معاونان رضی موسوی به ترتیب از راست به چپ: میثم کتبی، هادی فیض آبادی، زین شمس ابوعدنان، عبدالله عابدی
ایران اینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی از هویت معاونان رضی موسوی، فرمانده ارشد کشته شده سپاه در سوریه، و واحد ۲۲۵۰ نیروی قدس دست یافته که نشان میدهد واحد لجستیک و امداد نیروی قدس در فرودگاه دمشق، یک ترمینال اختصاصی برای تخلیه سلاح از هواپیماهای مسافربری دارد.
به گزارش مجتبا پورمحسن، خبرنگار ایراناینترنشنال، عبدالله عبادی عامل انتقال سلاح از ایران به سوریه با هواپیماهای مسافربری، یکی از معاونان رضی موسوی است و دستیار ارشد او، زین شمس ابوعدنان نام دارد که یکی از افراد کلیدی دفتر امداد است.
طبق این اطلاعات، میثم کتبی، مسئول انتقالات پیشین این گروه بود که حالا جایش را به هادی فیض آبادی داده است. فیضآبادی ارشد تدارکات و نماینده یگان ۱۹۰ نیروی قدس است و مسئول این یگان بهنام شهریاری است.
براساس این گزارش، واحد ۲۲۵۰ نیروی قدس، موسوم به اداره امداد، وظیفه تخلیه تمامی محمولههای در نظر گرفته شده برای نیروهای نیابتی تهران در بندر لاذقیه را بر عهده دارد. در دسامبر ۲۰۲۱، اسرائیل کانتینرهای حاوی مهمات ایرانی را که در این بندر تخلیه میشد هدف قرار داد.
رضی موسوی، مدیریت یک مکانیسم گسترده به نام دفتر کمک به ستون پنجم لبنان را برعهده داشت و با دستور و اجازه او، و با کمک محمدجعفر قصیر، ملقب به شیخ فادی، تسلیحات و تجهیزات ایرانی از طریق سوریه به لبنان انتقال پیدا میکرد.
حکومت بشار اسد به این دفتر اختیارات ویژهای داده بود که شامل مجوز عبور در سراسر کشور و دسترسی به فرودگاهها میشد. در فرودگاه بینالمللی دمشق، رضی موسوی این اجازه را داشت که هواپیماهای ایرانی را بدون نظارت نیروهای امنیتی سوریه تخلیه کند.
رضی موسوی، فرمانده ارشد سپاه پاسداران، چهارم دی ماه، در نتیجه اصابت سه موشک به خانهاش در زینبیه در جنوب دمشق کشته شد. او یکی از قدیمیترین و مهمترین فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران در منطقه بود.
سفیر جمهوری اسلامی در سوریه در مصاحبهای گفت شدت انفجار به حدی بوده که جنازه رضی موسوی از اتاق به حیاط خانه پرت شد.
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، گفت رضی موسوی از ۳۷ سال پیش در سوریه حضور داشت. مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته وعده دادهاند که در زمان مناسب انتقام خون او را میگیرد.
اسرائیل رسما مسئولیت حمله به خانه رضی موسوی را برعهده نگرفته، اما رسانههای اسرائیلی این حمله را به این کشور منتسب کردهاند.
حدود دو سال از تجاوز نظامی روسیه به خاک اوکراین میگذرد و در این مدت، ولودیمیر زلنسکی با مقاومت در مقابل ولادیمیر پوتین، همتای روس خود، تبدیل به کابوسی برای رییسجمهوری روسیه شده است. به تازگی نیز مجله تایمز او را به عنوان مرد برگزیده سال خود معرفی کرد.
ارتش روسیه در اولین ساعات روز هشتم دی در بزرگترین حمله هوایی خود، کییف و پنج شهر دیگر اوکراین را هدف قرار داد که در جریان این حمله دستکم ۳۰ نفر کشته و ۱۶۰ تن مجروح شدند.
همزمان نشریه تایمز گزارشی را به زلنسکی و مقاومت او در برابر تجاوز روسیه به خاک کشورش اختصاص داد و او را مرد برگزیده سال تایمز اعلام کرد.
تایمز در این گزارش نوشت قدرت کلام زلنسکی، او را به یک رهبر جنگی قدرتمند تبدیل کرده است.
زلنسکی تقریبا دو سال پیش و زمانی که غرب به او پیشنهاد خروج از کییف داد، اعلام کرد: «من به مهمات نیاز دارم نه سواری.»
فراتر از جسارت
تصمیم زلنسکی برای مقاومت، نشاندهنده چیزی فراتر از جسارت او بود. این تصمیم، یک ارزیابی هوشمندانه از وجود بحرانی بود که به وسیله نیروی مهاجم پوتین به راه افتاد.
اگر زلنسکی به سوی تبعید فرار میکرد، احتمالا اوکراینِ بدون رهبر، مچاله میشد اما در صورت حمایت نظامی و فوری غرب، دستکم این شانس وجود داشت که اوکراینیها رهبر روسیه را تنبیه و ناامید کنند.
امتناع زلنسکی از ترک اوکراین، شیوه جدیدی را برای مقابله با چالشهای ژئوپلیتیکی رژیمهای خودکامه شکل داد. او روی موضع خود ایستاد و به همین دلیل از سوی تایمز به عنوان مرد سال ۲۰۲۳ معرفی شد.
از زمان آغاز جنگ تاکنون از هر دو طرف دهها هزار سرباز کشته شدهاند.
مدتهاست که اوکراینیها بهعنوان بخشی از استراتژی فراگیرتر غرب، نه تنها برای استقلال کشور خود بلکه برای «دور نگه داشتن پوتین غارتگر از حیاط خلوت اروپا» میجنگند.
هدف مشترک ناتو و اوکراین
ناتو هدف مشترکی با اوکراین در برابر روسیه دارد. مقاومت و مبارزه زلنسکی، اروپاییها را تشویق کرد تا باور کنند دلایل ارزشمندی برای مبارزه با پوتین وجود دارد.
پس از خروج ناگهانی آمریکا از افغانستان این نگرانی وجود داشت که غرب از مبارزه در کنار اوکراین عقبنشینی کند. با این حال پیشرفت چشمگیر زلنسکی از یک طنزپرداز تیزبین تلویزیونی به رهبر جنگ، بسیاری را در ناباوری فرو برد.
پوتین مطمئن بود میتواند همتای ظاهرا سادهلوح خود را که از یک خانواده یهودی روسیزبان است، گول بزند.
زلنسکی در ابتدای جنگ با خودداری از قبول یافتههای سیآیای مبنی بر حضور نیروهای روسیه در مرزهای اوکراین به قصد تجاوز به خاک این کشور، مرتکب اشتباه شد. همچنین او روی رهبران غربی حساب میکرد که از طرف اوکراین در دیدار با پوتین میانجیگری کنند.
او حتی برای مدتی تصور میکرد میانجیگری الکساندر لوکاشنکو، دیکتاتور بلاروس، میتواند موجب توافق صلح با مسکو شود.
به همین دلایل در ابتدا مهارتهای زلنسکی را دستکم گرفتند که البته به نفع او شد. در ادامه، تاکتیکهای زیرکانه ارتش اوکراین، حمله روسیه به کییف را خنثی کرد.
او سیاستمداران غربی را متقاعد کرد اوکراینیها آنقدر سرسخت هستند تا بتوانند سنگری را که با سلاحهای ناتو پشتیبانی میشود، حفظ کنند.
قاطعیت کلام
این قاطعیت کلام زلنسکی بود که بر تردید تصمیمگیرندگان آمریکایی و اروپایی غلبه کرد.
زلنسکی قول داد از سلاحهای غربی برای ضربه زدن به خاک روسیه استفاده نکند تا به محرکی برای جنگ جهانی سوم تبدیل نشوند.
او لحن صریح خود را در سخنرانیهای منظمی که با مردم اوکراین داشت، بهدست آورد.
زلنسکی در یک سال گذشته به یکی از مدعیان اصلی دریافت تسلیحات و یک فرد ریسکپذیر برای استفاده از نیروهای ویژه برای غرق کردن کشتیهای روسیه تبدیل شد.
با این حال اکنون بخشی از جادوی اولیه او در حال ناپدید شدن است و اختلافاتی با فرماندهان وجود دارد.
زلنسکی از پذیرفتن این فرضیه نظامی که جنگ به بنبست رسیده خودداری میکند. او در تلاش است تا اوکراینیها را متقاعد کند شرایط خیلی هم بد نیست.
رییسجمهوری اوکراین به مردم اطمینان میدهد آمریکا و اتحادیه اروپا در تلاشند تا پول نقد و محمولههای تسلیحاتی مورد نیاز را برای جلوگیری از افزایش قدرت پوتین تامین کنند.
در مقابل، رهبر کرملین در کنفرانس خبری پایان سال به خود بالید که روسیه اکنون بیش از ۶۰۰ هزار سرباز در اوکراین دارد.
حضور نظامی روسیه از یک نیروی مهاجم، به یک ارتش اشغالگر بالقوه تبدیل شده است.
بمباران وحشیانه اخیر شهرهای اوکراین به دست روسیه نشاندهنده اتفاق بزرگتری است که میتواند در راه باشد.
اگر به روسیه اجازه داده شود در سال ۲۰۲۴ بر اوکراینیها غلبه کند، زلنسکی از رهبر جنگ تبدیل به رهبر نمادین نیروی مقاومت پارتیزانی یا شخصی خواهد شد که ناگزیر به قبول مذاکره صلح است؛ اما در توافقی که احتمالا اوکراین را مجبور به تسلیم سرزمین خود خواهد کرد.
چنین نتایجی، اشتهای پوتین را برای تسخیر بیشتر تحریک خواهد کرد اما هزینه کمک به کییف برای جلوگیری از این سناریوها بسیار کمتر از هزینه دفاعی برای جلوگیری از ماجراجویی جدید کرملین خواهد بود.
نرگس ملکزاده، محمدرضا نیکنژاد و محمد داوری، سه معلم و فعال صنفی فرهنگیان در گفتوگویی با یک سایت داخلی درباره ابعاد برخورد امنیتی با فرهنگیان پس از خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی گفتهاند حدود ۴۰۰ معلم به دلیل فعالیت صنفی از طرح رتبهبندی محروم و ۲۰ هزار مدیر برکنار شدهاند.
در این گفتوگو که در وبسایت خبرآنلاین منتشر شده، علاوه بر این موضوع، به مهاجرت میان دانشآموزان و معلمان و وضعیت معلمان در ساختار فعلی آموزش و پرورش پرداخته شده است.
ملکزاده: اینها انتقادات را برنمیتابند
نرگس ملکزاده در خصوص تغییر حدود ۲۰ هزار مدیر مدرسه به وسیله آموزش و پرورش گفته است: «وقتی من را صدا کردند گفتند تغییر شما به خاطر مطالب انتقادی، گفتوگوهایی که انجام میدهی، مطالبی که مینویسی، فعالیت صنفی، حمایت از معلمان زندانی و مسایل مربوط به حوادث سال گذشته است. برای همین ابلاغ مدیریت مرا لغو کردند.»
او در ادامه گفته است: «من ۱۰ سال است ضمن مدیر بودن نقدهای خودم را به وضعیت آموزش و پرورش نوشتهام اما در این دولت اینطور تصمیم گرفتند. اینها انتقادات را برنمیتابند.»
این معلم درباره ویژگی مشترک مدیران تغییر یافته گفته است: «تغییرات بیشتر جنبه سیاسی داشته. آموزش و پرورش سیاسیترین سالهای خودش را میگذراند و سیاسیترین تصمیمات هم میگیرد؛ چیزی که ما از خودشان میشنویم اعتراضات سال گذشته در این تغییر و تحولها تاثیر گذاشته. به نظرم در سالی که منتهی به انتخابات مجلس میشود یک جور خالصسازی در آموزش و پرورش رخ داده است.»
او در توضیح این شرایط تاکید کرده است که انگار مدیران را الک کردهاند: «آنها که خوب بودند برداشتند کنار گذاشتند و ریزها را برای مدیریت مدارس انتخاب کردند. حتی همکارهایی که برای آرام کردن جو مدرسه در سال گذشته فقط همراهیهایی با دانشآموزان داشتند، برکنار شدند.»
به گفته این معلم، مسوولان با اقدامات جدید قصد داشتند آموزش و پرورش را متناسب با دیدگاه خودشان سفید کنند اما در واقع سیاهتر کردند: «آثار ضربهای که این اتفاق میزند در سالهای آینده مشخص میشود.»
نیکنژاد: سیاهترین دوران آموزش و پرورش را سپری میکنیم
محمدرضا نیکنژاد این تغییرات را تنها مربوط به مدیران و معاونان نمیداند.
او به خبرآنلاین گفته است: «این دولت یک لایه تندرو از اصولگرایان است که با هدف خاصی سر کار آمده. در یکی دو سال عمر این دولت حذف کردن افراد در آموزش و پرورش بیسابقه بوده. در هیچ دورهای اینطور علیه معلمها نبودند. پیش از این معلمهایی که فعالیت صنفی داشتند عموما درگیر روند رسیدگی قضایی میشدند اما الان این وظیفه به عهده ساختار اجرایی در آموزش و پرورش گذاشته شده؛ یعنی تعداد ۳۰۰ الی ۴۰۰ معلم داریم که به خاطر فعالیت صنفی از رتبهبندی محروم شدند.»
نیکنژاد اضافه کرده که پیش از این هر برخوردی با معلمها متوجه رهبری فعالان صنفی میشد اما الان این برخوردها گریبان معلمهایی که فقط در تجمع شرکت میکنند نیز گرفته است.
او برای نمونه از معاون مدرسهای نام برده که به دلیل فعالیتهایش رتبهبندی نگرفته و بعد از مدتی بازنشستگی اجباری به او دادهاند.
به گفته نیکنژاد برخوردهای سیاسی-امنیتی در ساختار آموزش و پرورش آنقدر گسترش یافته است که در این زمینه «سیاهترین دوران آموزش و پرورش را سپری میکنیم».
داوری: دانشآموزان قربانی رویکردهای غلط شدند
محمد داوری وضعیت دانشآموزان در کشور را مخدوش و ناامید و آنان را فراری از مدرسه دانسته و گفته است آنها قربانی رویکردهای غلط شدهاند.
داوری درباره تغییر مدیران نیز گفته است: «تغییر مدیران مدارس با این رویکردها نگرانکننده است چرا که میبینیم مدیران جدید با چه نگرشی انتخاب میشوند. گمان میکنم اعتبار زدایی که از مسجد و پادگان صورت گرفته دارد برای مدرسه هم اتفاق میافتد. بیاعتبار شدن یعنی اعتماد مردم را از دست دادن و کارکرد اصلی خود را فراموش کردن.»
او اضافه کرده که اگر مدرسه نماد تربیت است و خانوادهها باید به آن اعتماد کنند این اعتبار دارد از آن گرفته میشود.
این سه معلم در ادامه در خصوص کمبود معلم در مدارس کشور توضیح دادهاند.
داوری کمبود معلم را ناشی از این دانسته که «رویکرد تربیت و تعلیم معلم در سالهای گذشته با آیندهنگری بر اساس واقعیتها و نیازهای آموزش و پرورش نبوده» است.
نیکنژاد هم ریشه این کمبودها در ایران را در برنامهریزیهای غلط گذشته دانسته و گفته است همه میدانستهاند این اتفاق خواهد افتاد.
مهاجرت دانشآموزان و معلمها
داوری با بیان اینکه «اخیرا ایده مهاجرت در دانشآموزان بیشتر شده و حتی این ایده به دانشآموزان مقاطع متوسطه اول و ابتدایی هم کشیده شده» گفته است: «چنین چیزی کم سابقه است. اراده برای مهاجرت خیلی زیاد است اما توان برای مهاجرت کم است.»
نیکنژاد نیز با تاکید بر اینکه بسیاری از دانشآموزان گذشتهاش مهاجرت کردهاند، گفته: «بعد از حوادث سال گذشته میزان سرخوردگی دانشآموزان افزایش پیدا کرد. به دلیل برخوردهایی که انجام شده خیلی از معلمهای جدید گرایش به مهاجرت دارند. این معلمها از فضای آموزشی کشور به شدت بدشان میآید.»
به گفته این معلم، «نسل جدید دانشآموزان و معلمان کولهپشتی مهاجرت را حداقل در ذهنشان بستهاند و فقط منتظر یک فرصت هستند».
ملکزاده مهاجرت را مرتبط با شرایط اقتصادی دانسته و گفته است: «اکثر دانشآموزان ما شرایطی را ندارند که بخواهند مهاجرت کنند اما ذهنشان را برای مهاجرت به دلیل ناامیدیها و سرخوردگیهایی که دارند آماده کردهاند و به مهاجرت تمایل دارند.»
به گفته ملکزاده، بسیاری از دانشآموزان سفر کردن و رفتن از ایران را جزو علاقههای خودشان میدانند: «خیلیهایشان ترکیه را برای مهاجرت انتخاب کردهاند و این نشان میدهد انگار فقط دوست داشتند از اینجا بروند.»
فشار و تلاش حکومت برای سرکوب معلمان و فعالان صنفی در دو دهه گذشته سابقه داشته اما در سالهای گذشته شمار زیادی از معلمان بازداشت و با احکام سنگین حبس مواجه شدهاند.
برخی همچون محمد حبیبی و جعفر ابراهیمی نیز به دلیل فعالیتهای صنفی با پروندهسازی تازه مواجه شده یا از کار اخراج شدهاند.
از زمان آغاز خیزش سراسری، فشارهای جمهوری اسلامی بر معلمان و دانشآموزان حامی خیزش شدت گرفت.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، مهر ماه امسال در گزارشی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، فشار بر دانشجویان، دانشآموزان و معلمان را نگرانکننده خواند.
حسین راغفر، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا، خودکشی، اعتیاد و جرم را واکنشهایی از سوی جامعه ایران به افزایش پروندههای فساد اقتصادی دانست.
راغفر در گفتوگو با وبسایت خبری دیدهبان ایران، وقوع «فسادهای بزرگ و گسترده مالی در نظامهای حکومتی» را از دلایل افزایش افسردگی و خودکشی برشمرد و گفت خشم و عصبانیت ناشی از وقوع فساد «مردم آسیبخورده را ممکن است حتی تا حد جنون و از دست دادن اختیارشان برساند و خود را به اشکال مختلف بروز دهند که حادترینش خودکشی است».
به گفته این اقتصاددان، اعتیاد و ارتکاب جرایمی مانند خفتگیری و دزدی را نیز میتوان اشکال دیگری از ابراز اعتراض به فساد گسترده در جامعه به شمار آورد.
در یکی از آخرین پروندههای افشا شده از فساد اقتصادی گسترده در جمهوری اسلامی، واردات چای از سوی شرکت چای دبش زیر ذرهبین قرار گرفت و مشخص شد این شرکت با همکاری نهادهای بالادستی، بیش از سه میلیارد دلار تخلفات ارزی داشته است.
راغفر با اشاره به «محرومیت مزمن» و نرخ بالای بیکاری و مهاجرت در استان ایلام، نسبت به افزایش خودکشی در این استان ابراز نگرانی کرد.
آژانس خبری کردپا گزارش داد روز ۳۰ آذر، جواد نوروزی و مصطفی عباسی، دو تن از کارگران پتروشیمی چوار ایلام در اعتراض به اخراج از کار اقدام به خودکشی کردند و به بیمارستان منتقل شدند.
بر اساس این گزارش، این دو شهروند خودشان را در محوطه پتروشیمی چوار حلقآویز کردند.
سال گذشته نیز شش کارگر این شرکت در اعتراض به اخراج از کار دست به خودکشی زدند.
پیش از این علی موسینژاد، جامعهشناس، به روزنامه شرق گفته بود در سه دهه گذشته به استثنای سالهای ۱۳۹۵، ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، استان ایلام بیشترین آمار خودکشی را در سراسر ایران به خود اختصاص داده است.
راغفر احداث کارخانههای پتروشیمی را در ایلام با توجه به نیاز شدید این صنعت به آب اشتباه توصیف کرد و خبر داد تعدادی از کارخانههای فولاد در غرب کشور به دلیل کمبود شدید آب و نبود تخصص لازم تعطیل شدهاند.
او با انتقاد از نظام حکمرانی در جمهوری اسلامی و هدر رفتن منابع ملی به دلیل سیاستزدگی در اتخاذ تصمیماتی مانند احداث کارخانههای پتروشیمی در ایلام تاکید کرد دست نظام حکمرانی به خون تک تک کارگرانی که به دلیل مشکلات معیشتی خودکشی کردهاند، آلوده است.
راغفر سیاستهای اجتماعی را نیز زمینهساز خودکشی دانست و افزود: «گاهی حتی کسانی که تحصیلات عالی دارند، هیچ چشمانداز روشنی را در مقابل خود نمیبینند و دست به خودکشی میزنند.»
محمود فاضل، رییس شورای عالی سازمان نظام پزشکی، روز چهارم دی هشدار داد: «با پدیده خودکشی رزیدنتها روبهرو هستیم و قرار است در یک کارگروه در خصوص پیشگیری از خودکشی رزیدنتها اقداماتی صورت گیرد.»
پیش از این روزنامه اعتماد در گزارشی به بررسی «محتوای تولید شده درباره خودکشی در شبکههای اجتماعی و ارتباط آن با رویدادهای سیاسی و اجتماعی» پرداخت و با استناد به کلاندادهها نوشت جستوجوی این کلمه در فروردین ۱۴۰۲ نسبت به نیمه دوم سال ۱۴۰۱ بیش از دو برابر افزایش یافته است.
خاویر میلی، رییسجمهوری آرژانتین، انصراف رسمی کشورش را از عضویت در سازمان بریکس اعلام کرد. خروج از بریکس یکی از وعدههای انتخاباتی میلی بود که تنها چند روز پس از آغاز به کارش به عنوان رییسجمهوری جدید آرژانتین به آن جامه عمل پوشاند.
میلی در نامهای به چین، هند، برزیل، آفریقای جنوبی و روسیه نوشت تصمیم دولت پیشین آرژانتین در زمینه پیوستن به بریکس مورد تجدید نظر قرار گرفته است.
در این نامه آمده است اکنون زمان مناسبی برای ملحق شدن آرژانتین به بریکس نیست.
میلی در عین حال تاکید کرد بوئنوس آیرس به تقویت روابط با این کشورها با هدف افزایش تجارت و جذب سرمایهگذاری متعهد است.
بریکس نام گروهی از کشورها به رهبری قدرتهای اقتصادی نوظهور است و عنوان اختصاری آن از به هم پیوستن حروف اول نام انگلیسی این کشورها یعنی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی ساخته شده است. این گروه در ابتدا بریک نام داشت اما پس از پیوستن آفریقای جنوبی (South Africa)، به بریکس تغییر نام یافت.
در نشست اعضای بریکس در شهریور سال جاری مقرر شد از ابتدای سال ۲۰۲۴ شش کشور آرژانتین، اتیوپی، امارات متحده عربی، ایران، عربستان سعودی و مصر نیز به این گروه اضافه شوند.
حدود ۲۵ درصد از مجموع تولید ناخالص داخلی جهان به کشورهای عضو بریکس تعلق دارد.
به گزارش شبکه خبری الجزیره، میلی که قدرت را از روز ۱۹ آذر به دست گرفته است، میکوشد تا سیاست خارجی آرژانتین را همراستا با کشورهای غربی تعریف کند و از کشورهای در حال توسعه فاصله بگیرد. این در حالی است که آلبرتو فرناندز، رییسجمهوری چپگرای پیشین آرژانتین، از عضویت بوئنوس آیرس در بریکس حمایت میکرد.
بیبیسی نوشت میلی از منتقدان سرسخت چین به شمار میرود.
او پیش از این در جریان کارزار انتخاباتی خود حکومت چین را «قاتل» توصیف کرده و گفته بود حاضر به همکاری با کمونیستها نیست.
میلی از طرفداران جدی اسرائیل است و وعده داده سفارت آرژانتین در اسرائیل را از تلآویو به اورشلیم منتقل کند.
این سیاستمدار راستگرای افراطی به دنبال آن است تا با اعمال تغییرات گسترده در ساختار اقتصادی و سیاسی آرژانتین، راهی برای برونرفت از بحران اقتصادی در این کشور بیابد.
به گزارش بیبیسی، ۴۰ درصد از مردم آرژانتین زیر خط فقر زندگی میکنند و تورم در یک سال گذشته در این کشور بیش از ۱۵۰ درصد افزایش داشته است.
دولت آرژانتین با بدهیهای انباشته فراوان دست و پنجه نرم میکند.
وبسایت زمانه در گزارشی درباره این موضوع نوشت میلی به عنوان یک آنارشوکاپیتالیست از پیروان مکتب اقتصادی اتریش (مکتب اصلی نئولیبرالیسم) است و از «بازگشت به لیبرالیسم اصیل پیش از اقتصاد کینزی» حمایت میکند.
این چهره فوق لیبرال به دلیل رفتارهای غیرمتعارفش در دوران کارزار انتخاباتی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. او با اره برقی وارد میتینگهای انتخاباتیاش میشد.
بیش از ۵۰ زن فعال سیاسی و مدنی در بیانیه «اتحاد زنان خاورمیانه علیه تروریسم جهانی جمهوری اسلامی» خواستار قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی شدند.
این فعالان با اشاره به اتخاذ تدابیر مشابه از سوی جمهوری اسلامی و حماس برای سرکوب زنان و بیاعتنایی نسبت به جان انسانهای بیگناه، از جامعه جهانی خواستند روابط تهران و حماس را به رسمیت بشناسد و آن را محکوم کند.
در این بیانیه آمده است زنان ایرانی از نزدیک شاهد «وحشت» گشت ارشاد، مسموم کردن هزاران دختر دانشآموز و قتل مهسا ژینا امینی، نیکا شاکرمی و آرمیتا گراوند بودهاند.
آرمیتا گراوند، نوجوان ۱۶ ساله، یکی از آخرین قربانیان حجاب اجباری در ایران بود.
بر اساس برخی گزارشها و روایتها، او روز ۹ مهر ماه در ایستگاه متروی شهدای تهران به دلیل حمله یک زن چادری بیهوش شد و به کما رفت و روز ششم آبان پس از ۲۸ روز بستری بودن در بیمارستان نظامی فجر، جان باخت.
این فعالان زن در ادامه بیانیه خود افزودند: «ما همچنین شاهد آن بودهایم که رژیم جمهوری اسلامی با تغییر کاربری آمبولانسها، مدارس و حتی اماکن مذهبی از آنها به عنوان ابزاری برای فعالیتهای تروریستی خود استفاده میکند.»
در جریان خیزش انقلابی مردم ایران در سال ۱۴۰۱، گزارشهای بسیاری درباره استفاده جمهوری اسلامی از آمبولانسها برای بازداشت معترضان و انتقال نیروهای سرکوب منتشر شد.
حمایتهای مالی حکومت ایران از حماس و حمله مرگبار این گروه به اسرائیل در روز ۱۵ مهر (هفتم اکتبر) از دیگر محورهای بیانیه «اتحاد زنان خاورمیانه علیه تروریسم جهانی جمهوری اسلامی» است.
این فعالان زن با برشمردن اقدامات شبهنظامیان حماس در «ربودن و قتل زنان و دختران اسرائیلی» و «کشاندن اجساد قربانیان در خیابانهای غزه» تاکید کردند تاکتیکهای حماس و جمهوری اسلامی یک شکل هستند.
سازمان پزشکان برای حقوق بشر اسرائیل در آذر ماه ضمن تهیه فهرستی از جرایم جنسی و جنسیتی حماس در جریان حمله هفتم اکتبر، از دیوان کیفری بینالمللی خواست گزارشها را درباره سوءاستفاده جنسی شبهنظامیان حماس از زنان اسرائیلی بررسی کند.
مایخل هرتزوگ، بانوی اول اسرائیل نیز هشدار داد سکوت نهادهای بینالمللی در برابر تجاوزهای جنسی دستهجمعی شبهنظامیان حماس در جریان حمله هفتم اکتبر، خیانت به همه زنان است.
در ادامه بیانیه ۵۰ فعال زن آمده است: «حماس با مسدود کردن کریدورهای بشردوستانه در غزه مانع از خروج فلسطینیها به مکانهای امن شده است، از آمبولانسها برای اهداف تروریستی استفاده میکند و سوخت، برق، آب و کمکهای بشردوستانه به مردم غزه را به یغما میبرد.»
در میان امضا کنندگان این نامه، نام دریا صفایی، نماینده پارلمان بلژیک، نازنین افشینجم، فعال حقوق بشر و تعدادی از فعالان اسرائیلی دیده میشود.