والاستریت ژورنال: عراق و پاکستان برخی مسیرهای تجارت زمینی ایران را میبندند
عکس آرشیوی- گذرگاه مرزی شلمچه میان ایران و عراق
والاستریت ژورنال گزارش داد عراق و پاکستان با بستن برخی گذرگاههای مرزی، دسترسی ایران به مسیرهای تجارت زمینی را محدود میکنند؛ اقدامی که فشار اقتصادی ناشی از محاصره دریایی آمریکا و تحریم شرکتهای هواپیمایی را تشدید میکند.
این روزنامه در گزارش خود نوشت محاصره دریایی و تحریمهای هوایی پیشتر بیشتر مسیرهای کشتیرانی و هوایی ایران را قطع کرده بود و محدودیتهای تازه، انزوای اقتصادی کشور را عمیقتر میکند.
به نوشته والاستریت ژورنال، همزمان دونالد ترامپ فشار نظامی را افزایش میدهد تا تهران را به دادن امتیاز درباره برنامه هستهای خود وادار کند. با وجود تلاش میانجیهای منطقه برای احیای مذاکرات، روند دیپلماتیک ماههاست متوقف مانده و حکومت ایران درخواستهای آمریکا برای گفتوگو درباره مساله هستهای را رد میکند.
آنتونیو کونته شایعات درباره مذاکرات پیشرفته با یوونتوس یا منچستریونایتد را رد کرد. کونته در بیانیهای دراینباره نوشت: «در حال حاضر هیچ مذاکرهای در مرحله پیشرفته نیست. زمانی بازمیگردم که احساس کنم شرایط مناسب فراهم شده است.»
در روزهای اخیر نام کونته در صورت جدایی لوچانو اسپالتی از یوونتوس، به این باشگاه مرتبط شده بود. او همچنین در صورت اخراج مایکل کریک، در فهرست گزینههای منچستریونایتد قرار دارد. این باشگاه پس از شکست سنگین مقابل کومو، فعلا به کریک فرصت داده است.
در روزهای اخیر نام کونته در صورت جدایی لوچانو اسپالتی از یوونتوس، به این باشگاه مرتبط شده بود. او همچنین در صورت اخراج مایکل کریک، در فهرست گزینههای منچستریونایتد قرار دارد. این باشگاه پس از شکست سنگین مقابل کومو، فعلا به کریک فرصت داده است.
به نوشته گاتزتا دلو اسپورت، کونته که اکنون به طور تلویحی گفته نمیخواهد به هر قیمتی به نیمکت برگردد، پیشتر گفته بود به دنبال «باشگاهی است که تاریخ خود را از یاد برده باشد»؛ باشگاهی که بتواند به آن برای بازگشت به روزهای بزرگ کمک کند.
در بیانیه آنتونیو کونته که در فضای مجازی منتشر شده، درباره یوونتوس، منچستریونایتد و شایعات مختلف، آمده است: «نام من در ارتباط با باشگاههای زیادی مطرح شده است، اما در حال حاضر هیچ مذاکرهای در مرحله پیشرفته نیست. پس از تجربه فوقالعاده و موفقی که در هدایت ناپولی داشتم، زمان لازم را برای بررسی اینکه چگونه و چه زمانی به مربیگری برگردم، در اختیار خودم میگذارم. این تصمیم را با دقت خواهم گرفت و زمانی آن را میگیرم که احساس کنم شرایط مناسب فراهم شده است.»
او ادامه داد: «گزارشهایی درباره خواستههای مالی احتمالی و درخواست اختیارات کامل خواندهام؛ خواستههایی که گفته شده من از باشگاههای نامبرده داشتهام. همچنین مطالبی درباره ملاحظات مربوط به چیزی که "شخصیت قوی" من توصیف میشود، منتشر شده است. این گزارشها بیاساس هستند، زیرا در شرایط فعلی هیچ موضوع مشخصی وجود ندارد که بتوان چنین ارزیابیهایی را بر اساس آن انجام داد.»
کونته نوشت: «اگر فرصت مشخصی ایجاد شود، آن زمان موقع گفتوگو با باشگاه مورد نظر و بررسی مشترک شرایط یک توافق احتمالی خواهد بود؛ توافقی که در آن نیازهای دو طرف و ویژگیهایی که شیوه کار من بهعنوان مربی را مشخص میکند، در نظر گرفته شود. تا آن زمان، هر آنچه درباره خواستههای من و آینده حرفهایام مطرح میشود، صرفا گمانهزنی است و نمیتوان آن را واقعیت دانست.»
دیوید ایگنیشس، ستوننویس واشینگتنپست، با هشدار درباره احتمال ازسرگیری جنگ با ایران مینویسد واشینگتن هنوز هدف روشنی برای دور تازه نبرد ندارد. به باور او، آسیبپذیری پایگاههای آمریکا و ناکامی در تغییر حکومت ایران، بازنگری در راهبرد نظامی را ضروری کرده است.
ایگنیشس در یادداشتی به تاریخ ۲۳ اکتبر، برابر با اول آبان، افزایش تب جنگ در واشینگتن، اورشلیم و تهران را نشانه وضعیتی نگرانکننده توصیف میکند. او مینویسد پیش از ورود به دور دیگری از درگیری، سیاستگذاران آمریکایی باید به دو پرسش پاسخ دهند: این بار چه دستاوردی از جنگ میخواهند و چگونه باید قدرت نظامی آمریکا را در منطقه به کار گیرند؟
به نوشته او، همزمان با انتظار برای انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا، واشینگتن حضور نظامی خود را در منطقه تقویت میکند و فرماندهان برای ارائه گزینههای نظامی به دونالد ترامپ آماده میشوند. ایگنیشس دستور خروج برخی کارکنان سفارت آمریکا در ریاض و گزارشها درباره اقدامات مشابه در دیگر سفارتخانهها را از نشانههای نگرانکننده این وضعیت میداند.
محور اصلی نقد او، نبود هدف راهبردی روشن برای جنگ است. به روایت ایگنیشس، بنیامین نتانیاهو و مشاوران اطلاعاتیاش در آغاز درگیری، ترامپ را متقاعد کرده بودند که کشتن رهبران حکومت ایران میتواند زنجیرهای از رویدادها را به راه بیندازد که به سقوط حکومت منجر شود. اما به ارزیابی نویسنده، این محاسبه محقق نشد و تندروهایی که جای رهبران کشتهشده را گرفتند، از بقای خود در برابر حملات جسورتر شدند.
ایگنیشس از کریم سجادپور، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، نقل میکند که ترامپ از آغاز جنگ در جستوجوی «ضربهای نهایی» برای وادار کردن تهران به تسلیم بوده است. سجادپور معتقد است حکومت ایران معمولا زمانی تن به سازش میدهد که فشار اقتصادی، بقای آن را تهدید کند و همزمان راه خروج دیپلماتیک محدودی پیش رویش باشد؛ تهدید نظامی بهتنهایی کافی نیست.
نویسنده پس از اشاره به فروپاشی تفاهمنامه ژوئن در پی تبادل آتش در تنگه هرمز، ترکیب اسکورت مسلحانه نفتکشهای غربی و فشار شدید اقتصادی بر ایران را موفقترین رویکرد ترامپ تا آن مقطع ارزیابی میکند. با این حال، مینویسد این سیاست نیز خط قرمز رییسجمهوری آمریکا، یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، را تضمین نکرده است.
بخش دیگری از یادداشت به تغییر شرایط نظامی منطقه اختصاص دارد. به نوشته ایگنیشس، حملات پهپادی و موشکی حکومت ایران به مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و پایگاه العدید در قطر، آسیبپذیری پایگاههایی را آشکار کرد که قرار بود ابزار بازدارندگی باشند. او استدلال میکند این تاسیسات، بهجای جلوگیری از حملات، خود به کانون آنها تبدیل شدند.
ریچارد فونتین، رییس مرکز امنیت نوین آمریکا، در این یادداشت خواستار بازاندیشی در شکل حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه شده است. ایگنیشس نیز پیشنهاد میکند واشینگتن بیشتر به نیروهای مستقر در دریا و پایگاههای هوایی دوردست تکیه کند؛ نیروهایی که بتوان هنگام بحران آنها را بهسرعت به منطقه اعزام کرد.
با این حال، یادداشت دیدگاه متفاوت اچ. آر. مکمستر، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، را نیز مطرح میکند. مکمستر هشدار میدهد که عملیات از فاصله دور برای دستیابی به اهداف سیاسی کافی نیست و اطمینانبخشی به شرکای منطقهای، به پدافند هوایی چندلایه و پایگاههای زیرزمینی مقاوم نیاز دارد.
ایگنیشس در پایان، فقدان چشماندازی منسجم برای پایان جنگ را دلیل نارضایتی عمومی از آن میداند. او ضمن مخالفت با پیشنهاد نتانیاهو برای قمار دوباره بر سر تغییر حکومت ایران، تاکید میکند که موج تازهای از خشونت به هیچکس کمکی نخواهد کرد.
خبرگزاری رویترز بهنقل از دو مقام ارشد امنیتی جمهوری اسلامی گزارش داد که تهران برنامههای دقیقی برای هدف قرار دادن کابلهای ارتباطی زیردریایی در خلیج فارس تهیه کرده است که در صورت حمله دوباره آمریکا و اسرائیل به اجرا گذاشته خواهند شد.
پیشتر نیز مقامهای ارشد جمهوری اسلامی تهدید کرده بودند در صورت شکست دیپلماسی با واشینگتن، کابلهای زیردریایی منطقه ممکن است در هرگونه درگیری مجدد به اهداف حملات تبدیل شوند.
این دو مقام امنیتی جمهوری اسلامی که به شرط ناشناس ماندن سخن میگفتند، در گفتوگو با رویترز جزئیات اندکی ارائه کردند و توضیح ندادند تهران دقیقا چگونه و در چه مکانهایی چنین حملاتی را انجام خواهد داد. با این حال، یکی از آنها گفت تهران تلاش خواهد کرد پس از هر حمله، از تعمیر کابلها جلوگیری کند تا اختلال در ارتباطات، از جمله اتصال به اینترنت، طولانیتر شود.
یکی از این مقامها گفت: «اگر به ما حمله شود، دیگر هیچ خط قرمزی وجود نخواهد داشت؛ از کابلهای زیردریایی گرفته تا پایگاههای نظامی، از جمله پایگاههای مخفی.»
این مقام به واشینگتن هشدار داد که «با آتش بازی نکند» و گفت جمهوری اسلامی به کابلهای زیردریایی دسترسی کامل دارد و میتواند بهراحتی آنها را نابود کند.
یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چهارشنبه ۲۹ مهر گفت در صورتی که زیرساختهای ایران هدف حمله قرار گیرند، این کشور میتواند هفت کابل اصلی اینترنت در بستر تنگه هرمز را هدف قرار دهد.
بر اساس اعلام اتحادیه بینالمللی مخابرات، یکی از نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد، حدود ۹۹ درصد ترافیک اینترنت جهان از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود. با این حال، آلن مولدین، مدیر پژوهشهای شرکت تحقیقات مخابراتی تلهجئوگرافی، گفت تاثیر جهانی چنین حملاتی از سوی حکومت ایران ممکن است محدود باشد، زیرا کمتر از یک درصد پهنای باند بینالمللی از تنگه هرمز عبور میکند.
وزارت امور خارجه آمریکا و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر درباره سخنان این مقامهای امنیتی ایرانی پاسخ ندادند. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بلافاصله واکنشی به این گزارش نشان ندادند.
«پاسخی شدیدتر»
بهنوشته رویترز برنامههای احتمالی برای حمله به کابلهای زیردریایی، بازتابدهنده این باور در میان رهبران جمهوری اسلامی است که هرگونه کارزار نظامی جدید آمریکا باید با پاسخی شدیدتر از گذشته روبهرو شود.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در ماه جاری هشدار داد که در صورت ازسرگیری درگیریها، زیرساختهای دیجیتال مرتبط با آمریکا در سراسر خلیج فارس، از جمله مراکز داده و تاسیسات هوش مصنوعی، ممکن است هدف حمله قرار گیرند.
دومین مقام امنیتی جمهوری اسلامی به رویترز گفت متحدان واشینگتن در خلیج فارس سرمایهگذاریهای گستردهای در چنین زیرساختهایی انجام دادهاند و «باید واشینگتن، و نه تهران، را مسئول هرگونه آسیب به کابلهای زیردریایی بدانند».
الکس وطنخواه، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه در واشینگتن، گفت هدف از چنین تهدیدهایی، بازداشتن طرف مقابل از ورود به درگیری جدید و اعمال فشار بر واشینگتن از طریق ایجاد نگرانی در میان دولتهای حوزه خلیج فارس و شرکتهای آمریکایی درباره امنیت سرمایهگذاریهایشان در منطقه است.
وطنخواه گفت: «تهران میخواهد کشورهای خلیج فارس و مدیران شرکتها، بهدلیل خطراتی که سیاستهای ترامپ برای برنامههای سرمایهگذاری آنها ایجاد میکند، بر او فشار بیاورند.»
بهگفته تحلیلگران، قطع همزمان چند کابل میتواند سرعت خدمات اینترنتی را کاهش دهد و در تراکنشهای مالی، تجارت الکترونیک و رایانش ابری اختلال ایجاد کند.
مولدین گفت میزان تاثیر چنین حملاتی به چگونگی تغییر مسیر ترافیک از سوی اپراتورها و ظرفیت موجود در مسیرهای ارتباطی جایگزین بستگی خواهد داشت.
کارشناسان میگویند برقراری مجدد ارتباطات در دوران جنگ ممکن است دشوار باشد. افزایش هزینههای بیمه و تاخیر در دریافت مجوز ورود به آبهای سرزمینی نیز میتواند عملیات تعمیر کابلها را پیچیدهتر کند.
دریای سرخ ممکن است هدف مهمتری نسبت به تنگه هرمز باشد، بهویژه اگر جمهوری اسلامی از حمایت متحدان حوثی خود در یمن برخوردار باشد. با این حال، تهران تاکنون هیچ موضعگیری علنی مبنی بر برنامهریزی برای هدف قرار دادن کابلهای این منطقه نداشته است.
دادههای ارتباطی میان اروپا، شرق آفریقا و آسیا از دریای سرخ عبور میکنند. بهگفته مولدین، ظرفیت ارتباطی عبوری از این منطقه حدود سه درصد از تقاضای بینالمللی جهانی و نزدیک به ۱۰ درصد ترافیک ارتباطی میان مناطق مختلف جهان را تشکیل میدهد.
دولتهای حوزه خلیج فارس برای کاهش وابستگی اقتصادهای خود به نفت و تبدیل شدن به قطبهای جهانی هوش مصنوعی، سرمایهگذاریهای گستردهای در بخش فناوری انجام دادهاند و روابط خود را با شرکتهای فناوری آمریکایی گسترش دادهاند.
حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی در ماه مارس مستقیما به دو مرکز خدمات وب آمازون (AWS) در امارات متحده عربی اصابت کرد و به زیرساختهای نزدیک یکی از تاسیسات این شرکت در بحرین نیز آسیب رساند.
سپاه پاسداران در اوج جنگ در ماه مارس، شرکتهای فناوری آمریکایی، از جمله مایکروسافت، گوگل، اپل و انویدیا را اهداف مشروع حمله معرفی کرد.
اتصالات زمینی میتوانند مسیرهای جایگزینی برای انتقال ترافیک اینترنت فراهم کنند و کشورهای حوزه خلیج فارس و شرکتهای فناوری آمریکایی نیز برای افزایش تابآوری شبکههای ارتباطی، در حال سرمایهگذاری روی زیرساختهای جدید هستند.
مایکروسافت قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۴۰۰ میلیون دلار در توسعه اتصالات ارتباطی زیردریایی و زمینی در سراسر خاورمیانه سرمایهگذاری کند.
پژوهشگران سامانهای ساختهاند که میتواند بوهایی مانند قهوه و پرتقال را شناسایی کند و به دستگاهی در مکانی دیگر فرمان دهد همان رایحه را بازآفرینی کند. این فناوری که «سِنترونیک» نام دارد، گامی آزمایشی برای افزودن حس بویایی به ارتباطات دیجیتال است.
خبرگزاری رویترز جمعه اول آبان گزارش داد با وجود رواج انتقال تصویر و صدا، حس بویایی همچنان از ارتباطات دیجیتال غایب بوده است.
اکنون پژوهشگران دانشگاه ایالتی اوهایو امکان شناسایی یک بو و بازآفرینی آن را در مکانی دیگر، حتی هزاران کیلومتر دورتر، فراهم آوردهاند.
چونیو یانگ، دانشجوی دکتری علوم و مهندسی مواد در این دانشگاه و نویسنده اصلی پژوهش، گفت هدف این است که بو نیز در کنار تصویر و صدا به تجربههای ارتباطی اضافه شود و آنها را واقعیتر و جذابتر کند.
نتایج این پژوهش در نشریه «ساینس ادونسز» منتشر شده است. به گفته یانگ، وجه تمایز این سامانه، ترکیب شناسایی و بازآفرینی بو در یک بستر کوچک ارتباطی است.
بینی الکترونیکی چگونه کار میکند؟
سامانه «سنترونیک» از دو بخش اصلی تشکیل شده است: بینی الکترونیکی برای تشخیص بو و دستگاه تولیدکننده رایحه برای بازآفرینی آن.
بینی الکترونیکی با کمک چند حسگر گازی، ترکیبات شیمیایی موجود در هوا را بررسی میکند. سپس یک مدل یادگیری ماشینی تشخیص میدهد که الگوی شناساییشده به کدامیک از بوهایی تعلق دارد که پیشتر برای شناخت آنها آموزش دیده است.
این اطلاعات از طریق اینترنت به دستگاه گیرنده فرستاده میشود تا با آزاد کردن مواد معطر، رایحه مربوط را ایجاد کند.
در واقع، خود بو یا مولکولهای آن از اینترنت عبور نمیکنند؛ تنها دادههای لازم برای انتخاب رایحه به مقصد میرسند.
بینی الکترونیکی حدود ۱۵ سانتیمتر قطر دارد و قابل حمل است، اما روی بدن نصب نمیشود. پژوهشگران چند نمونه از دستگاه تولیدکننده بو ساختهاند که از جمله آنها میتوان به مچبند، گردنبند و ابزاری کوچک اشاره کرد که در دست قرار میگیرد.
به گزارش رویترز، این سامانه در مرحله کنونی تنها پنج بوی آشنا را تشخیص میدهد: قهوه، پرتقال، کیک، آبجو و شراب قرمز.
یانگ توضیح داد این نمونهها بهدلیل آشنا بودن و تفاوت رایحههایشان برای نمایش عملکرد دستگاه انتخاب شدهاند.
بهگفته او، گسترش فهرست بوهای قابلشناسایی از نظر فنی امکانپذیر است، اما تشخیص یک رایحه با بازآفرینی دقیق آن تفاوت دارد.
برای افزودن هر بوی تازه، هم باید بینی الکترونیکی با دادههای جدید آموزش ببیند و هم مایع معطر متناسب با آن در دستگاه گیرنده موجود باشد.
یانگ تاکید کرد دستیابی به سامانهای که هر بویی را بازتولید کند، بسیار فراتر از توانایی نمونه کنونی است.
از نظر او، هدف واقعبینانهتر این است که فناوری بتواند مجموعهای کاربردی از بوهای معمول زندگی را پوشش دهد؛ هدفی که تحقق آن به پژوهش و توسعه فراوان نیاز دارد.
رویترز نوشت پژوهشگران برای این فناوری کاربردهای مختلفی تصور میکنند. برای نمونه، افراد ممکن است در آینده بتوانند رایحه غذایی را که پختهاند با دوستان یا اعضای خانواده در کشوری دیگر به اشتراک بگذارند.
افزودن بو به تجربههای واقعیت مجازی و واقعیت افزوده یا فراهم آوردن امکان امتحان رایحه محصولات از راه دور هنگام خرید اینترنتی از کاربردهای احتمالی آن است.
با این حال، یانگ یادآور شد «سنترونیک» هنوز نمونهای پژوهشی است و بدون مشارکت هیچ شرکتی ساخته شده است.
تجاریسازی دستگاه به دادههای آموزشی گستردهتر و تشخیص قابلاعتماد بوها در محیطهای واقعی نیاز دارد؛ جایی که معمولا چند رایحه با یکدیگر آمیختهاند.
بهبود دقت بازآفرینی، افزایش شمار رایحهها، کوچک ماندن دستگاه، امکان پر کردن آسان مخازن، دوام و هزینه ساخت هم از چالشهای پیش رو هستند.
علاوه بر این، پژوهشگران باید ایمنی تماس مکرر افراد با ذرات معطری را که دستگاه در هوا منتشر میکند، مورد بررسی قرار دهند.
یانگ گفت در آینده شاید بتوان گوشی هوشمند را به وسیلهای جانبی برای تولید بو متصل کرد، اما جا دادن مخازن رایحه، قطعات الکترونیکی و افشانکها در خود گوشی دشوار است و وزن آن را افزایش میدهد.
یکی از هواداران بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و رهبر حزب لیکود، در آستانه انتخابات پارلمانی این کشور، پوستری از او را در بازار محانه یهودا در اورشلیم نصب میکند؛ پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵.
آسوشیتدپرس در گزارشی از شهر کریات شمونه در شمال اسرائیل نوشت که نشانههایی از کاهش حمایت از بنیامین نتانیاهو حتی در میان رایدهندگان سنتی حزب لیکود دیده میشود. ادامه حملات حزبالله لبنان و بازنگشتن بخش بزرگی از ساکنان به خانههایشان، از عوامل اصلی نارضایتی در این شهر است.
کریات شمونه، در نزدیکی مرز لبنان، از پایگاههای قدیمی حزب راستگرای لیکود به رهبری نتانیاهو محسوب میشود. در دو انتخابات گذشته اسرائیل، حدود نیمی از رایدهندگان این شهر به لیکود رای دادند؛ رقمی که دو برابر میانگین حمایت از این حزب در سراسر اسرائیل بود.
با این حال، خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارش جمعه اول آبان نوشت که سه سال جنگ و ناامنی، وفاداری سیاسی بخشی از ساکنان این شهر را متزلزل کرده است.
دو شهروند کریات شمونه در کنار سربازان اسرائیلی در محل وقوع یک انفجار در نزدیکی این شهر در شمال اسرائیل، ۲۰ مهر ۱۴۰۵.
کریات شمونه پیش از آغاز درگیریها، یکی از مراکز مهم تجاری شمال اسرائیل بود. اما پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل و آغاز حملات حزبالله از خاک لبنان، دولت اسرائیل این شهر و دهها منطقه مرزی دیگر را برای بیش از یک سال تخلیه کرد.
با وجود برقراری آتشبس میان اسرائیل و حزبالله در اواخر سال ۲۰۲۴، امنیت پایدار به این منطقه بازنگشت.
نتانیاهو پیشتر اعلام کرده بود که حزبالله را مهار کرده است، اما پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در اسفند ۱۳۰۴، حملات موشکی حزبالله به شمال اسرائیل از سر گرفته شد.
شهرداری کریات شمونه میگوید نزدیک به ۸۰ درصد از جمعیت ۲۲ هزار نفری شهر بازگشتهاند، اما برخی ساکنان معتقدند این رقم در واقع به ۵۰ درصد نزدیکتر است.
خیابانهای خلوت، مغازههای تعطیل و فروشگاههای بدون مشتری، نشانههایی از دشواری بازگشت زندگی عادی به این شهر هستند.
تصاویر بنیامین نتانیاهو و گادی آیزنکوت در تبلیغ تلویزیونی انتخابات اسرائیل روی پلی در تلآویو، ۲۹ مهر ۱۴۰۵.
رایدهندگانی که دیگر به نتانیاهو اعتماد ندارند
اتی بن شبات، زن ۶۴ ساله ساکن کریات شمونه، از جمله کسانی است که تصمیم گرفتهاند به حمایت طولانیمدت خود از لیکود پایان دهند.
او به آسوشیتدپرس گفت که در انتخابات گذشته تقریبا بدون فکر کردن و به پیروی از خانوادهاش به این حزب رای میداد، اما وعدههای عملینشده نتانیاهو درباره تامین امنیت شمال و نابودی حزبالله، اعتمادش را از بین برده است.
بن شبات گفت: «نمیخواهم دروغها ادامه پیدا کند.»
او اکنون قصد دارد به گادی آیزنکوت، فرمانده پیشین ارتش اسرائیل و رقیب نتانیاهو، رای دهد.
بهگفته بن شبات، آیزنکوت از نتانیاهو صادقتر است. او همچنین از اینکه نتانیاهو ارتباط چندانی با ساکنان مناطق مرزی برقرار نکرده و در حالی سربازان را به جنگ فرستاده که پسرش در آپارتمانی مجلل در میامی زندگی میکند، انتقاد کرد.
نیسان زئوی، یکی دیگر از حامیان قدیمی لیکود، نیز از این حزب فاصله گرفته و در انتخابات پیش رو نامزد حزب مخالف «بیاحد» شده است.
او که گروهی مدنی برای پیگیری امنیت شمال اسرائیل تاسیس کرده، نتانیاهو را به «رها کردن شمال» متهم میکند.
زئوی گفت: «ساکنان شمال سه سال است درگیر جنگی هستند که هنوز پایان نیافته است.»
او افزود: «نتانیاهو هنوز هوادارانی دارد که در هر شرایطی همراهش میمانند، اما مردم اکنون آگاهی سیاسی بیشتری دارند. پس از ۲۰ سال، او باید راه را برای رهبری جدید باز کند.»
چرا کریات شمونه برای نتانیاهو اهمیت دارد؟
حمایت از لیکود در کریات شمونه تنها یک انتخاب سیاسی نیست و با هویت اجتماعی و پیشینه خانوادگی بسیاری از ساکنان پیوند دارد.
بخش بزرگی از جمعیت این شهر را یهودیان مزراحی تشکیل میدهند؛ یهودیانی که عمدتا در دهه ۱۹۵۰ از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به اسرائیل مهاجرت کردند.
این گروه به دلیل تجربه تاریخی تبعیض از سوی نخبگان اروپاییتبار اسرائیل، بهطور سنتی گرایش بیشتری به احزاب راستگرا، بهویژه لیکود، داشتهاند.
همین پیوندهای خانوادگی و اجتماعی باعث شده است تغییر موضع سیاسی در این شهر برای برخی افراد دشوار باشد.
بن شبات میگوید در یکی از نشستهای هواداران آیزنکوت، سالن پر از جمعیت بود، اما بسیاری از حاضران اجازه عکاسی نمیدادند، زیرا نگران واکنش خانواده و همسایگان خود بودند.
او گفت: «اینجا جای کوچکی است، برای همین مردم آشکارا درباره این موضوع صحبت نمیکنند. اما در درون خود، مردم واقعا خواهان تغییر هستند.»
بیلبوردهای انتخاباتی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و رهبر حزب لیکود (چپ)، و گادی آیزنکوت، فرمانده پیشین ارتش اسرائیل و رهبر حزب یاشار، در ورودی شهر کریات ملاخی، ۲۸ مهر ۱۴۰۵.
همه ناراضیان به مخالفان نتانیاهو نمیپیوندند
با وجود افزایش نارضایتی، بخشی از ساکنان کریات شمونه همچنان از نتانیاهو حمایت میکنند.
سامی مالول، عضو پیشین شورای شهر از حزب لیکود، معتقد است دولت در مدیریت جنگ و تخلیه شهر عملکرد مناسبی داشته و امنیت مردم را در اولویت قرار داده است.
او میگوید کریات شمونه از زمان تاسیس همواره با تهدیدهای امنیتی روبهرو بوده و نمیتوان نتانیاهو را مسئول همه مشکلات کنونی دانست.
مایمون امسالم، یکی دیگر از ساکنان، نیز گفت: «ما واقعا بیبی را دوست داریم و نمیتوانیم فرد دیگری را انتخاب کنیم، اما او باید نیازهای مردمش را ببیند.»
از سوی دیگر، برخی منتقدان نتانیاهو خواستار اقدامات نظامی شدیدتر علیه حزبالله هستند و ممکن است به جای احزاب مخالف، به جریانهای راست افراطی رای دهند.
کاهش حمایت در نظرسنجیها؛ زنگ خطر برای لیکود
بر اساس نظرسنجی انجامشده برای آزمایشگاه آگام در دانشگاه عبری، حمایت از نتانیاهو در شمال اسرائیل از حدود ۲۹ درصد در آستانه انتخابات سال ۲۰۲۲ به حدود ۱۷ درصد در اکتبر ۲۰۲۶ کاهش یافته است.
نیمرود نیر، مدیر این مرکز پژوهشی، معتقد است بسیاری از رایدهندگان ناراضی لیکود احتمالا به احزاب راست افراطی مانند «قدرت یهودی» و «صهیونیسم مذهبی» گرایش پیدا میکنند؛ احزابی که خواستار برخورد نظامی شدیدتر با دشمنان اسرائیل هستند.
این احزاب ممکن است همچنان از نخستوزیری نتانیاهو حمایت کنند، اما در صورت ورود به ائتلاف حاکم، خواستار سهم بیشتری از قدرت شوند.
در مقابل، انتقال بخشی از آرای لیکود به گادی آیزنکوت میتواند به تغییر نتیجه انتخابات نزدیک اسرائیل کمک کند.
آسوشیتدپرس نوشت که با وجود برگزاری انتخابات در روز سهشنبه، نشانههای شور انتخاباتی در کریات شمونه اندک است و بسیاری از ساکنان به دلیل ناامیدی از وضعیت موجود، تمایلی به صحبت درباره سیاست ندارند.
به گزارش این خبرگزاری، هیچیک از نامزدهای اصلی نیز تاکنون برنامه مشخصی برای پایان دادن به درگیری با حزبالله ارائه نکردهاند و عمدتا به وعدههای کلی درباره تقویت امنیت بسنده کردهاند.