حسن یزدانی پس از برنز جهانی: سال ۲۰۲۷ و المپیک ۲۰۲۸ تلاش میکنم به مدال طلا برسم
حسن یزدانی، کشتیگیر وزن ۹۷ کیلوگرم تیم ملی کشتی آزاد ایران پس از کسب مدال برنز مسابقات جهانی آستانه قزاقستان، گفت که برای مدال طلای مسابقات جهانی ۲۰۲۷ و المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس تلاش میکند.
او به صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفت: «هدفم در این مسابقات مدال دیگری بود، امیدوارم سال دیگر در جهانی ۲۰۲۷ و همینطور المپیک ۲۰۲۸ بتوانم رنگ مدال را تغییر بدهم و روی سکوی نخست بایستم.»
آس گزارش داد بارسلونا پس از ثبت ۱۷ مورد تخلف در الکلاسیکو، جایگاه هواداران موسوم به «گل ۱۹۵۷» را برای بازی با آلاوس تعطیل کرد. این تخلفات شامل توهین به مورینیو و کوکوریا و حمله به کاماوینگا پس از گل دوم رئال مادرید بوده است.
باشگاه دلیل این تصمیم را افزایش پروندههای انضباطی ناشی از رفتار برخی هواداران اعلام کرد؛ رفتارهایی که بارسلونا را در معرض جریمه و حتی خطر بسته شدن ورزشگاه قرار داده است.
خوان لاپورتا زمستان گذشته و در آستانه انتخابات، با گروههای مستقر در جایگاه هواداران بارسلونا به آتشبس رسید، اما ریشه این اختلاف به پاییز ۲۰۲۴ بازمیگردد. اکنون با تعطیلی موقت «گل ۱۹۵۷» برای بازی مقابل آلاوس، مشخص شده است که این مشکل همچنان ادامه دارد.
بارسلونا عصر پنجشنبه در بیانیهای اعلام کرد فعالیت «گل ۱۹۵۷»، همان جایگاهی که پیشتر با نام «Grada d’Animació» شناخته میشد، برای مسابقه شنبه مقابل آلاوس متوقف خواهد شد: «این تصمیم در پی تشکیل چندین پرونده برای باشگاه و برخی اعضای آن به دلیل رفتارهای مغایر با ارزشهای ورزش گرفته شده است.»
اشاره بارسلونا به ۱۷ مورد تخلفی بود که لالیگا پس از آخرین الکلاسیکو گزارش کرده بود. از جمله این موارد، توهین به مورینیو و کوکوریا و همچنین حمله به کاماوینگا پس از گل دوم رئال مادرید در پیروزی ۲ بر یک این تیم بود.
بارسلونا در بیانیه خود تاکید کرد چنین رفتارهایی میتواند باشگاه را با جریمههای مالی و حتی خطر بسته شدن ورزشگاه روبهرو کند و با ارزشهایی که باشگاه نمایندگی میکند، در تضاد است.
این بیانیه یادآور اختلافی است که در پاییز ۲۰۲۴ آغاز شد؛ زمانی که لاپورتا تصمیم گرفت جایگاه جنجالی هواداران بارسلونا را تعطیل کند. این جایگاه در سال ۲۰۱۶ و در دوران ریاست جوزپ ماریا بارتومئو در نوکمپ راهاندازی شده بود و به دلیل عملیات بازسازی ورزشگاه، به ورزشگاه لوییس کومپانیس منتقل شد.
لاپورتا که پیشتر گروه «بویشوس» را از نوکمپ اخراج کرده بود، این بار مقابل چهار گروه Almogàvers، Front 532، Nostra Ensenya و Supporters Barça قرار گرفت؛ گروههایی که بخشی از جایگاه شمالی ورزشگاه المپیک لوییس کومپانیس را در اختیار داشتند.
باشگاه از این گروهها خواست هزینه جریمههایی به ارزش مجموع ۲۱ هزار یورو را پرداخت کنند. این جریمهها مربوط به پروندههایی بود که لالیگا، یوفا و دولت محلی کاتالونیا در فصل ۲۴-۲۰۲۳ تشکیل داده بودند.
بارسلونا این مبلغ را پرداخت کرده بود، اما با استناد به توافقهای زمان ایجاد این جایگاه، که به باشگاه اجازه میداد افراد متخلف را پاسخگو بداند، از گروههای هواداری خواست پول را بازگردانند.
بارسلونا در نهایت تهدید خود را عملی کرد و در آستانه دیدار لیگ قهرمانان اروپا مقابل برست، جایگاه هواداران را بست.
پس از آن، اختلاف به سطح هواداران کشیده شد. شعار «جایگاه هواداران را میخواهیم» در ورزشگاه شنیده میشد و در برخی شبها در مونتجوییک نیز گروهی شعار «ژاوی آری، لاپورتا نه» سر میدادند. این شرایط برای رییس بارسلونا خوشایند نبود.
این شعارها در نخستین فصل حضور فلیک نیز ادامه یافت، اما نتایج تیم باعث شد اعتراضها فروکش کند. به نظر میرسید لاپورتا دیگر اهمیت چندانی به این موضوع نمیدهد تا اینکه وارد فضای انتخاباتی شد.
با وجود اینکه پیروزی او محتمل به نظر میرسید، لاپورتا قصد داشت همه جوانب را در نظر بگیرد. او میدانست در میان این گروهها و حامیان بازگشت آنها به جایگاه هواداران، تعداد قابل توجهی رای وجود دارد. ویکتور فونت نیز در زمینه مسائل اجتماعی باشگاه فشار وارد میکرد.
به همین دلیل، لاپورتا از دو چهره مورد اعتماد خود در باشگاه، رافا یوسته، نایبرییس بارسلونا، و آلخاندرو اچواریا، مشاور باشگاه و یکی از افراد بانفوذ آن، خواست با نمایندگان اعضای جایگاه هواداران مذاکره کنند و برای استقرار آنها در «گل ۱۹۵۷» به توافق برسند.
طراحی این بخش هواداری به النا فورت، نایبرییس بخش اجتماعی باشگاه، سپرده شده بود، اما او به دلیل اختلافهای قبلی در مذاکرات حضور نداشت.
این جلسات در نهایت به صلحی منجر شد که با توجه به اتفاقات اخیر و موارد گزارششده از سوی لالیگا، چندان پایدار نبوده است.
اکنون بار دیگر ادامه فعالیت جایگاه هواداران بارسلونا با خطری جدی روبهرو شده است. به نوشته آس، دلیل اصلی این است که خوان لاپورتا، رییس بارسلونا که پیشتر هواداران افراطی را از ورزشگاه اخراج کرده بود، هیچگاه بهطور کامل به فعالیت چنین جایگاهی اعتقاد نداشته است.
باشگاههای اینتر و میلان پنجشنبهشب از طرح ورزشگاه جدید ۷۱ هزار و ۵۰۰ نفری خود با نام «جنرالی استادیوم» رونمایی کردند. به نوشته ایاسپیان، اینتر و میلان برای حق نامگذاری ورزشگاه جدید خود با شرکت بیمه ایتالیایی جنرالی قراردادی ۲۰ ساله به ارزش ۶۵۰ میلیون یورو، امضا کردهاند.
«جنرالی استادیوم» ۷۱ هزار و ۵۰۰ نفر ظرفیت خواهد داشت و قرار است در سال ۲۰۳۱ افتتاح شود.
دو باشگاه روز پنجشنبه در بیانیهای اعلام کردند این قرارداد «یکی از بزرگترین قراردادهای حق نامگذاری ورزشگاه در ورزش جهان» است.
توافق با جنرالی در مراسمی اعلام شد که طی آن تصاویر طراحی ورزشگاه جدید هم رونمایی شد. پروژه با هدایت مالکان دو باشگاه پیش میرود؛ ردبرد کپیتال پارتنرز، مالک میلان، و اوکتری، مالک اینتر.
طراحی ورزشگاه حاصل همکاری نورمن فاستر و دیوید مانیکا است؛ این دو معمار پیش از این نیز در طراحی ورزشگاه ومبلی لندن با یکدیگر همکاری کرده بودند.
این پروژه اکنون وارد مرحله طراحی و برنامهریزی خواهد شد. انتظار میرود عملیات ساخت در سال ۲۰۲۸ آغاز شود و در صورت دریافت مجوزهای لازم، نخستین مسابقه در فصل ۳۲-۲۰۳۱ در آن برگزار شود.
این پروژه بخشی از برنامه گستردهتر بازسازی شهری منطقه نیز محسوب میشود که شامل فضاهای عمومی، مناطق سبز و همچنین فضاهای تفریحی و تجاری خواهد بود.
به نوشته گاتزتا دلو اسپورت نخستین تصاویر، ورزشگاهی شیک، مدرن و مجهز به فناوریهای جدید را نشان میدهند. طراحی آن ساده نیست، اما مشخص است که توجه ویژهای به هواداران شده است. سکوهای پشت دروازه مانند مهآتزا شیب زیادی خواهند داشت و جایگاههای تماشاگران نیز بسیار نزدیک به زمین طراحی شدهاند.
بر اساس بیانیه مشترک دو باشگاه، طراحی ورزشگاه از «ظرافت و جزییات معماری کلیسای جامع میلان» الهام گرفته است. دو طبقه جایگاه تماشاگران، ساختاری پیوسته و ۳۶۰ درجه در اطراف زمین ایجاد خواهند کرد.
سنسیرو که در سال ۱۹۲۶ ساخته شد و راهپلههای مارپیچ بیرونی آن از مشخصههای اصلی معماری ورزشگاه است، برای جام جهانی ۱۹۹۰ بازسازی شد، اما امکانات آن در مقایسه با ورزشگاههای مدرن و مطرح فوتبال اروپا محدودتر است.
در دو انتهای ورزشگاه جدید، سکوهای معروف هواداران یا «کورواها» به شکل دیوارهایی یکپارچه و پرشیب طراحی خواهند شد تا هواداران را به زمین نزدیکتر کنند.
شیب جایگاهها به ۳۷ درجه خواهد رسید؛ طراحیای که با هدف افزایش هیجان ورزشگاه و تاثیر بصری آن انجام شده است.
در بیانیه آمده است هدف این طراحی این است که «هواداران بیش از هر زمان دیگری به مهمترین لحظات مسابقه نزدیک شوند.»
میلان و اینتر نوامبر گذشته زمین ورزشگاه را با پرداخت ۱۹۷ میلیون یورو معادل ۲۳۰ میلیون دلار از شهرداری خریدند؛ اقدامی که مسیر تخریب سنسیرو و ساخت ورزشگاه جدید را هموار کرد.
این دو باشگاه سری آ سالهاست بهطور مشترک از ورزشگاه تاریخی سنسیرو استفاده میکنند، اما ساخت یک ورزشگاه مشترک و مدرن را برای افزایش درآمد روز مسابقه ضروری میدانند؛ درآمدی که از رقبای اروپایی آنها کمتر است.
فشار برای بهبود کیفیت ورزشگاههای ایتالیا نیز افزایش یافته است. سرمایهگذاری مالکان خارجی در باشگاههای سری آ و نیاز به ورزشگاههای مناسبتر برای یورو ۲۰۳۲ که ایتالیا و ترکیه بهطور مشترک میزبان آن خواهند بود، از عوامل این روند است.
تیم فوتبال اینتر در دیداری دشوار در هفته نهم سری آ با دو گل به خودی مورنو و هلهال، بازیکنان ونیز، دو بر صفر پیروز شد و بدون شکست در صدر جدول باقی ماند. دو گل ونیز نیز به دلیل آفساید مردود شد و یک ضربه این تیم به تیر دروازه برخورد کرد.
اینتر در ونیز دوباره از دل مشکلات بیرون آمد، اما چه پیروزی دشواری. نراتزوری دو بار تا آستانه عقب افتادن پیش رفت، یک بار تیر دروازه نجاتش داد و دو گل هم دریافت کرد که هر دو مردود شدند. در نهایت، اینتر دو بار به گل رسید؛ هرچند هر دو گل هدیه بازیکنان حریف بودند. ابتدا مورنو و سپس هلهال دروازه خودی را باز کردند.
اینتر با این پیروزی همچنان همگام با لاتزیو به مسیرش ادامه میدهد، در حالی که ونیز نتوانست از قعر جدول فاصله بگیرد. البته نتیجه دو بر صفر نباید باعث شود تصور کنیم صدرنشین سری آ پیروزی آسانی مقابل تیم قعرنشین داشت.
کیوو، همانطور که بارها در این فصل اتفاق افتاده، مسابقه را در نیمه دوم به سود تیمش تغییر داد. علاوه بر خوششانسی، تعویضهای او بار دیگر مانع از سقوط اینتر شدند. سماجت تورام نیز نقش مهمی داشت؛ بازیکنی که با وجود خستگی همچنان از دیگر مهاجمان تیم موثرتر بود. بازیکن برزیلی چپپا نیز در گل دوم نقش داشت و به اینتر کمک کرد از خطر فرار کند.
ونیز اما همچنان در قعر جدول گرفتار است. اینتر نیز با وجود تحمل فشار زیاد، شکستناپذیر باقی ماند. تیم کیوو خسته به نظر میرسید و احتمالا بخشی از تمرکزش معطوف به شب ۳۱ اکتبر و مهمترین بازی فصل تا این مقطع بود؛ نه به دلیل هالووین، بلکه به خاطر دربی.
میلان در خانه کامبک خورد
در دیگر بازی امشب، میلان با وجود دبل سیسه و برتری دو بر یک، در نیمه دوم چهار بر دو مغلوب بولونیا شد. امبانگولا هتتریک کرد تا نخستین شکست آموریم در سری آ رقم بخورد و میلان پیش از دربی، هفت امتیاز با صدر فاصله بگیرد.
میلان اگر به روند بازیهای اخیرش ادامه دهد و یک مسابقه عالی و یک مسابقه بسیار ضعیف داشته باشد، باید منتظر یک دربی فوقالعاده از روسونری باشیم. البته این بیشتر شبیه شوخی است، چون در میلانلو کسی چندان حال و هوای خندیدن ندارد. اگر این بازی قرار بود آخرین آزمون پیش از دربی شنبه باشد، دلایل زیادی برای نگرانی وجود دارد.
خط دفاعی میلان بار دیگر شکننده بود، مهاجم نوک این تیم نتوانست یک موقعیت گلزنی مناسب دریافت کند و افتهای تمرکزی همچنان ادامه دارد. از سیسه هم نمیشد بیش از دو گل انتظار داشت؛ دو گلی که نخستین گلهای او در سنسیرو بودند.
روسونری با این شکست به رده پنجم سقوط کرد و اکنون هفت امتیاز با اینتر و لاتزیو فاصله دارد. در سوی دیگر، بولونیا از زدن چهار گل در سنسیرو لذت برد؛ اتفاقی که بهندرت رخ میدهد. تیم امیلیا بار دیگر قدرت خود را در بازیهای خارج از خانه نشان داد، در حالی که هنوز در ورزشگاه دالآرا به پیروزی نرسیده است. پالادینو نیز روند رو به رشد هفتههای اخیر را ادامه داد و بولونیا در چهار مسابقه اخیر خود سه پیروزی کسب کرده است.
علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در گفتگویی در حاشیه مسابقات جهانی کشتی در آستانه قزاقستان، از غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، به طور ویژه تشکر کرد.
او گفته است: «من باید از آقای اژهای تشکر کنم، شما نمیدانید چه اتفاقاتی افتاده است، من میدانم چطور هوای این بچهها را داشت، که این بچهها از نظر روحی… محبت کرد، پدری کرد برای موردهایی که ما داشتیم.»
اما علیرضا دبیر بابت کدام خدمت محسنیاژهای به ورزشکاران تشکر میکند؟ از اعدامهای تکراری کشتیگیران و ورزشکاران ایرانی بهدست قوه قضاییه جمهوری اسلامی و با ریاست غلامحسین محسنیاژهای و یا بازداشتهای گسترده ورزشکاران رشتههای مختلف و صدور احکام طولانی زندان برای آنها؟
چه کسی فراموش کرده در دوره ریاست غلامحسین محسنیاژهای بر قوه قضاییه، ورزشکاران معترضی مانند مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، کیان (محمد) حسینی، صالح میرهاشمی، صالح محمدی، ساسان آزادوار جونقانی، غلامرضا خانی شکرآب، سیاوش جمشیدی خیرآبادی و علیسینا مصطفوی اعدام شدهاند.
مجیدرضا رهنورد، کشتیگیر ۲۳ ساله مشهدی ۲۱ آذر ۱۴۰۱ و تنها ۲۳ روز پس از بازداشت در جریان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی، اعدام شد. او در جریان دادگاه، بدون طی شدن مراحل قانونی و درحالی که از داشتن وکیل انتخابی محروم بود، به کشتن دو بسیجی و زخمی کردن ۴ بسیجی دیگر در روز ۲۶ آبان، متهم شد؛ مجیدرضا که ۲۸ آبان بازداشت شده بود، در یکی از سریعترین دادگاههای تاریخ، ۲۳ روز بعد اعدام شد.
محمدمهدی کرمی، قهرمان کاراته، ۱۷ دی ۱۴۰۱ در کرج اعدام شد. این جوان ۲۱ ساله در جریان مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از کشتهشدگان جنبش مهسا، به اتهام کشتن یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شد.
او تحت فشارهای شدید و شکنجههای جسمی و روحی قرار گرفت تا علیه خود اعتراف کند. محمدمهدی کرمی سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ به همراه کیان حسینی اعدام شد.
کیان (محمد) حسینی، مربی رزمی، ۱۷ دی ۱۴۰۱ در کرج اعدام شد. او متهم ردیف دوم پرونده روحالله عجمیان بود.
وكيل این ورزشکار پیشتر گفته بود که کیان حسینی برای اعتراف اجباری انواع شکنجه را تحمل کرد؛ از ضربوشتم با چشم و دستوپای بسته تا لگد به سر و بیهوشی، و البته شوکر. ورزشکار تنهایی که به کودکان فقیر هنرهای رزمی را به رایگان آموزش میداد.
سرگذشت کیان یکی از تلخترین قتلهای حکومتی و دردناکترین سرنوشتها در جمهوری اسلامی است؛ او پدر و مادر خود را سالها قبل از دست داده بود و کسی را نداشت تا پیگیر پروندهاش باشد. کیان با وجود حمایتهای بینالمللی و پذیرش کفالت سیاسی توسط نمایندگان اروپایی، سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شد و در آرامستان بهشتعلی اشتهارد آرام گرفت.
صالح میرهاشمی بلطاقی، مربی و قهرمان کاراته، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ و در ۳۷ سالگی و یک روز پس از قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر در اصفهان اعدام شد. صالح متهم ردیف اول پرونده «خانه اصفهان» مربوط به اعتراضات زن، زندگی، آزادی در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ بود.
به ادعای قوه قضاییه، این مربی و قهرمان کشوری کاراته، دو بسیجی و یک سرهنگ یگان ویژه در این حادثه و به دست معترضان کشته شدند.
دادگاه به استناد اعترافاتی که اجباری از صالح گرفته شده بود، در نهایت او را به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح، تشکیل گروه مجرمانه و همکاری با گروههای مخالف به اعدام و ۱۰ سال حبس محکوم کرد.
این ورزشکار در سحرگاه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ همراه با دو همپروندهای خود، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، اعدام شد.
صالح محمدی، کشتیگیر، ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، شب سال نو، به همراه سعید داوودی، مهدی قاسمی، دو معترض دیگر در میدان نبوت قم، در ملاعام، اعدام شد. این آزادکار ۱۹ ساله به اتهام مشارکت در قتل دو مامور امنیتی در جریان اعتراضات ۱۸ دی ۱۴۰۴، در قم و یک روز پیش از نوروز به دار آویخته شد.
صالح شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران مدال برنز جام بینالمللی سایتییف را در کراسنویارسک روسیه به دست آورده بود.
نهادهای حقوق بشری گزارش دادهاند که صالح محمدی در مرحله بازجویی و تحقیقات مقدماتی وادار به اعتراف علیه خود شد. او در دادگاه گفته بود که اعترافاتش تحت فشار و شکنجه بوده. است، اما دادگاه این ادعا را نپذیرفت و اعترافات او را به عنوان یکی از مستندات اصلی پرونده مورد استناد قرار داد.
اتهامات متعدد به او در حالی مطرح شد که به گفته نزدیکان صالح محمدی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش بوده است، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است. همچنین، به گواه ملیپوشان، مربیان و همباشگاهیهای او، صالح هرگز چاقو نداشته است.
ساسان آزادوار جونقانی، کاراتهکا، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در اصفهان اعدام شد. اتهامهای این ورزشکار ۲۱ ساله، «همکاری موثر با دشمن، تخریب خودروی نیروی انتظامی، تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور و تشویق دیگران به اغتشاشات و آشوب در کشور» عنوان شد.
غلامرضا خانی شکرآب، ورزشکار پیشین امامای، مربی و داور بینالمللی، ۵ خرداد ۱۴۰۴ در تهران اعدام شد. خانی شکرآب دوم مهر ۱۴۰۴ بازداشت و به اتهام «همکاری با اسرائیل و مشخصا سازمان اطلاعاتی موساد» محاکمه و به اعدام محکوم شده بود.
خانی شکرآب، متولد ۱۳۷۱، پیش از بازداشت در ترکیه زندگی میکرد و حدود یک سال پیش در جریان سفری به عراق، توسط عوامل جمهوری اسلامی ربوده و به ایران منتقل شد.
سیاوش جمشیدی خیرآبادی، تکواندوکار، ۱۱ مهر ۱۴۰۵ اعدام شد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، نوشت جمشیدی به اتهام «محاربه از طریق کشیدن سلاح گرم و شلیک با آن» به سوی نیروهای امنیتی و همچنین «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده بود. اما در اطلاعات منتشرشده مدرکی مبنی بر مشارکت او در قتل ارائه نشده است.
سیاوش جمشیدی مخفیانه اعدام شد؛ تا پیش از اعلام اجرای حکم، هیچ اطلاعاتی درباره نحوه رسیدگی قضایی به پرونده سیاوش جمشیدی منتشر نشده بود. این ورزشکار پیشتر در اینستاگرام ویدیوهایی از تمرینات تکواندو خود منتشر کرده بود.
علیسینا مصطفوی، کوهنوردی و هیمالیانورد، ۲۲ مهر ۱۴۰۵ در کرمان اعدام شد. قوه قضاییه جمهوری اسلامی، این ورزشکار ۳۸ ساله اهل بم را عضو «گارد جاویدان» خوانده و گفته در تلاش برای تصرف فرودگاه کرمان و بازگشت شاهزاده رضا پهلوی بوده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی مصطفوی را به دست داشتن در دو مورد تیراندازی در کرمان در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ متهم کرده بود. این نهاد همچنین اعلام کرد او در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ حضور داشته و تصاویر و ویدیوهایی را برای شبکههای فارسیزبان خارج از کشور ارسال کرده است. اما بر اساس گزارشها، علیسینا زیر شکنجه وادار به اعتراف اجباری علیه خودش شده بود.
جاویدنام مصطفوی صعودهای متعددی در ایران داشت. او همچنین قلههای آیلند پیک و کالا پاتار را در هیمالیا فتح کرده بود. علیسینا نوازنده تار و از شاگردان کیوان ساکت در نوازندگی این ساز بود.
اما غیر از این ورزشکاران که در دوره ریاست غلامحسین محسنیاژهای بر قوه قضاییه اعدام شدهاند، نوید افکاری، هم در دورهای که اژهای، معاون اول قوه قضاییه بود، اعدام شد.
نوید افکاری، کشتیگیر، ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ اعدام شد. او از معترضان اعتراضات مرداد سال ۱۳۹۷ بود که با وجود درخواست و واکنش نهادهای بینالمللی، حقوقبشری و همچنین چهرههای سرشناس بینالمللی در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
دادگاه، این ورزشکار ۲۷ ساله را که پس از اعتراضات مرداد سال ۹۷ در شیراز بازداشت شد، به قتل حسین ترکمان، کارمند حراست آبفای شیراز، متهم کرد. این درحالی است که به گفته وکیل نوید، تنها مستندات دادگاه درباره اتهام قتل، اعترافات اوست. او اعلام کرده بود این اعترافات تحت شکنجه گرفته شده است.
مقامهای زندان برای اجرای حکم آنقدر عجله داشتند که حق نوید افکاری برای آخرین دیدار با خانواده را از آنها سلب کردند.
از سوی دیگر، تعداد زیادی از ورزشکاران معترض بازداشت شده در جریان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی تا انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴، در زندانهای جمهوری اسلامی در بند هستند؛ از جمله امیررضا نصرآزادانی، بازیکن پیشین تیمهای فوتبال سپاهان و تراکتور، که از هشتم آبان ۱۴۰۱ در پرونده موسوم به «خانه اصفهان» بازداشت شد و با خطر اعدام روبهرو بود، هنوز در زندان است. او به ۲۶ سال حبس محکوم شد و همچنان بدون مرخصی در زندان است.
ستاره حبیبزاده، ملیپوش پیشین فوتبال زنان ایران و سرمربی ۳۶ ساله اود هورلی لوون بلژیک، در گفتوگویی مفصل با وبسایت گل از محدودیتهای دوران کودکی، مهاجرت دشوار از ایران و مسیر طولانی خود برای رسیدن به لیگ قهرمانان زنان اروپا سخن گفته است.
حبیبزاده که اکنون یکی از پنج سرمربی زن حاضر در مرحله لیگ این رقابتهاست، درباره علاقهاش به فوتبال در دوران کودکی گفت: «ایران برای زنان کشور دشواری است. اینکه من در خیابان با پسرها فوتبال بازی کنم، چندان عادی نبود. موهایم را کوتاه میکردم تا مردم فکر کنند پسر هستم.»
او افزود: «اگر آن زمان کسی به من میگفت روزی در لیگ قهرمانان اروپا مربیگری میکنم، میخندیدم و میگفتم شوخی نکنید، چنین چیزی اصلا ممکن نیست.»
حبیبزاده در ۱۷ سالگی نخستین قرارداد حرفهای خود را امضا کرد و پس از بازی برای ملوان و تیمی در شیراز، ۲۱ بار پیراهن تیم ملی زنان ایران را پوشید.
اما در ۲۳ سالگی تصمیم گرفت ایران را ترک کند. او با امید به شرایط بهتر فوتبال زنان راهی هلند شد، ولی آنچه در اروپا دید، با انتظارهایش تفاوت داشت.
حبیبزاده گفت: «وقتی به اروپا آمدم، فکر میکردم همهچیز بهتر است، اما اینطور نبود. برای بازیکنانی که با خانواده زندگی میکردند، دریافت چندصد یورو در ماه کافی بود، ولی من باید هزینه خانه، گاز و تمام مخارج زندگیام را خودم تامین میکردم.»
او درباره سختی مهاجرت توضیح داد: «کشورم را ترک کردم، خانوادهام را ترک کردم، همهچیز را پشت سر گذاشتم. از صفر شروع نکردم؛ فکر میکنم از زیر صفر شروع کردم، چون هیچکس در اروپا مرا نمیشناخت.»
این مربی ایرانی بهجای ادامه فوتبال در بالاترین سطح، در لیگهای پایینتر بازی کرد تا بتواند همزمان کار کند و مدارک مربیگری یوفا را بگیرد.
او گفت: «کاملا تنها بودم؛ بدون خانواده و پدر و مادر. باید همه کارها را در فرهنگی متفاوت و با زبانی دیگر انجام میدادم. انگار وارد دنیای دیگری شده بودم.»
حبیبزاده با اشاره به اینکه هرگز به کنار گذاشتن رویایش فکر نکرد، افزود: «به خودم گفتم حالا که اینجا هستم، باید به آینده نگاه کنم. تسلیم نمیشوم. از همان روز اول مطمئن بودم که روزی در بالاترین سطح سرمربی خواهم شد.»
او درباره دلیل این اطمینان گفت: «چون به خودم اعتماد دارم. میدانم چه تواناییهایی دارم. وقتی رویایی داشته باشم، برای رسیدن به آن هر کاری از دستم بربیاید انجام میدهم.»
نقطه عطف دوران مربیگری حبیبزاده در بلژیک رقم خورد. او در باشگاه پاترو آیسدن مسوول راهاندازی بخش فوتبال زنان شد و تیم تازهتاسیس این باشگاه را از دسته پنجم به دسته دوم رساند.
حبیبزاده در تابستان ۲۰۲۵ بهعنوان دستیار به کلوب بروژ پیوست و یک سال بعد، سرمربی اود هورلی لوون، قهرمان فوتبال زنان بلژیک، شد.
او درباره حضور در جمع ۱۸ تیم برتر اروپا گفت: «این واقعا اتفاق دیوانهکنندهای است. برای رسیدن به اینجا چیزهای زیادی را پشت سر گذاشتم. خوشحالم و افتخار میکنم که تمام تلاشهایم بیهوده نبود.»
حبیبزاده درباره نخستین حضورش بهعنوان سرمربی در لیگ قهرمانان گفت: «وقتی برای نخستین بازی مقابل تیاسسی وارد ورزشگاه شدیم و موسیقی لیگ قهرمانان را شنیدم، نمیتوانستم احساسم را توصیف کنم. انگار مثل پرندهای در آسمان پرواز میکردم.»
او افزود: «با خودم گفتم وای، واقعا اینجا هستم؛ آن هم بهعنوان سرمربی.»
حبیبزاده در پایان درباره رویارویی با بزرگترین تیمهای اروپا گفت: «حالا میتوانیم مقابل پاریسنژرمن، چلسی، یوونتوس و رم بازی کنیم. به دستاورد ویژهای رسیدهایم. میخواهیم از این تجربه لذت ببریم و از هر مسابقه چیزی یاد بگیریم.»