• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

فرید رمضانی؛ شلیک به انگشتی که خالکوبی تاج شاهنشاهی داشت

۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

یک منبع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفت ماموران امنیتی شامگاه ۱۸ دی پس از تیراندازی به فرید رمضانی در محله آریاشهر تهران و به زمین افتادن این جوان ۲۹ ساله، به انگشت دست راست او نیز که خالکوبی تاج شاهنشاهی داشت، شلیک کردند.

بر اساس این اطلاعات که دوشنبه ۱۹ مرداد به ایران‌اینترنشنال رسید، سرکوبگران گلوله سوم را به پیشانی فرید شلیک کردند که تیر خلاص به او بود.

پس از کشته شدن فرید، خانواده او تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار گرفتند.

به گفته منبع آگاه، مقام‌های جمهوری اسلامی در ازای سه گلوله شلیک‌شده، مبلغی را با عنوان «حق تیر» از خانواده فرید مطالبه کردند و پیکر این جاویدنام را حدود دو هفته تحویل ندادند.

همچنین نهادهای امنیتی به خانواده فرید اجازه ندادند پیکر او را در تهران به خاک بسپارند.

پیکر فرید به شهر هشجین در شهرستان خلخال استان اردبیل انتقال یافت و در آن‌جا به خاک سپرده شد.

منبع مطلع افزود نیروهای امنیتی برای مراسم خاکسپاری نیز محدودیت‌های شدیدی اعمال کردند و مانع از برگزاری مراسم عمومی و حتی استفاده از پرچم در محل تدفین شدند.

100%

بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال و گزارش‌ها و روایت‌های منتشرشده، سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی آن شامل فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان و حشد شعبی عراق عوامل اصلی کشتار مردم در خیزش دی‌ماه بودند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که در بسیاری از شهرها، برای تحویل پیکر کشته‌شدگان از خانواده‌های داغدار مبالغی سنگین با عنوان «حق تیر» دریافت شده است.

آسیب عمدی به محل خالکوبی‌های مرتبط با نمادهای ملی و شاهنشاهی پیش‌تر نیز در پرونده شماری از معترضان گزارش شده است.

منابع نزدیک به خانواده امیرحسین نوبخت پردستی هفتم مرداد به ایران‌اینترنشنال گفتند این جوان ۲۱ ساله که شامگاه ۱۸ دی‌ماه در باقرشهر در استان تهران زخمی شده بود، پس از انتقال به بیمارستان به‌شدت شکنجه و سپس کشته شد.

بر اساس روایت منابع مطلع، ماموران به‌دلیل خالکوبی تصویر رضاشاه و نماد تاج بر بازوی امیرحسین، پوست و گوشت این بخش از دست او را با تیغ و کاتر بریدند و در نهایت با شلیک تیر خلاص او را کشتند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

جزییات تازه از قتل رجب‌زاده؛ جسد سوخته مداح حامی حکومت در اطراف تهران پیدا شده بود
۱

جزییات تازه از قتل رجب‌زاده؛ جسد سوخته مداح حامی حکومت در اطراف تهران پیدا شده بود

۲

اسرائیل برای حمله یک‌جانبه به جمهوری اسلامی ایران آماده می‌شود

۳

اسرائیل جزئیات هماهنگی هوایی با آمریکا در حمله به جمهوری اسلامی را فاش کرد

۴

اتاق اصناف کردستان: ۹۵ درصد واحدهای صنفی استان در آستانه ورشکستگی‌اند

۵

واشینگتن‌پست: پنتاگون برای جبران کمبود تسلیحات، شرکت‌های دفاعی را تحت فشار گذاشت

انتخاب سردبیر

  • گهواره‌های خالی، مرزهای شلوغ؛ آینده اروپا به کدام سمت می‌رود؟
    تحلیل

    گهواره‌های خالی، مرزهای شلوغ؛ آینده اروپا به کدام سمت می‌رود؟

  • از کربلای ۴ تا آمیا؛ محسن رضایی به راس ساختار امنیتی جمهوری اسلامی رسید

    از کربلای ۴ تا آمیا؛ محسن رضایی به راس ساختار امنیتی جمهوری اسلامی رسید

  • کارگران معادن و کارکنان شرکت‌ها ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند
    روایت شما

    کارگران معادن و کارکنان شرکت‌ها ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند

  • تغییرات اقلیمی چگونه چشم‌انداز اقتصادی اروپا را تغییر می‌دهد؟
    تحلیل

    تغییرات اقلیمی چگونه چشم‌انداز اقتصادی اروپا را تغییر می‌دهد؟

  • گسترش خرید اقساطی از پلتفرم‌های آنلاین در پی بحران معیشتی در ایران

    گسترش خرید اقساطی از پلتفرم‌های آنلاین در پی بحران معیشتی در ایران

•
•
•

مطالب بیشتر

کارزار کشف حقیقت در بیمارستان عشایر خرم‌آباد؛ پیکر‌هایی که برهنه بر زمین سردخانه رها شدند

۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

کارزار «کشف حقیقت» ایران‌اینترنشنال هویت دست‌کم ۲۴ جان‌باخته اعتراضات دی‌ماه در خرم‌آباد را شناسایی کرده است. روایت‌های رسیده نیز از انتقال گسترده کشته‌شدگان و مجروحان به بیمارستان شهدای عشایر و کنترل امنیتی آن حکایت دارند.

در ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال، تعداد زیادی پیکر خون‌آلود بدون کاور در کف سردخانه یا اتاقی در بیمارستان رها شده‌اند. در دهان برخی از آن‌ها لوله اکسیژن و روی بدنشان چسب‌های الکتروکاردیوگرافی دیده می‌شود. نشانه‌هایی که می‌تواند حاکی از انتقال آنان به بیمارستان در زمانی باشد که هنوز تحت اقدامات درمانی قرار داشته‌اند.

در این تصاویر، روی پیشانی برخی پیکرها آثار شلیک مستقیم دیده می‌شود و بدن شماری دیگر با تعداد زیادی ساچمه پوشیده شده است. تعدادی از جان‌باختگان نیز از ناحیه سر به‌شدت آسیب دیده‌اند و بخشی از جمجمه آنان از بین رفته است. آثار خون‌ریزی شدید و جراحت در ناحیه تناسلی برخی پیکرها دیده می‌شود. بعضی از پیکرها دست‌هایشان دستنبد دارد در حالی که مشخص است با تیر جنگی کشته شده‌اند.

شاهدان عینی به ایران‌اینترنشنال گفته‌اند بیمارستان عشایر در روزهای سرکوب اعتراض‌ها غرق در خون بوده و حیاط و سردخانه آن از پیکر جان‌باختگان پر شده بود. چند منبع تعداد پیکرهای منتقل‌شده به این بیمارستان را بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر اعلام کرده‌اند.

یکی از پرسنل بیمارستان عشایر به ایران‌اینترنشنال گفت این مرکز، تنها بیمارستانی بود که اجازه داشت به مجروحان اعتراضات رسیدگی کند. با این حال، بیمارستان از سوی نیروهای مسلح محاصره شد و بالای سر پزشکان و پرستاران هنگام درمان مجروحان، یک یا چند نیروی امنیتی مستقر بودند.

به گفته این شاهد عینی، کادر درمان به مدت سه روز عملا در بیمارستان محبوس بودند، تلفن‌های همراهشان ضبط شده بود و اجازه تماس با خانواده‌های خود را نداشتند.

او همچنین گفت چند تن از کارکنان بیمارستان بازداشت شدند.

بنا بر اظهارات این شاهد عینی، دست‌کم ۷۰ معترض نیمه‌جان که امکان نجات آن‌ها وجود داشت، به جای ادامه درمان به سردخانه منتقل شدند.

به گفته او، شماری از مجروحان پس از ربوده‌شدن از بخش‌های درمانی کشته شدند و پیکر برخی از آنان با آثار شلیک از سینه به بالا یا تیر خلاص به سردخانه بازگردانده شد.

یک دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی خرم‌آباد نیز به ایران‌اینترنشنال گفت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه بارها شاهد انتقال بیمارانی بوده که هنگام ورود به بیمارستان زنده بودند، اما حدود ۲۰ دقیقه پس از انتقال به اتاق عمل، خبر جان‌باختن‌ آنان اعلام می‌شد.

به گفته او، این اتفاق محدود به یک یا دو بیمار نبوده است.

این شاهد همچنین از بیماری خبر داد که بر اثر اصابت تعداد زیادی ساچمه و عفونت شدید، دوم بهمن به بیمارستان منتقل شد، اما پیش از تکمیل درمان و با وجود مخالفت پزشک، با فشار نیروهای امنیتی از بیمارستان خارج و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

نیروهای انتظامی و امنیتی در بیمارستان مستقر بودند تا مجروحان را شناسایی و بازداشت کنند.

  • کارزار مردمی بیمارستان الغدیر؛ روایت پیکرهای رهاشده در حیاط پشتی و انبار بیمارستان

    کارزار مردمی بیمارستان الغدیر؛ روایت پیکرهای رهاشده در حیاط پشتی و انبار بیمارستان

اعتراضات خرم‌آباد از زبان شاهدان عینی

بر اساس روایت‌های رسیده، اعتراضات خرم‌آباد در روزهای پنج‌شنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی ماه بسیار گسترده و عمدتا محله‌محور بود.

میدان کیو، خیابان انقلاب، میدان ناصر‌خسرو، میدان رازی، خیابان مطهری، خیابان ولی‌عصر، ماسور، میدان علوی و محدوده پشت بازار، از جمله کانون‌های اصلی تجمعات گزارش شده‌اند.

به گفته یکی از شاهدان، در شامگاه ۱۸ دی، بخش‌های گسترده‌ای از شهر در کنترل معترضان قرار داشت و جمعیت شرکت‌کننده به ده‌ها هزار نفر می‌رسید.

به گفته او، اعتراضات در برخی محله‌ها تا دوشنبه ۲۲ دی ادامه داشت، اما به‌دلیل قطع اینترنت و محدودیت شدید ارتباطی، امکان ارسال تصاویر و گزارش‌ها وجود نداشت.

شاهدان از تجمع گسترده مردم در خیابان انقلاب، در مقابل بیمارستان عشایر، و همچنین مناطق جنوبی شهر از جمله ماسور خبر داده‌اند.

یک منبع گفت در شب ۱۹ دی، در محله ماسور ده‌ها نفر بر اثر تیراندازی کشته شدند و خون مجروحان و جان‌باختگان در کوچه‌ها جاری بود.

یک شاهد دیگر گفت ماموران نقاب‌دار و مجهز به سلاح‌های سنگین وارد ساختمان بانک سپه در ابتدای کوچه قدس، مقابل بیمارستان عشایر، شدند و از طبقات بالای ساختمان به سوی مردم تیراندازی کردند.

بر اساس یکی دیگر از روایت‌ها، نیروهای حکومتی از داخل فرمانداری نیز به سوی معترضان رگبار بستند.

شاهدان همچنین از آتش گرفتن شماری از فروشگاه‌های زنجیره‌ای خبر دادند و گفتند معترضان اجناس را غارت نکردند و مواد غذایی را در خیابان ریختند.

قطع گسترده اینترنت، برقراری محدودیت رفت‌وآمد و کنترل دوربین‌های مداربسته برای شناسایی معترضان، از دیگر مواردی است که شهروندان خرم‌آباد گزارش کرده‌اند.

به گفته آنان، نیروهای سپاه پاسداران و بسیج، پس از اعتراضات، رهگذران را متوقف می‌کردند و حتی تجمع بیش از دو نفر با برخورد نیروهای امنیتی روبه‌رو می‌شد.

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

استقرار تک‌تیراندازها و شلیک به سر و قلب معترضان

شاهدان عینی گفته‌اند نیروهای حکومتی در شامگاه ۱۹ دی ماه روی پشت‌بام پاساژها، ساختمان‌های دولتی، پایگاه‌های بسیج و بناهای مشرف به محل تجمعات مستقر شدند و با سلاح‌های جنگی و تک‌تیرانداز به سوی مردم شلیک کردند.

یکی از شاهدان گفته است شخصا کشته‌شدن دست‌کم پنج نفر را دیده که از پشت هدف رگبار قرار گرفته و گلوله‌ها به سر یا قلب آنان اصابت کرده است.

منابع دیگر نیز از استفاده گسترده از کلاشنیکف، شاتگان، ساچمه، قمه و سلاح‌های سرد از سوی نیروهای لباس‌شخصی، بسیج، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و یگان‌های ویژه خبر داده‌اند.

برخی شهروندان گفتند ماموران مانع انتقال زخمی‌ها به بیمارستان می‌شدند و شماری از مجروحان بر اثر خونریزی در خیابان جان باختند. مجروحانی که به بیمارستان منتقل می‌شدند نیز در معرض بازداشت، ربوده‌شدن یا انتقال اجباری قرار داشتند.

شاهدان عینی از انباشته‌شدن پیکرها در حیاط بیمارستان عشایر در جمعه ۱۹ دی ماه خبر دادند و گفتند نیروهای بسیج مانع نزدیک‌شدن خانواده‌ها و شهروندان به پیکرها می‌شدند.

شماری از خانواده‌ها نیز برای جلوگیری از ربوده‌شدن اجساد، ناچار شدند پیکر بستگان خود را بلافاصله از بیمارستان خارج کنند.

  • یلدا محمد‌خانی؛ نوجوانی که با الهام از نیکا شاکرمی به خیابان رفت و کشته شد

    یلدا محمد‌خانی؛ نوجوانی که با الهام از نیکا شاکرمی به خیابان رفت و کشته شد

کارزار «کشف حقیقت» تاکنون هویت دست‌کم ۲۴ جان‌باخته خرم‌آباد را شناسایی کرده و بررسی اطلاعات مربوط به دیگر قربانیان ادامه دارد.

از جمله جان‌باختگانی که اطلاعات آنان به ایران‌اینترنشنال رسیده، حسین یغمایی است که به گفته نزدیکانش هدف گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به خانه جان باخت.

همچنین سجاد صحراگرد، اهل روستای ریمله و پدر سه فرزند، در جریان اعتراضات با سلاح سرد کشته شد.

حجت احمدیان، بازنشسته شهرداری خرم‌آباد و پدر سه فرزند، یکی دیگر از جان‌باختگان است. منابع مطلع گفته‌اند خانواده او تحت فشار قرار گرفتند تا برای جلوگیری از قطع حقوق بازنشستگی، علت مرگش را خودکشی اعلام کنند.

کارزار «کشف حقیقت» ایران‌اینترنشنال بررسی تصاویر، اسناد پزشکی، روایت‌های شاهدان و اطلاعات مربوط به جان‌باختگان، مجروحان و بازداشت‌شدگان خرم‌آباد را ادامه می‌دهد.

خانواده‌های دادخواه خیزش دی‌ماه تحت فشار روانی شدید قرار دارند

۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
100%
سوگواری والدین جاویدنام محمدعرفان فرجی بر مزار او، بهشت زهرای تهران

با گذشت نزدیک به ۷ ماه از کشتار خونین دی‌ماه، خانواده‌های جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان تحت فشار روانی شدیدی قرار گرفته‌اند.

گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی حاکی از آن است که طاهره جنگجو، مادر دادخواه جاویدنام رها بهلولی‌پور، به افسردگی شدید دچار شده و حال روحی‌اش به‌شدت نامساعد است.

مریم شکرانی، روزنامه‌نگار ساکن ایران، گزارش داد این مادر دادخواه به‌دلیل فشار روانی و آسیب سنگین ناشی از قتل فرزندش، دست‌کم یک‌بار اقدام به پایان دادن به زندگی خود کرده و نجات یافته است.

رها دانشجوی ۲۳ ساله رشته زبان ایتالیایی در دانشگاه تهران بود که شامگاه ۱۸ دی با شلیک نیروهای حکومتی زخمی شد و یک روز بعد، بر اثر شدت جراحات درگذشت.

فرحنار (عاطفه) روزفرح، مادر جاویدنام سامان ابراهیم‌پور، که در شش ماه گذشته با سوگ فقدان فرزندش و شرایط دشوار روحی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، ۲۵ تیر به زندگی خود پایان داد.

پیکر این زن ۳۸ ساله در شهر شفت استان گیلان به خاک سپرده شد.

فرزند او شامگاه ۱۹ دی در ۲۳ سالگی به دست ماموران حکومت در منطقه «دانای علی» شفت کشته شد.

100%
بی‌تابی مادر یک جاویدنام بر سر مزار فرزندش در مراسم چهلم، ساوه

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که بسیاری دیگر از خانواده‌های دادخواه نیز در وضعیت روانی شکننده‌ای به سر می‌برند.

بر اساس این گزارش‌ها، مادر بهبود حسن‌زاده از روز کشته شدن پسرش دیگر روی پای خود نایستاده، از درمان دست کشیده و در بستر بیماری افتاده است.

بهبود، کارشناس ارشد حقوق و پدر دو دختر ۸ و ۱۳ ساله، شامگاه ۱۸ دی در قائمیه کوهچنار، وقتی برای کمک به یک مجروح رفته بود، هدف گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و دو روز بعد جان باخت.

مادر علی‌اصغر حسینی، جوان ۱۸ ساله کشته‌شده در کرمان، بینایی یک چشم خود را تا حد زیادی از دست داده است.

علی‌اصغر ۱۸ دی در میدان آزادی کرمان با اصابت گلوله جنگی به قلب کشته شد.

100%
والدین محمدمهدی خان‌محمدی بر مزار او

فشار امنیتی و شکستن سنگ مزار

سوگ از دست دادن عزیزان تنها دردی نیست که خانواده‌های دادخواه با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

حکومت همواره خانواده‌های کشته‌شدگان را از زمان تحویل پیکر تا دفن، مراسم خاکسپاری و عزاداری و سالگرد تحت فشار امنیتی قرار داده است.

جمهوری اسلامی می‌داند که هسته نمادین و خوشه‌های خشم اولیه برای موج بعدی جنبش‌های اجتماعی، از خانواده‌های داغدار شروع می‌شود.برای همین، برای جلوگیری از تبدیل فرایند سوگ به خشم، تلاش می‌کند با ابزارهای مختلف، روحیه این خانواده‌ها را بیش از پیش تضعیف کند.

به نظر می‌رسد حکومت پس از جنبش مهسا ترجیح داده در کنار سرکوب مستقیم و مقطعی اعتراضات، سطح فشار بر خانواده‌های دادخواه را هم به شکل مستمر حفظ کند و اجازه ندهد این زخم‌ها به قصه‌هایی جداگانه تبدیل شوند.

برا همین به کشتن صرف بسنده نمی‌کند: خانواده‌ها را با گرفتن حق تیر و پول گلوله در فشار می‌گذارد، مراسم خاکسپاری و ختم را محدود و امنیتی می‌کند و به خانواده برخی جاویدنامان مثل محسن نمازی ۱۹ ساله اجازه نمی‌دهد پیکرش در آرامستان خانوادگی یا شهر محل سکونتش دفن شود.

خانواده محسن نمازی پس از تهدید نهادهای امنیتی ناچار شدند پیکر این جوان ۱۹ ساله را به‌جای تهران، در جلفای آذربایجان شرقی به خاک بسپارند.

مادر محسن پس از انتقال فرزندش به درمانگاه، ساعت‌ها کنار پیکرش ماند، اما ماموران او را از محل بیرون کردند.

محسن شامگاه ۱۸ دی در منطقه ۱۷ تهران با اصابت سه گلوله جنگی کشته شد.

علاوه بر این موارد، حکومت روی سنگ مزار کشته‌شدگان اعتراضات و عبارات درج شده روی آن حساس است؛ بارها سنگ مزار جاویدنامان به دست نیروهای وابسته به حکومت شکسته یا مخدوش شده است.

یکی از آخرین نمونه‌ها مربوط به سنگ مزار طاها نادری است که در آرامستان شهرضای اصفهان تخریب شد.

طاهای ۱۸ ساله شامگاه ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله ماموران جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌ها، سرور سروری، مادر طاها، شاعر و فعال سیاسی، نیز تحت فشار امنیتی از فعالیت منع شده است.

100%
تخریب سنگ مزار طاها نادری

بی‌تابی مادران و پدران

در کنار این موارد، ده‌ها ویدیو از بی‌تابی و زاری مادران و پدران جاویدنامان در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد حتی با گذشت چند ماه از کشتار دی، داغ فرزندانشان تازه است.

در یکی از این ویدیوها، مادر امیرحسین شیخ‌بو دیده می‌شود که در ششمین ماهگرد کشته شدن فرزندش، در محل جان باختن او در مشهد حضور یافته است.

او زمین را گلباران و به یاد امیرحسین شمع روشن کرده است.

در این ویدیو مادر امیرحسین در سوگ فرزند جوانش مویه می‌کند.

امیرحسین جوانی ۲۴ ساله بود که شامگاه ۱۸ دی در میدان مادر مشهد در جریان اعتراضات هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

در ویدیویی دیگر، مادر امیرحسین نوبخت دیده می‌شود که لباس‌های او را در آغوش گرفته و گریه می‌کند.

امیرحسین جوانی ۲۲ ساله و ساکن باقرشهر بود که شامگاه ۱۸ دی با شلیک گلوله نیروهای حکومتی مجروح شد. خانواده او پیکرش را با آثاری از شکنجه پیدا کردند.

ویدیویی که به‌تازگی منتشر شده، نشان می‌دهد پدر و مادر سالخورده مجید پوررستمی با شنیدن اسم پسرشان از شبکه ایران‌اینترنشنال اشک می‌ریزند و بی‌تابی می‌کنند.

مجید ۴۵ ساله شامگاه ۱۸ دی در قرچک با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.

همچنین بر اساس تصویری که اخیرا در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده، مادر پویا قشقایی در مزار خالی او و پیش از دفنش خوابیده است.

پویا قشقایی ۳۰ ساله شامگاه ۱۹ دی در شهرضا با شلیک گلوله جنگی سرکوبگران کشته شد.

با همه این فشارها، اما خانواده‌های دادخواه و بازماندگان خاموش نمانده‌اند و تبدیل به راوی دست‌اول جنایات جمهوری اسلامی شده‌اند.

امیرحسین نوبخت؛ جوانی که به‌دلیل خالکوبی تاج شاهنشاهی در بیمارستان شکنجه و سپس کشته شد

۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

منابع نزدیک به خانواده امیرحسین نوبخت پردستی به ایران‌اینترنشنال گفتند این جوان ۲۱ ساله که شامگاه ۱۸ دی‌ماه در باقرشهر در استان تهران زخمی شده بود، پس از انتقال به بیمارستان به‌شدت شکنجه و سپس کشته شد.

بر اساس روایت منابع مطلع، ماموران به‌دلیل خالکوبی تصویر رضاشاه و نماد تاج بر بازوی امیرحسین، پوست و گوشت این بخش از دست او را با تیغ و کاتر بریدند و در نهایت با شلیک تیر خلاص او را کشتند.

امیرحسین پیش‌تر در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ زمانی که تنها ۱۶ سال داشت، بازداشت شده بود.

به گفته منابع نزدیک به خانواده، امیرحسین حدود ساعت ۱۰ شب ۱۸ دی‌ در حوالی خیابان ۳۰ متری باقرشهر هدف گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفت و مجروح شد.

او سپس بازداشت و به بیمارستان منتقل شد، اما خانواده‌اش برای مدتی از محل نگهداری و سرنوشت او اطلاعی نداشتند.

زمانی که خانواده سرانجام پیکر امیرحسین را در کهریزک پیدا کردند و تحویل گرفتند، آثار گسترده ضرب‌وجرح و شکنجه روی بدن او دیده می‌شد.

صورت و بخش‌های مختلف بدنش به‌شدت کبود بود و آثار شکستگی در فک، بینی و شانه‌هایش مشاهده می‌شد.

بر پایه اطلاعات رسیده، روی بازوی امیرحسین تصویر رضاشاه و نماد تاجگذاری خالکوبی شده بود. ماموران این قسمت از بازوی او را بریده و بخشی از پوست و گوشت دستش را از بین برده بودند.

منابع آگاه همچنین از وجود خالکوبی نام ایران روی گلوی امیرحسین خبر دادند و گفتند آثار فشار بند کفش بر گردن او مشاهده شد.

آسیب به خالکوبی‌های ملی‌گرایانه؛ الگویی تکرارشونده در شکنجه معترضان

آسیب عمدی به محل خالکوبی‌های مرتبط با نمادهای ملی و شاهنشاهی پیش‌تر نیز در پرونده شماری از معترضان گزارش شده است.

این اقدام جمهوری اسلامی می‌تواند نشان‌دهنده رویکردی هدفمند برای تحقیر، مجازات و شکنجه افرادی باشد که این نمادها را بر بدن خود خالکوبی کرده‌اند.

یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها، مجیدرضا رهنورد از معترضان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ است که ۲۱ آذر همان سال در مشهد اعدام شد.

100%
مجیدرضا رهنورد

رهنورد نماد شیر و خورشید را روی ساعد دست چپ خود خالکوبی کرده بود.

تصاویر منتشرشده پس از بازداشت او نشان می‌داد دست چپش به‌شدت آسیب دیده و در گچ و بانداژ قرار دارد.

یکی از نزدیکان رهنورد گفته بود ماموران به‌دلیل خالکوبی شیر و خورشید، با باتوم و شوکر به دست او ضربه زده و آن را شکسته‌اند.

شباهت میان آنچه درباره امیرحسین نوبخت گزارش شده و شکنجه رهنورد، احتمال وجود روشی سازمان‌یافته برای آسیب رساندن به بخش‌هایی از بدن معترضان را تقویت می‌کند که حامل نمادهای ملی، سیاسی یا مخالف جمهوری اسلامی است.

مهرشاد قائدی با گلوله جنگی قطع نخاع شد و در بیمارستان جان باخت

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۰:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد مهرشاد قائدی، جوان ۲۵ ساله اهل ممسنی و ساکن تهران، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات میدان بهشت نازی‌آباد هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت.

او پس از اصابت گلوله جنگی به گردن، به بیمارستان هفت‌تیر تهران منتقل شد و دو روز بعد جان باخت.

شلیک از بالای مسجد و ساختمان پزشکی قانونی

بر اساس گزارش‌های رسیده، پیش از حضور مهرشاد و دوستانش در تجمعات مردمی، یک سرهنگ به آنها هشدار داده بود نیروهای حکومتی آن شب «دستور تیر» دارند و از آنها خواسته بود وارد محل اعتراض نشوند.

با این حال، مهرشاد و دوستانش به مسیر خود ادامه دادند و در میدان بهشت نازی‌آباد در میان معترضان حاضر شدند.

روایت‌های رسیده حاکی از آن است که نیروهای مستقر بر بام یک مسجد و ساختمان پزشکی قانونی در محدوده این میدان، ابتدا با لیزر معترضان را نشانه می‌رفتند و سپس به سمت آنها شلیک می‌کردند.

به گفته منابع آگاه، مهرشاد و دوستانش با آگاه کردن افرادی که هدف لیزر قرار گرفته بودند، جان شماری از معترضان را نجات دادند، اما در نهایت از بالای مسجد به سمت مهرشاد شلیک کردند و گلوله جنگی به گردنش اصابت کرد.

دوستان مهرشاد پس از زخمی شدنش، او را به پشت مجسمه میدان بهشت نازی‌آباد منتقل کردند تا نیروهای حکومتی به او تیر خلاص نزنند.

بنا بر روایت‌های دریافتی، خانواده مهرشاد با کمک دوستانش توانستند او را در نازی‌آباد پیدا کنند و با سختی به بیمارستان هفت‌تیر تهران برسانند.

با این حال، در ساعات نخست، کارکنان بیمارستان خانواده را به داخل راه ندادند و از پذیرش مهرشاد خودداری کردند.

نزدیکان مهرشاد گفتند خانواده پس از پیگیری‌های فراوان توانستند شرایط انتقال او را به اتاق عمل فراهم کنند.

خروج گلوله جنگی از گردن و قطع کامل نخاع

پزشکان در جریان عمل جراحی، گلوله جنگی را از گردن مهرشاد خارج کردند. همچنین هنگام انتقال او به بیمارستان، یک ترکش نیز در کاپشنش دیده شده بود.

به نقل از بستگانش، پس از بررسی‌های پزشکی مشخص شد اصابت گلوله به گردن باعث قطع کامل نخاع او شده است.

وضعیت مهرشاد پس از عمل جراحی در ابتدا پایدار توصیف شده بود، اما او دو روز بعد، ۲۰ دی، در بیمارستان جان باخت.

منابع آگاه گفتند لوله‌های متصل به بدن مهرشاد پیش از مرگ، از او جدا شده بود و همین موضوع را علت مرگش می‌دانند.

مهرشاد ۲۶ دی در شهر ممسنی به خاک سپرده شد.

طبق اطلاعات رسیده، بسیاری از معترضان مجروحی که شامگاه ۱۸ دی‌ماه همراه مهرشاد در بیمارستان هفت تیر بستری بودند، جان باختند.

شلیک به محمدمعین محمدیوسفی پس از بازگشت برای کمک

محمدمعین محمدیوسفی، دوست صمیمی مهرشاد، شامگاه ۱۸ دی همراه او در اعتراضات میدان بهشت نازی‌آباد حضور داشت.

محمدمعین پس از تیر خوردن مهرشاد برای کمک به سمتش بازگشت، اما خود نیز هدف قرار گرفت.

به گفته دوستانش، نیروهای حکومتی پس از شلیک به محمدمعین، به او تیر خلاص زدند.

او در شب ۱۸ دی ناپدید و پیکرش حدود یک هفته بعد در کهریزک پیدا شد.

حذف شواهد یک قتل؛ شکافتن پیکر جمشید مومنی مقابل چشمان خانواده برای خارج کردن گلوله‌ها

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۰:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

اطلاعات و ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد کادر پزشکی قانونی در کهریزک پیکر جمشید مومنی ثانی، از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه، را مقابل چشمان خانواده‌اش شکافتند تا گلوله‌های جنگی باقی‌مانده در بدن او را پیش از صدور جواز دفن خارج کنند.

به گفته منابع آگاه، کالبدشکافی برای خارج کردن گلوله‌ها با هدف از بین بردن شواهد مربوط به نوع سلاح و عاملان تیراندازی انجام گرفت.

در یکی از ویدیوهای رسیده، خواهر جمشید با گریه و التماس از مسئولان می‌خواهد پیکر برادرش را نشکافند و «پاره‌پاره» نکنند.

با این حال، کادر حاضر در محل با او برخوردی تهاجمی دارند و حتی نواری را که شماره شناسایی پیکر روی آن ثبت شده، در اختیار او می‌گذارند تا شخصا دور پای برادرش ببندد.

100%

جمشید مومنی که متولد سال ۱۳۶۵ بود، شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات مردمی در خیابان سلسبیل تهران هدف گلوله جنگی قرار گرفت.

بر اساس اطلاعات رسیده، گلوله‌ها به ناحیه شکم و پهلوی جمشید اصابت کردند و پس از عبور از ریه، به مرگ او منجر شدند.

خانواده این جاویدنام پس از ساعت‌ها جست‌وجو، پیکر او را در حالی در کهریزک پیدا کردند که آثار اصابت دو گلوله بر بدنش وجود داشت.

فشار برای معرفی مومنی به‌عنوان شهید حکومتی

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، خانواده مومنی برای تحویل گرفتن پیکر او با مطالبه یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان مواجه شدند.

پس از آنکه خانواده اعلام کردند توانایی پرداخت این مبلغ را ندارند، نهادهای حکومتی آن‌ها را تحت فشار قرار دادند تا جمشید را به‌عنوان «شهید» معرفی کنند و پیکرش با پرچم جمهوری اسلامی به خاک سپرده شود.

اعضای خانواده او تحت فشارهای شدید امنیتی قرار داشتند و با گرفتن تعهد، از اطلاع‌رسانی آزادانه درباره نحوه کشته شدن جمشید منع شدند.

منابع مطلع می‌گویند خارج کردن گلوله از بدن جمشید پیش از صدور جواز دفن، با تلاش نهادهای حکومتی برای معرفی او به‌عنوان «شهید» مرتبط بوده است.

به گفته آنها، باقی ماندن گلوله جنگی در بدن می‌توانست شواهدی درباره نوع مهمات و احتمال شلیک از سوی نیروهای سپاه پاسداران یا نیروی انتظامی به جا بگذارد.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر نیز گزارش‌هایی دریافت کرده بود که نشان می‌داد در کهریزک، پیکر شماری از جان‌باختگان مقابل چشمان خانواده‌هایشان شکافته شده و گلوله‌های باقی‌مانده در بدن آن‌ها خارج شده است.

در جریان اعتراضات دی‌ماه، کهریزک به یکی از هولناک‌ترین مراکز نگهداری پیکر جان‌باختگان تبدیل شد.

خانواده‌ها ناچار بودند ساعت‌ها در میان انبوه کیسه‌های سیاه به دنبال عزیزان خود بگردند و در بسیاری از موارد با پیکرهایی خون‌آلود، آثار تیر خلاص، لوله‌های احیا در دهان و چسب‌های نوار قلب روی بدن مواجه می‌شدند.

این شواهد نشان می‌داد شماری از قربانیان پیش از انتقال به کهریزک زنده یا قابل احیا بوده‌اند، اما نیروهای امنیتی مانع ادامه روند درمان آن‌ها شده‌اند.