چرا زنان ترجیح میدهند در جنگل با یک خرس تنها باشند نه با یک مرد؟
اخیرا پرسشی با این مضمون در رسانههای اجتماعی جهان داغ شده که ترجیح میدهید در جنگل با یک خرس تنها باشید یا با یک مرد؟ اکثر زنانی که به این سوال پاسخ دادهاند، گزینه اول را انتخاب کردهاند. موضوعی که بار دیگر نشان داد ترس از برخورد با برخی مردان، جزیی از زندگی روزمره زنان است.
وبسایت کانورسیشن در گزارشی نوشت پاسخ زنان به این پرسش بسیاری از مردان را متعجب و شوکه کرده است.
واقعیت این است که پاسخ زنان به چنین سوالی، ریشه در تجربیات و ترسهای واقعی آنها از خشونت مردان دارد.
واکنشها نشان میدهند برخی مردان، تجربیات زنان را درک نمیکنند.
ترجیح زنان در رویارویی با یک خرس به جای یک مرد، ریشه در میزان خشونت مردانه علیه زنان دارد و بر یک عمر آموختن ترس و پیشبینی این خشونت استوار است.
این امر به ویژه در مورد خشونت جنسی صادق است؛ موردی که در برخورد با خرس مصداق ندارد.
بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، یک زن از هر سه زن یعنی حدود ۷۳۶ میلیون نفر از جمعیت جهان در طول زندگی خود خشونت جسمی یا جنسی را از سوی شریک زندگی یا مردان دیگر تجربه کرده است.
این آمار در یک دهه گذشته تقریبا بدون تغییر باقی مانده است.
در مقابل، حملات خرسها بسیار کمتر بوده است چرا که این حیوانات به ندرت انسانها را هدف قرار میدهند.
طی ۱۵ سال اخیر در سراسر جهان تنها ۶۶۴ مورد حمله از سوی خرس گزارش شده است.
این آمار سعی در تعمیم دادن این موضوع به تمام مردان ندارد. زنان میدانند که همه مردان خطرناک نیستند اما برخی از آنان خشن هستند و رفتار مناسبی با زنان ندارند.
مساله اینجاست که زنان نمیدانند از کدام مرد باید بترسند و بنابراین باید همیشه مراقب آزار و اذیت احتمالی از سوی مردان باشند.
به این ترتیب ترس زنان از برخورد با برخی مردان، جزء زندگی روزمره آنان محسوب میشود.
آمارها حاکی از آن است که معمولا زنان، قربانی خشونت جنسی و مردان، مرتکب خشونت از جمله علیه سایر مردان میشوند.
تعداد مردانی که به زنان آسیب رسانده یا میتوانند به آنها صدمه بزنند به اندازهای هست که راه تشخیص این دسته از مردان را از دیگر مردها، برای زنان دشوار کند.
در بسیاری از موارد، خشونتها از سوی مردانی رخ میدهند که زنان آنها را میشناسند اما همچنان خطر از جانب مردان ناشناس نیز وجود دارد.
تحقیقات نشان میدهند زنان به همین دلیل مجبورند رفتار خود را تغییر دهند و در انتخاب مسیر، لباس و موارد دیگر محتاط باشند تا مورد آزار و اذیت مردان قرار نگیرند.
محققانی مانند فیونا ورا-گری این امر را «تلاش برای ایمنی» مینامند.
این نگاه زنان به مردان تنها از اعمال خشونت فیزیکی سرچشمه نمیگیرد. اعمال و رفتارهای غیرخشونتآمیز مردان نیز میتواند به زنان آسیب برساند. برای مثال تبعیض جنسیتی، زنستیزی، شوخیهای توهینآمیز، رفتارهای آزاردهنده و ... همگی از این دست هستند و متاسفانه اغلب مردان، خواسته یا ناخواسته در این امور دخیلاند. در حالی که خرسها چنین کارهایی انجام نمیدهند!
اِما پیتمن، برای توصیف این پدیده آن را به «هرم انسانی» تشبیه کرده است.
این نویسنده انگلیسی معتقد است در قاعده این هرم، مردانی قرار دارند که در برابر اعمال زنستیزانه و بدرفتاریها سکوت میکنند. در طبقات بالاتر، مردانی هستند که خود در چنین اعمالی، از شوخیهای توهینآمیز گرفته تا ارتکاب خشونت علیه زنان نقش دارند.
اثر کلی این سکوت چه عمدی و چه از طریق جهل یا بیتفاوتی، عادیسازی و حمایت از اقدامات شکارچیان جنسی مرد و مرتکبان آزار خانگی است.
متجاوزان و قاتلان، کسانی که زنان را تعقیب و کنترل میکنند و آنها را مورد سوءاستفاده قرار میدهند، همه از این فرهنگ سکوت و بیتفاوتی قدرت میگیرند و به تداوم زنستیزی که واقعیت زندگی روزمره زنان است دامن میزنند اما در هیچ نقطهای از این زنجیره، خرسها دیده نمیشوند!
مردان در حالت دفاعی
بسیاری از مردان وقتی بحث خشونت علیه زنان پیش میآید شگفتزده میشوند. پاسخ آنها به چنین بحثی معمولا یک عبارت است: «نه همه مردان ...»
هنگامی که زنان در رسانههای اجتماعی خشم و ناراحتی خود را پس از قتل سارا اورارد به دست یک افسر پلیس در سال ۲۰۲۱ ابراز کردند، هشتگ «نه همه مردان» در فضای مجازی ترند شد.
ترس و نگرانی زنان یک واقعیت است و نباید نادیده گرفته شود.
زنان به دلیل تجربیاتشان از رفتارهای برخی مردان، مجبورند در زندگی روزمره محدودیتهایی را تحمل کنند که مردها با آنها بیگانه هستند.
مردان میتوانند تا دیروقت، به تنهایی، بدون رعایت نکات ایمنی یا بدون اینکه با شنیدن صدای پایی از پشت سر، قلبشان تندتر بزند، در مسیر دلخواه قدم بزنند اما زنان مضطربند که مبادا از جانب مردان در معرض خشونت جنسی و غیرجنسی قرار بگیرند.
شاید همه مردان خطرناک نباشند اما تجربه زنان چیز دیگری میگوید. گفتوگوها در این باره فرصتی ایجاد میکند تا مردان ترسهای واقعی زنان را درک کنند و بخشی از راهحل باشند نه مشکل.
ولادیمیر پوتین، هفتم می سال ۲۰۰۰، با این وعده که از روسیه محافظت خواهدکرد و آن را کشوری آزاد، مرفه، قدرتمند و متمدن خواهدساخت، برای نخستین بار به عنوان رییسجمهوری روسیه معرفی شد. امروز، ۲۴ سال بعد، آیا وعدههای پوتین به شهروندان روسیه عملی شده است؟
پوتین اکنون پنجمین دوره ریاست جمهوری خود را آغاز میکند. او در سال ۲۰۲۱ قانون اساسی را تغییر داد تا بتواند دو دوره دیگر برای ریاستجمهوری نامزد شود و احتمالا تا سال ۲۰۳۶ در قدرت باقی خواهد ماند.
تایمز لندن نوشت او در انتخابات اخیر مارس سال جاری که هنجارهای دموکراتیک را زیر پا گذاشت، با ۸۷/۸ درصد آرا، بالاترین نتیجه در تاریخ روسیه پس از فروپاشی شوروی، بار دیگر سمت ریاستجمهوری را از آن خود کرد.
میراث رییسجمهوری روسیه را نه بر اساس عظمت دستاوردهایش بلکه با میزان آسیبی که به دیگران وارد کردهاست میتوان سنجید. تحت رهبری پوتین، روسیه به کشوری منفور در جهان تبدیل شده که رو به اتحاد با چین، نمونه دیگری از سرکوب دولتی آوردهاست. رویای دموکراسی در این کشور با خاک یکسان شده و نسل جوان آن تحت فشار خدمت در ارتش بیرحم و ضعیف روسیه قرار گرفتهاند.
مخالفان سرسخت پوتین همچون الکسی ناوالنی در شرایط مشکوکی از میان رفتهاند. نامزدهای احتمالی انتخابات که با جنگ اوکراین مخالف بودند، رد صلاحیت شدند. هیچ یک از نامزدهای باقیمانده نیز جرات انتقاد از پوتین را نداشتند.
نشریه انگلیسی تلگراف در وصف شخصیت او نوشت یکی از نمونههای چشمگیر رفتار خشن و غیرانسانی پوتین، ماجرای شکار او به همراه سیلویو برلوسکونی، نخستوزیر فقید ایتالیا در سال ۲۰۱۳ در حومه روسیه است که فابریزیو سیچیتو، سناتور سابق و یکی از اعضای حزب راست میانه فورتزا ایتالیا به رهبری برلوسکونی آن را بازگو کرده است.
به گفته سیچیتو در آن سفر، پوتین پس از شلیک به دو آهو، با چاقوی شکاری سینه یکی از آنها را شکافت و قلبش را بیرون آورد. سپس آن تکه گوشت خونآلود را به برلوسکونی تقدیم کرد و گفت: «این یک غذای استثنایی خواهدبود!»
این حرکت، حال برلوسکونی را که هیچ علاقهای به شکار نداشت، به هم ریخت به طوری که مجبور شد پشت یک درخت برود و استفراغ کند. با این حال، برلوسکونی اغلب به رابطه نزدیک خود با پوتین که حدود دو دهه ادامه داشت، میبالید.
عذرخواهی برلوسکونی از رژیم پوتین پس از تهاجم گسترده روسیه به اوکراین، به طور فزایندهای بحثبرانگیز شد. در سال ۲۰۲۲، این میلیاردر ایتالیایی به خود میبالید که برای تولد ۸۶ سالگی خود، ۲۰ بطری ودکای روسی و نامهای «بسیار شیرین» از پوتین دریافت کردهاست. این اظهارات خشم اوکراین را برانگیخت و دیپلماتهای اوکراینی در ایتالیا گفتند: «۲۰ بطری ودکای رایگان دلیل کافی برای احیای مجدد روابط با یک جنایتکار و یک قاتل نیست.»
برلوسکونی مدعی شد که حمله روسیه صرفا برای استقرار «افراد شایسته» در کیاف بودهاست. او در یک برنامه تلویزیونی ایتالیایی گفت: «قرار بود نیروهای روسی وارد شوند، در عرض یک هفته به کیاف برسند، دولت زلنسکی را با افراد شایسته جایگزین کنند و بعد بازگردند. در عمل، آنها با سطح غیرمنتظرهای از مقاومت مواجه شدند که با ارسال انواع تسلیحات از غرب تغذیه شد.»
پوتین که یکی از محافظهکارترین رهبران جهان است، به جای پیشرفت در مسیر دموکراسی، سیری معکوس را طی کرده و کشور را به سوی اقتدارگرایی هر چه بیشتر سوق داده است. میراث او برای روسیه، آسیبهای فزاینده به جامعه و تصویر بینالمللی این کشور است.
در جریان ماجراجوییهای خارجی ویرانههای گروزنی تا حلب که زیر بمباران روسیه ویران شدند و میلیونها غیرنظامی اوکراینی که یا در داخل کشور آواره شدهاند یا مجبور به ترک وطنشان شدهاند چهره واقعی خود را آشکار کرد.
تراژدیهای داخلی مانند فاجعه زیردریایی کورسک و محاصره تئاتر مسکو نیز گواه بیتفاوتی او نسبت به جان شهروندان روسی است.
غرب برای مدتی طولانی چشم خود را بر تهدیدات پوتین بسته بود. اما تهاجم گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، باعث شد آنها سرانجام به هشدارهای افرادی همچون گری کاسپاروف، استاد بزرگ شطرنج تبعیدی گوش فرا دهند که سالها پیش نسبت به افزایش اقتدارگرایی، انزوای بیشتر و خطرناکتر شدن پوتین برای کشورهای همسایه هشدار میدادند.
پوتین در پی احیای عظمت گذشته روسیه و دوران اتحاد جماهیر شوروی است. او در سال ۲۰۰۵ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را «بزرگترین فاجعه ژئوپلیتیک قرن بیستم» توصیف کرد. جاهطلبیهای توسعهطلبانه او اشتیاق برای احیای روسیه بزرگ را آشکار میکند؛اشتیاقی که او آن را با عباراتی منحصربهفرد و تقریبا عرفانی در ذهن میپروراند.
تایمز در ادامه افزود او در تعقیب این چشمانداز، نه از نبوغ فرهنگی روسیه بلکه از سنت تاریک خودکامگی و زور بهره بردهاست و سیاست خارجی او از رویکردی مشابه فرمان معروف ولادیمیر لنین پیروی میکند: «با سرنیزه حکومت کنید. اگر با مقاومت روبهرو نشدید، به اعمال فشار ادامه میدهید، اگر به فولاد برخوردید، کنار میکشید.»
در اوکراین، سرنیزه پوتین سرانجام با فولاد روبهرو شده و اکنون غرب باید هر کاری که میتواند برای تقویت مقاومت انجام دهد.
اگر اهل شبکههای اجتماعی باشید حتما دیدهاید که به تازگی ادعاهایی درباره نیاز بیشتر زنان به خواب در مقایسه با مردان یکی از بحثهای داغ است.
برخی از این ادعاها حتی میزان خواب مورد نیاز زنان را ۹ تا ۱۰ ساعت در شب عنوان کردهاند. این ادعاها توجه زیادی را در میان کاربران به خود جلب کرده است.
ربکا لی، تهیه کننده پادکست سلامتی از جمله کسانی است که این ادعا را رد میکند و معتقد است: «تمام مطالعاتی انجام شده در مورد ساعات خواب فقط بر روی مردان صورت گرفتهاست.» به گفته او اگر این مطالعه روی زنان هم انجام شود نشان خواهد داد که میزان مطلوب خواب برای زنان نه تا ۱۰ ساعت است، نه هفت تا هشت ساعتی که مردان به آن نیاز دارند».
کاربران تیکتاک که یکی از پرطرفداران رسانههای اجتماعی است درباره این موضوع بحثهای فراورانی کردهاند. یکی دیگر از کاربران تیکتاک در یک پست ویدیویی گفت: «ما دختران باید حداقل نه تا ۱۰ ساعت در شب بخوابیم». این ویدیو بیش از هشت هزار نظر دریافت کرده که بسیاری از آنها را زنان نوشتهاند و عبارات مشابهی مانند «جای تعجب نیست که همیشه خسته هستم» را متذکر شدهاند.
به نظر میرسد این ایده پس از انتشار یک ویدیو توسط پاتریک فلین در ژانویه گذشته مورد توجه قرار گرفتهاست. در آن ویدیو، فلین که یک متخصص کایروپراکتیک است، ادعا کرد زنان به میزان چشمگیری بیشتر از مردان به خواب نیاز دارند، چیزی بین هشت تا ۱۰ ساعت در شب.
با این حال، فلین بعدا اعتراف کرد که گفتههای او بر پایه دادههای علمی نبودهاست. در واقع، هیچ مطالعهای وجود ندارد که نشان دهد زنان به ۱۰ ساعت خواب در شبانهروز نیاز دارند.
سارا نواکوفسکی، دانشیار دانشکده پزشکی بیلور، گفت تحقیقات از این ایده حمایت میکنند که زنان کمی بیشتر از مردان به خواب نیاز دارند، هرچند این تفاوت نزدیک به ۱۰ تا ۱۵ دقیقه است. یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۳ از بزرگسالان آمریکایی نشان داد که به طور میانگین، زنان گزارش کردهاند تمایل دارند روزانه ۱۱ دقیقه بیشتر از مردان در رختخواب میمانند.
البته، نیاز به خواب بین افراد به دلایل مختلفی از جمله ژنتیک و سن متفاوت است. سیدیسی (CDC)، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها آمریکا توصیه میکند که بهتر است بزرگسالان هفت ساعت یا بیشتر در طول شب بخوابند.
نواکوفسکی گفت اکثریت افراد، صرفنظر از جنسیت، بین هفت تا نه ساعت به خواب نیاز دارند. به گفته او، ۱۰ ساعت خواب در شب ممکن است برای افرادی مناسب باشد که بیمار هستند، دارو مصرف میکنند یا از اختلالات خواب رنج میبرند.
علت دقیق اینکه چرا زنان ظاهرا کمی بیشتر از مردان به خواب نیاز دارند، یک معمای پیچیده است و همانند بسیاری از حوزههای پزشکی، نیازمند تحقیقات بیشتر متمرکز بر زنان است.
تفاوتهای بیولوژیکی میان دو جنس، بهویژه نوسانات هورمونی در قاعدگی، بارداری و یائسگی، میتواند دلیل خوبی برای توضیح این تفاوت باشد. همچنین میزان گزارش بیخوابی، افسردگی، اضطراب و درد مزمن در زنان بیشتر از مردان است که ممکن است با کیفیت خواب ضعیف مرتبط باشد.
جنسیت همچنان بر عادات خواب تاثیرگذار است. زنان هنوز به احتمال زیاد مسئولیتهای مراقبتی و سایر کارهای بدون مزد را بر عهده میگیرند. نواکوفسکی در این خصوص گفت: «اگر در طول روز خود را خسته کرده باشید، نیاز بیولوژیکی بیشتری به خواب خواهید داشت».
همان نظرسنجی که نشان داد زنان تمایل دارند کمی طولانیتر از مردان بخوابند، اشاره کرد بیشترین تفاوتها در زمان خواب مربوط به زنانی بود که بچه داشتند یا با کودکان زندگی میکردند. این گروه از زنان گزارش دادند حدود ۳۰ دقیقه بیشتر از سایرین در رختخواب میماندند.
نویسندگان این تحقیق دریافتند: «برخاستن برای مراقبت از دیگران، کاری که زنان به طور معمول انجام میدهند، خواب را بسیار مختل میکند و ممکن است کیفیت کلی خواب را کاهش دهد.»
بنابراین، زمانی که مساله تفاوتهای جنسیتی در زمان خواب مطرح میشود بهتر است بپرسیم آیا ۳۰ دقیقه خواب اضافی برای مادران که احتمالا بیشتر شبها برای مراقبت از فرزندانشان بیدار میمانند به اندازه کافی کیفیت نامطلوب خواب آنان را جبران میکند یا خیر.
طبق یافتههای مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها، یک سوم از بزرگسالان ایالاتمتحده کمتر از هفت ساعت توصیه شده در طول شب میخوابند، که آنها را در معرض خطر ابتلا به بسیاری از مشکلات سلامتی، از جمله دیابت، حمله قلبی، سکته مغزی و افسردگی قرار میدهد.
با این حال، نواکوفسکی معتقد است نیازهای فردی خواب میتواند متفاوت باشد. او گفت: «به طور کلی میدانیم که برای اکثر مردم هفت تا نه ساعت خواب کافی است، اما شما باید خودتان متوجه شوید که کجای این محدوده قرار دارید».
احساس گیجی بلافاصله پس از بیدار شدن از خواب میتواند طبیعی باشد، بنابراین بر اساس توصیه نواکوفسکی ۱۵ دقیقه پس از بیدار شدن از خواب به احساس خود توجه کنید. اگر احساس میکنید که هنوز نیاز به چرت زدن دارید یا احساس خستگی میکنید، بدون در نظر گرفتن جنسیت میتوان گفت که خواب کافی نداشتید.
صنعت قالیبافی و تولید فرش دستباف ایران که یکی از کهنترین و زیباترین هنرهای سنتی و صنایع دستی ایران است و قدمتی هزاران ساله دارد، تحت تاثیر تحریمها و اقتصاد نابهسامان کشور دچار رکود شدید شده است.
فرشهای ایرانی با نقشها و رنگهای خیرهکننده خود همواره مورد توجه علاقهمندان در سراسر جهان بودهاند.
بازار تاریخی کاشان که زمانی در مسیر اصلی کاروانها قرار داشت، مکانی برای عرضه فرشهای ابریشمی به سراسر جهان بود اما اکنون برای بافندگانی که سعی میکنند قالیهای خود را زیر طاقهای باستانی این بازار بفروشند همه چیز فرق کرده است.
به گزارش آسوشیتدپرس، این صنعت اصیل و هویتساز ایرانی در سالهای اخیر پس از فروپاشی توافق هستهای میان ایران با قدرتهای جهانی (برجام) و تنشهای رو به افزایش جمهوری اسلامی با غرب، دچار آسیبهای جدی شد.
بر اساس آمارهای رسمی گمرک جمهوری اسلامی، صادرات فرش ایران که دو دهه قبل از مرز دو میلیارد دلار گذشته بود، در سال گذشته به کمتر از ۵۰ میلیون دلار سقوط کرده است.
این ریزش شدید از مجموعه عواملی مانند تحریمها، تنشهای سیاسی با غرب و رکود شدید اقتصادی ناشی میشود که صنعت فرش را تحت تاثیر قرار دادهاند.
با کاهش تعداد گردشگران خارجی و افزایش مشکل انجام معاملات بینالمللی، فرشهای ایرانی به سختی فروش میروند.
در حال حاضر با رکود موجود در بازار فرش دستباف، برخی بافندگان با دستمزد حدود چهار دلار در روز (کمتر از ۲۵۰ هزار تومان) کار میکنند.
علی فائز، یکی از فروشندگان قدیمی فرش در بازار تاریخی کاشان به آسوشیتدپرس گفت: «آمریکاییها از بهترین مشتریان ما بودند. قالیچه یک کالای لوکس است و آنها مشتاق خریدش بودند اما متاسفانه این روابط قطع شده است.»
صنعت قالیبافی کاشان در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شده است.
بسیاری از بافندگان زنانی هستند که مهارتهای لازم برای سبک بافت ایرانی نسل به نسل در میان آنان منتقل شده است.
برای دههها، گردشگران غربی قالیهای ایرانی را خریداری میکردند اما پس از انقلاب سال ۵۷، ایالات متحده به دلیل اشغال سفارت آمریکا و ارتباط تهران با حملات شبهنظامیان، اعمال تحریمها علیه جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار داد.
یکی از دلایل اصلی رکود صنعت فرش، کاهش چشمگیر گردشگران خارجی به ویژه اروپایی و آمریکایی در ایران است.
گردشگران غربی در گذشته از مهمترین مشتریان فرشهای ایرانی بهشمار میرفتند و خریدهای خوبی از این محصول سنتی داشتند اما پس از خروج یکجانبه دولت دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ و احیای مجدد تحریمها علیه ایران، صادرات فرش نیز متوقف شد.
بر اساس گفتههای عبدالله بهرامی، رییس سندیکای ملی تولیدکنندگان فرش دستباف، ارزش صادرات فرش به آمریکا قبل از تحریمهای جدید سالانه ۸۰ میلیون دلار بود که اکنون به صفر رسیده است.
او تحریمهای ترامپ را عامل اصلی سقوط این صنعت دانست.
آن دسته از گردشگرانی که به ایران میروند با چالش سیستم مالی روبهرو هستند.
فائز در این مورد به آسوشیتدپرس گفت: «هفته پیش یک مشتری چینی داشتم. او در تلاش بود تا به نحوی پرداخت را انجام دهد زیرا عاشق فرش ایرانی بود. ما برای این کار باید به کسانی که در خارج از کشور حساب بانکی دارند و میتوانند پول انتقال دهند کمیسیون زیادی بپردازیم. به همین دلیل در بسیاری از موارد گردشگران سفارشهای خود را لغو میکنند زیرا پول نقد کافی همراهشان ندارند.»
تحریمها و جنگ اقتصادی تنها عامل رکود فرش نیست. کاهش گردشگران داخلی و خارجی، فقر گسترده و سقوط قدرت خرید مردم، تورم سرسامآور و هزینههای سنگین تولید را نیز باید به این معضل افزود.
وضعیت به حدی وخیم است که حتی قالیبافان شهیر کاشان هم دیگر سفارش چندانی دریافت نمیکنند.
در چنین شرایطی، بسیاری از کارگاههای کوچک تعطیل شده و کارگران ایرانی جای خود را به نیروهای کار مهاجر افغان با دستمزدهایی بسیار ناچیز دادهاند.
جواد آمرزش، یکی از هنرمندان پیشکسوت و نامدار کاشان با اشاره به اینکه سفارشهایش از ۱۰ فرش در سال به تنها دو سفارش رسیده است، گفت: «تورم هر ساعت بیشتر میشود و مردم به دلیل افزایش شدید قیمتها دیگر توان خرید فرش را ندارند. من در گذشته در کارگاهی بزرگ با چهار یا پنج کارگر کار میکردم اما اکنون تنها و در فضایی تنگ، مشغول به کارم. ... ما منزوی شدهایم.»
کاهش گردشگران خارجی و داخلی، سقوط ارزش پول ملی و افزایش تورم دست به دست هم دادهاند تا اوضاع بازار فرش ایران را وخیم کنند.
آسوشیتدپرس تاکید کرد صنعت کهن و اصیل قالیبافی ایران که زمانی یکی از بزرگترین مزیتهای صادراتی و درآمدزای کشور بود، اکنون در آستانه نابودی قرار گرفته است.
گزارش جدید سازمان بهداشت جهانی تایید کرد میان همهگیری کرونا و افزایش نرخ چاقی در کودکان هفت تا ۹ ساله، ارتباطی معنادار وجود دارد.
دفتر سازمان بهداشت جهانی (WHO) برای منطقه اروپا در گزارش جدیدی اعلام کرد همهگیری کووید-۱۹ منجر به افزایش چاقی در کودکان دانشآموز در این قاره شده است.
نتایج تحقیق در ۱۷ کشور نشان داد پسران و دختران هفت تا ۹ ساله زمان بیشتری را صرف تماشای صفحههای نمایش مانند تلویزیون، تبلت و موبایل میکنند و زمان کمتری را به بازی در بیرون خانه میگذرانند.
این متغیرها نشاندهنده افزایش تعداد کودکان دارای اضافه وزن در همین محدوده سنی است.
نتایج آماری پژوهش
بر اساس دادههای این مطالعه، در دوران همهگیری کرونا ۳۶ درصد کودکان زمان بیشتری را در طول روزهای هفته صرف تماشای تلویزیون، بازیهای آنلاین یا استفاده از رسانههای اجتماعی میکنند و ۳۴ درصد زمان تماشای تلویزیون را در روزهای تعطیل آخر هفته افزایش دادهاند.
نتایج پژوهش نشان میدهند ۲۸ درصد از کودکان در طول روزهای هفته، زمان کمتری را صرف فعالیتهای خارج از منزل کردهاند و ۲۳ درصد نیز کاهش چنین فعالیتهایی را در آخر هفتهها گزارش کردند.
خانوادهها افزایش ۳۰ درصدی در مصرف غذاهای خانگی، ۲۹ درصد افزایش در صرف غذا به همراه سایر اعضای خانواده، ۲۸ درصد افزایش در خرید فلهای مواد غذایی و ۲۶ درصد افزایش در آشپزی همراه کودکان را گزارش کردند.
در این گزارش آمده است ۴۲ درصد از کودکان کاهش احساس شادی و بهزیستی را تجربه کردند.
بر اساس نتایج این گزارش، از هر پنج کودک، یک نفرشان بیشتر احساس غم و از هر چهار مورد، یک کودک بیشتر احساس تنهایی میکند.
بخش اروپای سازمان بهداشت جهانی این تحقیق را همراه با مرکز همکاری سازمان بهداشت جهانی برای تغذیه و چاقی کودکان در موسسه ملی بهداشت دکتر ریکاردو خورخه واقع در لیسبون پرتغال انجام داده است.
این تحقیق بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳، در ۱۷ کشور از ۵۳ کشور عضو این منطقه انجام شد.
بیش از ۵۰ هزار کودک در این نظرسنجی جامع شرکت کردند.
دکتر کرملین ویکراماسینگ، مشاور منطقهای بخش تغذیه، فعالیت بدنی و چاقی سازمان بهداشت جهانی در منطقه اروپا توضیح داد: «تصویری که این گزارش ارائه میدهد پیچیده است؛ در برخی کشورها تغییرات مثبتی مانند خانوادههایی که بیشتر از گذشته در کنار یکدیگر غذا میخورند مشاهده میشود اما یافتههای نگرانکنندهای از جمله افزایش عادات غذایی ناسالم و بیتحرکی نیز وجود دارد.»
او تاکید کرد: «ما نمیتوانیم این روندها را نادیده بگیریم. در منطقه ما از هر سه کودک، یک نفر با اضافه وزن یا چاقی زندگی میکند و مصرف میوه و سبزیجات نیز در حال حاضر پایین است. امیدوارم این گزارش زنگ خطری برای اقدام فوری در جهت بهبود الگوهای تغذیه و فعالیت بدنی در منطقه، بهویژه ایجاد محیطهایی باشد که از رفتارهای سالم حمایت میکنند.»
دکتر آنا ریتو، رییس مرکز همکاری سازمان بهداشت جهانی برای تغذیه و چاقی کودکان و یکی از نویسندگان این گزارش گفت: «این مطالعه و یافتههای آن اولین دیدگاه را از پیامدهای جسمی و ذهنی همهگیری بر کودکان سن مدرسه با تمرکز بر بیماری طولانی مدت و پرخطر چاقی به ما میدهد. تجهیز منطقه و کشورهای عضو با شواهد ملموس از پیامدهای نگرانکننده تغییرات رفتاری ناشی از همهگیریهای جهانی، به ما این امکان را میدهد تا با راهبردهای بهتر و همدردی بیشتری با بحرانهای بهداشتی آینده مواجه شویم.»
همهگیری کووید-۱۹ ضرورت مبارزه با چاقی در کودکان را برجسته کرد.
بر اساس این گزارش، کشورهای منطقه باید با اولویت دادن به تغذیه سالم و فعالیت بدنی برای کودکان در تمام مراحل رشد، وضعیت کنونی را بهبود بخشند: «این امر مستلزم قوانین جامع، چند بخشی و اجباری است که به صورت تمام وقت از کودکان محافظت کند.»
سازمان بهداشت جهانی اقداماتی مانند محدودیتهای بازاریابی و مالیات بر محصولات ناسالم، برچسبهای تغذیهای واضح روی غذاها و تدوین برنامههای مبتنی بر بهبود رژیمهای غذایی و ترویج فعالیت بدنی در مدارس را توصیه میکند.
دادههای جدید سازمان بهداشت جهانی میتواند در جهت اطلاعرسانی و بهبود سیاستهای کنونی در سراسر منطقه مورد استفاده قرار گیرد و به شکلدهی برنامههای مورد نیاز برای شرایط اضطراری و همهگیریهای آینده کمک کند که ممکن است به وقفه در فرآیندهای آموزشی یا تعطیلی مدارس منجر شوند.
جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه است که با وجود تحریمهای غرب به حیات خود ادامه داده اما روسیه هرگز تا این اندازه و با این سرعت با تحریمهای گسترده مواجه نشده نبود. هر چند میزان اثرگذاری این تحریمها محدود بوده است اما راههای جایگزین کمی برای دور زدن آنها وجود دارد.
دویچهوله بر اساس گزارشی که اخیرا از سوی خاویر بلاس، ستوننویس بخش انرژی و کالای بلومبرگ ارائه شد، به میزان اثرگذاری تحریمها علیه تهران و مسکو پرداخت.
این رسانه نوشت که تهران، پکن و ظاهرا دولت آمریکا میدانند با وجود تحریمهای اعمال شده بر صنعت نفت جمهوری اسلامی، نفت ایران با حجم بیسابقهای به چین ارسال میشود.
دولت چین ادعا میکند این کشور هیچ نفتی حتی به اندازه یک بشکه از ایران وارد نمیکند و منبع واردات نفت خامش از مالزی است اما طبق دادههای رسمی گمرک چین، این کشور بیش از دو برابر تولید واقعی مالزی، نفت خام از این کشور خریداری میکند.
بنابراین با تغییر نام نفت ایرانی به نفت مالزیایی، مالزی در سال گذشته پس از عربستان سعودی، روسیه و عراق به چهارمین تامین کننده بزرگ نفت چین تبدیل شد.
جمهوری اسلامی سالهاست از امارات متحده عربی به عنوان قطبی برای دور زدن تحریمها استفاده میکند. دوبی، یکی از هفت امارت این کشور، دروازه ورود کالاهای ممنوعه بهجز نفت به ایران است.
تهران مدتهاست زنجیرههای تامین خود را تغییر داده تا تقریبا همه چیزهایی را که از سوی ایالات متحده یا اتحادیه اروپا تحریم شدهاند، از طریق مراکز تجاری و مالی همچون دوبی تامین کند.
آسیای مرکزی، مرکز تجاری جدید روسیه
پس از تحریمهای غرب علیه روسیه به دلیل جنگ در اوکراین، این کشور نیز ناگزیر شد مسیرهای تجاری مشابهی را ایجاد کند تا از تامین پایدار کالاهای حیاتی برای اقتصاد خود اطمینان حاصل کند.
کشورهای که پیشتر جزیی از شوروی سابق در آسیای مرکزی بودند برای دور زدن تحریمها ایدهآل محسوب میشوند زیرا کشورهایی مانند قزاقستان یا قرقیزستان بخشی از اتحادیه گمرکی با مسکو هستند.
علاوه بر این، مرز مشترک طولانی این دو کشور با روسیه که بیش از هفت هزار و ۵۰۰ کیلومتر طول دارد، عملا کنترل تحریمها را غیرممکن میسازد.
بهعنوان نمونه، به دلیل استراتژی روسیه در دور زدن تحریمها، ارمنستان در سال گذشته شاهد افزایش تقریبی ۱۰۰۰ درصدی واردات خودروها و قطعات آلمانی بود.
بر اساس آخرین دادههای ارائه شده از سوی کاستلوم اِیآی (Castellum.AI)، پایگاه داده جهانی ردیابی تحریمها، در حال حاضر بیشترین تحریمها متوجه روسیه است. با این حال اقتصاد روسیه فاصله زیادی تا فروپاشی دارد.
به گفته آنتون سیلوانوف، وزیر دارایی روسیه، این کشور سال گذشته میلادی شاهد رشد اقتصادی ۳/۶ درصدی بود و کرملین انتظار دارد نرخ رشد اقتصادی سال ۲۰۲۴ نیز در همین سطح باشد.
صندوق بینالمللی پول انتظارات رشد اقتصادی روسها را تایید میکند.
پیشبینی این نهاد از نرخ رشد تولید ناخالص داخلی روسیه در سال جاری ۳/۲ درصد است. دلیل این امر را میتوان به بودجههای بالای دولتی و سرمایهگذاریهای مربوط به جنگ علیه اوکراین نسبت داد.
در بیانیه این صندوق آمده است که درآمد بالای حاصل از صادرات نفت به تامین مالی مسکو ادامه خواهد داد.
روسیه به وسیله آنچه «ناوگان سایه» نامیده میشود، تحریمهای غرب بر صنعت نفت خود را دور میزند.
این ناوگان مجموعهای از نفتکشهای ثبت نشده است.
افزایش تحریمها، کاهش اثرگذاری
روسیه مشمول بیش از پنج هزار تحریم هدفمند مختلف است. این میزان بیش از مجموع تحریمهای ایران، ونزوئلا، میانمار و کوباست.
هدف این تحریمها سیاستمداران و مقامات دولت ولادیمیر پوتین و همچنین الیگارشهای روسیه، شرکتهای بزرگ، موسسات مالی و مجتمعهای نظامی-صنعتی روسیه است.
تحریمهای مالی، دسترسی بانکهای روسی را به بازارهای مالی بینالمللی محدود و آنها را از سیستم بانکی بسیار مهم سوئیفت خارج کرده است.
سوئیفت بیشتر نقل و انتقال بینالمللی امن پول را تامین میکند.
علاوه بر این، بانک مرکزی روسیه از دسترسی به ذخایر عظیم خود در کشورهای گروه هفت محروم شده است.
نکته قابل توجه این است که طبق قانون، تحریمهای اعمال شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل برای همه کشورهای جهان الزامآور است اما در عمل چندین کشور مانند هند، برزیل و چین به این تحریمها پایبند نبودهاند.
راهحل جایگزین چیست؟
دویچهوله در ادامه این پرسش را مطرح کرده است که چرا کشورهای غربی هنوز تحریمهایی را اعمال میکنند که نمیتوانند آنها را لازمالاجرا کنند؟
کریستین فن زوست، کارشناس تحریم در موسسه مطالعات جهانی و منطقهای آلمان گفت: «اگر هیچ تحریمی اعمال نمیشد تقریبا همچون حمایت ضمنی از مسکو بود یا گویی هیچ کشوری به تهاجم غیرقانونی روسیه به اوکراین پاسخ نداده بود.»
فن زوست نویسنده کتاب سال ۲۰۲۳ با عنوان «تحریمها: سلاح قدرتمند یا مانور بیفایده؟» است.
او به دویچهوله گفت که ایالات متحده و اروپا باید تدابیر خود را شدیدتر کنند تا روسیه و ایران مجبور به تغییر رفتارشان شوند.
بر اساس گزارش روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال، واشینگتن قصد دارد چندین بانک چینی را هدف تحریم قرار دهد تا از تاثیر تحریمهای غرب علیه روسیه اطمینان حاصل کند.
این روزنامه به نقل از منابع ناشناس گزارش داد که دولت جو بایدن، میخواهد پکن را از سیستم مالی جهانی کنار بگذارد تا جریان تامین مالی ماشین جنگی روسیه را متوقف کند.
ژانویه سال گذشته دیوید اوسالیوان به عنوان فرستاده ویژه اتحادیه اروپا در امور تحریمها انتخاب شد.
اوسالیوان موظف است با تلاشهای دیپلماتیک از اجرای بستههای تحریم این اتحادیه اطمینان حاصل کند.
فن زوست به دویچهوله گفت: «همچنین او وظیفه دارد که به کشورهای پساشوروی همسایه روسیه سفر و دولتهای آنها را متقاعد کند که تحریمها را با جدیت بیشتری اجرا کنند.»
او گفت: «مشکل اصلی در پیادهسازی تحریمها، وجود راههای جایگزین برای دور زدن تحریمها از سوی روسیه و ایران است.»
در حال حاضر میتوان برخی تاثیرات تحریمها را مشاهده کرد. برای مثال در ترکیه، تهدید ایالات متحده برای اعمال تحریم بر شرکتهای مالی که با روسیه تجارت میکنند منجر به کاهش شدید صادرات ترکیه به روسیه شده است در حالی که در سال گذشته، صادرات ترکیه به روسیه رونق گرفته بود.