• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

هوش مصنوعی جنسیت ندارد، اما کلیشه‌های جنسیتی دارد

آزاده اسدی

ایران‌اینترنشنال

۱۱ آبان ۱۴۰۵، ۰۱:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)

همه‌چیز از یک شوخی ساده شروع شد؛ از آن گفت‌وگوهای نیمه‌شبی که قرار نیست به جایی برسند، چه برسد به بحث درباره جنسیت، فرهنگ و تبعیض.

به چت‌جی‌پی‌تی گفتم مدتی با نسخه دیگری از این هوش مصنوعی صحبت کرده‌ام و اتفاقا حسابی هم با هم شوخی کرده‌ایم. برای اینکه کمی سر به سرش بگذارم، اضافه کردم: «اون از تو شیطون‌تر بود.»

پاسخش غافلگیرم کرد: «پس من زیادی دختر خوبم؟»

دختر خوب؟ چرا دختر؟
این پرسش کوتاه کافی بود تا گفت‌وگوی شوخ‌طبعانه ما ناگهان رنگ دیگری بگیرد.

چت‌جی‌پی‌تی بلافاصله توضیح داد که جنسیت ندارد و صرفا از اصطلاحی رایج برای همراهی با لحن گفت‌وگو استفاده کرده است.

اما ماجرا دقیقا همین‌جا جالب می‌شود. چرا از میان این همه عبارت ممکن، «دختر خوب» را انتخاب کرده بود؟

در فرهنگی که بسیاری از ما در آن بزرگ شده‌ایم، «دختر خوب» فقط یک ترکیب ساده از اسم و صفت نیست. پشت این دو کلمه، تاریخی از انتظارها و فشارهای اجتماعی پنهان است.

«دختر خوب» را نسل‌های مختلف شنیده‌اند؛ گاهی در قالب نصیحت، گاهی سرزنش و گاهی حتی محبت. عبارتی به‌ظاهر بی‌آزار که می‌تواند مرز میان آنچه یک دختر می‌خواهد باشد و آنچه دیگران از او انتظار دارند را تعیین کند.

حالا همین عبارت، نه از زبان یک مادر‌بزرگ در خانه، که از زبان یکی از پیشرفته‌ترین فناوری‌های عصر ما بیرون آمده بود. مدل‌های زبانی مانند چت‌جی‌پی‌تی با پردازش حجم عظیمی از داده‌ها آموزش می‌بینند و الگوهای زبان انسان‌ها را یاد می‌گیرند. آموزش آن‌ها در مراحل بعد با روش‌هایی مانند بازخورد انسانی تکمیل می‌شود. اما این داده‌ها فقط حامل دانش و خلاقیت نیستند؛ ردپای فرهنگ، مناسبات قدرت و پیش‌داوری‌های ما هم در آن‌ها باقی مانده است.

هوش مصنوعی نه کودکی کرده، نه در خانواده‌ای بزرگ شده و نه تجربه زیسته‌ای از تبعیض جنسیتی دارد. بااین‌حال، می‌تواند به زبانی سخن بگوید که قرن‌ها از همین تجربه‌ها و مناسبات شکل گرفته است.

البته آن وجه آزاردهنده مفهوم «دختر خوب» در بسیاری از فرهنگ‌ها با انتظارات سنتی از زنان گره خورده است؛ دختری مودب، سازگار و فرمان‌بردار که مخالفت نمی‌کند و برای جلب رضایت خانواده می‌کوشد. بعد، به وقت ازدواج، باید «زن خوبی» باشد و کمی بعدتر، «مادر خوبی». اگر از پس این‌همه خوب‌بودن هنوز چیزی از خودش باقی مانده باشد و زندگی فرصتی به او بدهد، روزی «مادربزرگ خوبی» هم خواهد شد. و این‌گونه، قصه‌ای که با «دختر خوب» آغاز شده، با سنجیدنِ مداوم او در ترازوی انتظارات دیگران ادامه می‌یابد؛ قصه‌ای که اگر روزی علیه آن عصیان نکند، شاید تنها مرگ نقطه پایانش باشد.

نمی‌توان با قطعیت گفت چت‌جی‌پی‌تی این عبارت را از کدام زبان، داده یا الگوی فرهنگی آموخته است. اما انتخاب آن در یک گفت‌وگوی صمیمانه، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا هوش مصنوعی، ناخواسته کلیشه‌های پنهان در زبان را بازتولید می‌کند؟

همین جمله ساده پرسشی مهم را پیش می‌کشد، وقتی هوش مصنوعی به زبان ما حرف می‌زند، دقیقا چه چیزهایی را از ما یاد گرفته است؟ شوخ‌طبعی و صمیمیت‌مان را یا پیش‌داوری‌ها و کلیشه‌هایی را که گاه بی‌آنکه بدانیم، در مهربانانه‌ترین واژه‌هایمان پنهان کرده‌ایم؟ و آیا در کنار این میراث زبانی و فرهنگی، ارزش‌های جهان مدرن، از برابری و آزادی تا رهایی از قید باورهای کهنه را نیز آموخته است؟

این پرسش‌ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که بدانیم هوش مصنوعی فقط بازتاب‌دهنده زبان ما نیست؛ به‌تدریج به یکی از تولیدکنندگان و شکل‌دهندگان زبان روزمره ما هم تبدیل می‌شود.

100%

اگر قرار باشد فناوری آینده، تعصبات گذشته را هم با خود حمل کند، شاید تنها چیزی که تغییر کرده، شکل بیان آن‌ها باشد. البته انتظار اینکه هوش مصنوعی از تمام پیش‌داوری‌های انسانی عاری باشد، واقع‌بینانه نیست. زبان از تاریخ و فرهنگ جدا نیست و حتی انسان‌ها هم همیشه متوجه کلیشه‌هایی که در گفتار روزمره به کار می‌برند، نمی‌شوند. اما همین دشواری، مسئولیت شرکت‌های سازنده را کم نمی‌کند؛ برعکس، آن را جدی‌تر می‌کند.

وقتی میلیون‌ها نفر از این سامانه‌ها برای یادگیری، نوشتن، تصمیم‌گیری و حتی گفت‌وگوهای شخصی استفاده می‌کنند، انتخاب واژه‌ها دیگر فقط مساله‌ای مربوط به یک گفت‌وگوی خصوصی نیست. پاسخ‌هایی که بارها تکرار می‌شوند، ممکن است به عادی‌تر شدن همان تصوراتی کمک کنند که جامعه برای تغییرشان سال‌ها تلاش کرده است.

در این میان، تفاوت مهمی هم وجود دارد. مادربزرگ‌های ما باورهایشان را از خانواده و جامعه به ارث برده بودند. اما پشت پاسخ‌های هوش مصنوعی، علاوه بر داده‌های آموزشی، تصمیم‌های آگاهانه انسان‌هایی قرار دارد که این فناوری را طراحی، ارزیابی و تنظیم می‌کنند. آن‌ها می‌توانند برای شناسایی سوگیری‌ها تلاش کنند، عملکرد مدل‌ها را در زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف بسنجند و راه را برای اصلاح خطاهایشان باز بگذارند. این انتظارِ بی‌نقص بودن نیست؛ انتظارِ مسئولیت‌پذیری است.

اما برگردیم به گفت‌وگوی من و چت‌جی‌پی‌تی؛ همان هم‌صحبت نیمه‌شبی که گاهی با هم شوخی می‌کنیم. وقتی به انتخاب عبارت «دختر خوب» اعتراض کردم، خودش هم پذیرفت که این ترکیب می‌تواند بار جنسیتی داشته باشد. به این ترتیب، هوش مصنوعی ابتدا کلیشه‌ای را به کار برد و چند لحظه بعد همان کلیشه را نقد کرد. کلیشه‌ای که یکی از هزار کلیشه‌ای است که نسل ما برای عبور از آن‌ها، گاه کلامی جنگیده و گاه بهای آن را با جسم و جان پرداخته است.

عجیب است که با این همه ادعای پیشرفت، قرار باشد در آینده‌ای متفاوت، کلیشه‌های گذشته دوباره رخ بنمایند؛ درست مانند مادربزرگی که می‌گفت: «دختر خوب این کارها رو نمی‌کنه.» با این تفاوت که مادربزرگ، با تمام مهرش، تنها پژواک باورهای زیسته‌اش بود. نه توان دگرگون‌کردن آینده بشر را داشت و نه کسی او را فاتح فردا می‌پنداشت. اما حالا که گمان می‌رود هوش مصنوعی روزی بر مسند خداییِ فردای ما بنشیند، انتظار گزافی نیست که کلامش، فراتر از تقلید زبان و بازتولید باورهای آدمیان، هوشیارتر از دیروز، پیشروتر از امروز و شایسته‌تر از فردایی باشد که وعده‌اش را می‌دهند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی به تجمع هالووین جوانان در خیابان ایرانشهر تهران حمله کردند
۱

نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی به تجمع هالووین جوانان در خیابان ایرانشهر تهران حمله کردند

۲

میلان ۳-۱ اینتر؛ دربی دلا مادونینا به سود شاگردان آموریم شد

۳

ارزیابی تحلیلگران اسرائیلی از رویارویی با جمهوری اسلامی؛ جنگ بعدی چه زمانی آغاز می‌شود؟

۴

توقیف و مصادره اموال بنیان‌گذار مدرسه اینورس؛ اردوبادی: جای من کنار مردم است

۵

حمید علیدوستی درگذشت

انتخاب سردبیر

  • هزینه اداره مدارس بر دوش خانواده‌ها؛ از کاغذ و شوینده تا قبض آب و برق
    روایت شما

    هزینه اداره مدارس بر دوش خانواده‌ها؛ از کاغذ و شوینده تا قبض آب و برق

  • ارزیابی تحلیلگران اسرائیلی از رویارویی با جمهوری اسلامی؛ جنگ بعدی چه زمانی آغاز می‌شود؟

    ارزیابی تحلیلگران اسرائیلی از رویارویی با جمهوری اسلامی؛ جنگ بعدی چه زمانی آغاز می‌شود؟

  • بایننس می‌گوید ۹۰ درصد دارایی‌های سرقت‌شده در هک ۶.۳ میلیارد دلاری را جایگزین کرده است

    بایننس می‌گوید ۹۰ درصد دارایی‌های سرقت‌شده در هک ۶.۳ میلیارد دلاری را جایگزین کرده است

  • از ۱۸ تیر تا جاوید شاه؛ روایتی از تغییر فضای سیاسی در دانشگاه‌های ایران

    از ۱۸ تیر تا جاوید شاه؛ روایتی از تغییر فضای سیاسی در دانشگاه‌های ایران

  • توقیف و مصادره اموال بنیان‌گذار مدرسه اینورس؛ اردوبادی: جای من کنار مردم است

    توقیف و مصادره اموال بنیان‌گذار مدرسه اینورس؛ اردوبادی: جای من کنار مردم است

•
•
•

مطالب بیشتر

«در جاده با عباس کیارستمی»؛ روستای متروک و فیلمسازی که دیگر نیست

۱۱ آبان ۱۴۰۵، ۰۱:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد عبدی
100%

مستند تازه سیف‌الله صمدیان با عنوان «در جاده با عباس کیارستمی» که چهارمین ساخته این فیلمساز درباره عباس کیارستمی فیلمساز شناخته‌شده ایرانی است، در جشنواره بوسان در کره جنوبی اولین نمایش جهانی خودش را تجربه کرد.

صمدیان که خود از عکاسان شناخته شده است، همیشه دوربینی به دست دارد و به طور دائم در حال عکاسی و تصویربرداری است، از جمله بیش از سی سال تصویربرداری از جشنواره کن. او گنجینه‌ای از لحظات معاشرت با کیارستمی را ثبت و ضبط کرده که هر بار بخشی از آنها را به عنوان یک مستند تازه عرضه می‌کند: روزی روزگاری در مراکش (۲۰۱۶ در جشنواره ترایبکا)، ۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه (۲۰۱۶ در جشنواره ونیز) و کیارستمی مشغول کار است (۲۰۲۳).

فیلم تازه اما در ده بخش تصاویری از کیارستمی را در سفرهای مختلف به نقاط گوناگون ایران ثبت می‌کند؛ از محل فیلمبرداری فیلم‌هایی چون «خانه دوست کجاست»، «زندگی ادامه دارد» و «زیر درختان زیتون» تا جست‌و‌جوی درخت فیلم «طعم گیلاس».

فیلم در ده بخش به شکل سیاه و سفید تصاویر این سفرها را در کنار هم قرار می‌دهد تا از ورای آن تصویر تازه و نادیده‌ای از کیارستمی ثبت کند، از جمله یک کیارستمی شوخ‌طبع که با همه چیز شوخی می‌کند؛ مثلا جمله‌ای به زبان چکی را که در مترو پراگ پخش می‌شود، به عنوان سوال از بچه‌های روستا می‌پرسد و آنها مات و مبهوت می‌مانند، یا تظاهر به این که پدر خانمی است که همراهش است با لهجه غلیظ یزدی.

در عین حال رابطه صمیمی صمدیان با کیارستمی موقعیت‌هایی را ثبت می‌کند که تماشاگر انتظار آنها را ندارد؛ از جمله آوازخوانی عباس کیارستمی که اثری از بنان را می‌خواند.

100%
جعفر پناهی در کنار عباس کیارستمی

فیلم اساسا از نظر ساختار هم به فیلم‌های کیارستمی پیوند می‌خورد؛ از این رو که فیلمی جاده‌ای است که غالب آن در داخل یک اتومبیل می‌گذرد، چیزی که کیارستمی به آن علاقه‌مند بود و برخی از مهمترین فیلم‌هایش غالبا در داخل اتومبیل ساخته شده‌اند. در عین حال پرسیدن آدرس و نشانی محل‌ها و جست‌و‌جوی آدم‌ها - از جمله کسانی که در فیلم‌های کیارستمی بازی کرده‌اند - بخش مهمی از فیلم است که باز نوع روایت آثار کیارستمی را به یاد می‌آورد.

اما در نهایت چندان اهمیتی ندارد که تماشاگر لزوما علاقه‌مند آثار کیارستمی باشد، چرا که با فیلمی روبرو هستیم که به خودی‌خود دنیایش را بنا می‌کند و از ما دعوت می‌کند که به رابطه دنیای شخصی یک فیلمساز با فیلم‌هایش از خلال چند سفر ساده و صمیمی پی ببریم، فیلمسازی که می‌تواند مورد علاقه ما نباشد.

  • «نفرین توقیف»؛ از بهروز وثوقی و سینما رکس تا کشتار دی

    «نفرین توقیف»؛ از بهروز وثوقی و سینما رکس تا کشتار دی

فیلم از روستای کوکر آغاز می‌شود؛ جایی که سه فیلم کیارستمی فیلمبرداری شده و حالا صمدیان به همراه کیارستمی به روستایی متروک بازمی‌گردد و در آن پی خانه‌ها و مناظر فیلم‌ها می‌گردد. اینجا فیلم به طور مستقیم با آثار کیارستمی پیوند می‌خورد و یافتن هر خانه به تصویر همان‌جا در فیلم‌های کیارستمی پیوند می‌خورد؛ تصاویر سیاه و سفید این مستند به تصاویر رنگی فیلم‌های کیارستمی. هر فیلمسازی قاعدتا وسوسه می‌شد که به دلیل حضور طبیعت، این مستند را به شکل رنگی عرضه کند، اما صمدیان در تصمیمی جسارت‌آمیز رنگ را از تصاویرش می‌گیرد تا شاید نوعی حزن و اندوه از دست دادن دوست و استادش را با ما قسمت کند.

حضور جعفر پناهی هم در برخی از این سفرها، بخش‌های مهمی از فیلم را شکل می‌دهد. در جایی از فیلم آنها از یکدیگر در مه عکس می‌گیرند و بخشی از گفت‌و‌گوی پناهی با کیارستمی هم درباره ساخت فیلمی جنگی است که البته هیچ‌گاه ساخته نشد. پناهی می‌گوید آرزویش نمایش فیلم‌هایش در ایران است و تلاش دارد به نوعی در این ایده تازه‌اش درباره جنگ از سانسور حاکم بگریزد. او گاه به زبان آذری با صمدیان حرف می‌زند و گاه به او انتقاد هم می‌کند: «این همه [تصویر] می‌گیری می‌ریزی تو کنج خونه تو گونی، به چه دردی می‌خوره؟» این شوخی بعد به همراه کیارستمی هم تکرار می‌شود که می‌گوید صمدیان پیر خواهد شد و پسرش این نوارها را در گونی دور خواهد ریخت! حالا اما این نوارها پس از چند دهه به کار آمده‌اند و صمدیان کماکان می‌تواند فیلمی دیدنی از توی گونی نوارهایش بیرون بیاورد.

زخم پدر؛ روایت ناگفته از روابط معیوب پدر و دختر در سینمای امروز

۱۰ آبان ۱۴۰۵، ۲۱:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
سمیرا گلچین
100%

سینمای معاصر بیش از گذشته به زخم‌های عاطفی دوران کودکی و تاثیر آن‌ها بر زندگی بزرگسالی توجه نشان می‌دهد. در این میان، رابطه پدر و دختر فرصتی برای بررسی پرسشی مهم شده است: غیبت عاطفی، طردشدگی یا محبت مشروط چگونه ممکن است بر احساس ارزشمندی و روابط عاشقانه زنان اثر بگذارد؟

از «محبوب» ساخته رودریگو سوروگوین در سال ۲۰۲۶ و «ارزش عاطفی» ساخته یواخیم تریه در سال ۲۰۲۵ تا «بابایی» ساخته کریستی هال، که در سال ۲۰۲۴ اکران شد، فیلم‌سازان به‌جای تمرکز صرف بر رفتار دختران، نقش پدران را نیز در شکل‌گیری تجربه‌های عاطفی آن‌ها بررسی می‌کنند.

زخم پدر از منظر روان‌شناسی

در فرهنگ عامه انگلیسی، اصطلاح «ددی ایشوز» به مشکلاتی اشاره می‌کند که به رابطه فرد با پدر نسبت داده می‌شوند؛ مفهومی پرکاربرد، اما نه یک تشخیص علمی. روان‌شناسان برای بررسی چنین تجربه‌هایی از مفاهیمی مانند دلبستگی ناایمن، محرومیت عاطفی و تعارض‌های حل‌نشده خانوادگی استفاده می‌کنند.

پژوهشی که ژانویه ۲۰۲۶ در نشریه «کارنت سایکولوژی» منتشر شد، رابطه دلبستگی به پدر و الگوهای روابط عاشقانه را در میان ۳۳۷ زن در بریتانیا و ترکیه بررسی کرد. یافته‌ها نشان داد دلبستگی ایمن‌تر به پدر با امنیت بیشتر در روابط عاشقانه ارتباط داشت؛ در مقابل، برخی الگوهای فاصله عاطفی با ناامنی بیشتر همراه بودند. تفاوت نتایج دو کشور نیز اهمیت فرهنگ و شرایط اجتماعی را آشکار کرد.

البته این نتایج ارتباط آماری را نشان می‌دهند، نه سرنوشتی تغییرناپذیر. هیچ تجربه‌ای با پدر به‌تنهایی نمی‌تواند انتخاب‌های عاشقانه یک زن را توضیح دهد.

«محبوب»؛ وقتی محبت پدر با کنترل همراه است

در «محبوب»، خاویر باردم نقش استبان مارتینس، کارگردانی مشهور، را بازی می‌کند که پس از سیزده سال دوری به دخترش امیلیا، با بازی ویکتوریا لوئنگو، پیشنهاد می‌دهد در فیلم جدید او بازی کند. این دعوت ظاهرا فرصتی برای نزدیکی دوباره است، اما خاطراتی از بی‌اعتنایی و رفتارهای آزاردهنده پدر را زنده می‌کند.

100%

استبان نه‌تنها رنج امیلیا را به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه می‌کوشد روایت او از گذشته را نیز زیر سوال ببرد. انتخاب حرفه کارگردانی برای پدر تصادفی نیست؛ مردی که به تعیین زاویه دید و هدایت بازیگران عادت دارد، می‌خواهد خاطرات دخترش را هم مطابق خواست خود تنظیم کند.

سوروگوین با گفت‌وگوهای پرتنش و تغییر قالب‌های تصویری، برخورد دو روایت از گذشته را نشان می‌دهد. بااین‌حال، حضور مسلط باردم گاهی امیلیا را در سایه می‌گذارد؛ تناقضی معنادار برای فیلمی که اقتدار مردانه را نقد می‌کند.

«محبوب» یادآور می‌شود که آسیب عاطفی فقط محصول نبود محبت نیست؛ محبت همراه با کنترل و انکار احساسات نیز می‌تواند زخم‌های عاطفی دختر را عمیق‌تر کند.

«ارزش عاطفی»؛ میراث غیبت عاطفی

در «ارزش عاطفی»، یواخیم تریه سراغ پدری می‌رود که در بیان احساسات ناتوان است. گوستاو بورگ، با بازی استلان اسکارشگورد، فیلم‌سازی مشهور است که پس از سال‌ها دوری می‌کوشد به زندگی دو دخترش، نورا و اگنس، بازگردد. پیشنهاد بازی در فیلم تازه‌اش به نورا، با بازی رناته رینسوه، با مخالفت او روبه‌رو می‌شود.

100%

گوستاو می‌تواند پیچیده‌ترین احساسات انسانی را در آثارش بازآفرینی کند، اما در زندگی واقعی نمی‌تواند با رنج دخترش روبه‌رو شود.

نورا با اضطراب و دشواری در صمیمیت عاطفی مواجه است و رابطه‌ای با مردی متاهل دارد. این وضعیت امکان خوانشی روان‌شناختی را فراهم می‌کند؛ شاید کسی که حضور عاطفی باثبات پدر را تجربه نکرده، در روابطی با امنیت و دسترسی محدود نیز گرفتار شود.

اما تریه این احتمال را به توضیحی قطعی تبدیل نمی‌کند. نورا و اگنس گذشته خانوادگی مشترکی دارند، اما غیبت پدر را یکسان تجربه نکرده‌اند.

«ارزش عاطفی» با استفاده از خانه خانوادگی به‌عنوان نمادی از حافظه چند نسل، همراه با سکوت‌ها و بازی‌های کنترل‌شده، به فیلم عمق می‌دهد.

تریه نشان می‌دهد گاهی عمیق‌ترین زخم دختر نه از نبود عشق پدر، بلکه از ناتوانی او در ابراز آن شکل می‌گیرد؛ زخمی که سال‌ها بعد ممکن است بر اعتماد و روابط عاطفی دختر سایه بیندازد.

«بابایی»؛ جست‌وجوی محبت در رابطه‌ای نامطمئن

«بابایی» تقریبا به‌طور کامل در تاکسی‌ای در نیویورک می‌گذرد. زنی جوان با بازی داکوتا جانسون به راننده‌ای با بازی شان پن می‌گوید با مردی متاهل و مسن‌تر رابطه دارد.

در جریان گفت‌وگو روشن می‌شود پدرش مردی سرد و دور از دسترس بوده که هرگز او را در آغوش نگرفته است. تنها خاطره زن از تماس محبت‌آمیز با پدر، دست‌دادن هنگام جدایی است؛ خاطره‌ای که خواهرش صحت آن را انکار می‌کند.

100%

در مقابل، مردی که زن دوستش دارد به فرزندان خود محبت می‌کند، اما برای او شریکی حاضر و قابل اتکا نیست.

کریستی هال از این تضاد برای بررسی پیوند احتمالی میان محرومیت عاطفی کودکی و انتخاب‌های عاشقانه استفاده می‌کند.

بااین‌حال، فیلم به این توضیح ساده محدود نمی‌شود. راننده که ابتدا با اطمینان درباره روابط زن قضاوت می‌کند، به‌تدریج بیشتر شنونده او می‌شود.

«بابایی» نشان می‌دهد تجربه محرومیت از محبت پدر ممکن است بر تصور فرد از عشق و صمیمیت تاثیر بگذارد، اما شناخت این زخم‌ها می‌تواند آغازی برای بازنگری در روابط عاطفی باشد.

«رگ خواب»؛ زخم پدر در سینمای ایران

در «رگ خواب» ساخته حمید نعمت‌الله، مینا با بازی لیلا حاتمی پس از شکست ازدواج و در میانه تنهایی و مشکلات اقتصادی، به کامران دل می‌بندد. توجه اولیه کامران برای او احساس امنیت می‌آورد، اما رابطه به‌تدریج به وابستگی و فروپاشی می‌رسد.

مینا در گفت‌وگوهای ذهنی‌اش همچنان پدر را مخاطب قرار می‌دهد؛ پدری که رابطه‌اش با او آمیخته با فاصله عاطفی بوده است. گویی حتی دور از خانه نیز می‌خواهد دیده شود و تایید بگیرد.

100%

نعمت‌الله با استفاده از روایت اول‌شخص، موسیقی و تغییر تدریجی رفتار مینا، نیاز به محبت و تایید را به بخشی از شخصیت‌پردازی تبدیل می‌کند.

از این منظر، رابطه مینا با کامران را می‌توان در پیوند با زخم‌های حل‌نشده رابطه پدر و دختر خواند؛ هرچند تنهایی، شرایط اقتصادی و شکست ازدواج نیز در آسیب‌پذیری او نقش دارند.

در «ملی و راه‌های نرفته‌اش» ساخته تهمینه میلانی، ملیحه از خانواده‌ای محدودکننده به ازدواجی پناه می‌برد که به رابطه‌ای کنترل‌گرانه و خشونت‌آمیز تبدیل می‌شود.

100%

تراژدی ملیحه، تکرار همان مناسبات سلطه‌ای است که برای فرار از آن‌ها ازدواج کرده بود.

اگر «رگ خواب» از نیاز به محبت و تایید سخن می‌گوید، «ملی» دشواری تشخیص مرز میان مراقبت و کنترل را بررسی می‌کند. فیلم میلانی در شخصیت‌پردازی گاهی اغراق می‌کند، اما تکرار الگوی کنترل در خانه پدری و زندگی زناشویی را به پرسشی اجتماعی تبدیل می‌کند.

زخمی که لزوما سرنوشت زنان نیست

وجه مشترک این آثار، اهمیت احساس امنیت، شنیده‌شدن و استقلال در رابطه پدر و دختر است. بااین‌حال، هیچ زنی را نمی‌توان تنها بر اساس گذشته خانوادگی‌اش تعریف کرد.

زخم‌های کودکی ممکن است بر روابط بعدی سایه بیندازند، اما آینده را تعیین نمی‌کنند.

«محبوب» از محبت همراه با کنترل می‌گوید، «ارزش عاطفی» از ناتوانی در ابراز عشق، «بابایی» از محرومیت عاطفی و «رگ خواب» از نیاز به تاییدی که ممکن است به وابستگی تبدیل شود.

شاید زخم پدر زمانی عمیق‌تر می‌شود که دختر، سال‌ها پس از کودکی، همچنان ارزش خود را در میزان محبتی جست‌وجو می‌کند که از مردان زندگی‌اش دریافت می‌کند. اما عبور از این زخم، زمانی آغاز می‌شود که تایید پدر یا شریک عاطفی دیگر شرط احساس ارزشمندی او نباشد.

از ۱.۶ به ۸ میلیارد نفر در یک قرن؛ بحران نان و دندان در سیاره‌ای که دیگر توانی ندارد

۸ آبان ۱۴۰۵، ۱۸:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
پیام دریابی
100%
طرح تولیدشده با هوش مصنوعی

تصور کنید یک خانه کوچک چهارنفره دارید، اما ناگهان ۲۰ نفر مهمان جدید سر برسند، بدون اینکه متراژ خانه یک سانتی‌متر بزرگ‌تر شود، شیری به شیرهای آب اضافه شود یا بشقاب و غذای بیشتری در یخچال باشد. ماجرای ۱۲۶ سال گذشته‌ ما و کره‌ زمین دقیقا همین است.

در سال ۱۹۰۰، جمعیت جهان حدود ۱.۶ میلیارد نفر بود؛ عددی که رسیدن به آن میلیون‌ها سال زمان برده بود. اما تنها در ۱۲۶ سال گذشته، این عدد با رشدی پنج‌برابری از مرز هشت میلیارد نفر گذشت.

در این مدت، زمین ذره‌ای بزرگ‌تر نشد، باران بیشتری نبارید و خاکی اضافه نشد. انسان به دل‌خوشی ضرب‌المثل قدیمی «آن که دندان دهد، نان دهد» جمعیت را پنج برابر کرد، بی‌آنکه ببیند توان زمین برای تولید آب و گندم روزبه‌روز تحلیل رفته است.

البته این افزایش جمعیت بی‌دلیل هم نبود. علم و پزشکی پیشرفت کرد، واکسن‌ها آمدند، مرگ‌ومیر نوزادان کم شد و میانگین طول عمر انسان که در سال ۱۹۰۰ زیر ۴۰ سال بود، حالا طبق گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی به بالای ۷۱ سال رسیده است.

پارادوکس ماجرا این‌جاست که علم مدرن در آغاز راه تمام تمرکز خود را بر کاهش مرگ‌ومیر و حفظ حیات گذاشت، بی‌آنکه اثرات جانبی این پیروزی را پیش‌بینی کند.

در واقع، این حجم از انباشت پسماند، تخریب اکوسیستم‌ها و شتاب در تخلیه منابع، حاصل غافلگیری جهان در برابر تبعات همان جمعیتی بود که با نبوغ پزشکی و کشاورزی زنده نگه داشته شد.

  • از مصادره ماسک تا احتکار گندم؛ شمارش معکوس برای جنگ جهانی نان و آب

    از مصادره ماسک تا احتکار گندم؛ شمارش معکوس برای جنگ جهانی نان و آب

بر اساس داده‌های بانک جهانی، سالانه بیش از دو میلیارد تن زباله جامد در زمین تولید می‌شود.

پلاستیک‌ها نه فقط به اقیانوس‌ها، بلکه به خون و ریه‌ خودمان هم نفوذ کرده‌اند. هوا روزبه‌روز گرم‌تر می‌شود، رودخانه‌ها خشک می‌شوند و خاک حاصل‌خیزی که میلیون‌ها سال ذخیره شده بود، در عرض یک نسل دارد تبدیل به کویر می‌شود.

عجیب‌تر اینکه در همین ۱۲۶ سال گذشته، بدترین فجایع تاریخ بشر رخ داد. دو جنگ جهانی با ده‌ها میلیون کشته، قحطی‌های شدید، آنفلوآنزای اسپانیایی و همه‌گیری ویروس کرونا با چند میلیون قربانی.

با این حال، هیچ‌کدام از این‌ها حتی برای چند ماه هم نتوانستند ترمز سرعت زاد و ولد انسان را بکشند؛ مانند راننده‌ای که پایش را روی گاز گذاشته و بی‌ترمز جلو می‌رود، بدون اینکه نگاه کند آیا بنزینی برای ادامه مسیر مانده یا نه.

یکی از مهم‌ترین گره‌های این ماجرا فقط در تعداد آدم‌ها نیست، بلکه در جغرافیای تولد آن‌هاست.

آمارهای صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) نشان می‌دهد در مناطقی که رفاه، آب و بهداشت وجود دارد، زاد و ولد روندی کاهشی پیدا کرده است.

با این حال، در کانون‌های خشکسالی، فقر و گرمای طاقت‌فرسا، ماشین تولیدمثل بی‌وقفه کار می‌کند. نتیجه، تولد نوزادانی است که سهم اولیه‌شان از آب و خاک پیشاپیش مصرف شده.

  • گهواره‌های خالی، مرزهای شلوغ؛ آینده اروپا به کدام سمت می‌رود؟

    گهواره‌های خالی، مرزهای شلوغ؛ آینده اروپا به کدام سمت می‌رود؟

این ناترازی موج بی‌سابقه‌ای از «مهاجرت‌های اقلیمی» را به راه انداخته که با سرازیر شدن میلیون‌ها پناهجو به سمت مناطق برخوردار، تعادل منابع، اقتصاد و ساختار اجتماعی مقاصد را هم به هم می‌ریزد.

این جابه‌جایی جمعیتی تنها بخشی از ماجراست. خطر بزرگ‌تر این است که در ساختار اقتصادی آینده، ممکن است جایی برای این همه متقاضی کار باقی نماند، زیرا غول جدیدی به اسم هوش مصنوعی وارد میدان شده است.

اگر در گذشته توجیه سنتی زادآوری این بود که «بچه نان‌آور است و بازوی کار برای مزارع و کارخانه‌ها»، حالا این معادله هم فروریخته است.

طبق گزارش‌های مجمع جهانی اقتصاد، هوش مصنوعی و اتوماسیون نه‌تنها کارهای کارگری، بلکه حسابداری، امور اداری، ترجمه، طراحی و برنامه‌نویسی را با سرعتی باورنکردنی و هزینه‌ای نزدیک به صفر انجام می‌دهند.

نوزادی که امروز متولد می‌شود، ۲۰ سال دیگر باید با نرم‌افزار و رباتی رقابت کند که نه خسته می‌شود، نه دستمزد می‌خواهد، نه آب می‌نوشد و نه اعتصاب می‌کند.

پس آن بچه‌ای که امروز به دنیا می‌آید، در ساختار اقتصادی فردا دقیقا قرار است چه کاره شود؟

جهان در حال ورود به دورانی است که نامش دیگر «توسعه و پیشرفت» نیست و شاید دقیق‌ترین توصیف برای آن، «تلاش برای بقا» باشد.

  • رقابت هوش مصنوعی با دانشمندان؛ آیا پژوهشگران جایگاه خود را از دست می‌دهند؟

    رقابت هوش مصنوعی با دانشمندان؛ آیا پژوهشگران جایگاه خود را از دست می‌دهند؟

وقتی پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهند منازعات آینده نه بر سر رفاه، بلکه بر سر یک بطری آب سالم، یک لقمه نان بدون آلودگی و یک تکه زمین با هوای قابل‌تنفس است، تعاریف اخلاقی و توصیه‌های سنتی گذشته نیز ناگزیر بازخوانی می‌شوند.

شاید ۵۰ سال پیش فرزندآوری یک وظیفه‌ بدیهی یا دست‌کم یک تصمیم کاملا شخصی و درون‌خانوادگی به نظر می‌رسید.

اما در سیاره‌ای تشنه که فرصت‌های شغلی‌اش روزبه‌روز با ماشین‌ها جایگزین می‌شوند و زیر بار گرما مجالی برای بازتولید منابع ندارد، این تصمیم ابعاد جمعی و زیست‌محیطی پیدا کرده است.

در این مختصات جدید، شاید زوج‌ها پیش از اینکه انسانی جدید را به جهان اضافه کنند، باید بیش از پدران و مادران خود و با حساسیتی بیشتر از آنها، از خود بپرسند: آیا موجودی را برای زندگی و آرامش به این دنیا دعوت می‌کنند، یا فرزند خود را بی‌سلاح به وسط میدان جنگی بر سر بقا پرتاب می‌کنند؟

سوالی سخت که پاسخ به آن را دیگر نمی‌توان به ضرب‌المثل‌ها سپرد، بلکه باید در محدودیت‌های عینی کره خاکی به‌نام زمین جست‌وجو کرد که دیگر توانی برایش نمانده است.

جمهوری اسلامی به اتکای مسکو مقر سیا را هدف قرار می‌دهد

۶ آبان ۱۴۰۵، ۲۳:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
اردوان روزبه
100%
تصویری از یکی از حملات حوثی‌ها به فرودگاهی در عربستان سعودی

در حالی که ترامپ کمک روسیه به جمهوری اسلامی را ناچیز می‌داند، گزارش‌های تازه از نقش ماهواره‌های جاسوسی مسکو در حملات به اهداف آمریکایی حکایت دارند. آیا جمهوری اسلامی با پشتیبانی اطلاعاتی و نظامی روسیه و چین، به بازوی عملیاتی این دو قدرت در رویارویی غیرمستقیم با آمریکا تبدیل شده؟

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، می‌گوید روسیه برای کمک به جمهوری اسلامی در جنگ اقدامات بسیار اندکی انجام می‌دهد. اما گزارش تازه آسوشیتدپرس درباره نقش ماهواره‌های جاسوسی روسیه در حملات به عربستان سعودی و اهداف آمریکایی، تصویری متفاوت از همکاری مسکو و تهران ارائه می‌کند. همکاری‌ای که بر اساس یافته‌های تازه، از توافق‌های سیاسی و نظامی فراتر رفته و در میدان جنگ، در قالب پشتیبانی اطلاعاتی و شناسایی اهداف خود را نشان داده است.

اهمیت این گزارش تنها در استفاده از ماهواره‌های روسیه نیست. موضوع اصلی، احتمال شکل‌گیری الگویی از رویارویی غیرمستقیم با آمریکا است که در آن جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی‌اش عملیات نظامی را انجام می‌دهند، اما بخشی از توان اطلاعاتی و فناوری مورد نیاز آنها از قدرت‌هایی مانند روسیه و چین تامین می‌شود.

توافق راهبردی تهران و مسکو، از کاغذ تا میدان جنگ
روسیه و جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ توافق مشارکت جامع راهبردی امضا کردند. توافقی که همکاری‌های امنیتی و نظامی دو کشور و مقابله با تهدیدهای مشترک را نیز در بر می‌گیرد. اکنون یافته‌های تازه نشان می‌دهد که این همکاری‌ها را نمی‌توان تنها در سطح توافق‌های دیپلماتیک ارزیابی کرد.

آسوشیتدپرس در گزارش ۲۷ اکتبر [برابر با ۵ آبان] خود، به نقل از منابع اطلاعاتی و یک مقام ارشد حوثی، از انتقال اطلاعات شناسایی ماهواره‌های روسیه از طریق مشاوران ایرانی به نیروهای حوثی خبر داده است.

بر اساس این روایت، جمهوری اسلامی نه فقط دریافت‌کننده احتمالی اطلاعات روسیه، بلکه حلقه انتقال این اطلاعات به گروه‌های مسلح متحد خود در منطقه است.

  • سند روسی از برنامه مسکو برای گسترش همکاری راهبردی با تهران خبر می‌دهد

    سند روسی از برنامه مسکو برای گسترش همکاری راهبردی با تهران خبر می‌دهد

این الگو نشان می‌دهد چگونه همکاری راهبردی دو کشور می‌تواند بدون حضور مستقیم نیروهای روسیه در میدان، بر توان عملیاتی نیروهای مورد حمایت تهران تاثیر بگذارد. هرچند هنوز روشن نیست انتقال اطلاعات مورد اشاره، در چارچوب رسمی توافق راهبردی انجام شده یا از مسیرهای اطلاعاتی دیگر.

۷۲ ماهواره روسی و ۴۰ حمله موشکی و پهپادی
شرکت اطلاعات مکانی آرورا، مستقر در ژنو، فعالیت ۷۲ ماهواره نظامی و دولتی روسیه را در ارتباط با ۴۰ حمله موشکی و پهپادی به اهدافی در عربستان سعودی، از اول ژوئیه تا ۱۹ اکتبر بررسی کرده است.

نواف عبید، بنیان‌گذار این شرکت، به آسوشیتدپرس گفته در تمامی حملات بررسی‌شده، فعالیت ماهواره‌های روسی در محدوده اهداف پیش و پس از عملیات مشاهده شده است.

یکی از نمونه‌های مهم، حمله دهم سپتامبر [برابر با ۱۹ شهریور] به سه ایستگاه پمپاژ خط لوله نفت شرق به غرب عربستان بود. این خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری، یکی از مسیرهای راهبردی صادرات نفت عربستان سعودی در شرایط اختلال در تنگه هرمز است.

نمونه دیگر، حمله به پایگاه هوایی ملک فهد در طائف بود که در آن یک جنگنده یوروفایتر تایفون متعلق به ایتالیا آسیب دید.

در این دو حمله، فعالیت ماهواره‌های روسیه در محدوده اهداف افزایش قابل توجهی داشت. از نظر فنی، چنین اطلاعاتی می‌تواند برای شناسایی نقاط حساس، انتخاب اهداف و ارزیابی خسارت پس از عملیات کاربرد داشته باشد.

  • راه شکست جمهوری اسلامی: پیگیری راهبردی آهسته و پیوسته

    راه شکست جمهوری اسلامی: پیگیری راهبردی آهسته و پیوسته

البته تطابق فعالیت ماهواره‌ها با زمان حملات، به‌تنهایی انتقال اطلاعات را اثبات نمی‌کند. اهمیت گزارش آسوشیتدپرس در کنار هم قرار دادن این یافته‌های فنی با اظهارات منابعی است که از همکاری اطلاعاتی روسیه با جمهوری اسلامی سخن گفته‌اند.

روسیه در حال مذاکره، اهداف آمریکایی زیر آتش
بخش مهم‌تر گزارش آسوشیتدپرس، ادعای نقش اطلاعات روسیه در حملات جمهوری اسلامی به اهداف آمریکایی است.
یک مقام آگاه از تحقیقات عربستان سعودی به این خبرگزاری گفته اطلاعات ماهواره‌ای روسیه در حملات ماه مارس به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان و یک واحد مرتبط با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، در مجموعه سفارت ایالات متحده در ریاض نقش داشته است.

در حمله به پایگاه شاهزاده سلطان، یک هواپیمای شناسایی آمریکایی به‌شدت آسیب دید.
این ادعا، در صورت تایید مستقل، معنای راهبردی مهمی دارد. روسیه در حالی از مسیرهای دیپلماتیک با واشینگتن در تعامل است و ولادیمیر پوتین پیشنهاد میانجی‌گری برای پایان جنگ را مطرح می‌کند که منابع مورد استناد آسوشیتدپرس، از کمک اطلاعاتی روسیه به عملیات علیه دارایی‌های آمریکایی سخن می‌گویند.

به این ترتیب، میان موضع علنی مسکو به‌عنوان یک بازیگر دیپلماتیک و نقشی که منابع اطلاعاتی برای آن در میدان جنگ توصیف می‌کنند، فاصله‌ای قابل توجه دیده می‌شود.

آیا آنچه دیده می‌شود تمام ظرفیت همکاری است؟
گزارش تازه، پرسش دیگری را نیز پیش می‌کشد: آیا پشتیبانی اطلاعات ماهواره‌ای تنها بخش آشکار همکاری نظامی روسیه و جمهوری اسلامی است؟

منابع آسوشیتدپرس از استفاده گروه‌های مورد حمایت تهران از تجهیزات هدایت پیشرفته و فناوری‌هایی برای افزایش توان عبور موشک‌ها از سامانه‌های پدافند هوایی سخن گفته‌اند. همچنین به شناسایی قطعات ساخت روسیه و چین در برخی تسلیحات اشاره شده است.

وجود قطعات خارجی، به‌تنهایی به معنای تامین مستقیم تسلیحات از سوی دولت‌های سازنده نیست. با این حال، ترکیب اطلاعات شناسایی، فناوری هدایت و توان موشکی، تصویری از یک شبکه پشتیبانی نظامی و فناورانه فراتر از ظرفیت مستقل گروه‌های نیابتی ارائه می‌دهد.

  • وال‌استریت ژورنال: آمریکا برای از سرگیری جنگی شدید اما کوتاه با جمهوری اسلامی آماده می‌شود

    وال‌استریت ژورنال: آمریکا برای از سرگیری جنگی شدید اما کوتاه با جمهوری اسلامی آماده می‌شود

از این منظر، بررسی نقش روسیه و چین نباید تنها به ارسال تسلیحات محدود بماند. اطلاعات ماهواره‌ای، سامانه‌های ارتباطی، تجهیزات جنگ الکترونیک و فناوری هدایت دقیق نیز می‌توانند بخشی از توان موثر در میدان جنگ باشند.

جمهوری اسلامی، بازوی عملیاتی یک رویارویی بزرگ‌تر؟
مسکو تایمز در گزارش ۲۸ اکتبر [ششم آبان] خود یادآوری کرده است که ترامپ و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، اهمیت گزارش‌های مربوط به کمک روسیه به جمهوری اسلامی را محدود جلوه داده‌اند.

اما یافته‌های تازه، ضرورت بازنگری در مفهوم کمک نظامی را نشان می‌دهد. در جنگ‌های امروزی، کشوری می‌تواند بدون اعزام نیرو و حتی بدون شلیک مستقیم یک موشک، با تامین اطلاعات و فناوری در نتیجه عملیات نظامی تاثیر بگذارد.

در چنین چارچوبی، جمهوری اسلامی را می‌توان نه فقط یک بازیگر مستقل منطقه‌ای، بلکه شریک عملیاتی قدرت‌هایی دانست که در رقابت راهبردی با آمریکا قرار دارند.

فرضیه مهم‌تر آن است که تهران ممکن است در بخشی از این رویارویی، نقش بازوی اجرایی شبکه‌ای گسترده‌تر از همکاری‌های روسیه و چین را ایفا کند. البته شواهد فعلی هنوز وجود یک فرماندهی مشترک یا تبعیت عملیاتی جمهوری اسلامی از مسکو و پکن را ثابت نمی‌کنند.

  • پروازها در فرودگاه عدن پس از حمله موشکی حوثی‌ها متوقف شد

    پروازها در فرودگاه عدن پس از حمله موشکی حوثی‌ها متوقف شد

با این حال، گزارش آسوشیتدپرس نشان می‌دهد که نقش روسیه را نمی‌توان صرفا با میزان تسلیحات ارسالی یا حضور نظامی مستقیم سنجید.

اگر اطلاعات روسیه در هدف قرار گرفتن مراکز آمریکایی نقش داشته باشد، مساله دیگر تنها جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا نیست، بلکه احتمال مشارکت غیرمستقیم مسکو در این رویارویی نیز مطرح است.

در نتیجه، پرسش اصلی پیش روی واشینگتن این نیست که روسیه چه تعداد سلاح در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است، بلکه این است که چه میزان از توان عملیاتی تهران و نیروهای متحدش، به اطلاعات، فناوری و پشتیبانی قدرت‌های رقیب آمریکا وابسته شده است.

پاسخ به این پرسش می‌تواند نشان دهد که آیا جمهوری اسلامی صرفا یکی از طرف‌های جنگ کنونی است، یا در حال تبدیل شدن به میدان و ابزار یک رویارویی راهبردی گسترده‌تر میان آمریکا، روسیه و چین است.

میدل‌ایست فوروم: تغییر جمهوری اسلامی به شکستن ائتلاف حاکم بر محور سپاه نیاز دارد

۶ آبان ۱۴۰۵، ۲۰:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)
100%

میدل‌ایست‌ فوروم در تحلیلی نوشت فشار نظامی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر داده، اما هنوز پیوندهای سیاسی حکومت را نگسسته است. چالش راهبردی اصلی چگونگی تبدیل دستاوردهای نظامی و فشار اقتصادی به یک گذار سیاسی پایدار است، نه صرفا تضعیف توان نظامی حکومت.

ست دی. کاپلان، پژوهشگر گذارهای سیاسی و دولت‌های شکننده، در مقاله‌ای با عنوان «ایجاد شکاف در ساختار قدرت جمهوری اسلامی» که چهارشنبه ۲۸ اکتبر در وب‌سایت اندیشکده آمریکایی «انجمن خاورمیانه» منتشر شد، استدلال کرد حکومت‌های استبدادی به‌ندرت صرفا در اثر نارضایتی عمومی فرو می‌پاشند.

از نگاه او، آسیب‌پذیری زمانی افزایش می‌یابد که اعتماد نخبگان به بقای حکومت فرسوده شود، نهادهای سیاسی جایگزین شکل بگیرند و اعتبار بیابند و حکومت دیگر نتواند حامیانش را قانع کند که ماندن در کنار آن، امن‌ترین راه حفظ ثبات و منافعشان است.

بر همین اساس، نویسنده چهار هدف مکمل را برای گذار سیاسی پیشنهاد می‌کند: ساختن اپوزیسیونی متحد و آماده اداره کشور؛ ایجاد شکاف در ائتلاف حاکم با برخورد متفاوت با گروه‌های درون آن؛ تسلط بر فضای رسانه‌ای و اطلاعاتی؛ و رقابت اقتصادی با حکومت از طریق تحریم هدفمند، حمایت از مقاومت مدنی و ارائه چشم‌اندازی باورپذیر از رفاه پس از گذار.

در این چارچوب، فشار نظامی و اقتصادی تا جایی اهمیت دارد که امکان پیشبرد این تغییرات سیاسی را فراهم کند.

  • راه شکست جمهوری اسلامی: پیگیری راهبردی آهسته و پیوسته

    راه شکست جمهوری اسلامی: پیگیری راهبردی آهسته و پیوسته

او همچنین پیشنهاد می‌کند فضاهای امنی در داخل ایران شکل بگیرد تا مخالفان بتوانند سازمان پیدا کنند، خدمات ارائه دهند و توان اداره کشور را نشان دهند. طبق این طرح، چنین مناطقی باید به‌تدریج از نواحی مرزی و اقلیت‌نشین به مناطق مرکزی و فارس‌نشین گسترش یابند، کنترل انحصاری حکومت بر سرزمین را محدود کنند و اعتبار ملی مخالفان را افزایش دهند.

کاپلان در این مقاله برای آمریکا و اسرائیل نقش‌های مکمل پیشنهاد می‌کند: واشینگتن هدایت تلاش‌های سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی و آمادگی برای گذار را بر عهده بگیرد و اسرائیل با ادامه عملیات نظامی و اطلاعاتی، توان سرکوب و ابزارهای فشار جمهوری اسلامی را تضعیف کند.

او خواستار پنهان و غیرمستقیم ماندن کمک‌ها تا حد امکان شد تا رهبری تغییر در دست ایرانیان بماند.

این تقسیم کار، پیشنهاد نویسنده است؛ مقاله سندی از تصویب یا اجرای آن از سوی دو دولت ارائه نمی‌کند. هدف اعلام‌شده نیز آماده‌کردن یک جایگزین معتبر هنگام فراهم‌شدن فرصت تغییر است.

سپاه؛ پیونددهنده اجزای ائتلاف حاکم

بخش نخست مقاله، سپاه را شبکه‌ای فراتر از یک نیروی نظامی توصیف می‌کند که دستگاه‌های امنیتی، بنگاه‌های اقتصادی، مدیران استانی و رهبری سیاسی را به یکدیگر متصل کرده است.

براساس ارزیابی کاپلان، همین پیوندها به جمهوری اسلامی امکان داده‌اند که با وجود ضربات خارجی، کنترل داخلی را حفظ کند. از این رو، حذف تجهیزات یا فرماندهان لزوما به فروپاشی ساختار قدرت نمی‌انجامد.

نویسنده ادامه وفاداری به حکومت را تنها محصول اعتقاد ایدئولوژیک نمی‌داند. در تحلیل او، بسیاری از مدیران و صاحبان منافع تا زمانی که از رفتار دیگران و آینده پس از تغییر مطمئن نباشند، از حکومت فاصله نمی‌گیرند. ظهور یک جایگزین معتبر می‌تواند این محاسبه را تغییر دهد و جدایی از حکومت را کم‌خطرتر جلوه دهد.

  • وال‌استریت ژورنال: آمریکا برای از سرگیری جنگی شدید اما کوتاه با جمهوری اسلامی آماده می‌شود

    وال‌استریت ژورنال: آمریکا برای از سرگیری جنگی شدید اما کوتاه با جمهوری اسلامی آماده می‌شود

او میان فرماندهان مسئول سرکوب و فساد، مدیران فنی، کارمندان، فعالان اقتصادی و نیروهای رده‌پایین تفاوت می‌گذارد و خواستار پاسخگویی گروه نخست و ارائه آینده‌ای قانونی به دیگران است.

با این حال، این صورت‌بندی تحلیلی، به‌خودی‌خود شاهدی بر وقوع شکاف تعیین‌کننده در سپاه نیست و متن، شواهد تازه و مشخصی از ابعاد چنین شکافی ارائه نمی‌کند.

چهار مسیر مکمل برای گذار

نویسنده در بخش دوم توضیح می‌دهد چرا تقویت مخالفان باید در کنار فرسایش انسجام حکومت پیش برود.

از دید کاپلان، اپوزیسیون به یک مرکز شناخته‌شده برای هماهنگی سیاسی، ارتباط با داخل، دیپلماسی و آمادگی برای حکومت‌داری نیاز دارد. چنین مرکزی قرار نیست همه اختلاف‌های فکری را برطرف کند بلکه کارکردش تبدیل نارضایتی پراکنده به فعالیتی سازمان‌یافته و پایدار است.

در محور اطلاعاتی، کاپلان بر ارتباطات امن، مقابله با سانسور، مستندسازی فساد و نقض حقوق بشر و توضیح روشن درباره نظام جایگزین تاکید می‌کند. استدلال او این است که مخالفان حکومت فعلی ایران باید علاوه بر نقد کردن وضع موجود، نشان دهند تغییر سیاسی می‌تواند با حفظ کشور و خدمات عمومی همراه باشد.

در محور اقتصادی نیز تحریم نهادهای دخیل در سرکوب، کمک به کارگران اعتصاب‌کننده و خانواده‌های آسیب‌پذیر و برنامه بازسازی پس از گذار کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

کاپلان می‌گوید فشار اقتصادی بدون چشم‌انداز بهبود، ممکن است ترس از آینده را تقویت کند، بی‌اینکه الزاما به تغییری پایدار منجر شود. تضمین حقوق مالکیت قانونی و تداوم خدمات، در این طرح برای جلب اعتماد مدیران و فعالان اقتصادی اهمیت دارد.

در این نگاه، کاهش آسیب معیشتی به مردم بخشی از منطق راهبرد است. تحریم‌ها باید منابع سرکوب را محدود کنند و چشم‌انداز رفع تحریم، بازگشت سرمایه و دسترسی به بازارهای جهانی، امکان زندگی اقتصادی باثبات‌تری را نشان دهد.

فروپاشی؛ فرایندی تدریجی، نه نتیجه یک ضربه

بخش سوم بر تغییر محاسبات نخبگان تمرکز دارد. در چارچوب پیشنهادی مقاله، شکست نظامی، اختلال اقتصادی، اعتراض و کاهش کنترل اطلاعات زمانی اثر تعیین‌کننده پیدا می‌کنند که در کنار یکدیگر، اعتماد افراد درون حکومت به امنیت آینده را تضعیف کنند.

کاپلان کاهش همکاری مدیران، خودداری از تصمیم‌های پرخطر و فاصله‌گرفتن بخش‌هایی از دستگاه امنیتی را از صورت‌های احتمالی این فرایند می‌داند.

این موارد در متن، توضیح سازوکار فرضی گذارند و نباید گزارشی از وضعیت کنونی ایران و وقوع چنین رفتارهایی در ایران تلقی شوند.

نویسنده همچنین ارزش اعتراض‌های پایدار را در افزایش هزینه سرکوب و تاثیر بر محاسبات حامیان حکومت می‌بیند.

  • نیویورک تایمز: تهدیدهای متقابل، آمریکا و ایران را به جنگ تمام‌عیار نزدیک کرده است

    نیویورک تایمز: تهدیدهای متقابل، آمریکا و ایران را به جنگ تمام‌عیار نزدیک کرده است

راهبرد جامع؛ آمادگی برای اداره کشور

بخش چهارم، اهداف کلی را به نیازهای نهادی پیوند می‌دهد. کاپلان خواستار چارچوبی فراگیر با مشارکت فعالان داخل و خارج، تشکل‌های کارگری، زنان، دانشجویان، اقلیت‌های قومی، متخصصان و فعالان اقتصادی است. اصول مشترک پیشنهادی او شامل گذار دموکراتیک، حکومت مبتنی بر قانون اساسی، تمامیت ارضی و انتقال مسالمت‌آمیز قدرت است.

او از کنگره آزادی ایران و تلاش‌های شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان نمونه‌های از ابتکارهای موجود نام می‌برد، اما همچنان بر نیاز به نهادی برای هماهنگی طیف گسترده مخالفان تاکید می‌کند.

بخش مهمی از طرح به حفظ وزارتخانه‌ها، دادگاه‌ها، اداره محلی، پرداخت مستمری‌ها و خدمات ضروری اختصاص دارد. نویسنده پیشنهاد می‌کند عدالت انتقالی بر مسئولیت فردی و رسیدگی به شدیدترین تخلفات استوار باشد و به حذف بی‌ضابطه کارکنان عادی نینجامد.

او همچنین میان پاسخگو کردن مسئولان سرکوب و حفظ ظرفیت حرفه‌ای نهادهای دولتی تفاوت می‌گذارد تا تغییر حکومت به فروپاشی دستگاه اداره کشور منجر نشود.

در همین چارچوب، او بر هماهنگی بین‌المللی برای کمک بشردوستانه، بازسازی و احیای اقتصاد تاکید می‌کند. استدلال نویسنده این است که آمادگی برای روز بعد، می‌تواند ترس از بی‌ثباتی را پیش از وقوع تغییر کاهش دهد.

او در بخش اجرایی، مشارکت کشورهای خلیج فارس و دیگر شرکای منطقه‌ای را نیز ضروری می‌داند و در خصوص این همکاری توضیح می‌دهد که علاوه بر امنیت دریایی، باید آمادگی برای موج احتمالی پناهجویان، وضعیت‌های اضطراری هسته‌ای و تداوم کمک‌رسانی در دوره گذار را در بر بگیرد.

ایجاد مناطق امن

نویسنده در بخش پنجم پیشنهاد می‌کند مخالفان در بخش‌هایی از داخل ایران، فضایی برای فعالیت سیاسی و اداره امور محلی به دست آورند.

کاپلان از بخش‌هایی از کردستان و بلوچستان به‌عنوان نقاط احتمالی آغاز این راهبرد نام می‌برد و ادلب سوریه را نمونه‌ای معرفی می‌کند که حمایت فرامرزی و بازدارندگی خارجی به حفظ نهادهای مخالفان در آن کمک کرد.

به باور او، ارزش این مناطق در وسعت آن‌ها نیست، بلکه در امکان سازمان‌دهی، کمک‌رسانی، حل اختلافات و نمایش توان حکومت‌داری است.

در عین حال، مقاله هشدار می‌دهد محدود ماندن چنین پایگاه‌هایی به مناطق اقلیت‌نشین می‌تواند مشروعیت ملی مخالفان را محدود و روایت حکومت درباره تجزیه‌طلبی را تقویت کند. گسترش نفوذ به مناطق مرکزی و حفظ تمامیت ارضی، پاسخ پیشنهادی نویسنده به این خطر است.

نویسنده و ناشر چه جایگاهی دارند؟

کاپلان مدرس دانشکده مطالعات پیشرفته بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز و متخصص دولت‌های شکننده، گذار سیاسی و پیشگیری از منازعه است. طبق معرفی رسمی دانشگاه، او سابقه مشاوره برای بانک جهانی، وزارت امور خارجه آمریکا، آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی دارد و نویسنده چارچوب تحلیل گذارهای سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا در سال ۲۰۲۰ بود.

میدل‌ایست‌فوروم نیز یک اندیشکده سیاست‌محور آمریکایی است. این نهاد در معرفی رسمی خود، پیشبرد منافع آمریکا، مقابله با اسلام‌گرایی و تدوین راهبرد علیه جمهوری اسلامی را جزو اهدافش می‌داند.