پزشکیان: با مشارکت مردم میتوانیم از همه تهدیدها عبور کنیم
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، دوشنبه ۱۱ آبان در نشست با استانداران و شهرداران کلانشهرها بر ضرورت مشارکت مردم در اداره کشور تاکید کرد و گفت: «ما میتوانیم از همه این تهدیدهایی که دشمن انجام میدهد، با قدرت بیرون بیاییم.»
پزشکیان گفت: «هزاران آدم مثل من را ترور کنند؛ اگر مردم با ما باشند، هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.»
او تاکید کرد که مردم باید باور کنند مسئولان قصد خدمت به آنها را دارند و حضور و مشارکت مردم برای عبور از تهدیدها ضروری است.
پزشکیان همچنین خطاب به استانداران گفت منتظر صدور بخشنامه از سوی دولت نباشند و با ایجاد هماهنگی در استانها، همه را در حل مشکلات مشارکت دهند.
او افزود گاهی یک دهیار میتواند بیش از یک استاندار به دولت کمک کند و خواستار استفاده از ظرفیتهای محلی در اداره امور شد.
رییس دولت جمهوری اسلامی همچنین بر جلوگیری از تعطیلی واحدهای تولیدی و ارایه خدمات ارزانتر به مناطق محروم تاکید کرد.
اتحادیه صنف طلا، جواهر، نقره و سکه مشهد با صدور ابلاغیهای، نمایش و فروش زیورآلات و سکههای دارای نقش شیر و خورشید یا طرحهای مربوط به دوران پهلوی را به دستور اداره اماکن ممنوع اعلام کرد.
بر اساس این ابلاغیه که دوشنبه ۱۱ آبان منتشر شد، ممنوعیت شامل دستبند، پلاک، گردنبند، سکه و سکههای یادبود میشود و فروشندگان موظف هستند «موجودی و ویترینهای خود» را با این دستور تطبیق دهند.
این اتحادیه با هشدار درباره «برخورد قانونی» با نمایش یا فروش این اقلام، دلیل ابلاغ دستور تازه را «ضرورت حفظ ضوابط نظارتی و اجرای دستورات انتظامی در اماکن عمومی و مراکز تجاری» عنوان کرد.
این ممنوعیت در شرایطی اعمال میشود که گزارشها و روایتهای دریافتی از شهرهای مختلف ایران، از استقبال فزاینده از زیورآلات، تابلوها و دیگر محصولات دارای نقش شیر و خورشید و نمادهای دوران پهلوی حکایت دارند.
از حذف شیر و خورشید تا محدودیت برای بازدید از پاسارگاد
برخورد مقامهای جمهوری اسلامی با نمادهای ملی سابقهای طولانی دارد؛ از حذف شیر و خورشید از پرچم و نشانهای رسمی پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا تغییر نام خیابانها و میدانها و برچیدن نمادهای مرتبط با دوران پهلوی از فضاهای عمومی.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیشتر نوشت روحالله خمینی، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، شیر و خورشید را نمادی «شاهنشاهی و طاغوتی» میدانست و بر «حذف کامل» آن از ساختار رسمی حکومت تاکید داشت.
به گزارش این رسانه حکومتی، خمینی در اسفند ۱۳۵۷ گفت: «از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود. عَلَم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود.»
در دهههای بعد نیز بازنویسی ایدئولوژیک تاریخ، به حاشیه راندن میراث پیشااسلامی و فشار بر هنرمندان و روشنفکران مدافع هویت ملی و سکولار ادامه یافت.
این محدودیتها تنها به شیر و خورشید و نشانهای دوران پهلوی محدود نمانده است. همزمان با هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش، شماری از شهروندان از برپایی ایستهای بازرسی و بسته شدن مسیرهای منتهی به پاسارگاد گفتند.
این اقدامات در سالهای گذشته نیز بارها مانع حضور مردم در کنار آرامگاه کوروش شده است.
با وجود برخوردهای سرکوبگرانه حکومت، نمادهای ملی همچنان در جامعه ایران از جایگاه برجستهای برخوردار هستند.
در جریان خیزش دیماه ۱۴۰۴، شمار زیادی از معترضان در داخل و خارج ایران پرچم شیر و خورشید و درفش کاویانی را در تجمعهای ضدحکومتی به همراه داشتند.
این در حالی است که علیاکبر صالحی، رییس بنیاد ایرانشناسی و وزیر پیشین امور خارجه، ۱۹ بهمن سال گذشته، شیر و خورشید را «متعلق به جمهوری اسلامی» خواند و گفت این نماد «ریشه در هویت ایرانی-اسلامی دارد»، در حالی که «دیگران از آن استفاده میکنند».
این اظهارات موجی از واکنشها و انتقادها را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی برانگیخت.
در ماههای اخیر، گزارشهایی از آسیب عمدی نیروهای جمهوری اسلامی به محل خالکوبی نمادهای ملی بر بدن شماری از معترضان منتشر شده است.
ایراناینترنشنال پیشتر به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد ماموران امنیتی شامگاه ۱۸ دی پس از تیراندازی به فرید رمضانی در محله آریاشهر تهران و به زمین افتادن این جوان ۲۹ ساله، به انگشت دست راست او که خالکوبی تاج شاهنشاهی داشت، شلیک کردند.
منابع نزدیک به خانواده امیرحسین نوبخت پردستی نیز به ایراناینترنشنال گفتند این جوان ۲۱ ساله پس از انتقال به بیمارستان بهدلیل جراحات ناشی از سرکوب اعتراضات ۱۸ دی در باقرشهر استان تهران، بهشدت شکنجه و سپس کشته شد.
بر اساس این روایت، ماموران بهدلیل خالکوبی تصویر رضاشاه و نماد تاج بر بازوی امیرحسین، پوست و گوشت این بخش از دست او را با تیغ و کاتر بریدند و در نهایت با شلیک تیر خلاص او را کشتند.
این اقدامها میتواند نشاندهنده رویکرد هدفمند حکومت برای تحقیر، مجازات و شکنجه افرادی باشد که این نمادها را بر بدن خود خالکوبی کردهاند.
مجیدرضا رهنورد، از معترضان خیزش ۱۴۰۱ که ۲۱ آذر همان سال در مشهد اعدام شد، از شناختهشدهترین نمونههای برخورد حکومت با معترضان دارای خالکوبی نمادهای ملی است.
تاسیسات تولید گاز طبیعی مایع (الانجی) قطرانرژی در شهر صنعتی راسلفان قطر
قطر همزمان با میانجیگری میان تهران و واشینگتن، برای خرید گاز طبیعی مایع از آمریکا قراردادهای بلندمدت میبندد تا در صورت اختلال دوباره در تنگه هرمز، بخشی از درآمد صادراتی خود را حفظ کند.
وابستگی قطر به تنگه هرمز، صنعت گاز این کشور را در برابر اختلال طولانیمدت در کشتیرانی آسیبپذیر کرده است. برای شرکت دولتی قطرانرژی، خرید گاز تولیدشده در بیرون از خلیج فارس راهی است تا در صورت توقف صادرات قطر، از محل فروش محمولههای دیگر درآمد کسب کند.
قراردادهای تازه از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن اجرا میشوند. این قراردادها میتوانند از زیانهای آینده بکاهند، اما نه تاسیسات آسیبدیده قطر را به مدار تولید بازمیگردانند و نه مسیر صادراتی آن را باز میکنند.
آسیبپذیری قطر جمعه هشتم آبان آشکارتر شد؛ روزی که یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر در خلیج فارس هدف «اجسام ناشناس» قرار گرفت و میانجیهای قطری در تهران برای دستیابی به توافقی میان جمهوری اسلامی و آمریکا مذاکره میکردند.
شرکت ناقلات، مالک کشتی «المعیده»، اعلام کرد این شناور شامگاه جمعه هدف قرار گرفت. خدمه آسیب ندیدند، آلودگی زیستمحیطی گزارش نشد و کشتی همچنان عملیاتی بود.
دوحه حمله را «اقدامی خطرناک علیه کشتیرانی و عرضه جهانی انرژی» خواند و گفت تحقیق برای شناسایی عاملان ادامه دارد.
قطر بهویژه در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیبپذیر است. گاز طبیعی مایع نیمی از درآمد ارزی صادراتی این کشور را تامین میکند و محمولههایی که از خلیج فارس خارج میشوند باید از این آبراه عبور کنند.
برخلاف برخی صادرکنندگان نفت منطقه، قطر خط لولهای ندارد که بتواند جای مسیر دریایی صادرات گاز را بگیرد.
صادرات نفت این کشور در سال گذشته روزانه تنها ۵۳۰ هزار بشکه بود؛ بنابراین درآمد ارزی قطر بهشدت به گاز وابسته است.
بر اساس آمار رسمی دولت قطر، این کشور سال گذشته ۷۹ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر کرد؛ حجمی معادل ۱۷ درصد مصرف جهانی.
افزون بر آن، ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی، معادل حدود ۱۵ میلیون تن، از طریق خط لوله دلفین به امارات متحده عربی و عمان رسید.
گاز طبیعی مایع نزدیک به ۸۴ درصد کل صادرات گاز قطر را تشکیل میداد.
این کشور از اسفند ۱۴۰۴ برای نزدیک به سه ماه صادرات گاز طبیعی مایع را تقریبا متوقف کرد و انتقال محمولهها از خرداد ۱۴۰۵ به تدریج از سر گرفته شدند. با این حال، دادههای شرکت کپلر نشان میدهد قطر در سه ماهه سوم سال فقط ۴.۵۸ میلیون تن صادر کرد؛ کمتر از یکچهارم حجم صادرات در دوره مشابه سال پیش.
صادرات در شهریور به ۱.۶ میلیون تن رسید؛ بیشترین رقم ماهانه از آغاز جنگ ایران، اما همچنان کمتر از یکچهارم میانگین پیش از جنگ.
حدود یکسوم این محمولهها به کویت رفت و در خلیج فارس ماند.
آسیب به زیرساختها نیز چشمگیر بوده است.
حملههای موشکی جمهوری اسلامی در اسفند ۱۴۰۴ واحدهای مایعسازی گاز، موسوم به «قطار» (شماره ۴ و ۶) را در راسلفان هدف گرفت. در پی این حملهها، ظرفیت سالانه تولید ۱۲.۸ میلیون تن گاز از مدار خارج شد؛ حدود ۱۷ درصد ظرفیت قطر پیش از جنگ.
سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر و مدیرعامل قطرانرژی، ابتدا زمان تعمیر این واحدها را سه تا پنج سال برآورد کرد.
او در مصاحبهای با خبرگزاری رویترز در هفتم آبان، گفت تعمیرات حدود سه سال طول میکشد.
شرکت ایتالیایی ادیسون اعلام کرد قطرانرژی اجرای بند فورس ماژور درباره تحویل محمولهها را تا پایان آذر تمدید کرده است.
قطر به دلایل تجاری و فنی، احداث خط لولهای برای دور زدن تنگه هرمز را منتفی دانسته است.
الکعبی در شهریور گفت انتقال گاز به ساحلی دیگر مستلزم ساخت تاسیسات تازه مایعسازی است و زیرساختهایی را تکرار میکند که قطر همین حالا در حال ساخت آنهاست.
او همچنین هشدار داد خطوط لوله و تاسیسات وابسته به آنها نیز ممکن است هدف حمله قرار گیرند.
خرید گاز آمریکا راهی برای جبران درآمد از دست رفته
سرمایهگذاری قطر در خارج از کشور پیش از جنگ آغاز شده بود؛ اما قراردادهای تازه خرید گاز بخشی از برنامه این کشور برای حفظ درآمد در برابر اختلالهای احتمالی آینده در کشتیرانی است.
نخستین منبع عمده گاز قطر در خارج از خلیج فارس، پروژه گلدنپس در تگزاس است. قطرانرژی ۷۰ درصد این پروژه را در اختیار دارد و سهم باقیمانده متعلق به اکسونموبیل است. تولید گاز مایع در این پروژه از ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ آغاز شد.
ظرفیت نهایی گلدنپس سالانه ۱۸ میلیون تن است. پس از راهاندازی کامل، سهم قطرانرژی معادل ۱۲.۶ میلیون تن در سال خواهد بود. ظرفیت قطار نخست این پروژه حدود شش میلیون تن در سال است که ۴.۲ میلیون تن آن به سهم قطرانرژی تعلق میگیرد.
بخش دوم برنامه، خرید بلندمدت از تولیدکنندگان آمریکایی است. قطرانرژی در ۳۰ مهر دو قرارداد با شرکت چنیر انرژی امضا کرد تا سالانه مجموعا چهار میلیون تن گاز بخرد؛ نیمی از پایانه سابینپس در لوئیزیانا و نیم دیگر از پایانه کورپوسکریستی در تگزاس.
تحویل محمولهها از اوایل دهه ۱۴۱۰ آغاز میشود و تا حدود سال ۱۴۳۳ ادامه خواهد داشت. خرید یک میلیون تن از سهم سالانه پایانه سابینپس به تصمیم نهایی سرمایهگذاری برای توسعه آن پایانه بستگی دارد.
یک هفته بعد، قطرانرژی قراردادی ۲۰ ساله برای خرید حداکثر سه میلیون تن گاز در سال از پروژه گاز طبیعی مایع لوئیزیانای شرکت وودساید امضا کرد.
قطرانرژی انتظار دارد تحویل محمولهها از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن آغاز شود و با راهاندازی واحدهای تولیدی تازه افزایش یابد.
این دو قرارداد روی هم امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن گاز را برای قطرانرژی فراهم میکنند.
قیمت خرید از چنیر به شاخص هنریهاب آمریکا، بهعلاوه هزینهای ثابت، وابسته است.
طبق قراردادهای هر دو شرکت، تحویل محمولهها در مبدا انجام میشود و قطرانرژی مسئولیت حملونقل را بر عهده میگیرد.
قیمت پایینتر گاز آمریکا میتواند امکان فروش سودآور در اروپا و آسیا را فراهم کند؛ هرچند میزان سود به هزینه مایعسازی، حملونقل و قیمت بازار مقصد بستگی دارد.
الکعبی به رویترز گفت هدف از این خریدها، کسب درآمد در زمان اختلال احتمالی آینده در تنگه هرمز است.
او هشدار داد محمولههای آمریکا نمیتوانند به آسانی جای قراردادهای بلندمدت کنونی را بگیرند؛ قراردادهایی که پایانه صادراتی و مقصد تحویل مشخص دارند.
قطر همچنین با شرکت ونتیجِر گلوبال مذاکره میکند.
الکعبی گفته است انتظار دارد قطرانرژی تا پایان سال ۱۴۰۵ قراردادهای دیگری با دورههای ۲۰ تا ۲۵ ساله با تولیدکنندگان آمریکایی و دیگر کشورها امضا کند.
صنعت گاز ایران نیز تحت فشار است، اما این کشور برای جبران خسارتها از راه سرمایهگذاری خارجی و پروژههای برونمرزی، گزینههای بسیار کمتری دارد.
شرکت ملی گاز ایران اعلام کرده است حملههای اسفند ۱۴۰۴ در چهار پالایشگاه گاز، روزانه حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید را از مدار خارج کرد. از آن زمان تاکنون، حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت بازگشته است. در نتیجه، روزانه حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت تولید همچنان از دسترس خارج است؛ رقمی معادل حدود ۱۶ درصد تولید روزانه سال گذشته.
ایران پیش از جنگ نیز در ماههای سرد با کمبود گاز روبهرو بود. شرکت ملی گاز هشدار داده است که زمستان امسال ممکن است حدود ۱۱ استان با مشکل تامین گاز مواجه شوند.
بهدنبال آسیب دیدن ظرفیت پالایش گاز، شرکت ملی گاز زمان بازسازی پالایشگاههای آسیبدیده را دستکم دو سال برآورد کرده است.
توان مالی تهران برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده محدود است و امکان حضور شرکتهای خارجی در پروژههای انرژی ایران تقریبا وجود ندارد. این در حالی است که قطر منابع مالی بیشتری برای تعمیر واحدهای آسیبدیده گاز مایع و سرمایهگذاری در خارج کشور دارد.
این تفاوتها نشان نمیدهند تهران تا چه زمانی میتواند اختلال در کشتیرانی را ادامه دهد؛ اما قطر گزینههای تجاری بیشتری برای مدیریت پیامدهای آن دارد.
سهم قطرانرژی از پروژه گلدنپس پس از راهاندازی هر سه قطار، ظرفیت سالانه ۱۲.۶ میلیون تن خواهد بود. قراردادهای چنیر و وودساید نیز امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن دیگر را فراهم میکنند.
این حجم به تدریج در دسترس قرار میگیرد و در مقایسه با ظرفیت سالانه ۷۷ میلیون تنی قطر پیش از جنگ و برنامه این کشور برای افزایش ظرفیت به ۱۴۲ میلیون تن تا سال ۱۴۰۸ یا ۱۴۰۹، همچنان محدود است.
فروش گاز خریداریشده از خارج میتواند بخشی از زیان مالی ناشی از اختلال را جبران کند، اما بازسازی تاسیسات تولیدی قطر و باز ماندن مسیر عبور از تنگه هرمز همچنان برای از سرگیری صادرات خود این کشور ضروری است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد انتقال ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران به کشور ثالث در مذاکرات دوحه مطرح نشده است و تهران حتی در صورت طرح این موضوع، با آن موافقت نخواهد کرد.
بقایی دوشنبه ۱۱ آبان در نشست خبری خود گفت مذاکرات دوحه هنوز به پرونده هستهای نرسیده است، زیرا تا زمانی که «مطالبات» جمهوری اسلامی محقق نشود، «از لحاظ عقلی» امکان ورود به موضوعات دیگر وجود ندارد.
بقایی در واکنش به سخنان اخیر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بار دیگر او را به تهیه «گزارشهای دوپهلو» متهم کرد و گفت این گزارشها به «فضاسازی برای جنایات علیه ایران» انجامیده است.
شورای امنیت سازمان ملل متحد پنجم آبان در نشستی به بررسی پرونده هستهای حکومت ایران پرداخت. گروسی در این نشست هشدار داد تا زمانی که بازرسان آژانس به تاسیسات هستهای و ذخایر اورانیوم ایران دسترسی نداشته باشند، دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک پایدار امکانپذیر نخواهد بود.
اظهارات بقایی در شرایطی مطرح میشود که گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن افزایش یافته است.
حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، ۱۱ آبان نوشت آمریکا در مذاکرات اخیر از طریق میانجی قطری «اصرار» کرده است که موضوع هستهای نیز در گفتوگوها مطرح شود.
او اضافه کرد: «بیشترین تاکید آمریکا روی رقیق کردن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد در ایران و یا در یک کشور ثالث و اجازه بازرسی از تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی است.»
به گفته شریعتمداری، مقامهای حکومت ایران بر اساس دیدگاههای مجتبی خامنهای، این «طرح فریبکارانه» را «با قاطعیت» رد کردهاند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۹ آبان اعلام کرد با وجود از بین رفتن توان هستهای جمهوری اسلامی، هنوز «یک یا دو سایت» باقی مانده است که باید به آنها رسیدگی شود.
موضع تهران درباره تاثیر انتخابات آمریکا بر مذاکرات
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به پرسشی درباره تاثیر انتخابات میاندورهای کنگره ایالات متحده بر مذاکرات تهران و واشینگتن گفت: «ما میدانیم که قرار نیست با یک انتخابات، آمریکای جدیدی متولد شود.»
بقایی افزود: «زمان، شکل و نحوه مذاکرات را صرفا بر اساس مصالح خودمان تعیین میکنیم، نه تحولات آمریکا.»
او برقراری امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز را مستلزم پذیرش شروط حکومت ایران، مانند لغو محاصره اقتصادی، از سوی آمریکا دانست و تاکید کرد مذاکرات کنونی باید در چارچوب تفاهمنامه اسلامآباد بررسی شود.
بقایی ادامه داد: «آمریکا در تفاهم اسلامآباد مطالباتی را پذیرفت و بعد نقض کرد. اکنون باید اول همه تحریمهای پس از نقض را لغو کند. آزادسازی اموال و داراییهای ایران نیز از جمله تعهدات پذیرفتهشده آمریکاست.»
ترامپ ۱۷ تیر در واکنش به حملات سپاه پاسداران به کشتیها در تنگه هرمز، از پایان آتشبس با حکومت ایران خبر داد و تاکید کرد باید «سرطان» را از میان برداشت.
آمریکا از آن زمان با محاصره دریایی و وضع بستههای تحریمی متعدد کوشیده است راههای تامین منابع مالی جمهوری اسلامی را محدود کند.
در روزهای اخیر، برخی گزارشها از احتمال آغاز مجدد کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پس از انتخابات میاندورهای حکایت دارند. این انتخابات سهشنبه ۱۲ آبان برگزار میشود.
وبسایت اکسیوس ۱۱ آبان گزارش داد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای حمله به حکومت ایران بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای به ترامپ فشار میآورد، هرچند رییسجمهوری آمریکا در حال حاضر ترجیح میدهد فرصت بیشتری به مذاکرات بدهد.
قالیباف مسئول مذاکرات است، اما رضایی به نامه ونس پاسخ میدهد
بقایی در بخش دیگری از نشست خبری خود اعلام کرد مذاکرات با واشینگتن ادامه دارد و کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه، به نمایندگی از جمهوری اسلامی و با هدف «تسهیل تبادل پیامها با آمریکا» در دوحه حضور داشته است.
به گفته او، ترکیب تیم مذاکرهکننده تغییر نکرده است و محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی همچنان مذاکرهکنندگان ارشد جمهوری اسلامی هستند. بقایی افزود مسئولیت مذاکرات بر عهده قالیباف است.
سخنگوی وزارت خارجه همچنین درباره نامه اخیر جیدی ونس، معاون ترامپ، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفت رضایی بر اساس «مصالح عالی کشور» درباره «نحوه و کیفیت» پاسخ تصمیم خواهد گرفت.
در ماههای گذشته، گزارشهای متعددی درباره اختلافنظر میان مقامهای جمهوری اسلامی بر سر نحوه اداره کشور، مدیریت شرایط جنگی و مذاکرات با آمریکا منتشر شده است.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۱۱ آبان از بازداشت یک زن به اتهام «تلاش برای منحرف کردن مطالبات مردم» در تجمعات حکومتی خبر داد.
میزان نوشت یکی از محورهای فعالیت این فرد، «تلاش در جهتدهی به شعارهای تجمعات با هدف دور کردن از دشمن و سمتوسو دادن تقصیر و قصور به داخل کشور با هدف ایجاد انشقاق و فتنه» بود.
فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز ۱۱ آبان هدف از نامه ونس به رضایی را «ایجاد اختلاف و دوقطبی» در جامعه خواند و گفت: «من بوی نامطلوبی از این نامه احساس میکنم.»
از راست: جیمز اسپایسر، الن الیس، متیو مونتگومری و راس الدر، اعضای ماموریت شبیهسازی سفر به مریخ
چهار عضو خدمه ماموریت شبیهسازی سفر به مریخ، پس از ۳۷۸ روز زندگی در انزوا در مرکز فضایی جانسون ناسا در هیوستون، از زیستگاه خود خارج شدند.
این گروه در ماموریت «شبیهسازی اکتشاف برای بررسی سلامت و عملکرد خدمه»، با منابع محدود زندگی کردند و نگهداری از زیستگاه و کارهای روزمره را در شرایطی مشابه حضور در مریخ بر عهده داشتند تا ناسا بتواند چالشهای سفرهای طولانیمدت فضایی و نیازهای فضانوردان آینده را بهتر بشناسد.
الن الیس، مسئول پزشکی ماموریت، پس از خروج به همراه سه همکارش گفت: «عجب سالی بود. ما در نقش فضانوردان یک ماموریت شبیهسازیشده، داوطلبانه در اسارت زندگی میکردیم.»
راس الدر، فرمانده ماموریت، متیو مونتگومری، مسئول علمی و جیمز اسپایسر، مهندس پرواز، دیگر اعضای این گروه بودند.
این چهار نفر ۲۷ مهر ۱۴۰۴ وارد زیستگاهی به مساحت ۱۵۸ متر مربع شدند که با فناوری چاپ سهبعدی ساخته شده بود.
آنها در طول ماموریت، فعالیتهایی از جمله پرورش محصولات کشاورزی در خاک شبیهسازیشده مریخ را انجام دادند.
در جریان این ۳۷۸ روز، ارتباط خدمه با مسئولان ناسا با تاخیر برقرار میشد تا فاصله زمانی میان ارسال پیام و دریافت پاسخ در ارتباطات میانسیارهای بازسازی شود.
ونسا وایچ، مدیر مرکز فضایی جانسون، که هنگام خروج خدمه به استقبال آنها رفت، از توانایی این گروه در زندگی با منابع محدود، نگهداری از زیستگاه و اجرای عملیات شبیهسازیشده مریخ سخن گفت.
او با اشاره به وقفه در تبادل پیامها افزود: «این تاخیرها به صبر، برنامهریزی دقیق و استقلال بیشتر نیاز دارند. این ویژگیها برای فضانوردان آینده که میلیونها کیلومتر از خانه دور میشوند، ضروری خواهند بود.»
به گفته وایچ، تجربههای خدمه و درسهای این ماموریت، راه را برای سفرهای آینده به ماه و در نهایت مریخ هموار خواهد کرد.
این دومین ماموریت ناسا از این نوع به شمار میرفت. در ماموریت نخست گروهی چهارنفره در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، به مدت ۳۷۸ روز در مرکز فضایی جانسون در انزوا زندگی کرده بودند.
خدمه ماموریت اخیر قرار است طی دو هفته در ارزیابیها و نشستهایی با دانشمندان ناسا حضور یابند و تجربههای خود را با آنها به اشتراک بگذارند.
ناسا با بررسی این تجربهها میکوشد دریابد چگونه میتوان به فضانوردان کمک کرد تا در ماموریتهای طولانیمدت دور از زمین، با زندگی روزمره سازگار شوند و سلامت، کارایی و ارتباط خود با دیگران را حفظ کنند.
ناسا که تاکنون با کاوشگرهای رباتیک و فضاپیماهای مداری به بررسی مریخ پرداخته، امیدوار است بتواند در نخستین فرصت در دهه ۲۰۳۰ میلادی، فضانوردان را به این سیاره بفرستد.
پیش از آن نیز بازگرداندن فضانوردان به ماه، برای نخستین بار از سال ۱۹۷۲، در دستور کار این سازمان قرار دارد.
الدر پس از پایان ماموریت گفت سفر به مریخ خطرات بزرگی دارد، ولی با شناخت بیشتر، چشماندازی روشن و رهبری قوی میتوان بر این چالشها غلبه کرد.
او افزود خلاقیت، استقامت، سختکوشی و پشتوانهای مستحکم، فرستادن انسان به این سیاره را «نهتنها دستیافتنی، بلکه اجتنابناپذیر» میکند.
الیس نیز با تاکید بر اینکه فرصت حفظ برتری آمریکا در فضا رو به کاهش است، به طرح دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای تاسیس دانشکده نظامی ویژه عملیات فضایی و برنامههای ایجاد پایگاه در ماه اشاره کرد.
او اضافه کرد: «بیایید ابتکار عمل را به دست بگیریم و با تکیه بر علمی که به اقتصادمان سود میرساند، پیشگام شویم و میراث فضایی خود را برای نسلهای آینده تضمین کنیم.»
گزارشها درباره تلاش جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، برای دیدار با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در ایران، این پرسش را پیش میکشد که واشینگتن تا چه اندازه مردی را میشناسد که ممکن است روبهرویش قرار بگیرد؟
محسن رضایی بیش از چهار دهه در جایگاههای قدرت حضور داشته است. این جایگاهها به او امکان دادهاند تصمیمهایی بگیرد که هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینی برای ایرانیان داشتهاند. او و متحدانش در جمهوری اسلامی همزمان تا حد زیادی از پیامدهای این تصمیمها دور ماندهاند.
شناخت کارنامه رضایی و شیوهای که هزینه دیپلماسی را میسنجد، برای فهم اینکه چگونه با واشینگتن مذاکره میکند، چه اندازه فشار را تحمل میکند و چه چیزی ممکن است او را به مصالحه وادارد، ضروری است.
محاسبه در دوران جنگ
ریشه شیوه محاسبه او به سال ۱۳۶۰ بازمیگردد؛ زمانی که روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، رضایی ۲۷ ساله را به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب کرد. سپاه پاسداران در آن زمان نهادی تازهتاسیس بود و در آن، تعهد انقلابی و آمادگی برای فداکاری، گاه بر داوری حرفهای نظامی اولویت داشت.
رضایی در چنین فضایی پیشرفت کرد و به شکلگیری فرهنگ فرماندهیای کمک کرد که تلفات سنگین را بهای پذیرفتنیِ پیگیری هدفهای ایدئولوژیک یا جناحی میدانست و میداند.
این رابطه دوطرفه بوده است: نهاد به فرماندهانی پاداش داده که حاضر بودند هزینههای سنگین را بپذیرند و آن فرماندهان نیز سامانهای را حفظ کردهاند که در آن، پیامدهای سیاسی این هزینهها به ندرت گریبان تصمیمگیرندگان را گرفته است.
این نگاه پس از بازپسگیری خرمشهر در سال ۱۳۶۱ اهمیت بیشتری یافت؛ زمانی که عراق پیشنهاد مذاکره داد.
رضایی، در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از جمله کسانی بود که خواهان ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق و ادامه جنگ شد. جنگی که با حمله صدام حسین به ایران آغاز شده بود، شش سال دیگر ادامه یافت؛ برای دستیابی به هدفهایی فراتر از توان ایران.
در عملیات رمضان، در تیر ۱۳۶۱، نیروهای ایرانی بارها به مواضع مستحکم عراق در نزدیکی بصره حمله کردند.
آنتونی کوردزمن و آبراهام واگنر، دو پژوهشگر نظامی، برآورد کردهاند در این عملیات ۲۰ تا ۳۰ هزار نیروی ایرانی کشته یا بهشدت زخمی شدند. با این حال، برخی رهبران ایران در آن زمان، فرسوده کردن عراق را نشانه پیشرفت میدانستند.
یکی از عموهای من در عملیات رمضان کشته شد و عموی دیگرم در حملههایی جان باخت که رضایی پس از بازپسگیری خرمشهر از آنها حمایت کرده بود. در این محاسبه، شکست در میدان جنگ به سرمایهگذاری برای پیروزی احتمالی در آینده تبدیل میشد؛ پیروزیای که هرگز به دست نیامد.
نیروهای ایرانی از نظر تاکتیکی پیشرفت کردند.
پژوهشی از دانشگاه دفاع ملی آمریکا به حمله موفق ایران به شبهجزیره فاو در سال ۱۳۶۴ اشاره میکند، اما این پیشرفتها بهندرت فرماندهان ایرانی را به بازنگری در پاسخ این پرسش واداشت که آیا هدفهای جنگ ارزش آن همه رنج انسانی و خسارت مادی را داشت یا نه.
در نتیجه، خطاهای راهبردی ادامه یافت؛ حتی وقتی شیوههای جنگیدن تغییر میکرد.
سوم دی ۱۳۶۵، عملیات کربلای ۴ با وجود هشدارها درباره آگاهی نیروهای عراقی از حمله و فاش شدن طرح آن آغاز شد. هزاران نفر، که بیشترشان جوانان ایرانی بودند، کشته، زخمی یا مفقود شدند. رضایی چند دهه بعد این عملیات را «فریب»ی برای آمادهسازی عملیات کربلای ۵ خواند؛ اما بعدتر پذیرفت که کربلای ۴ در آغاز قرار بود حملهای اصلی باشد.
این نمونه، جلوهای دیگر از عادتی خطرناک در میان تصمیمگیرندگان ایرانی بود: شکست در میدان جنگ میتوانست سرمایهگذاری برای پیروزی آینده تلقی شود، حتی وقتی احتمال آن پیروزی کمتر میشد.
در ادامه جنگ، نیروهای ایرانی به عملیات در مسیر بصره ادامه دادند.
پژوهشی از دانشگاه دفاع ملی آمریکا در سال ۱۳۸۸، بر پایه مصاحبه با رعد حمدانی، فرمانده پیشین گارد جمهوری عراق، نبردهای آن سال را با نبرد رود سُم در جنگ جهانی اول مقایسه کرد؛ نبردی که به تلفات سنگین و آتش توپخانه گستردهاش شهرت دارد.
پژوهشگران نتیجه گرفتند که تکرار حملهها نشان میداد ایران از شکستهای پیشین درس نگرفته است. به ارزیابی آنها، در سالهای پایانی جنگ، رهبران سیاسی و نظامی ایران برای ترغیب سربازانی که تلفات سنگین داده بودند و دستاوردی نداشتند، با مشکل روبهرو شده بودند.
خواستههای رضایی در سال پایانی جنگ، عمق مشکل در شیوه فرماندهی او را آشکار کرد. او برای بازسازی توان تهاجمی ایران طی پنج سال، به ۳۵۰ تیپ پیادهنظام، دو هزار و ۵۰۰ تانک و ۳۰۰ هواپیمای جنگی نیاز داشت. این پیشنهادها در حالی مطرح شد که دولت میرحسین موسوی هشدار میداد دیگر توان تامین هزینههای جنگ را ندارد.
رضایی فهرست تسلیحاتی را که برای پیروزی لازم میدانست ارائه کرد، اما محاسبهای مشابه درباره هزینه انسانی ادامه جنگ در میان نگذاشت.
روحالله خمینی آتشبس را پذیرفت و رضایی تا سال ۱۳۷۶ فرمانده سپاه پاسداران ماند.
پس از جنگ، رضایی به جایگاهها و امتیازهای تازهای رسید اما ذهنیتی که هزینههای سنگین را به دیگران تحمیل میکرد، با او به عرصه سیاست آمد. او از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۰ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و نفوذش از حوزه نظامی فراتر رفت.
رضایی در انتخابات ریاستجمهوری سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۲ و ۱۴۰۰ شکست خورد، اما این شکستها دسترسی او را به مقامهای ارشد جمهوری اسلامی از بین نبرد.
پژوهشی از «تهران بیورو» او را مالک وبسایت خبری تابناک معرفی کرده است. رضایی حالا داراییها و شبکههایی برای حفظ کردن داشتههایش دارد؛ در حالی که همچنان فداکاری دیگران را بهایی پذیرفتنی برای پیشبرد هدفهای سیاسی میداند.
واکنش او به مخالفتهای پسرش نیز نشان داد وفاداری سیاسی میتواند بر پیوند خانوادگی غلبه کند. احمد رضایی آشکارا از جمهوری اسلامی انتقاد کرد و از ایران رفت. پدرش او را محکوم کرد و گفت اگر به ایران بازگردد، با او مانند هر مخالف دیگری رفتار خواهد شد. احمد در میانه دهه ۱۳۸۰ به ایران بازگشت و تحت پیگرد قرار نگرفت؛ اما بعدتر بار دیگر کشور را ترک کرد.
احمد رضایی در سال ۱۳۹۰ در دُبی مرده پیدا شد. پلیس مرگ او را خودکشی احتمالی اعلام کرد، هرچند پرسشهایی درباره آن باقی ماند. واکنش علنی محسن رضایی به مخالفت پسرش نشان داد پیوندهای خانوادگی نیز در برابر جایگاهش در نظمی سیاسی که تمام عمر حرفهای خود را صرف ساختنش کرده، جایگاهی ندارد.
در سیاست اقتصادی زمان صلح نیز همین تحملِ هزینههایی که شهروندان ایرانی میپردازند، نمود دیگری پیدا کرد. همکاران پیشین کارزارهای انتخاباتی رضایی به من گفتند او ایدهای را مطرح کرد که بعدتر به «اقتصاد مقاومتی» علی خامنهای تبدیل شد.
رضایی از سوم شهریور ۱۴۰۰ تا ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ معاون اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی بود. او در این دوره، در شرایط تورم و کاهش قدرت خرید مردم، در سیاستگذاری اقتصادی نقش داشت. بار دیگر مردم عادی هزینه «مقاومت» را پرداختند، در حالی که رضایی جایگاه و نفوذ خود را حفظ کرد.
مهدی نصیری، سردبیر پیشین روزنامه کیهان و نماینده علی خامنهای، در گفتوگو با من اعلام کرد رضایی در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ خواهان سهمی از قرارداد حدود دو میلیارد یورویی خرید خودروهای برقی تهران از چین بوده است؛ قراردادی که در دوره شهرداری علیرضا زاکانی بسته شد.
نصیری درباره مبنای ادعایش توضیح بیشتری نداد.
یاشار سلطانی، روزنامهنگار تحقیقی، جداگانه گزارش داد که این قرارداد بدون طی روال معمول مناقصه بسته شده و واسطههایی در آن نقش داشتهاند که نحوه انتخاب و توان مالیشان روشن نبوده است.
گزارش سلطانی نامی از رضایی نبرده است.
در مرداد ۱۴۰۵، رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد و بار دیگر به تصمیمگیری درباره جنگ و دیپلماسی بازگشت.
این شورا به ریاست مسعود پزشکیان، سیاستهای امنیتی و خارجی جمهوری اسلامی را هماهنگ میکند.
رضایی دههها ارتباط خود با سپاه پاسداران را به این جایگاه آورده است؛ همراه با همان ذهنیتی که مسیر فعالیتهای پیشین او را شکل داده بود.
اظهارات اخیر رضایی نشان میدهد این ذهنیت تا چه اندازه پابرجاست.
او در گفتوگویی پذیرفت محاصره طولانی ایران از سوی آمریکا به خانوادههای ایرانی و سرمایهگذاری آسیب میزند، اما گفت که «درد اقتصادی و فروپاشی راهبردی یکی نیستند».
چهار دهه پس از جنگ ایران و عراق، او همچنان میان رنج مردم عادی و توان حاکمان برای ادامه رویاروییهای پرهزینه تفاوت میگذارد.
با این حال، رضایی دلیلی هم دارد که از دستاوردهای خودش محافظت کند.
رابرت پیپ، پژوهشگر علوم سیاسی، در پژوهشی شناختهشده نشان داد که حتی تروریسم انتحاری هم میتواند بر پایه محاسبات راهبردی شکل بگیرد.
تعهد ایدئولوژیک، محاسبه راهبردی را ناممکن نمیکند.
کارنامه رضایی از تحمل بالا در برابر خسارتهایی حکایت دارد که ایرانیان میپردازند؛ اما آستانه تحمل او ممکن است هنگامی پایینتر بیاید که بقای خودش، ثروتش و نهادهای پشتیبان قدرتش به خطر بیفتد.
پیامدها برای واشینگتن
فشاری که عمدتا بر خانوادههای ایرانی تحمیل شود، شاید انگیزه رهبران جمهوری اسلامی را تغییر ندهد. آنها مدتهاست پیامد تصمیمهایشان را به مردم منتقل میکنند. فاصله رضایی از پسرش احمد نیز نشان میدهد پیوند خانوادگی لزوما نمیتواند مانع تصمیمها شود.
محاسبه زمانی تغییر میکند که رهبران خودشان با هزینههایی روبهرو شوند که دیگر نتوانند به دیگران منتقل کنند؛ بهخصوص اگر نهادها و شبکههایی که قدرتشان به آنها متکی است، مستقیما تهدید شوند.
این موضوع شاید توضیح دهد چرا محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران، در خرداد ۱۴۰۵ با ونس در سوئیس دیدار کرد؛ چند ماه پس از حملههای آمریکا و اسرائیل که علی خامنهای و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران را کشت.
تهدیدی معتبر میتواند تهران را به میز مذاکره بکشاند، اما ماندگاری توافق مساله دیگری است.
با عقبنشینی تهدید، انگیزههایی که دههها رویارویی را ممکن کردهاند میتوانند بازگردند و توافق را در معرض نقض قرار دهند.
هر توافق پایداری به راستیآزمایی و پیامدهای روشن و قابل اجرا برای نقض تعهدات نیاز دارد؛ حتی پس از آنکه تهدید فوری از میان رفته باشد.
برای واشینگتن، معنای این کارنامه آن است که تهدید باید محاسبه تصمیمگیرندگان در تهران را تغییر دهد. فشاری که رهبران بتوانند هزینهاش را به مردم منتقل کنند، بارها کافی نبوده است.
برای رسیدن به توافقی پایدار، تصمیمگیرندگان حکومت باید بدانند رویارویی دوباره پیامدهایی ماندگار برای خودشان خواهد داشت؛ پیامدهایی که پس از رفع خطر فوری نیز پابرجا بماند.
رسانههای حکومتی در ایران با اشتیاق این ادعا را تکرار میکنند که سیاستمداران ایرانی مذاکرهکنندگانی سرسخت هستند. بخش بزرگی از این سرسختی از آنجا میآید که میتوانند از جان و دارایی دیگران هزینه کنند و رویارویی را طولانی کنند، بیآنکه خودشان پیامدهایش را بپردازند.
کارنامه رضایی نشان میدهد کسی که تصمیم میگیرد و هزینهاش را دیگران میپردازند، در چانهزنی امتیاز بزرگی دارد. کسی که با جان و دارایی دیگران مذاکره میکند، میتواند مذاکرهکنندهای سرسخت باشد.