گزارش فعالان صنفی از ابعاد برخورد امنیتی با فرهنگیان پس از خیزش مهسا
نرگس ملکزاده، محمدرضا نیکنژاد و محمد داوری، سه معلم و فعال صنفی فرهنگیان در گفتوگویی با یک سایت داخلی درباره ابعاد برخورد امنیتی با فرهنگیان پس از خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی گفتهاند حدود ۴۰۰ معلم به دلیل فعالیت صنفی از طرح رتبهبندی محروم و ۲۰ هزار مدیر برکنار شدهاند.
در این گفتوگو که در وبسایت خبرآنلاین منتشر شده، علاوه بر این موضوع، به مهاجرت میان دانشآموزان و معلمان و وضعیت معلمان در ساختار فعلی آموزش و پرورش پرداخته شده است.
ملکزاده: اینها انتقادات را برنمیتابند
نرگس ملکزاده در خصوص تغییر حدود ۲۰ هزار مدیر مدرسه به وسیله آموزش و پرورش گفته است: «وقتی من را صدا کردند گفتند تغییر شما به خاطر مطالب انتقادی، گفتوگوهایی که انجام میدهی، مطالبی که مینویسی، فعالیت صنفی، حمایت از معلمان زندانی و مسایل مربوط به حوادث سال گذشته است. برای همین ابلاغ مدیریت مرا لغو کردند.»
او در ادامه گفته است: «من ۱۰ سال است ضمن مدیر بودن نقدهای خودم را به وضعیت آموزش و پرورش نوشتهام اما در این دولت اینطور تصمیم گرفتند. اینها انتقادات را برنمیتابند.»
این معلم درباره ویژگی مشترک مدیران تغییر یافته گفته است: «تغییرات بیشتر جنبه سیاسی داشته. آموزش و پرورش سیاسیترین سالهای خودش را میگذراند و سیاسیترین تصمیمات هم میگیرد؛ چیزی که ما از خودشان میشنویم اعتراضات سال گذشته در این تغییر و تحولها تاثیر گذاشته. به نظرم در سالی که منتهی به انتخابات مجلس میشود یک جور خالصسازی در آموزش و پرورش رخ داده است.»
او در توضیح این شرایط تاکید کرده است که انگار مدیران را الک کردهاند: «آنها که خوب بودند برداشتند کنار گذاشتند و ریزها را برای مدیریت مدارس انتخاب کردند. حتی همکارهایی که برای آرام کردن جو مدرسه در سال گذشته فقط همراهیهایی با دانشآموزان داشتند، برکنار شدند.»
به گفته این معلم، مسوولان با اقدامات جدید قصد داشتند آموزش و پرورش را متناسب با دیدگاه خودشان سفید کنند اما در واقع سیاهتر کردند: «آثار ضربهای که این اتفاق میزند در سالهای آینده مشخص میشود.»
نیکنژاد: سیاهترین دوران آموزش و پرورش را سپری میکنیم
محمدرضا نیکنژاد این تغییرات را تنها مربوط به مدیران و معاونان نمیداند.
او به خبرآنلاین گفته است: «این دولت یک لایه تندرو از اصولگرایان است که با هدف خاصی سر کار آمده. در یکی دو سال عمر این دولت حذف کردن افراد در آموزش و پرورش بیسابقه بوده. در هیچ دورهای اینطور علیه معلمها نبودند. پیش از این معلمهایی که فعالیت صنفی داشتند عموما درگیر روند رسیدگی قضایی میشدند اما الان این وظیفه به عهده ساختار اجرایی در آموزش و پرورش گذاشته شده؛ یعنی تعداد ۳۰۰ الی ۴۰۰ معلم داریم که به خاطر فعالیت صنفی از رتبهبندی محروم شدند.»
نیکنژاد اضافه کرده که پیش از این هر برخوردی با معلمها متوجه رهبری فعالان صنفی میشد اما الان این برخوردها گریبان معلمهایی که فقط در تجمع شرکت میکنند نیز گرفته است.
او برای نمونه از معاون مدرسهای نام برده که به دلیل فعالیتهایش رتبهبندی نگرفته و بعد از مدتی بازنشستگی اجباری به او دادهاند.
به گفته نیکنژاد برخوردهای سیاسی-امنیتی در ساختار آموزش و پرورش آنقدر گسترش یافته است که در این زمینه «سیاهترین دوران آموزش و پرورش را سپری میکنیم».
داوری: دانشآموزان قربانی رویکردهای غلط شدند
محمد داوری وضعیت دانشآموزان در کشور را مخدوش و ناامید و آنان را فراری از مدرسه دانسته و گفته است آنها قربانی رویکردهای غلط شدهاند.
داوری درباره تغییر مدیران نیز گفته است: «تغییر مدیران مدارس با این رویکردها نگرانکننده است چرا که میبینیم مدیران جدید با چه نگرشی انتخاب میشوند. گمان میکنم اعتبار زدایی که از مسجد و پادگان صورت گرفته دارد برای مدرسه هم اتفاق میافتد. بیاعتبار شدن یعنی اعتماد مردم را از دست دادن و کارکرد اصلی خود را فراموش کردن.»
او اضافه کرده که اگر مدرسه نماد تربیت است و خانوادهها باید به آن اعتماد کنند این اعتبار دارد از آن گرفته میشود.
این سه معلم در ادامه در خصوص کمبود معلم در مدارس کشور توضیح دادهاند.
داوری کمبود معلم را ناشی از این دانسته که «رویکرد تربیت و تعلیم معلم در سالهای گذشته با آیندهنگری بر اساس واقعیتها و نیازهای آموزش و پرورش نبوده» است.
نیکنژاد هم ریشه این کمبودها در ایران را در برنامهریزیهای غلط گذشته دانسته و گفته است همه میدانستهاند این اتفاق خواهد افتاد.
مهاجرت دانشآموزان و معلمها
داوری با بیان اینکه «اخیرا ایده مهاجرت در دانشآموزان بیشتر شده و حتی این ایده به دانشآموزان مقاطع متوسطه اول و ابتدایی هم کشیده شده» گفته است: «چنین چیزی کم سابقه است. اراده برای مهاجرت خیلی زیاد است اما توان برای مهاجرت کم است.»
نیکنژاد نیز با تاکید بر اینکه بسیاری از دانشآموزان گذشتهاش مهاجرت کردهاند، گفته: «بعد از حوادث سال گذشته میزان سرخوردگی دانشآموزان افزایش پیدا کرد. به دلیل برخوردهایی که انجام شده خیلی از معلمهای جدید گرایش به مهاجرت دارند. این معلمها از فضای آموزشی کشور به شدت بدشان میآید.»
به گفته این معلم، «نسل جدید دانشآموزان و معلمان کولهپشتی مهاجرت را حداقل در ذهنشان بستهاند و فقط منتظر یک فرصت هستند».
ملکزاده مهاجرت را مرتبط با شرایط اقتصادی دانسته و گفته است: «اکثر دانشآموزان ما شرایطی را ندارند که بخواهند مهاجرت کنند اما ذهنشان را برای مهاجرت به دلیل ناامیدیها و سرخوردگیهایی که دارند آماده کردهاند و به مهاجرت تمایل دارند.»
به گفته ملکزاده، بسیاری از دانشآموزان سفر کردن و رفتن از ایران را جزو علاقههای خودشان میدانند: «خیلیهایشان ترکیه را برای مهاجرت انتخاب کردهاند و این نشان میدهد انگار فقط دوست داشتند از اینجا بروند.»
فشار و تلاش حکومت برای سرکوب معلمان و فعالان صنفی در دو دهه گذشته سابقه داشته اما در سالهای گذشته شمار زیادی از معلمان بازداشت و با احکام سنگین حبس مواجه شدهاند.
برخی همچون محمد حبیبی و جعفر ابراهیمی نیز به دلیل فعالیتهای صنفی با پروندهسازی تازه مواجه شده یا از کار اخراج شدهاند.
از زمان آغاز خیزش سراسری، فشارهای جمهوری اسلامی بر معلمان و دانشآموزان حامی خیزش شدت گرفت.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، مهر ماه امسال در گزارشی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، فشار بر دانشجویان، دانشآموزان و معلمان را نگرانکننده خواند.
حسین راغفر، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا، خودکشی، اعتیاد و جرم را واکنشهایی از سوی جامعه ایران به افزایش پروندههای فساد اقتصادی دانست.
راغفر در گفتوگو با وبسایت خبری دیدهبان ایران، وقوع «فسادهای بزرگ و گسترده مالی در نظامهای حکومتی» را از دلایل افزایش افسردگی و خودکشی برشمرد و گفت خشم و عصبانیت ناشی از وقوع فساد «مردم آسیبخورده را ممکن است حتی تا حد جنون و از دست دادن اختیارشان برساند و خود را به اشکال مختلف بروز دهند که حادترینش خودکشی است».
به گفته این اقتصاددان، اعتیاد و ارتکاب جرایمی مانند خفتگیری و دزدی را نیز میتوان اشکال دیگری از ابراز اعتراض به فساد گسترده در جامعه به شمار آورد.
در یکی از آخرین پروندههای افشا شده از فساد اقتصادی گسترده در جمهوری اسلامی، واردات چای از سوی شرکت چای دبش زیر ذرهبین قرار گرفت و مشخص شد این شرکت با همکاری نهادهای بالادستی، بیش از سه میلیارد دلار تخلفات ارزی داشته است.
راغفر با اشاره به «محرومیت مزمن» و نرخ بالای بیکاری و مهاجرت در استان ایلام، نسبت به افزایش خودکشی در این استان ابراز نگرانی کرد.
آژانس خبری کردپا گزارش داد روز ۳۰ آذر، جواد نوروزی و مصطفی عباسی، دو تن از کارگران پتروشیمی چوار ایلام در اعتراض به اخراج از کار اقدام به خودکشی کردند و به بیمارستان منتقل شدند.
بر اساس این گزارش، این دو شهروند خودشان را در محوطه پتروشیمی چوار حلقآویز کردند.
سال گذشته نیز شش کارگر این شرکت در اعتراض به اخراج از کار دست به خودکشی زدند.
پیش از این علی موسینژاد، جامعهشناس، به روزنامه شرق گفته بود در سه دهه گذشته به استثنای سالهای ۱۳۹۵، ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، استان ایلام بیشترین آمار خودکشی را در سراسر ایران به خود اختصاص داده است.
راغفر احداث کارخانههای پتروشیمی را در ایلام با توجه به نیاز شدید این صنعت به آب اشتباه توصیف کرد و خبر داد تعدادی از کارخانههای فولاد در غرب کشور به دلیل کمبود شدید آب و نبود تخصص لازم تعطیل شدهاند.
او با انتقاد از نظام حکمرانی در جمهوری اسلامی و هدر رفتن منابع ملی به دلیل سیاستزدگی در اتخاذ تصمیماتی مانند احداث کارخانههای پتروشیمی در ایلام تاکید کرد دست نظام حکمرانی به خون تک تک کارگرانی که به دلیل مشکلات معیشتی خودکشی کردهاند، آلوده است.
راغفر سیاستهای اجتماعی را نیز زمینهساز خودکشی دانست و افزود: «گاهی حتی کسانی که تحصیلات عالی دارند، هیچ چشمانداز روشنی را در مقابل خود نمیبینند و دست به خودکشی میزنند.»
محمود فاضل، رییس شورای عالی سازمان نظام پزشکی، روز چهارم دی هشدار داد: «با پدیده خودکشی رزیدنتها روبهرو هستیم و قرار است در یک کارگروه در خصوص پیشگیری از خودکشی رزیدنتها اقداماتی صورت گیرد.»
پیش از این روزنامه اعتماد در گزارشی به بررسی «محتوای تولید شده درباره خودکشی در شبکههای اجتماعی و ارتباط آن با رویدادهای سیاسی و اجتماعی» پرداخت و با استناد به کلاندادهها نوشت جستوجوی این کلمه در فروردین ۱۴۰۲ نسبت به نیمه دوم سال ۱۴۰۱ بیش از دو برابر افزایش یافته است.
بیش از ۵۰ زن فعال سیاسی و مدنی در بیانیه «اتحاد زنان خاورمیانه علیه تروریسم جهانی جمهوری اسلامی» خواستار قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی شدند.
این فعالان با اشاره به اتخاذ تدابیر مشابه از سوی جمهوری اسلامی و حماس برای سرکوب زنان و بیاعتنایی نسبت به جان انسانهای بیگناه، از جامعه جهانی خواستند روابط تهران و حماس را به رسمیت بشناسد و آن را محکوم کند.
در این بیانیه آمده است زنان ایرانی از نزدیک شاهد «وحشت» گشت ارشاد، مسموم کردن هزاران دختر دانشآموز و قتل مهسا ژینا امینی، نیکا شاکرمی و آرمیتا گراوند بودهاند.
آرمیتا گراوند، نوجوان ۱۶ ساله، یکی از آخرین قربانیان حجاب اجباری در ایران بود.
بر اساس برخی گزارشها و روایتها، او روز ۹ مهر ماه در ایستگاه متروی شهدای تهران به دلیل حمله یک زن چادری بیهوش شد و به کما رفت و روز ششم آبان پس از ۲۸ روز بستری بودن در بیمارستان نظامی فجر، جان باخت.
این فعالان زن در ادامه بیانیه خود افزودند: «ما همچنین شاهد آن بودهایم که رژیم جمهوری اسلامی با تغییر کاربری آمبولانسها، مدارس و حتی اماکن مذهبی از آنها به عنوان ابزاری برای فعالیتهای تروریستی خود استفاده میکند.»
در جریان خیزش انقلابی مردم ایران در سال ۱۴۰۱، گزارشهای بسیاری درباره استفاده جمهوری اسلامی از آمبولانسها برای بازداشت معترضان و انتقال نیروهای سرکوب منتشر شد.
حمایتهای مالی حکومت ایران از حماس و حمله مرگبار این گروه به اسرائیل در روز ۱۵ مهر (هفتم اکتبر) از دیگر محورهای بیانیه «اتحاد زنان خاورمیانه علیه تروریسم جهانی جمهوری اسلامی» است.
این فعالان زن با برشمردن اقدامات شبهنظامیان حماس در «ربودن و قتل زنان و دختران اسرائیلی» و «کشاندن اجساد قربانیان در خیابانهای غزه» تاکید کردند تاکتیکهای حماس و جمهوری اسلامی یک شکل هستند.
سازمان پزشکان برای حقوق بشر اسرائیل در آذر ماه ضمن تهیه فهرستی از جرایم جنسی و جنسیتی حماس در جریان حمله هفتم اکتبر، از دیوان کیفری بینالمللی خواست گزارشها را درباره سوءاستفاده جنسی شبهنظامیان حماس از زنان اسرائیلی بررسی کند.
مایخل هرتزوگ، بانوی اول اسرائیل نیز هشدار داد سکوت نهادهای بینالمللی در برابر تجاوزهای جنسی دستهجمعی شبهنظامیان حماس در جریان حمله هفتم اکتبر، خیانت به همه زنان است.
در ادامه بیانیه ۵۰ فعال زن آمده است: «حماس با مسدود کردن کریدورهای بشردوستانه در غزه مانع از خروج فلسطینیها به مکانهای امن شده است، از آمبولانسها برای اهداف تروریستی استفاده میکند و سوخت، برق، آب و کمکهای بشردوستانه به مردم غزه را به یغما میبرد.»
در میان امضا کنندگان این نامه، نام دریا صفایی، نماینده پارلمان بلژیک، نازنین افشینجم، فعال حقوق بشر و تعدادی از فعالان اسرائیلی دیده میشود.
آژانس خبری کردپا گزارش داد سیوان ابراهیمی، مدرس زبان کُردی و از بازداشتشدگان خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی، روز شنبه ۹ دی برای اجرای حکم حبس به زندان سنندج منتقل شد. ابراهیمی به حکم دادگاههای انقلاب و کیفری سنندج، مجموعا به ۱۲ سال حبس و ٤٠ ضربه شلاق محکوم شده است.
او نخستین بار در تاریخ سیزدهم دی ماه ١٤٠١ در حالی که برای پیگیری پرونده همسرش زهرا محمدی در دادگاه انقلاب سنندج حاضر شده بود به وسیله نیروهای امنیتی بازداشت و دو روز بعد با تودیع قرار کفالت آزاد شد.
ابراهیمی بار دیگر در ۲۸ دی ۱۴۰۱ به دست نیروهای امنیتی در کامیاران بازداشت و در بهمن ماه همان سال با تودیع وثیقه به صورت موقت آزاد شد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این عضو انجمن فرهنگی اجتماعی نوژین، در تاریخ ۱۲ آبان امسال در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی محمد کرمی برگزار شد.
ابراهیمی به اتهام «تشکیل گروه و دستهجات به قصد بر هم زدن امنیت کشور» به ١٠ سال حبس تعزیری و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
این فعال مدنی، شهریور ماه امسال در بخش دیگر پرونده خود با حکم دادگاه کیفری سنندج به اتهام «اخلال در نظم عمومی» به یک سال حبس در تبعید در زندان دیزلآباد کرمانشاه و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شد.
به نوشته کردپا، حکم حبس و شلاق ابراهیمی مدتی بعد از سوی شعبه ۱۲ دادگاه تجدید نظر استان کردستان تایید و حکم تبعید او به زندان دیزلآباد کرمانشاه لغو شد.
او باید دوران محکومیت خود را در زندان سنندج سپری کند.
سیوان ابراهیمی عضو هیات مدیره انجمن فرهنگی-اجتماعی نوژین است که در زمینه تدریس زبان و ادبیات کُردی فعایت دارد و به شهروندان در زمینه حفاظت از محیط زیست آموزش میدهد.
خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی که از شهریور ماه ۱۴۰۱ در واکنش به کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت پلیس گشت ارشاد آغاز شد، با سرکوب شدید معترضان از سوی حکومت مواجه شد.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، اواسط اسفند سال گذشته بدون اشاره به شمار افراد بازداشت شده در جریان خیزش گفت ۲۲ هزار نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ با «عفو علی خامنهای» آزاد شدهاند.
شهنام اشتری، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان شرقی روز شنبه ۹ دی «مازوتسوزی نیروگاه تبریز» را تایید کرد و با اشاره به نقش این آلاینده در کاهش کیفیت هوای این کلانشهر گفت پایشهای ایستگاههای سنجش کیفی، این موضوع را اثبات میکند.
اشتری مازوتسوزی را ناشی از «فرا رسیدن فصل سرما و استفاده روزافزون گاز در مصارف خانگی» دانست.
کمبود گاز طبیعی، هر سال نیروگاههای حرارتی را وادار به استفاده از این سوخت پر خطر میکند.
این مقام مسوول ابراز امیدواری کرد «با اتخاذ تمهیدات لازم و کافی مدیران نیروگاه حرارتی تبریز» هرچه سریعتر تغییر سوخت انجام بگیرد.
همزمان با این اظهارات، اداره هواشناسی استان آذربایجان شرقی ظهر روز شنبه اعلام کرد در اثر «تداوم پایداری جو» افزایش غلظت آلایندههای هوا در شهرهای صنعتی و پرجمعیت به خصوص در شهر تبریز دور از انتظار نیست.
سازمان هواشناسی ایران روز ۹ دی درباره موج جدید آلودگی در شهرهای صنعتی بهدلیل «پایداری و سکون هوا» هشدار داد و اعلام کرد روند کنونی دستکم تا روز یکشنبه ادامه پیدا میکند و شهرهای صنعتی با «افزایش غلظت آلایندههای جوی» و «کاهش کیفیت هوا» روبهرو خواهند بود.
سازمان هواشناسی ایران روز جمعه گفته بود هوای ۹ شهر شامل تهران، کرج، اراک، یزد، تبریز، اصفهان، ارومیه، اهواز و سمنان در دو روز ابتدایی هفته جاری «ناسالم» خواهد بود.
تداوم مازوتسوزی و آلودگی هوا در ایران
در هفتههای گذشته انتقادات شهروندان به مازوتسوزی نیروگاهها و تاثیر آن بر آلودگی هوا بالا گرفته است اما برخی مقامهای جمهوری اسلامی استفاده از این سوخت را رد میکنند.
مجید دبیریان، عضو شورای شهر مشهد، روز پنج دی به پایگاه خبری انتخاب گفت نیروگاه طوس در غرب مشهد با سوزاندن مازوت، عامل ۲۰ درصد از آلودگی هوای این شهر است.
اواسط آذر امسال مجید غلامی، رییس اداره محیط زیست شهرستان طرقبه و شاندیز از تشکیل پرونده قضایی برای نیروگاه طوس خبر داد و گفت این نیروگاه از پاییز امسال به مازوتسوزی روی آورده است.
به گفته غلامی، مسوولان نیروگاه حاضر به ارائه آمار و جزییات درباره این اتفاق نیستند.
آلودگی هوای مشهد در هفتههای گذشته به وضعیت قرمز و بنفش رسید. پیشتر اعلام شده بود این شهر امسال تنها ۲۸ روز هوای پاک داشته است.
علی سلاجقه، رییس سازمان محیط زیست کشور هفته گذشته سوزاندن مازوت را در پالایشگاه شازند اراک ناگزیر خواند و گفت وزارت نفت و وزارت نیرو در اقدام و اطلاعیهای بر کمبود گاز بهعنوان سوخت سالم تاکید کردهاند.
به گفته او، به دلیل اتمام سهمیه سوخت اراک، نیروگاه شازند «ناچار به استفاده از مازوت» شده است.
مقامها، آلایندههای ناشی از دودکش کارخانهها و کارگاههای صنعتی، دودکش وسایل نقلیه و گاز ناشی از سوختهای فسیلی را از جمله دلایل آلودگی در تهران و برخی شهرها اعلام میکنند.
روزنامه اعتماد به تازگی در گزارشی به نقل از دو تیم تحقیقاتی مستقل نوشت که «سوخت پر گوگرد» آلودگی هوای کلانشهرهای ایران را افزایش داده است.
بر اساس این گزارشها نیروگاهها نه فقط در فصلهای سرد بلکه در تابستان هم مصرف سوخت سنگین داشتهاند.
سوخت نفت کوره یا مازوت بین ۲/۵ تا ۳/۵ درصد و گازوییل هم بین نیم تا یک درصد گوگرد دارند.
مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم، بهمن سال گذشته مازوتسوزی در ۱۴ نیروگاه بخاری کشور شامل طوس در خراسان رضوی، مفتح در همدان، سهند بناب در آذربایجان شرقی، ایرانشهر در سیستان و بلوچستان، منتظری در اصفهان، منتظر قائم در البرز و رجایی در قزوین و هرمزگان را تایید کرد.
سوزانده شدن مازوت باعث تولید گوگرد میشود و آلودگی ناشی از دیاکسید گوگرد، عوارض پرشماری مانند تنگ شدن راههای تنفسی، آسم، اسپاسم برونشها، سرفه شدید، سوزش چشم و مجاری تنفسی، کاهش کارایی تنفسی، کم شدن عمق تنفسی، تشدید عوارض قلبی و عروقی و تنفسی و تاثیرات روانی و گوارشی را به همراه دارد.
ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در واکنش به اعدام وفا هناره، آرام عمری، رحمان پرهازو و نسیم نمازی به اتهام «محاربه و افساد فی الارض از طریق جاسوسی برای اسرائیل» در زندان ارومیه، روند قضایی در دادگاههای ایران را فاجعهبار خواند و خواستار لغو فوری مجازات اعدام شد.
دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد، روز جمعه هشتم دی ماه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد اعدام سه مرد و یک زن در ایران به اتهام جاسوسی را اسفبار خواند.
ولکر تورک تاکید کرد اعدام این افراد بر اساس محاکمههایی صورت گرفته که ایرادهای جدی به قواعد حقوقی و عادلانه بودن آنها وارد است.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در ادامه خواستار توقف فوری اعدامهای بیشتر و پایان رسمی استفاده از مجازات اعدام در ایران شد.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، روز جمعه هشتم دی از اعدام وفا هناره، آرام عمری، رحمان پرهازو و نسیم نمازی در زندان ارومیه خبر داد.
وبسایت هرانا روز پنجشنبه هفت دی از انتقال این چهار زندانی به همراه یک زندانی دیگر به نام منصور رسولی به سلول انفرادی خبر داده بود.
به نوشته این نهاد حقوق بشری، «منصور رسولی، یکی از متهمان این پرونده با توقف حکم که گفته میشود ناشی از تحولات حقوقی در پرونده وی است به بند عمومی بازگشت و چهار تن دیگر اعدام شدند».
متهمان این پرونده که دستکم ۱۰ نفر هستند، در آبان ۱۴۰۰ به وسیله نیروهای امنیتی بازداشت و در اسفند ماه همان سال از بازداشتگاه به بند سیاسی زندان ارومیه منتقل شدند.
میزان، خبرگزاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی نوشته است وفا هناره، آرام عمری، رحمان پرهازو و نسیم نمازی به اتهام محاربه و افساد فی الارض از طریق ارتباط و همکاری اطلاعاتی، عملیاتی و جاسوسی با اسرائیل به اعدام محکوم شدند و متهمان دیگر پرونده به اتهام ارتباط با اسرائیل به قصد بر هم زدن امنیت کشور هر کدام به ۱۰ سال حبس محکوم شدند.
به نوشته هرانا پنج متهم دیگر این پرونده کامران هناره، فخرالدین دودکانلوی میلان، اشکان عثماننژاد، حسن عمرپور و امیر مشتاق گنگچین هستند که هر کدام در دادگاه انقلاب به ۱۰ سال حبس محکوم شدهاند و اکنون در بند سیاسی زندان ارومیه، دوران محکومیت خود را سپری می کنند.
همزمان با اعلام خبر اعدام این افراد، ویدیویی از اعترافات اجباری آنها در خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران و شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.
ایراناینترنشنال نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ در گزارشی اختصاصی خبر داد یک عضو یگان ۸۴۰ نیروی قدس به ماموریت خود برای انجام سه ترور در ترکیه، آلمان و فرانسه اذعان کرده است.
یک روز بعد، رسانههای اسرائیلی با اشاره به گزارش اختصاصی ایراناینترنشنال، از قول منابع اسرائیلی خبر دادند موساد طرح نیروی قدس سپاه پاسداران را خنثی کرده است.
پس از آن رسانههای اسرائیلی گزارش دادند ماموران موساد یک مامور نیروی قدس سپاه پاسداران به نام منصور رسولی را که در طرح ترور نقش داشته، در داخل خاک ایران بازجویی و بعد رها کردهاند.
روز ۱۷ اردیبهشت منصور رسولی در ویدیویی اعلام کرد «مورد ربایش یکی از تیمهای زورگیر» قرار گرفته بوده.
در همان روز ایراناینترنشنال فایل دیگری از این فرد منتشر کرد که در آن، او به اقدامات و تلاشش برای انجام این ترورها اعتراف میکند.
این فرد میگوید از او خواسته شده یک نفر اسرائیلی را در استانبول، یک ژنرال آمریکایی را در آلمان و یک روزنامهنگار را در فرانسه ترور کند.
ایراناینترنشنال روز ۳۰ تیر ۱۴۰۱ نیز اطلاعاتی اختصاصی منتشر کرد که یک مقام ارشد دیگر سپاه پاسداران به نام یدالله خدمتی، در ایران مورد بازجویی ماموران موساد قرار گرفته و در این بازجویی چند ساعته، اطلاعاتی درباره انتقال سلاح به سوریه، عراق، لبنان و یمن داده است.
او در ویدیویی با تایید نقش خود در آماد و پشتیبانی سپاه و ارتباط با علیاصغر نوروزی، فرمانده این بخش، از فعالیتهایش در ارسال سلاح برای گروههای نیابتی جمهوری اسلامی ابراز پشیمانی میکند و از همکارانش میخواهد دست به چنین اقدامهایی نزنند.
پیش از این و در آذر ماه ۱۴۰۱، قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اجرای حکم اعدام چهار زندانی به نامهای حسین اردوخانزاده، شاهین ایمانی محمودآباد، میلاد اشرفی آتباتان و منوچهر شهبندی بجندی، به اتهام همکاری اطلاعاتی با اسرائیل و آدمربایی خبر داد.
در این گزارش آمده بود سه متهم دیگر بر اساس جرایمی از جمله ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، معاونت در آدمربایی و نگهداری سلاح به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند.
هرانا روز چهارشنبه ششم دی ماه گزارش داد در سال ۲۰۲۳ محکومیت ۱۵۵ نفر را به اعدام و اجرای احکام اعدام ۷۴۶ نفر را ثبت کرده است.
بر اساس این گزارش، اجرای احکام اعدام نسبت به سال ۲۰۲۲، با ۳۲ درصد افزایش همراه بوده است.
۰/۱۳ درصد اعدامشدگان در سال ۲۰۲۳ با اتهامات امنیتی (جاسوسی - ترور - بمبگذاری) به مجازات مرگ محکوم و اعدام شدهاند.
تلقی برخی ناظران این است که اجرای حکم اعدام این پنج نفر، تلاشی از سوی جمهوری اسلامی در راستای گرفتن انتقام کشته شدن رضی موسوی بود.
موسوی، مسوول لجستیک و امداد نیروی قدس سپاه پاسداران و یکی از شش فرمانده ارشد سپاه در منطقه بود که نقشی کلیدی در بقای بشار اسد و تثبیت حزبالله در لبنان داشت.
به دنبال مرگ او، حسین سلامی، فرمانده کل سپاه، روز پنجشنبه هفتم دی در مراسم تشییع او گفت: «انتقام سید رضی چیزی جز نابودی اسرائیل نخواهد بود.»