مرگبار انتحاری بسیاری را در ولایتهای مختلف افغانستان بهویژه در کابل بر عهده داشت.
در جریان این حملات، هزاران غیرنظامی در افغانستان کشته، زخمی و دچار معلولیت شدند.
جمهوری اسلامی با اشاره به «مشی تروریستی ساختار نظامی طالبان و شبکه حقانی»، نوشت سرکنسول جدید افغانستان در مشهد به شبکه حقانی مرتبط است و برای همین، انتصاب او «نشان از اهداف شوم طالبان دارد».
به گفته این رسانه، دیپلماتهای کنونی طالبان در سرکنسولگری مشهد، سابقه «ضرب و جرح اتباع ایرانی، جاسوسی و تحریک مذهبی برای سربازگیری» داشتهاند.
در بخشی از این مطلب آمده است همین سه دیپلمات طالبان چند ماه پیش با استفاده از پوشش و خودروی دیپلماتیک در فرودگاه مشهد اقدام به ربودن «قاری عیسی محمدی» از اعضای سرشناس اپوزیسیون حکومت طالبان کردند.
عیسی محمدی از مشهد عازم آلمان بود که به او اعلام شد ممنوعالخروج است و از پرواز جا ماند. این سه دیپلمات سعی کردند در محوطه فرودگاه مشهد، محمدی را به زور سوار یک ماشین پلاک دیپلماتیک کنند.
روزنامه جمهوری اسلامی یادآور شد: «اگر طرفداران جبهه مقاومت ملی افغانستان در فرودگاه مشهد به موقع نرسیده و با طالبان درگیر نمیشدند، قاری عیسی محمدی به سرنوشت جمال قاشقچی، خبرنگار عربستانی دچار میشد.»
بهمن سال گذشته، محمدی گفته بود نمایندگانی از سوی سراجالدین حقانی، رهبر شبکه حقانی و وزیر داخله طالبان، «با دسیسه میخواستند مرا از ایران بربایند».
این روزنامه، سکوت دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی را در قبال «جسارتهای گروه طالبان» قابل تامل خواند و از برخورد نکردن با گردنکشیهای طالبان در خاک ایران در پوشش دیپلماتیک، انتقاد کرد.
بخشی دیگر از این مطلب، راهاندازی سفارت طالبان در تهران را «امتیازی سیاسی» به طالبان دانست بدون آنکه در مقابل، ضمانتی برای پرداخت حقابه ایران از رودخانه هیرمند و حتی رودخانه هریرود گرفته شود.
از زمان روی کار آمدن دوباره طالبان در افغانستان، کشورهای همسایه از جمله ایران بارها با نیروهای طالبان درگیری مرزی داشتهاند اما تنشهای مرزی سال گذشته میان ایران و افغانستان با افزایش درگیریهای لفظی بر سر حقابه ایران از رودخانه هیرمند همراه شده بود.
جمهوری اسلامی تاکید کرد طالبان با خریدن زمان به دنبال تکمیل سازههای آبی در رودخانههای مشترک است تا یک قطره آب به ایران نرسد و امنیت آبی و غذایی شرق ایران را به مخاطره بیندازد.
این روزنامه انحراف بخش مهمی از هیرمند را به شورهزار گودزره در افغانستان، در راستای «گسترش کشت مواد مخدر و پراکنش پشتونها در امتداد مرز ایران» توصیف کرد.
مرداد سال گذشته نیز محسن روحیصفت، دیپلمات سابق ایران در افغانستان گفته بود طالبان حقابه هیرمند را به مزارع کشت مواد مخدر سرازیر کرده است.
جمهوری اسلامی در خاتمه با انتقاد از مماشات جمهوری اسلامی، از این رفتارها با عنوان «معاشقه سیاسی با طالبان» در راستای «تضییع منافع ملی ایران» یاد کرد.

شهردار تهران روز شنبه ۱۲ خرداد با حضور در ستاد انتخابات کشور، برای نامزدی در «انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳» ثبتنام کرد.
علیرضا زاکانی در سال ۱۴۰۰ نیز نامزد انتخابات بود که در نهایت به نفع ابراهیم رئیسی کنار رفت.
او که به دلیل نوع رفتار و کردارش به «تانک اصولگرایان» معروف است، پس از کشته شدن ابراهیم رئیسی گفت که او خود را «خادم و نوکر مردم» میدانست و خستگی را خسته میکرد: «او بهواسطه عشق به مردم و برای خدمت به مردم، دائم در بطن جامعه بود و خستگی را خسته میکرد.»
زاکانی معتقد است «صلابت فعلی ایران» در هیچ کجای جهان «وجود ندارد».
مدیریت او در شهرداری تهران پرحاشیه بوده و پروژه مسجدسازی در پارک شهرداری، صدای اعتراض بسیاری از شهروندان را درآورده است.
او هنگام ثبتنام به عنوان کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری زودهنگام ۱۴۰۳ به این سوال پاسخ نداد که آیا تا انتها در رقابتها میماند یا «نامزد پوششی» است؟
سومین روز ثبتنام کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری از ساعت هشت صبح روز شنبه آغاز شد. ثبتنام نامزدها تا دو روز دیگر ادامه دارد.
وحید حقانیان، شخصی که از گذشته او را به عنوان یکی از افراد موثر دفتر علی خامنهای میشناختند، روز شنبه برای انتخابات ثبتنام کرد.
در زمان برگزاری کنفرانس مطبوعاتی او، برق سالن چند بار قطع شد؛ کنفرانسی که در آن چند بار تاکید شد که او «با تصمیم شخصی» داوطلب شده است.
حقانیان ابراز امیدواری کرد که قطع مکرر برق سالن عامدانه نبوده باشد.
دیروز، جمعه ۱۱ خرداد، علی لاریجانی و عبدالناصر همتی، با حضور در ستاد انتخابات کشور، برای کاندیداتوری در چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کردند.
تا بعدازظهر جمعه علاوه بر لاریجانی و همتی، محمد خوشچهره و محمود احمدی بیغش، دو نماینده سابق مجلس نیز برای کاندیداتوری انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کردند.
روز پنجشنبه و در نخستین روز از روند ثبتنام نامزدها، سعید جلیلی، مصطفی کواکبیان، عباس مقتدایی، محمدرضا صباغیان و قدرتعلی حشمتیان برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری اعلام آمادگی کردند.
انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری به دلیل مرگ ابراهیم رئیسی، قرار است هشتم تیر امسال برگزار شود.
رئیسی و شماری از همراهانش از جمله حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه، روز ۳۰ اردیبهشت در سانحه سقوط بالگرد در جنگلهای استان آذربایجان شرقی کشته شدند.
طی دو هفته اخیر و پس از مرگ رییس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی، شماری از رسانهها در ایران به گمانهزنی درباره نامزدهای احتمالی انتخابات ریاستجمهوری پرداختند.

با آغاز ثبتنام نامزدهای انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری، دهها شهروند در پیامهایی به ایراناینترنشنال، این رویداد را «فرمایشی و بیاهمیت» خواندند. این مخاطبان با یادآوری ضربالمثل «سگ زرد برادر شغال است»، گفتند در نهایت «نام مترسک مورد نظر علی خامنهای» از صندوقها بیرون میآید.
پس از سقوط بالگرد حامل ابراهیم رئیسی و مرگ او و همراهانش، جمهوری اسلامی باید حدود یک سال زودتر از موعد مقرر، جانشینی برای رییس دولت انتخاب کند.
ثبتنام نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری از روز پنجشنبه دهم خرداد آغاز شد و تا بعدازظهر شنبه ۱۲ خرداد، چهرههایی مانند علیرضا زاکانی، وحید حقانیان، عبدالناصر همتی، علی لاریجانی، سعید جلیلی و افرادی دیگر، در آن داوطلب شدند.
ایراناینترنشنال از مخاطبان خود پرسید که آیا انتخابات ریاستجمهوری برایشان مهم است؟
دهها شهروند با ارسال پیامهایی به این پرسش پاسخ دادند که خلاصه تمامی آنها «نه» است.
شمار زیادی از مخاطبان تاکید کردند که «در ایران تحت حکومتِ زورگوی جمهوری اسلامی، جمهوریتی وجود ندارد که حالا مردم بخواهند رییس آن را انتخاب کنند».
بسیاری دیگر، رییسجمهوری را «عروسک خیمهشب بازی» علی خامنهای و فرزندش مجتبی خامنهای دانستند.
یکی از شهروندان در پیام خود گفت: «هر نوع انتخاباتی در ایران، گزینشی است؛ چون حکومت دیکتاتوری بر سر کار است و پیش از رایگیری، دست به چینش مهرههای مطلوب خود میزند.»
شهروندی دیگر در همین زمینه گفت: «در حکومتهای دیکتاتوری اگر انتخابات چیزی را عوض میکرد، به مردم اجازه شرکت در آن نمیدادند. انتخابات را برای مشروعیت بخشیدن به وجهه خودشان برگزار میکنند.»
انتخاباتی نمایشی و فرمایشی
پیامهای بسیاری بر نمایشی و فرمایشی بودن انتخابات در ایران تاکید داشته است.
در دو هفته اخیر تحلیلهای متعددی درباره انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری منتشر شد که در آنها کارشناسان معتقد بودند در نهایت خامنهای همچون گذشته همه نامزدهای معتدل و اصلاحطلب را حذف میکند.
به گفته این کارشناسان، انتخابات پیشِ رو نه تنها سرنوشت دولت بعد بلکه حتی آینده کلیت نظام جمهوری اسلامی را تحت تاثیر قرار میدهد و «نحوه عبور از این گردنه خطرناک»، میتواند میزان بقا و ماندگاری این حکومت ۴۶ ساله را مشخص کند.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیام خود با تاکید بر اینکه هیچوقت انتخابات برای او مهم نبوده و نیست، گفت: «شاید خامنهای به افرادی چراغ سبز نشان دهد تا در محدوده خطوط قرمز مشخص او، در رقابتهای انتخاباتی انتقادهایی هم به حکومت بکنند و مشارکت را بالا ببرند اما در نهایت، رییسجمهوری، گماشته رهبری خواهد بود.»
به گفته یک شهروند، انتخابات ریاستجمهوری درست مثل انتخابات مجلس شورای اسلامی کوچکترین اهمیتی برای ایرانیان ندارد چون میدانند فرد مورد نظر را قبلا علی خامنهای و مجتبی خامنهای برگزیدهاند و در نهایت، حکومتی که مشروعیت نداشته باشد انتخاباتش هم فرمایشی و بیاهمیت است.
این شهروند یادآوری کرد: «در کشوری که کودک کار و زبالهگردهای بیشمار و بیخانمانهای متعدد دارد و بیشتر از ۷۰ درصد مردمش دغدغه نان شب دارند، رییسجمهوری که مترسک رهبری است چه کاری میتواند انجام دهد؟»
مخاطبی دیگر در پیامی مشابه، گفت: «۴۶ سال ریاستجمهوری برگزار کردند، به چه دردی خورد؟ جز بدبختی، تورم، گرانی و مصیبت، چه دستاورد دیگری برای مردم داشت؟»
شهروندی هم با اشاره به اینکه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا اهمیتش برای زندگی مردم بیشتر از انتخابات ایران است، گفت: «هر کسی رییس دولت شود اثری بر قیمتها و کرایه خانه میگذارد.»
او تاکید کرد: «واقعا برای مردم مهم نیست عاقبت سیرکی که خامنهای درست کرده چه میشود و از این جعبه چه کسی بیرون خواهد آمد.»
در چند سال اخیر گزارشهای متعددی درباره افزایش چشمگیر هزینههای زندگی و بزرگ شدن طبقه فقیر در جامعه منتشر شده است.
روزنامه اعتماد اوایل اردیبهشت امسال در گزارشی از افزایش ۱۰ درصدی نرخ فقر در دو سال و اضافه شدن حدود هشت میلیون نفر به تعداد فقرا در کشور خبر داد.
گزارشی دیگر تاکید کرد تقریبا از هر سه ایرانی یک نفر زیر خط فقر قرار دارد.
با اشاره به این موارد و گستردهتر شدن بحران در ایران، یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال گفت انتخابات برایش اهمیتی ندارد چون تغییری در روال کشور ایجاد نمیکند.
او اضافه کرد: «تا وقتی که قدرت دست بالایی باشد، انتخابات یک رویداد سمبولیک و نمایشی است. از [محمد] خاتمی تا [محمود] احمدینژاد و [حسن] روحانی و [ابراهیم] رئیسی، همه فقط میتوانستند اوامر خامنهای را اجرا کنند.»
چند تن دیگر از شهروندان نیز به پشتوانه رای مردمی خاتمی و سخنان منتسب به او بعد از پایان دوره هشت سالهاش اشاره کردند مبنی بر اینکه گفت: «من یک تدارکاتچی بودم.»
شهروندی گفت: «خاتمی که سهل است، [دونالد] ترامپ و [باراک] اوباما هم بخواهند در ایران به ریاستجمهوری برسند، در نهایت باید بله قربانگوی خامنهای و تحت اوامرش باشند.»
یکی دیگر از شهروندان با اشاره به اینکه رییسجمهوری در ایران پیش و پس از انتخابات زیر سلطه خامنهای است، گفت: «رییسجمهوری در سیاست ایران مانند مترسکی است که بود و نبودش فرقی به حال کشور نمیکند.»
مخاطبی، رایگیری را «رویدادی فرمالیته» خواند و یک مخاطب دیگر «ضریب اهمیت تکتک نامزدها» را برای ایرانیان «صفر» خواند.
شهروندی با اشاره به نامزدهای دورههای پیشین انتخابات و افرادی که تاکنون برای دوره جدید ثبتنام کردهاند، گفت: «به چه کسی رای بدهیم؟ به یک مشت قاتل و اوباش؟»
برخی شهروندان نیز با زبانی طنزآمیز از شبیه هم بودن نامزدها گفتند.
در یکی از این پیامها آمده است: «از بین یک سبد خیار که جلویت گذاشتهاند میگویند موز را انتخاب کن!»
پیامهای شماری دیگر از شهروندان به تاثیر سرکوب اعتراضات اخیر در جنبش «زن، زندگی، آزادی» و پیش از آن در آبان خونین سال ۹۸ در نگاه مردم به حاکمیت پرداخت.
شهروندی با اشاره به آخرین امیدهایش برای تغییر، گفت که پس از سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱، همه این امیدها در او مُرد و تمام شد.
مخاطبی دیگر به دورههایی با مشارکت گسترده اشاره کرد و گفت: «مردم بارها به امید تغییر رای دادند چون به جمهوری باور داشتند اما حاکمان ما لیاقت نداشتند.»
به گفته یکی دیگر از شهروندان، همانقدر که جان ایرانیان در اعتراضات آبان ۹۸ و جنبش مهسا برای رییسجمهورهای وقت و ارکان حکومت مهم بود، انتخابات هم برای ایرانیها اهمیت دارد.
در جریان خیزش و اعتراضاتی که پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی شکل گرفت، دستکم ۵۰۰ شهروند شامل دهها کودک و نوجوان به دست نیروهای حکومتی کشته شدند.
در جریان این اعتراضات هزاران شهروند احضار، بازداشت و دادگاهی شدند.
پیش از آن و در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۹۸، گزارشهایی از کشتار دستکم هزار و ۵۰۰ شهروند منتشر شد.
شهروندی با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال، انتخابات ریاستجمهوری را در ایران از ابتدا تاکنون «نمایشی ساختگی و دروغین» خواند و گفت: «حکومتی که برای جان شهروندان، ارزشهای انسانی و حقوق ابتدایی ما ارزشی قائل نبوده، به انتخاب و نظرمان اهمیتی میدهد؟»
برخی دیگر از شهروندان نیز با یادآوری میزان مشارکت اندک در انتخابات دوره دوازدهم مجلس شورای اسلامی، انتخابات پیشِ رو را «تیر خلاص به توهم مشروعیت جمهوری اسلامی» خواندند.
دور نخست انتخابات مجلس روز ۱۱ اسفند سال گذشته برگزار شد. خبرگزاریهای وابسته به حکومت از مشارکت حدودا ۴۰ درصدی در این رقابتها خبر دادند.
خلوتی چشمگیر حوزههای رایگیری حکایت از آن داشت که میزان واقعی مشارکت در انتخابات، احتمالا بهمراتب کمتر از ارقام اعلام شده از سوی مقامها و رسانههای رسمی جمهوری اسلامی بوده است.
برخی نظرسنجیهای پیش از انتخابات، حداکثر مشارکت در انتخابات را بین ۲۵ تا ۳۹ درصد تخمین زده بودند.
در دور دوم این انتخابات در اواخر اردیبهشت، میانگین مشارکت در هفت شهر بزرگ ایران تا ۱۲ درصد بود.
مخاطبی با اشاره به این مشارکت اندک به ایراناینترنشنال گفت: «انتخابات جمهوری اسلامی به ما ربطی ندارد چون اینها عدهای بیگانهاند.»
مخاطبی دیگر تاکید کرد برای مردم ایران نه این انتخابات که حتی خود جمهوری اسلامی هم دیگر مهم نیست.
او گفت: «ثانیهشمار پایان جمهوری اسلامی مثل بمبی از زمان جنبش مهسا روشن شده و باید منتظر صفر شدنش باشیم.»






